دولت با منتقدان آشتی باشد

تقدیم به آستان رفیع

«امنیت ملی»

بسم‌الله الرحمن الرحیم، هست کلید در گنج حکیم. آن «کلید» که قفل می‌گشاید، نیک اگر بنگری، خدا و نام خداست. «حکیم» از جمله صفات حضرت باری‌تعالی است. ما نیز که بندگان خداییم، باید بر مبنای حکمت، عمل کنیم، نه اینکه حتی شکایت‌مان را هم، حکایت دیپلماسی و اقتصادمان، صدقه‌ای بر گرده متشاکی تحمیل کنیم! ظاهرا دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی از صاحب این قلم شکایت کرده که در ۴ یادداشت، مغایر با مصوبات آن شورا، مطالبی برخلاف امنیت ملی نوشته. هر آنچه غیر‌حکمت، به من می‌گوید؛ «محترمانه و قانونی، گریبان شاکی ظاهری را بچسب که آخر، اتهام به این درشتی چرا؟» اما «حکمت» اقتضای دیگری دارد! من که مندرجات خود را مقوم مقوله امنیت ملی می‌دانم، چه گله‌ای می‌توانم از دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی داشته باشم؟! و این دبیرخانه محترم، چه شکایتی می‌تواند از نگارنده داشته باشد؟! لطفا به کلماتی که در این ترکیب به کار رفته، دقت کنید؛ «دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی». این ترکیب، یقه‌هایی را باید بچسبد که قطعا یقه من نیست و قلم‌هایی را باید خرد کند که حتما قلم من نیست. من از این ترکیب، و ناظر بر قلمم، شاید انتظار تشکر داشته باشم اما هرگز انتظار تذکر نخواهم داشت، شکایت که اصلا حکایت غریبی است! «حکمت» به من می‌گوید؛ «در این شکایت، رد پای بعضی‌ها در میان است، رد پای اعتدال». من، براساس حکمت، شاکی خود را، دولت و معاونت حقوقی نهاد ریاست جمهوری می‌دانم، نه شورایعالی امنیت ملی، که شکایت‌ها، ظاهری دارند و باطنی. به شهادت انبوه نوشته‌هایم، «امنیت‌ملی» روی سرم جا دارد اما به شهادت این چند زخم که هنوز از فتنه ۸۸ بدین سو، روی سر و صورتم باقی‌مانده، حتی «مصوبات شورایعالی امنیت ملی» هم روی سرم جا دارد. آنجا که پای امنیت ملی جمهوری اسلامی در میان است، من فقط قلم در دست ندارم، بلکه جان نیز بر کف دارم… و نوشته‌هایم را بسیار سرشته‌ام. برای من، امنیت‌ملی کاملا مفهوم است؛ کدام اتهام را و به چه کسی می‌خواهید تفهیم کنید؟! در مثل، آنهم مثل ملای رومی، مناقشه نیست. گفت: «تو مکن تهدید از کُشتن که من، تشنه‌ زارم به خون خویشتن».

من و ما، همه امت حزب‌الله، فداییان امنیت این ملک‌ایم. ما علیه ناامنی خوارج‌صفتان، کارنامه روشنی داریم. وصله اخلال به ما نمی‌چسبد. من‌باب اعاده حیثیت مضاعف، مصرم که بدانم دقیقا در کدام جملات ۴ یادداشت مورد شکایت، مغایر مصوبات شورایعالی امنیت ملی چیزی نوشته‌ام؟! این کمترین حق من است و پاسخ این سوال را، نه از دبیرخانه شورا یا سایر اعضای شورا، بل از آن محترمی می‌خواهم که ایام انتخابات، شعار می‌داد؛ «نقد باید آزاد باشد، منتقد نباید به لکنت دچار آید، نباید بترسد، نباید بلرزد». این بود اعتدال؟! من که فکر کنم اصلا همین بود اعتدال!! اعتدال، کاریکاتور عدالت است. اعتدال در ظاهر، همه حروف عدالت را دارد اما در باطن، چپ‌اندر قیچی عدالت است. مشتی حرف که برای خود، عاقبت کلمه‌ای تشکیل داده. اصلا اعتدال یعنی مشتی حرف، مشتی قیل و قال. اعتدال، صراحت در شکایت ندارد. صداقت در حکایت ندارد. یک چیزی می‌گوید، در حالی که چیز دیگری رخ داده. از گرفته‌ها سخن می‌گوید، در حالی که داده‌هایش بیشتر است. از پیروزی سخن می‌گوید، در حالی که پیروزی، مگر در مکر خدا نهفته باشد! توافق که موید هیچ فتحی نیست! ما اما آنقدر سررشته از حکمت داریم که دچار اشتباه در فهم مسائل نشویم. ما هرگز شکایتی از شاکی ظاهری خود نداریم، فقط از اعضای آن تمنا داریم که هماهنگ با امنیت ملی حرکت کنند، نه هماهنگ با شعار اعتدال. «اعتدال»، خوب یا بد، شعار یک دولت هست و شعار دولت بعد نیست، اما «شورایعالی امنیت‌ملی» همیشه هست. چشم بر هم زدنی، عمر دولت اعتدال به سرمی‌آید، لیکن آن روز، هنوز هم شورایعالی امنیت ملی، شورایعالی امنیت ملی است. شورا به این مهمی، باید خط خود را از پیام ۲۲ بهمن جاودانه ملت بگیرد، نه دولت‌هایی که می‌آیند و می‌روند. این شورا، باید آنجا ورود کند که واقعا امنیت ملی به خطر افتاده است. نقد یک توافق زمینی، یعنی نقد یک توافق زمینی، نه اخلال در امنیت ملی. سطح امنیت ملی، بسی بالاتر از آن است که زلف خود را به مفاد توافقی گره بزند که از نظر آقای ظریف، مدام روحش توسط طرف مقابل در حال نقض شدن است! «فلان تحریم آمریکا، گند زد به روح توافق ژنو» تلویحا جمله‌ای از وزیر امور خارجه است و اگر بعضی‌ها، این متن را هم کمپلت (!) مغایر مصوبات شورایعالی امنیت ملی تشخیص می دهند، خوب است لااقل این جمله را در متن شکایتنامه‌شان درز بگیرند! دیروز خبرگزاری ایسنا از قول خانم راکعی نوشت؛ «رهبری موافق رفع‌حصر هستند». دقیقا همین‌جاست که شورایعالی امنیت ملی باید ورود کند، نه مندرجات مقوم امنیت ملی این قلم. در سخن خانم راکعی، ایضا در خبرگزاری ایسنا، به ۲ جهت، تغایر بسیار فاحش با امنیت‌ملی دیده می‌شود. اول؛ دروغ بستن به رهبر انقلاب، دوم؛ گفتار برخلاف مصوبه خود شورایعالی امنیت ملی مبنی بر حصر ۲ تن از سران فتنه. اینجاست محل ورود شورایعالی امنیت ملی! چرا ورود نمی‌کند؟! چرا مجلس محترم ساکت است؟! چرا جبهه اصولگرایی ساکت است؟! در روز روشن ۲ تهمت بسیار نابجا، یکی به بزرگان بسته شده، یکی هم به مصوبه شورا. جای سکوت است؟! اینجا، هم باید با خانم راکعی برخورد قانونی شود، هم با آن خبرگزاری که البته اینقدر شجاعت نداشت پای مندرجات خود بایستد، عذرخواهی کند و اعلام آمادگی کند بر اجرای قانون. بالکل خبر مزبور را حذف کرد! اقدام علیه امنیت ملی، بدتر از این؟! فتنه‌گری بیشتر از این؟! من حالا این را یواشکی می‌نویسم، باشد که دربرود از زیر دست سردبیر؛ «اقدام علیه امنیت ملی، بدتر از این، که وزیر خارجه بر خلاف توصیه بزرگان به ملت، مبنی بر رصد رفتار و گفتار دشمن، به مردم توصیه می‌کند که توجهی به حرف دشمن نکنند؟!» ما حالا من‌باب «صبر انقلابی» خیلی از حرف‌های یواشکی را در کنج دل‌مان مخفی نگه‌می‌داریم، بعضی‌ها هم دور برندارند علیه امت حزب‌الله و روز یوم‌الله. و شکایت نکنند از تکرار شعارهای ملت در راهپیمایی. فتنه‌گر منافقی که خود جرأت نکرد روز ۲۲ بهمن در دریای مواج و طوفانی ملت، حضور پیدا کند، از ترس آنکه مبادا غرق شود، همه رفتار و گفتار این روزهایش، رسما اعلان جنگ علیه امنیت ملی این مرز و بوم است. نمی‌بینند؟! نمی‌شنوند؟! ما حالا حرفی نمی‌زنیم، لااقل روانه دادگاه‌مان هم نکنند! روانه دادگاه‌مان هم می‌کنند، حداقل لطف کنند مصادیق شکایت خود را بیان کنند! این بود اعتدال؟! آری، همین بود اعتدال! دقیقا همین! دست فرمان اعتدال، جز این در ژنو توافق می‌بست، جای تعجب بود! اعتدال به توافق می‌آید، توافق به اعتدال! من در ۲ تا از ۴ متن مورد شکایت، نوشته بودم؛ «حتی لبوفروش بیسواد هم چنین توافقی را امضا نمی‌کرد». از من اما تندتر، آن عالمی بود که گفت؛ «آدمی وقتی با این آمریکایی‌ها دست می‌دهد، باید انگشتان دست خود را دوباره بشمرد» یا آن عالم دیگری بود که گفت؛ «حتی هیچ بیسوادی، پای همچین برگه‌ای را امضا نمی‌کند». آیا تکرار نرم‌تر سخنان آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی و آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی، مغایرت با مصوبات شورایعالی امنیت ملی است؟!

