این همه مسلمان… کو سلمان؟!

قطعه ۲۶ ردیف عشق مقدس/ سجاد، سرباز ماه

فدایی رهبر

ژاپن را آب نبرد، اما ما را خواب برد… خواب برده ما را که “سونامی خون” را می بینیم و به جای جهاد، جوشن صغیر می خوانیم برای آزادی بحرین. جوشن از ادوات جنگ است؛ آنرا نباید خواند، باید پوشید. باید بر تن کرد. باید دست گرفت. خوب شد ما زمان امام علی نبودیم و الا برای پیروزی امیرالمومنین که البته ایرانی نبود، در جمل و صفین و نهروان و آن کودتای نرم و آن ۲۵ سال سکوت، “جوشن کبیر” می خواندیم. بیشتر از “مکتب ایرانی”، ما منتقدینش، اهل وردیم و “جمهوری ایرانی” بیش از فرقه سبز، شعار ماست. “حسین حسین شعار ماست”… حتی روز عاشورا! ما کار عمرسعد را محکوم می کنیم و هنگام نشان دادن خشم خود علیه یزید، احترام آقازاده ها را نگه می داریم و بعد از اسارت زینب شعار می دهیم “حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست”. ما تا وقتی فقط به محکوم کردن جنایات علیه اهل سنت و شیعه مشغولیم، باید “اسلامی” بودن جمهوری مان مورد تمسخر غرب و شرق قرار گیرد. اسرائیلی ها اما تلمود نمی خوانند، اسلحه دست شان می گیرند و آل سعود به جای قرآن خواندن، دارد در بحرین برای شیعه فاتحه می خواند و ما… ما مسلحیم به هر سلاحی به جز اسلحه. اسلحه این روزها “اصلحه” نوشته می شود؛ با “صاد” صلح و صبر و صفا و صمیمیت و صاایران و صدور روادید برای دیدن برج کج و صوت سکوت… “هفت صین” ما کامل شد؛ حالا وقت سال تحویل است. در بحرین، هجری، قمری است، ولی هجری ما هنوز هم دارد آفتاب می گیرد در جاده ابریشم. برای ما فرش و پسته و میگو از هجرت مهمتر است و دیپلماسی از جهاد. ما اهل مبارزه هستیم؛ از پشت مانیتور… و با این قیل و قال، خدایا! حول حالنا الی احسن الحال… یا محول الحول و الاحوال، خدایا! نمی دانم با کدام متن شروع کردم سال جدید را اما خوب می دانم در آستانه بهار رسم بی ادبی است اگر برای بازگشت پرستوها چراغانی نکنم قطعه ام را. مگر با نور همین چراغ ببینیم داغ بحرین را. سال ۸۹ هنوز شروع نشده بود که سنی های نوار غزه داشتند کشته می دادند و اینک در آستانه سال ۹۰ گلوی شیعه در منامه دارد بریده می شود. ظاهرا این بار به جای جنبش سبز این ما هستیم که دم بر گرفته ایم؛ “نه سنی، نه شیعه، جانم فدای نوروز”. نمی دانم چه اتفاقی غیرت ما را در مقام عمل به جوش می آورد؛ واقعا نمی دانم. برای اینکه عید نداشته باشیم، چند شیعه باید کشته شود؟! برادرم، خواهرم، “حسین” هم ایرانی نبودها! آهای نیاکان من! اگر کربلای ۶۱ جزئی از خاک ایران نبود، حق با شما بود که اهل کوفه بودید. حق با ماست. منامه با آن همه مشتری پر و پا قرص “اجوبت الاستفتائات” نام هیچ یک از شهرهای “جمهوری ایرانی” نیست. این روزها ما داریم بریدن گلوی حسین توسط پسر ذی الجوشن را محکوم می کنیم. می خواهم ببینم اگر محکوم نکنیم چه می شود؟ اصلا کاش همین فردا یک بلوتوث بیاید که فلان شیعه بحرینی و فلان سنی ساکن در بنغازی، یکی دارد به آل خلیفه فحش ناموس می دهد و دیگری به محافظان حضرت معمر. فکر کنم در آن صورت، موج، بهتر ایجاد می شد! همه را جنگ، موجی می کند، ما را صلح! صلح ما را بی غیرت کرده. آنچه باید محکوم کنیم، بی غیرتی خودمان است. دشمن، نه به سنی ما رحم می کند و نه به شیعه و نه به زن و نه به مرد و نه کودک و نه پیر و نه صغیر و نه کبیر. بیاییم از دشمنان خودمان درس اتحاد یاد بگیریم که این روزها حکومت آل خلیفه با آمریکا مرز مشترک دارد، اما بحرین، هم مرز جمهوری اسلامی نیست. نیست. نیست. نیست. بحرینی که در آن مقلدین “آقا” موج می زنند، هم مرز جمهوری اسلامی نیست. هم مرز جمهوری ایرانی نیست. ما ظاهرا بیشتر ایرانی هستیم تا مسلمان و بیشتر مسلمان هستیم تا سلمان. با وجود این همه مسلمان، باید گفت: “این سلمان؟” این بار پای کدام مصلحت در میان است که اینچنین سکوت کرده ایم؟! بیش از این حوصله ندارم در باب بحرین چیزی بنویسم. اصلا کاش شیعیان بحرین، مبارزه را بی خیال شوند؛ ما هم بگوییم؛ می خواستیم کمک شان کنیم ولی از همان اول می دانستیم اهل مبارزه نیستند! هی! با تو هستم؛ همه دعوا زیر سر جمهوری اسلامی است؛ کودک آواره قدس دارد به جای ما در کرانه باختری کشته می شود و دخترک شیعه میدان لولو دارد به جای ما از خون خود می گذرد. این ۲ علم مبارزه را اگر بر زمین بگذارند، ما با آمریکا و اسرائیل هم مرز می شویم. این ۲ اگر خوب نجنگند، پیشروی دشمن به سمت ما خواهد بود. این نوشته ها، این تظاهرات -کدام تظاهرات؟!- این جمع شدن باشکوه(!) جلوی سفارت خانه های عربستان و بحرین، این همه همدردی، اسم مستعار بی غیرتی است. مگر نه؟!… لابد غیبت امام زمان را هم فقط محکوم کرده ایم که قرن هاست قرار است مهدی فاطمه به زودی ظهور کند… نیا مولا. حق داری اگر نیایی. تو ایرانی نیستی و ما با مکان ظهور تو مرز مشترک نداریم؛ تو بیایی، بعد از شهادتت حتما محکوم می کنیم این جنایت پلید را. نیامدنت مسئله آمریکا و اسرائیل هست، اما آمدنت فقط مسئله اشعار ماست. بیایی، کاسبی شعر ما بهم می خورد؛ دوری و دوستی!

تمدید مسابقه بهاریه تا ۱۰ فروردین/ خاطرات منتشرنشده ۲۱ تا

همه نوشته های شما دوستان عزیز به مرور در قطعه ۲۶ نمایش داده می شود

این نوشته در صفحه اصلی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. سیداحمد می‌گوید:

    آخرین “اول آیا” در سال ۸۹ :)

    اول شدم!

    منتظر متن هستیم.

  2. میثم تمار می‌گوید:

    سلام بر حسین قدیانی و بقیه ی زنده نگاه دارندگان نام شهید اکبر قدیانی…

    تعدادی از رزمندگان فضای سایبری وب سایتی راه اندازی کرده اند؛ تا دوستان هم فکر و هم عقیده و هم رزم در آن آرا و نظراتمان را در آن به اشتراک بگذاریم.
    خواهران و برادران زیادی در آن عضو شده اند، حضور شما نیز بر شور و شعف این فضا می افزاید.
    «بی شمار» نه «بالا ترین» است، نه هر چیز دیگری از این دست.
    حتی اعضای بی شمار بر این عقیده اند که بی شمار بودن فضیلت نیست.

    عضو کوچک بی شمار
    میثم تمار

    عضویت بسیار آسان است:
    http://www.bishomar.ir

  3. ترجمه ی متن سایت رحیل می‌گوید:

    اگر کسی میتونه متن سایت rahil.ir را به زبان های انگلیسی و عربی ترجمه کنه خبر بده

  4. طاهره فتاحی می‌گوید:

    آه. “اما آمدنت فقط مسئله اشعار ماست. بیایی، کاسبی شعر ما بهم می خورد؛ دوری و دوستی!” تو رو خدا نگویید این طوری. خدا وکیلی شیعه کشی بحرین قلب همه را پاره پاره کرده است مطلب شما جگرها پاره پاره می کند…

  5. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    سلام بر حسین*

  6. سلاله 9 دی می‌گوید:

    «منامه با آن همه مشتری پر و پا قرص “اجوبت الاستفتائات” نام هیچ یک از شهرهای “جمهوری ایرانی” نیست.
    همه را جنگ، موجی می کند، ما را صلح! صلح ما را بی غیرت کرده»

  7. زانیار می‌گوید:

    اگه بتونیم یه NGO تشکیل بدیم با یه سیستم تبلیغاتی خوب و راهی شیم به سمت جنوب ، خیلیارو میتونیم از خواب بیدار کنیم.
    تا کی باید بشینیم تا دوات مردا و سران نظام محکوم کنن و اون حرومزاده های وهابی تک تک بچه شیعه ها رو بکشن.
    باید یه حرکتی انجام بدیم.

