موضوع انشا: انتخابات

 بسم رب الشهداء و الصدیقین. با سلام و درود خدمت امام راحل و شهدای گلگون کفن و رزمندگان جبهه حق علیه جبهه باطل، و با سلام و درود به روح پاک آن پیرمرد ۱۰۰ ساله همدانی که خیلی پیر بود و لحظاتی بعد از اینکه رای خودش را داد، به ملکوت اعلی پیوست، و با سلام و درود به آن پیرمردی که بابای «نادر» بود و آن هم آمد و در انتخابات شرکت کرد و معلوم شد تنها چیزی که ندارد «آلزایمر» است و دوست و دشمن را خوب می شناسد و «سیمین» دروغ می گفت، و با سلام و درود به  مردم شهر شهیدپرور و حزب اللهی دماوند که آقای خاتمی، با آن همه ادعای تحریم، آخر سر نتوانست خودش را کنترل کند و آمد آنجا یواشکی رای داد، چون که اگر در تهران می خواست رای بدهد، اون یکی داداشش که خیلی تند می رود، اجازه شرکت در انتخابات را به او نمی داد و آقای خاتمی که یواشکی در جمع دوستانش می گفت تقلب در انتخابات ۸۸ را قبول ندارد، حالا واضح تر از قبل، این حرف خود را تکرار کرد، تا خودش را از فیض حضور میلیونی ملت، محروم نکرده باشد، و با سلام و درود به آن دختر خانم مانتویی که در شبکه تهران، مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل و مرگ بر یکی دیگه گفت و خیلی هم اتفاقا قشنگ گفت و دستش درد نکند، و با سلام و درود به مادر آرمیتا، مادر علیرضا و مادر ۲ شهیدی که جمعه صبح در تلویزیون به خبرنگار صدا و سیما می گفت؛ پسرانم برای وظیفه خودشان رفتند، من هم برای وظیفه خودم آمده ام، و با سلام و درود به نایب امام زمان، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای که «اشتلم» را در وصف تهدیدات دشمن خوب گفت و برگه رایش را از همه قشنگ تر و باکلاس تر در «صندوق رای ۱۱۰» انداخت، و با سلام و درود به دولت محترم که امروز شنبه مدارس را تعطیل کرد و ۲۷ اسفند و ۲۸ اسفند را برای همه نیمه تعطیل کرد و این شاید جایزه دولت به ملت باشد، و با سلام و درود به رفتگران شهرداری که از فردا زحمت جمع کردن تبلیغات کاندیداها روی دوش شان است، و با سلام و درود به ملت همیشه در صحنه ایران که در یوم الله ۹ دی، توی «باشگاه سراسری چهارشنبه» فتنه را در گور کرد و با یوم الله ۱۲ اسفند، برایش مجلس ختم گرفت. 

اکنون که قلم در دست می گیرم، با نام و یاد خدا، انشای خود را آغاز می کنم و فقط یک جمله می گویم: ملت ایران! دم تان گرم…

وطن امروز/ ۱۳ اسفند ۹۰

این نوشته در یسار ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. سیداحمد می‌گوید:

    بسم الله…

    دوستان محترم!
    داداش حسین، قسمت عمده این متن کوتاه را تلفنی و فی البداهه برای بچه های روزنامه «وطن امروز» خواندند و بر خلاف نوشته های دیگرشان فرصت ویرایش و بازنویسی و… نداشتند!

  2. سیداحمد می‌گوید:

    “ملت ایران! دم تان گرم…”

    کوتاه بود ولی زیبا و شیرین بود.
    سلام و درود به مردم دماوند را خوب آمدید!
    ممنون داداش حسین عزیز…

  3. میلاد پسندیده می‌گوید:

    عالی… مختصر و مفید…دمشان گرم، دستشان درست، و عملشان همیشه بیست باد.
    حسین قدیانی: شاید ۸۰ درصد این متن را از پشت تلفن و از خودم، بی هیچ نوشته ای، یا وقتی برای اصلاح، برای دوستان وطن امروز خواندم…

  4. باران می‌گوید:

    ما تازه داشتیم گرم می شدیم! (زود تموم شد)
    .
    .
    .
    ملت ایران! دم تان گرم…

  5. حنظله می‌گوید:

    به راستی سلام و درود خدا به همه ملت ایران!

