سری در رأس اخبار

وطن امروز ۲۱ مرداد ۱۳۹۶

چون عقیله بنی‌هاشم، ما نیز «ما رأیت الا جمیلا» که برق نگاه نافذ تو، الا ‌ای محسن شهید! مرز میان نور و ظلمت را پررنگ‌تر کرد! و حد فاصلی شد برای ترسیم تفاوت شجاعت و ترس! و تفسیری باشکوه ارائه کرد از این سخن روح‌الله: «ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد»! آری! تو با نترس‌ترین سر ممکن و با راسخ‌ترین نگاه ممکن، همه دشمن را و همه دشمن‌دوستان را به اسارت همان ۲ چشم‌ روشنی درآوردی که ذره‌ای در آنها ترس نبود! همان ۲ چشم روشنی که غرور زخم‌خورده ما را الی‌الابد التیام داد! حالا وقتی می‌گوییم «شهادت» و وقتی می‌نویسیم «شجاعت» بلادرنگ تصویر حزب‌اللهی تو، جلوی چشم‌مان قرار می‌گیرد! چشم… نگاه… سر نترس… حماسه… و الحق که بسیجی همچنان به گوش است! بگذار از «هل من ناصر» امام عاشورا، قرن‌ها بگذرد، لیکن برای «محسن حججی» و همه همسنگرانش، زمان نمی‌تواند صدای سیدالشهدا را گم کند! چند روزی است با خود زمزمه می‌کنم کیست این شهید؟! آیا یک نام و یک نام خانوادگی و تمام؟! شاید بهتر باشد برای شناخت این شهید برویم همان استان زادگاهش که ۳۰ سال پیش، ما را با خنده‌های یک مرد خوش‌چهره اصفهانی آشنا کرد؛ «علمدار»! آن روزها دشمن فکر می‌کرد اگر دست «حاج‌حسین خرازی» از بدن او جدا شد، تبسم هم از صورت او محو می‌شود اما اسطوره شرق ابوالخصیب همچنان می‌خندید! و با خنده‌هایش و با آن دیده نورانی، لیالی کربلای ۵ را روشن نگه می‌داشت! و مدام، شاهدی می‌شد بر این ادعا که در قاموس پیروان علمدار کربلا، ترس را هرگز محلی از اعراب نیست! و هر چه هست، شجاعت است! و علمداری! و وفاداری! و جنگ تا لحظه آخر! و با همه وجود! دست هم اگر نداری، با چشم‌! با نگاه نافذ و دیده راسخ! و چه خوش گفته‌اند که «عباس» یعنی «شیری که با چشم، شکار می‌کند!» شجاعت اما ریشه در یقین دارد! ایمان عمیق! باور عمیق! ایمان اگر نافذ شد، یقین در پی دارد و نگاه هم نافذ می‌شود! در چنین دیدگانی، آنچه جایی از بروز ندارد، ترس است! و در عوض، هر چه هست، شجاعت است! به چشم‌های شهید محسن حججی نگاه کنید! بی‌شک، تمثالی از یک حماسه بزرگ است! و ریشه در همان اعتقاد دارد که ابراهیم را به آستانه آتش رساند اما نترساند! و موسی را به لب دریا رساند اما نترساند! چیست مکتب بسیجی؟! «و کفی بالله حسیبا»! در این مکتب، شاید تو سر را هم ببازی اما غلبه و فتح، از آن نگاه نافذ توست! که حنجره‌ها را شاید بتوان برید لیکن فریادها را هرگز! جز لبیک به ندای همچنان جاری «هل من معین» حضرت سیدالشهدا، کدام ایمان و کدام انگیزه می‌توانست آن نفوذ بالامرتبه را ارزانی چشم شهید مدافع حرم اهل‌بیت و پاسدار حریم امنیت کند؟! شرمندگی از این چشم‌ها اما سهم جماعت زنجیره‌ای که دشمن‌دوستی و وقاحت را بدانجا رساندند که باری رنگ لوگوی روزنامه خود را با پرچم تکفیری‌ها یعنی قاتلین همین «محسن حججی» ست کردند! همان جماعت که فردای شهادت سردار سپاه قدس، تیتر زدند: «سرتیپ حسین همدانی در سوریه کشته شد!» همان جماعت که اصل و اساس دفاع رزمندگان غیور ما در جبهه‌های برون‌مرزی را مکرر زیر سئوال بردند! شگفتا! کسانی که محصول مذاکره دوستان‌شان به «مادر تحریم‌ها» کشیده شد، خرده می‌گرفتند بر امثال محسن حججی که وقتی داعش را با مذاکره می‌توان رام کرد، چرا جنگ؟! چرا؟! چون شما جماعت خبیث اجنبی‌پرست، در نهایت امنیت، زخم زبان بزنید به بسیجی‌ها! تقسیم سهم جالبی است! بسیجی باید برای تأمین امنیت همه این مرز و بوم، دشمن را در همان سنگر بیرونی متوقف نگه دارد و حتی در این راه، سر ببازد، تا رفقای شما هنگام سلفی گرفتن با خانم موگرینی، امنیت داشته باشند! در حیرتم از این تقسیم سهم! ناظر بر حفظ امن و امان کشور، گرد یتیمی بر چهره فرزند ۲ ساله شهید محسن حججی بنشیند و آن‌وقت، منت امنیت را در نهایت امنیت، توافق منتهی به بزرگ‌ترین تحریم‌های تاریخ بر گردن ملت بگذارد! کجا با رزمندگان جان‌برکف خود اینگونه تا می‌کنند که اینجا؟! والله ایران، بهشت اپوزیسیون است! اپوزیسیونی به‌غایت وقیح که هم رزمنده زنده را می‌زند، هم سردار شهید غلتیده در خون را می‌زند، بعد هم دم می‌زند که ما همه با هم هستیم! ما البته شهید را تنها و تنها مختص جناح کربلا می‌دانیم و لاغیر! بحث جناح‌های مرسوم سیاسی نیست! بحث جناح علمدار است! جناح شجاعت! جناح جانبازی! سر و دست هم که ببازی، باز باید علم را و مرز حق و باطل را و خط تمایز حسین و یزید را زنده نگه داری! با برق درخشان نگاهت! و نفوذ جاودان چشم‌هایت! اینگونه، همه اخبار را در حاشیه می‌بری! و سر مقدس و پرسودای خود را در صدر می‌نشانی! و فضا را از آن خود می‌کنی! الا ‌ای محسن شهید! ببین چه غوغایی به پا کرده‌ای! زین پس، فضا دست توست! و دست یاران «حسین» که تا هستی هست، اباعبدالله را یاورانی وفادار هست! بسی بیش از ۷۲ تن! الا ‌ای محسن شهید! «و علی اصحاب‌الحسین» سلامی است که اینک شامل حال تو نیز می‌شود! که ثبت شد در برگه فداییان «مهدی فاطمه» و سربازان منتقم خون سیدالشهدا، نام مقدس تو! که تو، پیش از ظهور، بقیةالله را یاوری کردی! با عزمی راسخ، ایمانی محکم و نگاهی نافذ! و از قطرات خون خود، مسیری را روشن کردی که جز به بانگ «اناالمهدی» ختم نمی‌شود! آری! برای تو، زخم زبان‌ها تمام شد که «شهادت» مرهمی است بر تمام زخم‌ها اما برای ما جنگ ادامه دارد… خوشا به حال تو! و بدا به حال ما! ما همچنان اصحاب همین زمینی هستیم که جاذبه عجیبی دارد! سر ما پایین است و سر تو بالا! در صدر اخبار! و این، معجزه شهادت است! و گواهی بر «جاذبه آسمان»! پرواز تو، حسرت بر دل‌مان نشاند؛ بیچاره‌مان کرد! از بس که تو غریبانه از این خانه رفتی…