    ضمنا دوستان اینجا یه سایت برای ثبت نام استشهادیون داوطلب اعزام به بحرین هستش.
    اگر تونستید تبلیغ کنید تا بچه با عشقا بیان ثبت نام.

    http://www.rahil.ir

    علی علی

  8. ریحان می‌گوید:

    سلام بر قطعه مقدس ۲۶:

    چقد خوب بود و چقدر تلخ! منتظر نوشتتون درباره بیداری اسلامی بودم
    هی! با تو هستم؛ همه دعوا زیر سر جمهوری اسلامی است ….

  9. کاووس می‌گوید:

    ترور اولویت در اخبار شبکه یک سیما: امروز هم مدیر خبر نیمروزی شبکه یک ترجیح داد، ملیگرایی را بر گُرده اسلام گرایی بنشاند، مثل بسیاری از روزها خبر اول جهان اسلام و دغدعه اول امام زمان (عج) و حضرت زهرا سلام الله علیها را ترور کردند و پس از پخش اخبار شادی نوروز و خرید باقلوا و گزارش علمی دلایل “هفت” تا بودن سین ها در مصاحبه با هیات علمی دانشگاهها و مصاحبه با یک متخصص برای حفظ جان ماهی های قرمز، و دعای موکد یک زن، برای سلامت همه ایرانی ها در هر کجای دنیا، نهایتا راس ساعت ۱۴ و بیست و چند دقیقه، نوبت به پوشش اخباری رسید که به قول رجب طییب اردوغان سنی، نوستالوزی کربلاست و امان از دل زینب (س) گرفته است. نفرین و نفرت بر این ترور اولویت و همراهی با آمریکا در کم اهمیت جلوه دادن مسائل بحرین و یمن! پرودرگارا تو شاهد باش که مردم مسلمان ایران، از این ترور خبری نجس، بیزار است! مگر ایرانی بودن حرمت آفرین است؟ اگر آن کشیش احمق، به کاغذ قرآن توهین کرد، برخی افراد در صدا و سیمای ایران اسلامی به فریبنده ترین شکل، مشغول ترور حقایق قرآن هستند: «إن اکرمکم عند الله اتقاکم»
    http://baharbia.blogfa.com/post-321.aspx

  10. سجاد می‌گوید:

    “نیا مولا. حق داری اگر نیایی. تو ایرانی نیستی و ما با مکان ظهور تو مرز مشترک نداریم؛ تو بیایی، بعد از شهادتت حتما محکوم می کنیم این جنایت پلید را”

    سلام
    خسته نباشید مثل همیشه عالی بود.
    تقدیم به قطعه مقدس ۲۶:
    http://www.img4up.com/up2/49732437766995353410.jpg
    http://www.img4up.com/up2/39334943517081798064.jpg

    یا علی مدد.

  11. چشم انتظار می‌گوید:

    آنجاکه پای امتحان درمیان باشدخیلی هامردودمی شونددرحال حاضرسکوت ماوسکوت سران فتنه یک معنی می دهدیعی می شوداینگونه گفت که درقضیه ی بحرین ماوفتنه گران خواسته یاناخواسته دریک جبهه قرارگرفته ایم الان بحرین نیازبه امثال سعیدتاجیک وامثالهم داردماهم آماده ایم وباجوشن برتن جوشن صغیرراهم درمنامه می خوانیم

  12. سیداحمد می‌گوید:

    “صلح ما را بی غیرت کرده.”

    “لابد غیبت امام زمان را هم فقط محکوم کرده ایم که قرن هاست قرار است مهدی فاطمه به زودی ظهور کند…”

    متن فوق العاده ای بود ولی نمیدانم چه میشود گفت!
    نمیدانم
    نمیدانم

    داداش حسین جان در این شرایط نوشتن این جملات عالی بود؛

    شیعیان بحرین…..

  13. سیداحمد می‌گوید:

    تیتر نابی انتخاب کردید داداش جان.

    “این همه مسلمان… کو سلمان؟!”

  14. ط.ع می‌گوید:

    من موندم چرا جدیدا جنگها و این قضایایی که تو مطقه هست نزدیک نوروز اتفاق می افته جنگ عراق این انقلابها جنگ لیبی

    بیخیال بابا
    سال نو مبارک
    انشالله سال نود سال خیلی خوب برای همه باشه

  15. طاهره نعمت اللهی می‌گوید:

    واقعامانده ام چه بگویم ..دیروزتلوزیون نشان میدادخراب شدن میدان لولورا.واین یعنی پایین افتادن وشکسته شدن غیرت این همه مسلمان که روزی چه خوش میدرخشیده ….روزی که به جای این همه مسمان فقط یک مسلمان بوده وان هم سلمان

  16. م.طاهری می‌گوید:

    هیهات

  17. کنار “سلمان” باید نوشت “سلمان فارسی” –

    http://ghadr1.blogfa.com

  18. هل من مبارز؟ می‌گوید:

    لحظه تحویل سال
    که دست مادرت را بوسیدی و خندید و دعایت کرد
    تو هم دعا کن . . .
    برای برادرت که در کوچه های منامه دنبال سگ صعودی میدود تا چادر مادرش را پس بگیرد . . .
    عید مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  19. روزنه می‌گوید:

    دل همه ما از این همه جنایات آل سعود و آل خلیفه خونه اما خوب نمی شه که لشکر بکشیم !!!!

  20. سلام بر داداش حسین بیدار.پیرو دلنوشت شما بهاریه ای نوشتم که شاید هم جهت با دلنوشت زیبای شما باشد:

    گمنام مشهور ردیف آخر را که سر بزنی؛خسته باشی،فقط می نشینی و به قاب بی عکس بالای مزار زل می زنی،شاید بتوانی چهره اش را تصور کنی؛ نهایت اگر حوصله ات شود،قلمی بر می داری و کنارخیل یادگاریهای نوشته شده بر حاشیه سنگ مزار می نویسی ای شهید تو چنینی وای شهید تو چنان… خسته از راه نباشی؛ ایستاده به سنگ مزار می نگری که سرخ رویش حک شده”شهید گمنام،فرزند روح الله”.با خود فکر می کنی که چه کرده ای و کجا سیر می کنی ؛ همان حال که سعی می کنی سوز دلت را با آه ،خنک کنی؛ چشمانت را بر می گردانی به انتهای ردیف؛سمت قبله… روزی از روزهای آخر زمستان که هنوز بهاری نبود؛ انتهای ردیف ؛کنار آخرین مزار؛جوانِ ایستاده ای،زل زده بود به قابی که از قضا عکس داشت.در دلش چه نجوا می کرد،نمیدانم…زبان که گشود،از تنهایی آن شهید گفت.می گفت،چند ماهی می شود که این شهید ،دیگر در این دنیا مادر ندارد و…حال،راز گلدانهای بی آب مانده سر مزار را می فهمیدم و دلیل گرد غفلت روی قاب آن عکس را.آن شهید که هنگام شهادتش،یک سال از من بزرگتر بوده و اگر حالا می بود هم سن پدر بود، شد برادر بزرگ من ؛شد سنگ صبور من؛شد بهانه ای برای شروع یک جا مانده تا بفهمد در باغ شهادت باز باز است؛وگرنه حضور من چه سودی دارد به حال آن شهید انتهای ردیف ،که بهشت زیر پای او و مادرش است؟

  21. صبا می‌گوید:

    “هی! با تو هستم؛ همه دعوا زیر سر جمهوری اسلامی است؛
    کودک آواره قدس دارد به جای ما در کرانه باختری کشته می شود
    و دخترک شیعه میدان لولو دارد به جای ما از خون خود می گذرد.
    این ۲ علم مبارزه را اگر بر زمین بگذارند، ما با آمریکا و اسرائیل هم مرز می شویم.
    این ۲ اگر خوب نجنگند، پیشروی دشمن به سمت ما خواهد بود.”
    “دشمن، نه به سنی ما رحم می کند و نه به شیعه و نه به زن و نه به مرد و نه کودک و نه پیر و نه صغیر و نه کبیر”

  22. صبا می‌گوید:

