از موضع ضعف، «فاتحه» نخوانیم!

هم ملی هم مذهبی هم ایرانی هم مسلمان هم سلمان هم عمار و هم علمدار

یکی از نمایندگان مجلس که گاهی اوقات به خصوص ایام فتنه ۸۸ در موضع گیری ها عمدتا به جای حق یا باطل، جانب بی بصیرتی را می گرفت و هنوز هم کم و بیش به هکذاست و هر چه می شود می گوید «تقصیر حرف های فلانی بود در مناظره» اخیرا در یکی از جراید دوم خردادی، سیاست نظام در برخورد با جریان انحرافی نهضت آزادی را نادرست خواند و در سخنانی مغایر با نظر فصل الخطاب امام راحل به تطهیر نهضت آزادی پرداخت و گفت که نظام باید در حق این گروهک مهر و عطوفت بیشتری خرج می کرد. گمانم بهانه این اظهارنظر فوت عزت الله سحابی بود. اینکه بعد از کوتاه شدن دست آدمی، حتی آدمی مثل عزت الله سحابی از دنیا، بخواهی پای در گلیم ادب و اخلاق و کرامت انسانی بگذاری و حتی المقدور سخن از خوبی های طرف بگویی، یک چیز است، و اینکه بخواهی به همین بهانه، واقعیت را تحریف کنی، یک چیز دیگر. کار کریمانه و درست نخست را چند باری دیده ام از رهبر انقلاب. یکی بعد از فوت پدر همین عزت الله سحابی، یعنی یدالله سحابی، که «آقا» در پیام شان سعی کرد اشاره کند به خوبی های آن مرحوم و یکی هم پیام «آقا» بود بعد از فوت منتظری که عینا بر همین منوال بود. اصولا «با کریمان کارها دشوار نیست»، اما با افراد کم بصیرت کار کمی بیخ پیدا می کند. اینکه بهتر بود در مناظره ها بعضی اسامی مطرح نمی شد، یک حرف است، و اینکه تو دم به ساعت ادعا کنی که کل فتنه ۸۸ تقصیر حرفهایی بود که فلانی در مناظره زد، یک حرف دیگر. اولی را به همان روایت که «آقا» در نماز جمعه گفت، -و نه با هر حکایتی!- همه قبول می کنیم، اما دومی، از آن حرف های صد من یک غاز است. فتنه شد که دشمن اساس جمهوری اسلامی با ۳۰۰ هزار شهید را بزند، تو آن وقت برداری ادعا کنی که دعوای دولت بود با فلانی، و همه اش هم زیر سر بهمانی بود! می بینید؛ ظاهر مواضع به هم نزدیک است، اما انسان بصیر و هوشیار دقت می کند تا سره را از ناسره تشخیص دهد. بگذارید خاطره ای بگویم از این نماینده محترم مجلس. روزگار اصلاحات که مدعیان اصلاح طلبی سخن علیه خدا و عاشورا و امام و اسلام می گفتند، من در کیهان بودم و خوب یادم هست این نماینده در کنار مطالب خوبی که گاه و بی گاه می نوشت و عمدتا به کیهان -و نه رسانه های دوم خردادی!