ارسال شده در صفحه اصلی | ۱۳ دیدگاه

اینک نوبت انتخاب روحانی است

بابت نعمت مردمسالاری قدر «جمهوری اسلامی» را بدانیم

در «جمهوری اسلامی» آزادی برای همه هست، الا خود جمهوری اسلامی!

وطن امروز ۱۴ مرداد ۱۳۹۶

ح‌سین ق‌دیانی: تنفیذ و تحلیف، هر کدام، یک معنا در لغت دارند که در لغتنامه‌ها قابل جست‌وجو است و یک معنی در مناسبات قانونی دارند که در متن قانون اساسی آمده و جز اینها، معنای دیگری هم دارند در وادی معرفت که رسیدن به آن معانی حاصل نمی‌آید الا آنکه شاکر درگاه خدا باشیم بابت نعمت نظام جمهوری اسلامی که از ۱۲ فروردین ۵۸ تا ۲۹ اردیبهشت ۹۶ مکرر صندوق رأی را جلوی ما ایرانی‌ها گذاشته تا نوع نظام را و رئیس‌جمهور را و نمایندگان مجلس را و اعضای شوراهای اسلامی شهر و روستا را و خبرگان ملت را خودمان معین کنیم! این همه را که جمع بزنی، یعنی چقدر رأی؟! و شمارش چه تعداد رأی؟! کم نخوانده‌ایم در خاطرات سران رژیم میرپنج و پسرش که هیچ‌کدام برگزیده هیچ انتخاباتی نبودند و سر کار نیامدند الا با کمک یا کودتای بیگانه که مثلا اعضای مجلس، با چه لطایف‌الحیلی معین می‌شدند! انتخاباتی بود؟! استقلالی بود؟! دفاع از تمامیت خاکی بود؟! این خاک بحرین که واقعا مروارید خلیج‌ فارس است، چرا و چطور دست آل‌ خلیفه‌ای افتاد که تا خرخره وابسته به آل‌ سعود است؟! این جدایی دردناک و این فراق جانسوز، آیا جز زمان میرپنج دوم اتفاق افتاد؟! برای ما، نام خانوادگی تغییر دادند؛ «پهلوی»! کأنه با تغییر اسم، باکلاس می‌شوند! باکلاسی و باشخصیتی و رجوع به آرای مردم و فراهم کردن اسباب شرکت مردم در کم و کیف مدیریت کشور اما همان حرکت مقدسی بود که ۱۲ فروردین ۵۸ شروع شد و مکرر ادامه پیدا کرد تا امروز و تا فردا! در همان آب‌های نیلگون خلیج‌ فارس که جمهوری اسلامی، بارها و بارها دشمن زیاده‌خواه طماع فرصت‌طلب بی‌رحم را حقیر و تحقیر کرد، شاهک بی‌وجود، بی‌آنکه حتی جنگی باشد یا تهدید و تحریمی باشد، بخشی از خاک کشور را مفت و مجانی گذاشت کف دست اغیار! ما اما به یمن نظام جمهوری اسلامی، در ۸ سال جنگ شبانه‌روز، قطره‌قطره خون دادیم برای حفظ وجب به ‌وجب خاک خود! تحریم هم بودیم! حتی در تحریم سیم‌خاردار! اینکه ما توانستیم هم از سیم‌خاردار نفس عبور کنیم و هم از سیم‌خاردار دشمن، برای آن بود که نظام جمهوری اسلامی، ذیل اتکا به خدا، متکی به مردم است! و هنوز هم هست و الا سال ۸۸ تسلیم فتنه می‌شد! و پای ۴۰ میلیون رأی مردم نمی‌ایستاد! اینکه ما مدام از ۸۸ می‌گوییم، دلالت بر کینه شخصی و کدورت جناحی ندارد، بلکه حاکی از مراقبت ما و البته مراقبت نظام از امانت رأی مردم است! چه رأی اکثریت و چه کلیت آرا! اصحاب «دیدید گفتیم» در مغلطه‌ای بزرگ، قصه ۸۸ را تا قبل انتخابات تعریف می‌کنند؛ حال آنکه بگومگوی نامزدها و طرفداران‌شان، قبل هر انتخاباتی بوده! قبل ۹۲ هم بوده! قبل ۹۶ هم بوده! فتنه ۸۸ اما در میدان عمل، مشخصا از آن لحظه‌ای شروع شد که نامزدی مدعی تقلب در انتخابات شد! و بعدها جریان همسو با آن نامزد متوهم، خواهان ابطال انتخابات شدند! «سند» این ادعا اما گردن کلفت‌شان بود! و حمایت‌شان توسط اجنبی! دعوت شدند توسط نظام به پیگیری اعتراض از مجرای قانون لیکن اندکی نگذشت که ضمن پیچاندن خلق‌اللهی که سعی در فریب‌شان داشتند، خود را به خوبی لو دادند: «انتخابات بهانه است؛ اصل نظام نشانه است!» و کارشان حتی به هتک حرمت عاشورا هم کشیده شد! بله! بحث سر ۲۴ و ۱۳ نبود، چرا که به اعتراف خودشان «تقلب اسم رمز آشوب بود!» آشوب علیه جمهوریت! آشوب علیه تنفیذ! آشوب علیه تحلیف! صبح همین پنجشنبه که گذشت، وزیر کشور، از مراسم تنفیذ با عنوان مراسمی «بسیار باشکوه» و رئیس‌جمهور منتخب با عنوان مراسمی «بسیار باعظمت» یاد کردند! و از قضا، فتنه ۸۸ فتنه علیه همین شکوه و همین عظمت بود! و فتنه علیه همین تنفیذ و همین تحلیف بود! ما اما «انتخابات» را «بهانه» نمی‌دانیم! انتخابات برای نظام، از جمله اصول است! برای ما هم! از نظر ما، چه نامزد مدنظر ما رأی بیاورد، چه نیاورد؛ حرمت انتخابات باید حفظ شود! و نتیجه انتخابات باید محترم شمرده شود! ناظر بر تخلفاتی، اعتراضاتی هم اگر داشته باشیم، هرگز فتنه راه نمی‌اندازیم و جز از مسیر قانون نمی‌رویم! پس اینکه ما مدام از ۸۸ سخن می‌گوییم، برای آن است که مبادا شکوه و عظمت تنفیذ و تحلیف، قربانی توهمات فتنه‌گرانی شود که انتخابات؛ اصل به این مسلمی را «بهانه» می‌خوانند! هیچ آیا خدا را بابت نعمت نظام جمهوری اسلامی شکر می‌کنیم که مسبب این مردمسالاری شد؟! و در راه دفاع از رأی مردم، هم مقابل دشمن ایستاد و هم مقابل دشمن‌دوستان؟! و آیا جز این بوده که ولی فقیه، علی‌الدوام رأی مردم را تنفیذ کرده؟! دگربار به نتیجه همین انتخابات‌های ریاست جمهوری دقت کنید! بعضا ۱۸۰ درجه اختلاف نظر دیده می‌شود اما خمینی باشد یا خامنه‌ای، از آنجا که حقیقتا انتخابات را اصل می‌خوانند، رأی مردم را تنفیذ می‌کنند! کم نبوده که رئیس‌جمهور جدید، رئیس‌جمهور قبل از خود را قبول نداشته، لیکن ولی‌ فقیه، هم رأی آن رئیس‌جمهور قبلی را تنفیذ کرده و هم رأی این رئیس‌جمهور جدید را! و همین مؤید این مهم است که برای «رهبر انقلاب» رأی مردم، صرف‌نظر از مصادیق، یک اصل است! پس معنای «تنفیذ» فقط آنچه در فرهنگ لغت و قانون اساسی آمده، نیست! معنای والاتری هم دارد و آن، این است که «جمهوری اسلامی» خود را به رأی مردم، مقید می‌داند! شگفتا! گاه می‌بینم که من‌باب این مردمسالاری، از همه؛ از برنده گرفته تا بازنده، سخن گفته می‌شود، الا از نظام! برنده خودش را پیروز انتخابات می‌داند! بازنده هم ناظر بر رعایت قواعد انتخابات، خود را کم از برنده نمی‌خواند! باورم اما این است که برنده و پیروز اصل کاری هر انتخاباتی، نظامی است که هم موافق را دعوت به حضور در انتخابات می‌کند، هم مخالف را! و مخالف هم می‌آید و رأی می‌دهد! چرا؟! مگر او مخالف نیست؟! پس چرا می‌آید رأی می‌دهد؟! آیا جز این است که حتی او هم باور دارد که نظام، به آرای مردم، به چشم حق‌الناس و امانت نگاه می‌کند؟! در شکوه و عظمت نظام مقدس جمهوری اسلامی، همین بس که رهبر انقلاب، مخالفان را هم مخاطب قرار می‌دهد و دعوت می‌کند به حضور! و مخالف هم می‌آید! و رأی می‌دهد! پس «جمهوری اسلامی» همان نظامی است که ۲ مقوله رأی و امنیت را برای همه می‌خواهد، حتی مخالفان خود! الساعه اما نقدی کنم دوستان حزب‌اللهی را و من‌جمله خودم را! آنجا که برمی‌داریم بخصوص در صفحات مجازی، مدام همه چیز را بر سر نظام می‌کوبیم! از رئیس‌جمهور گله داریم، نظام را می‌زنیم! از وزیر خارجه گله داریم، نظام را می‌زنیم! قدر مسلم، اینکه قصدمان خیر است یا حرف‌مان فقط یک حرف دلی است، دلیل موجهی برای این همه ظلم در حق «جمهوری اسلامی» نمی‌شود! پس درستش این است: «در جمهوری اسلامی، آزادی برای همه هست، الا خود جمهوری اسلامی!» که حزب‌اللهی، کدام حرف را می‌خواسته بزند که نتوانسته؟! و کدام نقد را می‌خواسته بکند که نکرده؟! و صدالبته، سخنی هم با جماعت دیگر! آیا این انصاف است که به جای مطالبه از مصداق رأی خود، همه قصور را می‌اندازیم گردن نظام؟! عجبا! رئیس‌جمهور را و رئیس مجلس را و نمایندگان را و اعضای شورای شهر را و به عبارتی ارکان اصلی تدبیر امور کشور را خودمان با دست خودمان معین می‌کنیم و رأی‌مان هم تنفیذ می‌شود؛ آن‌وقت حتی جوابگوی قیمت پیاز هم باید اصل نظام جمهوری اسلامی باشد! و اگر گران شد، ناسزایش را باید نظام بشنود! این، آیا انصاف است؟! عجیب‌تر آنکه بعضا و بخصوص در جاهایی که جماعت، جمع‌شان جمع است، وجود مردمسالاری و انتخابات را مسخره می‌کنند، با علم به آنکه می‌دانند نظام جمهوری اسلامی، هم رأی‌شان را می‌خواند و هم تنفیذ می‌کند! در امنیت کامل، در انتخابات شرکت می‌کنند، رأی می‌دهند، رأی‌شان هم خوانده و تنفیذ می‌شود اما در مواجهه با متنی از همین قبیل، از در تمسخر وارد می‌شوند! کدام انتخابات؟! کدام آزادی؟! نه! این رسم انصاف و جوانمردی نیست! پس فرض است بر همه ما، از حزب‌اللهی گرفته تا غیر حزب‌اللهی، تعامل منصفانه‌تری با نظامی داشته باشیم که پایش خون‌ها ریخته شده! و خون‌دل‌ها خورده شده! این دعوت به تعامل منصفانه‌تر، البته که دولت را هم مخاطب در نظر دارد! اگر چه مطول اما انصافا خوب بود متنی که آقای روحانی در مراسم تنفیذ قرائت فرمود! منتهای مراتب، قدردانی از نظام و رهبری معظم، در میدان عمل و وادی کار و خدمت، بیشتر به دل ملت می‌نشیند! آقای روحانی، چه خوب که این روزها مداقه بیشتری بر این مسئله داشته باشند که چه جریانی، ایشان را برای خدمت به ملت و اصل و اساس نظام می‌خواهد و چه جریانی، ایشان را برای پست و سمت در کابینه! رسما می‌نویسند که ما آمده‌ایم سهم‌مان را بگیریم! علنا و در حد تیتر یک، تهدید می‌کنند رئیس‌جمهور منتخب ملت را که اگر سهم ما را ندهی، رودربایستی ممنوع! گو اینکه نه اکثریت ملت، بلکه این واداده‌های تشنه قدرت همیشه مدعی، روحانی را رئیس‌جمهور کرده‌اند! ما اگر نقدی به روحانی داشتیم؛ که البته داشتیم، برای اصلاح یک رویه غلطی بود که فی‌المثل، برجام به این فرجام نرسد اما اینجا جماعتی هستند که با رئیس‌جمهور که منتخب اکثریت ملت اما رئیس همه جمهور است، سخن فقط با موضوع میز و صندلی و پست و سمت می‌گویند! و مخاطب قرار می‌دهند آقای روحانی را که اگر هوای‌مان را نداشته باشی، کاتالیزوری بیش نیستی، آنهم برای دوران گذار! این کدام جریان زیاده‌خواه است؟! همان که انتخابات را فقط به شرط پیروزی نامزد خود قبول دارد و روحانی را فقط به شرط پست! توصیه به خدمت کجا و تشنگی برای قدرت کجا؟! قطع به یقین، شرط ماندگاری تنفیذ، بهتر شدن زندگی مردمی است که در انتخابات و البته در امتحانات، هیچ وقت و هیچ کجا، نظام خود را تنها نگذاشته‌اند! جریان متجلی این ضرب‌المثل که «سلام گرگ، بی‌طمع نیست» لیکن آقای روحانی را بدهکار خود می‌دانند! انتخاب با آقای روحانی است! بهتر کردن حال اقتصاد یا حال‌ دادن به سیاست‌بازانی که سر میز و صندلی، رودربایستی با روحانی را ممنوع می‌خوانند! آقای روحانی! اتفاقا نظام و مردم و من و ما هم با شما تعارف نداریم اما بر سر خدمت! پس اضافه کنید به آن سخنرانی خوب، کار خوب را! ۴ سال فرصت دارید که ۲ روزش گذشت! و این، همان ۴ سالی است که یک بار برای شما به سرعت برق و باد گذشت! اغتنم‌الفرص، فانها تمر مرالسحاب…

