منتقدان وضع موجود، متحد شوید!

وطن امروز ۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

خواهر یا برادری که داری این متن را می‌خوانی! اگر گله ‌داری از این همه خلف‌ وعده، از این همه کارگر بیکار شده، از این همه کارخانه ورشکسته، از این همه رکود، از این همه تناقض میان آمار دولت و جیب ملت، از این همه عدم پاسخگویی که مختصر یارانه تو هموطن یا برادر و خواهر تو را قطع کنند، بدون آنکه زحمت یک خط توضیح به خود بدهند، از این همه تفرعن، از این همه اشرافی‌گری، از این همه حقوق نجومی، از این همه مدیر شاسی‌بلند که با وجود آن همه تخلف میلیونی هر ماهه، آخرش هم طرف بشود ذخیره و امانتدار، از این همه فساد، از این همه تبعیض و از این همه دشمنی با تو و دوستی با دشمن، باید «تغییر» دهی فضا را که از قضا، تقدیر و قضا، بسته به تدبیر تو و رأی تو هموطن عزیز است. خواهرم! در جهت «تغییر وضع موجود»، هیچ مهم نیست اصلاح‌طلب باشی یا اصولگرا یا اصلا هیچ‌کدام، تهرانی باشی یا ساکن هر کجای دیگر این ایران عزیز، دانشجو باشی یا کارمند یا خانه‌دار، هرچه می‌خواهی باش اما برای «تغییر» چاره‌ای نیست الا «اتحاد»! اگر جملگی گلایه دارید از وضع موجود، پس یکدل و یکصدا و همه با هم عزم را برای تغییر، جزم کنید! همه شما خواهران عزیز، لابد در خانه خودتان یا آشنایان‌تان یا در و همسایه، کارگر بیکار شده دارید! و لابد دیده‌اید تبلیغ «خانه کارگر» را بر در و دیوار شهر! شگفتا! کارخانه، تعطیل و کارگر، بیکار اما «خانه کارگر» با سوءاستفاده از نام مقدس کارگر که بلاشک عرق جبین او کم از خون مطهر شهید ندارد، مشغول تبلیغ برای همان حسن روحانی‌ است که در چشم همه شما نگاه کرد و گفت: «ما شرمنده نیستیم»! اگر با وجود این وضع، دولتی سر کار است که رئیس آن ذره‌ای احساس شرمندگی ندارد، بلادرنگ «تغییر» ضرورت مضاعف پیدا می‌کند! پس اختلافات ظاهری را کنار بگذارید و دست در دست هم «تغییر» را در میدان عمل، عملیاتی کنید! حال سخنی با تو برادر محترم! صرف‌نظر از هر عقیده‌ای که داری و هر سلیقه‌ای، اگر ادامه وضع موجود را با وجود این همه بیکاری و این همه رکود، خطرناک برای امن و امان ایران عزیز می‌دانی و هرگز دوست نداری صبح را به جای کار، با ناامنی‌های متعدد ناشی از بیکاری و رکود، آغاز کنی، ندای «تغییر مدیریت اجرایی کشور» را همصدا با خواهرانت و همراه با دیگر برادرانت فریاد کن! آری! حق ما جمهور مظلوم، رئیس‌جمهوری نیست که ۴ سال پیش در چنین روزهایی، وعده تحول