    بیا مولا! هرچند که “حق داری اگر نیایی.”
    “اشک و دیگر هیچ…”

  23. بصیرت صادق می‌گوید:

    سلام ر داداش حسین و برو بچه های قطعه چند وقتی نبودم شرمنده همه شمام
    اومدم سال نو را تبریک بگم و برم راستی باز هم مثل همیشه گل کاشتی داداش واقعا ژاپن را اب بر و ما را خواب و کو سلمان

  24. ناشناس می‌گوید:

    چندتاچیزاست که دلم میخواهدبگویماولا داداش جان وقتی میگوییدداوری بهاریه هابا خودمخاطبان این به ان معنی ست که خودتان هیچ دخالتی نمیکنیددرداوری؟
    دومادوستان عزیزهربهاریه ایی که داداش برایش دوخط به خط قرمزنظرکی بگذارندکه داله برخوب بودن ان نیست که بعضی دوستان بادیدن نظرداداش موج نظرات راسرازیرمیکننددران پست لطفابادقت بیشتری همه ی بهاریه هارابخوانیدوبرطبق معیارهایی که داوراصلی فرمودندامتیازبدهیدان هم نه الان بعدازبهاریه ی ۵۵ .مطمئناخیلی ازدوستان میگویندچون میخواهی خودت امتیازبیاوری این رامیگویی …زهی خیال باطل چون هنوزبهاریه نداده ام.وسمااینکه داداش جان بنابرگفته ی خودتان که برای ماحجت است بایدبرای السابقون امتیازمخصوصی درنظرگرفته شودها //این هم برای اثبات بی طرفیم//چهارماهمان سوال اولانم است خودتان داوری نمیکنید؟وپنجمابه نظرمن اشتباه بودتمدیدزمان بهاریه ها.یکی به همان دلیل قضیه ی السابقون ویکی به دلیل همان قضیه ی نظربه وقت محدود…..وبالاخره ششماجواب سوالم راخواهشابدهیدکه مطمئنم سوال بسیاری ازافراداست…

  25. شیخ الشیوخ می‌گوید:

    سلام
    داغ داغ
    http://www.islamupload.ir/images/rsheyu57k2l6zdyge1v4.jpg
    سال نود سال جهاد اقتصادی

    پوسترشم زدم

    یا علی شیخ الشیوخ از وبلاگ گروهی آنتی بالاترین

  26. مدافع کلیپ می‌گوید:

    سلام دوستان،پیشاپیش عید رو به شما تبریک می گم .سالی با ظهور ولی عصر(عج)داشته باشیم.اخرین کلیپ های مدافع کلیپ در اخرین روز سال ۱۳۸۹
    سکته ۷
    http://modafeclip.ir/?p=3240
    آخرین پیام نوروزی امام(ره)-سال ۶۸
    http://modafeclip.ir/?p=3250
    و
    بحرین_بیداری خاورمیانه
    http://modafeclip.ir/?p=3245

  27. رها می‌گوید:

    به نام خدا
    سلام
    سال نو …مبارک!؟ …تسلیت!؟…اصلا ولش کن
    من از مخاطبان دائمی شما هستم
    بعضی از نوشته های شما رو هم نقد کردم. حتی نقد تند.
    این نوشته ی شما عالی بود. با احساس، منطقی، بدون افراط. این بار اومدم فقط بگم:
    آفرین! آفرین!

  28. مرتضی می‌گوید:

    بهاریه(مرتضی طالبی)
    آدم رو سگ بگیره ،جو نگیره
    گمانم فردای ۲۵بهمن بود که آخر شب هوس دیدن قطعه ۲۶ زد به سرم
    نشستم پشت لپ تاپ(دیگه دیگه)! تو جستجوگر گوگل نوشتم قدیانی و دکمه ی اینتر را فشار دادم.
    صفحه قدیانی .دات .کام رو باز کردم .از خاطرات دیروز تهران نوشته بود که شلوغ شده بود.و تعریف کرده بود از رشادت های خودش و میثم محمد حسنی و….. (دیگه دیگه)جدای از تعریف اصل خاطره یک نکته برایم جالب بود باهم بخوانیم:
    دوشنبه بعد از انتخابات، جنگ ما را عاشق خود کرده بود. البته از نوع نرمش. تا محمد بخواهد دنبالم بیاید، نیم ساعتی وقت بود. رفتم حمام به قصد غسل شهادت. جو گیر شده بودم. زیر دوش زدم زیر آواز… “گلبرگ سرخ لاله ها در کوچه های شهر ما بوی شهادت می دهد”.
    – غلط کردی!
    مادر در حمام را به قاعده رد شدن مچ دستش باز کرد و به رسم همیشه یک لیوان آب پرتقال به من داد و گفت: غلط کردی.
    منظورش را نفهمیدم ولی آب پرتقال در آن بخار حمام عجب چسبید. جگرم حال آمد. تا به حال زیر دوش آب گرم، آب پرتقال خورده ای؟ من زیاد خورده ام. از همان بچگی. ………
    گفتم عجب پیشنهادی.جلدی پریدم برم زیر دوش .حین رفتن به عیال گفتم من میرم یه دوش بگیرم بی زحمت زیر دوش یه لیوان آب پرتقال بگیر بده دستم . بین پانزده تا یا سی تا (تردید از من هست )علامت تعجب روی سرش سبز شد.
    گفت:آب پرتقال رو چشم اما تو بعد از ظهر حمام بودی ، دوباره چه حمام رفتنیه؟؟!!! پیچوندم که خوب موهام رو نشستم.
    آب داغ رو بازکردم .تمام حمام رو بخار گرفت. شامپو صدر صحت رو زده بودم که عیال در زد و گفت: بفرما
    با یک دست لیوان آب پرتقال راگرفتم و با دست دیگرم سرم رو زیر آب شستم.
    بعد هم چشمام رو بستم وبا کلی گرفتن حس،آب پرتقال رو یک نفس سرکشیدم.
    کلی چسبید ،انصافا جگرم حال آمد.
    تمام که شد یه نفس راحت کشیدم. نمی دانم چرا نفسم بوی کف میداد. یک لحظه یه چیزی مثل برق از جلوی چشمام رژه رفت که نکند داخل لیوان آب پرتقال کف شامپو ریخته باشد. به لیوانی که هنوز توی دستم بود نگاهی کردم.چشماتون روز بد نبیند دیدم داخل لیوان تمام کف چسبیده است ،نگو موقع شستن سرم کف شامپوداخل لیوان ریخته بود.روم به دیوار،دوبار هرچی خورده بودم بالا آوردم.
    حالا می فهمم وقتی میگن آدم رو سگ بگیره ،جو نگیره یعنی چی…..

  29. ستوده می‌گوید:

    بهار یک نقطه دارد نقطه آغاز

    بهار زندگیتان بی انتها باد

    سال نو مبارک
    بهشتی باشید[گل]

    سلام داداش ما همچنان هستیم ولی خاموش

  30. سیده از فرانسه می‌گوید:

    نگو ! نگو تو را بخدا نگو آقا نیا ! من که از این جمله شما دلم خون شد
    ما ملت در هیچ مورد در این سی و چند سال از نایب امام عقب نماندیم
    امروز هم عقب نمی مانیم منتظر یک اشاره رهبریم
    اماما ! از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن

  31. سیده از فرانسه می‌گوید:

    سلام
    راستی آقای قدیانی روز جمعه متنی برایتان گذاشتم که انشای خواهر زاده ام
    بود امروز هم که به قسمت دیدگاه های *این بالا * مراجعه کردم
    دیدم ظاهرا هنوز از جانب شما تایید نشده
    می خواستم اگر تاییدش نمی کنید لطفا می توانید علتش را بفرمایید
    چون امیر حسینم ( نویسنده انشا ) هر روز تلفنی از من می پرسد
    که آیا متنش پخش شده یا نه اگر لطف کنید و جواب بدهید ممنون
    می شوم اگر نه که باز هم نظر لطف خودتان است و بنده با این چیزها
    از این قطعه مقدس نمی روم
    سال نو را پیشاپیش به مادر گرامی و همسر محترمتان و خود شما
    تبریک می گویم

    سیده از فرانسه می‌گوید:
    دیدگاه شما در انتظار بررسی است.
    ۲۷ اسفند ۱۳۸۹ در t ۱۹:۳۴

    ………………………………………………..