ارسال شده در صفحه اصلی | ۱۴ دیدگاه

گره غیبت بر پنجره فولاد

وطن امروز ۱۲ مرداد ۱۳۹۶

گنبد و پنجره فولاد و سقاخانه! چقدر دوست داشتم الان صحن انقلاب بودم! دلم حتی برای خدام مهربان حرم هم تنگ شده! حتی برای کبوتران آسمان ثامن! حتی برای فرش‌های سرخ! حتی برای قرآن و مفاتیح و زیارتنامه مخصوص آستان قدس! برای دارالولایه! برای فیروزه گوهرشاد! برای آن منبر چوبی که خدا می‌داند چقدر زیبا ساخته شده! برای باب‌الجواد! خیابان طبرسی! بازار رضا! و مردمی که به محض دیدن بارگاه آقا، به نشانه احترام، دست بر سینه می‌گذارند: السلام علیک یا علی بن موسی‌الرضا! و این، عاقبت تحت‌نظر گرفتن نور، توسط مأمون شب‌پرست است! پادشاه بیچاره فکر می‌کرد امام رضا علیه‌السلام را که از مدینه به طوس بیاورد، آفتاب کنترل می‌شود! چقدر بیچاره بود مأمون! نمرود! فرعون! و هر که خدا را در محاسبه نیاورد، بیچاره است! و من، عاشق اراده خدا هستم؛ آنجا که بزرگ‌کردن موسی را عدل می‌اندازد گردن فرعون! می‌خواهی موسی را در همان نوزادی، سر به نیست کنی؟! باشد! نقشه را طوری می‌چینم که در خانه خودت بزرگ شود! می‌خواهی ابراهیم بت‌شکن را در آتش بیندازی! باشد! نقشه را طوری می‌چینم که آتش بر خلیل‌ خدا سرد و سلامت شود و پشه‌ای کارت را بسازد! می‌خواهی جانشین مرا ذیل خودت تعریف کنی؟! باشد! از مشهد او، مدینه دیگری می‌سازم! و چنان عشق علی ‌بن موسی‌الرضا را در دل‌ها می‌نشانم که هم سلطان جان شود و هم سلطان جهان! آری! این عاقبت جنگ با اراده خداست! فی‌الحال، مأمون کجاست؟! کجاست که ببیند انقلاب این صحن رضوی را درون دل‌ها! و بر دیده‌ها! عزم مأمون، مهار امام بود اما خدا به‌واسطه همین عزم، ایران ما را نه تنها مفتخر و مشعوف به قدوم نازنین حضرت ثامن‌الائمه کرد، بلکه جای‌جای این سرای کهن، پر شد از برادران و خواهران امام هشتم! مأمون را اراده بر آن بود که امام رضا را زیرنظر بگیرد لیکن اراده خدا، حتی از مرقد خواهر آن امام هم «قم» می‌سازد و «حرم اهل‌ بیت» می‌سازد و «سرچشمه قیام» می‌سازد! مأمون با نقشه تبعید امام از مدینه به خراسان، عزم خیانت کرد اما بیچاره نمی‌دانست مشغول چه کار بزرگی است! و این همان «دست قدرت الهی» است که این همه سید و سالار خراسانی ما، تأکید مدام دارند بر دیدن آن! روزگاری که حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام، آن همه تحت کنترل بودند، هیچ آیا کسی فکر می‌کرد محصول ازدواج ایشان با جناب نجمه، فرزندانی شود که تا ابد در ام‌القرای جهان اسلام، مثل خورشید بدرخشند؟! و منبع فیض شوند؟! و مجرای نور شوند؟! آنی فکر کنید امام رضا همان مدینه مانده بودند و هرگز راهی مشهد نمی‌شدند! پس خداوند منان اگر اراده کند، قادر است از مسیر خیانت دشمنان دین خود، بزرگ‌ترین خدمت‌ها را بیافریند! این مفهوم را به عمد، چند باری در این متن، تکرار کردم، چرا که توجه به دست برتر خدا و یاری‌رسانی پروردگار و صدق وعده الهی، نیاز مبرم روزگار ماست! شاید در مسیر مدینه تا مشهد، شماری از یاران دور و نزدیک آن زمان هشتمین امام ما، مدام دنبال اثری از خدا در این تبعید می‌گشتند! و شاید منازلی حتی و مقاطعی حتی، دچار ترس و ناامیدی می‌شدند اما «ولاتهنوا و لاتحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین» اگر فردای آن تبعید، به خوبی تعبیر شد، فردای این غیبت هم حتم کنید که تعبیر خواهد شد! موسی و ابراهیم و آب و آتش ندارد؛ خدا یاری‌رسان است! و گاه حتی این یاری را به‌واسطه دشمنانش می‌رساند! و ما نیز به «مقام رضا» نمی‌رسیم الا آنکه ایمان خود را به خداوند، هر آینه بیشتر کنیم! و حقیقتا راضی باشیم به مقدرات الهی! و بدانیم که در پس تاریکی امروز، روشنایی فردایی هست! آری! سخت است امام معصوم را ولیعهد مأمون دیدن اما خدا آن روزها، فردایی را می‌دید بسی باشکوه و زیبا! ضمن این عظمت، منت بزرگی خدا بر سر ایران و ایرانی گذاشته! دگر بار فکر کنید امام رضا در همان مدینه مانده بودند! و ما مشهدالرضایی نمی‌داشتیم! و صحن باصفای انقلابی نمی‌داشتیم! و این کوثر رضوی را در خاک خود نمی‌داشتیم! نام: علی! لقب: رضا! کنیه: ابوالحسن! نام پدر: موسی! نام مادر: نجمه! محل ولادت: مدینه! محل شهادت: مشهد! امشب اما شب میلاد خورشید است! عیدالرضا! و برای شب به این عزیزی، چه دعایی بهتر از تعجیل در امر ظهور؟! شاید این مهم که بعد از امام رضا، دیگر شیعه چندامامی نداریم، منبعث از خیرات و برکات حضور ثامن‌الائمه در سرزمین ما باشد! و اگر اینگونه است که آفتاب، هر روز از سمت خراسان به ما می‌تابد، خدایا! تو را به این شب بزرگ قسم می‌دهیم که هر چه زودتر، ظهور «مهدی فاطمه» را مقرر کنی! که بر «پنجره فولاد» تنها و تنها «گره غیبت» بسته شده! همه این گره‌ها، گره غیبت است! گریه انتظار! ندیده‌ای مردم، در «صحن انقلاب» چه حالی دارند؟! خدایا! ما زخم‌خوردگان روزگار تلخ غیبت، دیری است دسترسی به امام خود نداریم! و حتی امشب هم نمی‌دانیم کجاست؟! اما خوب می‌دانیم حضرت علی بن موسی‌الرضا، چه جایگاه بلندی نزد تو دارد! متوسل به ایشان، از تو فردای غیبت را می‌خواهیم، که سالیانی است سپیده را ندیده‌ایم! و سحر را ندیده‌ایم! و روز را ندیده‌ایم! و پایان تبعید خود را ندیده‌ایم! خدایا! در چنین شبی، حق مدینه نیست این سکوت! آه از غربت «شهر پیامبر» حتی در شب میلاد رضای اهل‌ بیت! خواهد گذشت اما این روزگار! ما به صدق وعده تو، ایمان راسخ داریم! ما نمرود و فرعون و مأمون نیستیم! ما بچه‌های صحن انقلابیم! عاشقان امام رضا! اما سررسیدی که «شب میلاد حضرت ثامن‌الائمه» را دارد، چرا پس «شب ظهور حضرت صاحب‌الزمان» را ندارد؟! جای مناسبتی در «تقویم» خالی است که از آدم تا خاتم، انتظارش را می‌کشیدند! و هنوز هم! خدایا! به این شب عزیز، به ما رحم کن! و به همه هستی! و به هر چه آفریده‌ای…

ارسال شده در صفحه اصلی | ۵ دیدگاه

«تقلب»، «صبح بدون تحریم» بود!

