زنده باد بی بی سی!

سلام و عرض ادب. این وبلاگ که در اصل متعلق به شما عزیزان است، قشنگ شده. همین سمت چپ،  “رواق قطعه” که می بینید جایش در این مقدس ترین ۲۶ سایبر خالی بود. این ستون را خودتان باید پر کنید از آیات و روایات که کامنت می کنید. یا از وصیت نامه شهدا که چند خطی قطعه را مهمان می کنید. همان ستون را کمی پایین تر که بروی به ستون “۲۰:۰۶″ می رسی، که آن هم دربست به خود شما تعلق دارد. مطالب شما مثلا در مسابقه ای چون “بهاریه” و یا آنچه که در وبلاگ تان نوشته اید، جایش همین جاست. به دوستان طراح، فعلا عرضی ندارم اما راستش تا کنون خاطراتی که فرستاده اید، بدون رعایت اصولی بوده که گفته بودم رعایت کنید. از شما چیز شاقی نخواسته بودم؛ همان تذکرات را بخوانید و مراعات کنید. با این همه جدای از این بحث، به همه تان امیدوار شدم. چه خاطرات خوبی نوشتید. تا اینجای مسابقه بهاریه، هفت هشت تایش که خیلی به دلم نشست. حیف کمی کم کارید و الا دست به قلم اغلب شما عالی است. این را در عمل نشان دادید. همین که لایقم دانستید و در این مسابقه شرکت کردید، ممنون. لابد اگر شما نبودید، الان این گونه نبود که تیراژ قطعه ۲۶ که فقط و فقط یک وبلاگ است، از تیراژ اغلب روزنامه های ما بالاتر است. من خود روزنامه نگارم و نیک می دانم چه خبر است. این را نیز اضافه کنید بر خوبی های بی پایان وبلاگی که مال خودتان است. حق این است که در قطعه ۲۶ سهم هنر و ذوق شما از حد نوشته های من، کمی و کیفی فزونی گرفته. پس از شما بابت “قطعه ۲۶″ ممنونم. چون بهار می مانم؛ گاهی بارانی و گاه آفتابی. باد گاهی نسیم وصل است و گاه طوفان می کند همین نسیم. غنچه گاهی باز می شود و گل می شود و بوی عطر می دهد و گاه پژمرده می شود تا دوباره کی بهار شود. پژمرده اش هم، گل، گل است. من یک اصلی دارم، یک فرعی. فروعاتم قطعا روزی هزار بار عوض می شود، اما اصل من کتاب “نه ده” است. هرگز از این موضع با هیچ بهانه ای، هیچ انتقادی، هیچ زخمی و هیچ زخم زبانی برنخواهم گشت. من غلام قمرم و اگر چه قیاس درستی نیست، اما نه بدهکار بی بی سی ام و نه مدیون بیست و سی. برای من فقط یک نفر می تواند “خط” معین کند. دست این “خط” را می بوسم و همچنان خط شکنی می کنم. من اگر می خواستم خط خود را از خواص بی بصیرت که مایه ننگ ملت اند، بگیرم، نیم بیشتر “نه ده” را نباید می نوشتم. هیهات! در شرایط جنگ و جهاد، در فتنه ۸۸ و در حال و روز امروز، بدترین بی اخلاقی ها، بی بصیرتی است. بدترین ناسزاها در عمق آن سکوتی است که وقت “این عمار” شنیده شد. خیال نکنند عده ای که “حسین قدیانی” خسته می شود. نیستم آن بید که با این باد بلرزم. بسی مسرورم که می بینم رسانه روباه پیر، از “باتوم خوب و قشنگی داشتیم” به خود لرزیده. بی بی سی، خواه مرا “آقای قدیانی” بخواند و خواه مرا “باتوم به دست” بداند، بهتر است قبل از سخن گفتن درباره رمان در دست انتشار من، از کودتای سوم اسفند و فرزند آن ۲۸ مرداد آمریکایی سخن بگوید. غربی ها همان گرگی هستند که دم شان را اتو کشیده اند و حالا برای