بعضی‌ها لطف می‌کنند اگر هنگام سخن گفتن از «آشتی‌ملی» در محکمه را نشان منتقد ندهند! بعضی‌ها لطف می‌کنند اگر به جای کلی‌گویی، مشخصا بگویند در کجای نوشته‌هایم امنیت ملی به خطر افتاده، که از خود دفاعی در برابر این تهمت ناروا کرده باشم. بدترین بی‌اخلاقی، همین است که انگ اتهام علیه امنیت ملی بزنی و هیچ نگویی کدام جمله، کدام خط، کدام پاراگراف؟! اقدام علیه امنیت ملی، رفتار و گفتار نماینده امور اقوام و اقلیت‌هاست که یک روز زبان ملی را می‌زند، یک روز وحدت ملی را، یک روز خط ملی را، یک روز اقتدار ملی را. یعنی ما باید همه چیز را بنویسیم تا معلوم شود چه کسانی دارند علیه امنیت ملی این دیار، کار می‌کنند؟!  آیا ما یک چیزی هم بدهکار شده‌ایم و جماعت نان به نرخ روزخور، که حتی نان بازرگان را هم به نرخ روز می‌خورند، طلبکار از ما؟! من در یادداشت «دهان ما پلمب نمی‌شود» نوشته بودم؛ «تسلیم دشمن در برابر ملت ایران، آنجا بود که ما در سوریه، روی موضع مقاومت ایستادیم و صرف نظر از دولت، با دست‌فرمان انقلابی اصل نظام، حزب‌الله، خون شهدا و خشم انقلابی خمینی، بی‌آنکه ذره‌ای از حق خود کوتاه بیاییم، دشمن را وادار به کوتاه آمدن کردیم. آنچه در ژنو گذشت، قدرمسلم، تسلیم دشمن در برابر ما نبود!» این، نقد توافق ژنو است یا اقدام علیه امنیت ملی؟! و آیا شورایعالی امنیت ملی، مصوبه‌ای داشته که توافق ژنو نباید نقد شود؟! من در یادداشت «غرور ملی شکست، نه ساختمان تحریم» نوشته بودم؛ «آقایان! آنچه مخل چرخیدن چرخ کارخانه‌های ما بود، چرخش سانتریفیوژها نبود. سانتریفیوژها خود بخشی از کارخانه ما هستند. آیا بهتر نیست به جای مفت فروختن سرمایه‌ای که دیگران برای ما به ارث… یعنی به امانت گذاشته‌اند، با کار و تلاش، سرمایه‌ای به سرمایه قبلی‌ها اضافه کنیم؟!» کجای این حرف، خلاف کدام مصوبه شورایعالی امنیت ملی است؟! من در یادداشت «آقایان! سر بولدوزر را بچرخانید طرف دشمن» نوشته بودم؛ «ما از خاطر نبرده‌ایم که آقای روحانی به ملت خود، «کلید» نشان داد، نه بولدوزر، فلذا بهتر است دولت اعتدال، بولدوزر را خرج بیگانگان کند! بیگانگانی که زیاد مغلطه می‌کنند و مرتب از خط قرمز وزیر امور خارجه عبور می‌کنند!… اگر دولت گذشته در ۴ سال دوم خود، «مقاومت» را مانع رشد اقتصاد معرفی می‌کرد، اینک دولت هفت دهم درصدی، «هسته‌ای» را بهانه کرده. و این هر ۲ اشتباه بوده و هست». ذکر مستند و بیان مستدل و صدالبته فراجناحی و فرادولتی اشتباهات دست اندرکاران، زیر پا گذاشتن کدام مصوبه شورایعالی امنیت ملی است؟! آیا تاکید بر ایستادگی و مقاومت یا تاکید بر انرژی هسته‌ای، مغایرتی با امنیت ملی کشور دارد؟! من در مطلع یادداشت «هسته‌ای ملت و دیپلماسی دولت» نوشته بودم؛ «توافق ژنو آمده بود که نه در جنگ، بلکه بر جنگ، بر «گزینه نظامی روی میز است»، بر تهدید، بر گلوله، بر حمله و بر جنایت و تجاوز پیروز شود، توافق ژنو آمده بود که ادبیات گل و بلبل را جایگزین ادبیات نظامی کند اما چه آمدنی! واقعا چه آمدنی که وزیر خارجه آمریکا، فقط ۳ روز بعد از اجرای توافق، باز هم در شیپور جنگ دمید تا ثابت شود توافق ژنو، خود آتش‌بیار معرکه است!» آیا این نقد صریح و البته صحیح، بیشتر به مدح امنیت ملی کشور شباهت ندارد تا اخلال در آن؟! به صراحت بگویم؛ اگر بعضی‌ها به توافق ژنو، تعصب بی‌جا و غیر‌منطقی دارند، من به خون همه شهدای این دیار، من جمله شهدای هسته‌ای، از موضع عقل و استدلال، حساسیت دارم. حزب‌الله، عقل و دین و دل و هوش، به خدای حکیم قادر متعال باخته است، نه به کدخدایی که دیگر خیلی وقت است نیست! امت حزب‌الله مثل خمینی، مثل خامنه‌ای، خوش‌بین به مذاکره با آمریکایی‌ها نیست، چرا که با پیامبر درونی‌اش فکر می‌کند، نه با کدخدایی که دیگر خیلی وقت است نیست! این روزها، هم سالگرد خیبر است، هم سالگرد بدر. خوب است بعضی‌ها هنگام دست دادن به جان کری، لااقل به حرمت خانواده شهدای جوشن، سهند و سبلان، کمی کمتر بخندند. من در همه این یادداشت‌ها، اتفاقا از موضع امنیت ملی، اقتدار ملی، غرور ملی و پرهیز از معرکه‌گیری، به نقد توافق ژنو پرداخته‌ام. من، امنیت ملی و شورایعالی امنیت ملی را به خوبی می‌شناسم. هم امنیت ملی و هم ان‌شاء‌الله این شورا، هم چنان که تا الان هم همین طور بوده، اگر شکایت از کسی داشته باشند، دقیق، عمیق، مصداقی و مشخص، مورد شکایت را مطرح می‌کنند و هرگز نمی‌گویند؛ «این ۴ نوشته، خلاف مصوبات شورایعالی امنیت ملی و در حکم اقدام علیه امنیت ملی کشور بوده است، مصداق بی‌مصداق»! بعضی ها وقتی به جای پاسخ، اصحاب تحلیل را بی‌سواد می‌خوانند، شکایت‌شان هم خلاصه می‌شود در یک کلی‌گویی مبهم. من البته به احترام قانون، از ذکر جزئیات دادگاه روز یکشنبه خودداری می‌کنم، لیکن از دولت محترم می‌خواهم عمل بر مبنای حکمت کند، یا لااقل به همان «تدبیر» که می‌گفت، عمل کند. من لااقل در این مجال، هرگز نمی‌خواهم حکایت فیلم «آژانس شیشه‌ای» ادعا کنم؛ «امنیت ملی را برای من، امثال عباس‌ها معین می‌کنند» که شهدا خود، یکی هم برای ماندگاری همین قانون و امنیت ملی، جان بر طبق اخلاص گذاشتند. آری، بیشترین احترام به قانون، از آنِ حزب‌الله آرمان‌خواه است. من برای زدن حرف‌های شاعرانه، نه قلم کم دارم، نه انگیزه، اما طبق قوانین این نظام مقدس و الهی، امنیت ملی را برای من، برای دولت، و برای همه، مصوبات شورایعالی امنیت ملی معین می‌کند. جناب شاکی محترم و اصل‌کاری، باید مشخصا بگوید؛ «کدام فراز از نوشته‌هایم، مخل کدام مصوبه شورایعالی امنیت ملی بوده؟! و به کدام دلیل، اقدام علیه امنیت ملی تفسیر شده؟!» شاکی هر که باشد – به نظر می‌رسد دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی نباشد! – تهمت درشتی زده و حتما باید جوابگو باشد. اگر طبق قانون، امثال من باید برای آنچه می‌نویسند جواب پس‌دهند، طبق همین قانون، شخص شاکی هم باید برای ادعایی که طرح کرده، بینه محکمه‌پسند و مصداق معین بیاورد و الا از نظر افکار عمومی محکوم خواهد شد به مغلطه و فرافکنی. در تمام دوران روزنامه‌نگاری‌ام، بویژه در سال ۸۸ تهمت‌های مختلفی دشت کرده‌ام اما افترای اقدام علیه امنیت ملی کشور، تهمت درشتی است که هرگز نمی‌بخشم. بدان امید که از این پس، شاکی خود بار شکایت را بر دوش بگیرد و در یک اقدام خلاف امنیت ملی، اهل تعهد را رودررو با نهادهای حکومتی قرار ندهد. اقدام خلاف امنیت ملی، آنجاست که امثال مرا در مواجهه با شورایعالی امنیت ملی قرار دهند، اما بدانند ما عمل براساس حکمت می‌کنیم. «ما با این شورا و آن نهاد، سر دعوا نداریم» حتی به این معنی هم نیست که احیانا با دولت اعتدال، سر جنگ داریم. جنگ ما با دشمن این ملت است. شأن و منزلت جنگ ما بالاست. ما جواب شکایت را با شکایت نمی‌دهیم. اگر بعضی‌ها وقت شکایت از ما دارند، وقت ما اما پر است. وقت ما وقف رفتگری در خیابان امنیت ملی، با جاروی قلم است. جادوی قلم، «حکایت» را کفایت می‌کند؛ به «شکایت» نیازی نیست. شکایتی هم اگر هست، از «جدایی‌ها»ست. دولت باید آشتی باشد با ملت. دولت باید اعتماد داشته باشد به ملت. دولت باید اعتقاد خود به شعارهای ۲۲ بهمن را فزونی بخشد. دولت باید «وحدت و استقامت» را مقوم امنیت ملی بداند. «تغییر» یکی از شعارهای این دولت بود. دولت باید تغییر رویه بدهد و سعه‌صدرش را بیشتر کند. دولت محترم، خود قضاوت کند؛ چقدر با دشمن، سعه صدر دارد، چقدر با دوست؟! ما دوست دولت هستیم، خیرخواه او. من به دولت توصیه می‌کنم با جدیت بپردازد به کار، به خدمت، به اقتصاد مقاومتی. من به دولت توصیه می‌کنم پیام راهپیمایی ۲۲ بهمن ملت مبنی بر «وحدت و استقامت» را بگیرد. بعضی شکایت‌ها، مخل وحدت است و بعضی توافق‌ها، نافی استقامت. اگر به آقایان برنمی‌خورد، من سوال می‌پرسم؛ «در کدام بند توافق ژنو، مقوله استقامت نمود پیدا کرده است؟!» اگر به آقایان برنمی‌خورد، من سوال می‌پرسم؛ «تقسیم بر ۲ کردن ملت و بی‌سواد خواندن اصحاب نقد، چه نسبتی با پیام وحدت دارد؟!» دولت بپذیرد که نیاز به تغییر رویه دارد و الا فقط در نامه‌های خصوصی که آیا هست، آیا نیست، از وی دفاع می‌شود! خطر آنجاست که بعضی‌ها دقیقا عین شکایت کردن‌شان، برای این ملت کار کنند؛ توزیع سبد کالا! و ایضا عین شکایت کردن‌شان، با دشمن توافق کنند؛ توافق ژنو! اگر همه کارهای بعضی‌ها عین همین شکایت کردن‌شان باشد، دیگر جای تعجبی نیست که هر روز درباره مرحله دوم پرداخت یارانه‌ها، یک جور سخن بگویند و ملت را گیج کنند! دیپلماسی صدقه‌ای، اقتصاد صدقه‌ای می‌آورد و این هر دو، «شکایت صدقه‌ای». شکایت صدقه‌ای یعنی؛ «من می‌گویم این ۴ یادداشت، مخل مصوبات شورایعالی امنیت ملی و اقدام علیه امنیت ملی است، تو دیگر از من، ذکر مصادیق نخواه، قبول کن!» من اما می‌گویم؛ «این کشور، قانون دارد و همه در برابر قانون، برابرند و احدی برابرتر نیست!» در آخر، باز هم دعا می‌کنم برای قوه مجریه که یکی از چند قوه کشور است و آنچه زیاد دارد، کار نکرده. البته توصیه ویژه‌ای هم دارم برای دولت و آن اینکه دولت یک چیز را مشخصا دست بگیرد و همان امر مشخص را درست کند. توصیه مصداقی من به دولت -با احتساب همه جوانب امور- این است که لااقل روی یک امر، انگشت حکمت بگذارد و بعد از ۴ سال، حداقل پز تدبیر در مقام عمل این یک امر را بدهد. از جمله شعارهای انتخاباتی آقای روحانی، بالا بردن ارزش پول ملی کشور بود. همین افزایش ارزش پول ملی، گمانم نکته خوبی است که دولت اعتدال، روی آن سرمایه‌گذاری کند. در این ۶ ماه که این اتفاق فرخنده نیفتاده، باشد که از این به بعد بیفتد. در راه کمک به این توصیه، که افزایش امنیت ملی کشور هم کاملا در آن ملحوظ است، با قلم خود حاضرم بی‌هیچ چشمداشتی، دولت محترم را یاری رسانم. گفت: «با لب دمساز من گر جفتمی، همچو نی من گفتنی‌ها گفتمی».

وطن امروز/ ۷ اسفند ۱۳۹۲

این نوشته در یمین ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. برجک زنی با لباسی خاکی می‌گوید:

    حاجی سرت سلامت…

  2. یه معتدل ضد افراط می‌گوید:

    بابا حاجی دمت گرم.
    ماشاءلله خستگی و عقب نشینی نداری.

  3. به یاد سید سجاد می‌گوید:

    ایول به وطن، خیلی جالب شده…

  4. به یاد سید سجاد می‌گوید:

    متن رو حتما تو قطعه می خونم. حالش بیشتره…

  5. رهگذر می‌گوید:

    سلام
    با توجه به جلسه سران سه قوه در حضور حضرت آقا در خصوص اقتصاد مقاومتی، پیشنهاد می کنم مطلب زیر را مطالعه نمایید. البته برای امروز نیست ولی مطلب قابل تاملی است. “اقتصاد مقاومتی، مرصادی برای شیطان بزرگ”.
    http://kayhan.ir/fa/news/6498

  6. به یاد سیدسجاد می‌گوید:

    عالی بود.

    انشالله گوش شنوا داشته باشند!

  7. سیداحمد می‌گوید:

    “این بود اعتدال؟! من که فکر کنم اصلا همین بود اعتدال!! اعتدال، کاریکاتور عدالت است. اعتدال در ظاهر، همه حروف عدالت را دارد اما در باطن، چپ‌اندر قیچی عدالت است. مشتی حرف که برای خود، عاقبت کلمه‌ای تشکیل داده. اصلا اعتدال یعنی مشتی حرف، مشتی قیل و قال. اعتدال، صراحت در شکایت ندارد. صداقت در حکایت ندارد. یک چیزی می‌گوید، در حالی که چیز دیگری رخ داده. از گرفته‌ها سخن می‌گوید، در حالی که داده‌هایش بیشتر است. از پیروزی سخن می‌گوید، در حالی که پیروزی، مگر در مکر خدا نهفته باشد!”

    آفرین!

  8. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    “جادوی قلم، «حکایت» را کفایت می‌کند؛ به «شکایت» نیازی نیست. شکایتی هم اگر هست، از «جدایی‌ها»ست.”

    عالی بود؛ فوق‌العاده عالی بود!