وطن امروز ۹ مرداد ۱۳۹۶

عبرت‌آموزتر از روز امضای برجام، گمانم فردای توافق بود که زنجیره‌ای‌ها در درشت‌ترین و البته نادرست‌ترین تیتر یک‌های ممکن، عزم خود را جزم کردند تا «سمن» را «یاسمن» نشان دهند! یکی نوشت: «صبح بدون تحریم»! و چه درشت هم! این درشت‌گویی اما همراه با مخلفات اضافه بود؛ آنجا که زیر تیتر یک خود، گویی بنا دارد مبدأ جدیدی برای تاریخ بشر بتراشد یا برای لحظه ناب نوروز، رقیبی نو دست و پا کند، شرح داد: «به گفته برخی، اعلام رسمی اجرای برجام، ساعت یک بامداد ۲۷ دی ۱۳۹۴ بود»! به سایر تیترها دقت کنید! «تحریم تمام شد»! «تحریم‌ها به تاریخ پیوست»! «تحریم‌ها هم رفت»! «فروپاشی تحریم»! «اینک بدون تحریم»! «تحریم رفت»! «خلاص شدیم»! «یک روز خوب برای دنیا»! خوش‌خیال اگر باشیم، باید اینها را دال بر این بگیریم که زنجیره‌ای‌ها، آرزوی خود را تیتر یک کردند اما «واقع‌گرایی» حکم دیگری می‌دهد؛ آنجا که به یاد آوریم واقعیت ۸۸ را که چگونه همین زنجیره‌ای‌ها، با دمیدن در دروغ تقلب، هم آتش‌بیار فتنه شدند و هم از آتش فتنه، سبزترین چراغ ممکن را به دشمن آمریکایی نشان دادند و به اوباما و هیلاری کلینتون، چشمک زدند که اوضاع در داخل ایران، آنقدر آشفته هست که کاخ سفید، تحریم‌های موسوم به «فلج‌کننده» را علیه ملت ایران کلید بزند و عملیاتی کند! آری! واقعیت و البته حقیقت، تلخ است! تلخ مثل دروغ بزرگ «تقلب»! و مثل دروغ بزرگ «تحریم رفت»! اولا مبتنی بر سابقه و تجربه، هیچ امیدی به یانکی‌ها نبود که به قول و قرارهای برجامی، وفای به عهد داشته باشند و ثانیا خود توافق هم ناظر بر لغو تحریم‌ها، مدبرانه تنظیم نشده بود! مع‌الاسف، وزیر امور خارجه، چنان اصرار داشت بگوید «هر توافقی بهتر از عدم توافق است» و چنان مصر بود به این گزاره که «هیچ توافقی بدتر از عدم توافق نیست» که گاهی در کمال حیرت، با خود زمزمه می‌کردیم: «برای مردمان دستگاه دیپلماسی، توافق آیا وسیله‌ای برای لرزه انداختن بر ساختار تحریم‌هاست یا نه، صرف توافق، هدف است؟!» و باز با خود زمزمه می‌کردیم: «مگر اذن مذاکرات به آقایان داده نشد، تنها و تنها برای نیل به هدف لغو تحریم‌های ظالمانه بر گرده ملت ایران؟!» و هنوز هم با خود زمزمه می‌کنیم: «براستی اگر قرار بود با وجود توافق، هم شاکله‌ تحریم‌های گذشته حفظ شود و هم مجدد و بلکه هم مشدد تحریم شویم، پس اصلا و اساسا برای چه مذاکره کردیم؟! و منبعث از آن، برای چه در قلب رآکتور خودکفایی، سیمان ریختیم؟!» شگفتا! هم برجام هست و هم کلیت تحریم‌های موسوم به «فلج‌کننده» که دیروز تصویب شد و هم مصوبه «مادر تحریم‌ها» که امروز! واقعا جا دارد بپرسیم: «حرارت این آفتاب تابان برجام، دقیقا قرار بود کدام تحریم‌ها را ذوب کند و از بین ببرد؟! و مگر قرار نبود برجام، هم لغوکننده تحریم‌های دیروز باشد و هم مانع تحریم‌های جدید؟!» لطفا شما خوانندگان عزیز، برگردید به مطلع این یادداشت! تیتر یک کدام یک از این زنجیره‌ای‌ها محقق شد؟! «صبح بدون تحریم»؟! یا «تحریم تمام شد»؟! کیستند زنجیره‌ای‌ها؟! آیا جز جماعتی که وعده سر خرمن دشمن را تیتر یک می‌کنند اما عهدشکنی او را سانسور؟! آیا جز جماعتی که خود را رفیق گرمابه و گلستان روحانی و ظریف جا می‌زنند لیکن خدا نکند همین روحانی و همین ظریف، علیه ذات پلید دشمن آمریکایی، چند کلامی حرف حساب بزنند! ناگهان همان که «امیرکبیر» می‌خواندندش، می‌شود «دلواپس»! پس برای زنجیره‌ای‌ها، آنچه اهمیت ذاتی دارد، بزک‌کردن آمریکای جلاد است و الا وزیر خارجه هم بخواهد سخن مبتنی بر واقعیت بگوید، همان چوب را می‌خورد و همان تهمت را می‌شنود و همان طعنه را دشت می‌کند که جناح منتقد! کیستند زنجیره‌ای‌ها؟! آیا جز جماعتی که به اسم طرفداری از دولت ایران، اغلب برای دولت آمریکا خوش‌رقصی می‌کنند؟! در پسابرجام ۲ میلیارد دلار از اموال ملت ایران، زمان تصدی اوبامای دموکرات، مصادره شد و زنجیره‌ای‌ها انگار نه انگار! و باز هم در همین پسابرجام و بنا به اعتراف خود یانکی‌ها «بزرگ‌ترین تحریم تاریخ» علیه ملت ایران در زمان ترامپ جمهوری‌خواه تصویب شد و زنجیره‌ای‌ها اما باز هم انگار نه انگار! اینقدر تعلق خاطر دارند به کاخ سفید، این جماعت دشمن‌پرست که حتی حاضرند دشمنی او را ندیده