  32. مهره اضافه می‌گوید:

    قطعه قطعه مهره
    سلام
    الهم عجل لولیک الفرج
    .
    .
    .
    ممنون ک هستین (:

  33. سید مصیب می‌گوید:

    سال ۱۳۹۰ مبارک باد
    امسال بحرین سال بعد ایران
    یادمان رفت که بحرین خط مقدم ما بود
    ——
    بجنگ برادر بحرینی
    تا من اینجا نوروز را جشن بگیرم
    بجنگ برار بحرینی
    تا من آسوده باشم

    اگر کمک خواستی دریغ نکن
    حتی حاضرم برایت دعا کنم و گریه کنم

    اگر من جای تو بودم متجاوزان را می کشتم
    حیف , حیف که آنجا نیستم
    من فقط می توانم بگویم کاش آنجا بودم
    ولی اگر قرار بر آمدن باشد مگر دیوانه ام بیایم
    غلط کردی غزت خواستی
    غلط کردی خط مقدم ایستادی
    تو فکر کرده ای من از نسل جنگم
    مردمان من به سطل آتش زدن انقلاب می گویند
    در مقابل ظلم خواهی یک عده حتی یک روز بیرون نیامدم
    آنوقت بیایم به تو کمک کنم
    ………

    ————————————————
    بجنگ برادر بحرینی
    تا من از راه برسم
    بجنگ برادر بحرینی
    تا امام ما و شما امر کند

    اگر کمک خواستی دریغ نکن
    ما مرد عملیم
    آموزش های جنگ را از همین فتنه آموختیم

    اگر من جای تو بودم کم می آوردم
    خدا را شکر که آنجا نیستم
    انقلاب شما درد دلم است
    ولی اگر قرار بر آمدن باشد مگر دیوانه ام که نیایم
    غلط کرده است آن کسی که مظلومیت شما را ببیند و نیاید
    غلط کرده کسی که خط مقدم ایران را فراموش کند
    گرچه از نسل جنگ نیستم ولی از نسل فتنه ام
    تو می دانی جنگ نرم از جنگ سخت بدتر است؟
    مردمان من فتنه شناسند
    زخم خورده ی عاشورایند و عمار نه دی
    در مقابل ظلم خواهی یک عده ندای حسین را شنیدم
    کربلا را دیدم و خواستم از کوفیان نباشم
    آنوقت به تو
    به تو که به خاطر من شهید می شوی کمک نکنم
    ———

    کدام دسته ایم ؟

  34. سیداحمد می‌گوید:

    خوش آن زمان که بر آید به یک کرشمه دو کار،
    یکی ظهور امام و یکی شروع بهار….

    داداش حسین جان امیدوارم به حق مادرم زهرا سال پر خیر و برکتی در پیش داشته باشید،
    ممنونم از تمام زحمات شما در این یک سال،
    تا همیشه داداش حسین بسیجیها بمونید،
    شهادت در رکاب مولا صاحب الزمان نصیبت سالار.

    دوستان عزیز قطعه ۲۶ انشالله همه سال خوبی در پیش داشته باشید،
    دعامون کنید.

  35. راضیه نوروزی می‌گوید:

    کاش کاروان کاروان به ساحل خلیج فارس برویم و فریاد بزنیم تا همه از خواب بیدار شوند . تا مسئولان از تعطیلات برگردند و چاره ای کنند برای امت اسلام . هرچند از سه بزدلی که جام زهر به امام نوشیدند دوتایشان صاحب نظرند و بدجوری تکثیر شده اند در میدان سیاست .

  36. گمنام می‌گوید:

    در شیعه گی تمام ما تردید است
    مولا ز گناه خلق در تبعید است
    نفرین به شعور نقشه ی جغرافی
    بحرین عزا گرفته ایران عید است

  37. حسین قادری می‌گوید:

    سال نو مبارک ( نه عید نوروز! هیچ اعتقادی به نوروز ندارم! هر چقدر هم روایت بافته شود! )

    بگذریم. یک طرح بسیار ساده ولی دلی زدم اگر دوست داشتید یک نگاه کوچولو بندازید! :

    http://s1.picofile.com/file/6450865190/www_AliGof_blogfa_com.jpg

  38. جواد می‌گوید:

    سلام حاجی
    اینم کلیپی جدید با اسم:
    قاتل واقعی در بحرین کیست؟
    http://s1.picofile.com/file/6455214284/clip_bahrain1.wmv.html

  39. ف. طباطبائی می‌گوید:

    سلام به داداش حسین عزیز و همه ستاره ها.
    داداش حسین متنتون مثل همیشه عالی بود. خدا لعنت کنه آل خلیفه و آل سعود و آل کوفت و زهرمار را. غم عالم تو دلمه تو این ساعتهای پایانی سال. یه لحظه هم نمیتونم به مردم بحرین فکر نکنم. کمی سعی کردم حس و حال عید داشته باشم اما نشد. خدا لعنت کنه حکام این کشورها رو که اینقدر ظالمند.
    ای کاش….
    امیدوارم سال پر خیر و برکتی در پیش داشته باشید.
    داداش حسین دوستون داریم. خدا شما رو برامون حفظ کنه.

  40. فدایی رهبر می‌گوید:

    عشق یعنی کوچه کوچه انتظار رؤیت خورشید در باغ بهار
    عشق یعنی با جنون تا اوج‌ها رفتن از ساحل به بام موجها
    عشق یعنی یک تغزل شعر ناب مثنوی‌های خدای آفتاب
    عشق یعنی سوختن با شعله‌ها سبز گشتن در شکوه قله‌ها
    عشق یعنی های های اشک‌ها در فرات بی‌وفا با مشک‌ها
    دست‌افشان رقص سرخی واژگون سعی در محراب با قانون خون
    گفتمان مادران داغدار حسرت دیدار گل‌ها در بهار
    یک نماد از قصه جام شراب رویکردی سبز در تفسیر آب
    عشق یعنی یک شهود بی‌کران سینه‌ای با وسعت هفت آسمان
    در حضور آن فروغ تابناک سر تاویل شفق در جام تاک
    پایکوبی بر فراز دارها یک غزل با میثم تمارها
    یا قنوتی هم صدای آبها در نماز صبح با مهتابها
    عشق یعنی کهکشان در کهکشان چشم امیدی به سوی بی‌نشان
    عشق یعنی در فضای رازها خلسه‌ای جاوید با پروازها
    عشق یعنی بی‌کران نورها با شقایق‌ها میان هورها
    طور سینین حیرتی بی‌انتها شعر شبنم در گلستان خدا
    اشک غم در حسرت دیدارها همدلی تا صبح با تبدارها
    عشق یعنی یک سرود جاودان رقص گلها حیرت پروانگان
    عشق یعنی زینبی تا اوج‌ها ناخدایی بر فراز موجها
    یک زبان در کام از سر غدیر کهکشان آسمانهای منیر
    چیرگی بر خار و خسهای سراب مخزن‌الاسرار دخت بوتراب
    انعکاس خطبه سجادها یورشی جاوید بر بیدادها
    عشق یعنی رود رود مادران در عزای خیلی از نام‌آوران
    غرق در خون ذوالجناحی اشکبار در غم بشکوه آن تنها سوار
    همنوا با عون یا جعفر شدن روی دستان پدر پرپر شدن
    داستان خیمه‌های سوخته کودکانی از عطش افروخته
    عشق یعنی اربعین یاس‌ها اشک سرخی در غم عباسها
    تا شهادت یک حبیب باوفا پیر برنای کتاب کربلا
    عشق گفتی نینوا آمد به یاد عصمت لاله‌ها آمد به یاد

    نوروز باستانی مبارک. ولی عید امسال با این کشتار مسلمان ها اصلا حال نمیده

  41. زهیر می‌گوید:

    برخیز، بیش از این نتوان بار غم کشید ، ما می رویم بلکه بیاریم یـــار را (شهریار)…
    .
    .
    .
    به امید سال ظهور آفتاب …. [گل]

  42. فدایی رهبر می‌گوید:

    نوروز از دیدگاه رهبر معظم انقلاب

    رهبرمعظم انقلاب در تشریح روایات اسلامی درباره نوروز فرموده اند : نوروز، یعنی روزی نو در تاریخ بشر و حالتی نو در زندگی انسانها، یعنی روزی که شما با عمل خودتان، با حادثه‌ا‏یی که اتفاق می‏افتد، آن را نو می‏کنید.