شیر سخن از اخلاق می گویند. آفرینندگان گوآنتانامو و ابوغریب و عراق و افغانستان و فلسطین و هیروشیما و بوسنی و… را رها کنی، دنیا را به باغ وحش تبدیل می کنند؛ جز سکس و خشونت و فحش، اگر تمدن سران کفر را رهاوردی بود، دنیا و در راس آن منطقه ما این چنین زبان به اعتراض باز نمی کرد. گفته ام دوستانم از کامنتها و آی پی دشمنان، فیلم و عکس گرفته اند تا اگر لازم شد، به گونه ای که اشاعه فحشا نشود، بگویم که ۸۹ درصد کامنتهایی که برای قطعه ۲۶ از همین شهر لندن می آید، آمیخته با چه ادبیاتی است. پس لندن نشینان آنقدرها هم که در وصف من “آقای قدیانی” می گویند، باادب نیستند. البته بیش از آنکه در شرح “باتوم خوب و قشنگی داشتیم” قلم فرسایی می کنند، از این قلم و از این قطعه ۲۶ سوخته اند. من چون دیده ام که حتی نام این رمان هم آتش به جان بی بی سی انداخته، علی رغم قول قبلی، باز هم بریده هایی از رمان فاخر “باتوم خوب و قشنگی داشتیم” را در وبلاگ قطعه ۲۶ خواهم آورد. با این همه اگر آن پند پیر را که شمع نازنین جمع است و نور مه جبین انجمن، در قلب خود بگذارم، خوشحالم که از بی بی سی گرفته تا بیست و سی، جملگی را سر کار گذاشته ام. نظام مقدس جمهوری اسلامی، برای پیشبرد پروژه های خاص خود، نیاز داشت که چندی با این قلم سحرانگیز، اذهان دوست و دشمن را به سمت خود منحرف کنم، تا ایشان با استفاده از فضای روانی به وجود آمده، بتوانند اهداف خود را عملیاتی کنند. حال شاید این سئوال پیش آید که آیا حسین قدیانی، آدم نظام است؟!… پاسخ به شدت مضاعف “آری” است؛ البته که من آدم نظام مقدس جمهوری اسلامی هستم و به این حکومتی بودن خود افتخار می کنم. سئوال دوم این است که این چه مثلا عملیاتی بود، که تو آن را لو دادی؟!… القصه؛ از همان اول قرار بود این عملیات پیچیده، به اینجای کار که رسید، آنرا لو بدهم و این خود بخشی از کار روانی نظام روی دشمن است. سئوال بعدی این است؛ به راستی عملیات پیچیده نظام چیست؟!… شرمنده، این را گفته اند، نگو! فقط گفته اند برای رد گم کنی، این نوشته را همچین تمام کن؛ زنده باد بی بی سی(!) که با این همه ادعای حرفه ای گری، تازه فهمیده من کدام حسین قدیانی هستم؛ قبلا مرا با مسئول بسیج دانشجویی چند باری اشتباه گرفته بود! زیاد گاف می دهد بی بی سی. اصولا روباه که پیر می شود، آب مغزش تبخیر می شود و دلش سیاه، بدتر از قیر می شود!… آهای بی بی سی! از تمام دنیای غرب، یک نویسنده بیاورید که حریف قلم ستاره های حضرت ماه در آسمان سایبر شود، رمز وبلاگم را تقدیم شما می کنم، اما وقتی ادعا می کنید که ۲۵ بهمن اگر “ال” نکنیم، “بل” هستیم، تقصیر من نیست که به شما یادآوری می کنم که کاش بر سر شرف، شرط نمی بستید! آنچه ندارید، من هم بگویم دارید، باز ندارید، اما اگر به حرف من است؛ شما با شرف، زنده باد بی بی سی!… اما اگر به حرف من است؛ “مرگ بر آمریکا”… “مرگ بر اسرائیل”… وقتی بنگاه دروغ پراکنی روباه پیر، حریف یک وبلاگ ساده جمهوری اسلامی نمی شود، به جای “مرگ بر انگلیس” باید گفت: “زنده باد بی بی سی!”  