- می داد، عمده سوژه هایش ۲ چیز بود: یکی نقد سیزده به در و یکی هم نقد چهارشنبه سوری! خوب یادم هست که هر سال در آستانه این ۲ روز حتما یک چیزی می نوشت و اصرار عجیبی داشت که حتما مطالبش کار شود. شتر را داشتند با بارش می بردند، آن وقت این جناب بیشتر از مقولات دیگر، نگران سیزده به در بود و چهارشنبه سوری. یعنی این ۲ مسئله برایش برجسته تر بود، هر چند که معترفم مقالات این نماینده عزیز، آن زمان نقش موثری در بصیرت افزایی داشت. نگارنده با چهارشنبه سوری کاری ندارم، اما سیزده به در را نظام مقدس جمهوری اسلامی تدبیر خوبی کرد و آن را «روز طبیعت» خواند تا به نوعی -تاکید می کنم به نوعی- در مقام عمل گام برداشته باشد در وادی «خدمات متقابل اسلام و ایران». به هر حال اگر مراد از روز سیزده به در نزد توده مردم -نه مسئله داران مسئله ساز!- این باشد که به دامن طبیعت بروند و دمی کنار جوی آب بنشینند و گیرم حتی سبزه ای هم برای با مزه بازی، گره بزنند، جمهوری اسلامی خوب از پس جمع کردنش برآمده و قطعا نیازی نیست که عده ای به سیزده به در که می رسد، شاخک های بصیرتشان بیش از حد تکان بخورد! از بحث اصلی دور نشویم. نظر ما درباره گروهک نهضت آزادی، همان نظر امام است که فعالیت سیاسی این گروهک را «غیر قانونی» خواند و این مهم هیچ ارتباطی ندارد که پیرمردهای این نهضت در قید حیات باشند یا به رحمت ایزدی پیوسته باشند. با این همه اگر من هم بخواهم در وصف عزت الله سحابی کرامت به خرج دهم، اشاره می کنم به یک خاطره. سال گذشته همراه یکی از دوستان که در حوزه تاریخ، بیش فعالی دارد، رفتیم تا با عزت الله سحابی گفت وگو کنیم. کش ندهم؛ آنجا عزت الله سحابی اشاره کرد به صداقتش و اینکه اگر هم اپوزیسیون نظام است، یک اپوزیسیون نجیب است. اولا نفاق ندارد و اگر مثلا با یک اصل مخالف است، آن را می گوید و کتمان نمی کند. ثانیا مخالفتش با جمهوری اسلامی سبب همکاری با دشمن و از آن بدتر جاسوسی برای دشمن نمی شود. ثالثا وقتی می بیند بعضی از مخالفین حرف ناراست می زنند، ابایی ندارد که سخن هم کیشان خود را تصحیح و نقد کند. (کاری که انصافا در نقد سروش انجام داد و یا همیشه از نواب صفوی به نیکی یاد می کرد) همانجا به عزت الله سحابی گفتم: امیدوارم همین طور باشد که شما می گویی، اما در برخی چیزهایی که گفتید، حق دارم شک و شبهه اساسی داشته باشم. من جمله عملکرد خود شما در هیات مثلا «حسن نیت» در کردستان زمان جنگ. آن ایام متاسفانه اسناد و مدارک نشان می دهد نهضت آزادی بیش از دوست، حسن نیتش را به دشمن ثابت کرده است! نیز گفتم: شما اسم تان را گذاشته اید «ملی مذهبی» اما خدا وکیلی انصاف دهید؛ ملی مذهبی، شما بودید یا حاج احمد متوسلیان؟! البته یادم هست این را هم به مرحوم سحابی گفتم که از نظر من شخص شما -و نه نهضت آزادی- در مقایسه با بعضی ها مثلا بعضی احزاب دولت ساخته گمانم نفاق تان کمتر باشد، که پیرمرد زد زیر خنده و گفت: آخرش هم حرف خودت را زدی! بعد خوب یادم هست که این را هم گفت: نمی دانم چه رازی است که جوانان عاشق جمهوری اسلامی این همه مستحکم اند در عقایدشان.