    **مفهوم حقیقی نوروز در روایات اسلامی
    در معنای نوروز و این‏که نوروز چیست، در روایات مختلف، تعبیرات مختلفی هست. مثلاً آن روزی که رسول اکرم(ص)، امیرالمؤمنین را به خلافت منصوب کرد، آن روز، نوروز بود. یا در روایت دیگر، آن روزی که دجّال در آخرالزمان، به‏دست حضرت مهدی(ارواحنافداه) به قتل برسد، آن روز، نوروز است.
    یا حتی در بعضی از روایات آمده، آن روزی که آدم هبوط کرد، آن روز، نوروز بود.
    نوروز، یعنی روزی نو در تاریخ بشر و حالتی نو در زندگی انسانها. علی‏الظاهر در این روایات، امام نمی‏خواهند بفرمایند که آن روزی که این وقایع در آن اتفاق افتاده است، یا خواهد افتاد، با روز اول حمل، مصادف بوده یا خواهد بود. نه، خیلی مستبعد است که مراد این باشد؛ مراد این است که معنای نوروز را بفهمیم.
    نوروز، یعنی روزی که شما با عمل خودتان، با حادثه‌ا‏یی که اتفاق می‏افتد، آن را نو می‏کنید. روز بیست‏ودوم بهمن که ملت ایران، حادثه‏ عظیمی را به کمک خدا تحقق بخشید، روز نویی (نوروز) است.
    آن روزی که امام امت، قاطعا به دهانِ مستکبر قلدر گردن‏کلفت دنیا – یعنی امریکا – مشت کوبید، آن روز، روز نو و راه نویی (نوروز) بود؛ حادثه‏ی نویی بود که اتفاق می‏افتاد و افتاد. ما باید نوروز را، نو روز کنیم. نوروز به حسب طبیعت، نوروز است؛ جنبه‏ی انسانی قضیه هم به دست ماست که آن را نوروز کنیم.
    (در دیدار با مسؤولان کشوری و لشکری در نخستین روز از سال نو ۱۳۶۹ و در آستانه‏ ماه مبارک رمضان)
    ** نوروز ؛ انتخاب شایسته ایرانیان
    به نظر من آن‌چه که ملت ایران در باب عید نوروز انجام داده است، یکی از زیباترین و شایسته‌ترین کارهایی است که می‌شود با یک مراسم تاریخی و سنتی انجام داد. اولِ سال شمسی ما ایرانی‌ها، – یعنی اول بهار – عید نوروز است. اولا ملت ایران افتخار دارد که سال شمسی او هم سال هجری است؛ یعنی هم‌چنان‌که سال قمری ما – که سال ۱۴۱۸ است – از مبدا هجرت خاتم الانبیاء علیه و علی آله الصّلاة والسّلام است، سال شمسی ما هم از مبدأ هجرت است. بقیه‌ی ملت‌های مسلمان برای سال شمسی خود، از سال میلادی استفاده می‌کنند؛ ولی ما ایرانی‌ها، هجرت نبی اکرم را، هم مبدأ سال قمری قرار دادیم، هم مبدأ سال شمسی.
    این، مطلب اول که به نظر من نشانگر هنر و عشق و علاقه‌ی ایرانی به تعالیم مقدس اسلام و به آثار مطهر و مقدس نبوی است. در ضمن، اولِ سال را اولِ فصل بهار انتخاب کرده‌ایم، در حالی که مسیحیان، اوّلِ زمستان را اولِ سال قرار می‌دهند! البته فرق آن‌ها با ما این است که ولادت حضرت مسیح، تاریخ مشخصی ندارد و یک مطلب حدسی است؛ در حالی‌که هجرت نبی مکرم اسلام، از نظر تاریخی کاملا دقیق و مشخص است. به‌هرحال ما اولِ بهار را اولِ سال خودمان قرار داده‌ایم که این هم یک ذوق و سلیقه‌ی ایرانی است. اولِ بهار، اولِ رویش طبیعت، اولِ بیداری باغ و راغ و بوستان و اولِ بالندگی همه‌ی موجودات زنده است. این بهتر از زمستان است که وقت مردن و انجماد طبیعت و گیاه و نباتات است.
    ** نوروز ایرانی به‌جای نوروز باستانی
    در تعالیم اسلام نکته‌ای وجود دارد که خوب است برادران و خواهران به آن توجه کنند. اسلام با سنت‌هایی که از قبل از اسلام باقی مانده است، دو نوع رفتار می‌کند. اولا بعضی سنت‌های غلط را به‌کلّی از بین می‌برد و نابود می‌کند؛ چون سنت‌های درستی نیست. مثل این‌که عرب‌ها قبل از اسلام، دختران خودشان را نگه نمی‌داشتند، یا بیشتر ملت‌های غیرمسلمان، جنس زن را تحقیر و اهانت می‌کردند! اسلام این سنت را به‌کلی از بین برد؛ چون به‌کلی غلط بود.
    ثانیاً اسلام بعضی از سنت‌ها را از بین نبرده است. کالبد سنت را نگه داشته و محتوا و روح آن را عوض کرده است؛ مثل بسیاری از اعمال و مراسم حج. این طوافی را که ملاحظه می‌کنید، قبل از اسلام هم بود؛ منتها محتوای طواف، محتوای شرک بود! اسلام آمد و این عمل را از محتوای شرک آلود، خالی و از محتوای توحید پُر کرد. طواف در آن زمان، مظهر گرایش انسان به آلهه و اربابِ ادّعایی و پنداری بود؛ آن را تغییر داد و مظهر ارادت انسان به مرکز عالم وجود – یعنی حضرت حق متعال و وجود مقدس پروردگار – قرار داد. ظاهر را نگه داشت و باطن را عوض کرد.
    اسلام در بسیاری از مواقع، با سنت‌ها این کار را می‌کند. مردم ما عینِ همین کار را با نوروز کردند؛ نوروز را نگه داشتند و محتوای آن را عوض کردند. نوروز در ایران، جشنی در خدمت حکومت‌های استبدادیِ قبل از اسلام بود! به همین خاطر است که به آن ‘نوروز باستانی’ می‌گویند! ‘نوروز’‌اش خوب است، ولی ‘باستانی’ ‌اش بد است! ‘باستانی’ یعنی این‌که همه‌ی این جشن‌های دوره‌ی سال – مثل جشن ‘نوروز’، یا جشن ‘مهرگان’، یا جشن‌های دیگری نظیر ‘خردادگان’ ، ‘مردادگان’ و جشن‌های گوناگونی که قبل از اسلام بوده است – در خدمت حکومت‌های استبدادی و سلطنت‌های پوسیده‌ی دوران جاهلیت ایران بود! محتوای نوروز، محتوای مردمی و خدایی نبود؛ توجه و ارادت به حضرت حق در آن نبود؛ جهات عاطفی و انسانی و مردمی در نوروز نبود! ملت ایران نوروز را نگه داشتند؛ اما محتوای آن را عوض کردند. این محتوای امروز نوروز ایرانی، غیر از محتوای باستانی است.
    ** نوروز ؛ روز توجه به خدا و رفع کدورت ها
    نوروز برای ملت ما، امروز عبارت است از اولا : توجّه مردم به خدا. اولِ تحویلِ سال که می‌شود، مردم دعا می‌خوانند، ‘یا محوّل الحول والاحوال’ می‌گویند، آغاز سال را با یاد خدا شروع می‌کنند، توجّه خود را به خدا زیاد می‌کنند. این، ارزش است.
    ثانیاً نوروز را بهانه‌ای برای دید و بازدید و رفع کدورت‌ها و کینه‌ها و محبّت به یکدیگر قرار می‌دهند. این همان برادری و عطوفت اسلامی و همان صله‌ی رحم اسلام است؛ بسیار خوب است. ضمنا نوروز را بهانه‌ای برای زیارت اعتاب مقدسه قرار می‌دهند؛ به مشهد مسافرت می‌کنند – که همیشه یکی از پرجمعیت‌ترین اوقات سال در مشهد مقدس، اوقات عید نوروز بوده است – این بسیار خوب است.
    پس می‌بینید که نوروز را نگه داشتند، محتوای آن را که غلط بود، به محتوای صحیح و درست تبدیل کردند. این هنر ملت ایران و ذوق و سلیقه‌ی ایرانی مسلمان است. ما عید نوروز را از دیدگاه کسانی که با اسلام سر و کار دارند، تأیید می‌کنیم. عید نوروز، چیز خوبی است. وسیله‌ای است که با آن دل‌ها شاد می‌شود، انسان‌ها با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند، صله‌ی رحم و صله‌ی احباب می‌کنند؛ چون دوستان و رفقا هم مثل ارحام، احتیاج به صله دارند. انسان باید با ارحام صله کند، باید با دوستان و رفقا هم صله کند؛ یعنی ارتباط برقرار کند. این، ارتباط عید نوروز است که بسیار خوب است.
    یک نکته‌ی اساسی در نوروز هست که در روایات ما به آن توجّه شده است. من مایلم شما عزیزانی که امروز در این صحن و در صحن‌های دیگر و مراکز آستان قدس رضوی هستید – اجتماع عظیم مردم – و این سخن را می‌شنوید، به آن توجه کنید. هر یک از آحاد ملت ایران هم که می‌شنود، به آن توجه کند.