    این نوشته فوق العاده زیبا و بسیار ساده ، خیلی خیلی در این لحظات خوش جشن بزرگ ملی به ما چسبید.

    شاد باشید!

  6. میلاد پسندیده می‌گوید:

    احساس می کنم، دوستان و پیروان جمهوری اسلامی ایران، در سراسر دنیا، جگرشان حال آمد با دیدن این تصاویر!

    قربان جمله بندی ام بروم!!

  7. میلاد پسندیده می‌گوید:

    “از پشت تلفن و از خودم”!!! پس می خواستی از کی بخوانی؟!… امروز این ملت ساندیس خور کاری کردن که زبون امثال شما باز بشه و بلبل زبونی کنین… الهی که خدا نسلتون رو از زمین بر نداره هیچ، زیادتون کنه!!
    حسین قدیانی: یعنی اگر به سبب آن لاین نوشته شدن(یعنی آن لاین خوانده شدن!!) بد شده، به بزرگی خودتان ببخشید.

  8. منم گدای فاطمه می‌گوید:

    متن زیبا و دلچسبی بود آقای قدیانی.
    سپاسگزارم.

    خدا را شکر که دل رهبرمان را شاد کردیم.
    بعد از انتخابات ۸۸ و اتفاقات بعدش، حالا نتیجه این انتخابات شیرین تر شده است.
    الحمدلله رب العالمین…

  9. ف. طباطبائی می‌گوید:

    شیرین بود. ممنونم.

    ملت ایران! دم تان گرم…

  10. میلاد پسندیده می‌گوید:

    هه هه! اینو نیگا!… شکسته نفسی به تو نیومده… تو اصلا مگه بلد هستی متن بد هم بنویسی؟ اگه بلدی، بنویس دیگه… ما که ندیدیم تا به حال!!
    حسین قدیانی: ممنون! اما از آنجا که فردا لابد تحریمی ها، زبان باز می کنند، پرده برداری می کنم از یک شعار قدیمی و اول انقلابی و فراموش شده، خدمت منافق جماعت: «هر کی که رای نداده، حق نظر نداره»!! القصه! مردم بعد از همه پرسی ۱۲ فروردین، این شعار را خطاب به منافقینی می گفتند که در انتخابات، رای نداده بودند، اما با کمال پررویی، می خواستند خودشان را در خیلی چیزهای بزرگ تر از اندازه شان، شریک و سهیم کنند!! حتی در محصولات انتخابات!! لذا مردم، جواب قشنگی به ایشان دادند؛ به به!! «هر کی که رای نداده، حق نظر نداره»!!

  11. پاییز می‌گوید:

    وطنم ای شکوه پابرجا
    در دل التهاب دورانها
    کشور روزهای دشوار
    زخمی سربلند بحرانها
    ایستادی بر جنگ رودررو
    خنجر از پشت می‌زند دشمن
    گویی از ما در نهان بر ما
    وطنم پشت حیله را بشکن…

    می شود با تو دل به دریا زد
    می شود با تو دل به دنیا بست

    http://bachehayeghalam.ir/vblog/vatanam-2/

  12. پاییز می‌گوید:

    ممنون! مثل همیشه عالی بود. خسته نباشید. البته که نیستید.
    کی خسته است؟!
    .
    .
    .
    دشــــــــــمن!!

  13. یا زینب می‌گوید:

    الهی! پیرمرد همشهری من، خیلی هم اول وقت رفته بوده پای صندوق. تا نفس آخر با ولایت…
    خدا رحمتش کنه.

