«یک تن آجر» جواب آقای «مؤدب و باهوش»

ضعف «دیپلماسی‌خصوصی» با پول دیپلماسی عمومی جبران نمی‌شود

نقد توافق ژنو نیاز به استدلال ارزشی ندارد

انقلاب اسلامی یعنی انقلاب عقل، انقلاب منطق، انقلاب خرد، انقلاب شعور. ملت ایران در ۲۲ بهمنِ سی و پنجم، فقط «حضور» نداشت، بلکه «شعور» هم داشت. این درست که ما در سال ۵۷ به نام خدا و بر اساس آرمان و اصول، انقلاب کردیم اما جز این نیست که در دین ما از «عقل» به عنوان «رسول باطنی» یاد شده. «عقل» به منزله یک «پیامبر» فقط مخصوص دین مبین اسلام است و بس. یک وقت هست ما با دشمن خود و به جبر روزگار، توافقی به نسبت عاقلانه می‌بندیم، بعد می‌نشینیم بررسی می‌کنیم که این قرارداد واقع‌گرایانه، چه نسبتی با آرمان‌های انقلاب اسلامی دارد؟ و چگونه ممکن است با اقتدار ملی، امتزاج بیشتری پیدا کند؟ مع‌الاسف توافق ژنو، غیر‌عقلانی‌تر از آن است که اصولا به این قبیل سؤالات برسد! بر اساس «منطق زمینی» توافق ژنو بشدت ضعیف و لازم‌النقد است، «منطق آسمانی» پیشکش! در مثل مناقشه نیست. شخصی را در نظر بگیرید که در عوض دُرّی گرانقدر، به شکلاتی بسنده کرده. شما آیا به این فرد می‌گویید؛ «چرا ایستادگی نکردی؟ چرا تا پای جان، مقاومت نکردی؟ چرا اصول و ارزش‌ها را زیر پا گذاشتی؟» یا اینکه می‌گویید؛ «مرد حسابی! آدم آیا در عوض گوهر به این گرانی، آب نبات به این ارزانی می‌ستاند؟» جمله «به جان گرفتیم، باشد که به نان نفروشند» اگر چه زیباست، لیکن خرج این جمله، برای وقتی است که در خلال توافق، امتیاز چشمگیری از دشمن گرفته باشند. در توافق ژنو، اساسا امتیاز دادند، امتیاز نگرفتند که حالا در نقدش جمله قصار آسمانی بگوییم! جان شهدای هسته‌ای، بسی شریف‌تر از آن است که خرج نقد توافق به این سستی شود. صدالبته اگر توافق نسبتا درستی بسته می‌شد، آن وقت شاید در نقدش، هزینه از اصول و آرمان‌ها لازم می‌آمد اما برای نقد توافق ژنو باید مایه از بدیهی‌ترین الفبای اصول دیپلماسی گذاشت. توافقی که هرگز میان داده‌ها و ستانده‌هایش هیچ نسبت عاقلانه‌ای وجود ندارد، همان به که بر اساس «خرد فرش» نقد شود، نه «خرد عرش». وقتی دو دو تای یک توافق ایراد دارد، بیش از «آسمان» باید از منظر «زمین» و پیش‌پا افتاده‌ترین فرامین به نقد آن پرداخت. در نقد توافق ژنو، باید دست آقایان دیپلمات را گرفت و پای تخته سیاه کلاس نشاند، نه تخت بلند و سرخ و سپید و سبز شهدای هسته‌ای. وقتی به فرموده علما؛ «هیچ آدم عاقلی، پای همچین برگه‌ای را امضا نمی‌کند»، خون «مصطفای هسته‌ای» حیف است خرج نقد توافقی شود که ایراد در پایه و اساس دارد. به جد بر این گمانم که برای بعضی دوستان دیپلمات، هرگز نباید از ایستادگی و استقلال و مقاومت و اصول و آرمان‌ها سخن گفت، بلکه باید گفت؛ لبوفروش بی‌سواد هم همچین توافقی نمی‌بندد که شما بستید! که همین دیروز کاخ سفید بگوید؛ «تحریم ایران به دلایل نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم با قوت ادامه دارد»! به راستی، لرزه بر ساختمان تحریم افتاده یا بر دانش بعضی‌ها در زمینه دیپلماسی و فن مذاکره؟! انقلاب اسلامی، انقلاب علیه تعامل‌ها و توافق‌ها نبوده و نیست. انقلاب اسلامی، انقلاب در تعامل‌ها و توافق‌ها بوده و هست. ما در این عمر ۳۵ ساله انقلاب اسلامی با دولت‌هایی که بعضا دشمن‌مان هم بوده‌اند، چند باری، هم تعامل داشته‌ایم، هم توافق. اما آنچه در ژنو بسته شد، با هیچ یک از توافق‌های جمهوری اسلامی قابل قیاس نیست و از فرط ضعف، فقط باید با خودش سنجیده شود! فی‌المثل، گاهی می‌بینم توافق ژنو با قطعنامه ۵۹۸ مقایسه می‌شود که قیاسی کاملا مع‌الفارق است. اولا؛ قطعنامه ۵۹۸ بنا بر اقتضای زمان، کاملا واقع‌گرایانه و عاقلانه بود. به هر حال، روزی باید جنگ ما و عراق به نفع جنگ بزرگ‌تر ما با آمریکا و اسرائیل و به نفع فتوحات مکرر ما در مصاف با نظام سلطه تمام می‌شد. بگذریم که در جنگ تحمیلی هم طرف ما یعنی صدام بشدت از سوی نظام سلطه پشتیبانی می‌شد. ثانیا؛ قطعنامه ۵۹۸ تصمیمی بود که کل نظام و در رأس آن خمینی بت‌شکن با شجاعتی از زاویه عقل اتخاذ کرد و همه و همه از سیاسیون گرفته تا نظامیان و جمله آحاد ملت، اگر چه بعضا با دلی در گرو جبهه و جنگ، لیکن بر عقلانیت آن تصمیم مهم صحه گذاشتند. ثالثاً؛ ور آرمان‌خواهانه این قطعنامه در پیام حج خمینی بت‌شکن، خودش را نشان داد، آنجا که حضرت روح‌الله از جنگ دائمی و لاینقطع اسلام ناب محمدی (ص) با اسلام آمریکایی سخن گفت. رابعاً؛ قطعنامه ۵۹۸ مجرایی شد برای بازسازی و سازندگی ایران که متاثر از ۸ سال جنگ تحمیلی، دچار خسران شده بود. خامساً؛ در ورای قطعنامه، حتی سازمان ملل هم که عمدتا نقش ملیجک دربار نظام سلطه را بازی می‌کند، حکم به متجاوز بودن رژیم بعث داد. سادساً؛ قطعنامه چون تدبیری عاقلانه بود، هرگز منجر به پایمال شدن خون شهدا نشد، که شهدای ما خود، مظهر عقل و شعور بودند. مع‌الاسف بعضی‌ها که در فرآیند کاسبی با تحریم به دست‌اندرکاری رسیدند، با قطعنامه هم کاسبی می‌کنند و عقل دوراندیش امام را به نام خود می‌زنند! یک روز بر دعوای اغلب موهوم میان سیاسیون و نظامیان، دامن می‌زنند و دگر روز از تحمیل تدبیر خود به حضرت روح‌الله! آنهم که امام گفت «جام زهر»، من باب «یا دهر! اف لک من خلیل» سیدالشهدا، گله آموزگار از روزگار بود و الا خمینی با آن همه خشم و غرور، که خود جام زهر در حلقوم نظام سلطه ریخته بود، که خود آشفته کرده بود خواب شب پرستان را، که خود مظهر بی‌بدیل اخم و تَخم علیه شیطان بزرگ بود، گلایه کند از مشتی سیاستمدار زپرتی؟! توافق ژنو به دلایل متعددی که گفته شد، حتی کاریکاتوری از قطعنامه ۵۹۸ نیست، چرا که از میان لیبرال‌ها هم منتقد دارد، چرا که سازمان ملل و سایر سازمان‌های بین‌المللی را نسبت به حقوق کامله هسته‌ای ایران، ملتزم نکرده و مجبورشان نکرده که علیه آمریکا و له ایران، حرفی شایسته بزنند، چرا که داده‌هایش نقد، مهم و زیاد، و ستانده‌هایش قسطی، کیفا بی‌ارزش و کما قلیل است، چرا که کاخ‌سفید را هارتر کرده، چرا که احتمال وقوع جنگ را ولو در رجز دشمن، بیشتر کرده، چرا که از پشتوانه حمایت عمومی، چه در میان حکومت و چه در میان ملت، محروم است، چرا که ادبیات دشمن را به مرز بی‌ادبانه‌ترین سخنان بی‌سابقه کشانده، چرا که غرور ملی را خدشه‌دار کرده، چرا که پاسخگو، نه به مجلس محترم شورای اسلامی است، نه به آحاد ملت و اصحاب رسانه، چرا که بیش از تدبیر دوست، به نظر می‌رسد بحث تحمیل دشمن درمیان است، چرا که در یک کلام، توافق، حتی از منظر عقل ابزاری هم، سست، نامتوازن و ضعیف بسته شده. آری، بچه حزب‌اللهی، فقط «صریح» سخن نمی‌گوید، بلکه در وهله اول، «صحیح» سخن می‌گوید. ما بزرگ‌شده‌های سنگر شهید حاج حسین خرازی هستیم که معتقد بود؛ «جنگ را باید درست نوشت، نه درشت!» ما توافق را «درست» نقد می‌کنیم، نه «درشت» و صدالبته، اصحاب توافق باید صلح را درست بنویسند، نه درشت! بر فرض که صلح بر جنگ، تقدم ذاتی داشته باشد و بر فرض که گل بر گلوله، مع‌الاسف آنقدر بد و غیر‌عقلانی توافق بسته‌اند که مهم‌ترین طرف توافق‌شان، بعد از توافق، بیشتر دم از جنگ و گلوله می‌زند! و بیشتر گستاخی می‌کند! و بیشتر به ریش صلح می‌خندد! صلح نیز مثل جنگ، این کاره می‌خواهد، مرد خودش را می‌خواهد. اگر باید به یمن ۸ سال جنگ عاقلانه، بر روان امام و شهدا و بر سربازها و سرهنگ ها، درود فرستاد، لاجرم این را هم باید گفت که عقل توافق غیر‌عاقلانه، پاره سنگ برداشته است! شگفتا! دوستان دیپلمات می‌گویند؛ «خیلی هم حالا به حرف یانکی‌ها استناد نکنید!» سلمنا! اگر نباید به حرف یانکی‌ها استناد کرد، پس چه خام‌اندیشانه با سران کاخ سفید توافق بسته‌اید! چطور به حرف یانکی‌ها نباید استناد کرد اما به توافق با ایشان باید خوش بین بود؟! دوستان دیپلمات! این که توافق خودتان را زیر سوال می‌برد! و اما، ما به شما آوانس می‌دهیم و لااقل در این مجال، هرگز نمی‌گوییم که چرا با دشمن غیر‌قابل استناد، پای توافق نشسته‌اید؟! حرف ما این است؛ چرا اینقدر توافق را بد بسته‌اید که آقای اوباما، با «یک تن آجر» جواب محبت تان را بدهد؟! توافق ژنو، با عرض معذرت، فقط برازنده آن کسانی است که به منتقدان خود بی‌احترامی می‌کنند و رای نیمی از ملت را رای به بی‌قانونی می‌خوانند، اما در عوض، به دشمن خونخوار این ملت می‌گویند «مودب و با هوش». توافق ژنو، برازنده آن دولتی است که «نامه‌های خصوصی» را به جای جواب، به رخ اصحاب نقد می‌کشاند. آیا اوبامای بی‌ادب، قبل از توافق ژنو بود که گفت؛ «با یک تن آجر بر سر شرکت‌های طرف قرارداد با ایران فرود می‌آیم» یا بعد این توافق؟! یا بعد اجلاس امنیتی مونیخ؟! یا بعد اجلاس دهکده داووس؟! اینهاست نقد ما به توافق ژنو. ما از منظر رفیع مقاومت و از پنجره دوست‌داشتنی خون ۳۰۰ هزار شهید، اصلا توافق ژنو را توافق حساب نمی‌کنیم که بخواهیم نقدش کنیم! این توافق را باید از منظر آجرهای سوراخ‌دار اوبامای گاوچران نقد کرد! از منظر طرف توافق! از منظر خود توافق! از منظر دو دو تا! از منظر بدیهیات! که از منظر بدیهیات، این اصلا «توافق» نیست! و جای اصول توافق، بلکه اصل توافق در آن خالی است! یک چیزهایی را به دشمن دادن، که نشد توافق! رو به دشمن دادن، که نشد توافق! زیر یک برگه را امضا کردن، که نشد توافق! زبان دشمن را دراز کردن، که نشد توافق! دوستان دیپلمات ما اگر با دشمن توافق بسته بودند، پس چرا اوباما، هنوز جوهر قلم توافق‌شان خشک نشده، آجر بهشان نشان می‌دهد؟! امتیاز دادن صرف به دشمن، به معنای توافق با دشمن نیست. توافق با دشمن، آنجا بود که در روزگار گیج زدن سیاستمداران زپرتی، بازهم ولی‌فقیه، این بار در قامت امام خامنه‌ای، دست برتر را رو کرد و فرمود: «ما هیچ دخالتی در جنگ خلیج فارس نمی‌کنیم» و آنجا بود که در انتهای ماجرای میکونوس، و این بار در روزگار ترس سیاستمداران زپرتی، فرمود: «سفیر آلمان باید آخرین سفیری باشد که به ایران بازمی‌گردد» و همین هم شد. توافق، توافق، توافق! «مودب و باهوش» اصحاب نقد همین دیارند، نه اوبامایی که با آجر، اجر آدمی را زایل می‌کند! ما حقیقتا دوستدار دوستان دیپلمات هستیم و نقدمان از زاویه خیرخواهی است. به توافق ژنو، از منظر خرد زمینی، یک نقد به مفاد آن وارد است که کارشناسان و نخبگان، در همین روزنامه «وطن امروز» مکرر بدان پرداخته و باز هم خواهند پرداخت. لیکن از همان منظر، نقد دیگری هم به توافق ژنو وارد است. نقدی که سواد چون منی هم به انجامش کفایت می‌کند! توافق ادعا می‌کرد؛ نه فقط کلیت هسته‌ای، بلکه حتی حق غنی‌سازی هم در آن به رسمیت شناخته شده! توافق ادعا می‌کرد؛ لرزه بر ساختمان تحریم انداخته! توافق ادعا می‌کرد؛ زین پس، گزینه گل و بلبل و صلح، جایگزین گزینه نظامی در روی میز آقای مودب و باهوش می‌شود! توافق ادعا می‌کرد؛ از این به بعد، میان سران کاخ سفید و سگ هار اسرائیل، فاصله خواهد افتاد! توافق ادعا می‌کرد؛ سایه تهدید به جنگ از سر ملت ایران برداشته می‌شود! و توافق ادعا می‌کرد؛ آمریکایی‌ها بعد از این، با ما، رام‌تر و آرام‌تر می‌شوند! عاقبت باید بر ما معلوم شود که آجرهای آقای اوباما، موید ادب اوست، هوش او، یا اینکه توافق بسیار بدی با این گاوچران بسته شده؟! رحمت کند خداوند، زنده‌یاد دکتر علی شریعتی را که خطاب به روشنفکران غربزده می‌گفت: «من به عنوان کسی که رشته کارش تاریخ و مسائل اجتماعی است، ادعا می‌کنم که در تمام این ۲ قرن گذشته، در زیر هیچ قرارداد استعماری، امضای یک آخوند نیست، در حالی که در زیر همه این قراردادهای استعماری، امضای آقای دکتر و آقای مهندس فرنگ‌رفته هست، باعث خجالت بنده و سرکار!» ما قطعا توافق ژنو را یک «قرارداد استعماری» نمی‌دانیم، بلکه فقط سست و ضعیف، می‌خوانیمش و ان‌شاء‌الله قابل بازگشت. اما با روزنامه درآوردن و دیپلماسی عمومی کردن (!) و هزینه‌های نجومی از جیب بیت‌المال، ضعف هیچ توافقی که بر اساس «دیپلماسی خصوصی» بسته شده -و جرأتی برای شفاف‌سازی آن ندارند- پاک نخواهد شد! حالا تو برو پول بده تا برایت تیتر بزنند: «پیروزی هسته‌ای»! در ازای این توافق ضعیف، عذری باید از حضور ملت و شعور ملت خواسته شود. بهترین جواب به آجرهای اوباما، برگشتن از توافقنامه است. دیروز در شهر کتاب مرکزی، لیبرالی می‌گفت: «ما گفتیم به دشمن، یک امتیازی بدهیم، اما دیگر نه اینقدر!» راست می‌گفت؛ «ایرانی بودن کفایت می‌کند برای نرفتن زیر بار توافقی که دو صد ایراد از منظر عقل ابزاری دارد!»

