از حاج‌منصور تا علی پروین

هم به عنوان یک ان‌شاءالله حزب‌اللهی و هم حتی به عنوان یک استقلالی، لذت بردم وقتی دیدم مهمانان اولین برنامه‌ی فردوسی‌پور برای جام جهانی، حشمت مهاجرانی و علی پروین هستند! و این یعنی می‌توان هنوز هم به صدا و سیما امیدوار بود که نگاه بسته‌ی قبلی را نداشته باشد! قطعا اگر برنامه‌ی ملک‌مطیعی هم پخش می‌شد، نه تنها آسمان به زمین نمی‌آمد، بل‌که گارد منفی مردم در برابر صدا و سیما، تا حد خوبی علاج می‌شد! بخواهیم یا نخواهیم؛ بعضی بازی‌گران و بازی‌کنان، محبوب دل ملت هستند! از قضا، نه مرض خاصی دارند و نه آلوده به سیاست‌اند! شاید در فلان انتخابات یا بهمان امتحانات، حرف غیری هم زده باشند لیکن آخر آخر آخرش، وطن‌دوست هستند و نه وطن‌فروش! بارها سیاسی‌کاری‌های فردوسی‌پور را به نقد نشسته‌ام ولی کار خوب، خوب است! و چه چیزی لذت‌بخش‌تر از این‌که در پست قبلی، حاج‌منصور را مدح کنم و در این پست، رسانه‌ی ملی را؟! والله به دست آوردن دل مردم، خرج ندارد! خیلی ساده می‌توان از کینه‌های بعضا بی‌خود کاست، بدون تخطی از اصول! بارها شده از سوراخ سوزن رد شده‌ایم و از در دروازه، نه! جا دارد بپذیریم وضع فعلی اقتصاد مملکت، هیچ ربطی به حشمت مهاجرانی و علی پروین و امثالهم ندارد! از قضا، آن‌جا که باید شل بیاییم، همین جاست، نه آن‌جا که طرف قرار است بشود وکیل مجلس مملکت و واضع قانون! صدا و سیما دست من بود، حتما ربنای شجریان را پخش می‌کردم و شورای نگهبان دست من بود، قطعا کاری نمی‌کردم که ملت بگویند؛ «غرضی را چرا ۹۲ تأیید و ۹۶ رد کردید؟!» چند شب پیش رائفی‌پور جوان انقلابی با سخنان خودش، وزن عدالت‌خواهانه‌ی تلویزیون را بالا برد و امشب، استادی به نام حشمت و شاگردی به نام علی، جور دیگری! و در عالم دیگری! و رسانه‌ی ملی یعنی همین! نه! حزب‌اللهی فقط اهل نق و نقد نیست! خوبی‌ها را نیز می‌بیند! یادش به خیر! روزگاری که سردبیر مجله‌ی «یاد ماندگار» بودم، با همین علی پروین، مصاحبه‌ای درباره‌ی شهدا کردم! علی پروین در آن گفت‌وگو، خوب یادم هست که می‌گفت: «مامان‌نصرت [مادرش] برای سلامتی تک‌تک رزمندگان عازم به جبهه‌ی محل، آش پشت پا می‌پخت و خانه‌ی ما همیشه روضه بود، حتی حاج‌منصور هم آمده و در خانه‌ی ما خوانده! الان هم یک رفاقتی دارم با این مداح اهل بیت! هروقت هم بروم بهشت زهرا، خجالت‌زده‌ی شهدا می‌شوم که جوانی‌شان را گذاشتند برای ما که راحت به توپ، لگد بزنیم!» در نهایت، گودلایکی نثار صدا و سیما می‌کنیم که نشان داد واقعا می‌تواند «رسانه‌ی ملی» باشد!