  14. حنظله می‌گوید:

    بگذارید یکبار دیگر از این نوشته بسیار دلنشین تعریف کنم؛ آخر قیلی قشنگ است.
    چه ساده اما هوشمندانه به نکات عمیق و جالبی اشاره کردید.
    تقدیر از ملت ایران به ویژه کهن سالان، طعنه سنگین و دندان شکن در حد “پماد سوختگی” و این حرف ها به اسکار و اصغر و نادر و سیمین و ممد تمدن، تقدیر از شهدا و خانواده های معظم شان، رای دادن قشنگ و باکلاس مولایمان، تعطیلی مدارس فردا که یادش بخیر آن روز ها ذوق مرگ می شدیم از چنین اتفاقی، حتی رفتگران زحمتکش را هم یاد کردید.

    متن بسیار قشنگی بود و در این لحظات پر افتخار شادیمان را دوچندان کرد.

    خدا قوت!

  15. سیداحمد می‌گوید:

    این هم تقدیم به همه شما؛
    حرف دل همۀ سربازان امام خامنه ای…

    هر کس شود فدائی رهبر مقدس است… آماده ایم هستی خود را فدا کنیم…

    http://www.faupload.com/upload/90/Esfand/سلحشور-مانیستیم-پیرو-آشوب-زادگان.mp3

    (پیشنهاد می کنم حتما گوش کنید!)

  16. بی نشان می‌گوید:

    درود به مردم بصیر و انقلابی ایران، واقعا دم همتون گرم!
    از اول صبح چهارچشمی نشستم جلوی تلویزیون و صحنه های زیبای حضور مردم رو پای صندوقهای رای نگاه می کردم.
    در کنار احساس غرور، احساس دلتنگی شدیدی برای وطنم داشتم و دلم برای شناسنامه ام سوخت که توفیق نداشت مزین به مهر انتخابات بشه!
    حسین قدیانی: بابای «نادر» در «جدایی…».
    http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1549273

  17. میلاد پسندیده می‌گوید:

    «هر کی که رای نداده، حق نظر نداره».

    اتفاقاً من امروز رای ندادم… گاهی خدا با وسیله ای مثل داداش حسین، با آدم حرف می زند!!
    حسین قدیانی: اشکالی ندارد؛ گاهی برای آدم، مشکلی پیش می آید که نمی تواند رای بدهد، حتی نماز نمی تواند بخواند!! احساس فعلی تو و مسرتت، یعنی که رای داده ای…

  18. یا زینب می‌گوید:

    مردم کاری کردند اوباما گزینه های روی میز را بریزد زیر میز!
    جمله از خودم نیست. اونقدرها هم استعداد ندارم.

  19. میلاد پسندیده می‌گوید:

    «حتی نماز نمی تواند بخواند»!!!

    قدر خودت را بدان داداش، که امشب شده ای تریبون خدا!
    اتفاقا گمشدن شناسنامه و قضا شدن نماز صبح، هر دو با هم حادث شد… اشکم در آمد… :-(
    حسین قدیانی: ای بابا! نگذار بگویم چه بنده روسیاهی هستم برای خدا!! دیگه کسی این ورا نمیاد…

  20. سیداحمد می‌گوید:

    یه پیام “بی زرگانی” برم؟

    ساعت ۲۳:۱۲
    تعداد افراد آنلاین: ۳۲ نفر

    ماشالله حزب الله
    داداش حسین عزیز بسیجیها فـــــــدائی داری….

  21. بی نشان می‌گوید:

    آقای قدیانی! من فیلم “جدایی نادر از سیمین” رو ندیدم و امکان دانلودش هم نیست! به همین دلیل دقیقا منظور شما رو در مورد “بابای نادر” متوجه نشدم.
    از لینکی که فرستادید ممنونم، البته من حضور مردم رو از طریق پخش آن لاین شبکه های ایران دیدم و لذت بردم.

  22. سیداحمد می‌گوید:

    بی نشان؛

    عکس شماره ۴ و ۱۰، بازیگر نقش پدر نادر، در “جدائی نادر از سیمین” است.
    انشالله فیلم را که دیدید کاملا متوجه منظور آقای قدیانی می شوید!