  9. سیداحمد می‌گوید:

    “اقدام علیه امنیت ملی، بدتر از این، که وزیر خارجه بر خلاف توصیه بزرگان به ملت، مبنی بر رصد رفتار و گفتار دشمن، به مردم توصیه می‌کند که توجهی به حرف دشمن نکنند؟!» ما حالا من‌باب «صبر انقلابی» خیلی از حرف‌های یواشکی را در کنج دل‌مان مخفی نگه‌می‌داریم، بعضی‌ها هم دور برندارند علیه امت حزب‌الله و روز یوم‌الله.”

  10. سیداحمد می‌گوید:

    “یعنی ما باید همه چیز را بنویسیم تا معلوم شود چه کسانی دارند علیه امنیت ملی این دیار، کار می‌کنند؟!”

    دقیقا با جماعتی رو به رو هستیم که باید راه به راه، اشتباهات، تخلفات و احیانا خیانت هایشان را گوشزد کنیم.
    پُررو تر از این حرف ها هستند که لایق مدارا باشند!

  11. سیداحمد می‌گوید:

    بسیار عالی، شیک، متین و مستدل!

    ممنون داداش حسین سالار…

  12. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    “البته توصیه ویژه‌ای هم دارم برای دولت و آن اینکه دولت یک چیز را مشخصا دست بگیرد و همان امر مشخص را درست کند. توصیه مصداقی من به دولت – با احتساب همه جوانب امور- این است که لااقل روی یک امر، انگشت حکمت بگذارد و بعد از ۴ سال، حداقل پز تدبیر در مقام عمل این یک امر را بدهد.”

    می‌دونم کاملا جدی هست ولی نمی‌دونم چرا نمی‌تونم جلوی خنده‌م رو بگیرم!
    واقعا این دولت نیاز به نصیحت و کمک داره!
    “ترحم‌برانگیز”، صفتی هست که باید بعد از ترکیب “دولت اعتدال” بیاد!

  13. سیداحمد می‌گوید:

    ماشاءلله لا حول و لا قوة الا بالله…

    مرتضی اهوازی؛
    خدایی خیلی خنده داره… اصلا طنزه! :)

  14. منم گدای فاطمه می‌گوید:

    “متین” توصیف بسیار برازنده ای برای این مطلب است.
    بی نهایت سپاسگزارم آقای قدیانی.

    اما درباره قسمت آخر متن، از شدت خنده، دل درد گرفته ام!

  15. یک استکان چای داغ! می‌گوید:

    یه دونه ای داداش حسین

    این توصیه آخر متن هم حرکت جوانمردانه ای بود.

    با توجه به توهینی که بهت کردن و اذیت و آزارهاشون، من اگر جای شما بودم، … هم بار این دولتِ دیکتاتور نمی کردم، چه رسد به اینکه هواشو هم داشته باشم.

    خیلی مردی عزیزِ دل!!

  16. کهف می‌گوید:

    یه جورایی یاد زمان شاه افتادم که مذهبیا رو درو می کردن
    البته اینا داس ندارن، بولدوزور دارن!
    ولی یه چیز با زمان شاه فرق داره اونم اینه که:

    “زیبا و فریبا و شیدا و دلربا قلم آوینی بود که می‌گفت؛ «زندگی زیباست اما شهادت از آن زیباتر است». آری، مرتضی! شهادت زیباست اما مثل مرد پای بیرق انقلاب ایستادن از آن هم زیباتر است. جنگ زیباست اما روایت فتح از آن هم زیباتر است. شهادت در رکاب خمینی زیباست اما دفاع از ولی فقیه حاضر از آن هم زیباتر است. خون دادن برای خمینی زیباست اما خون دل خوردن برای خامنه‌ای از آن هم زیباتر است.”.

    “حسین قدیانی” http://www.ghadiany.ir/1389/95
    یعنی همه این دردا در مسیر ولایته
    این که حالا چیزی نیست
    اجرتون با فاطمه زهرا(س)

  17. صبا می‌گوید:

    خسته نباشید! با خوندن متن احساس کردم از قضیه دادگاه رنجیده خاطرید. راستش ولی قبلش فکر می کردم بیشتر عصبانی باشید تا دلگیر. امیدوارم حالتون خوب باشه.

    «حکایت» را کافی می‌کند؛ کفایت می کند بهتر نیست؟!
    و الا فقط در نامه‌های خصوصی که آیا هست، آیا نیست،” خب الان این آیا هست آیا نیست، را نیاورید بهتر نیست؟! شما می نویسی نامه های خصوصی این “آیا هست آیا نیست” به ذهن همه متبادر میشه، لازمه که بیاوریدش و طرف بگوید که به من تهمت دروغ گویی می زنی!
    همه در برابر قانون، برابرند و احدی برابرتر نیست!” کلمه برابرتر مفهوم را می رساند اما بیشتر شبیه بازی با الفاظ است به جاش از “برادر” به معنای پارتی و اینا استفاده بشه بهتر نمی شه؟

  18. چشم انتظار می‌گوید:

    اگه این عکس حمل با جرثقیل! رو شیخ حسن سر در اتاقش بزنه، خدایی جا داره…
    چقدر تو این عکس ها مطلب نهفته!

  19. به جای امیر می‌گوید:

    مجلس ختم(گفت و شنود)

    گفت: آقای یونسی دستیار ویژه رئیس جمهور در جلسه معارفه آقای صالحی امیری برای ریاست کتابخانه ملی گفته است؛ قبلاً این مسئولیت به بنده حقیر پیشنهاد شده بود ولی من نپذیرفتم!
    گفتم: چرا؟!
    گفت: ایشان نگفته است چرا، شاید منظورش این بوده که ریاست کتابخانه ملی را پائین‌تر از حد و اندازه خود می‌دانسته است!
    گفتم: ولی رسم این است که در جلسه معارفه یک مسئول به شایستگی او برای مسئولیت مربوطه اشاره می‌کنند، نه اینکه توی سر آن مسئولیت بزنند و از خودشان تعریف کنند.
    گفت: چه عرض کنم؟!
    گفتم: شخصی در مجلس ختم به جای اشاره به خوبی‌های متوفی به بهانه‌های مختلف از خودش تعریف می‌کرد. یکی از حاضران بلند شد و گفت؛ آقا بالاخره ما متوجه نشدیم، شما فوت کرده‌اید یا این آقایی که برایش مجلس ختم گرفته‌اند؟!

  20. سیداحمد می‌گوید:

    بی‌ترمزها! (یادداشت روز)
    http://kayhan.ir/fa/news/6774

  21. شیدا می‌گوید:

    چه جمله آرامش بخشى
    «پیروزى مگر در مکر خدا نهفته باشد»
    والله خیر الماکرین

  22. مجنون می‌گوید:

    آقا عالی بود
    ایول…

  23. azadi می‌گوید:

    تقبل الله!
    امیدوارم تا قبل از توی گونی شدن (!) هم چنان شاهد دست نوشته های خوبتون باشیم…

  24. صبر می‌گوید:

    «تو مکن تهدید از کُشتن که من، تشنه‌ زارم به خون خویشتن».

    فرزند شهید؛ همیشه پیش خودم فکر می کردم چرا سقراط از دموکراسی نفرت دارد؟*
    حالا دارم وجودا پی می برم که چرا!
    مثل نفرتی است که من از “عدالت” و “اعتدال” پیدا کردم!
    چقدر بعضیها ضربه به مفاهیم می زنند!

    در ضمن عکس انتخابیتون با متن استوارتون خیلی هماهنگی داره! گویا کلید دست شماست که همون قلمتون هست!
    ____________________________________

    *سقراط در زمانی به اعدام محکوم شد که حاکمان زمانش از راه دمکراسی به حکومت رسیدند. و قوانین آنها از طریق آراء و صندوق رای گذاشته می شد.

  25. چشم انتظار می‌گوید:

    می تونم بگم؛ بهترین عکسی که تا به حال ازتون دیدم، همین عکس اولیه داداش حسین… یه ابهت خاصی داره! مثل این می مونه که داری می ری دادگاه :(
    من هم به جای اینکه از متن لذت ببرم، پیله ی عکس های شما شدم!!!

  26. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    بسم الله الرحمن الرحیم، هست کلید در گنج حکیم…
    آن «کلید» که قفل می گشاید…
    نیک اگر بنگری…
    http://axgig.com/images/90780556422729922145.jpeg

    دهان «ح ق» پلمب نمی شود!!

  27. رضا 2 می‌گوید:

    واقعا خیلی بده که به خاطر انتقاد، یه نفر رو به زندان برد. خیلی بد. کاش شماها هم وقتی خیلی ها صرفا به جرم انتقاد، علیه شون شکوائیه می نوشتن، صداتون در می آمد، نه اینکه بگید؛ این صداها از جرم بدتره، این حرفا از آدم کشتن بدتره و غیره. سیاست، یک بام و دو هوا خیلی بده، خیلی!!

  28. پیر مرد بی سواد می‌گوید:

    به قول حاجی بخشی “که خداوند ما را مشمول دعای خیر او کند”:

    ماشا الله… حزب الله

    داداش حسین ممنون. ما را احیا کردی. همین یک مقاله پیروزی خون بر شمشیر را به تصویر کشید.
    وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَ مَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

  29. برف و آفتاب می‌گوید:

    بند آخر متن مثل وقتی میمونه که من با مهربونی به دانش‌آموز تنبلم می‌گم نمی‌خواد همه‌ی درس‌ها رو بخونی. فقط لغت‌ها رو بخونی من نمره‌ت رو می‌دم!

    احساس می‌کنم متن رو با آرامش و خونسردی کامل نوشتید.

    اما اون عکس اول خطرناک به نظر میاد؛ انگار داره از جیبش کلت درمیاره! تحت تعقیب هم که بودید دیگه!!

  30. صبر می‌گوید:

    “وقت ما وقف رفتگری در خیابان امنیت ملی، با جاروی قلم است. جادوی قلم، «حکایت» را کافی می‌داند؛ به «شکایت» نیازی نیست. شکایتی هم اگر هست، از «جدایی‌ها»ست.”

    فکر نکنم روزگار مانند قلم تو زاییده باشد! حتی مخالفانت نیز اذعان دارند.
    قسمت آخرش “شکایت صدقه ای” خیلی خنده دار بود.

  31. دی می‌گوید:

    “اعتدال، کاریکاتور عدالت است.”
    تا حالا اینجوری به اعتدال نگاه نکرده بودم

  32. فرزند خراسان می‌گوید:

    به نظرم نقطه عطف این متن “متعهد” اینجاست:

    در تمام دوران روزنامه‌نگاری‌ام، بویژه در سال ۸۸ تهمت‌های مختلفی دشت کرده‌ام اما افترای اقدام علیه امنیت ملی کشور، تهمت درشتی است که هرگز نمی‌بخشم. بدان امید که از این پس، شاکی خود بار شکایت را بر دوش بگیرد و در یک اقدام خلاف امنیت ملی، اهل تعهد را رودررو با نهادهای حکومتی قرار ندهد. اقدام خلاف امنیت ملی، آنجاست که امثال مرا در مواجهه با شورایعالی امنیت ملی قرار دهند، اما بدانند ما عمل براساس حکمت می‌کنیم. «ما با این شورا و آن نهاد، سر دعوا نداریم» حتی به این معنی هم نیست که احیانا با دولت اعتدال، سر جنگ داریم. جنگ ما با دشمن این ملت است. شأن و منزلت جنگ ما بالاست. ما جواب شکایت را با شکایت نمی‌دهیم. اگر بعضی‌ها وقت شکایت از ما دارند، وقت ما اما پر است. وقت ما وقف رفتگری در خیابان امنیت ملی، با جاروی قلم است. جادوی قلم، «حکایت» را کافی می‌داند؛ به «شکایت» نیازی نیست. شکایتی هم اگر هست، از «جدایی‌ها»ست. دولت باید آشتی باشد با ملت. دولت باید اعتماد داشته باشد به ملت.

    یعنی این پیام رو به خوبی به مخاطب اصلی‌اش منتقل می‌کنه که:
    طرفش رو نه می‌تونه سرخورده از نظام و نهادهای حکومتی کنه، نه به تقابل با اونها بکشونه، نه به پرخاشگری و انفعال بکشونه و نه اینکه ساکتش کنه…

  33. حسین قدیانی می‌گوید:

    سلام بر دوستان خوب…

    فرزند خراسان؛ کامنت خوبی بود.