وطن امروز/ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲

این نوشته در صفحه اصلی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. حق گو می‌گوید:

    بسم الله…

  2. ناشناس می‌گوید:

    حاجی کوتا بیا
    ابله را بردار!
    خواهشا، لطفا…

  3. سیداحمد می‌گوید:

    خیلی خاص است این جملاتی که از دکتر شریعتی نوشتید!
    تامل بر انگیز…

  4. عدالت خواه می‌گوید:

    این طوری که نوشتی ناجور ادامه دارد، احتمالا اوین رفتنی شدی!

  5. پویا می‌گوید:

    دوستت داریم حسین قدیانی؛
    تا آخرش هم پشتت هستیم.

  6. سیداحمد می‌گوید:

    “برای بعضی دوستان دیپلمات، هرگز نباید از ایستادگی و استقلال و مقاومت و اصول و آرمان ها سخن گفت، بلکه باید گفت؛ لبوفروش بی سواد هم همچین توافق نمی بندد که شما بستید! که همین دیروز کاخ سفید بگوید؛ «تحریم ایران به دلایل نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم ادامه دارد»! شما لرزه بر ساختمان تحریم انداخته اید؟! مطمئن اید؟! و آیا صحیح تر آن نیست که به صراحت اعلام کنیم؛ شما لرزه بر دانش تان در زمینه دیپلماسی و فن مذاکره انداخته اید تا ساختمان تحریم؟!”

    آفرین!
    این توافق آبکی، چنین نقدی می طلبد…

  7. نسیم می‌گوید:

    این طوری که از عنوان و مقدمه این متن معلومه،
    اگه تا الان دوستان دولتی به تعطیل کردن روزنامه شک داشتن،
    با خوندن این متن در تصمیم خودشون مصمم می شن!

  8. فرهاد می‌گوید:

    داداش حسین؛
    یه دونه ای به مولا.
    فقط بعید می دونم بذارن این بره زیر چاپ! :(

  9. اگر طرز سخن گفتنی در زبان بشر بود
    و اگر شیوه ای برای بیدار کردن مردم، آگاه کردن ذهنها، مبارزه با بدیها، کجیها، دروغها …
    و
    راههایی ملایم تر، صلح جویانه تر، مصلحت آمیزتر، عاقلانه تر، بی دردسرتر،هوشیارانه تر می بود
    واگر کلمات و تعبیراتی در زبان بشر وجود داشت که “حق” را بگوید و اما کسانی که با حق سر سازش ندارند از آن نرنجند!

    بی شک مردی که خداوند سخن است و کلمات، همچون مومی در زیر پنجه ی قدرت ناطقه او رام اند
    توانسته بود تعبیرات را، لحن گفتن را و سبک نوشتن را آن چنان انتخاب کند که چنان عواقبی نداشته باشد…

    دکتر شریعتی- کتاب علی (ع)- ص ۱۳۸

  10. مگر می توان هم با رژیم معاویه نساخت و شریک جرم نگشت و هم به صفین کشیده نشد!

    مگر می شود هم رویه شیخین را قبول نکرد و هم عبدالرحمن بن عوف، عثمان را کنار زند و با علی بیعت کند و در شوری شکست نخورد!

    مگر می شود صلای بیداری و آگاهی در داد و خوابگران و خواب گرایان شر برنینگیزند!

    مگر می توان بحث طهارت کرد اما از نجس حرف نزد!

    دکتر شریعتی- کتاب علی -ص ۱۴۰-۱۴۱

  11. یه دوست که زیاد میاد اینجا اما کم کامنت میزاره می‌گوید:

    خیلی عالی، منطقی و مستدل. ولی این ها تحمل نمی کنن این حرف ها را. ان شاء الله خدا کمک تون کنه، ما دعا می کنیم براتون و هر جا لازم شد ان شاء الله حمایت. قرآن و عترت پشت و پناهتان برادر بزرگوار.

  12. عطشان می‌گوید:

    سلام
    نفسم گرفت.
    عجیب انقلابی بود متنتون.
    فقط خدا رحم کنه.

  13. صبر می‌گوید:

    ناشناس می‌گوید:
    ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ در t ۰۰:۵۸

    حاجی کوتا بیا
    ابله را بردار!
    خواهشا، لطفا…

    ناشناس،

    در بعضی از وبلاگها بدتر از این حرفا است اما اتفاقی هم نیافتاده
    اگه اتفاقی بیفته به خاطر نوشته های روشنگرانه هست!
    همیشه، همه ی دولتها به خاطر ناسزا گفتن، کاری به کار کسی ندارن
    بلکه به خاطر روشنگری کار دارن!

  14. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    برای نقد آنچه در ژنو دادیم، حیف است هزینه کردن از این جمله؛
    بزرگی را گفتند: هیچ آدم عاقلی، پای همچین برگه ای را امضا می کند؟
    گفت: از بی ادبان!! :)

    :|

  15. شیدا می‌گوید:

    حیف از آن “تخت بلند و سرخ و سپید و سبز شهداى هسته اى”

  16. سیداحمد می‌گوید:

    آن بخش “جام زهر” و تشبیهش به «یا دهر! اف لک من خلیل» خیلی برایم جالب بود.
    البته کتمان نمی کنم که پرده ای از اشک، چشمم را در بر گرفته؛
    با اینکه حس خاص و دردناکی داشت ولی خیلی زیرکانه و متفاوت بود این حرف!

  17. مجنون می‌گوید:

    سلام؛
    خسته نباشی داداش حسین!

    این قسمت متن به نظرم محشره؛ خیلی حرف توشه خیلی…

    ممنونم ازت!

    “آری، بچه حزب‌اللهی، فقط «صریح» سخن نمی‌گوید، بلکه در وهله اول، «صحیح» سخن می‌گوید. ما بزرگ‌شده‌های سنگر شهید حاج حسین خرازی هستیم که معتقد بود؛ «جنگ را باید درست نوشت، نه درشت!» ما توافق را «درست» نقد می‌کنیم، نه «درشت» و صدالبته، اصحاب توافق باید صلح را درست بنویسند، نه درشت!”

  18. سیداحمد می‌گوید:

    “توافق ژنو، با عرض معذرت، فقط برازنده آن کسانی است که به منتقدان خود بی‌احترامی می‌کنند و رای نیمی از ملت را رای به بی‌قانونی می‌خوانند، اما در عوض، به دشمن خونخوار این ملت می‌گویند «مودب و با هوش».”

    “یک چیزهایی را به دشمن دادن، که نشد توافق! رو به دشمن دادن، که نشد توافق! زیر یک برگه را امضا کردن، که نشد توافق! زبان دشمن را دراز کردن، که نشد توافق!”