    “… و با سلام و درود به آن پیرمردی که بابای «نادر» بود و آن هم آمد و در انتخابات شرکت کرد و معلوم شد تنها چیزی که ندارد «آلزایمر» است و دوست و دشمن را خوب می شناسد و «سیمین» دروغ می گفت،”

  23. میلاد پسندیده می‌گوید:

    همه روسیاهیم… به خاطر کارهای نیکی که نکرده ایم.
    خدا برای حرف زدن با بشر، نیاز به وسیله دارد… وسیله اش گاهی حتی درخت زیتون است… بشر اشرف مخلوقات که از درخت کمتر نیست… هر چند هم گنهکار.

    الغوث، الغوث… خلّصنا من النار یا رب.

  24. باران می‌گوید:

    خوب لو میدین، امشب همدیگرو :))

  25. یـــــــــــ(حسین بن علی)نـــــــــــــوکر می‌گوید:

    سلام!
    دیروز اگر جواب هل من ناصر مولایمان حسین (ع) تیر سه شعبه بود، امروز اما جواب کیست مرا یاری کند مولایمان خامنه ای برگه های رای بود.

  26. سلاله ۹ دی می‌گوید:

    ماشاءالله به این ملت؛
    یک سلام و درود هم به صدا و سیما و رسانه ملی، می گوییم که امسال، بهتر از گذشته، پوشش داد، حماسه ملت را. جای تقدیر و تشکر دارد؛ کمی خلاقیت را چاشنی برنامه های انتخاباتی کرده بودند…

  27. سجاد می‌گوید:

    متن، مثل حضور مردم بود، عالی!

  28. سوگند می‌گوید:

    اتفاقا عالی نوشتید. حماسی نوشتید. ممنون…

  29. بانو می‌گوید:

    هنر، نزد ایرانیان است و بس…
    ایرانی! گل کاشتی… سنگ تموم گذاشتی!

  30. بی نشان می‌گوید:

    ………………………………………
    حسین قدیانی: لطفا بی نیاز از اصلاح من، کامنت بگذارید!! آهای بچه ها! دوباره دارید شروع می کنیدها!! این از این، و اما؛ مشارکت در چهارمحال و بختیاری: ۱۰۰ درصد!!

  31. سیداحمد می‌گوید:

    «هر کی که رای نداده، حق نظر نداره»

    واقعا همینطوره!
    یعنی هر وقت با کسی برخورد کردید که می دونید تو انتخابات شرکت نکرده ولی داره راجع به مسائل مختلف مملکت نظر میده، یه مشت حواله اش کنید!

  32. سوگند می‌گوید:

    درود بر بختیاری ها. خیلی خوشحال شدم.

  33. یا زینب می‌گوید:

    “مشارکت در چهارمحال و بختیاری: ۱۰۰ درصد!!”
    ماشاءالله
    مسئولان باید از مردم درس پیروی از ولایت بگیرن بخدا.

  34. لبیک یا حسین می‌گوید:

    اول: تبریک به حضرت خورشید و بعد هم تبریک به حضرت ماه/ این پیروزی بر هممون مبارک باشه انشاالله.

  35. لبیک یا حسین می‌گوید:

    و چه قدر لبخند تو زیباست آقا!

  36. سیداحمد می‌گوید:

    این ۱۰۰ درصد یعنی تعداد افرادی که در چهارمحال و بختیاری رای نداده اند، آنقدر کم بوده که به رتبه تاریخی ۱۰۰ درصد، آسیب نزده در میانگین آرای این استان.