این نوشته در یسار ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    سلام بر حسین*

  2. چشم انتظار می‌گوید:

    سخن روزت که راه گشای زندگیمونه منتظرسخن امشبت هستم تامثل چراغ توتاریکی های بی بصیرتی راهنمامون باشه

  3. قاصدک منتظر می‌گوید:

    منتظر سخن شما.

  4. ن.بهادری می‌گوید:

    همیشه سخنی با شما را دوست داشتم.

  5. سیداحمد می‌گوید:

    چقدر زیبا با مخاطبانتان سخن گفتید!
    البته فقط سخنی با ما نبود! یک متن دلنشین بود،

    تا همیشه داداش حسین بسیجیها بمونید؛
    اینجا یک وبلاگ ساده نیست، بی شک اینجا قطعه ای از بهشت است.

    اینجا قطعه ای مقدس است که نباید بی وضو به آن وارد شد.

    احسنت داداش حسین، احسنت.
    بی نظیری حاجی…

  6. داداش مرتصی می‌گوید:

    داداش یه جوری زدید موندن از کجا خوردن؟ موندن خوبه؟ بده؟ اصلا خوب چیه؟ بد چیه؟ خلاصه ناک‌اوت!

    داداش مایی داداش حسین

  7. آماده می‌گوید:

    در لیست ترور موسوم به “شکارچی سبز” نامهای حسین قدیانی ،دکتر وحید یامین پور ، محمد سرشار، سهیل کریمی، پیام فضلی نژاد، تقی دژاکام، میثم محمد حسنی، ، حامد طالبی، سید شهاب الدین واجدی، مهدی نیکخواه و . . . قرار دارد . همچنین نام محسن مهدیان، علیرضا معاف و سید حسین علوی در دیگر لیستهای ترور فتنه سبز آمده است .

  8. قاصدک منتظر می‌گوید:

    از تمام دنیای غرب, یک نویسنده بیاورید که حریف قلم من شود, رمز وبلاگم را تقدیم شما می کنم,اما وقتی ادعا می کنید که اگر ۲۵بهمن” ال”نکنیم,”بل”هستیم ,تقصیر من نیست که به شما یاد اوری می کنم که کاش بر سر شرف, شرط نمی بستید!
    قلمتان حریف ندارد.

  9. سجاد می‌گوید:

    سلام
    خسته نباشید.بی بی سی که کشکه! زنده باد ۲۶٫
    راستی داداش در مورد طرح ها می خواستم بگم هر کدوم از طرح ها که مشکل داشت دستور بده خودم اصلاح می کنم.
    از اینکه توی قطعه هم یه جورایی انقلاب کردی خیلی ممنونم!
    دستت درد نکنه.آقا سید شما هم خسته نباشید.

    یا علی مدد

  10. سیداحمد می‌گوید:

    ” حال شاید این سئوال پیش آید که آیا حسین قدیانی، آدم نظام است؟!… پاسخ به شدت مضاعف “آری” است؛ البته که من آدم نظام مقدس جمهوری اسلامی هستم و به این حکومتی بودن خود افتخار می کنم.”

    خیلی عالی نوشتید این مطلب را؛
    با اینکه سرتان شلوغ است و مخصوصا امروز فعالیت زیادی در سایت داشتید و خسته بودید اما وقتی تصمیم به نوشتن میگیرید معجزه میکنید، الحق و الانصاف که داداش حسین خستگی را خسته کرده!

    ماشاءالله لا قوه الا بالله…

  11. درود بر صدام یزید کافر،درود بر بی بی سی بی شرف!

  12. سلاله 9 دی می‌گوید:

    {در فتنه ۸۸ و در حال و روز امروز، بدترین بی اخلاقی ها، بی بصیرتی است.}

    حضرت دلبر حضرت آقا حضرت ماه:
    بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر از حسین بن علی (ع) برید ، همان جانباز صفین است که تا مرز شهادت پیش رفت.