بگیرند اما در عوض، وعده بی‌عمل او را، هماهنگ با هم، تیتر بگیرند! آن هم به چه درشتی! صدالبته بله! قبلا هم آمریکای جلاد، ما را تحریم کرده بود لیکن اینجا بحث سر عداوت و دشمنی در زمانی است که خیر سرمان در توافق با او به سر می‌بریم! و نه فقط این، که در قلب رآکتور هسته‌ای خود، کوهی از سیمان مشاهده می‌کنیم! عجبا! این هم پاسخ دشمن به انجام تعهدات از سوی ما! تصویب «مادر تحریم‌ها» ضمن حفظ شاکله تحریم‌های قبلی! و تازه! فراخوان کاخ سفید به اعوان و انصارش که بگردید موارد خلف وعده از سوی ایران را رصد کنید! و گزارش دهید! طرفه حکایت اینجاست که بعضی حضرات، بابت حرف‌های دیروز ما که الحمدلله همان حرف‌های امروز خودشان است، منتقد را، نه فقط به دادگاه و دادسرا، بلکه به جهنم هم حواله دادند! کیستند زنجیره‌ای‌ها؟! آیا جز جماعتی که ادعای مردمی‌بودن دارند اما یک کلام حاضر نیستند من‌باب رعایت حقوق همین مردم، سخنی به متانت و صراحت و شجاعت، علیه توافقی بگیرند که هیچ میان داده و ستاند‌ه‌اش، توازن برقرار نبود؟! کیستند زنجیره‌ای‌ها؟! آیا جز جماعتی که برای دروغ بزرگ «تقلب» هرگز حاضر به عذرخواهی از ملت نشدند؟! کیستند زنجیره‌ای‌ها؟! آیا جز جماعتی که با وجود چنین کارنامه‌ای، مدام دم از «اخلاق رسانه» می‌زنند؟! کیستند زنجیره‌ای‌ها؟! آیا جز جماعتی که شهدا را متعلق به همه احزاب و جناح‌ها می‌خوانند اما فردای شهادت غریبانه سردار مظلوم ما در جبهه حفظ امنیت، وقیحانه تیتر می‌زنند: «سرتیپ حسین همدانی در سوریه کشته شد»؟! کیستند زنجیره‌ای‌ها؟! آیا جز جماعتی که داعیه مبارزه با تحجر و جمود و دگم‌اندیشی و تروریسم دارند لیکن از ست کردن رنگ لوگوی خود با پرچم لعین تکفیری، اندک ابایی ندارند؟! کیستند زنجیره‌ای‌ها؟! آیا جز جماعتی که به آن نماینده درشت‌گوی مجلس ششم که به‌رغم اذعان آژانس به فعالیت سالم ایران در زمینه انرژی هسته‌ای، آن گراهای دروغ را به دشمن داد، ضریب دادند؟! کیستند زنجیره‌ای‌ها؟! آیا جز جماعتی که امثال روحانی و ظریف را تا آنجا قبول دارند و تا آنجا محترم می‌شمارند که موضع‌شان علیه دشمن نباشد؟! کیستند زنجیره‌ای‌ها؟! آیا جز جماعتی که حتی از تمسخر آقای ظریف هم واهمه‌ای ندارند؟! کیستند زنجیره‌ای‌ها؟! آیا جز جماعتی که اظهارنظر ضد دشمن، خط قرمزشان است؟! کیستند زنجیره‌ای‌ها؟! آیا جز جماعتی که در آشکارترین دروغ ممکن، دموکرات‌های آمریکا را در مواجهه با ملت ایران «میانه‌رو» می‌خواندند؟! کیستند زنجیره‌ای‌ها؟! آیا جز جماعتی که رأی مشترک دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان به تحریم‌های جدید را ندیدند لیکن در عوض، تیتر زدند «امضای کری تضمین است»؟! واقعیت اما آن است که نه زمان اوباما و نه زمان ترامپ، تضمینی به هیچ امضای کاخ سفید نبود و نیست و نخواهد بود! پس برای زنجیره‌ای‌ها، آمریکای بدعهد جلاد، نه «شیطان بزرگ» که «بت بزرگ» است! کیستند اما زنجیره‌ای‌ها؟! یکی هم داعیه‌دار «خط امام»! مضحک است! خود را صاحب هر فضیلتی می‌دانند که علیه آن فضیلت، بارها و بارها تیتر یک رفته‌اند! «خمینی بت‌شکن» معتقد بود کسانی که خواب آمریکا را می‌بینند، مگر خدا بیدارشان کند! و همه دیدیم که ناظر بر تنظیم نامتوازن برجام، ایضا ذات پلید کاخ روسیاه سفید «صبح بدون تحریم» هرگز از عالم خواب و رؤیا خارج نشد! و هرگز رنگ تحقق به خود نگرفت! حمد می‌گویم خداوند منان را که اگرچه من و ما را هم در شمار روزنامه‌نگاران و اصحاب قلم قرار داد لیکن زنجیره‌ای‌مان نکرد! بلاشک، همسنگر نبودن با مجانین مجسمه آزادی که «دشمن‌پرستی» کسب و کار یومیه‌شان است، موهبت بزرگی است که جا دارد منبعث از آن، هزاران هزار بار، حمد رب قادر متعال را بگوییم! در نهایت، شما را مجددا دعوت می‌کنم به بازخوانی این یادداشت! دگربار که این متن را بخوانید، خوب خواهید فهمید چرا آمریکا در عراق و سوریه از داعش حمایت می‌کند و در ایران از زنجیره‌ای‌ها! باور کنید «ابوبکر»ها فقط پسوند «البغدادی» ندارند! جبهه شام ما همین‌جاست! و سنگر مبارزه ما همین‌جاست! همین‌جا! سپاه مقدس قلم! هیهات! ما «قاسم سلیمانی» را و «خون مطهر سردار همدانی» را در عرصه مطبوعات، تنها نمی‌گذاریم! ما «زنجیره‌ای» نیستیم، «صداقت» تنها بماند!