  37. مرتضی می‌گوید:

    سلام به بر و بچه های قطعه ۲۶!
    این کلیپ کوتاه رو هم داشته باشید!
    ببینید چی میگه این خانم….http://khabaronline.ir/Images/News/AtachFile/12-12-1390/FILE634663237302630301.flv

  38. بی نشان می‌گوید:

    این هم یک کامنت بی نیاز از اصلاح:

    ******************زنده باد ایرانی*****************

  39. به جای امیر می‌گوید:

    یاس معطر (به جای گفت و شنود)

    در سالروز رحلت کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(س) این ستون را به سروده ای از علی اکبر لطیفیان در سوگ آن بزرگوار اختصاص می دهیم؛
    و دانه ریخت بیایی کبوترش باشی
    دوباره آینه ای در برابرش باشی
    نه اینکه پر بکشی و به شهر او نرسی
    میان راه پرستوی پرپرش باشی
    «مدینه» شهر غریبی برای «فاطمه»هاست
    نخواست گمشده ای مثل مادرش باشی
    خدا تو را به دل بی قرار ما بخشید
    و خواست جلوه ای از حوض کوثرش باشی
    به قم رسیدی و گم کرد دست و پایش را
    چو دید آمده ای سایه سرش باشی
    اجازه خواست که گلدان مرمرت باشد
    و تا همیشه تو یاس معطرش باشی
    نگاه تو همه را یاد او می اندازد
    به چهره ات چه می آید که خواهرش باشی
    خدا نخواست تو هم با «جواد» کوچک او
    گواه رنج نفس های آخرش باشی

  40. لبیک یا حسین می‌گوید:

    کلیپ مرتضی بامزه بود اما دعا میکنم مذهب این خانم و بچه هاش روز به روز بهتر تر شه چون برای عاقبت بخیری لازمه!

  41. قاصدک منتظر می‌گوید:

    نام ایران زیباست و خاکش بوسیدنی. مردمانش دوست داشتنی ترین مردم دنیا. پر خروشند مانند اروند و پر غرورند مانند دشت عباس.
    جمعه با همتی بلند جلوه های زیبایی آفریدیم و فقط با یک انگشت همچون پتکی، بر فرق سر دشمن کوبیدیم؛ و این همه زیبا آفرینی را مدیون مردانگی و غیرت کسانی هستیم که پیکرهای پاکشان در بستر این کشور آرمیده است!
    “ملت ایران! دم تان گرم…”
    خدایا!
    روز به روز بر عزت ملت ایران بیافزا.

  42. بی نشان می‌گوید:

    “«مدینه» شهر غریبی برای «فاطمه»هاست
    نخواست گمشده ای مثل مادرش باشی”
    .
    .
    .
    السلام علیکِ یا بنت فاطمه و خدیجه (سلام الله علیهما)

  43. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    روز شیرینی بود؛ ۱۲ اسفند ۹۰

    نگاه ناز حاج حسین و هیبت خاص حاج احمد…
    در بهار آزادی
    جای شهدا خالی

  44. برف و آفتاب می‌گوید:

    شیرینی متن‌های قشنگ قطعه باعث می‌شه آدم ناراحتی برنده نشدن تو انتخابات رو فراموش کنه! دیشب با عکس‌ها و عکس‌نوشته‌های شهید خرازی حسابی دلمو خالی کردم و آروم شدم! الان هم که با این متن، کلا، ناراحتی پـــــــر!

    یه دلیل دیگه هم برای خوشحالیم که الان متوجه‌اش شدم اینه که “شیفت اسپیس”ام کار می‌کنه!!!

  45. برف و آفتاب می‌گوید:

    اینجا یه‌ عالمه برف اومده! من فکر می‌کردم به خاطر همین تعطیل شده!

  46. عمار می‌گوید:

    چه روز با شکوهی بود دیروز. ممنون داداش حسین.