اقتصادی در بازه زمانی ۱۰۰ روزه بدهد و بعد به چشم مرد و زن ما نگاه کند و منکر وعده خود شود، آنگاه بگوید «۱۰۰ سال هم برای حل مشکلات کشور کافی نیست»! و بعد شگفتا! دوباره وعده ۱۰۰ روزه دهد! رئیس‌جمهوره که داریم؟! هیهات! حق ما جمهور همیشه در صحنه که هرگز دعا در حق سربازان امنیت ایران عزیز، من‌جمله همین حاج قاسم سلیمانی را فراموش نکرده و نمی‌کنیم، داشتن رئیس‌جمهوری نیست که روز توافق، با جلو انداختن خانواده شهدای هسته‌ای اعلام جشن کند که «به محض اجرای برجام، همه تحریم‌ها بالمره لغو می‌شود» و اندکی بعد، چشم در چشم ما بدوزد و مدعی شود «ما اصلا برای لغو تحریم‌ها، وارد مذاکره با دشمن نشدیم»! از سویی بگوید خزانه خالی است و از سویی مدیرانی داشته باشد با حقوق ماهی ۱۰۰ میلیون و بیشتر! از سویی بگوید هیچ خط قرمزی در مبارزه با فساد نداریم، از سویی بزرگ‌ترین تخلف مالی ممکن را «معوقه بانکی» بخواند! از سویی مدعی مبارزه با فساد باشند، از سویی متخلف را ذخیره و امانتدار بخوانند! از سویی در استخرهای شاهانه، شیرجه‌های لوکس بزنند، از سویی اعلام کنند شب پرداخت یارانه، شب عزای هیأت دولت است!‌ تو گویی دارند از جیب خودشان، به ملت، صله می‌دهند که این همه از موضع بالا با مردم حرف می‌زنند! هان ای منتقدان وضع موجود! اختلاف، بی‌اختلاف! همه با هم متحد شوید! همه با هم متحد شویم! «تغییر» نزدیک است! اگر ناظر بر شرایط کشور، همه بخوبی می‌دانیم به که نمی‌خواهیم رأی بدهیم، این «نه» را لاجرم باید متحد و یکدل، همگام و همصدا فریاد برآوریم! زنده باد حنجره‌های متفاوت که فریادشان یک سخن است! موضع اتحاد، اینجاست!‌ موضع وحدت، همین جاست! اینکه رأی شما، در روز ۲۹ اردیبهشت به کدام یک از این نامزدها باشد، بسته به سلیقه خودتان است اما هر ایرانی، با هر جنسیت و هر مشربی، قدر مسلم به رئیس دولتی که با وجود وعده ۱۰۰ روزه، ۱۰۰ سال را هم برای حل مشکلات کافی نمی‌داند، اعتماد دوباره نخواهد کرد! در نهایت، اگر دوست داریم با «ایران» جمله بسازیم، اما بدون رکود و بیکاری، چاره‌ای نیست الا حذف این کلیشه‌های بی‌عمل مزاحم که تمام واکنش‌شان به تلفات خونبار مردم، این است: «جای نگرانی نیست! کشته شدگان، بیمه هستند»! برای «دولت کلیشه‌ها» فرقی نمی‌کند که در شمال، برف ببارد یا در شمال غرب، سیل یا در جنوب، گرد و غبار! رگ گردن این دولت، تنها برای مدیرانی با نجومی‌ترین حقوق ممکن کلفت می‌شود، نه شما مردم عزیز! هان ای منتقدان وضع موجود! متحد شوید!