¤¤¤

آری جناب نماینده! این که من نوشتم، خیلی فرق می کند با آنکه شما گفتی و صد البته غلط گفتی، چرا که در «مکتب امام» نهضت آزادی یک گروهک غیر قانونی است و این اصلا ربطی به این ندارد که من بخواهم همین الان برای عزت الله سحابی فاتحه بخوانم و از خدا طلب مغفرت کنم برایش… صد البته اشکی اگر دارم، آن را می گذارم برای شهید گمنام و فراموش نمی کنم که ما مدیون خون شهدا هستیم، نه کسانی که با هیئت مثلا حسن نیت، ستون پنجم حزب بعث شدند و خون به دل شهدا کردند. آری برادر! الگوی ما در «جاذبه و دافعه علی» که شهید مطهری دقیق و موشکافانه نوشت، سیدعلی است، که به وقتش کریم است و به وقتش باج نمی دهد به احدی. به هر حال یک فرقی هست میان «اصول فلسفه و روش رئالیسم» با اصول سفسطه و از این جور حرف ها!

روزنامه کیهان/ ۲۳ خرداد ۱۳۹۰

این نوشته در صفحه اصلی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. AAA می‌گوید:

    عالی!

  2. طاهره فتاحی می‌گوید:

    آقا من اصلا کاری به بصیرت و انقلابی گری و این حرف ها ندارم. فقط یک سوال دارم. خدا وکیلی این آقای “نماینده” دکترای راست راستکی دارد؟ آن هم در رشته ی به این سنگینی و سختی؟
    اساسا اولین سوالی که بعد از تحلیل های این آقا به ذهن من می رسد همین است…

  3. سیداحمد می‌گوید:

    الگوی ما در «جاذبه و دافعه علی» که شهید مطهری دقیق و موشکافانه نوشت، سیدعلی است، که به وقتش کریم است و به وقتش باج نمی دهد به احدی.

    خیلی عالی بود داداش،
    به چنین متنی نیاز داشتیم.
    واقعا منصفانه نوشتید. یکی از مهمترین دلایل تاثیر گذاری قلمتان منصف بودنتان است.
    احسنت سالار!

  4. سیداحمد می‌گوید:

    “سردار سپاه آخر الزمان، یار امام زمان، علمدار سپاه حضرت ماه، حاج احمد متوسلیان”

    به به…به به
    چه عکسِ زیبائی،
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم…

  5. به جای امیر می‌گوید:

    چمن !(گفت و شنود)

    گفت: برخی از گروه های اپوزیسیون مقیم آمریکا و اروپا از طریق رادیوهای اسرائیل و آمریکا و بی بی سی، به هواداران خود گفته اند روز ۲۲ خرداد از ساعت ۶ تا ۸ بعدازظهر در پیاده روی خیابان ولی عصر(عج) راهپیمایی کنند!
    گفتم: همه روزه بین ساعت ۶ تا ۸ بعدازظهر پیاده روی این خیابان مملو از جمعیت است.
    گفت: اعلام کرده بودند که هیچ علامت و نشانه ای با خود حمل نکنند و هیچ شعاری هم ندهند!
    گفتم: خب! مردم همیشه همین کار را می کنند. این چه ربطی به فراخوان رادیو آمریکا و رادیو اسرائیل دارد؟!
    گفت: چه عرض کنم؟! اتفاقا دیروز اندک هواداران باقیمانده هم به سران فراری اپوزیسیون بی محلی کردند.
    گفتم: معلم نقاشی به دانش آموزی گفت؛ مگر نگفته بودم صحنه یک زمین چمن با تعدادی گوسفند را نقاشی کن ، این ورقه سفید چیست که با خود آورده ای؟ دانش آموز گفت؛ آقا اجازه! این همان است که شما خواسته بودید. معلم پرسید؛ خب! چمن ها کو؟ دانش آموز جواب داد؛ گوسفندها همه را خوردند! پرسید؛ گوسفندها در این نقاشی کجا هستند؟ دانش آموز گفت؛ آقا اجازه! گوسفندها بعد از چریدن چمن ها رفتند!

  6. سلاله 9 دی می‌گوید:

    تمامش حرف حساب بود و طبعا جواب ندارد.
    اشاره تان به نقد چهارشنبه سوری و سیزده به در و موقعیت شناسی این آقا هم جالب بود.
    حاج احمد ما الان ۵۸ ساله است.کجایی سردار؟

  7. قاصدک منتظر می‌گوید:

    سلام
    بعضی ها اون جایی که باید شاخک های بصیرتشون تکون بخوره انگار نه انگار ,اما اون جایی که خیلی ضرورت هم نداره ,شاخک هاشون بیش از حد تکون می خوره.پس نتیجه می گیریم شاخک های این جور افراد تاریخ مصرفشون گذشته.
    قربون رهبرمون سید علی (که به وقتش کریم است و به وقتش باج نمی دهد به احدی.)

  8. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    آخ که چقدر حال کردم تو دیدار نمایندگان با آقا
    آقا زدن این یارو رو ترکوندن:
    من پارسال به شما عرض کردم که در داخل مجلس شوراى اسلامى، خودنظارتى بگذارید. این، همان تقواى جمعى است. مجموعه، خود را بپاید. “””حالا حرف‌هایى گوشه کنار زدند که نماینده باید آزاد باشد، چه باشد.”” کسى با آزادى نماینده مخالف نیست؛ با کج‌رفتارى نماینده مخالف است.