    نوروز، یعنی روز نو. در روایات ما – بخصوص همان روایت معروفِ ‘معلّی‌بن‌خنیس’ – به این نکته توجّه شده است. معلّی‌بن‌خنیس که یکی از رُوات برجسته‌ی اصحاب است و به نظر ما ‘ثقه’ است، جزو شخصیت‌های برجسته و صاحب راز خاندان پیغمبر محسوب می‌شود. او در کنار امام صادق (علیه‌الصّلاة‌والسّلام ) زندگی خود را گذرانده و بعد هم به شهادت رسیده است.
    معلّی‌بن‌خنیس – با این خصوصیات – خدمت حضرت می‌رود؛ اتفاقا روز ‘نوروز’ بوده است – در تعبیرات عربی، ‘نوروز’ را تعریب می‌کنند و ‘نیروز’ می‌گویند حضرت به او می‌فرمایند : ‘أتدری ما النیروز؟’ آیا می‌دانی ** **مفهوم واقعی نوروز
    بعضی خیال می‌کنند که حضرت در این روایت، تاریخ بیان کرده است! که در این روز، هبوط آدم اتّفاق افتاد، قضیه‌ی نوح اتّفاق افتاد، ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام اتّفاق افتاد و چه و چه. برداشت من از این روایت، این نیست. من این طور می‌فهمم که حضرت، ‘روز نو’ را معنا می‌کنند. منظور این است: امروز را که مردم، ‘نوروز’ گذاشته‌اند، یعنی روزِ نو! روزِ نو یعنی چه؟ همه‌ی روزهای خدا مثل هم است؛ کدام روز می‌تواند ‘نو’ باشد؟
    **نوروز در درون خود
    شرط دارد. روزی که در آن اتفاق بزرگی افتاده باشد، نوروز است. روزی که شما در آن بتوانید اتفاق بزرگی را محقَّق کنید، نوروز است. بعد، خود حضرت مثال می‌زنند و می‌فرمایند: آن روزی که جناب آدم و حوّا، پا بر روی زمین گذاشتند، نوروز بود؛ برای بنی آدم و نوع بشر، روز نویی بود. روزی که حضرت نوح – بعد از توفان عالم‌گیر – کشتی خود را به ساحل نجات رساند، ‘نوروز’ است؛ روز نویی است و داستان تازه‌ای در زندگی بشر آغاز شده است. روزی که قرآن بر پیغمبر نازل شد، روز نویی برای بشریت است – حقیقت قضیه همین است؛ روزی که قرآن برای بشر نازل می‌شود، مقطعی در تاریخ است که برای انسان‌ها روز نو است – روزی هم که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام به ولایت انتخاب شد، روز نو است.
    این‌ها همه، ‘نوروز’ است؛ چه از لحاظ تاریخ شمسی، با اوّلِ ماه ‘حَمَل’ مطابق باشد یا نباشد. این نیست که حضرت بخواهند بفرمایند که این قضایا، روز اوّلِ ‘حَمَل’ – روز اوّلِ فروردین – اتّفاق افتاده است؛ نخیر. بحث این است که هر روزی که این طور خصوصیاتی در آن اتّفاق بیفتد، روز نو و ‘نوروز’ است؛ چه اول فروردین، چه هر روز دیگری از اوقات سال باشد.
    خوب؛ من حالا به شما عرض می‌کنم. روزی که انقلاب پیروز شد ‘نوروز’ است، روز نویی بود. روزی که امام وارد این کشور شد، برای ما نوروز بود. روز فتوحات عظیم این جوانان مؤمن و این ایثارگران ما در جبهه‌ی نبرد – علیه نظامیانی که از ‘ناتو’ و ‘ورشو’ و امریکا و شوروی و خیلی از مراکز دیگرِ قدرت تغذیه می‌شدند – روز پیروزی جوانان ما – با ایمانشان – بر آن‌ها ‘نوروز’ است؛ روز نو است.
    حال اگر شما می‌خواهید روز اوّلِ فروردین را هم برای خودتان روز’نو’ و نوروز قرار دهید، شرط دارد. شرطش این است که کاری کنید و حرکتی انجام دهید؛ حادثه‌ای بیافرینید. آن حادثه در کجاست؟ در درون خود شما! ‘یا مقلّب القلوب و الابصار. یا مدبّر اللیل و النّهار. یا محوّل الحول و الاحوال. حوّل حالنا الی احسن الحال’.اگر حال خود را عوض کردید، اگر توانستید گوهر انسانی خود را درخشان‌تر کنید، حقیقتاً برای شما ‘نوروز’ است! اگر توانستید پیام انقلاب، پیام پیامبران، پیام امام بزرگوار و پیام خون‌های مطهّرِ بهترین جوانان این ملت را – که در این راه ریخته شده است – به دل خودتان منتقل کنید، برای شما ‘نوروز’ است.
    ** اول فروردین را برای خود نوروز کنید
    عزیزان من! سعی کنید روز اول فروردین را برای خودتان ‘نوروز’ کنید. بعضی کسان روز اولِ فروردینشان ‘نوروز’ نیست. ممکن است اول فروردین برای آن‌ها از هر روز نحسی هم نحس‌تر باشد! اول فروردین – ‘نوروز’ – برای آن‌هایی که در درون خود، به فساد و انحطاط گرایش پیدا می‌کنند، آن هایی که خود را از خدا دور می‌کنند، آن‌هایی که خود را از هدف‌های بلند این ملت و این انقلاب جدا می‌کنند، نوروز نیست، روز عید نیست، روز جشن و روز شادی نیست؛ شوم است! این، آن حقیقت مسأله در باب نوروز است.
    پس ‘نوروز’ به طور خلاصه خوب است. اوّلِ سال هجری شمسی است، روز نو، اولِ بهار، اولِ رویش و جوشش طبیعت و اولِ شروع زیبایی‌ها در عالم طبیعت است. این را برای خودتان هم اولِ بالندگی و جوشش و اولِ بروز زیبایی‌ها قرار دهید و برای خودتان ‘روز نو’ کنید.
    (بیانات در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا (ع) ۱ /۱ / ۱۳۷۷)
    **عیدی با برکت
    عید نوروز هم جزو اعیاد بابرکت برای ما ایرانی‏هاست.(در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی‏
    (۱/ ۱/۱۳۸۶)
    **نوروز نماد طراوت و مهربانی
    عید نوروز یک عید شرقی و حامل ارزشهای برجسته و ممتازی است. در واقع عید نوروز یک نماد است؛ نماد نوآوری و طراوت و جوانی و نشاط ، همچنین نماد مهربانی و محبت به یکدیگر، سرکشیِ برادران از یکدیگر، محبت خانواده‌های خویشاوند به یکدیگر، محکم کردن روابط دوستی و مهربانی میان دوستان، آشنایان و زدودن کینه‌ها؛ چون بهار مظهر طراوت است، مظهر نشاط است و همه‌ی این معانی در واقع در بهار وجود دارد و این یک امتیاز است برای ملتهای ما که نوروز را آغاز سال نوِ خودشان قرار دادند، مبدأ تاریخ قرار دادند؛ به خاطر اینکه حامل این معانی برجسته است.
    ** عید نوروز مورد تایید و تجلیل اسلام است
    این جشن یک جشن ملی است؛ جزو اعیاد دینی نیست؛ لکن از سوی بزرگان شرع مقدس ما هم، نوروز مورد تأیید قرار گرفته. ما روایات متعددی داریم که در آنها از نوروز تجلیل شده و روز نوروز گرامی داشته شده. این موجب شده است که نوروز وسیله‌ای بشود برای اظهار عبودیت انسانها در مقابل پروردگار و تواضع ما در مقابل پروردگار. در واقع فرصتی است برای اینکه انسان دل خود را با یاد خدا هم طراوت ببخشد.
    ** نوروز ؛ دارای برجستگی های ملی ، دینی و بین المللی است
    در کشور ما رسم بر این است؛ سالهای متمادی است که روز نوروز و ساعت تحویل، مردم در عبادتگاه‌ها و زیارتگاه‌ها و مراکز معنوی جمع میشوند و از خدای متعال طلب خیر میکنند، طلب برکت می کنند؛ سال خوبی را برای خودشان و برای دیگران از خداوند متعال طلب میکنند و میخواهند. بنابراین نوروز مناسبت خیلی باارزش و برجسته‌ای است؛ هم از لحاظ معنوی، هم از لحاظ ملی، هم از لحاظ بین‌المللی میان ملتهائی که نوروز را گرامی میدارند.
    ** ثبت جهانی جشن نوروز ؛ هدیه ملت ما به ملت های غربی
    امسال هم، اینکه نوروز به عنوان یک جشن بین‌المللی ثبت شد، این حسن بزرگ را داشت و دارد که این نوعی هدیه‌ی ملتهای ما به ملتهای جهان و به ملتهای غربی و انتقال این فرهنگ به آنهاست. اگرچه متأسفانه عادت بر این شده که همیشه جریان فرهنگی از آن طرف باشد. آنها عادت کردند فرهنگ خودشان را به کشورهای ما و کشورهای شرق صادر کنند؛ لکن مشرق سرشار و لبالب از ارزشهای والای فرهنگی است؛ چه بهتر که بشود اینها را صادر کرد؛ بشود به دنیا اینها را هدیه داد. ملتهای شرقی خیلی ارزشهای برجسته و ممتازی را در طول تاریخ در خودشان داشته‌اند و این فرصت باید به وجود بیاید که اینها را هدیه کنند به ملتهای عالم؛ و این یکی از آن مناسبتهاست.
    ** نوروز؛ عامل همگرایی و هم افزایی ملت های منطقه
    امروز متأسفانه بعضی از قدرتهای بزرگ درصدد بحران‌آفرینی میان ملتها هستند؛ میان ملتها بحران‌آفرینی میکنند؛ ملتهای برادر را در مقابل هم قرار میدهند. اینجور وانمود میکنند که منافع این ملتها در تقابل با یکدیگر هست. واقعیت چیز دیگری است؛ واقعیت این است که منافع ملتهای ما نه فقط در تقابل با یکدیگر نیست، بلکه کمک‌ کننده و هم‌افزائی‌بخش یکدیگر است. ما میتوانیم در کنار هم باشیم، به هم کمک کنیم و یک مجموعه‌ی باارزشِ والای جهانی و فرهنگی و دارای قدرت بین‌المللی تشکیل بدهیم. این اجتماعِ امروز شما و ادامه‌ی این در سالهای آینده، ان‌شاءاللَّه به این هم کمک خواهد کرد.
    ما از تقویت ارتباطات بین کشورهای این منطقه، کشورهای همسایه که فرهنگ مشترکی دارند، استقبال میکنیم و به آن با همه‌ی توانمان کمک میکنیم. هر کدام از این کشورهای همسایه‌ی ما در شرق ما، در غرب ما، در شمال و جنوب ما تقویت بشوند، ما احساس میکنیم که این به سود ماست. هر کدام بتوانند در این ماجراهای بزرگ جهانی، در این تضادهائی که هست، از خود هویت برجسته‌ای نشان بدهند، ما سرافراز میشویم؛ ما خوشحال میشویم. ما کمک می کنیم، ان‌شاءاللَّه خدای متعال هم کمک کند به همه‌ی ما.
    (بیانات رهبر انقلاب در دیداربا روسای جمهور شرکت کننده در جشن جهانی نوروز ۷ /۱/۱۳۸۹)