ارسال شده در صفحه اصلی | یک دیدگاه

نجوای آخرین لیالی

عاشقانه‌ای برای حاج‌منصور

شب‌های آخر رمضان، سوز دیگری دارد صدای حاج‌منصور. مثل روزهای آخر جبهه که جامانده‌های سفر آسمان، سر بر دیوار حسینیه‌ی حاج‌همت می‌گذاشتند و به خاطر بسته شدن در باغ شهادت های‌های می‌گریستند! و نگاه که می‌کنم، می‌بینم من هم از تبار جاماندگانم! جاماندگان از غفران الهی در شب‌های پیشین! خوش به حال بندگان کاردرست خدا که همان شب قدر نوزدهم، آمدند و گرفتند و رفتند! کار ما به درازا کشید! سخت شد! خسارت‌زده‌ای هستم که امید دارم به همین واپسین لیالی! به همین ساعات آخر! پس با آه بیش‌تری بخوان پیرغلام اهل بیت، این شب‌ها! و تا می‌توانی دل ما را بسوزان! و از دیدگان ما گریه بگیر! مگر اشک در این شب‌های آخر به دادمان برسد! آه! سفره دارد جمع می‌شود و دست ما خالی است! خیلی خالی! اگر رمضان برود، دیگر در کدام مسجد و در کدام سحر، ابوحمزه بخوانیم؟! تازه داشتیم مأنوس می‌شدیم با «یا علی یا عظیم»! تازه داشتیم با خوبان شب‌زنده‌دار، رفیق می‌شدیم! کاش به این زودی‌ها تمام نشود این چند شب باقی‌مانده! کاش هر شب، دقایقی بیش‌تر بخواند حاج‌منصور! من از بچگی عاشق صدای حاجی بودم! از همان زمان که می‌خواند؛ «۳ ساله دختر که کتک نداره!» ما رقیه را و حتی حسین را در حنجره‌ی گرم حاجی شناختیم! البته می‌شناختیم عاشورا را و‌ می‌دانستیم رمضان را، اما آن‌که چشم‌های ما را با اشک، آشنا کرد و دل‌های ما را با سوز، منصور بود! حاج‌منصور بود! قبلا در متن «ارک‌های دزدکی» مطول نوشتم از عشق دور و درازم به حاجی! البته آن زمان هنوز اینستا نیامده بودم ولی متن مذکور، چرخ خوبی خورده بود در این محیط! هنوز هم که روی هشتگ اسمم بزنی، به «ارک‌های دزدکی» خواهی رسید در پیج‌های دیگر! القصه! امشب که ماشین ندارم و خوابانده‌ام تعمیرگاه، بنا دارم مثل روزگار کودکی، با تحمل کمی سختی بروم ارک! خدایا! بندگان خوبی برایت نبوده‌ایم ولی آوارگان بدی هم برایت نبوده‌ایم! اصلا بگو سیاهی‌لشکر عشاق تو! و نه چیزی بیش‌تر! می‌بینی! هنوز رمضان نرفته، غم رفتنش را داریم! غم شب‌هایی که هست اما شب‌های رمضان نیست! غم شب‌هایی که هست ولی بدون ارک، بدون منصور، بدون اشک، بدون «اللهم ارزقنا حج بیتک‌الحرام»! آه که چقدر با سوز می‌خواند این فراز فریضه‌ی رمضانی را حاج‌منصور عزیز! خوابت هم که بیاید، می‌پراند خواب را از سرت! به‌خصوص اگر گریزی هم بزند به کوی کربلا و بخواند؛ «تویی نگار آشنا»! خدایا! نزد تو، آبرودارتر از امام عاشورا نیست؛ ببخش گناهان ما را، بالحسین! گفت: می‌کشی مرا حسین…

ارسال شده در صفحه اصلی | یک دیدگاه

متوسلم به گلی که نیست!

یادش به خیر، روزهایی که دیدن صدباره‌ی آژانس شیشه‌ای آرامم می‌کرد! یا شنیدن کاست دود عود شجریان! یا رفتن به ارک! صدالبته الان همه‌ی این‌ها را باز هم می‌بینم و می‌شنوم و می‌روم ولی از شما چه پنهان که رسیدگی به گل‌هایم، خیلی حالم را خوب می‌کند چند وقت است! تقریبا هر روز، دقایقی از وقتم را صرف‌شان می‌کنم و نتیجه هم می‌گیرم! نتیجه لزوما غنچه‌دادن مجدد شمع‌دانی یا حفظ رنگ قرمز مایل به سرخ برگ‌های بنت قنسول نیست! نتیجه این است که اعصابم راحت‌تر است با گل‌ها! آن‌هم در این اوضاع شلم‌شوربای سیاست‌زده‌ی امروز که اگر بادی از معده‌ی کسی خارج شود، هستند تحلیل‌گرانی که ربطش بدهند به سیاست! یکی بگوید تقصیر چپی‌هاست و یکی بگوید تقصیر راستی‌هاست و یکی هم بگوید نه چپ و نه راست، بل‌که من! و این‌گونه است که با طنزهایم و هجوهایم، می‌روم به جنگ این همه خبر روی مخ، بل‌که قادر باشد مخاطبم، نفسی تازه کند، میان این همه بگومگو! و باز، همین گونه است که پناه می‌برم به گل‌هایم تا کمی حالم به شود! قدرمسلم، روحانی نام هیچ علفی نیست! و لاریجانی نام هیچ کاکتوسی نیست! و آملی نام هیچ گلی نیست! آیا بار حقوقی دارد که اعلام کنم با این جماعت، بیگانه‌ام؟! و‌ با اعضای شورای نگهبان، بیگانه‌ام؟! این همه، مفت چنگ سلبریتی‌ها! و اپوزیسیون! فقط مانده‌ام چرا افطار مسئول جمهوری اسلامی را می‌پیچانند؟! سهم ما از نظام، غصه خوردن است! فردا غصه‌ی اف کوفت تی اف و پس‌فردا غصه‌ای دیگر! والله صلاحیت وکلای تیمارستان را، نه آمریکا و اسرائیل، که همین شورای نگهبان خودمان تأیید کرده! مجلس کدام کشور، این‌گونه است که مجلس جمهوری اسلامی؟! چه مضحک! کارمان رسیده به این دعا که خدا کند قوه‌ی مقننه‌ی همین نظام، بر دست و بازوی مدافعان حریم امنیت کشور، غل و زنجیر نبندد! آخر و عاقبت بوسه‌گاه خمینی را تحویل بگیرید حضرات شورای نگهبان! وقتی با فهم غلط از سخن بزرگان، از «مشارکت حداکثری» کاریکاتور می‌کشید، باید هم «ناکارآمدی حداکثری» درو کنید! جوری امت حزب‌الله، دست به دعا شده‌اند، کأنه فردا چشم‌ها به کنگره و سنای شیطان بزرگ است! به‌تر نیست به همین گل‌هایم برسم؟! ورق بزنید تصاویر را! گل می‌بینید! خل نمی‌بینید! نه! من در نگه‌بانی از سرخی لاله‌ها، هرگز مثل اعضای شورای نگهبان نیستم! نیستم! به والله نیستم! خدایا! تو باید خودت نگه‌بان گلی باشی که نامش بلباسی است! بی‌خود نبود می‌نوشتیم: «به نام الله، پاس‌دار حرمت خون شهیدان»! بچه بودیم و عقل‌مان بیش‌تر کار می‌کرد! همان به‌تر که نیستی حاج‌احمد…