  9. یانوش می‌گوید:

    در حدی نیستی که درباره مرحوم سحابی حرف بزنی…
    حسین قدیانی: کاش می نوشتی درباره سحابی حرف زدن، لازم به پاس کردن کدام حد است!

  10. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    ممنون داداش حقا و انصافا منصفانه بود…

  11. قاصدک منتظر می‌گوید:

    سلام
    بعضی ها اون جایی که باید شاخک هاشون تکون بخوره ,انگار نه انگار,ولی اون جاهایی که خیلی هم ضرورت نداره ,شاخک هاشون بیش از حد تکون می خوره.پس نتیجه می گیریم تاریخ مصرف شاخک هاشون گذشته.
    قربون رهبرمون سید علی(که به وقتش کریم است و به وقتش باج نمی دهد به احدی.)

  12. صبا می‌گوید:

    “نمی دانم چه رازی است که جوانان عاشق جمهوری اسلامی این همه مستحکم اند در عقایدشان.” به نظر شما رازش چیست؟

  13. صبا می‌گوید:

    “گیرم حتی سبزه ای هم برای با مزه بازی، گره بزنند،”
    همان دیگر گفتیم خرافه گرایی و از این چیزا وگره زدن سبزه را خرافه جلو دادیم که امروز وضع مان این است! جدا شوخی بود. راستی جن هم در این زمینه آیا راه گشاست؟

  14. مجتبی می‌گوید:

    سلام
    به وبلاگم سر بزن
    خوشحال میشم
    شاید خوشت بیاد

  15. روزبه جعفری می‌گوید:

    بهشت نصیبتان …

  16. هوشنگ می‌گوید:

    اینکه در جای منتقد بشینیم و بدون اینکه دست به سیاه و سفید بزنیم کارهای دیگران را سبک و سنگین کنیم ، فکر میکند که خیلی کار سختی است ؟
    از این آقای عقل کل بخواهید که هرآنچه در تبعیت از ولایت فقیه در طول مدت نمایندگی در مجلس انجام داده را لیست کند تا حداقل اول خودش و بعد هم ما به یک جمع بندی نسبت به ارزش حضور این آقا در خانه ملت پی ببریم .
    انتقاد و بهانه گرفتن از کار دیگران ساده است بفرمائید خودش چکار کرده تا ما هم یک کم ساده کاری کنیم . حداقل بگوید که راجع به کم و کیف حضور و غیاب نمایندگان در مجلس اینها به چه کسی جوابگو هستند ؟
    تصویب طرح نظارت بر نمایندگان را امضای برده شدن نمایندگان میداند چرا که نماینده یک بخش از یک شهر است . خدا بخیر کند آنوقتی که یک فردی اینجوری نماینده همه کشور شود .
    مجلسی که تنها در یک قلم جزئی و خیلی ساده حریف حضور و غیاب اعضای خودش نمیشود واقعا لازم نیست که نظارتی را روی سر خودش ببیند ؟
    به این آقا باید گفت که اگر نشنیده حالا بشنود که از قدیم گفته اند یک سوزن به خودت یک میخ طویله به دیگران .

  17. ساقیانه می‌گوید:

    چه پست نفس گیری…

  18. سلام
    هیچ تجبی ندارد که بعضی ها نمی دانند چه رازی است که جوانان عاشق جمهوری اسلامی این همه مستحکم اند در عقایدشان

    همه ی آنان که معنای ولایت را نمی دانند در کار ما سخت درمانده اند

    بسیار عالی

    قبول باشه

  19. حامد مهدوی می‌گوید:

    خیلی تندی برادر. خیلی! امیدوارم این تندی و حق به جانبی دست کم حاصل جوانی و خامی باشه و نه تندی دانسته و حساب شده که اسباب ترقی و در سطح آب شناور بودنه همیشه.
    ما بعضی وقتا این قدر حرف خدا می زنیم که خود خدا فراموشمون می شه.
    حسین قدیانی: خب این کار را نکنید و خدا را همیشه به یاد داشته باشید و الا قضاوت تان درباره دیگران آمیخته به افراط و تفریط می شود!

  20. لیلی می‌گوید:

    سلام خوب کردید جوابشو دادید،اصلا تو دلم مونده بود یکی بیاد حال اینو بگیره ….
    کاش این آقا بیاد کتابها ی باباشو یه بار دیگه بخونه ، شاید این بار چیزی از خط پدرش فهمید!
    اینم مثل مهندس می خواد دل همه رو به دست بیاره، الا دل آقا رو….