    “توافق با دشمن، آنجا بود که در روزگار گیج زدن سیاستمداران زپرتی، بازهم ولی‌فقیه، این بار در قامت امام خامنه‌ای، دست برتر را رو کرد و فرمود: «ما هیچ دخالتی در جنگ خلیج فارس نمی‌کنیم» و آنجا بود که در انتهای ماجرای میکونوس، و این بار در روزگار ترس سیاستمداران زپرتی، فرمود: «سفیر آلمان باید آخرین سفیری باشد که به ایران بازمی‌گردد» و همین هم شد.”

    آفرین… آفرین سالار… آفرین…
    طلا باید گرفت مغز و قلمت را!

  19. سیداحمد می‌گوید:

    “عاقبت باید بر ما معلوم شود که آجرهای آقای اوباما، موید ادب اوست، هوش او، یا اینکه توافق بسیار بدی با این گاوچران بسته شده؟!”

    “با روزنامه درآوردن و دیپلماسی عمومی کردن(!) و هزینه‌های نجومی از جیب بیت‌المال، ضعف هیچ توافقی که بر اساس «دیپلماسی خصوصی» بسته شده –و جرأتی برای شفاف‌سازی آن ندارند- پاک نخواهد شد!”

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    اگر هر روز هم یک حلقه به زنجیره ای ها اضافه کنند، دردی از مردم دوا نمی شود، عمق فاجعۀ ژنوِ منحوس، کم نمی شود…

    آقایان!

    توافقتان با هیچ عقل سلیمی جور در نمی آید.
    نمی شود به زور یقه اساتید را بگیرید که چرا از توافق دفاع نمی کنید؟!
    از چه دفاع کنند؟
    مشکل حقوقی و عقلی دارد توافقتان.
    قرار بر توافق برد-برد بود؛ چه بردیم در برابر آنچه دشمنانمان بردند؟!
    صد رحمت به کبکِ سر در برف فرو کرده!

  20. ابوالفضل می‌گوید:

    درود بر خمینی و خامنه ای

  21. عباس می‌گوید:

    متن که عالیه
    اما کسانی که می گفتند “اصلاح طلبان در صحنه نیستند” و نسخه تفرقه و منیت و گروه گرایی می پیچیدند
    واقع دو زار از سیاست نمی فهمیدند!!

  22. چشم انتظار می‌گوید:

    این که توافق نامه ی ژنو بود و کل ملت، از با سوادها گرفته! تا لبو فروش و راننده ی تاکسی و آحاد ملت بی سواد! به اون حساسند. ولی شما فرض کن، در خصوص سایر موضوعاتی که مردم یا خبر ندارند و یا حساسیت کمتری دارد، چه کار می کنند! همچین قشنگ گنجشک رو رنگ می کنند به جای قناری می دن دست خلق الله که آب از آب تکون نمی خوره. یاد این آیه ی شریفه ی سوره ی مبارکه ی بقره افتادم:

    وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ.
    و حق را به باطل درنیامیزید، و حقیقت را با آنکه خود مى‏ دانید کتمان نکنید!

  23. یه معتدل ضد افراط می‌گوید:

    جالبه آقایان با افتخار هم می گویند ما غیر از مسأله هسته ای در موضوع دیگر با آمریکایی ها مذاکره نمی کنیم و این را به عنوان یک موضع برتر اعلام می کنند و نتیجه می گیرند که ادامه تحریم ها در موضوعات دیگر منطقی است و تناقضی با توافق ژنو ندارد!!
    یا به وجود کلمات دو پهلو در متن توافق افتخار می کنند!!

  24. رضا 2 می‌گوید:

    تو که فقط دوست داری به به و چه چه ها رو حتی توی همین وبلاگ چاپ کنی و انتقاد رو حذف، حق نداری بگی چرا بقیه هم اینجورین!!
    کامنت من چی شد پس؟؟
    تاب تحمل یه انتقاد ساده از خودت و دفاع از توافقنامه رو نداشتی؟؟

  25. پسرشهید می‌گوید:

    سلام

    زنده باشی پهلوون

    للحق

  26. یل می‌گوید:

    احسنت سالار

  27. چشم انتظار می‌گوید:

    با وجود این که از کل متن لذت بردم، ولی برای من، دلایل سلبی توافق ژنو، از دلایل ثبوتی قطعنامه ۵۹۸، جالب تر اومد. شاید به خاطر این بود که توافق ژنو ملموس تر و در دسترس تره…

  28. چشم انتظار می‌گوید:

    بی ربط!

    به افتخار همه ی آذری های با وفا و دوست داشتنی:

    “تراخـتــــــــــــــ قهرمان ـــــــــــــــــــور”

  29. یه معتدل ضد افراط می‌گوید:

    حاج آقا مسئلتُن!
    دکتر شریعتی در مورد آخوندهای دکترا گرفته از فرنگ چیزی نفرمودند؟!
    این قشر در کدام گروه قرار می گیرند؟!

  30. سیداحمد می‌گوید:

    دو ساعت گفت و گوی جذاب، عمدتا غیر سیاسی، طنزآمیز، بلکه گفت و شنودی حسین قدیانی با حاج حسین آقای شریعتمداری

    “به زودی در روزنامه وطن امروز و وبلاگ قطعه ۲۶″
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    دوستان اگر سئوالی از مدیرمسئول محترم و عزیز کیهان به ذهن شان می رسد، می توانند فقط تا روز ۲ شنبه کامنت کنند.

  31. غزاله می‌گوید:

    زنده باد غرور مدبرانه و صبر انقلابی ولی فقیه، اعم از خمینی و خامنه ای، علیه سیاستمداران زپرتی!

  32. مدیری می‌گوید:

    استفاده کردیم آقای قدیانی.

  33. چشم انتظار می‌گوید:

    اولین و شاید تنها سئوال من از حاج حسین شریعتمداری اینه:

    چرا همه ی پیش بینی های شما درست از آب در میاد؟! منابع از ما بهترون دارید؟ یا تجربه ی کار روزنامه نگاری و فعالیت های سیاسی تا این حد بهتون کمک کرده؟ راستی چرا اینقدر معاندین داخلی به خون شما تشنه اند حاج حسین؟!

  34. چشم انتظار می‌گوید:

    ببخشید یه سئوال دیگه!

    بی زحمت “حسین قدیانی” رو در یک جمله توصیف کنید…

  35. حسین قدیانی می‌گوید:

    یه معتدل ضد افراط؛

    تقریبا بر وزن «پیوس»، یک چند تایی بد و بیراه گفته اند…
    و البته، یاد «فرشاد آقای گل» به خیر!
    من اولین کربلایم را زمان صدام، با همین فرشاد پیوس و عده ای دیگر البته، رفتم…
    عکس هایش را باید اسکن کنم و روزی بگذارم در وبلاگ…
    ما اول فوتبال مون بود و پیوس اول بازنشستگی اش، اما تنها کسی که در این سفر کاملا زیارتی، کفش استوک با خود آورده بود پیوس بود تا معلوم شود الکی کسی به جایی نمی رسد، حتی به مقام «فرشاد آقای گل»ی!!

    رضا ۲؛

    از توافق ژنو می خواهی تعریف کنی، یک راه بهتر و عاقلانه تر از کامنت گذاشتن در وبلاگ قطعه ۲۶ اینه که نامه خصوصی بدی به رئیس جمپور!!

  36. ابوالفضل می‌گوید:

    واقعا یادش به خیر!

    فرشـــــــــ “آقای گل” ـــــــــــــاد

  37. کیمیا جلیلی می‌گوید:

    با کلی دلیل پاکیزه و نظیف
    .
    .
    .
    خاک بر سر ظریف!!

  38. یه معتدل ضد افراط می‌گوید:

    حاجی از اول هم به این جمله باور داشتم که هر کسی به اصل خودش برمی گرده.
    بازگشتت به خونه یعنی پرسپولیس رو تبریک میگم!
    از اول هم نه قیافت، نه تیریپت، نه قلمت و نه فکرت به این کیسه ها نمی خورد!

    راستی داداش!
    بی زحمت یه سؤال هم از طرف ما از حاج حسین شریعت بپرس.
    از حاج حسین تقاضا داریم خواهشاً لیست کامل طرفداران و نوچه های آمریکا و اسراییل رو با ذکر شجره نامه منتشر کنه! واسه خودم نمی گما.
    واسه این مخالفان بیچاره میگم تا کمتر غافلگیر بشن!

    در این باره سؤال هایی است که بعداً ذکر خواهم کرد! (به سبک متون حاج حسین شریعت)

  39. مجنون می‌گوید:

    جان
    چه شود این گفتگو!

  40. یه معتدل ضد افراط می‌گوید:

    علی لاریجانی:
    “توافق ژنو می‌ توانست بهتر باشد”

    به نظر می رسه فعلاً ماه عسل دولت و تیم مذاکره کننده در مورد توافق ژنو باشه!

  41. مجنون می‌گوید:

    آقا یه سوالم ما داشتیم اگه زحمتی نیست بپرسید!
    با توجه به پیشبینی های حاج حسین آقا بفرمایند رئیس جمهور بعدی کیه؟

  42. چشم انتظار می‌گوید:

    یه معتدل ضد افراط عزیز!

    لطفا مصادره ی به مطلوب نکن! اینکه داداش حسین از یک پرسپولیسی اصل و نسب دار مثل فرشاد، تعریف می کنه، الزاما به معنی طرفداری از لنگی ها نیست! ببخشید ها…!

  43. حیران می‌گوید:

    با سلام و تشکر از آقای قدیانی و قطعه ۲۶

  44. نسیم می‌گوید:

    چون اغلب پیش بینی های آقای شریعت مداری درست از آب در میاد، لطفا ازشون بپرسید:

    این دولت چه مدت دیگه با این شرایط دوام میاره؟ بر این اساس که رئیس دولت و بطور بدیهی اغلب اعضای دولت، قطعا تا الان فهمیدن که اشتباهی اومدن و اصلا این کاره نیستن و کشور داری به این آسونی که اونا فکر می کردن نیست.

  45. صبر می‌گوید:

    یک سوال از آقای شریعتمداری دارم.
    خدمتشون عرض سلام؛
    با توجه به پیش بینی های شما؛ توافق نامه ژنو تا کجا می تونه پیش بره؟ چقدر مجلس یا دیگر نهادها و مردم می تونن صبر کند در مورد عدم اطلاع از مفاد و بندهای توافق نامه؟!

  46. چشم انتظار می‌گوید:

    حاج حسین شریعتمداری؛

    اولین کلمه ای که بعد از شنیدن این عبارات به ذهنتون میاد بگین…
    جین شارپ! جورج سورس! گفت و شنود، خاتمی، وطن امروز، محمدحسین صفار هرندی، امیرحسین فردی، کیهان، گل کوچیک!…

  47. به جای امیر می‌گوید:

    جدول (گفت و شنود)

    گفت: در شرایط تحریم اقتصادی و نیاز کشور به صرفه‌جویی، این همه تیم‌های فوتبال که شرکت‌ها و کارخانجات دولتی تشکیل داده‌اند برای چیست؟ و چه ضرورتی دارد؟!
    گفتم: چه ضرورتی بالاتر و با‌ اهمیت‌تر از این که پول بی‌زبان بیت‌المال را از حلقوم ملت بیرون می‌کشند و برای این تیم‌ها و بازیکنان آن هزینه می‌کنند؟!
    گفت: تازه تیم‌های دیگری در سایر رشته‌های ورزشی هم تشکیل داده‌اند.
    گفتم: غیر از تیم ملی، بقیه تیم‌ها باید از کیسه خودشان هزینه کنند، نه از جیب مردم!
    گفت: چه عرض کنم؟!
    گفتم: یک نگاه به جدول تیم‌های لیگ برتر بینداز! معلوم نیست جدول لیگ برتره یا جدول مندلیف!… آلومینیوم، فولاد، مس، ذوب‌آهن و…! جدول کارخانجات ماشین‌سازی و شهرداری‌ها و… که بماند!