ارسال شده در صفحه اصلی | ۱۵ دیدگاه

رئیس‌جمهور مورد نظر در دسترس نیست!

وطن امروز ۲ اردیبهشت ۱۳۹۶

در روزهای اخیر، روزنامه‌های زنجیره‌ای، ناظر بر واکنش روزنامه‌های انقلابی به ثبت‌نام جهانگیری، یک خط مشترک را پیگیری کردند که ساده و مختصر آن می‌شود «بی‌جنبه» خواندن جراید غیر دولتی! شرح زنجیره‌ای‌ها بر این عنوان کلی اما چنین بود:

«این همه سر و صدا ندارد که! گیرم معاون اول رئیس‌جمهور هم تصمیم به ثبت‌نام گرفته باشد؛ این چه ربطی دارد به ضعیف دانستن روحانی؟! یا چه دخلی دارد به ضعیف خواندن کارنامه دولت؟! اصلا و اساسا چه اشکالی دارد رئیس‌جمهور مستقر، از کمک معاون اول خود بهره‌مند شود؟! حالا این اتفاق یعنی ثبت‌نام توامان رئیس‌جمهور ۴ ساله و معاون اولش، گیرم در جمهوری اسلامی سابقه نداشته؛ نداشته که نداشته! اگر جهانگیری ثبت‌نام نمی‌کرد، خیلی چیز مهمی نبود و حالا هم که ثبت‌نام کرده، باز خیلی اتفاق مهمی نیفتاده! نه اولی، لزوما دلیل بر کارنامه خوب روحانی و دولتش می‌توانست باشد، نه دومی که البته حادث شده، دلیلی متقن است بر ضعف رئیس‌‌جمهور و کابینه اعتدال! ایده «نامزد پوششی» پیش از آنکه در مجامع اصلاح‌طلب دنبال شود، از همان اول هم بازی روانی جریان منتقد دولت با دولت بود!»

حال ببینیم زنجیره‌ای‌ها، تا چه حد درباره ادعای فوق‌الذکر صاحب حق هستند؟! ابتدا بهتر است مروری کنیم بر نوشته‌های قبلی همین جریان! من اما برای جلوگیری از اطاله کلام، تنها و تنها به انتشار برشی از یک گزارش از ویژه‌نامه نوروزی هفته‌نامه «صدا» بسنده می‌کنم! بالطبع، با خواندن سطور بعدی این یادداشت که فی‌الواقع، بازنشر همان گزارش است، همه چیز برای مخاطب، روشن می‌شود! من‌جمله اینکه آیا نظریه «نامزد پوششی»، بازی روانی ما با دولت بود یا اتفاقا راهکاری بود که اول‌بار، خود اصلاح‌طلبان به آن پرداختند؟! دیگر اینکه آیا ما با سوءاستفاده از ثبت‌نام نامزد پوششی، بیش از حد داریم پیازداغ ماجرا را زیاد می‌کنیم یا از قضا، این‌ آش شور، ریشه در نمک تحلیل خود اصلاح‌طلبان و نمکدان ارزیابی خود زنجیره‌ای‌ها دارد؟! بخوانید از هفته‌نامه «صدا»، ویژه نوروز ۹۶، صفحات ۷۲ و ۷۳:

«در جریان اصلاح‌طلبی نیز، اخیرا پس از وقفه‌ای کوتاه و در مدت زمان اندک باقی‌مانده تا انتخابات، تحرکاتی مبنی بر انتخاب و معرفی نامزد پشت پرده به چشم می‌خورد. آنها به این نتیجه رسیده‌اند که وجود یک یا چند کاندیدای پوششی در کنار روحانی، الزامی است اما در این جناح، اختلاف‌نظرهایی مشاهده می‌شود؛ اعضای حزب اعتدال و توسعه، نزدیک‌ترین جناح به روحانی که به گفته برخی، بیشترین سهم را در پیروزی وی دارند، بشدت مخالف این امر بوده و کماکان بر حمایت کامل از رئیس‌ دولت یازدهم پافشاری می‌کنند. «محمود واعظی» وزیر ارتباطات و از اعضای مرکزی حزب اعتدال و توسعه، اخیرا گفته: «حزب اعتدال، اعتقادی به ایده نامزد پوششی ندارد، زیرا بر این باور است که خود آقای روحانی، همچون دوره گذشته، می‌تواند تنها از پس پاسخگویی به انتقادها برآید». وی با اشاره به دیدگاه حزب اعتدال و توسعه درباره «تعیین نامزد در سایه برای روحانی» خاطرنشان کرد: «در دفتر سیاسی حزب، راجع به این موضوع صحبت شد. جمع ما این کار را به مصلحت نمی‌داند. حسن روحانی نامزد حزب اعتدال و توسعه در انتخابات ریاست‌جمهوری است و همه بدون اینکه تردیدی به وجود بیاید و دلیلی داشته باشد که دنبال شخص دیگری برویم، از آقای روحانی حمایت می‌کنیم». از سوی دیگر، «محمدعلی نجفی» مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور که قبل‌تر، نام او از سوی برخی افراد سیاسی همچون «محمد عطریانفر» به عنوان گزینه پوششی مطرح شده بود، با ایده «کاندیدای جانبی در کنار روحانی» مخالفت و دلیل خود را اینگونه بیان کرد: «عده‌ای معتقدند تا زمان انتخابات ممکن است هزار اتفاق بیفتد و مسائل پیش‌بینی نشده‌ای رخ دهد، بنابراین در کنار آقای روحانی، باید گزینه جانبی هم داشت. دیدگاه دیگر می‌گوید حضور آقای روحانی به تنهایی کفایت می‌کند. من معتقدم آقای روحانی به تنهایی می‌تواند پاسخ همه انتقادها را بدهد. در واقع، یکی مرد جنگی، به از صدهزار. فکر می‌کنم نظر آقای روحانی هم همین باشد که یک نفری بیاید». «محمدرضا عارف» رئیس شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان، اصلی‌ترین مرجع رسمی تصمیم‌گیری این جریان نیز، خبر داد «راهبرد شورایعالی سیاستگذاری، داشتن کاندیدای واحد است». این سخن عارف حاکی از آن است که جریان اصلی اصلاحات، دنبال تعدد و تشتت نیست.»