  21. hossein می‌گوید:

    سلام
    دوست و همکار محترم اگر مایل به تبادل لینک در صفحه اصلی هستید پس از لینک نمودن ما با عنوان
    “تبادل لینک اتوماتیک”
    و آدرس
    agahiduni.com/links
    در صفحه اصلی, از طریق لینک زیر عنوان وآدرس خود را برای ما ارسال نمائید:
    http://agahiduni.com/contact.php

    لینک شما را در ۲ دامنه
    agahiduni.com و agahiduni.ir
    در صفحه اصلی و بخش تبادل لینک اتوماتیک قرار می دهیم
    موفق باشید.

  22. فدایی امام خامنه ای می‌گوید:

    حاج احمد متوسلیان هم که شاگرد ولایت در امتداد معصوم بود، جاذبه و دافعه اش واضح بود.

  23. امّت می‌گوید:

    خب… الحمدلله امروز امتاحانتم تموم شد و الان با خیال راحت دلی از عزا در میارم و مطالب عقب افتاده بعلاوه کامنت ها رو می خونم… تا چشم فرانس ۲۴ دربیاد! (اصلا ربطی داشت؟)

  24. ناشناس می‌گوید:

    خدا قوت

  25. چشم انتظار می‌گوید:

    دربی بصیرتی این جناب همین قدر بس که بعد ازتاکید مجدد”آقا”مبنی برلزوم نظارت نمایندگان برخود . خفه خون گرفته . چقدرکه من ازاین آدم …

  26. چشم انتظار می‌گوید:


    حسین قدیانی: ممنون! نیازی به جواب دادن نیست!

  27. چشم انتظار می‌گوید:

    مشکل این آقای نماینده اینه که همیشه اول حرف می زنه بعد فکر هم نمی کنه !

  28. mmsk می‌گوید:

    احسنت خیلی عالی بود

  29. ن ر گ س می‌گوید:

    ســلام آقای قدیانی!

  30. عطشان می‌گوید:

    بسم رب الشهداء و الصدیقین
    سلام
    شد بار به روی خلق باب برکات
    ای غرق گنه رسید کشتی نجات

    زن دست به دامان جواد و بفرست
    بر احمد و آل او دمادم صلوات

    ولادت جواد الائمه ابن الرضا (ع)بر داداش حسین و بر همه بچه های قطعه مقدس ۲۶ مبارک .
    یا علی

  31. روزبه جعفری می‌گوید:

    سلام

    دومین سالگرد شهید حسین غلام کبیری نخستین شهید فتنه با حضور خانواده معظم شهدا و امت حزب‌الله در شهرری برگزار می‌شود.
    به گزارش خبرگزاری فارس از جنوب استان تهران، دومین سالگرد شهادت شهید فتنه روز سه‌شنبه ۲۴ خرداد ماه سال جاری در حسینه پیروان شهدای کربلا واقع در شهرری، خیابان شهید غیوری، ‌چهارراه خط آهن برگزار می‌شود.
    این مراسم معنوی با حضور خانواده شهدا، امت حزب‌الله، حجج‌ اسلام مرتضی آقاتهرانی، مهدی ماندگاری و علیرضا پناهیان، سعید قاسمی و حسین الله‌کرم و جمعی از مسئولان شهرستان ری برگزار می‌شود.
    مادر شهید غلام کبیری در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در جنوب استان تهران با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی شهید غلام کبیری عنوان کرد: او همیشه پس از مدرسه به پایگاه بسیج می‌رفت اما شب حادثه حال خاصی داشت و قبل از رفتنش یک جور دیگر نگاه می‌کرد.
    وی در پایان خطاب به ابرقدرت‌ها گفت: ما تا آخرین نفس پشتیبان نظام و رهبر هستیم و باور کنید اگر آن شب می‌دانستم که حسین کجا می‌رود، من هم پا به پای او برای دفاع از اسلام می‌رفتم. پسر من عاشق شهادت بود و بالاخره به آرزویش رسید.
    حسین غلام کبیری از بسیجیان فعال پایگاه حجتیه شهرری، جوان ۱۸ ساله‌ای بود که در فتنه ۸۸ در دفاع از کیان انقلاب اسلامی، در شامگاه روز ۲۵ خرداد ۸۸ به وسیله یک دستگاه خودروی پراید در منطقه سعادت‌آباد تهران زیر گرفته شد و بر اثر خونریزی شدید ساعت ۱۵ روز ۲۶ خرداد به کاروان شهدا پیوست.
    این مراسم با مشارکت و همراهی حوزه هنری شهرری، بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان ری، دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و پایگاه مقاومت حجتیه (عج) از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۲۰ برگزار می‌شود.