  13. حامد توکلی می‌گوید:

    انشا الله اسم همه ستاره های حضرت ماه بره تو لیست ترور
    viva BBC
    :)

  14. صبا می‌گوید:

    راهی حرم که شدم نیم ساعتی به نیمه شب مانده بود .دروغ نگویم از دیشب که در قطعه بودم بغضی به گلویم گره خورد. اصلا نمی دانم حکمتش چیست این روزها هرکسی سر راهم قرار می گیرد سر خوش ز سبوی غم پنهانی خویش است. استاد پر شور و هیجانم امروز آرام بود و درسش دلی تر از همیشه، چشمانش حرفی ها داشت اما.
    وباز هم من و درس دلی استاد و بغضی که راه شکفتن نداشت.
    بعدا از کلاس که به قطعه آمدم دوباره قصه خاطره و خاطره های دوستان. چقدر اشکم اسیر است خدایا.
    از خانه تا حرم اشک در چشمانم به خود می پیچید و زار میزدبرای رهایی.
    سلام را سه بار به سه نیت ادا کردم.
    اذن دخول که می خواندم شکلات نذری همراه با التماس دعای صاحبش، بغضم را ترکاند و اشکم آزاد شد.
    سلام خانم پناه می دهی ،این بی پناه را
    پیشانی ام را به ضریح تان می گذارم و دلم را به دستان تان ، من امسال هنوز خانه تکانی نکرده ام ،بانو
    پای ضریح نشستم دستانم را گره کردم ،پیشانی به ضریح سیر گریستم.
    خانم امشب که آمدم پابوس، هرچند که بغضی راه گلویم را بسته و سخت می فشرد اما تنها برای خود نیامدم ، آمدم تا به جای ستاره ها سلام کنم
    آمدم که بگویم دردهای دلشان دلم را به درد آورده ، فضای سینه ام را سنگین کرده و چشمهایم را بارانی. آمدم که بگویم سلاممان را به مهدی فاطمه برسانید.
    آمدم که بگویم این دستهای خالی دخیلتان . اصلا آمدم که گریه کنم.
    چه درمانده اند کسانی که شما را ندارنددر شهرشان و خوشا به حال کسانی که زائر حرم شمایند در دلهایشان.
    ستاره ها زیارت قبول، سبک نشدید؟( بغض در بعضی کامنتها فریاد می زد)من سیر به جای همه تان گریسته ام.
    اسلام علیک یا فاطمه المعصومه سلام الله علیها
    راستی یادم رفت بگویم ،وارد حرم که شدم خادمین داشتند ضریح را می شستند و بانو یکی از آن شکلاتهایی را که بالای ضریح بود را برایم فرستادند که من هم قسمتی از آن را به نیت شما خوردم.

  15. Ali P1 می‌گوید:

    چه مى کنه این حسین قدیانى!
    واقعا هیچ جورى نمى شود شما را توصیف کرد الا همان طورى که آقاى صفار در مقدمه نه ده گفتند: “برخوردار از ذخیره تمام نشدنى انرژى”
    خدا حفظت کنه داداش حسین عزیز.

  16. سلاله 9 دی می‌گوید:

    آقای قدیانی یادتان هست که چند وقت پیش آن شبی که گفتید احتمال دارد از نت بروید، برایتان کامنت خصوصی گذاشتم که رفته ام النگوهایم را فروخته ام تا هر تعدادی که می توانم نه ده و قطعه ۲۶ بخرم و به دوستان و آشنایان بدهم؟ تا امروز منتظر چاپ کتاب قطعه ۲۶ بودم اما اگر صلاح بدانید و راضی باشید تصمیمم را عوض کردم .می خواهم با اجازه شما اولین نسخه کتاب باتوم خوب و قشنگی داشتیم را پیش خرید کنم به مبلغ ۴۰۰ هزار تومان.فکر می کنم بتوانم این مبلغ را با واسطه ای به دستتان برسانم.شاید اگر تا قبل از این تصمیم به این کار می گرفتم می گفتم بنویسید یکی از بچه های قطعه این کار را کرده که مثلا ریا نشود اما الان این مطلب را می گویم و بیمی هم ندارم که به جای اسم مستعار نام واقعی ام را هم اعلام کنم.{ف.گلشنی ام}الان هم هرجور شما صلاح بدانید.بی بی سی خواست سایر مشخصاتم را هم اعلام می کنم،شاید نام ما را هم در لیست ترور شکارچی سبز نوشتند،شاید هم به این نتیجه برسند که این ملت همه شان دیوانه اند.اگر هم صلاح ندانستید همان کاری را می کنم که تا قبل از این تصمیمش را داشتم.