آنچه در بالا خواندید ضمن آنکه می‌تواند بهترین جواب به خط مشترک این روزهای زنجیره‌ای‌ها خوانده شود، بیش از پیش ثابت می‌کند که اولا ایده حضور یک یا حتی چند نامزد پوششی، قبل از آنکه بازی روانی اصحاب نقد با دولت باشد، نظریه‌ای بود که توسط خود اصلاح‌طلبان مطرح شد! ثانیا ایده نامزد پوششی، اگر توسط جماعتی از همین جریان، با مخالفت کامل روبه‌رو شد، غیر از این دلیلی نداشت که به قول نجفی؛ روحانی «یکی مرد جنگی» بود، «به از صدهزار» کاندیدای در سایه! قدر مسلم، از سخنان واعظی یا عارف هم می‌توان این نتیجه طبیعی را گرفت که حضور نامزد پوششی، هم توان روحانی در دفاع از کارنامه دولت را با چالش مواجه می‌کند، هم کلیت این کارنامه را، هم اینکه به تعدد و تشتت جریان اصلاحات، تعبیر خواهد شد.

فی‌الحال از زنجیره‌ای‌های بشدت متعدد و البته بشدت متشتت، می‌پرسیم: آیا ما در روزهای اخیر و به حیث مضمون، تحلیلی فراتر از آنچه ارائه دادیم که پیش از این، خودتان آن را از قول زعمای‌تان منتشر کرده بودید؟! عجبا که اعترافات بزرگان جناح همسو، در جراید خودتان را هم فراموش می‌کنید و توهم می‌زنید که من و ما مشغول جنگ روانی با دولت مستقر هستیم! طرفه حکایت اینجاست که نقد دولت اعتدال، هرگز به طراحی برای جنگ روانی و این حرف‌ها احتیاجی ندارد! وقتی رئیس این دولت، ۴ سال پیش وعده تحول اقتصادی در ۱۰۰ روز می‌دهد و حالا در پایان ۴ سال، در جمله قصار دیگری، اعلام می‌کند «۱۰۰ سال هم برای حل مشکلات کشور، کافی نیست»، چه جنگی؟! چه روانی؟! چه کشکی؟! اساسا وقتی خود این دولت دارد خودش را نقد که چه عرض کنم؛ مفتضح می‌کند و از فرط بی‌تدبیری، حتی ۱۰۰ سال فرصت را هم برای آنکه مشکلات کشور را حل کند، کافی نمی‌داند، خیال‌تان راحت! منتقد اصلا و ابدا نیازی به نقشه‌کشی برای جنگ روانی علیه این دولت ندارد! زحمت جنگ روانی علیه این دولت، باورم هست افتاده بر دوش کارنامه «تقریبا هیچ» خود حضرات! و ما اصحاب نقد، لااقل از این حیث، باید ممنون آقای روحانی و سایر شرکا باشیم!