ارسال شده در صفحه اصلی | ۲ دیدگاه

خیاطی خدا

نوزدهم، متر رنگ‌رنگش را آورد و بنا کرد گرفتن اندازه‌ی‌مان! و چقدر هم دقیق! اعداد را هم خودش می‌نوشت؛ مبادا فرشته‌ها ولو اندازه‌ی یک سانت اشتباه کنند! بعد خیلی سریع، رفت سراغ صابون و خط‌کش و قیچی تا دست به کار برش زیباترین پارچه‌ها شود! ۴۸ ساعت وقت گذاشت و در شب بیست و یکم صدای‌مان کرد برای پرو! و امشب، لباس‌مان آماده است! لباسی که خدا خودش برای‌مان دوخته و عاشقانه سوزن زده! گمانم خدا دوست دارد ما را در همین لباس دست‌دوز خودش ببیند! چه کسی به‌تر از خالق، آمار جسم و جان مخلوق را دارد؟! چه کسی به‌تر از آفریننده، باخبر است از معایب تن و بدن آفریده شده؟! آری! به خوبی می‌پوشد و پنهان می‌کند نقایص ما را، آن لباسی که خیاطش خود خداوند باشد! اجرتی هم نمی‌خواهد! چه اجرتی؟! خودش خواسته برای‌مان ببرد و بدوزد! خودش خواسته زیبا ببیند ما را! و آن‌قدر پاک و آراسته، که گویی تازه متولدمان کرده! بی‌هیچ گناهی! هر چقدر هم ما، لباس‌های قبلی خدا را دست شیطان داده باشیم، چرک کرده باشیم، پاره کرده باشیم، باز خدا نظر لطف دارد به ما! جوری که انگار، بار اول است مشتری خیاطی‌اش شده‌ایم! جوری که انگار، نمی‌خواهد هیچ یک از مشتری‌هایش را از دست بدهد! جوری که انگار، او به ما محتاج‌تر است، تا ما به او! جوری که انگار، عاشق و خاطرخواه متعصب ما شده! و فقط دوست دارد ما را در همان جامه‌ای ببیند که خودش دوخته! کلی رفته گشته تا به‌ترین دکمه‌ها را برای لباس‌مان پیدا کند! به‌ترین پار‌چه‌ها را! به‌ترین جنس‌ها را! به‌ترین رنگ‌ها را! خداست دیگر! خدا که فقط خدای پیراهن یوسف نیست! دوست دارد برای همه‌ی ما لباس بدوزد! و صدالبته توقع دارد این‌بار، خوب نگه داریم لباس‌ها را! آلوده‌اش نکنیم! خرابش نکنیم! ندهیمش دست شیطان! باور می‌کنید با هر گناه ما، دل خداوند می‌شکند؟! باور می‌کنید هر گناه ما، زبان شیطان را پیش خدا دراز می‌کند؛ «برای این‌ها، آن‌همه وقت گذاشتی؟! و آن‌همه سوزن زدی؟! باز هم که اطاعتت نکردند! باز هم که آمدند دنبال من!» خفه شو شیطان رجیم! لطفا ببند آن دهانت را! بفهم داری با که سخن می‌گویی! این، خدای ماست و ما به کوری چشم تو، فقط او را می‌پرستیم! ما خدایی که این همه بی‌منت، دوست‌مان دارد را، نه! دیگر به تو نمی‌فروشیم! و از همین امشب، با همین لباس‌های زییا، قول می‌دهیم به خدای خود که بندگان خوبی برایش باشیم! یا رب یا رب یا رب! حقا که به‌ترین جامه‌ها، جامه‌ی تقوی است! و تو ما را تنها در همین لباس می‌خواهی! در لباس عاشقی‌ها! خدایا! حقا که ستارالعیوبی اما امشب، بیش‌تر…