ارسال شده در صفحه اصلی | ۱۴ دیدگاه

عبرت‌های مادر تحریم‌ها

وطن امروز ۵ مرداد ۱۳۹۶

یک- در مراحل ابتدایی وضع تحریم‌های جدید که بنا به قول «رئیس‌ مجلس نمایندگان آمریکا» در شمار «گسترده‌ترین تحریم‌های تاریخ» قرار دارد «مجلس سنا» تنها و تنها ۲ رأی مخالف به تصویب این تحریم‌ها داد! یعنی ۹۸ سناتور آمریکایی که تقریبا نیمی از آنها دموکرات و هم‌پیاله با اوباما و جان کری بودند، رأی مثبت دادند به این گسترده‌ترین دشمنی کاخ سفید با یک ملت مستقل! در «مجلس نمایندگان» نیز جز ۳ رأی مخالف، الباقی ۴۱۹ نماینده به جدیدترین و البته بزرگ‌ترین دشمنی شیطان بزرگ با ملت ایران رأی مثبت دادند! و این هم مانند «مجلس سنا» در مجلسی تصویب شد که حدود نصف نمایندگان آن «دموکرات» بودند! یعنی هم‌حزبی‌های اوباما و جان کری! پس اشتباه بزرگی است تصور کنیم ترامپ و جمهوری‌خواهان با ما عناد دارند و اوباما و جان کری و دموکرات‌ها نه! آنجا که پای شیطنت شیطان بزرگ با ملت آزاده ایران در میان است، دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان اختلافی هم اگر با هم داشته باشند، اختلافات را کنار می‌گذارند و به «گسترده‌ترین تحریم‌های تاریخ آمریکا» دوشادوش هم رأی مثبت می‌دهند! مع‌الاسف در سالیان اخیر، جریانی در داخل کشور که مرتب توسط روزنامه‌های زنجیره‌ای ساپورت می‌شد، با لطایف‌الحیل، سعی در جا انداختن این توهم داشت که دموکرات‌ها با جمهوری اسلامی، نرم‌تر از جمهوری‌خواهان هستند! آخرین دسته‌گل شیطان بزرگ اما پنبه این وهم خوش‌خیالانه را برای همیشه زد و مایه عبرتی شد تا همه بدانیم آنجا که بحث دشمنی با دولت و ملت ایران است، نسبت دموکرات‌ها با جمهوری‌خواهان، همان نسبت معروف برادری «سگ زرد» با «شغال» است! آری! ناظر بر شارلاتانیسم زنجیره‌ای‌ها، می‌توان از دشمنی مشترک دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان با ایران، به‌عنوان اولین عبرت «گسترده‌ترین تحریم تاریخ» یاد کرد! از یاد نبریم که «نقض توافق»، «ابقای تحریم‌ها» و «تلاش برای وضع تحریم‌های جدید» اگرچه توسط ترامپ جمهوری‌خواه «تشدید» شد اما واقعیت آن است که به‌واسطه اوبامای دموکرات «کلید» خورد! علاوه‌ بر این، در دوره اوباما، شاهد موارد متعدد دشمنی با جمهوری اسلامی بودیم که بالا کشیدن ۲ میلیارد دلار از اموال ملت ایران، فقط یک نمونه از آن است! بنابراین و به شهادت کم‌وکیف تصویب تحریم‌های جدید که رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه، آن را به درستی، نقض توأمان روح و جسم برجام توسط آمریکا نامیدند، اصلا و ابدا نمی‌توان دموکرات‌ها را جریانی «معتدل» در مواجهه با جمهوری اسلامی فرض کرد! چه اینکه آش جدید شیطان بزرگ را دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان، مشترکا هم زدند! و مشترکا پختند! و مشترکا امضا کردند! و مشترکا دشمنی کردند!