تا یادم نرفته به این مهم اشاره کنم که عنوان گزارش مد نظر، این بود: «نامزد مورد نظر در دسترس نیست»! شگفتا! عکس آقای جهانگیری را هم ذیل تیتر، کار کرده بودند! اسحاق جهانگیری اما با ثبت‌نام نوبرانه خود، نه فقط ثابت کرد نامزد مورد نظر، اتفاقا در دسترس است، بلکه ثابت کرد آقای روحانی هم، هرگز «یکی مرد جنگی» نیست که «به از صدهزار» باشد! از قضا، قبلا هم گفته بود ایشان که «وضع دولت اصلا خوب نیست؛ روحانی هم در جریان امور نیست!» پس آنچه در دسترس نیست، «نامزد مورد نظر» نیست، بلکه «رئیس‌جمهور مورد نظر» است! رئیس‌جمهوری که با وجود وعده ۱۰۰ روزه، ۱۰۰ سال را هم برای حل مشکلات کشور، کافی نمی‌داند! آری! در دسترس نیست رئیس‌جمهوری که مثل ادوار گذشته انتخابات، خودش بتواند از کار و کارنامه دولتش دفاع کند و نیازی به مکمل و حامی و ضربه‌گیر و پوشش نداشته باشد! کاش اما پوشش آدمی، کار او و ضربه‌گیرش، کارنامه‌اش باشد! بگذریم که اسحاق جهانگیری اگر پوشش خوبی بود، دولت اعتدال، این همه «دولت رکود» نمی‌شد! جناب معاون اول، در این ۴ سال باید کوشش می‌کرد و پوشش می‌داد ضعف‌های مافوق خود را! الان؟! الان که «زنگ حساب» است؟!

ارسال شده در صفحه اصلی | ۹ دیدگاه

من رئیس‌جمهور نیستم؛ نانوا هستم!