    صبر؛ در جملاتی که می گویید، دقت کنید. کامنت تان تایید شد، اما واقعا جمله شما یعنی چی؟! رسما غلو است و به شکل عجیب و خنده داری غیر واقع. البته از شما بعید بود! قسمت سقراط کامنت اول تان، زیبا و قابل تامل است…

    برف و آفتاب؛ مثال تان قشنگ بود. من البته می خواستم بنویسم که دولت فقط وضعیت اتوبوس های اسکانیا را در ۴ سال وقتی که دارد، سر و سامان دهد، دیدم خیلی دیگر مسخره می شود! و جور درنمی آید با متن!

    رضا ۲؛ کامنت های شما هم دارد تایید می شود، اما کاش بگویی کی و کِی به خاطر انتقاد رفته زندان؟! نه ما حق داریم در نقد دولت، بی رحمی کنیم و حرف مسخره بزنیم، نه شما در نقد حکومت. بگذریم که دولت اعتدال هم، زیرمجموعه همین نظام است. ما معتقد نیستیم هر آنچه دارد در این نظام رخ می دهد، درست است، اما شما هم هنگام نقد، کمی بیشتر دقت کنید روی چیزی که می خواهید بگویید. در یک پست دیگر هم نوشته بودی؛ «فقط شماها نیستید که فدایی وطن اید و…». صدالبته همین طور است، لیکن فدایی وطن بودن با فتنه گری و اخلال در امنیت ملی و… جور درنمی آید.

    چشم انتظار؛ این عکس رو خب! یه عکاس حرفه ای گرفته دیگه…

    سیداحمد؛ یادداشت حاج حسین، عالی بود به خصوص آخرش. دوستان هم حتما بروند بخوانند.

    به جای امیر؛ بزرگان یک بار خطاب به وزیر فعلی اطلاعات گفته اند؛ «حق نداری این یونسی را راه بدهی در وزارت اطلاعات، هیچ رقمه…».

    صبا؛ این نوشته از ظاهرش هم پیداست که اتفاقا در اوج آرامش نوشته شده. همچین نیست؟! تعجب کردم از حرفتان. بابت نقد اول تان ممنون، اما به جای «کفایت می کند» -در عوض آنچه اول نوشته بودم؛ «کافی می کند»- اصلاح کردم به «کافی می داند». به هر حال، این نقدتان وارد بود.

    رهگذر؛ «آقا» حتی با همین ابلاغ سیاست های اقتصاد مقاومی نیز نشان داد که چقدر با دست فرمان منتهی به توافق ژنو فاصله دارند. متنی هم که لینکش را گذاشته بودی، خیلی خوب بود. علی ای حال، من احساس می کنم حضرت آقا چاره را در این دیده اند که خودشان به شکل جدی تری ورود کنند در حوزه رفع مشکلات اقتصادی. «عدالت» که شعار درستی بود، در دولت قبلی -صرف نظر از محاسن فراوانی که داشت- بعضی جاها با اشکال و نقص اجرا شد، وای به حال «اعتدال» که شعار درستی هم به نظر نمی رسد. در صفحه ۸ وطن امروز امروز چهارشنبه، زیر متن من، حتما سخنان آیت الله جوادی را با تانی و دقت بخوانید.

    ____________________________________

    از سایر دوستان هم متشکر. در پست صفحه وسط، حمیدرضا قاسمی طرحی فرستاده که از ایشان هم تشکر می کنم. در ضمن، بحث دادگاه هم دیروز به شکل کامل، حل و فصل شد. خداوند به همه اجزای این نظام الهی، اعم از دولت، دستگاه قضا، شورای عالی امنیت ملی و… در راه انجام بهتر وظایف شان کمک کند. آمین!

  34. فرزند خراسان می‌گوید:

    “هان مکن تهدیدم از کشتن که من، تشنه زارم به خون خویشتن”

    اگر می‌خواهی که حزب‌الله را بشناسی اینچنین بشناس:او اهل ولایت است، عاشق امام حسین علیه‌السلام است و از مرگ نمی هراسد،
    سلام بر حزب‌الله…
    (شهید سید مرتضی آوینی)

  35. بیست و ششی می‌گوید:

    مولانا جلال الدین محمد بلخی، شاعر محبوب حسین قدیانی است؛ کاملا واضحه…

    «هر کجا که یوسفی باشد چو ماه/ جنت است ار چه که باشد قعر چاه»

  36. برف و آفتاب می‌گوید:

    آخ جون آفرین گرفتم!

    راستی قطعه‌ای‌ها؛ در مورد متاریدینگ یا فراخوانی چیزی شنیدید؟ روش پرورش و شکوفا کردن ذهن انسان به طرز غیرقابل تصور! توی تهران و قم کلاس‌هاش هست. مبتکر این روش، یه جانباز حزب‌اللهی به اسم دکتر فراهانیه. در موردش سرچ کنید و حتما شرکت کنید.

  37. بیست و ششی می‌گوید:

    خانم صبا؛

    نقد اول تان هر چند کاملا وارد بود، اما اصلاح آقای قدیانی از پیشنهاد شما بهتر بود. یقینا در جمله “جادوی قلم، حکایت را کفایت می کند، به شکایت نیازی نیست”، پشت هم آمدن حکایت و کفایت و شکایت، زیادی دیگر لوس می شود و فقط یک درایت کم دارد!! جمله “جادوی قلم، حکایت را کافی می داند، به شکایت نیازی نیست” قشنگ تر است.

  38. صبر می‌گوید:

    فرزند شهید!

    اگه غلو می کنم به تحدی دعوتت می کنم! و می گویم؛ فقط یک نفر نویسنده در پنج دهه ی اخیر، شما یا دیگران مثال بیاورید؟
    بسم الله…
    ۱- حسین قدیانی
    ۲-…
    در ایران، شما و در بین اپوزیسیون، نوشته های مسعود بهنود را دوست دارم! البته این به این معنی نیست که خط فکریش را قبول دارم!
    ولی این را می توانم بگویم که در نوشته هایش کمی تا قسمتی انصاف هست.
    ولی شما را قبول دارم.

  39. سیداحمد می‌گوید:

    داداش حسین؛

    من برخلاف نظر شما و البته برخلاف نظر بیست و ششی، معتقدم که پیشنهاد خانم صبا درباره نقد اولشون، پیشنهاد قشنگ تریه. و فکر می کنم اصلا جمله “جادوی قلم، حکایت را کافی می داند…” اشتباه باشه! مگه جادوی قلم، می تونه که بدونه؟؟!! هم اون اولی یعنی “کافی می کند” اشتباه بود، هم اینی که الان هست یعنی “کافی می داند”. (با توجه به جمله)

    به نظرم جمله “جادوی قلم، حکایت را کفایت می کند، به شکایت نیازی نیست” اصلا لوس نیست و خیلی هم قشنگه. البته خودتان استاد هستیدها!

  40. حسین قدیانی می‌گوید:

    مبصر؛

    فکر کنم حق با شما و خانم صبا باشد. چشم! اصلاح می کنم…

    صبر؛

    اینکه من، نوشته های فلانی را -از اردوگاه خودمان- و بهمانی را -از اردوگاه مخالفان- دوست دارم، خیلی فرق می کند با اینکه بگوییم…

  41. خواهر شهید می‌گوید:

    لطفا اگه میشه روی صفحه ی مشکی با خط آبی ننویسید!
    همین جوری هم حتی با عینک خواندن این متون برای ما بازنشسته ها (یعنی همان پیرپاتال ها) مشکل است!

  42. سیداحمد می‌گوید:

    خواهر شهید؛

    خب متن را اینجا بخوانید. در صفحه اصلی نخوانید.
    اینجا که متن روی زمینه سفید قرار دارد!

  43. رهگذر می‌گوید:

    سلام برادر قدیانی، تشکر از مطلب و راهنمایی شما!
    متن روزنامه وطن امروز را خواندم. مطلبی به ذهنم رسید که تا کنون دقت نکرده بودم. یکی از مسائلی که در فتنه ۸۸ رخ داد توهین و اهانت به ایشان بود توسط برخی از مذهبی نماها به بهانه این که ایشان موضوع صریحی در برابر فتنه اتخاذ نکرده اند و…
    به نظر می رسد دشمن، استوانه های فکری ما را خوب شناسایی و رصد کرده است. اگر ایشان در بین مذهبی ها طرد شوند (که نخواهند شد) دیگر امکان استفاده از این مطالب و رهنمودها فراهم نخواهد بود. (و این هم از شگردهای جنگ نرم دشمن است)
    از دوستانی که این مطالب را از فرمایش ایشان انتخاب و منتشر کرده اند قدردانی می کنم.
    پیشنهاد می کنم دوستان دیگر نیز این مطلب را مطالعه نمایند:
    http://www.vatanemrooz.ir/?nid=1264&pid=8&type=0

  44. گمنام می‌گوید:

    سلام داداش؛

    به پای قلم شما نمی رسه، برگ سبزیست تحفه درویش:

    واکنش های احتمالی به شکایت دولت از یک فرزند شهید/ رفسنجانی تا روحانی/ صراط تا دانا (طنز سیاسی)

    http://rahberey.com/ShowNews/12746

    خدا ابوموسی اشعری ها رو لعنت کنه، از دوران علی تا دوران سید علی…

  45. صبر می‌گوید:

    شما کاری با قسمت دومش نداشته باشید!
    من غلو نمی کنم و از آدمای پاچه خوار هم بدم میاد!
    به اون نشون که با هم دعوا کردیم؛ نوشته های من را حذف می کنید؛ بعضا تغییر می دهید؛ بعضی وقت ها با نوشته هاتون مخالفم و…!
    اما اینا دلیل نمیشه که حقیقت را نگم. حداقل در پنج دهه گذشته و حداکثر در یک قرن گذشته، نویسنده مثل شما پیدا نشده! برای همین پیشنهاد کردم رمان عشقی بنویسید چون جمع ولایت مداری، قلم لغزان، ایمان، عفت، فکر سیال و خیلی چیزای دیگه را دارید…

  46. رضا 2 می‌گوید:

    جناب حسین قدیانی؛
    نمونه اش مهدی خزئلی است، نمونه اش سعید لیلاز است، نمونه اش نمونه اش مرتضی الویری، نمونه اش عمادالدین باقی و غیره هستند که هر کدام یا مدت ها بازداشت و یا مدت ها زندان گذرانده اند. ای کاش برای همه جناح ها مهم بود که قلم حسین قدیانی بماند و کاش برای همه مهم بود که مهدی خزئلی زندان نرود چون تشویش اذهان عمومی که نشد جرم! ممنون که تایید می کنید اما لطفا منت نگذارید دیگر!! در ضمن من در هیچ کامنتی توهینی به کسی نکردم اما برخی کامنت های من را حذف می کنید! ما هم با شما موافقیم که همه چیز در نظام درست نیست ولی اصل نظام و کشور است که باید بماند و تقویتش کنیم. فتنه گری و بهم زدن نظم چه در آتش زدن مسجد و پاره کردن عکس امام و چه در اشغال سفارت انگلیس محکوم است ولی انتقاد چه در رابطه با توافق ژنو چه رابطه با انگلیس چه صحت انتخابات ۸۸ و چه در مورد سخنان مقام معظم رهبری آزاد است. ای کاش شما هم بگویید که با این حرف ها موافقید یا نه؟

  47. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    “بحث دادگاه هم دیروز به شکل کامل، حل و فصل شد.”

    حیف وقت نظام…

  48. صبر می‌گوید:

    فرزند شهید

    این را هم اضافه کنم؛ متاسفم برای فرهنگ و ادب کشور که شما را هنوز نشناخته اند و به استعداد فوق العاده شما پی نبرده اند!
    تا جوانید از شما قدردانی نمی کنند اما وقتی پیر شدید یا خدای نکرده…، یادشون می افته که چه کسی بودید!
    اُف بر این روزگار که قدر نویسندگان و شاعران خوب را نمی داند و به عموم مردم معرفی نمی کند!
    البته اگه شما با این قلمتون توی جبهه مخالف نظام بودید، به واسطه بی بی سی و صدای امریکا در کشور و دنیا شناخته شده بودید! اونا خوب بلدند استعدادها را کشف کنند و خوب معرفی کنند.
    یک پیشنهاد می کنم؛ چطوره یک مقاله مخالفت آمیز بنویسید بلکه نو دنیا معروف بشید!؟
    جدای از شوخی، یکی یه دونه ی گمنام هستید و من خیلی غصه می خورم چرا قدرتون رو نمی دونند!
    دلم خیلی بیشتر از اینا پره، اما نمی شه گفت!

  49. برف و آفتاب می‌گوید:

    خوب بذارید من هم یه پیشنهاد بدم!
    حکایت، جادوی قلم را کافیست…

  50. رضا اعتدال طلب-پزشک می‌گوید:

    عکس خیلی خوبه

  51. لیلی می‌گوید:

    برگی دیگر از کارنامه درخشان عمو سام!!