  48. عدالت خواه می‌گوید:

    خونه اش کجاست؟ درآمدش چقدره؟ ماشینش چیه؟ چند تا بچه داره؟ تیراژ کیهان چقدره؟
    چرا در این انتخابات طرفدار هیچ کس نبود و چرا حاج حسین اینقدر محافظه کار شد؟
    بعد از دو بار حمایت از احمدی نژاد مثلا اگر برگردیم سال ۸۴ و ۸۸ باز هم همانطور پر شور از احمدی نژاد حمایت خواهد کرد یا کاندیدی دیگر بر خواهد گزید؟

  49. محمد حسین می‌گوید:

    سلام؛
    من که دیگه دارم به این نتیجه می رسم باید روش حاج احمد را در برابر دولتی که مردمش رو محرم نمی دونه پیش گرفت.
    باید بچه حزب اللهی ها بشن رئیس جمهور حداقل محله شون.
    دارم روی روش عملی اش فکر می کنم.

  50. حسین می‌گوید:

    یعنی خوشم میاد کل متن یک پاراگرافه. بدون هیچ وقفه ای باید ادامه داشته باشه!
    جالب بود؛ ممنون.

  51. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    اصلا قصد تعریف از متن رو نداشتم؛ چون خیلی وقته نیازی نمی‌بینم، ولی ظاهرا لازمه:
    داداش حسین عــــــــــــــــــــــــــــالی بود! یعنی حرف نداشت بی‌تعارف! لنگه ندارید شما!

    پیشنهاد من برای حضرات، تفکر عمیق زیر دوش آب سرد هست؛ بلکه یه فرجی بشه!!

  52. رهگذر می‌گوید:

    سلام؛
    می بینم که متن برگشت!
    علت این غیبت صغری قابل طرح است یا این که این مساله نیز همانند مذاکرات هسته ای محرمانه است؟
    آیا دانستن حق مردم هست؟ (این سوال را با لحن اصلاح طلبان بخوانید!!)

  53. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    تا حدودی مزاح!
    می‌شه به حاج حسین بگید سیاست دفع حداقلی رو برای بچه‌حزب‌اللهی‌های داخل کیهان پررنگ‌تر کنن؟

  54. یه معتدل ضد افراط می‌گوید:

    این مصاحبه واقعیه یا سر کاریم؟!
    مثل قضیه مصاحبه با مارادونا و بقیه بروبچ نیست؟

  55. سیداحمد می‌گوید:

    عدالت خواه؛

    حاج حسین، برخلاف کلیت کیهان، دور اول سال ۸۴ اصلا به احمدی نژاد رای نداد. و البته کار بدی هم نکرد!

    مرتضی اهوازی؛

    کیهان، در این باره، سیاست و دیسیپلین خاص خودش را دارد که درست و غلطش بماند حالا. و البته حسین قدیانی در این زمینه، استثناست و در کیهان، همیشه به روی مطالبش باز بوده.

    یه معتدل ضد افراط؛

    قطعا به لطف خداوند مصاحبه واقعی است. و اما مصاحبه با مارادونا که کلا طنز بود، -و نه سر کاری!- لیکن «بقیه بر و بچ» دیگه چیه که گفتی؟! قطعه ۲۶ به وعده ای که می دهد، حتما عمل می کند، مگر اقتضای خاصی پیش بیاید.

  56. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    کمی تا قسمتی جدی!
    سؤال: کِیهان درست‌تره یا کَیهان؟
    پاسخ احتمالی: به گــُمانم گــَمان درست باشه!

  57. سیداحمد می‌گوید:

    عجب مطلب تمیزی شده؛
    تامل برانگیز! به خصوص قسمت قطعنامه اش، بکر و تازه بود.

    فکر کنم بحث مصاحبه با حاج حسین شریعت را باید در پست دیگری مطرح می کردیم و دوستان هم کامنت هایشان را در همان پست می گذاشتند.

    دوست دارم حال و هوای کامنت ها مربوط به همین متن باشد!

  58. سلام می‌گوید:

    خب دیگه! من الان دارم گیج وا گیج می شم که درباره قرارداد ۵۹۸ حرف حاج سعید قاسمی و حاج آقای پناهیان رو باور کنم یا این متن شما رو؟ البته به نظرم میاد استدلال های شما عقلانی تر و واقعی تر به نظر می رسه، هر چند دلم با نظر اون بزرگواران دیگر هم هست تا حدودی. واقعا کاش می شد نظر رهبری رو هم در این باره می دونستم. دوستان، کسی می دونه؟ من فقط تا همین حد می دونم که رهبری اصلا موافق دعوای سیاسی ها و نظامی ها نبودند و در این باره، هم به آقای هاشمی و هم به آقای رضایی تذکر داده اند که در همین متن هم گذرا یک اشاره ای شده. راستش من هم برایم همیشه سئوال بود که چرا باید شروع جنگ تحمیلی به نام امام و حزب اللهی ها تمام شود، اما ختم جنگ تحمیلی به نام هاشمی و دار و دسته اش؟! اینکه در نظر افکار عمومی، می شه بزرگ ترین لطف به هاشمی! من خیلی حرف دارم حالا و خیلی سئوال، اما فعلا احساسم بر این است که باید چند بار دیگر نوشته تان را بخوانم. تشبیه جام زهر به “یا دهر… امام حسین (ع)” واقعا بدیع بود. فکر می کنم واقعیت هم همین باشد. ممنون بابت مطلب. کلا از مطالبی که شاخک های مغزم را تکان می دهد، خوشم میاد، خواه حالا با متن، کاملا موافق باشم، نصف و نیمه یا اصلا مخالف باشم.

  59. زهرا (خبرنگار شرق) می‌گوید:

    جناب قدیانی گرامی، انصافا شما با قطعنامه ۵۹۸ موافق هستی یا فقط خواستی با چند جمله و چند تا بازی با کلمه و چند تا لفاظی (اعتراف می کنم ماهرانه البته!) حتی از ۵۹۸ هم علیه توافق ژنو چماق بلند کنی؟؟

    خداوکیلی هدفتان دفاع از قطعنامه بود یا تخریب توافق؟؟ اصلا یک جور دیگر می پرسم:
    اگر توافق ژنو نبود، آیا شما صد سال دیگر هم در مدح قطعنامه متنی می نوشتید؟؟

    صمیمی ترین دوستان تان می گویند مثلث جام زهر، شما می گویید تدبیر عاقلانه؟؟

  60. همشهری باکری می‌گوید:

    متن طلایی بود

    از یک نویسنده بلا!!!
    در ضمن اولین سهمیه آسیا رو ما با تراختور کسبیدیم!!

  61. همشهری باکری می‌گوید:

    سوال
    حاج حسین چی شد که از چپ رسیدند به راست؟؟؟

  62. حسین قدیانی می‌گوید:

    فکر کنم بد نباشد یک توضیحی بدهم…

    اولا؛ من تا به حال، بدین مطولی و تمرکز، هیچ متنی درباره قطعنامه ۵۹۸ ننوشته بودم، مگر جمله ای، طعنه ای، تکه ای به گذرا… مثلا؛ «ما اجازه نمی دهیم به این یکی امام هم جام زهر بدهند» که چند باری در مقطع ۸۸ تکرار شد. همان وقت هم بحث من بیشتر راجع به روزگار بود، نه اشخاص. موید سخنم این جمله است؛ «شما نخواهید شنید که این یکی امام، از جام زهر سخن بگوید» که با کمی پس و پیش، از جمله جملاتی است که دو سه بار در سال ۸۸ تکرار شد.

    ثانیا؛ چندی است که بر این اعتقاد، مصمم تر شده ام که قطعنامه ۵۹۸، نه تحمیل مثلث جام زهر این و آن و اون یکی به امام است، نه فتح الفتوح، منتهای مراتب ضرورتی هم برای بیان این نکته نمی دیدم. اما قیاس توافق ژنو با قطعنامه ۵۹۸ که متاسفانه، هم از سوی دوستان این وری، هم از سوی دوستان آن وری به آن دامن زده شد، مسبب این نوشته شد. این ور می گوید؛ این هر ۲ جام زهر دادن دست ولی فقیه است، آن ور می گوید؛ این هر ۲ عالی، بلکه متعالی است. من اما با هر ۲ی این نگاه ها، زاویه داشتم و نتیجه اش شد این متن.

    ثالثا؛ قطعنامه ۵۹۸ ناظر بر ظرف زمان و مکان و شرایط، عملی عاقلانه بود، اما توافق ژنو هم آیا همین گونه است؟! الباقی این بخش را مراجعه کنید به متن.

    رابعا؛ اگر پایان جنگ، آنقدر برای امام تلخ بود که اشاره به «جام زهر» کردند، لابد برای بچه رزمنده ها هم تلخ و دردآور بود. از زاویه این تلخی و غم فکه و هجران شلمچه است که باید حق داد به گلایه های این عزیزان، ولو آنکه حرفشان را هم خیلی حالا قبول نداشت. من، نظر کسانی که می گویند ۵۹۸ فتح الفتوح است را اصلا قبول ندارم، درک شان هم نمی توانم بکنم، اما هر چند نظر بعضی دوستان را هم درباره مثلث جام زهر و… احساسی می دانم، اما به خوبی درک شان می کنم، چرا که این عزیزان، «حب جهاد» و «دلدادگی به شهادت» داشته و دارند. این حب، شاید تک و توک و متاثر از احساس، «حرف نه چندان منطقی» بیاورد، اما «انحراف» نمی آورد. چه می گویم که حب جبهه و جنگ، باعث سعادت است اساسا. مع الاسف، «حب دشمن» و «فتح الفتوح خواندن یک قطعنامه صرفا عاقلانه» درجه آخر منجر به همین انحراف بزرگ توافق ژنو می شود که غیر قابل گذشت است.

    خامسا؛ جدای از توافق هم، همین نظر را واقعا درباره ۵۹۸ داشتم، اما قیاس مع الفارق هر ۲ سوی ماجرا، مرا برای انتشار این متن و بسط نظرم تحریک کرد، و الا توافق ژنو، سست تر از آن است که لازم شود از ۵۹۸ بر فرقش چماق بلند کنی. من در این نوشته، چندین و چند دلیل آوردم که ۵۹۸ یک چیز بود و توافق ژنو، یک چیز دیگر. فلذا چماق بلند نکردم، دلیل آوردم! «چماق» به «دروغ بزرگ تقلب» می گویند علیه دموکراسی و ۴۰ میلیون رای در سال ۸۸، نه یک متن مستدل و تحلیلی. و صدالبته تعجبی ندارد که زنجیره ای ها همه را به کیش خود پندارند!

  63. + سید احمد
    بابا اونجا جا انگشته :) :) نه نی!