  43. رضائی می‌گوید:

    سلام دوست عزیز خدا را شاکرم که در زمان امام حسین (ع) نیستم.حال اینگونه است و معلوم نیست کی راست میگه کی دروغ وای به زمان امام شهید مطمئنم که مردود می شدم.خدا به فریادمان برسد.حرف دیگرم اینست مگر شما اعتقاد به عذاب الهی ندارید این هم یک از عذاب های الهیست که عربها دارند میکشند.

  44. سیداحمد می‌گوید:

    آخرین پیام “بی زرگانی” سال ۸۹ را برم؟

    ساعت۲۳:۳
    تعداد افراد آنلاین: ۲۰ نفر

    ماشالله ستاره های خوب حزب الله
    داداش حسین عزیـــــــــــــــــــــز بسیجیها فـــــــــــــــــــــــــدائی داری….

  45. سندس می‌گوید:

    زمین راجاىبس تنگ است / به هرسوبنگرىبینى صفیرناله وجنگ است / دل انسان به یغمارفت وجایش پاره اىسنگ است / سکوت هرقنارىهم خبرازمرگ آهنگ است / نمىدانم خداوندابهارباغ همسایه چراازسبزه بىرنگ است؟

  46. طاهره فتاحی می‌گوید:

    سلام.
    ظاهرا این آخرین کامنت من در سال ۸۹ است؛ پس حلول سال ۹۰ بر شما و همسر محترم و عزیزتان مبارک…

  47. ستوده می‌گوید:

    یا برگه‌­ی تقویم کمی بی حال است
    یا میوه‌­ی انتظار شیعه کال است
    پنجاه و دو جمعه را اگر جمع کنیم
    با سیصد و سیزده نفر یک سال است

  48. صبا می‌گوید:

    دوستان ، ستاره های مهربان! هرکجا هستید لحظه تحویل سال مرا هم دعا کنید. من هم می روم حرم خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها و دعا می کنم برای شما.
    آقای قدیانی سلام ما را هم به شهدای قطعه۲۶ برسانید.
    اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
    کاش امسال بشنویم ندای “انا المهدی ” را

  49. سیداحمد می‌گوید:

    قابل توجه همه دوستانی که در بهاریه شرکت کرده اند؛ همه خاطرات به مرور زمان و در همین ایام نوروز در قطعه ۲۶ نشان داده می شود.

  50. انتظار زیباست می‌گوید:

    ندای آسمانی از بحرین:
    دیروز برادر دوستم غیبش زد. امروز جنازه اش را در بیمارستان پیدا کردند. تیر خورده بود…

    سلام دوستان – ممنون از همه کسانی که تو این چند وقت ما رو شرمنده کردند و نگران ما و بحرین بودند . متاسفانه هنوز زنده ایم ! چون اطمینانی به انترنت اینجا نیست پیشاپیش سال خوبی رو برای همه آرزو می کنم و وقتی دعای تحویل سال رو می خونید بیاد مظلومیت بحرین هم باشید که امسال سال نو ما سرخ است …. یا مهدی

  51. خاکی ها می‌گوید:

    مرزی نمانده بیـن عزاها و عیـدها

    نابـودی است سهم تمام امیـدها

    در عصر رسم نقشه ی از نیل تا فرات

    در عصر شوم حرمله ها و یـزیـدها

    در فصـل انزوای غم انگیـز سـروها

    افتاده باغ سبز جهان دست بیدها

    سرها به نیزه رفته و در چرخش اند باز

    تسبـیـح های بی ثمر بـوسعیـد ها

    در فصـل روزمـرگی شهـر کـوچکـم

    گم می شوند کوچه به کوچه شهیدها

    خالی مبـاد دفـترتان از خروش و موج

    طوفان به پا کنید غزل ها ! سپیدها !

  52. سلام
    من همینجا بی غیرتی خودم،خودمان و خودشان را محکوم می کنم و خطاب به مردم بحرین می گویم شرمنده ایم !!!!!!!!!!!
    شرمنده ایم که برادران عربتان در عمل دشمنی می کنند و ما دوستان در شعار دوستی !!!!!
    شرمنده ایم که یا برادری کردن نمی دانیم و یا نمی خواهیم بدانیم،یا می ترسیم و یا مصلحت می دانیم مدام با پنبه بیانیه و محکومیت مبارزه کنیم!!!!
    سلاح هایمان را در انبارها برای کوبیدن و دفن کردن کدام کافر و منافق انبار کرده ایم نمی دانم !!!
    برادر و خواهر عرب بحرینی ام تو می دانی؟!!!

  53. هوشنگ می‌گوید:

    من بر خلاف نظر برخی دوستان معتقدم که امسال را باید حتما جشن گرفت .
    نوروز بجای خودش محفوظ اما دلیل مهمتر از نوروز برای جشن گرفتن در ابتدای سال ۱۳۹۰ بیداری امت اسلامی در خاور میانه است که نه تنها حای شکر دارد بلکه جشن هم لازم دارد .
    سال گذشته در همین روزها شرایط منطقه را به یاد دارید که جمهوری اسلامی یکه و تنها در وسط میدان مبارزه با استکبار ایستاده بود و از هر طرف احتمال حمله وری دشمن میرفت. اما امسال استکبار در چندین جبهه با تمام وجودش فقط در پی حفظ موقعت متزلزل طواغیت دست نشانده اش است و تنها کاری که از دستش بر میآید ریختن آبروی نداشته اش در بین ملل اسلامی و غیر اسلامی دنیا است .
    اگر چه نه تنها دل مردم ایران اسلامی بلکه دل تمام آزادیخواهان و آزادمردان مسلمان و غیر مسلمان از ریخته شدن خون ملتهای بی پناه توسط عمال اسرائیل و امریکا خون است اما چه کسی است که نداند این خونها مستحکم کننده هر چه بیشتر پایه های نظام جمهوری اسلامی و تضمین کننده ادامه راه بابا اکبر ها خواهد بود. دشمن بواسطه حماقت خودش نمیداند که با کشتن شیعیان و سنی ها فقط بر تعداد هواداران تضمینی جمهوری اسلامی خواهد افزود .
    ما چرا باید عزاداری کنیم در حالی که درخت تازه شکوفا شده اسلام در حال آبیاری است اما اینبار بوسیله خون مسلمانان دیگر کشورها و البته در تبعیت و همراهی با ملت برزگ ایران اسلامی .
    رسوائی هر چه بیشتر آل سعود و آل خلیفه و قذافی و مبارک و دیگر سگ های دست آموز اسرائیل و امریکا در منطقه مگر جشن و سرور ندارد ؟
    معلومات و آگاهی های خودمان از این ابلیس ها را ملاک نگیریم چرا که نگاه دیگر ملتهای اسلامی به این خبیثها بواسطه تبلیغات مسموم رسانه های وابسته به استکبار الزاما با ما یکی نبوده و لازم بود این بیداری در سراسر بلاد اسلامی نشر یابد .
    براستی مگر برای رو شدن دست و هویت اسرائیلی این بی شرفها جز ریختن شدن خون مظلوم راهی بهتر و موثرتر سراغ دارید ؟
    پس خون دل میخوریم که چرا زمان و مکان و شرایط و هر چیز دیگری سبب شده که نشود بطور مستقیم به این مظلومان کمک کرد ولی باید اینبار همراه با حلول سال نه شروع سالی دیگر را بلکه آغاز اولین سال از دوره پربرکت بیداری ملت های اسلامی را جشن گرفت .
    عید بزرگ اسلامی بیداری امت اسلام از خواب سنگین چندصد ساله بر همه مبارک