ارسال شده در صفحه اصلی | ۲ دیدگاه

سخن‌رانی حسین قدیانی در مسجد کوفه

اگر رفتار و گفتار امام خمینی تداعی‌گر امیرالمؤمنین است، سکنات رئیس‌جمهور هم تجلی مالک اشتر نخعی است!

به گزارش راشاتودی، حسین قدیانی که در مسجد کوفه سخن می‌گفت، ضمن ایراد مطلب فوق، بیان داشت: «دشمنان حسن روحانی، همان اخلاق گند دشمنان مالک اشتر نخعی را دارند اما دوستان حسن روحانی حتی از برادران یوسف هم بی‌معرفت‌تر هستند!» ایشان گفت: «شما اگر به رئیس‌جمهور ناسزا بگویید، حسن روحانی با الگوگیری از مالک اشتر نخعی، حتما به مسجد خواهد رفت و شما را دعا خواهد کرد اما اگر رئیس‌جمهور به شما ناسزا بگوید، آیا شما حاضرید به مسجد بروید و ایشان را دعا کنید؟!»

حسین قدیانی در بخش دیگری از بیانات خود، تصریح کرد: «این‌که با وجود تحریم، سردار حاجی‌زاده هم‌چنان می‌تواند موشک بسازد اما رئیس‌جمهور نمی‌تواند اقتصاد را سامان دهد، بیان‌گر اوج مظلومیت رئیس قوه‌ی مجریه است!» ایشان با نقد ری‌اکشن سردار حاجی‌زاده، فرمودند: «حتی اگر جملات رهبری، قند در دل‌مان آب کند، باز هم باید تقیه کنیم!» این کارشناس صدر اسلام، افزود: «چهره‌ی حسن روحانی در روز ۱۴ خرداد امسال، مثل سیبی بود که از وسط، نصف شده باشد لیکن چهره‌ی آقای صالحی، همان برافروختگی شهدا را داشت در شب‌های عملیات!» معظم‌له این فراز از بیانات خود را این‌گونه ادامه داد: «اگر دشمن، یک موشک روانه‌ی تهران کرد، ما باید ببینیم که آیا واقعا هدف دشمن، پایتخت جمهوری اسلامی بوده یا نه، نه این‌که ۱۰ تا بزنیم! لذا اگر بعد از واقعه‌ی طبس، امام خمینی برای رئیس‌جمهور وقت آمریکا، به مسجد می‌رفت و نماز می‌خواند، قطعا در آن نماز، حالتی به امام دست می‌داد که محراب به فریاد می‌آمد!»

حسین قدیانی در بخش دیگری از سخنان خود، فضیلت یک رکعت نماز بی‌وضو در مسجد سلمان نهاد ریاست‌جمهوری را از ۹۹ روز اعتکاف در مسجد کوفه بیش‌تر دانست و مدعی شد: «اگر در شب بیست و سوم ماه رمضان، خداوند را به آورندگان برجام قسم بدهیم، بی‌بروبرگرد وجبت له الجنت!» این فعال حوزه‌ی لیالی قدر، خاطرنشان کرد: «اتفاقا به‌تر است که هم تحریم باشیم و هم انرژی هسته‌ای نداشته باشیم، بل‌که این شب‌ها حقیقتا دست‌مان پیش پروردگار، خالی باشد! لذا ۳ کشور اروپایی فی‌الواقع دارند خدا را نزد ما بزرگ‌تر و ما را نزد خدا حقیرتر می‌کنند که جز این هم نیست و همه باید هوشیار باشند، به‌ویژه سردار حاجی‌زاده!»

لازم به ذکر است؛ پیش از سخنان مدظله‌العالی، استاد حسین الهی قمشه‌ای که در کنار مقام داود مسجد کوفه، مشغول آواز بود، از حسین قدیانی خواست که دقایقی «مولانا» بخواند که استثنائا با موافقت ایشان روبه‌رو شد!

ارسال شده در صفحه اصلی | ۲ دیدگاه