  32. قاصدک منتظر می‌گوید:

    یا جوادالائمه ادرکنی
    *ولادت میوه ی دل امام رضا(ع)مبارک باد*

  33. روزبه جعفری می‌گوید:

    سلام

    ” پیروی از ولایت فقیه یعنی این … ”
    هنگامی که امام خمینی در سال ۱۳۴۲ پرچم نهضت جهانی خود را بلند کرد، علی چیت سازیان حدود یک سال داشت. ربع قرن بعد ، به تاریخ چهارم آذر ۱۳۶۶، علی در حالی که لباس سربازی حضرت روح الله را بر تن داشت ، بال در بال ملائک گشود.

    او در زمان شهادت فرماندهی اطلاعات و عملیات لشکر ۳۲ انصارالحسین(ع) را بر عهده داشت. آن چه خواهید خواند برشی است از حیات پربار او. روحمان با یادش شاد.

    ” همراه با شهید علی چیت سازان فرمانده اطلاعات وعملیات لشکر ۳۲ انصارالحسین(ع) (یگان بچه های همدان) با یک ماشین تویوتا داشتیم از منطقه به طرف شهر بر می گشتیم. زمستان بود و هوا سرد و استخوان سوز. در بین راه یک مرد کرد با زن و بچه اش را دیدیم که کنار جاده ایستاده بود. علی ایستاد و پرسید: کجا میرین؟ مرد گفت: کرمانشاه. علی گفت: رانندگی بلدی،مرد کرد گفت: بله بلدم. (هم من تعجب کرده بودم هم آنها) علی به خاطر اینکه او به همراه زن و بچه اش راحت باشند از او خواست پشت فرمان بنشیند و به من گفت: سعید! بپربریم عقب ماشین. باد و سرما به حدی آزار دهنده بود که هر دو مچاله شده بودیم. عصبانی شدم و گفتم: مگه تو این آدمو می شناسی که بهش اعتماد کردی؟ گفت: بله، اینها دو سه تا از اون کوخ نشینانی هستند که امام فرموده به تمام کاخ نشین ها شرف دارند… ”
    عکسی از این شهید بزرگوار : http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/3/23/97458_975.jpg

  34. روزبه جعفری می‌گوید:

    سلام

    ” شهیدی که خود را مجازات میکرد ! ”
    جانباز شهید سید مجتبی علمدار در تاریخ ۱۱ بهمن ماه ۱۳۴۵ هنگام اذان صبح در یک خانواده متدین و مذهبی در شهرستان ساری به دنیا آمد.
    سیّد، فرمانده گروهان سلمان از گردان مسلم بود. او در تاریخ ۱۷ تیر ماه ۱۳۶۶ ملبس به لباس مقدس سپاه اسلام شد و پس از عملیات کربلای ۵ ضمن حضور در بیشتر عملیات ها چند بار مجروح شد و پس از پایان جنگ نیز، در واحد طرح و عملیات لشکر ۲۵ کربلای ساری مشغول به خدمت شد.
    سید مجتبی که مداح اهل بیت (ع) هم بود در تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۷۵ ـ سالروز تولدش ـ در اثر جراحات شیمیایی به سوی معبود خود شتافت.
    سید مجتبی در یکی از دست نوشته هایش آورده است:
    «ما اگر عاشق جبهه بودیم، به خاطر صفای بچه هایی بود که لذت های مادی را فراموش کردند و اکنون ما نیز چون شماییم. وقتی در خون خویش غلتیدیم و چشم از دنیا بستیم، فکر می کردیم که دیگر همه چیز تمام شد اما این گونه نشد. دردهای شما در فراق ما، دل ما را بیشتر آتش می زند. درست است که ما به هر چه می کنید، آگاهیم؛ اما این بلای بزرگی بود که ای کاش نصیب ما نمی شد. وقتی شما از این و آن طعنه می خورید و لاجرم به گوشه اتاق پناه می برید و با عکس های ما سخن می گویید و اشک می ریزید، به خدا قسم این جا کربلا می شود و برای هر یک از غم های دلتان این جا تمام شهیدان زار می زنند».
    شهید سید مجتبی علمدار برای نزدیکی به خدا با خود عهدهایی بسته بود. در این روزها و شب های مبارک ماه رحمت و برکت ـ رجب ـ که بهانه های خوبی داریم تا به خدا نزدیکتر شویم،خوب است نگاهی داشته باشیم به آن عهدها که باید آنها را قوانین شهید علمدار بنامیم و چه خوب است که الگوی راهمان باشند:
    قانون نخست