    – تنها در نیمه دوم قرن بیستم ایالات متحده آمریکا حدود ۱۰۰ کودتای نظامی و براندازی حکومت‌ها را طراحی و رهبری کرده است.
    – ده‌ها بار بطور مستقیم دست به اشغال نظامی کشورها زده است و یا آنها را تهدید به مداخله نظامی کرده است.
    – در ۱۹۰۱ با طرحی از روزولت، امریکا اجازه یافت سیاست های داخلی و خارجی و تمام قرارداد های بین المللی کوبا را دیکته کند. و توانست گوانتانامو بی را از کوبا به مبلغ ۴۰۰۰ دلار در ماه اجاره نماید و در آنجا پایگاه نظامی ایجاد کند و تاکنون هم امریکا نیروی نظامی خود را در این کشور حفظ کرده است.
    – ۱۹۰۳ نیروی دریایی امریکا در زمان انقلاب هندوراس وارد آن کشور شد.
    – ۱۹۰۴ ارتش امریکا با عنوان حمایت از منافع امریکا وارد جمهوری دومینیکن شد.
    – ۱۹۰۷ ارتش امریکا وارد نیکاراگوئه شد تا “Dollar Diplomacy” را در آن کشور ایجاد کند.
    – ۱۹۱۲ آمریکا خانواده سوموزا را در نیکاراگوئه به قدرت رساند که تا سال ۱۹۷۹ با سرکوب و اختناق حکومت کرد.
    – از ۱۹۱۲ تا ۱۹۳۳ ارتش امریکا، نیکاراگوئه را در اشغال خود داشت.
    – ۱۹۱۵ ایالات متحده به دخالت نظامی در هائیتی پرداخت.
    – ۱۹۱۶ ارتش امریکا وارد جمهوری دومنیکن شد.
    – ۱۹۱۸ امریکا قسمت هایی از پاناما را تصرف کرد.
    – ۱۹۲۲ ارتش امریکا با ناسیونالیست های ترکیه در ازمیر درگیر شد.
    – ۱۹۲۲ نیروی دریایی امریکا به چین فرستاده شد تا با قیام ناسیونالیست های چینی مقابله کند.
    – ۱۹۲۳ ارتش امریکا در جهت حفظ منافع یک شرکت امریکایی هندوراس را به اشغال خود در آورد.
    – ۱۹۲۵ نیروی دریایی ارتش امریکا وارد پاناما شد و اعتصابات عمومی را درهم شکست.
    – ۱۹۲۶ با شروع جنگ های داخلی در نیکاراگوئه نیروهای ارتش امریکا سریعا خاک آن کشور را اشغال نمودند. و منطقه بی طرفی را برای حفظ سرمایه داران امریکا ایجاد نمودند.
    – ۱۹۲۷ ارتش امریکا به بهانه تقویت نیروی خود با وارد کردن ۷ ناوشکن و ۲ کشتی جنگی سبک زمینه حضور طولانی مدت را در نیکاراگوئه فراهم کرد.
    – ۱۹۴۱ آمریکا در کنار انگلستان به ژاپن اعلان جنگ داد.
    – ۱۹۴۲ نیروی دریایی آمریکا در کانال “گودال” واقع در سالومون پیاده شدند.
    – ۱۹۴۲ نخستین حمله هوایی ناگهانی به شهر توکیو به وسیله بمب افکن های متوسط آمریکایی صورت گرفت.
    – ۱۹۴۵ هیروشیما و ناکازاکی را بوسیله بمب های اورانیمی و پلوتونیمی بمباران کرد.
    – ۱۹۴۷ طی عملیات سرکوب چیانکایچک (درچین) که با حمایت همه جانبه امریکا صورت گرفت، بیش از ۱۰۰۰۰ نفر جان باختند.
    – ۱۹۵۰ امریکا در برافروختن جنگ کره و دخالت در جنگ هند و چین شرکت داشت که تا سال ۱۹۵۳ نیز ادامه داشت.
    – ۱۹۵۳ کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران انجام می گیرد.
    – ۱۹۵۴ دولت مردمی جاکوبو آربنز در گواتمالا، توسط سازمان سیا سرنگون شد و حدود ۱۲۰،۰۰۰ نفر روستائی گواتمالائی در دوران دیکتاتوری نظامی ایجاد شده کشته شدند.
    – ۱۹۵۶ امریکا در بحران کانال سوئز، مداخله کرد.
    – ۱۹۵۷ مداخله در هائیتی و سرکوب اغتشاشات داخلی
    – ۱۹۵۸ نیروی دریایی ارتش امریکا لبنان را به اشغال خود در آورد.
    – ۱۹۵۹ امریکا در جنگ بین چین ملی و جمهوری دموکراتیک خلق چین مداخله نمود.
    – ۱۹۵۹ امریکا به پاناما تجاوز نظامی کرد.
    – ۱۹۶۰ در جنگ های داخلی لائوس مداخله نمود و تا سال ۱۹۶۳ در لائوس حضور نظامی داشت.
    – ۱۹۶۰ امریکا جنگ خود را با ویتنام شروع کرد. (این جنگ طولانی ترین و پر هزینه ترین جنگ امریکا بود که تا سال ۱۹۷۵ بطول انجامید)
    – ۱۹۶۱ آمریکا کوبا را تحت تحریم اقتصادی قرار داد که به وابستگی اقتصاد این کشور به شوروی منجر شد.
    – ۱۹۶۲ امریکا مجدداً گواتمالا را به دخالت نظامی تهدید کرد.
    – ۱۹۶۲ ایالات متحده به نیروهای خود آماده باش داد و در پی آن در تایلند حضور نظامی پیدا کرد.
    – ۱۹۶۲ به شاه ایران فشار آورد تا علی امینی را برای سمت نخست وزیری انتخاب کند. شاه زیر فشار کابینه کندی، مجبور شد دست به تغییراتی بزند که به انقلاب سفید معروف شد.
    – ۱۹۶۳ امریکا بطور غیر مستقیم و با همکاری سربازان بلژیکی و در امور کنگو مداخله کرد و با کمک عوامل داخلی چون موسی چومبه رئیس جمهور کنگو (پاتریس لومومبا) را به قتل رسانده و دولت کنگو را سرنگون کردند.
    – ۱۹۶۴ امریکا با حمله مجدد به پاناما این کشور را اشغال کرد.
    – ۱۹۶۴ ایالات متحده به ویتنام شمالی حمله کرد و آنجا را اشغال نمود.
    – ۱۹۶۵ امریکا با مداخله در اندونزی، در این کشور کودتا کرد.
    – ۱۹۷۱ امریکا از کودتای بولیوی حمایت و آنرا رهبری کرد.
    – ۱۹۷۳ دولت مردمی سالوادور آلنده در شیلی، با کودتای نظامی که توسط سازمان سیا طراحی و کمک شد، سرنگون شد. آلنده کشته و بیش از ۳۰،۰۰۰ نفر در خشونت های بعدی کشته شدند
    – ۱۹۷۳ امریکا با اجرای کودتای نظامی در اروگوئه، دولت این کشور را سرنگون کرد.
    – ۱۹۷۶ امریکا کمک های زیادی به فرانسه برای سرکوبی قیام مردم (شابا) در کشور زئیر نمود.
    – ۱۹۷۸ با دخالت در امور ایران، ارتشبد ازهاری را به امید جلوگیری از سقوط رژیم پهلوی بر روی کار آورد.
    – ۱۹۸۰ در کره جنوبی کودتای نظامی ایجاد کرد.
    – ۱۹۸۰ کودتای نظامی در ترکیه را رهبری کرد.
    – ۱۹۸۱ با تحریکات کابینه ریگان، ارتش عراق به رهبری صدام حسین، به ایران حمله کرد.
    – ۱۹۸۱ در السالوادور به مقابله با انقلابیون پرداختند.
    – ۱۹۸۱ در جنگ کنتراها در مقابل ساندینیست ها، با کمک های مالی و نظامی به حمایت کنترا ها بر آمد.
    – ۱۹۸۲ در پی ترور (بشیر جمایل) رئیس جمهور دست نشانده امریکا در لبنان، بیروت را اشغال کردن و نیروهای سازمان آزادی بخش فلسطین از بیروت اخراج شدند.
    – ۱۹۸۳ ارتش امریکا، گرانادا را که یک کشور کوچک دریای کارائیب است، اشغال کرد.
    – ۱۹۸۴ جنگنده های امریکا، ۲ هواپیمای نظامی ایران را در جنگ ایران و عراق سرنگون کردند.
    – ۱۹۸۶ نیروی هوائی امریکا به ۵ پایگاه نظامی لیبی در نزدیکی تریپلی و بنغازی حمله کرد.
    – ۱۹۸۷ به بهانه حفاظت از نفتکش های کویتی در خلیج فارس حضور یافت و با نصب پرچم امریکا بر روی نفتکش های کویتی، در این منطقه به مداخله پرداخت.
    – ۱۹۸۸ نیروی دریایی امریکا از روی ناو وینسنس با موشک هواپیمای مسافربری ایران ایر را بر فراز خلیج فارس سرنگون کرد. در این حادثه ۲۹۰ نفر مسافر هواپیما جان خود را از دست دادند.
    – ۱۹۸۹ پاناما را به اشغال خود در آوردند.
    – ۱۹۹۱ بعد از نشان دادن چراغ سبز به صدام حسین برای اشغال کشور همسایه (کویت)، به عنوان رها سازی و آزاد کردن کویت به عراق حمله ور شد.
    – ۱۹۹۲ امریکا با عنوان حمایت از عربستان در برابر حمله عراق، وارد عربستان شد و در این کشور نیز حضور نظامی یافت.
    – ۱۹۹۳ با فشار زیاد بر عرفات وی را مجبور به امضای قرارداد صلح با اسرائیل کرد.
    – ۱۹۹۸ با برقراری تحریم های اقتصادی برعلیه ایران و تصویب بودجه خرابکاری و براندازی علیه حکومت جمهوری اسلامی، در امور ایران دخالت کرد.

    سال ۲۰۰۱
    – از پیوستن به ۱۲۳ کشور جهان در مورد منع استفاده از بمب ها و مین های ضد پرسنلی، خودداری نمود.
    – نماینده امریکا در کمیته حقوق بشر سازمان ملل انتخاب نشد. به همین دلیل امریکا از پرداخت حق عضویت باقی مانده قبلی خود به سازمان ملل که بالغ بر ۲۴۴ میلیون دلار بود، سرباز زد.
    – جورج بوش، گفتگو با اتحادیه اروپا را برای بحث درباره کم کردن و کنترل دولتی نسبت به جاسوسی های اقتصادی، استراق سمع های تلفنی و کنترل ایمیل های شخصی و فاکس ها را نپذیرفت.
    – از قرارداد سال ۱۹۷۲ منع تولید و استفاده از سلاحهای بیولوژیکی و شیمیایی که به امضاء ۱۴۴ کشور جهان رسیده بود، خارج شد.
    – با طرح بین المللی استفاده از انرژی پاک که توسط کشورهای گروه (G8)، تهیه شده بود، مخالفت کرد.
    – امریکا از کنفرانس بین المللی ضد نژاد پرستی که در آفریقای جنوبی با شرکت ۱۶۳ کشور در جریان بود، خارج شد.
    – پس از وقایع ۱۱ سپتامبر، نیروهای امریکایی تحت عنوان مبارزه با تروریسم و ریشه کردن سازمان القاعده، به رهبری اسامه بن لادن، به افغانستان حمله کردند.
    – کابینه جرج بوش از قرارداد سال ۱۹۷۲ منع تولید سلاح های قاره پیما نیز خارج شد.
    – کابینه بوش خواهان استثناء نمودن محاکمه رهبران سیاسی و پرسنل ارتش امریکا از دادگاه بین المللی جنایات جنگی شد. این قرارداد در جولای سال ۱۹۹۸ با قبول ۱۲۰ کشور جهان به وجود آمد.
    – دولت بوش با لغو قرارداد کیوتو که برای جلوگیری از گرمایش جهانی یا بوجود آمده بود، امریکا را از این پیمان محیط زیست جهانی خارج نمود.

    سال ۲۰۰۲
    – امریکا ایران را در کنار عراق و کره شمالی محور شیطانی قلمداد کرد و از کشورهای دیگر خواست در روابط خود با این ۳ کشور، تجدید نظر کنند.
    – انجام کودتا را در ونزوئلا بر علیه هوگو چاوز صادر کرد.
    – در پی آغاز پرونده هسته ای ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی، امریکا با مداخله و کارشکنی در آژانس، تلاش خود را در جهت خارج کردن پرونده ایران از روال عادی و تبدیل کردن آن به مسئله ای سیاسی به کار گرفت و مرتباً ایران را به ارجاع پرونده به شورای امنیت سازمان ملل تهدید می کند.