دو- وقتی طرف مذاکره تو، بویژه اگر یانکی بدعهد باشد، دست به موارد متعدد خباثت می‌زند و تو هرگز پاسخ مناسب به این تحرکات نمی‌دهی و تنها به اعتراض در گوش فلان نماینده در بهمان نشست خصوصی یا فرستادن ۲ تا ایمیل قناعت می‌کنی، ‌هم عدد دشمنی‌ها افزایش می‌یابد و هم کیفیت دشمنی‌ها! شگفتا! در ماه‌های گذشته، فقط راقم این سطور، چندین مطلب خطاب به مردمان دستگاه دیپلماسی نوشت؛ با این مضمون که اگر «برجام» را واقعا «فتح‌الفتوح» می‌دانید، پس متولیان خوبی برای این امامزاده باشید! و جواب دشمنی‌ها و بدعهدی‌ها را به موقع، درست، محکم و دقیق بدهید؛ اگر دوست دارید برجام‌تان بماند! ما آن روزها مکرر نوشتیم که این دست‌فرمان، تنها میل دشمن را به زیاده‌خواهی بیشتر می‌کند ولاغیر! و اینک همه داریم می‌بینیم که میل به بدعهدی، چگونه در سران کاخ‌سفید فزونی گرفته! بلاشک اگر حضرات محترم، جواب عهدشکنی‌های قبلی را که به مراتب از این نمونه آخر، کمتر بود، همان روز و درجا می‌دادند، روسیاهان یانکی، گستاخی را و بدعهدی را و عداوت را و دشمنی را به اینجا نمی‌رساندند! باورم هست و باور عقل و تدبیر نیز همین است که امروز ترامپ، این همه دست بالا و با توپ پر با توافق برخورد نمی‌کرد، اگر دیروز، جواب‌های لازم به خلف‌وعده‌های ریز و درشت اوباما و جان کری داده می‌شد! و این نیز برای خود عبرتی بزرگ است!

سه- با علم به صحت و درستی بند فوق اما «آمریکا» براستی همان است که «خمینی کبیر» نام نهاد؛ «شیطان بزرگ»! پس ما را این عقیده هم هست که اگر با امثال اوباما و جان کری و ترامپ و دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان، محکم و به قاعده و بر مبنای اصول مسلم دیپلماسی عزتمندانه هم وارد تعامل شوی، باز شیطان بزرگ «شیطان بزرگ» است! وای به حال آنکه دست‌فرمان تو این باشد: «هر توافقی از عدم توافق بهتر است»! یا این باشد: «هیچ توافقی بدتر از عدم توافق نیست»! طرفه حکایت اینجاست که وقتی سالیانی پیش «جانشین شایسته و حکیم روح خدا» دائما سخن از «خوشبین ‌نبودن» می‌گفتند، تذکری تنها از سر احساسات صرف یک رهبر انقلابی نبود، بلکه مبتنی بود بر شناخت درست از دشمن! و درست‌تر شناختن اغراض دشمن! آن روزها بعضی را گمان بر این بود که «سیدعلی خامنه‌ای» تنها و تنها به خاطر وجهه انقلابی انقلاب اسلامی، تذکراتی می‌دهند لیکن امروز بر همگان باید آشکار شده باشد که «رهبر فرزانه و دوراندیش انقلاب» فقط از زاویه «آرمان‌خواهی» متذکر بعضی امور نبودند! بسم‌الله‌ الرحمن الرحیم! اتفاقا هیچ‌کس اندازه ولی‌فقیه، دنبال دنیای آباد برای آحاد جامعه نیست اما مسیر نیل به پیشرفت و دنیای بهتر، صرف نظر کردن از مفهوم والای عزت نیست! پس عبرت‌های توافق، فقط این نیست که «هیهات منا الذلة»! این نیز هست که راه رسیدن به دنیای بهتر «ذلت»‌ نیست! و پذیرفتن خواسته دشمن نیست! تو بر اساس خواست او، سیمان را هم در قلب راکتور اراک می‌ریزی اما دشمن، به اعتراف خودش «گسترده‌ترین تحریم‌های تاریخ آمریکا» را علیه تو به کار می‌گیرد!

*** *** ***

در روزهای گذشته ۲ اتفاق مبارک افتاد که ما آن را به فال نیک می‌گیریم! نخست، شنیدن صدای واحد از طرف دست‌اندرکاران بود در اعتراض به رفتار و گفتار شیطان بزرگ! ما اگر دست‌فرمان غلط را نقد می‌کنیم، این هم هست که در برابر موضع درست، از در تعریف وارد شویم! دومین اتفاق اما تصریح کاملا مبنایی آقایان روحانی و ظریف بود به اینکه مشکل آمریکایی‌ها با ما، ریشه‌ای است، نه فلان مورد و بهمان مسئله! امید است ناظر بر همه این سخنان خوب، در مقام عمل نیز شاهد تجدیدنظر اساسی در مواجهه با شیطان بزرگ واقعا خبیث باشیم! لذا آن آمریکایی به تمام معنی وقیح بداند که ملت متحد ایران بسی از تحریم‌های جدید آمریکا بزرگ‌تر است! ما اگر قرار بود با «تحریم» فلج شویم، هنوز باید در همان شعب ابوطالب می‌ماندیم! پنجره‌ها اما باز شده است! و برد موشک‌های ما، مایه لرزش اندام ناساز دشمن! ما ملت پروفسور سمیعی هستیم! ملت طهرانی‌مقدم! ‌ملت ابن‌سینا! ملت خوارزمی! ملت همت و باکری و علیرضا و آرمیتا! ملت فهمیده! ملت دوران! ملت خرازی! هیهات! ملت سلیمانی را نمی‌توان فلج کرد! چون که «خدا» با ماست! و ایمان و عزم و اراده و استعداد هم با ماست!

ارسال شده در صفحه اصلی | ۸ دیدگاه