  17. نسیم می‌گوید:

    عجب وبیه آفرین بر شما

    عجب تو دهنیی زدید به اونااااااااا

    لبیک یا خامنه ای

    شما عمار های نا شناس آقا هستید…..

    خیلی اتفاقی به وبتون بر خوردم

    از این بابت خیلی خوشحالم

    موفق و سر افراز باشید

  18. سیداحمد می‌گوید:

    یه پیام “بی زرگانی” نیمه شبی!

    ساعت ۲:۲۳ نیمه شب
    تعداد افراد آنلاین: ۲۰ نفر

    ماشالله حزب الله…
    داداش حسین هنرمند بسیجیها فــــــــــــــــــــدائی داری….

  19. صبا می‌گوید:

    “برای من فقط یک نفر می تواند “خط” معین کند. دست این “خط” را می بوسم و همچنان خط شکنی می کنم.”
    الهی آمین
    عالی بود. دلم می خواهد قیافه بعضی ها را موقع خواندن این مطلب ببینم.

  20. هوشنگ می‌گوید:

    من به نوبه خودم از این یارو به اصطلاح شکارچی سبز که من را یاد کارتون معروف زبل خان می اندازد متشکرم . آدرس سایت، وبلاگ و ایمیل تمام مجاهدین عرصه سایبر را که به فتنه ضربه زده اند را با سادگی خودش و مجانی در اختیار گذاشت و بنده به فوریت هر چه تمامتر آدرس های همه آنها را به لیست فیووریت های خودم اضافه کردم .

  21. سید مرتضی می‌گوید:

    چند خط روضه عباس این آخر سالی می‌چسبد
    هدیه به “رواق ۲۶″
    «شب عاشورااست، عباس در خدمت اباعبدالله(ع) نشسته است. در همان وقت یکی از نفرات دشمن نزدیک می‌آید و فریاد می‌زند: عباس بن علی و برادرانش را بگویید بیایند.
    عباس می‌شنود، ولی مثل اینکه ابداً نشنیده است، اعتنا نمی‌کند، آنچنان در حضور حسین(ع) مودّب است که آقا به او فرمود:«جوابش را بده، هرچند فاسق است!»
    جلو می آید، می‌بیند شمر بن ذی الجوشن است. روی یک علاقة خویشاوندیِ دور که از طرف مادر با عباس دارد-هر دو از یک قبیله اند- وقتی از کوفه آمده است، به خیال خودش امان نامه‌ای برای ابالفضل و برادرانِ مادری او آورده است؛ به خیال خودش خدمتی کرده است. تا شمر حرف خودش را گفت، عباس پرخاش مردانه ای به او کرد و فرمود:«خدا تو را و آن کسی که این امان نامه را به دست تو داده است، لعنت کند! تو مرا چه طور شناخته ای؟» درباره‌ی من چه فکر کرده ای؟ تو خیال کرده ای من آدمی هستم که برای حفظ جان خودم، امام و برادرم، حسین بن علی را اینجا بگذارم و بیایم دنبال تو، آن دامنی که ما در آن بزرگ شده ایم و آن پستانی که از آن شیر خورده ایم ، ما را اینطور تربیت نکرده است.»
    برگرفته از کتاب گفتارهای معنوی، ج۲، صفحه۸۵
    ناز ادب یل ام البنین صلوات

  22. ایران می‌گوید:

    جالب اینکه بی بی سی تو این متن کلمه “ساندیس خور” رو هم نوشته!
    طفلکیا این توهم ساندیس بدجوری دیوونشون کرده
    یکی نیست به این عقب مونده ها بگه حتی اگه حرفتون درست باشه بازم آفرین به این حکومت که با یه ساندیس مردم رو راضی نگه داشته پس شما چی که میلیارد میلیارد پول آمریکایی و انگلیسی خرج می کنین و هیچ کاری از پیش نبردین!
    پیشنهاد می کنم به جای التماس از کنگره آمریکا برای تصویب بودجه بیاید یه چند تا از این ساندیسای ما بخرید که اثرش بیشتره!!:)))
    به ق