  47. چشم انتظار می‌گوید:

    و با سلام و درود، به (داداش حسین) بسیجی ها، که در این ایام پر تلاطم، پر نور تر از همیشه، چراغ قطعه را روشن نگه داشت، تا چراغ دل های ما خاموش نگردد. و چراغ راهی باشد، برای انتخاب درست. و باز هم با سلام و درود، به (داداش حسینی) که، ۸۰ درصد این متن را از پشت تلفن و از خودشان، بی هیچ نوشته ای، یا وقتی برای اصلاح، و فی البداهه، برای دوستان وطن امروز خواندند!
    و با سلام و درود، به (سید احمد عزیز)، مبصر خوب قطعه، که همیشه تعاریف به جای ما، مربوط به خودش رو، نقطه چین می کنه. که امیدوارم این بار این کار رو نکنه.
    و با سلام و درود، به (میلاد پسندیده)، با وجود اینکه، به علت فقدان شناسنامه نتونست رأی بده! باز هم برنده ی انتخاباته و (داداش حسین) ویژه براش مایه گذاشته. و با سلام و درود، به (باران)، که تازه داشته گرم می شده، که تموم شده!
    و با سلام و درود، به (حنظله)، که آرزوی شاد باش کرده.
    و با سلام و درود، به (خسته نیستم، امیدوارم)، که فقط گفته: الهی شکر…
    و با سلام و درود، به (منم گدای فاطمه)، که خدا رو شکر کرده، به جهت شادی دل رهبرش.
    و با سلام و درود، به (ف. طباطبایی)، که این انتخابات، براش خیلی شیرین بوده.
    و با سلام و درود، به (پاییز)، که ممنونه. و معتقده، مثل همیشه عالی بوده. و میگه دشمن، حسابی خسته ی.
    و با سلام و درود، به (یا زینب)، که با سوز دل، به یاد همشهری قهرمانشه. که در راه پشتیبانی از ولایت، از پای صندوق، به اوج آسمون پرواز کرده.
    و با سلام و درود، به (بی نشان)، که از اول صبح، چهار چشمی، نشسته جلوی تلویزیون! و صحنه های زیبای حضور مردم رو، پای صندوقهای رأی نگاه می کرده.
    و با سلام و درود، به (یـــــــــــ(حسین بن علی)نـــــــــــــوکر)، که دیروز رو، با امروز، در هل من ناصر حسین (ع)، و کیست مرا یاری کند خامنه ای عزیز، مقایسه کرده.
    و باسلام و درود، به (سلاله ی ۹ دی)، که همیشه، احادیث زیبا و پر مغزی که از قول معصومین (ع)، می گه، ویتامین روح برای همه است. و به صدا و سیما هم سلام و درود فرستاده، به خاطر پوشش خبری امسال.
    و با سلام و درود، به (سجاد)، که متن رو، مثل حضور، عالی توصیف کرده.
    و باسلام و درود، به (بانو)، که هنر رو، فقط نزد ایرانیان، دونسته و بس.
    و با سلام و درود، به (سوگند)، که به بختیاری های، صد در صدی، درود فرستاده.
    و با سلام و درود، به (لبیک یا حسین)، که به ماه و خورشید و فلک تبریک گفته.
    و با سلام و درود، به (مرتضی)، که کلیپ همون حاج خانومه رو گذاشته! که پوزه زنی کرده از اسرائیل و…
    و با سلام و درود، به (به جای امیر)، که به جای گفت و شنود، معطر کرده فضا رو، با یاس معطر امام رضا (ع)، یعنی؛ بی بی فاطمه ی معصومه علیها سلام.
    و با سلام و درود، به (قاصدک منتظر)، که با افتخار، خاک کشورش رو بوسیده، و زیباترین نام، یعنی ایران رو بر زبان جاری می کنه.
    و با سلام و درود، به (مرتضی اهوازی) که ۱۲ اسقند ۹۰، براش، یاد آور جای خالی شهیدان، حاج حسین خرازی و حاج احمد متوسلیانه.
    و با سلام و درود، به (چشم انتظار)! که فی البداهه و بدون استفاده از نوشته ی داداش حسین! به همه درود فرستاده.
    و در آخر…
    ملت ایران، دمتان گرم!!!