  64. یه بیست و شیشی می‌گوید:

    پای کلاس قطعه آموخته ایم؛

    قطعنامه ۵۹۸/
    “نه تحمیل جام زهر توسط مثلث این و آن و اون یکی به امام، نه فتح الفتوح، بلکه صرفا تدبیری عاقلانه و واقع گرایانه”
    .
    .
    .
    … آنهم که امام گفت «جام زهر»، من باب «یا دهر! اف لک من خلیل» سیدالشهدا، گله آموزگار از روزگار بود و الا خمینی با آن همه خشم و غرور، که خود جام زهر در حلقوم نظام سلطه ریخته بود، که خود آشفته کرده بود خواب شب پرستان را، که خود مظهر بی‌بدیل اخم و تَخم علیه شیطان بزرگ بود، گلایه کند از مشتی سیاستمدار زپرتی؟!…

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    توافق ژنو/
    “نه جام زهر و ترکمانچای و قراردادی استعماری، نه فتح الفتوح، بلکه توافقی به شدت ضعیف، لازم النقد و ان شاء الله قابل بازگشت”
    .
    .
    .
    … توافق ادعا می‌کرد؛ نه فقط کلیت هسته‌ای، بلکه حتی حق غنی‌سازی هم در آن به رسمیت شناخته شده! توافق ادعا می‌کرد؛ لرزه بر ساختمان تحریم انداخته! توافق ادعا می‌کرد؛ زین پس، گزینه گل و بلبل و صلح، جایگزین گزینه نظامی در روی میز آقای مودب و باهوش می‌شود! توافق ادعا می‌کرد؛ از این به بعد، میان سران کاخ سفید و سگ هار اسرائیل، فاصله خواهد افتاد! توافق ادعا می‌کرد؛ سایه تهدید به جنگ از سر ملت ایران برداشته می‌شود! و توافق ادعا می‌کرد؛ آمریکایی‌ها بعد از این، با ما، رام‌تر و آرام‌تر می‌شوند!…

  65. ناشناس می‌گوید:

    شنیدید میگن بعضی ها فقط ادعا دارند. شده قصه ی توافق ژنو؛ فقط ادعا داره خبری از عمل و نتیجه نیست!

  66. سلام می‌گوید:

    بسی سپاس آقای قدیانی! واقعا قلم شما نعمتی است که شکر می خواهد. “قطعه ۲۶″ همه جا زیبا و درس آموز است، چه اینجا باشد، چه بهشت زهرا. حالا با قاطعیت بیشتری، نگاه شما را به قطعنامه قبول می کنم، بویژه که گله و گلایه جبهه رفته های عزیز را هم بدرستی درک، و نقل کردید. بسیار ممنون.

  67. مهتاب می‌گوید:

    سوال از حسین شریعتمدارى: آیا به دنیاى پس از مرگ اعتقاد دارى؟

  68. رضا اعتدال طلب-پزشک می‌گوید:

    تاریخ درباره توافق نامه ژنو قضاوت خواهد کرد.
    نمی گم ۱۰۰ درصد کامل بود و نمی شد بهتر باشه ولی در کلیت چاره ای نداشتیم.

    از آقای شریعتمداری بپرسید؛
    اگه احمدی نژاد ۴ سال دیگه برگرده (که برمی گرده) دوباره حاضر به حمایت ازش هستید؟
    احمدی نژاد هنوز هم مورد قبول اصولگرایان هست یا نه؟

  69. برف و آفتاب می‌گوید:

    “یا دهر! اف لک من خلیل”، ترجمه‌ش می‌شه اف بر تو ای روزگار…
    جام زهر هم ترجمه اش همین می شه…

  70. دی می‌گوید:

    اگه لطف کنید از آقای شریعتمداری در خصوص ناگفته های توافقنامه الجزایر سوال کنید.
    فکر می کنم خیلی به درد الانمون می خوره!!

  71. دی می‌گوید:

    تو کامنت قبلیم عبارت “کمتر گفته شده” به جای “ناگفته” درست تره!

  72. صبر می‌گوید:

    فرزند شهید؛
    با «خرد زمینی»ات «نقد آسمانی» کردی! واقعا یکی یه دونه ای!

    یک سوال دیگه از آقای شریعتمداری دارم!
    به نظر شما مشکل سوریه در نهایت راه حل سیاسی دارد یا نظامی و مقاومت؟
    آیا کشورهای حامی تروریست دست از حمایت بر می دارند؟
    آیا دولت سوریه می تواند به جای مذاکره با گروه های مخالف با کشورهای حامی تروریست مذاکره کنه و به نتیجه برسه؟
    به نظر من گروه های تروریست هیچی نیستن اگه کمک مالی و تبلیغاتی نشوند! و باید با منبع مذاکره کرد!

  73. رضا 2 می‌گوید:

    حسین قدیانی،
    یعنی دفاع از توافقنامه ژنو توی سایت هیچ منتقدی نباید بیاد؟ انصاف بدین شما نقد پذیرترین یا دولت؟

  74. ناشناس می‌گوید:

    می بینم اون روز رو که تو حسین قدیانی از همین توافق ننگین ژنو، دفاع کنی علیه یک توافق ننگین تر!

    پسرجان! کاش قلم خوبت کمی هم انصاف و سواد را با هم داشت…

  75. منتظر می‌گوید:

    حالا قبول قطعنامه شد یه کار عاقلانه؟ شما همونایی نبودین که از مثلث و مربع و پنج ضلعی و دایره جام زهر حرف می زدین؟
    کم مونده برای زدن حسن روحانی، مایه از کروبی و موسوی و خاتمی و بلکه جرج سوروس بگذارین!!

  76. اردکانی می‌گوید:

    طعنه آخر پست به هفته نامه آسمان که البته الان باید بگوییم روزنامه آسمان محشر بود. واقعا تیتر “پیروزی هسته ای” فقط یک بلوف بود در ازای پولی که گرفته بودن، در یک قلم ۴۰۰ میلیون!

  77. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    شگفتا!
    “در زیر هیچ قرارداد استعماری، امضای یک آخوند نیست”

    حالا تو برو پول بده تا برایت تیتر نزنند…!!

  78. خ ح می‌گوید:

    سلام؛
    من نمی خواهم جواب این متن را بدهم،
    ولی حرفهایی دارم با رییس جمهور
    اگر بتوانم از طریقی دیگر با شما تماس داشته باشم.
    دعاگوی شما هستم…
    با تشکر

  79. فرزند خراسان می‌گوید:

    این قلم و البته روحیه‌ای که هیچ حمله حتی غافلگیرانه‌ای اون رو به انفعال نکشونده، همیشه باعث حیرت و تحسین آدم می‌شه
    شاید این نکته سنجی آموزنده و از موضع برتر هم از همین روحیه است که می‌آد:

    “شخصی را در نظر بگیرید که در عوض دُرّی گرانقدر، به شکلاتی بسنده کرده. شما آیا به این فرد می‌گویید؛ «چرا ایستادگی نکردی؟ چرا تا پای جان، مقاومت نکردی؟ چرا اصول و ارزش‌ها را زیر پا گذاشتی؟» یا اینکه می‌گویید؛ «مرد حسابی! آدم آیا در عوض گوهر به این گرانی، آب نبات به این ارزانی می‌ستاند؟»”

    “آنهم که امام گفت «جام زهر»، من باب «یا دهر! اف لک من خلیل» سیدالشهدا، گله آموزگار از روزگار بود و الا خمینی با آن همه خشم و غرور، که خود جام زهر در حلقوم نظام سلطه ریخته بود، که خود آشفته کرده بود خواب شب پرستان را، که خود مظهر بی‌بدیل اخم و تَخم علیه شیطان بزرگ بود، گلایه کند از مشتی سیاستمدار زپرتی؟! ”

    “شگفتا! دوستان دیپلمات می‌گویند؛ «خیلی هم حالا به حرف یانکی‌ها استناد نکنید!» سلمنا! اگر نباید به حرف یانکی‌ها استناد کرد، پس چه خام‌اندیشانه با سران کاخ سفید توافق بسته‌اید! چطور به حرف یانکی‌ها نباید استناد کرد اما به توافق با ایشان باید خوش بین بود؟!”

    حقیقتاً که آفرین!

  80. تازه وارد می‌گوید:

    به سیم آخر زدن که میگن اینه

    ایول داری

  81. مهدی محمدزاده می‌گوید:

    سلام حسین جان…
    سبک نوشته هات رو خیلی دوست دارم…
    خدا می دونه که باهاش حال می کنم…
    با وجود اینکه دو تا سایت _به قول شما انحرافی!_ رو با پول توی جیبیم و با هزار جور بدبختی اداره کردم، همیشه از نوشته هات بهره بردم و باهاشون صفا کردم.
    ما آخرشم نفهمیدیم از چی منحرف شدیم حاجی.
    بی خیال بگذریم.
    حسین جان!
    یه انحرافی که احمدی نژاد و مشائی رو مظلوم دیده و معتقده «بادیدن کشیدن خلخال از پای یک زن یهودی جا دارد که انسان از این غصه بمیرد…» حق داره به قطعه ای از بهشتت وارد شه؟…
    اصلا ورود هیچی!
    آیا برای یک جفت چشم نظاره گر
    _نه کمتر و نه بیشتر_
    جا هست آقا؟…
    پراکندگی حاصل کثرت است
    بیایید تمرین وحدت کنیم…
    یا حق

  82. از بحثی که درباره قطعنامه کردین و اون رو توی کامنت ها هم تشریح بیشتر کردین، متشکریم. خیلی لازم بود در این شرایط. واقعا قیاس بین توافق ژنو و قطعنامه ۵۹۸ ظلم است به عقل دوراندیشی که سبب ختم جنگ ۸ ساله شد. متاسفانه این نوع زیرکی در بین دوستان اصولگرایی که دستی بر قلم دارند، به ندرت دیده می شود.
    قدر خودتان و قلم تان را بدانید آقای قدیانی.
    دعاگویان شما…

  83. ناشناس می‌گوید:

    بالاخره یک حزب اللهی بصیر، شجاع و خط شکن باید پیدا می شد و می زد توی دهان قیاس نادرست قطعنامه و توافق. و چه بهتر که این کار، توسط داداش حسین خودمان و به زیبایی هر چه تمام تر انجام شد. واقعا نگاه درست به ۵۹۸ همین نگاه متین و مستدلی است که در متن خواندم. این را به عنوان یک رزمنده جبهه رفته عرض می کنم.

    عزت عالی زیاد.

  84. رضایی می‌گوید:

    استدلال هاتون درباره عقلانی بودن قطعنامه ۵۹۸ به عقل می نشیند، اما به دل نمی نشیند. حالا مشکل از چیه، خدا عالمه!

  85. رضایی می‌گوید:

    در ضمن از استادتون بپرسین؛

    یک/ اگر کیهان نباشند، در کدام سنگر به فعالیت خواهند پرداخت؟!
    دو/ مهمترین تعریف و تندترین نقد حضرت آقا از کیهان؟! (البته در صورت مصلحت)
    سه/ منهای خط و خطوط، بهترین روزنامه نگار و بهترین نویسنده حال حاضر کشور را چه کسی می دانند؟!
    چهار/ اوایل ورودشان به عالم روزنامه نگاری، از قلم چه کسی الگو می گرفتند؟!
    پنج/ چگونه می توانند آخر گفت و شنودها، بعضا جوک و لطیفه اختراع کنند؟!

    با تشکر.

  86. اسلامی ایرانی می‌گوید:

    متن طولانی بود، نخوندم!

  87. پلاک اروند می‌گوید:

    تحلیل تان را درباره بد بودن توافق ژنو کاملا قبول دارم.
    تحلیل تان را درباره درست بودن ۵۹۸ اصلا قبول ندارم.

    اولی صریح بود، دومی نا صحیح…

  88. ناشناس می‌گوید:

    متن سرشار از بی ادبی و اهانت به دست اندرکاران دیپلماسی کشور و البته شخص رئیس جمهور است.

    از یاد نبرید که به فرموده رهبر معظم، اینها بچه های انقلابند.

    لطفا از سعه صدر دولت، سوء استفاده نکنید و احترام شخص اول اجرایی مملکت را نگه دارید.

  89. لیلی می‌گوید:

    نقد کدام توافق؟!

    توافق یا وادادگی ساده لوحانه؟!

    دوستان برخی از موارد به اصطلاح توافق شرم آور ژنو را با هم مرور می کنیم!