    سال ۲۰۰۳
    – بعد از اتهامات و پرونده های ساختگی جورج بوش و کابینه او نسبت به عراق بدون توجه به افکار عمومی جهان، به عراق حمله ور شد.
    – نئومحافظه کاران حاکم بر امریکا در مداخله ای آشکار به بررسی طرحی با عنوان (خاورمیانه بزرگ) پرداختند که به تغییر حکومت ها در خاورمیانه و تغییرات سرزمینی کشورها مربوط می شد.

    انقلابات رنگین
    – انقلاب نارنجی را در گرجستان به پیروزی رساند و دولت (شواردنادزه) را سرنگون کرد و از ساکاشویلی حمایت کرد.
    – در پی بحران در اوکراین، با انقلاب مخملی به رهبری امریکا، دولت (لئونید کوچما)، سرنگون شد.
    – در ادامه انقلاب اوکراین، امریکا در قرقیزستان نیز انقلاب رنگین ایجاد کرد و دولت این کشور را نیز سرنگون کرد.
    – با نقض قوانین بین المللی و حقوق بشر با احداث زندان هایی در خاک دیگر کشورها خصوصاً در اروپا، با ربودن مخالفین خود، آنها را به این زندان ها منتقل کرده و شکنجه و نگهداری می کرد.
    و ادامه دارد…

    من که خسته شدم شما چی؟

  52. سیداحمد می‌گوید:

    لعنت خدا بر آمریکا و اسرائیل و متحدانشان…
    کاش همه بفهمند که دردِ این ملعون ها اسلام و مسلمانی است و نه انرژی هسته ای و موشک و …!
    مسلمانان بیچاره و فقیر آفریقا چه گناهی دارند که قتل عامشان می کنند؟
    آنها هم بمب و موشک دارند؟!

    خدایا! برسان مهدی صاحب زمان را…

  53. امام به ما آموخت که انتظار در مبارزه است!

    سید شهیدان اهل قلم

  54. پویا می‌گوید:

    سلام؛
    عکس خوب بود، متن عالی بود.
    اینکه جناب قدیانی فرمودند بحث دادگاه به کل حل و فصل شد از همه ی خبرای این چند روز بهتر بود.
    خدا رو شکر… ان شا الله دیگه مشکلی پیش نیاد.

  55. میلاد پسندیده می‌گوید:

    یا الله… حل شد؟ آبا خوابید از آسیاب؟
    خب مجدداً با خیال راحت می توانیم کامنت بدهیم!! :)

  56. یاور سید علی می‌گوید:

    پسر شهید عجب متنی نوشته ای؛
    عکس هایت هم تاثیر گذارند.
    ای کاش کلید ساز هم این متن را بخواند تا بسی حرص بخورد!!
    از نتیجه ی نهایی دادگاهت هم خوش حال شدم.
    در یک کلام، عالی بود.

  57. سیداحمد می‌گوید:
  58. ناشناس می‌گوید:

    مدتی بود که به نوشته هایتان سر نزده بودم، سلامت و منصور باشید.
    سوره مبارکه محمد آیه ۷
    یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم وَیُثَبِّت أَقدامَکُم﴿۷﴾
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری می‌کند و گامهایتان را استوار می‌دارد.

  59. حسین قدیانی می‌گوید:

    “پرسپولیس نیوز” جالب بود!

    میلاد؛ همیشه می توانی با خیال راحت کامنت بگذاری! البته به اعصاب ما هم ربط داره ها! :)

    لیلی؛ اگر کامنت های خوبتان را کوتاه تر بگذارید یا در چند کامنت مجزا بگذارید، از اینهم خوبتر می شود. در هر صورت، استفاده می کنیم.

    صبر؛ حالا اینطوری هم که شما می گویی نیست! همین حالا هم لطف دوستان، کم شامل حال من نشده. شما نگاه کن! به خاطر یک احضاریه، چقدر طرح کشیده شده، چقدر متن نوشته شده؟! من ۲ بار پایم به قوه قضائیه کشیده شده. هر ۲ بار، چقدر محبت کرده اند دوستان؟! دیگه قرار نیست، نه من و نه شما، خیلی هم متوقع باشیم. حداقل خوب است نیمه پر لیوان را هم ببینیم. وانگهی، قرار نیست عالم و آدم در استخدام من نوعی باشند که مثلا بیشتر شناخته بشوم! من کار خودم را می کنم و الباقی آن دست خداست. این را یادتان باشد؛ در گمنامی، شهرتی هست که در اشتهار نیست! خودم اینطوری دوست دارم که سرم در لاک خودم باشد. توی این چند روز، سایت ها، خبرگزاری ها و روزنامه های زیادی زنگ زدند برای مصاحبه، اما قبول نکردم، اولا؛ تقریبا هر روز دارم این همه مطلب می نویسم، حالا مگر چقدر حرف دارم برای گفتن و چقدر سواد، که مصاحبه هم بکنم؟؟!! ثانیا؛ خلوت خودم را بیش از آن دوست دارم که گرفتار پدیده «مشاهده و بیش از حد دیده شدن و…» شوم. مهجوری ای بر فرض که باشد، بیش از بی معرفتی ها، به اخلاق و خصوصیات فردی خودم برمی گردد. من اینطوری راحت ترم. شهرت بیشتر، حاشیه بیشتر می آورد و این هر دو، از کم و کیف کار آدم می کاهد.

    رضا ۲؛ هیچ کدام از افرادی که نام بردی، به خاطر انتقاد روانه زندان نشده اند. آیا نکته به این واضحی را نمی دانید؟؟!! و همین جوری هاست که گاهی کامنت های شما دوست عزیز، حذف می شود.

    گمنام یا حسین حسینی؛ طنز واقعا جالبی نوشته بودید. ممنون. دوستان هم توصیه می کنم بخوانند و بخندند.

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    این روزها، با کمی پس و پیش، هم سالگرد عملیات خیبر در سال ۶۲ است و هم سالگرد عملیات بدر در سال ۶۳… برای شادی روح امام و شهدا، صلواتی بفرستیم.

  60. معلم املاء می‌گوید:

    سـلام علیکم؛

    رضا ۲!

    شما مهدی خزعلی (خزئلی!!!!) رو نمی دونی چجوری می نویسن، بعد داری ازش دفاع می کنی؟؟؟!!!! :-)
    خود دوم خردادی ها معتقدند؛ “حرفهای ساختارشکن، ضد قانون، خلاف شرع و کاملا سبک این بابا، فقط هزینه برای گروه مورد حمایت شان داره درست می کنه” اون وقت شما می گی؛ “به خاطر انتقاد رفته زندون”؟؟؟!!!

  61. چشم انتظار می‌گوید:

    از داداش حسین، بابت زحمتی که کشیدند و اشاراتی به کامنت های بچه ها داشتند، کمال سپاس را داریم. داغتو نبینیم ایشالا…

  62. نمیدونم خوب شده یانه! می‌گوید:
  63. رضا اعتدال طلب-پزشک می‌گوید:

    این یه واقعیته
    می تونید قبول نکنید ولی هرکس پاش به قوه قضاییه باز می شه، چه از این طرف، چه از اون طرف
    می خواد خزعلی باشه یا حسین قدیانی
    نزد هوادارای همون طیف و مردم بیشتر محبوب می شه و بیشتر روش حساب می کنند…

  64. معلم املاء می‌گوید:

    یعنی همه اونارو من گفتم؟؟!!!!!!!! من فقط غلط املایی اون بابا رو گرفتم!!

    توی قطعه ۲۶ گاهی کامنت آدم، سقط می شه، گاهی ۲ قلو می زاد!!
    آقا نکن این کارو!!!! خدا رو خوش نمیآدا! :-) :-)

  65. رضا 2 می‌گوید:

    جناب قدیانی:
    میشه لطف کنید بگید جرم اینها چی بوده؟ مثلا غیر از انتقاد چه کاری کردن؟ متاسفانه من نکته به این واضحی را نمی فهمم…

  66. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    منتقد دولت؛ ناقض امنیت ملی؟!
    http://www.vatanemrooz.ir/newspaper/page/1265/1/1024/0

  67. معلم املاء می‌گوید:

    خفه نشید، مُردم از خنده. :-) :-) :-)

    دیگه می ترسم با اسم خودم کامنت بذارم، با اون دو قلویی که شما به کامنتم اضافه کردید، معلوم نیست چی به دنیا بیاد؟؟!!

    الهی همیشه لبتون خندون باشه و پر انرژی از سنگر اسلام و ولایت دفاع کنید.

    رضا ۲؛

    تا اونجا که من می دونم، دعب قطعه ۲۶ نیست که یک بحث واضح را بیش از حد کش بدهد. طبعا آقای قدیانی هم وقت شان کفاف بحث زیاد از حد با مخاطب را نمی دهد. فلذا شما فرض کن افرادی که نام بردی، فقط به جرم انتقاد، روانه زندان شده اند. من اگر جای شما بودم و همچین فرضی داشتم، به جای کامنت گذاشتن در قطعه ۲۶ حتما حتما حتما برای مبارزه با چنین نظامی که منتقد را روانه زندان می کند، به کف خیابان می ریختم یا فوقش جنگ نرم!! بحث نمی خواد که!! شما فرض کن «ع. ب» که چند بار به جرم تخطئه حکم مسلم قصاص، روانه زندان شده، فقط یه منتقد بوده. (با اون همه پرونده و حکم و چی و چی، هنوزم داره یادداشت می نویسه توی روزنامه ها!) سایر جرائم قلمی اش مثل متنی که ۳ روز بعد از انتخابات ۸۸ در روزنامه کروبی نوشت و تهمت تقلب را به ۴۰ میلیون رای ملت بست، مثل گرفتن گرنت، و… حالا بماند. این آیا بحث می خواهد؟؟!!

  68. معلم املاء می‌گوید:

    شما شاد باشین، ما هم شادیم.. والله.. :-) :-)

    فردا همه ی این حرفایی که گذاشتین توی دهن من رو به بابا اکبرتون گزارش می کنم. :-)

  69. صبر می‌گوید:

    معلم املا؛
    من هم یک غلط از شما بگیرم!
    اگر منظور شما از “دعب” عادت باشه اشتباه نوشتید!
    «داب» درسته تو قران هم داریم (کداب آل فرعون) یعنی عادت آل فرعون.
    اومدم تو گوگل سرچ بزنم دعب چیه حالشو نداشتم!
    البته شاید من هم اشتباه بکنم.
    فعلا املاتون ۱۹ شد.

  70. دکترای ادبیات می‌گوید:

    چه قلمی داری شما آقای قدیانی؟ سعدی و ناصرخسرو زیاد می خونین؟ واقعا نثرتون عالیه و بی شباهت به نثرهای کلاسیک ادبیات فارسی نیست// ما جواب شکایت را با شکایت نمی‌دهیم. اگر بعضی‌ها وقت شکایت از ما دارند، وقت ما اما پر است. وقت ما وقف رفتگری در خیابان امنیت ملی، با جاروی قلم است. جادوی قلم، «حکایت» را کفایت می‌کند؛ به «شکایت» نیازی نیست. شکایتی هم اگر هست، از «جدایی‌ها»ست. دولت باید آشتی باشد با ملت.// قلم شما در میانه شعر و نثر، به بهترین شکل ممکن دارد می رقصد… //اعتدال، صراحت در شکایت ندارد. صداقت در حکایت ندارد. یک چیزی می‌گوید، در حالی که چیز دیگری رخ داده. از گرفته‌ها سخن می‌گوید، در حالی که داده‌هایش بیشتر است. از پیروزی سخن می‌گوید، در حالی که پیروزی، مگر در مکر خدا نهفته باشد! توافق که موید هیچ فتحی نیست!// عالی، واقعا عالی…

    کاش ورود جدی می کردین در فیلمنامه و رمان. حیفه که این قلم خرج راه سیاست بشه.

  71. پرستو می‌گوید:

    این بحث رضا ۲ خیلی خوبه؛
    میشه ادامه اش بدین؟

  72. معلم املاء می‌گوید:

    صبر!

    به جون مادرم من ننوشتم..

    حاج حسین آقا، مردونگی کنید و اعتراف کنید.. :-) :-)

    جرأت دارید اعتراف کنید.. :-)

  73. سیداحمد می‌گوید:

    پرستو؛

    نه، نمی شود!
    تا همین جا هم زیاد بحثش کش پیدا کرد.
    اینجا، جای این تیپ بحث ها نیست. بحث های صد در صد بی فایده!