وطن امروز ۳۰ فروردین ۱۳۹۶

۴ سال گذشت از آن روز که نامزد انتخابات، بر سینه کوبید و گفت: «من سرهنگ نیستم؛ حقوق‌دانم!» ملاحظه را بگذاریم کنار، جمله مدنظر، می‌خواهد بگوید؛ «من در رفتار و گفتار، برخورد چکشی نخواهم داشت، تندی نخواهم کرد، زور نخواهم گفت! دست من، دفتر و کتاب است، نه تفنگ و گلوله! لباس من جامه رزم نیست، پوشش تفاهم است؛ گفت‌وگو!» آری! طعنه‌ای بود که زد و رفت! رفت تا ۴ سال تمام، چو دیروزی یعنی در روز ارتش، در مدح همان ارتشی سخن بگوید که پر از «سرهنگ» است! همان که او نبود! همان که او تأکید داشت بگوید من اهلش نیستم! من سرهنگ نیستم! حال جا دارد ببینیم مترادف چیست سرهنگ بودن که او محکم بر سینه کوبید تا اعلام کند سرهنگ نیست؟! برخورد چکشی؟! تندی؟! زور؟! تفنگ و گلوله؟! جامه رزم؟!‌ ای زنده باد آن سرهنگ و آن سرباز و آن سردار و آن امیر که این همه را خرج مصاف با دشمن ملت می‌کند تا خاک مقدس وطن، امنیت داشته باشد، تا حتی همین فرد هم هنگام کنایه «من سرهنگ نیستم» امنیت داشته باشد! و اما امروز، روزی بعد از روز ارتش و ۴ سال بعد از آن جمله قصار، در حالی که در اقدامی بی‌سابقه و صاحب رکورد، با وجود ثبت‌نام رئیس‌جمهور، معاون اولش هم به میدان می‌آید و ثبت‌نام می‌کند تا «مکمل روحانی» باشد، دوست دارم حمد و سپاس خدا را به جای بیاورم و نزد حضرت احدیت، جبین بر خاک بگذارم که او ۴ سال پیش، محکم بر سینه کوبید و مؤکدا تأکید کرد سرهنگ نیست! اگر سرهنگ یعنی همان درجه، همان مقام، همان ستاره که روزگاری سمت «صیاد شهید» بود و اگر سرهنگ یعنی، قید زن و بچه را زدن و دل به معرکه جنگ زدن تا زن و بچه مردم، امن و امان داشته باشد، چه خوب نامزد مورد نظر، خودش تصریح کرد که سرهنگ نیست! القصه! با وجود این همه خلف وعده، این همه کارگر و کارمند بیکار شده، این همه رکود، این همه رکوردزنی در فساد، این همه حقوق نجومی، این همه پرهیز از مبارزه با فساد، این همه اشرافی‌گری، این همه عدم پاسخگویی، این همه بی‌اعتنایی به درد مردم؛ اعم از مشکلات اقتصادی و مشکلات ناشی از بلایایی مثل همین سیل اخیر و این همه دوستی با دشمن و دشمنی با دوست، چه افتخاری برای جماعت سرهنگ و خانواده عزیز ایشان، بالاتر از اینکه ناقل جمله مورد بحث، تنها و تنها تأکید کرد بر سرهنگ نبودن؟! والله از این منظر، غبطه می‌خورم به سرهنگ‌ها و خانواده صبورشان! با وجود این بساط و این وضع، نیز با توجه به کاری که به آن اشتغال دارم، کاش اظهار می‌داشتند «من روزنامه‌نگار نیستم؛ حقوق‌دانم!» هم‌الان خنده‌ام گرفت! دیروز در صف بربری، «شاطرعباس» بلندبلند می‌گفت: «من نانوا هستم؛ رئیس‌جمهور نیستم!» گله داشت از ملت که چرا این‌همه در صف نانوایی، زبان به گلایه از مشکلات باز می‌کنند! چی شد؟! چی نوشتم؟! بگذار خودم، دوباره جمله قبل را ویرایش کنم؛ فی‌الواقع، گله داشت از دولت که این چه طرز تعامل با ملت است که بندگان خدا مجبور باشند حتی نزد نانوای محل هم، زبان به درددل باز کنند! این متن را، این قصه‌واره را تقدیم می‌کنم به همه سرهنگ‌ها که جان بر دست می‌گیرند و فرسنگ‌ها دور می‌شوند از دختربچه شیرین‌زبان خود، تا هیچ عروسکی، هیچ شبی، محروم از نغمه خوش لالایی نباشد! این متن را تقدیم می‌کنم به همه، به هر که با هر شغلی، الا یک نفر! حقوق‌دان؛ حسن روحانی!

ارسال شده در صفحه اصلی | ۶ دیدگاه

ثبت‌نام جهانگیری؛ رکورد دیگر روحانی!

کاش «مکمل روحانی» کارنامه‌اش بود

وطن امروز ۲۹ فروردین ۱۳۹۶

یکم: زمستان سال گذشته، به آخرین ماه خود رسیده بود که بعضی رسانه‌ها، ضمن انتشار خبر دیدار معاون اول رئیس‌جمهور با اصلاح‌طلبان، از قول جهانگیری چیزهایی نوشتند که مختصرش می‌شود این: «وضع دولت اصلا خوب نیست؛ روحانی هم در جریان امور نیست!» جهانگیری اما خیلی زود، انتساب این حرف‌ها به خود را تکذیب کرد یا شاید هم مجبور به تکذیب شد!

دوم: از نخستین روزهای سال جدید تا همین چند روز پیش، هر وقت شماری از جماعت موسوم به اصلاح‎طلب، صحبت از نامزد پوششی برای کمک به روحانی در مقطع تبلیغات انتخابات می‌کردند، شمار دیگری از این جمع که نزدیکی بیشتری با روحانی داشتند، نه فقط علیه ایده «نامزد پوششی» گارد گرفتند که حتی اقدام کردند به کری‌خواندن: «دولت یازدهم آنقدر کارنامه درخشانی دارد که روحانی یک تنه، همه رقبا را حریف باشد!» القصه! ثبت‌نام تک و تنهای حسن روحانی، نشان داد که رجز خوانده شده، گویا در عرصه عمل هم قرار است تحقق پیدا کند! فردای این ثبت‌نام، یکی از زنجیره‌ای‌ها در ستون سرمقاله خود نوشت: «کم و کیف حضور حسن روحانی در وزارت کشور، به همه گمانه‌زنی‌ها پایان داد. رئیس‌جمهور، نه تنها احتیاجی به نامزد ضربه‌گیر ندارد، بلکه در دفاع از کارنامه دولت، زبانی حتی برنده‌تر از بهار ۹۲ خواهد داشت»!