    – کل مواد غنی سازی شده ۲۰% باید نابود شود.
    – باز فرآوری آن مواد نباید انجام شود.
    – غنی سازی بیش از ۵% نباید صورت گیرد.
    – هیچ پیشرفتی در تأسیسات غنی سازی سوخت نطنز انجام نشود.
    – هیچ سانتریفیوژ جدیدی در نطنز نصب نگردد.
    – در اولین شش ماهه هنگام تعویض سانتریفیوژ همان نسل اول تعویض شود، نسل دوم تعویض نگردد (نسل دوم، سه یا چهار برابر نسل اول کار می کند) حتی یک عدد از نسل دوم به کار برده نشود.
    – هیچ پیشرفتی در غنی سازی سوخت فوردو انجام نشود.
    – ظرفیت غنی سازی در فوردو افزایش نیابد.
    – سه چهارم فوردو تعطیل شود.
    – بین آبشاهاری فوردو ارتباطی برقرار نگردد.
    – هیچ پیشرفتی در راکتور اراک ایجاد نگردد.
    – مراکز جدید برای غنی سازی ایجاد نشود.
    – فعالیت های تغییر و توسعه بازفرآوری و ساخت مکانی که توانایی بازفرآوری داشته باشد مجاز نیست.
    – سوخت و آب سنگین به راکتور اراک منتقل نشود.
    – سوخت اضافی آزمایش نشود.
    – سوخت بیشتری تولید نگردد.
    – اجزای باقی مانده راکتور نصب نگردد.
    – نظارت و ارائه اطلاعات در گزارشات سه ماهه در مورد تمام تأسیسات هسته ای ایران صورت گیرد.
    – توصیف و شرح هر ساختمان و توصیف کلیه فعالیتهای هسته ای.
    – ارائه اطلاعات معادن اورانیوم
    – ارائه اطلاعات کارخانه های تولید اورانیوم
    – تصویب پرسشنامه ی به روز شده در مورد اطلاعات طراحی راکتور اراک به آژانس.
    – بازرسی هاس سرزده با فاصله ۲ ساعت و یا بدون اطلاع از تأسیسات هسته ا ی ایران.
    – استفاده از دوربین های آنلاین برای دسترسی مدیریت شده به کارگاههای تاسیسات هسته ای (این یعنی پذیرش پیش از موعد پروتکل الحاقی)
    و نتیجه این همه امتیاز و خودباختگی و به اصطلاح اعتمادسازی! جمله یانکی بی پدر، جان کری است که گفته:

    «این اولین بار است که ما توانستیم امنیت اسرائیل را به این صورت تأمین کنیم!»

    جماعت اعتدالیون خوش باور بدانند تا زمانی که با عینک «سیاست قضا قورتکی اعتمادسازی و نرمش» به نظام سلطه جهانی و حاکم بلامنازع آن آمریکای جهانخوار بنگرند، در بر همین پاشنه خواهد چرخید! و صد البته راهی به دهی نخواهند برد!

  90. صبر می‌گوید:

    نامه ای از علی رضا قزوه به رییس محترم اتحادیه ی پنچرگیران غرب کشور

    رییس محترم اتحادیه پنچرگیران غرب کشور!
    با سلام. من یک شاعر هستم. حدود چهل کتاب شعر و تحقیق ادبی دارم. در کتاب های درسی دانش آموزان هم نمونه شعر و نثرم چاپ شده. نامه ای که برایتان می نویسم به خاطر بیماری یکی از شاعران انقلاب است که از قضا شاعر معاصر هم هست. دفترچه بیمه ی این شاعر که شش سال است در کما به سر می برد تمام شده و ما شاعران مثل شما اتحادیه نداریم. راستش یک انجمنی داریم به نام شاعران که آنها بیشتر تو کار دستبند سبز هستند و می گویند ما اینجییو هستیم – گمانم معنی اش یک چیزی در مایه ی سی ان جی یا گاز بی بخار یا در همین حدودها باشد. لذا هر کاری که مربوط به شاعران باشد و پیگیری داشته باشد و وقت بر باشد آنها کاری نمی توانند بکنند. البته از حق هم نگذریم که آنها هر وقت کسی می میرد به مراسم ختمش می روند و بلند بلند اعلی الله مقامه می گویند. یک کار دیگر هم می کنند که هر سال شب یلدا کرسی می گذارند و هندوانه می خرند و قلیان می آورند و عکسش را در فیس بوک می زنند. تازه آنها اگر زیاد اصرار کنیم که این وظیفه شماست، از شاعران شکایت هم می کنند و در فیس بوک به طور اختصاصی فحش هم می دهند. می گویند از دست ما همین بر می آید. لذا عاجزانه از شما خواهش می کنیم که بزرگواری کنید و این یک مورد را به خاطر خدا شما انجام بدهید. این شاعر بنده ی خدا از اهالی غرب کشور حدود سرپل ذهاب است و ثواب دارد و جای دوری نمی رود. بعدا خودمان یک جوری از خجالت شما در می آییم.

  91. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    جالبه! زنجیره‌ای‌ها هیچ درک و تصوری از تنوع و تضارب دیدگاه و آرا، در عین دوستی و همدلی ندارن…!

    (فاصله‌ی نهاد و گزاره رو داشتید؟!)

  92. صبر می‌گوید:

    یک سوال از همه اعتدالیون و اصلاح طلبان دارم؟
    اگر این شاعر عزیز از جبهه شما بود؛ به من بگید بی بی سی و صدای امریکا، رادیو فردا و… چقدر برنامه احساسی از این شاعر عزیز می ساختند و جار و جنجال به پا می کردند؟
    چقدر ان جی یو در داخل و خارج از کشور درست می کردید؟
    چقدر دولت ها را زیر سوال می بردید؟
    چقدر حقوق بشر را زیر سوال می بردید؟
    اما، حالا همه ساکت شدند!!

    من که کاری از دستم بر نمی آید لیکن؛
    از دولت محترم تقاضا داریم که به بیمه این شاعر عزیز رسیدگی کنند. که رسیدگی به این عزیز انقلاب و حفظ عزت نفس وی فقط دست دولت است نه کس دیگری!
    همچنین از مطبوعات می خواهیم منصفانه کار کنند!

  93. مجنون می‌گوید:

    این نظرات اسلامی ایرانی منو کشته!
    خدایی خیلی باحاله!

  94. یه معتدل ضد افراط می‌گوید:

    سید؛
    منظور از سرکاری همون طنز و مزاح بود.
    بروبچ هم چون مارادونا واسه خودش به تنهایی یه تیمه گفتم!
    ممنون.

  95. یه معتدل ضد افراط می‌گوید:

    چماق به اونی میگن که زنجیره ای ها دارن فله فله از آمریکا می خورند، دریغ از یه دونه هویج!

  96. یه معتدل ضد افراط می‌گوید:

    اصلاً تا حالا کسی یه تعریف و دفاع منطقی و مستدل از توافق ژنو شنیده؟!
    حتی از جانب خود امضا کنندگان؟ من که هر چی صحبت و خبر در مورد توافق ژنو بوده خوندم چیزی پیدا نکردم.
    با کمی ارفاق، منطقی ترین و قوی ترین تعریفی که از تناقض نامه ژنو شنیدم این بود که
    “ما مجبور بودیم”!
    ولی در بین نقدها اکثرش منطبق بر واقعیت و کاملاً زمینی بود نه مثل تعریف دولتمردان و رییس جمهور از توافق ژنو که کاملاً شعاری و فضایی بود و به درد زمین نمی خورد!

    در مورد قطعنامه هم به نظرم حرف هر دو تا گروه درسته. یعنی هم حرف داداش حسین و هم قضیه مثلث جام زهر.
    به نظر نمی رسه اینها با هم تناقض داشته باشند.
    امام خمینی (ره) به نظرم قصد داشت خیلی سریع و انقلابی اهداف و آرمان های اسلام و ملت انقلاب کرده را محقق کند ولی شاید شرایط جامعه و جهان این اجازه را نداد.
    ولیکن در این میان برخی ها بودند که مثل ژیان در برابر بولدوزر امام بودند و توانایی همراهی با ایشان را نداشتند.
    متنی که امام در مورد پذیرش قطعنامه منتشر کردند، دو مطلب را به طور واضح فریاد می زند. یکی پذیرفتن شرایط و جبر جامعه و جهان برخلاف خواست امام که چون خواست خداوند بود امام می پذیرد و کاملاً به تسلیم بودن در برابر خواست خدا اشاره می کند، ولی کم آوردن و تفسیرها و تحلیل های مادی دوستان و مسئولان مسئله دوم بود که سبب ناراحتی امام گردید که باز هم در متن منتشره واضح است.
    جام زهر هم به دلیل دلتنگی امام از به تأخیر افتادن رسیدن به هدف و همراهی نکردن برخی دوستان بود. و تعبیر “یا دهر” قشنگ ترین و کامل ترین تعبیری هست که میشه در این مورد به کار برد.

  97. یه معتدل ضد افراط می‌گوید:

    با توجه به اینکه حاج حسین شریعت از صفر تا صد مواضع و عملکرد فتنه گرها رو با تقلب از روی جزوه مزخرفات این یارو جورج سوروس و جین شارپ و بقیه جک و جونورها پیش بینی کرد و اتفاقاً درست هم پیش بینی کرد، از ایشان بپرسید:
    “آیا مواضع و عملکرد محیرالعقول شیخ ساده ما را جورج سوروس و جین شارپ که سهله، روح عمه نوسترآداموس هم می تونست پیش بینی کنه؟ نظر شما در این باره چیست؟ آیا قول می دهید در آینده این قبیل مواضع را هم پیش بینی کنید؟”

    با تشکر

  98. منتظر محبوب می‌گوید:

    داش حسین کارت درسته! خدا قوت…
    تو راهپیمایی ۲۲ بهمن تهران یه کاری انجام دادیم ما، که خدا قبول کنه انشاءالله… احتمالاً خبرهاشو خوندید یا نشریات به دست خودتون هم رسیده…
    یه سری نشریاتی تهیه کردیم در باب توافقنامه و در سطح وسیعی توزیع کردیم…
    ری اکشن های مردم جالب بود… بعضی هامون کتک خوردن!!! بعضی هامون مجبور بودیم وایسیم با آدم هایی که باهامون دعوا می کردند، بحث کنیم…
    بعضی ها هم خیلی با فرهنگ و با شعور یه گوشه می ایستادن و مطلب رو می خوندند و به فکر فرو می رفتند… و حتی بعضاً بسیار ناراحت و عصبی می شدن و به ما می گفتن که حالا باید تو این شرایط چی کار کنیم با این گندی که آقایون بالا آوردن؟!
    سایت های خبری زیادی این قضیه رو پوشش دادند. و حتی بی بی سی فارسی و رادیو فردا هم اینو نوشتند!!! یه جریانی ایجاد شد بین مردم که انشاءالله نتایجش رو خواهیم دید در آینده نزدیک…
    دعا بفرمایید مردم هر چه سریعتر آگاه بشن و بتونیم یه حرکت مردمی و گسترده بزنیم…

  99. برف و آفتاب می‌گوید:

    چرا هیچ‌کس نمی‌گه در مورد قطعه و کامنت‌هاش ازشون بپرسید؟ بپرسید اصلا به قطعه سر می‌زنند؟ کامنت‌ها رو می‌خونند؟ نظرشون چیه؟ بپرسید اون‌ یکی قطعه ۲۶ هم سر می‌زنند؟ سر مزار کی بیشتر می‌رن؟ خیلی خیلی هم سلام و تشکر برسونید.

  100. چشم انتظار می‌گوید:

    با کمی مطالعه ی بیشتر! در خصوص توضیحات قطعنامه ی ۵۹۸ باید بگم:
    احســــــــــــنــــــــ داداش حسین ــــــــــــــــــــــت :)

  101. مساله می‌گوید:

    یک سوال من از خود شما دارم:
    رشته تحصیلی و محل تحصیلتون؟

  102. ناشناس می‌گوید:

    من چند سوال واسم پیش اومده.
    همین شما قبل انتخابات نمی گفتین سیاست خارجی دست رهبری است و بس؟!…
    الان یعنی رهبری گذاشتن یه توافق ننگین بسته بشه؟!
    یا اطلاع ندارن از موضوع به این مهمی؟!