  74. یه بیست و ششی می‌گوید:

    دکترای ادبیات!
    حسین قدیانی قلمش در راه ولایت و خون شهدا داره هزینه میشه، نه صرفا سیاست. البته من با نظر شما که حسین قدیانی ورود کند در عالم رمان و فیلمنامه و… کاملا موافقم، اما در اون صورت کی برای من و شما بنویسه: «ما جواب شکایت را با شکایت نمی‌دهیم. اگر بعضی‌ها وقت شکایت از ما دارند، وقت ما اما پر است. وقت ما وقف رفتگری در خیابان امنیت ملی، با جاروی قلم است. جادوی قلم، «حکایت» را کفایت می‌کند؛ به «شکایت» نیازی نیست. شکایتی هم اگر هست، از «جدایی‌ها»ست. دولت باید آشتی باشد با ملت»؟!؟!؟!
    حسین قدیانی قلم تحسین برانگیزی داره به اعتراف دوستان و دشمنان. حالا می خواهد رمان بنویسد یا مقاله یا فیلمنامه. البته این رو همه میگن که قلم حسین قدیانی، جون میده برای ورود در حوزه ادبیات.

  75. معلم املاء می‌گوید:

    دَعب در فارسی یعنی شوخی. مزاح. البته اگه درست گفته باشم!

    دروغ چرا؟! دقیق نمی دونم..

    شمام بیکاریدها.. از این کلمات قلمبه، سلمبه استفاده نکنین خب..

    مجبورید مگه؟!! :-) :-)

  76. برجک زنی با لباسی خاکی می‌گوید:

    ……………
    نور خدا خاموش شدنی نیست حتی اگر تمام دنیا بخواهد…

  77. یه معتدل ضد افراط می‌گوید:

    سالار!
    تو پروندت فقط یه دادگاه کم بود که اون هم تکمیل شد! دیگه قله ای نمونده که فتح نکرده باشی. خیلی خوشحالم که ختم به خیر شد. این ها همش برای شما خاطره میشه ولی واسه ما آرزوست!

  78. یه معتدل ضد افراط می‌گوید:

    میگم یه رگت پرسپولیسیه میگی نه؟!
    این همه زیر پرچم این کیسه ها سینه زدی ولی “استقلال نیوز” پشتت وایستاد یا “پرسپولیس نیوز”؟!
    کربلا رو هم که با فرشاد خان میری!
    این استقلال چه خیری رسونده با این باخت افتضاحش جلوی عربها؟

  79. سیداحمد می‌گوید:

    برجک زنی با لباس خاکی؛

    وجدانا چی نوشته بودی؟
    خودت می توانستی کامنتت را بخوانی؟

    دوستان لطف کنید کمی واضح تر کامنت بگذارید که ما لااقل معنای کامنت را بفهمیم تا بتوانیم غلط هایش را اصلاح کنیم!

    دوستان محترم؛

    ان شاء الله برای روز شنبه، حسین قدیانی بعد از مدتها، یادداشتی در روزنامه کیهان خواهد داشت. یادداشتی شهدایی…

  80. سنگربان می‌گوید:

    نمی دونم چه رابطه ای بین لحن دشمن و مواضع دولتی ها وجود داره، که هر چه قدر لحن دشمن تندتر میشه، موضع گیری دولتیها ضعیف تر میشه…
    اگه اشتباه نکنم هفته قبل بود که مجری اخبار شبکه یک، تلاش می کرد از وزیر امور خارجه، جوابی در برابر یاوه گویی های غرب و خنک کردن دل مردم در بیاره که نشد…
    اصلاً اعتدالیون وجودش رو ندارن سر بولدوزرو بچرخونن طرف دشمن!
    شکایت و زبان دراز شون فقط برای منتقدین دلسوز داخلیه…
    با این شکایت هم آبروی خودشونو بردن! با این کار فقط مشتری های این قلم رو بیشتر می کنند…

  81. یه معتدل ضد افراط می‌گوید:

    سید جان؛
    قضیه مصاحبه با حاج حسین شریعت به تعویق افتاده یا از دستور کار خارج شده؟! بابا کلی سؤالات تخصصی پرسیدیم!

  82. سیداحمد می‌گوید:

    همین امروز هم داداش حسین با حاج حسین آقا در این باره صحبت کرد. دعا کنید…

  83. یه معتدل ضد افراط می‌گوید:

    البته من باب اشتیاق گفتم. وگرنه انتظاری نداریم و گرفتاری ها و مشغله های داداش حسین رو می دونیم.
    همین که متن های این سایت با فاصله زمانی کم و با کیفیت بالا به روز میشه از زحمات و لطف ایشون و ایضاً مبصر قطعه است.

  84. عدالت خواه می‌گوید:

    شورای عالی امنیت ملی به «دروغ بستن به رهبر انقلاب» ورود کند

    http://jahannews.com/vdchz-nxv23nk-d.tft2.html

  85. عدالت خواه می‌گوید:

    شورای عالی امنیت ملی بیشتر به شورای عالی ماله کشی به توافق ژنو می ماند! بابا یه بچه می دونه ما کلا تاسیسات مون پلمپ شد و اون چند هزار تایی که مونده در گام نهایی بسته می شه…

  86. خاکی می‌گوید:

    حاج حسین دمت گرم
    افتخار می کنم به اون بوسه ای که تو روز عاشورا ۸۸ تو فکه به پیشونی بلندت زدم.
    کاش دوباره نصیبم می شد این افتخار.
    خدا تو رو برا ما و آقا حفظ کنه.
    در مورد اقتصاد مقاومتی و درون زا بودن و رکورد واردات برنج هندی هم بنویس.

  87. سیداحمد می‌گوید:

    جناب خاکی؛

    رکورد واردات برنج هندی، یک مبحث پیچیده دارد که از طریق بعضی کانال ها وصل می شود به بعضی افراد، که آن افراد از نظر دولت، خط قرمز امنیت ملی هستند!

    در نتیجه این بار به جای پرتقال فروش، پیدا کنید دلال واردات برنج هندی را!

    ــــــــــــــــــــــــــــــــ

    در ضمن، داداش حسین، عاشورای ۸۸ تهران بود و فکه نرفت. همه ۱۰ سال قبل و ۴ سال بعد ۸۸ را فکه رفتند، اما ۸۸ نه. سالش را شما اشتباه گفتی!

  88. میعاد می‌گوید:

    در سرتاسر نوشته ات، سکانس های آژانس شیشه ای جلو چشام رژه می رفت.
    این امنیت ملی دیواری کوتاه تر از بچه بسیجی ها پیدا نمی کنه؟!

  89. ناشناس می‌گوید:

    دوستان عزیز؛
    همه ما می دونیم که حسین قدیانی یک آدم انقلابی با مبانی فکری خوب و نویسنده ای متعهد و خیلی ویژگی های خوب دیگه است.
    ولی واقعا نیازی به این همه تعریف و تمجید نیست؛ یعنی کلا این کار هیچ گونه منفعت خاصی رو برای کسی نه نویسنده و نه مخاطب نداره پس خواهشا این حرف های نه چندان مفید رو کمتر بیان کنید.
    این عمل دقیقا مثل کارهای مباح هست که نه سودی داره و نه ضرری!

  90. به جای امیر می‌گوید:

    زرد نارنجی! (گفت و شنود)

    گفت: یک روزنامه زنجیره‌ای از اینکه نارنجی‌های تحت حمایت آمریکا در اوکراین به قدرت بازگشته‌اند بدجوری ذوق‌زده شده است!
    گفتم: چرا؟! حالا خوبه که دارند می‌بینند اولین نتیجه روی کار‌ آمدن طرفداران آمریکا در اوکراین، تجزیه کشورشان است!
    گفت: زنجیره‌ای‌ها که این حرفها سرشون نمیشه، این روزنامه زنجیره‌ای از شدت ذوق‌زدگی لوگوی روزنامه‌اش را به رنگ نارنجی درآورده!
    گفتم: عشق آمریکا بعضی از این زنجیره‌ای‌ها را به چه روزی انداخته؟!
    گفت: برای آنها جنایات آمریکایی‌ها علیه مردم کشورشان اهمیتی نداره! از نظر آنها همه‌ چیز آمریکا جزو بهترین‌هاست!
    گفتم: از یک عاشق‌ سینه‌چاک آمریکا پرسیدند؛ چرا بعضی از ماشین‌ها توی آمریکا سقف ندارند؟ گفت؛ خب! برای اینکه کفترهای آمریکایی خیلی با شعورند! و همه جا فضله نمی‌اندازند!

  91. ناشناس می‌گوید:

    ساعت ٢/۵٢
    افراد آنلاین: ١ نفر
    فقط من هستم!
    :)

  92. برف و آفتاب می‌گوید:

    دکترای ادبیات؛
    آقای قدیانی ورود کرده‌اند به عالم رمان‌نویسی؛ اما شما هم مثل ما دعا کنید تا حس و حال و وقت ادامه دادنش رو داشته‌باشند؛ که خروجی‌ش رو هم ببینیم؛ که داریم می‌میریم از انتظار!

  93. مجنون می‌گوید:

    گمنام؛
    طنز جالبی بود!

  94. چشم انتظار می‌گوید:

    سیدجان؛

    یعنی متن شهدایی رو، امشب یا فردا می تونیم بخونیم یا نه؟!

  95. محسن می‌گوید:

    حاج حسین؛ خیلی باحالی…
    متن هات هم که نگو!
    انشا ا… خدا تو رو برای این انقلاب و حضرت آقا حفظ کند.

  96. چشم انتظار می‌گوید:

    کجایی سردار عشق؟ سرباز بی دست و سر خمینی (ره)… بیست و هفتمین اسفند شهادتت مبارک!
    http://www.tebyan.net/newmobile.aspx?pid=116954

  97. خواهر شهید می‌گوید:

    بفرمایید تورم میل کنید!
    آقای روحانی اخیرا فرموده اند؛ نرخ تورم را ده درصد کاهش داده ایم.
    اوایل دولتشان هم که مافیای اقتصادی نرخ طلا و ارز را کاهش داده بود و هوادارانشان ذوق زده شده بودند، به ایشان می گفتم مگر مردم در سفره شان طلا می گذارند و میل می کنند یا به جای لباس، ارز به تن می کنند؟!
    آخر این همه کاهش در کجای رندگی مردم خودش را باید نشان دهد؟
    آیا چیزی هم ارزان شده است؟ یا درآمدها افزایش یافته؟
    چرا بعضی ها اصرار دارند خودشان را فریب دهند!
    طلا و ارز که برگشت، مانده ادعای کاهش تورم.
    بنابراین از مردم شریف ایران خواهش می کنیم، فعلا به جای نان و گوشت، تورم در سفره خود گذاشته، میل کنند تا بعد…!

  98. خواهر شهید می‌گوید:

    سید احمد؛
    از راهنمایی شما متشکرم. ولی ترکیب رنگ آبی و مشکی هم عوض شود بد که نیست، بلکه بهتر هم هست.
    البته این نظر من است.

  99. سیداحمد می‌گوید:

    در ادامه کامنت چشم انتظار؛

    به به…
    http://www.ghadiany.ir/1390/12188

    اللهم الحقنی بالشهدا و الصالحین…

  100. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    http://farsnews.com/newstext.php?nn=13921208000736
    نشد مادر صبور شهید صبوری رو من تو تلویزیونی جایی ببینم و گریه نکنم…
    خدا رو شکر

  101. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    “گمنام ۶۱″ آمد!
    http://www.mashreghnews.ir/fa/news/289164

  102. سیداحمد می‌گوید:

    عجب خبری دادی مرتضی!

    الحمدلله رب العالمین…

  103. لبیک یا حسین می‌گوید:

    الحمدالله…
    سالگرد شهادتت مبارک، سرباز بی دست ولایت! برای ما هم دعا کن!

  104. لبیک یا حسین می‌گوید:

    حی علی الصلاه…

  105. مشکات می‌گوید:

    “نقد زیرکانه و درست از دولت”

    این، در نوشته های اخیر آقای قدیانی کاملا هویداست.