    خداوندا! اعتراف می کنم به این که قرآن را نشناختم و به آن عمل نکردم. حداقل روزی ده آیه قرآن را باید بخوانم، اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیل نتوانستم این دده آیه را بخوانم روز بعد باید حتما یک جزء کامل بخوانم.

    قانون دوم

    پروردگارا اعتراف می کنم از این که نمازم را به معنا نخواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم. حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم. اگر به هر دلیل نتوانستم این دو رکعت نماز را بخوانم، روز بعد باید نماز قضای یک ۲۴ ساعت را بخوانم.

    قانون سوم

    خدایا! اعتراف می کنم از این که مرگ را فراموش و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشد. حداقل هر شب قبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرب بخوانم. اگر به هر دلیل نتوانستم روز بعد باید بیست ریال صدقه و هشت رکعت نماز قضا به جا بیاورم.

    قانون چهارم

    خدایا! اعتراف می کنم از این که شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم حداقل در هر هفته باید دو شب نماز شب بخوانم و بهتر است شب پنجشنبه و جمعه باشد. اگر به هر دلیل نتوانستم شبی را به جا بیاورم، باید به جای هر شب پنجاه ریال صدقه و یازده رکعت نماز به جا بیاورم.

    قانون پنجم

    خدایا! اعتراف می کنم به اینکه (خدا می بیند) را در همه کارهایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خود کار کردم.حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبح های جمعه سوره الرحمن را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم، باید هفته بعد ۴ صبح زیارت عاشورا و یک جز قران بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم، باید قضای آن را در اولین فرصت به اضافه دو حزب قران بخوانم.

    قانون ششم

    حداقل باید در آخرین رکوع و در کلیه سجده های نمازهای واجب صلوات بفرستم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم باید به ازای هر صلوات ده ریال صدقه بدهم و صد صلوات بفرستم.

    قانون هفتم

    حداقل باید در هر بیست و چهار ساعت هفتاد بار استغفار کنم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم در بیست و چهار ساعت بعدی باید سیصد بار استغفار کنم و باز هم سیصد به ششصد تبدیل می شود.

    قانون هشتم

    هر کجا که نماز را تمام می خوانم، باید دو روز روزه بگیرم. بهتر است که دوشنبه و پنجشنبه باشد. اگر به هر دلیل نتوانستم این عمل را انجام دهم، در هفته بعد باید به جای دو روز، سه روز و به ازای هر روز، صد ریال صدقه بپردازم.

    قانون نهم

    در هر روز باید پنج مسأله از احکام حضرت امام (ره) را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم روز بعد باید پانزده مسأله را بخوانم.

    قانون دهم

    در هر بیست و چهار ساعت، باید پنج بار تسبیحات حضرت زهرا (س) برای نمازهای یومیه و دو بار هم برای نماز قضا بگویم. اگر به هر دلیل نتوانستم این فریضه الهی را انجام دهم، باید به ازای هر یک بار، سه بار این عمل را تکرار کنم.
    عکس ها :
    سید مجتبی علمدار : http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/3/23/97483_278.jpg

    http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/3/23/97498_693.jpg

    عکس شهید بعد از عروج … : http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/3/23/97485_594.jpg

    عکس مزار این شهید بزرگوار : http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/3/23/97484_558.jpg
    اگر کامنت خیلی طولانی شد معذرت میخواهم .