  103. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    نقدهایی مثبت و نازک‌تر از گل بایدش
    دلبر ما را که تدبیر و تعقل بایدش

    خرده بر جمعیت زلفش اگر گیرد کسی
    بس پریشانی که از آن جعد و کاکل بایدش

    تا ببیند چند تار زلف او را چون کمند
    قدرت تصویرسازی و تخیل بایدش!

    چشم را چون شست و بعدش دید جور دیگری
    آن دو رشته در نظر گیسوی سنبل بایدش!

    گر در آن زلف و دماغ و چشم و ابرو مشکلی‌ست
    باید از آن بگذرد عاشق، تساهل بایدش!

    فرض کن بالای چشم یار، ابرو دیده‌‌ است
    قبل از آنکه بر زبان آرد، تأمل بایدش!

    تازه گیرم با تأمل خواست لب را وا کند
    پیش از آن با لشگر مژگان تقابل بایدش!

    پس سر بی‌درد را بی‌خود نبندد دستمال
    عارفانه در چنین حالی تجاهل بایدش!

    خواهشا(!) بی‌جنبه‌بازی در نیارد این وسط
    «باغبان گر پنج‌روزی صحبت گل بایدش!»

    نوگل ما را چه سود از نقد زاغ روسیاه
    بلکه به‌به-چه‌چه و تمجید بلبل بایدش!

    ***

    منتقد خوب است و بحثی‌نیست در آن، منتها
    احتیاطا وقت نقادی، قراول بایدش!

    منتقد باید همیشه مثبت‌اندیشی کند
    عیب‌ها را یا نبیند، یا تغافل بایدش!

    داد از آن روزی که نقدش اندکی منفی شود
    فحش‌ها از این جناح و آن تشکل بایدش

    تا قلم در دست ایشان بود، کژ-مژ می‌نوشت
    چون به دست ما فتاد اینک، تعادل بایدش!

    نقد کن ای دل ولی از فحش دلدارت منال
    منتقد گر بی‌سواد افتد، تحمل بایدش!

    حوصله سر رفت از این باید نبایدهای ما
    جمله اعمال فوق الذّکر، در کُل بایدش(!)

    ***

    دائما شعر فخیم از بهر شاعر خوب نیست
    گاه از روی تفنن شعرِ بنجل بایدش!

    شد قوافی خرج و از کف رفت نقد «بوالفضول»
    باز بر گنجینه «حافظ» تفأل بایدش!

    «بوالفضول الشعرا»
    “سعید سلیمان‌پور ارومی”

  104. به جای امیر می‌گوید:

    پرش (گفت و شنود)

    گفت: برخی از روزنامه‌های زنجیره‌ای نوشته‌اند، راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال با سال‌های گذشته متفاوت بود.
    گفتم: البته که همینطور بود، راهپیمایی ۲۲ بهمن هر سال بسیار پرشورتر از سال قبل برگزار می‌شود.
    گفت: ای عوام! ادعا می‌کنند که امسال مردم به خاطر دعوت اصلاح‌طلبان حضور بیشتری داشتند!
    گفتم: پس چرا سران جبهه اصلاحات از ترس مردم جرأت نکردند در راهپیمایی حضور پیدا کنند!
    گفت: چه عرض کنم؟!
    گفتم: یارو دورخیز کرد که روی زین اسب بپره، محکم خورد زمین و برای اینکه ضایع نشه به رفیقش گفت؛ از پرشم خوشت اومد یا از دورخیزم؟ رفیقش جواب داد، از هیچکدوم! از اعتماد به نفست!

  105. ستاره خرازی می‌گوید:

    آقای اوباما؛
    زبان من الکنِ برای سپاسگزاری از شما.
    واقعا نمی دونم چطور از شما تشکر کنم که گول توافقنامه ی ژنو رو نخوردید و بر سر دشمنیتون با ما هستید، که اگر نبودید و ما رفع تحریم می شدیم خدا میدونه چه بلایی سر جوون های ما می اومد، به خصوص.
    به عمومش رو هم بگذریم.
    لذتی که در دشمنی شما با ما هست، در دوستیتون نیست.
    (اتفاقا خواننده هم میگه که دشمنی با تو چه لذتی داره!)
    خداوند ما رو در دشمنی با هم حفظ کنه.

  106. ناشناس می‌گوید:

    شما پیام انتخابات قبلی رو متوجه نشدین هنوز… متاسفانه!

  107. ... می‌گوید:

    قطعنامه هم چندان مالی نبود و به امام تحمیل شد.

  108. ز. حسینی می‌گوید:

    چرا اینقدر طولانی می نویسی شما؟! آدم باید وقت کنه بخونه یا نه؟!

  109. دی می‌گوید:

    ۱) بین بچه های انقلاب و بچه های انقلابی بودند یک «ی» تفاوت هستش!

    ۲) آیا همه بچه های یک خونه بچه های اهل و افتخارآفرین می شوند که انتظار داریم همه بچه های انقلاب افتخارآفرین باشند؟

  110. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    ممنون مرتضی…
    مرحبا بر «بوالفضول الشعرا»…
    و اما؛
    گفت حافظ این «پیام» ساده نمی آید بدست
    منتقد گر گردد اسکل، باز شنقل بایدش…!!

  111. یه دانشجو می‌گوید:

    من یک سوال جدی دارم.
    چرا وقتی آقای هاشمی یک خاطره از امام خمینی می گویند این همه در برابر آن موضع می گیرید. ولی اگر مثلا رهبر عزیز یک خاطره از ایشان بگویند همه به به و چه چه می کنید؟
    قصد قیاس این دو نفر را ندارم که دومی عزیز دلم است و اولی … بماند! فقط می خواهم بدانم چرا اینقدر برخورد باید متفاوت باشد.

  112. حسن می‌گوید:

    دیگر توان نداریم، تحقیر دیگری را، یا حرفهای تلخ ِ،امثال جان کری را

    رو کن گزینه ها را، ما تشنه ی جهادیم، بسیار دوست داریم، تدبیر رهبری را…

  113. ناشناس می‌گوید:

    حق این جماعت بی عقل و نادان، همین است که با آجر، اجرشان داده شود.

  114. م.طاهری می‌گوید:

    “بچه حزب‌اللهی، فقط «صریح» سخن نمی‌گوید، بلکه در وهله اول، «صحیح» سخن می‌گوید. ما بزرگ‌شده‌های سنگر شهید حاج حسین خرازی هستیم که معتقد بود؛ «جنگ را باید درست نوشت، نه درشت!» ما توافق را «درست» نقد می‌کنیم، نه «درشت» و صدالبته، اصحاب توافق باید صلح را درست بنویسند، نه درشت! “

  115. م.طاهری می‌گوید:

    هر چی بیش تر خواندم و پایین تر آمدم هم بیش تر به وجد آمدم هم بیش تر متاثر شدم!
    به وجد آمدنم به خاطر صراحت متن بود٬ تاثرم به خاطر… چی بگم؟ یکی دو تا نیست موجبات تاثر این روزها.

  116. م.طاهری می‌گوید:

    یه دانشجو؛

    جواب سوال جدی شما خیلی واضحه. در نظر بگیر اولی در چه زمان هایی و با استناد به چه شرایط خاصی (من بودم و امام٬ امام آمد به خوابم و …) و با چه هدفی خاطره می گوید و امامِ خاطره هایش چقر فرق می کند با امامی که همه دیده اند و طبق اسناد موثق می شناسندش٬ خودت جواب سوالت رو می گیری.

  117. ناشناس می‌گوید:

    یه دانشجو؛
    زیرا جناب آقای هاشمی صریحا باورهای خود را به عنوان خاطره از حضرت امام نقل می کند!
    تحریفات امام در خاطرات اخیر ایشان چنان واضح است که هر شخصی با کوچک ترین اطلاعی از حضرت امام آن را می فهمد.
    لذا آنچه از سوی آقای هاشمی بیان می شود، سوء استفاده از نام مبارک رهبر کبیر انقلاب اسلامی ست… نه خاطره!!

  118. یک استکان چای داغ! می‌گوید:

    “راهپیمایی آنقدر شلوغ بود که نتوانستم مردم را ببینم”

    :)
    طرف میره جنگل، میگه اونقدر درخت بود که نتونستم جنگل رو ببینم!
    :)

  119. عدالت خواه می‌گوید:
  120. رضا می‌گوید:

    مقدمه چینی برای ساختارشکنی فتنه گران:
    بار دیگر بوی فتنه گری از قم به مشام می‌رسد! شورش علیه قانون اساسی در قم!
    در حاشیه سخنرانی امروز علی مطهری در دانشگاه مفید قم، بیانیه بسیار تند و ساختار شکنانه ای از سوی نماینده کانون دانشجویی دایره قرائت شد.

    ایران فردا به نقل از قم فردا/ سخنرانی علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس، امروز در دانشگاه مفید قم برگزار شد.
    علیرغم اینکه علی مطهری سخنان و مطالبی که برگزار کنندگان برنامه یعنی اعضای کانون “دایره” انتظارش را داشتند مطرح نکرد، این کانون در بیانیه تند خود این مسئله را جبران کرد. اعضای کانون دایره که سابقه اقدامات افراطی و حمایت صریح از سران فتنه را در کارنامه خود دارند، این بار نیز صراحتاً اقدام به زیر سوال بردن قانون اساسی نموده و آن را دارای “تناقضات بنیادین” دانستند.

    این افراد همچنین در بیانیه خود ضمن نام بردن از سران فتنه،‌ رفع حصر آنها را عامل آشتی دولت و ملت (!) دانسته اند. شنیده شده در این برنامه برخی از اساتید دانشگاه مذکور که در جریان فتنه ۸۸ به دلیل ارتکاب جرم های امنیتی و شرکت در اغتشاشات دستگیر و محکوم شده اند نیز حضور داشته اند.

    شایان ذکر است مسئولین دانشگاه مفید که تحت اشراف یکی از مراجع معظم تقلید اداره می‌شود، از صدور مجوز برای راه اندازی فعالیت تشکل های دانشجویی غیر همسو با خودشان مانند بسیج دانشجویی و همچنین راه اندازی نهاد نمایندگی رهبری در این دانشگاه خودداری می‌نمایند.

  121. یه معتدل ضد افراط می‌گوید:

    یک استکان چای داغ؛
    ایشون کلاً عادت به دیدن مردم و نظر مردم ندارند. دست خودشون نیست.
    وقتی محافظ های حاج آقا و اقوام و آشنایان هر جنبنده ای رو تا ۱۰۰ متری تحت فشار قرار می دهند، نتیجه اش میشه همین که تو راهپیمایی هم همش حاج خانم و بچه ها رو می بینه!

  122. فاطمه می‌گوید:

    شهید احمدی روشن! روحت شاد.
    خدا صبر به خانواده و پدر و مادرت بدهد.

    اللهم عجل لولیک الفرج…

  123. به جای امیر می‌گوید:

    نبض! (گفت و شنود)

    گفت: آقای زیباکلام افاضه فرموده‌اند که اسرائیل را به رسمیت می‌شناسند!
    گفتم: بچه ادیب‌الممالک و این چرت و پرت‌ها؟ آب «آب منگل» و بستنی «اکبر مشدی» و فالوده «یدالله شیرازی» حرومش باشه. بیشتر بچه‌محل‌هاش شهید شده‌اند و این یکی…!
    گفت: چه عرض کنم؟!
    گفتم: حالا مگه آمریکا و اروپا و بقیه کشورهای اجق وجق که اسرائیل رو به رسمیت شناخته‌اند، چه غلطی کرده‌اند؟!…
    آقای زیباکلام که جای خود داره!…
    گفت: ولی برخی رسانه‌های ضد انقلاب، حسابی حرفش رو تحویل گرفته و براش سوت و کف زده‌اند!
    گفتم: از قدیم و ندیم گفته‌اند «کوزه جایی رود که باز آید تغار»!… دو نفر که ادعای طبابت داشتند، دست‌هایشان را زیر پتو بردند که نبض یک بنده خدایی را بگیرند و بعد با تأسف گفتند؛ وضع بیمار خیلی وخیمه! شخصی که دراز کشیده بود گفت؛ من حالم خیلی خوبه و دارم استراحت می‌کنم. شما دو تا پَت و مَت زیر پتو نبض همدیگر را گرفته‌اید!