  54. سیداحمد می‌گوید:

    ببخشیدا فکر میکردم اون پیام قبلی آخرین پیام سال ۸۹ میشه.

    ولی با اجازه داداشم یه پیام “بی زرگانی” دیگه هم میرم!

    ساعت ۰۰:۱۹ بامداد
    تعداد افراد آنلاین: ۳۲ نفر

    ماشالله…
    داداش حسین جان فــــــــــــــــــــــدائی داری…

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم….

  55. داش سجاد می‌گوید:

    سلام داداش .
    وضع خیلی بدیه
    خدایا چه میشود کرد .
    اگه زمان شاه بود میگفتیم حکومت نمیزاره کاری کنیم . داداش حسین الان چی بگیم .
    همه مسئولای بی عرضمونم منتظرند که طبق معمول آقا چیزی بگن .
    در حکومت شیعه …رهبر شیعه مظلوم …حزب الله مظلوم …
    یا صاحب الزمان ادرکنا ….

  56. سیداحمد می‌گوید:

    زندگی سراسر آزمون است و شهادت مُهر قبولی!

    اللهم الرزقنا…..

  57. ریحانه می‌گوید:

    سلام ودرود بر داداش حسین بزرگوار…سلام بر بابا اکبر آسمونی…
    با این اوصاف نمیتونم بگم بهارخوب عید خوب چون دلم خوش نیست دلمون آتیش گرفته از این همه ظلم و ستم فقط میتونم بگم دعابرای فرج مولامون فراموش نشه لحظه تحویل…

  58. شب عید است و اینجا حوالی من! همه چیز آرام و گل و بلبل کنار هم شادند و همه دست افشان و پای کوبان! پلک نازک کرده و رخت نو پوشیده و با حالتی عرفانی! به شهود در غیب مشغول و ملتمسانه به حافظ متوسل و سفره ها به سین ها مزین !

    و چشمان من پر از اشک است که شیعیان و دوستان علی را در بحرین زیر لگد حقارت له می کنند و ای کاش این مرز های دست ساز و این روابط دیپلماتیک مسخره را بر می داشتند تا آنجایی که دوست داریم خونمان بریزد…

    سرخوشیم و بی خبر که خواهر و برادرمان را زیر چتر خادمی حرمین شریفین به جرم علی دوستی حد می زنند و با کی نداریم که ماشین های عربی – اسرائیلی هزار بار از روی جسم نیمه جان شیعه در بحرین رد شود…

    ای گریه امانم بده شب عید است…

    شگون ندارد!‌

    آری شگون ندارد که ما در حالی که خون شیعه را می ریزند جشن بگیریم که عید است…

    اصلا عید خودم است می خواهم به اندازه ی تمام کتک ها و گلوله هایی که جان شیعه را آزرد غمگین باشم!

    می خواهم با حزن پریشانی در خلوت تاریک خودم آنقدر صدایت کنم که از حال بروم!

    مولا پیش تر و بیش تر از یاور نیاز به باور دارد ! باور این که او از همه ما رنجیده خاطر تر است ، او که دریای عاطفه اش را اشک مظلومی خروشان می کند ،‌ او که طناب غیبت و غفلت من ها ، دستش را محکم بسته ، او که هیچ کس به عید دیدنی اش نمی رود !‌ او که کلی بدهکارِ طلبکار دارد، او که این روز ها حال و روز خوشی ندارد…

    …………………………………………

    بیا که شیعه غریب است حضرت آقا…

    ………………………………………….

    اللهم إنا نشکو إلیک فقد نبینا صلواتک علیه وآله ، وغیبة ولینا ،

    وکثرة عدونا ، وقلّة عددنا ،وشدة الفتن بنا ، وتظاهر الزمان علینا

    http://zire-baran.persianblog.ir/

  59. روزبه ( رضا ) می‌گوید:

    سلام

    با اجازه سیداحمد عزیز .

    آخرین پیام “بی زرگانی” سال ۸۹ را برم؟

    ساعت۱:۳۰ بامداد
    تعداد افراد آنلاین: ۳۱ نفر

    ماشالله ستاره های خوب حزب الله
    داداش حسین عزیـــــــــــــــــــــز بسیجیها فـــــــــــــــــــــــــدائی داری….

  60. سیداحمد می‌گوید:

    خیلی تا تحویل سال نمونده رفقا،
    برای هم دعا کنیم….

  61. ممنون از” گمنام”که شعرش کمک کرد، جواب همه پیامک های تبریک عید را اینطور بدهم :
    عید شما هم مبارک؛اما:
    در مسلمی تمام ما تردید است
    مولا ز گناه خلق در تبعید است
    نفرین به شعور نقشه ی جغرافی
    بحرین عزا گرفته ایران عید است

  62. ریحانه می‌گوید:

    اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم عجل لولیک الفرج….

  63. یارب دعای خسته دلان مستجاب کن…

  64. سال ۱۳۹۰؛سال جهاد اقتصادی؛ مبارک

  65. خادم انجمن اسلامی "دانش آموزی"(ستارک حضرت ماه) می‌گوید:

    سلام!سال نو مبارک!
    اینایی که گفتی درست !ولی راه حل چیه؟ما جوشن صغیر میخونیم و دعا میکنیم و اگر جز اینها بخواهیم کار دیگه ای بکنیم باید با همان اتوبوسی که ۴ شنبه ما رو برد راهپیمایی بریم بحرین!نه؟
    مگه گرفتن همچین تصمیمی بر عهده ی من و شماست؟اگه اینجوریه خب یه اتوبوس جور کنید بریم دیگه!
    اگر هم به جز دعا و گریه و محکوم کردن و اعزام به بحرین چاره ی دیگه ای هست خب بگین!منتظریم داداش حسین!

  66. یک خواننده می‌گوید:

    خیلی ها دوست دارند غیر از گوش کردن به اخبار یا دعا کردن کار دیگه ای بکنند یکی پیشنهاد بده واقعا چی کار کنیم ! کار درست رو اونی باید بکنه که ۲۴ میلیون رای داره و تریبون ملت دستش هست اما حیف که این تریبون برای نهادینه کردن نوروز بیشتر صدا داره تا همدردی با مظلومان بحرین / اصلا این انقلاب رو خودمون شروع کردیم چرا باید یادمون بره که این همه دشمنی با مسلمونها و مخصوصا شیعه ها به خاطر انقلابی است که خودمون کردیم به خاطر صدماتی است که استکبار از طرف ما متحمل شده / یک هدیه نوروزی:آقا دیروز در حرم رضوی گفتند که جوانهای امروز ما اگر محکم تر از انقلابیون سالهای انقلاب نباشند دست کمی از انها ندارند / اقا ما اماده ایم لب تر کنی با کوله باری از غیرت عازم بحرینیم

  67. مهدی می‌گوید:

    آه از غریبی مسلمانان
    یعنی می آید روزی که رهبرم اذن جهاد دهد ؟

  68. اینم سلمان زمان!!! فاجعه است برادر می‌گوید:
  69. محمد می‌گوید:

    سلام
    متن زیبا و شور انگیزی نوشته اید. اما راهکار نداده اید! من می خواهم جهاد کنم اما با کدام سلاح؟ با کدام هماهنگی و با کدام مدیریت؟
    با تبریک سال نو، شما را به خواندن مطلب “امسال و پار و پیرار” و نقد و نظر دعوت می کنم.
    یا علی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>