  48. سیداحمد می‌گوید:

    چشم انتظار؛

    ممنون برادر!
    کامنت قشنگی بود… آفرین…

  49. م.اشرف می‌گوید:

    سلام به همگی
    خیلی قشنگ بود. به سبک انشانویسی دهه شصت و اوایل دهه هفتاد! پرواز کردم به دوران کودکی و غوطه ور شدم در دریای بصیرت امت حزب الله. خدایا شکرت که دشمنان ما را دشمن شاد کردی!
    راستی! خبر دارید؟ تیرهای دشمن تموم شده. احتمالاً حالا میره از یه فاصله دور؛ شروع میکنه به فحش دادن و اداهای بی ادبی و خاک تو سری درآوردن، شاید هم مثل یه گربه ای که یه گوشه گیر افتاده شروع کنه به همه چی پنجول کشیدن.

  50. حنظله می‌گوید:

    بابا چشم انتظار!!!
    قشنگ بود، ممنون.

  51. سرباز کمپ می‌گوید:

    “و با سلام و درود به رفتگران شهرداری که از فردا زحمت جمع کردن تبلیغات کاندیداها روی دوش شان است”

    احسنت بر تو و نوشته ات.

  52. سلام. تلویزیون اعلام کردمشارکت در چهارمحال و بختیاری ۸۸ درصد!

  53. مرتضی می‌گوید:

    دم همگی گرم …

  54. سیداحمد می‌گوید:

    دوستان محترم!

    داداش حسین در نمایشگاه کتاب امسال، ۴ عنوان کتاب جدید خواهد داشت…

    به زودی مقدمه ایشان بر کتاب مجموعه طنز فتنه ۸۸ با نام «آر. کیو ۸۸» را در «قطعه ۲۶» خواهید خواند، که اولین متن ایشان برای وبلاگ، در سال ۹۱ همین مقدمه است…

    «آر. کیو ۸۸» گلچینی از بهترین طنزهای مرتبط با فتنه ۸۸ داداش حسین است در ۵۰۰ صفحه که شماری از این طنزها مال زمانی است که این وبلاگ هنوز درست نشده بود و احتمالا شما هم نخوانده اید…

  55. مهدی محمدزاده می‌گوید:

    “موضوع انشا: انتخابات”

    سلام دفترچه ی خاطراتم.

    امروز آقا معلم گفت درمورد انتخابات انشا بنویسم.

    من هم اول اینجا می نویسم اگر خوب بود پاره می کنم و به دفتر انشا می چسبانم. قول بده صدایش را در نیاوری و به آقا معلم و مامان چیزی نگویی:

    تلویزیون می گفت کاندیدا و مردم هردو به گردن هم حق دارند.

    راست هم می گفت. سالهاست که ما را تر و خشک کرده.

    حالا هم که بزرگ شده ایم؛ از بس دق اش داده ایم و برایمان شانسی و خرت و پرت خریده صورتش چروک چروک شده است و همش دم غروب ها که می شود و آمپرش می رود بالا واگذارمان می کند به امام زاده عبدالله.

    هر جا کار بدی کرده ایم دعوایمان کرده و کارهای خوب خوب یادمان داده.

    نوک انگشتانش ورم کرده از بس پای دار قالی نشسته است.

    بیچاره برای گرفتن پول حلال از خدا ، شب ها را تا صبح کار کرده و چشمهایش پف کرده است.

    طفلک صبح ها هم من و داداشم را بیدار می کند هم لیلا و پری و زری را.

    اگر هم دیر بیدار شویم با لگد بیدارمان می کند و آخر سر هم طفلکی تا چند روز زانو درد می گیرد از بس محکم زده و به هر پنج تایمان زده.

    راستش من اصلا نمیدانم انتخابات یعنی چی.

    ولی حالا که آقامعلممان تکلیف داده؛ اگر هیکلم بزرگ تر شد و بچه ها دیگر قوطی کبریت صدایم نکردند و به حدی رسیدم که وقتی وارد اتوبوس شدم همه از جایشان بلند شوند؛ به مادرم رای می دهم که قالی باف است و آنقدر بچه تر و خشک کرده که دیگر خوب بلد است کاندید شود و به گردن همه حق داشته باشد.

  56. یا مهدی می‌گوید:

    خوب نبود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>