سوم: به حسب ظاهر، همه چیز داشت خوب پیش می‌رفت که در آخرین ساعات روز آخر ثبت‌نام، ناگهان فردی وارد وزارت کشور شد که در شناسنامه‌اش، جلوی نام، نوشته شده بود: اسحاق! و جلوی نام‌خانوادگی: جهانگیری! آری! خودش بود؛ اسحاق جهانگیری! معاون اولی که با ثبت‌نام خود به عنوان نامزد انتخابات، «رکوردهای روحانی» را تکمیل کرد! چرا که پیش از این، سابقه نداشت با وجود نامزدی رئیس‌جمهور وقت، معاون اولش هم بخواهد اعلام کاندیداتوری کند! چرا که روز قبلش، حسن روحانی در اظهار نظری محیرالعقول که البته اغلب مردم، آن را به «مطایبه» تعبیر کردند، خبر از رکوردهای دولت اعتدال داد! این یکی اما به معنای درست کلمه، یک «رکورد» بود! و هیچ هم مطایبه نبود! برای نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری، علاوه بر رئیس‌جمهور، معاون اولش هم ثبت‌نام کرده! معنای این حرکت بی‌سابقه و اقدام نوبرانه اما چه می‌توانست باشد؟!

چهارم: روزنامه‌نگاران صاحب‌تحلیل، خیلی زود دست به قلم شدند! یکی‌شان اما مختصر و مفید، نوشت که قضیه از ۲ حالت، خارج نیست! جهانگیری، یا نامزد شده که در ایام تبلیغات، به روحانی کمک برساند و بعد هم به نفع مقام مافوق، بکشد کنار؛ یا نامزد شده که اگر دید جو دارد علیه روحانی پیش می‌رود، تا آخر در صحنه بماند! هر ۲ حالت اما مؤید یک نکته واحد است؛ اعتراف از درون کابینه، به کارنامه غیرقابل دفاع دولت اعتدال، نیز اذعان به ناتوانی روحانی در مقام دفاع از دولت یازدهم!

پنجم: عبارت «وضع دولت اصلا خوب نیست؛ روحانی هم در جریان امور نیست»، اگر چه چند هفته پیش توسط اسحاق جهانگیری «تکذیب» شد اما چند روز پیش و با ثبت‌نام وی، ناخواسته «تایید» شد! معاون اول دولت اعتدال، باید توضیح دهد که اگر وضع دولت، خوب است و رئیس دولت، هم در جریان امور است و هم در جریان آمار، پس با کدام هدف، نامزد انتخابات شده؟! واضح است که مافوق ایشان در کابینه اعتدال، مشکلی بابت بیان ندارد؛ پس با وجود نامزدی حسن روحانی، نامزدی اسحاق جهانگیری، چرا؟! و با چه هدف؟! واقعا قرار است معاون اول، چه تقلبی به رئیس خود که رئیس‌جمهور مستقر کشور است، برساند؟! اصلا آمده برای کمک، یا قرار است رسما رقیب روحانی باشد؟! آمده تا در هر صورت، «رفیق روحانی» باقی بماند یا در «حالت اضطرار»، بماند تا روز انتخابات؟! خروجی همه این پرسش‌ها اما «یک جواب» است! همان که باری در حرف، توسط جهانگیری تکذیب شد و باری در عمل، توسط وی تایید! بخوانید: «وضع دولت اصلا خوب نیست؛ روحانی هم در جریان امور نیست!»