  106. به یاد سیدسجاد می‌گوید:

    http://www.ghadiany.ir/1390/10816

    ۳/ نه: مهمترین یا به نام ترین فرمانده شهید عملیات کربلای پنج، «حاج حسین خرازی» بود. اغلب سرداران نامی، پیش از این در خیبر و بدر و والفجر مقدماتی و اروند به شهادت رسیده بودند و حاج حسین که فقط یک دست در بدن داشت، علمدار شهید کربلای پنج شد. خیلی از بهترین بچه های ملت، در عملیات کربلای چهار و کربلای پنج به شهادت رسیدند. شلمچه، خاک نبود، قطعه ای از افلاک بود و آنقدر، غوغای آتش و حجم دود و وسعت درد بالا بود که جز نگاه مهربان، آشنا و گرم «بی بی دو عالم»، هیچ چیز آرام نمی کرد شهدای ما را، که اغلب با پهلوی شکسته و دست و پای زخم بسته به شهادت رسیده بودند. آن روز فرشته ها با دیدن بچه بسیجی های شلمچه، بار دیگر فهمیدند که چرا باید به آدم سجده می کردند. این بار اما به جای «حسین»، می بایست «مادر حسین» می آمد، چرا که شلمچه، شلمچه بود و من و تو چه می دانیم که شلمچه چیست؟! و شلمچه کجاست؟! ما فقط یک «کانال پرورش ماهی»، یک «جزیره بوارین»، یک «شهرک دوئیجی» و یک «موانع نونی شکل» شنیده ایم. ما فقط یک «شرق ابوالخصیب» شنیده ایم. ما فقط چند تا عکس دیده ایم و چند تایی هم روایت شنیده ایم. گاهی شعاع آتش، آنقدر بالا می رود که شب عملیات را مثل روز، روشن می کند. عملیاتی با رمز «یا زهرا» و بچه هایی که تمام حرف شان این بود: «می رویم تا انتقام سیلی زهرا بگیریم». این بار، سخن، حتی بر سر کربلا هم نبود؛ همه آلام و آرزوها به کوچه بنی هاشم ختم می شد…

  107. میعاد می‌گوید:

    سلام؛
    آقا فهمیدین این مادر شهید صبوری به پسرش رسید!؟ می شناسیدش که؟! بخدا خیلی خوشحال شدم! بعد از ۳۱ سال! بعد کجا! اینجا تو شهر ما، یعنی بوشهر!
    انشاالله همه مادرای شهدای مفقود، به عزیزاشون برسن.

  108. .
    یا حسیـــــــــــن..

    شــب ِ جـمعـــه دلــــم پـــر مـی زنــد ســوی حـریـمت..

    دلـــم شـش گـوشـــه شــد مثــل ضــریـحت..
    .

  109. "گمنام 61" می‌گوید:

    عاشق بغل موهای داداش حسینم؛ از دهه ۶۰ یه روز این ورتر نیومده!!

    اما از شوخی گذشته، این توصیه آخر متن واقعا به جا بود. کاش دولت، ارزش پول ملی مملکت را بالا می برد، کاش…

  110. حسنی می‌گوید:

    بعید می دانم در توان این دولت باشد که به توصیه قشنگ و مصداقی شما، عمل کند. واقعا بعید می دانم…

  111. سلام می‌گوید:

    کامنت هایی که گاه و بی گاه، آقای قدیانی می گذارند، اندازه خود پست، خواندنی و مفید است.

  112. مهدی می‌گوید:

    “اگر بعضی‌ها وقت شکایت از ما دارند، وقت ما اما پر است. وقت ما وقف رفتگری در خیابان امنیت ملی، با جاروی قلم است. جادوی قلم، «حکایت» را کفایت می‌کند؛ به «شکایت» نیازی نیست. شکایتی هم اگر هست، از «جدایی‌ها»ست.”

    «دولت باید آشتی باشد با ملت»

  113. حجت می‌گوید:

    ۱) آیا این که آقای روحانی در گفت‌وگوی تلویزیونی گفت که خزانه ما خالی است، خلاف امنیت ملی نیست؟

    ۲) این که آقای ظریف در دانشگاه تهران گفت آمریکا می‌تواند با یک بمب، سیستم دفاعی ما را از بین ببرد، خلاف امنیت ملی نیست؟

    ۳) در ماه‌های اخیر موضع‌ گیری‌های غیر قاطع دستگاه سیاست خارجی ما سبب شد که آمریکایی‌ها مرتب به غرور ملی ما جسارت کنند، این خلاف امنیت ملی نیست؟

    ۴) اینکه دولت، وزرای فتنه‌گر را به مجلس معرفی کرد، آیان این خلاف امنیت ملی نیست؟ آقای میلی‌منفرد که در ماجرای فتنه ۸۸ دستگیر شد، الان معاون آموزشی وزارت علوم است، یا آقای توفیقی که پس از انتخابات سال ۸۸ گفت نظام رأی ۲۴ میلیونی موسوی را ۱۱ میلیون اعلام کرده است، این‌ها خلاف امنیت ملی نبود؟

    ۵) اینکه آقای ظریف در مقابل رژیم صهیونیستی نرمش نشان می‌دهد و مسئله قدس را به یک مسئله فلسطینی تقلیل می‌دهد و او می‌گوید که خود فلسطینی‌ها باید مسئله کشورشان را حل کنند، خلاف امنیت ملی نیست؟

    ۶) تضعیف بودجه دفاعی کشور که به بنیان دفاعی ما ضربه وارد می‌کند، خلاف امنیت ملی نیست؟

    ۷) آیا تحریک قومیت‌ها خلاف امنیت ملی نیست؟

    ۸) آیا انتشار تصویر فردی که با وهابیت، ارتباط تنگاتنگ دارد در صفحه اول یک روزنامه دولتی خلاف امنیت ملی نیست؟

    ۹) پخش فیلم‌های حامی فتنه سال ۸۸ در اکران عمومی جشنواره امسال، خلاف امنیت ملی نیست؟

    ۱۰) آیا تحقیر و ذلیل کردن مردم در صف توزیع کالا خلاف امنیت ملی نیست؟

    ۱۱ ) آیا تحقیر و توهین‌های مکرر جان کری و دیگر مقامات کاخ سفید به مردم کشورمان که نتیجه رویکرد جدید مقامات سیاست خارجی کشورمان است، خلاف امنیت ملی نیست؟

    ۱۲) اینکه نشریات منتقد به‌خاطر انتقاد از دولت، تذکر می‌گیرند و تعطیل می‌شوند، خلاف امنیت ملی نیست؟ اینکه هر کس که در نقد دولت مطلب بنویسد، سعی در خفه کردن او دارند، خلاف امنیت ملی نیست؟

  114. صبر می‌گوید:

    یک سوال علمی؛

    چرا اگه یک کامنت طولانی باشه، خوندش سخت میشه؟
    اما اگر همون کامنتT قسمت قسمت شه، اون موقع خوندنش راحت میشه؟

  115. سیداحمد می‌گوید:

    .
    .
    .
    … این مقال، هرگز جای نقد مرحله دوم هدفمندی نیست، اما به همین یک قلم اکتفا کنم و بگذرم. جریمه کردن مردم، از کدام جایگاه قانونی؟! آمدیم و به غلط یا درست، فردی خود را برای گرفتن یارانه محق می داند. این فرد به علت تعلق نگرفتن یارانه، باید جریمه شود؟! آنهم ۳ برابر؟! اصلا برای چه باید جریمه شود؟! و برای چه ۳ برابر؟! واقعا این چه تدبیری است که حق خودمان، یعنی پول خودمان را باید از دشمن، صدقه ای و قسطی بگیریم، اما از مردم، ۳ برابر؟! اگر پوپولیسم بد است، خرده گرفتن بی مبنا و قاعده بر آحاد مردم، از آنهم بدتر است! خب، اینهاست که دست منِ آماده برای تعریف از دولت محترم را می بندد. آنوقت من الان باید دقیقا از کجای کار بعضی ها تعریف کنم؟! متاسفانه دولت، قلم آدمی را مجبور به انتقاد می کند و الا رسانه های اصولگرا، ذاتا آماده برای حمایت رسانه ای از خدمات دولت اند. و من رجز نمی خوانم، مستدل سخن می گویم. سئوال: «چرا معتقدم رسانه های اصولگرا، بیش از نقد، آماده برای حمایت از خدمات دولت اند؟» جواب: «با شرح صدر و رواداری، این دولت را آنچنان که شایسته و بایسته است، هرگز نقد نکرده اند»…

    .
    .
    .
    دوستان محترم؛

    از زمان ارسال این کامنت، تا سه ساعت و سی و سه پل… ببخشید؛ سی و چهار دقیقه دیگر، قطعه ۲۶ به روز می شود! لب تان خندان :)

  116. یه بیست و ششی می‌گوید:

    جناب سید،

    من الان دقیقا نفهمیدم که از زمان ارسال آن کامنت! آیا

    الف) سه ساعت و سی و سه دقیقه دیگر، سایت به روز می شود؟؟
    ب) سی و چهار دقیقه دیگر؟؟
    ج) سه ساعت و سی و چهار دقیقه دیگر؟؟
    د) امشب، قطعه ۲۶ در سی و سه پل که نه، اما در پل خواجو به روز می شود؟؟

    پیشاپیش از راهنمایی تان ممنون اخوی!

  117. یا زهرا(س) می‌گوید:

    سلام به اهالی قطعه…
    “کمیل” هم این روزها اگر بود،
    مدام “ندبه” می خواند…
    هر چند که شرمنده ایم، آقا جان! ولی ظهور کن تا بیش از این حق را با باطل نپوشانیم…
    افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم…
    یا صاحب الزمان ادرکنی

  118. یا زهرا(س) می‌گوید:

    امروز توفیق شد با همسر یکی از شهدا رفتیم نماز جمعه؛
    از صحبت های قشنگ ایشون که بگذریم، جلوی مسجد چیزی رو دیدم که فکرشم نمی کردم.
    دری که برای حرم امام جواد علیه السلام ساخته بودن اونجا بود.
    باورم نمیشد دارم در حرم مطهر امامم رو لمس می کنم…
    جاتون خالی، چه صفایی کردیم…
    اللهم ارزقنا توفیق زیارت قبور الأئمه علیهم السلام.

  119. چشم انتظار می‌گوید:

    لب مان؛ همچون “پسته ی خندان” خندان!!!!

  120. چشم انتظار می‌گوید:

    خاک عالم توی سر اون دل، که وقتی می گیرد، گاهی… آری! گاهی، یاد امام، آرامش می کند!!
    و لابد بیشتر، یاد اون توله های عوضی اش، دلش رو آروم می کنه…
    http://www.salmanpress.ir/files/fa/news/1392/3/24/4074_805.mp4

  121. جامونده می‌گوید:

    http://mahdi-jan.blogfa.com/post-246.aspx
    میشه نظرتونو درمورد این مصاحبه بگین ؟

  122. عادیات ضبحا می‌گوید:

    سلام و خدا قوت برادر.

    ماشاء الله
    من همونم که زیاد میام اینجا کم کامنت می گذارم…
    بعضی وقت ها آدم نمی دونه برای تشکر، چه کاری باید انجام بده!؟
    مغز آدم هنگ می کنه. نه قادرم از شما تشکر کنم و نه قادرم از خدا به خاطر نعمت حضور شما تشکر کنم.
    فقط دعا ازم بر میاد. ان شاء الله موفق و مورد تایید امام زمان باشید.
    قران و عترت پشت و پناهتان. یا علی.

  123. سلام حسین آقا.
    امیدوارم بهتر باشی.
    گاهی اوقات به حال و روز حزب الهی ها در دوران کودکی ام حسودی ام می شود. همان وقت هایی که ساطور اصلاحات بالای سرمان بود و از ترس که چه عرض کنم، از فشار مخالفین در گوشه رینگ کنار هم جمع بودیم. نمی دانم دقیقا چرا ولی حدودا می توانم بگویم زیاد سبک قلمت و بعضا مرجع فکری ات را نمی پسندم ولی این روزها چرا از دوستان پی در پی سراغت را می گیرم را هم نمی دانم ولی به نظرم دوباره دوران گوشه رینگی شروع شده و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم باید کنار و پشت هم باشیم.

    خلاصه من هنوز سر حرفم هستم “الان امنیت ملی برای من حسین قدیانی ها هستند.”

    خاطرت را مکدر نبینم…

  124. برجک زنی با غلط املایی می‌گوید:

    بوکسر خوب اونه که گوشه رینگ وقتی خوب مشت خورد یک لحظه گاردش رو باز کنه و یه هوک چپ بیاد.
    گوشه رینگ بودن همیشه معنی باخت نمیده.
    معنی اش دفاع آبرومندانه و محترمانه است.
    نه انتحار بی معنی و نه حمله بی ثمر.
    صبر برای تغییر شرایط.
    یا علی

  125. ناشناس می‌گوید:

    آقا یعنی از یه شکایت نیم بند انقدر گرخیدی؟!
    اگه مثل بعضی از روزنامه نگارها خانوادگی می رفتین زندان و ایضا تبعید چه می کردی؟!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>