  35. »حمد نیک دل می‌گوید:

    حتما ببینید

    گزارش تصویری از فعالیتهای هنری در اردوی جهادی
    http://www.pooyehonar.blogfa.com/

  36. میرزا می‌گوید:

    http://jahannews.com/vdcdxz0f5yt05n6.2a2y.html

    سایت هاشمی در حرکتی جدید به بازخوانی نامه ی جنجالی و آتشین هاشمی پرداخته و این بار سعی داشته با جوابیه از سوی خود هاشمی مبنی بر تأیید چنین نامه ای، آن را مثبت جلوه دهد.

    سایت هاشمی دوباره نامه بدون سلام و والسلام و سراسر توهین و تهدیدش نسبت به رهبری عزیز را در سایتش گذاشت

  37. میرزا می‌گوید:

    این مطهری نماینده مردم تو مجلس نیست

    نماینده هاشمی رفسنجانی و زن و بچش تو مجلسه

  38. میرزا می‌گوید:

    به طرح نظارت بر نمایندگان که دستور صریح رهبری بود

    گفت سند بردگیمان را بدست خودمان امضا نکنیم

  39. عطشان می‌گوید:

    به به پس بعضی از آقایون نماینده که جلسات مجلس را ده تا در میان شرکت می کنند در حال اظهار فضلند وگرنه بندگان خدا که قصدی جز خدمت رسانی به مردم ندارند از این بعضی ها متشکریم خدا حقوقشان را زیاد کند

  40. عطشان می‌گوید:

    مشرق: این بار ، سیلِ ویرانگر بی تدبیری و جهالتِ مسئولان فرهنگی ، دامن ِ گلزار شهدای زنجان را گرفت و بخش عظیمی از میراث به جامانده ی شهیدان را از میان برد. میراثی که در قالب سنگ مزار ، نمایانگر فرهنگ و اعتقادات خانواده ی شهدای زنجان بود ، به نام یکسان سازی ، منهدم شد و هیچ مقامی نیز پاسخگوی این خسارت فرهنگی نشد.
    این خیانت ، پیش از این در گلزار شهدای مشهد مقدس ، امامزاده چیذر و …نیز انجام شده است و ظاهرا تلاش فراوانی برای تکرارِ آن در بهشت زهرای تهران در حال انجام است. چه کاری از دست دلسوزان و علاقمندان به میراث شهدا برمی آید؟

    ببخشید این خبر عکسهای زیادی دارد من سرعت اینرنتم خیلی پایینه نتونستم براتون بفرستم
    عکسها در سایت موعود موجوده نمی خواین چیزی بگید ؟

  41. سیداحمد می‌گوید:

    سلام بر داداش حسین بی همتا،
    خسته نباشید حاجی، ارادتمندم؛

    سلام و درود خدا نثار شهید قدیانی.

  42. اسلامی ایرانی می‌گوید:

    سلام داداش گلم. فقط اومدم بگم خسته نباشی.

  43. همراه همیشگی می‌گوید:

    خوبیه شما اینه که هیچ وقت از موضع ضعف حرفی نمیزنید.آدم کیف میکنه از اعتماد به نفستون.ما مثل همیشه دوستون داریم،شما هم مثل همیشه یکه تاز باشید.

  44. مهره اضافه می‌گوید:

    قطعه قطعه مهره
    سلام
    این خیلی جالبه ک گفته : نمی دانم چه رازی است که جوانان عاشق جمهوری اسلامی این همه مستحکم اند در عقایدشان…
    بله ک مستحکمیم …. حرفی هست ؟!!
    حتما شیطان بزرگ هم این مطلبو گرفته ک انقده فاکتور رو فاکتور خرج ما می کنه !!!
    ممنون ک هستین (:

  45. صاحبدل می‌گوید:

    مطلبتون بیش از پیش واقعاً زیباست پس چه بهتر که بنده هم با حفظ منبع این مطلب رو با اجازتون در وبلاگم بزارم تا بقیه دوستان نیز این مطلب رو بخونن
    خوشحال میشم به این برادر کوچکتان نیز سری بزنید و وبلاگه بنده رو منور کنید …

    التماس دعا
    یاحق

  46. سیداحمد می‌گوید:

    یه نکته جالب دیگه!

    زمان مختار به باتوم می گفتند: “کافر کوب”
    :)

  47. اون عکس حاج احمد واسه چی بود ؟

    یه توضیح کوچولو بدین !

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>