ششم: بار این پرسش‌ها اما آنقدر بر دوش جهانگیری سنگینی کرد که معاون اول روحانی، خیلی زود، مجبور به واکنش شد: «من مکمل روحانی هستم!» جمله قصاری که در صفحه یک اغلب روزنامه‌های زنجیره‌ای، با فونت درشت، «تیتر یک» شد، تا اینگونه به مخاطب القا شود که جهانگیری برای رفاقت با روحانی، نامزد انتخابات شده، نه رقابت با مقام مافوق! عاقبت، آبروریزی اولی، کمتر است! بله خب! کمتر است اما چقدر کمتر؟! بیاییم فرض کنیم جهانگیری همان‌طور که خود گفته، نامزد انتخابات شده تا «مکمل روحانی» باشد! لاجرم، از اسحاق جهانگیری یا به عبارت اصح؛ «مکمل روحانی» می‌پرسیم: چرا در هیچ کدام از ادوار گذشته، هرگز شاهد ثبت‌نام همزمان رئیس‌جمهور و معاون اولش نبوده‌ایم؟! اگر وضع دولت، خوب است و روحانی هم در جریان همه امور و همه آمار، پس اصلا و اساسا رئیس‌جمهور را چه نیاز به مکمل؟! مگر نقصی دارند ایشان که «مکمل» بخواهند؟! و خوب است بفرمایید این نقص، فقط به شخص حسن روحانی برمی‌گردد یا به کلیت دولت اعتدال؟!

هفتم: قدر مسلم، انتظار افکار عمومی برای پاسخ «مکمل روحانی» به پرسش‌های فوق، خیلی طول نخواهد کشید! فی‌الحال، روز صدم دولت اعتدال نیست که روحانی و مکملش، هنوز بخواهند از «چه چیز تحویل گرفته‌ایم» با مردم سخن بگویند! این را، بارها و بارها گفته‌اند و آنقدر هم در این وادی، دُر و گهر سفته‌اند که ملت، حتی قاپیدن میکروفن خبرنگار خانم در صحن پاستور، توسط وزیر راه دولت اعتدال را هم، بیندازند گردن قبلی‌ها! آری! بر روحانی و مکمل محترم، فرض است که بعد از گذشت ۴ سال از عمر دولت اعتدال، دمی هم سخن از «چه چیز آماده کرده‌ایم برای تحویل» برانند! اما این وسط، یک چیز مثل روز روشن است! چیز تحویلی، از فرط نقص، «مکمل» لازم داشت! آقای مکمل روحانی! تمام نوشته‌های اصحاب نقد، در نقد حسن روحانی را هم روی هم بگذاری، آن اندازه نقد رئیس دولت اعتدال محسوب نمی‌شود که آن روز، حضرتعالی با شناسنامه‌ای در دست، راهی میدان فاطمی شدی! بعد از شما، «مهرداد بذرپاش» وارد ساختمانی بلندبالا در حوالی همین میدان شد تا از قضا، با عدم ثبت‌نام خود، «وحدت نیروهای انقلابی» را در لحظه آخر ثبت کند! گاه هست که وارد وزارت کشور شدن و ثبت‌نام نکردن، هنر است! گمانم خیلی دوست می‌داشتید روبه‌روی میکروفن‌ها و دوربین‌ها، ابتدا گلویی صاف می‌کردید و بعد هم می‌گفتید: «مکمل روحانی» کارنامه دولت اعتدال است! اینجا آمده‌ام فقط برای بیان همین! قصدی برای ثبت‌نام ندارم، چرا که رئیس من در کابینه، «کارنامه» دارد! و چون «کارنامه روشن» دارد، نامزدی مرا می‌خواهد چه کند؟! خداحافظ شما!

ارسال شده در صفحه اصلی | ۱۶ دیدگاه

اولین سنگ مزار پدرم

سپیده‌دم خونین عشق، فرا رسید دوستان…

ارسال شده در صفحه اصلی | ۶ دیدگاه