  124. م.طاهری می‌گوید:

    سلام ما را هم به حاج حسین برسونید و یه خدا قوت اساسی از طرف ما بهشون بگید.

    پدربزرگ من همیشه اینو می گه:
    کیهان می خوانیم؛ با افتخار هم می خوانیم… هیچی کیهان نمی شه!

  125. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    جانم سیدعلی…

    “تصور برخی مسئولان دولت قبل و دولت کنونی این بود که اگر در قضیه هسته‌ای با آمریکا مذاکره کنیم، موضوع حل می‌شود. روز اول امسال در مشهد اعلام کردم که مخالفتی ندارم، اما خوش بین نیستم که به جایی برسد. ببینید بجایی نرسیده و پی در پی اظهارات سخیف آمریکایی‌ها را ببینید.”

  126. سیداحمد می‌گوید:

    جوونیمون فدات آقا جان…
    http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=25346#201878

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم…

  127. چشم انتظار می‌گوید:

    خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست… هممون یه جا فداش.

  128. طه می‌گوید:

    داداش حسین، امروز آقا گفته:
    کاری که وزارت خارجه و مسئولان دولتی ما شروع کردند ادامه پیدا خواهد کرد و ایران نقض قرار نمی‌کند، اما اکنون هم می‌گویم که فایده‌ای ندارد و به جایی نخواهد رسید. آمریکا با اصل انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و پرچمی که شما مردم بلند کردید، دشمن است.”

    تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی…

  129. سیداحمد می‌گوید:

    چقدر کوته فکر و بی غیرت اند کسانی که بی ادب های آمریکایی را با ادب می خوانند!

  130. به مسئله می‌گوید:

    قبلا در مصاحبه حسین قدیانی با فکر کنم سایت برنا خونده بودم که مدیریت صنعتی خونده بودن.

  131. سلام 2 می‌گوید:

    لذت می برم که رهبر مقتدر، همیشه از موضع بالا، به این دولت و رئیس دولت مغرور آن، نگاه می کند…

    “برای دولت دعا کنید… این دولت دلش می خواهد کار کند”!!

    :)

    یاد کامنت های آقای قدیانی توی این پست افتادم؛
    http://www.ghadiany.ir/1392/21603

  132. بیست و ششی می‌گوید:

    سید،
    قطعه چرا به روز نمی شه آخه؟
    نیستن آقای قدیانی؟

  133. سیداحمد می‌گوید:

    عاشق تلفظ کلمه “غیرت” از زبان حضرت آقام!

  134. رضا اعتدال طلب-پزشک می‌گوید:

    سخنرانی رهبری خیلی مدبرانه و مفید بود.
    “کاری که وزارت خارجه و مسئولان دولتی ما شروع کردند ادامه پیدا خواهد کرد و ایران نقض قرار نمی‌کند”
    “خوشبین نیستم اما مخالفتی ندارم”

  135. رسول می‌گوید:

    با تدبیر وزرای آموزش و پرورش و علوم و بهداشت و ریس دولت کلید، اصلاحات در مدارک تحصیلی آغاز شد؛

    مخالف توافقنامه ژنو … بیسواد
    منتقد توافقنامه ژنو … کم سواد
    توافقنامه ژنو خوبه … دیپلم ردی
    توافقنامه ژنو عالیه … لیسانس
    توافقنامه ژنو محشره … فوق لیسانس
    توافقنامه ژنو آخرش پیروزی کامله … دکترا
    همه رو تعطیل و پلمپ کنیم … پرفسور

  136. ناشناس می‌گوید:

    … و البته بر عکس سخنان عمدتا غیر مدبرانه، بزدلانه و نا مفید رئیس هفت دهم درصدی دولت دروغ گویان. و اما بر اساس همین بند از سخنان رهبر، کاملا واضح است اگر روند فعلی، همین گونه ادامه پیدا کند، ملت و ولایت، اول می زنند توی دهن سران کاخ سفید، بعد هم مثل ۲۲ بهمن امسال، ماشین قراضه دیپلماسی شیخ حسن و دار و دسته را، این بار دیگر اساسی روی چال خواهند برد.

    امروز، «آقا» قشنگ نشان داد شان این دولت را؛ «دل شان می خواهد کار کنند!!»

    بیچاره ها…

  137. صبر می‌گوید:

    حرف دل صبر به سازنده ی فیلم رستاخیز؛

    کارشناسِ فیلم نیستم.
    فیلم رستاخیز را هم ندیده ام!
    اما یک چیز را خوب می دانم، وقتی هالیوود می خواست فیلم محمد
    رسول الله را بسازد، از علمای شیعه و اهل سنت سوال و مشورت کرد.
    و به خاطر احترام و حفظ حرمت ها، چهره های پیامبر اسلام، حضرت علی(ع) و
    بقیه خلفای اهل سنت را به تصویر نکشید!

  138. مرضیه می‌گوید:

    بعضی ها از حرف های آقا، فقط اون قسمت هایی که به نفع خودشون بوده – که اون هم نبوده!- شنیدن!!

  139. چشم انتظار می‌گوید:

    بچه ها! یه عکس درجه ی یک:

    http://www.pic98.ir/images/1jp01dwh6tflil8fhhw.jpg

  140. نسیم می‌گوید:

    غزلی بی نقطه در وصف حضرت زهرا سلام الله علیها

    سر در گم سرّ سحرم مادر گلها
    دل مرده ی اسرار درم مادر گلها

    ای محور اصل همه ی عالم و آدم
    ای هاله ی احساس و کرم مادر گلها

    هم اسوه ی مهر و مدد و گوهر علمی
    هم سوره ی طاهای حرم مادر گلها

    علامه دهری و سراسر همه عدلی
    ای حامی و امدادگرم مادر گلها

    در معرکه گل کرده همی آه کلامی
    گاهی سر و گاهی کمرم مادر گلها

    ای ماه دل آرای علی در دم مرگم
    دل گرم طلوعی دگرم مادر گلها

    شاعر: مجید قاسمی

  141. عدالت خواه می‌گوید:

    لیبرال ها باید بدانند این کشور متعلق به امام زمان است…
    بدانند هیچ غلطی نمی توانند بکنند و حضرت آقا هم امروز گفتند که برخی ها چهره آمریکا را بزک نکنند.

  142. شیدا می‌گوید:

    “به توفیق الهى اهداف امریکا و استکبار جهانى، نسبت به ملت ایران شکست خواهد خورد و
    این ملت پیروزى خود را، در مقابل چشم بد خواهان جشن خواهد گرفت.”
    (امام خامنه اى)

    مشتاقانه در انتظار آن روز موعود هستیم و به وعده هاى خداوند و بشارت هاى
    جانشین بر حق امام زمان “ع” با همه وجودمان ایمان داریم.

  143. رهگذر می‌گوید:

    سلام؛
    پیشنهاد می کنم دوستان بخوانند:

    «در دهه چهارم انقلاب، عقب‌نشینی ممنوع است»
    در خصوص نگاه به توافق هسته ای ژنو با توجه به منویات مقام معظم رهبری

    http://kayhan.ir/fa/issue/79/10

  144. م.طاهری می‌گوید:

    خدایا‏ هزار هزار بار شکرت به خاطر نعمت ولایت؛ به خاطر بودن آقا

  145. به جای امیر می‌گوید:

    نشانه(گفت و شنود)

    گفت: عضو مرکزیت یکی از گروه‌های مدعی اصلاحات گفته است، نامزد شدن هاشمی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۴ یک اشتباه بزرگ بود.
    گفتم: خب! چرا؟!
    گفت: ایشان می‌گوید، اعتماد بی‌اساس هاشمی به پایگاه مردمی خویش باعث ورود او به انتخابات شد و شکست ایشان را ضربه‌ای به اصلاحات می‌داند.
    گفتم: حالا مگر نامزد رسمی اصلاح‌طلبان در انتخابات ۸۴ رأی آورده بود؟!
    گفت: نامزد مورد حمایت اصلاح‌طلبان معین بود که حتی به دور دوم هم نرسید.
    گفتم: سرگروهبان در میدان تیر، تفنگ را از دست یک سرباز که تیرهایش به خطا می‌رفت گرفت و گفت؛ حالا خوب دقت کن! و تیری شلیک کرد که اصلا به تخته نشانه هم نخورد! بعد رو به سرباز کرد و گفت؛ متوجه شدی؟! تو اینطوری تیراندازی می‌کردی!!

  146. سیداحمد می‌گوید:

    کاملا اتفاقی بخش هایی از برنامه ۹۰ را دیدم!
    فرشاد پیوس را نشان می داد و حرف هایی که زده شد، شاهدی بود بر کامنت چند روز قبل شما در موردش.

  147. یه دوست که زیاد میاد اینجا اما کم کامنت میزاره می‌گوید:

    جانم فدای حضرت آقای عزیزم
    که فقط صدای ایشون منو آروم می کنه
    خیلی خیلی دوستون دارم حضرت آقا…

    خدا شما رو برای انقلاب حضرت مهدی .عج الله. نگه دارد.
    هر چقدر به خاطر نعمت ایشان خدا رو شکر گذار باشیم باز هم کم است.
    ایشان “ماء غدق” است. با استناد به آیه ۱۶ سوره جن.

  148. لیلی می‌گوید:

    خلاصه ای از فرمایشات بسیار ارزشمند و تعیین کننده ی ولی امر مسلمین حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ای در دیدار با مردم تبریز

    تشکر از ملت

    – در درجه اول در مقابل خداوند متعال که محوِّل دلها و مقلِّب نیت ها و عزم ها است، سجده شکر بجا می آوریم و در درجه بعد از آحاد ملت ایران در سراسر کشور به دلیل ارائه چهره ای برجسته، شکوفنده، و زنده از انقلاب اسلامی در روز ۲۲ بهمن، به جهانیان، صمیمانه تشکر می کنم.

    پیوستگی و اتصال اقوام
    – پیوستگی و اتصال اقوام مختلف ایران با یکدیگر، همان نقطه ای است که بدخواهان ملت ایران، برروی آن متمرکز شده اند و می خواهند اقوام ایرانی را مقابل هم قرار دهند.

    علت حضور پر شور مردم در راهپیمایی

    – نشان دهنده این است که جشن سالگرد انقلاب اسلامی، همانند خود انقلاب، پدیده ای بی نظیر است.
    – برخلاف تبلیغات و تحلیل های غیرواقعی رسانه های بیگانه، اتاق های فکر آنها متوجه پیام این حضور و انگیزه و ایمان و همچنین شعارهای مردم می شوند.
    – یکی از علت های حضور گسترده تر ملت، گستاخی، زیاده خواهی، بی ادبی و پررویی مقامات امریکایی بود که مردم با غیرت دینی خود به صحنه آمدند تا به دولت امریکا علام کنند که دچار اشتباه محاسبه نشود زیرا مردم در صحنه هستند
    – شعارهای مردم در راهپیمایی، دو پیام اصلی «استقامت و وحدت» بود.

    آرمانهای ایجابی انقلاب

    – عمل به تعالیم اسلام
    – تحقق عدالت اجتماعی
    – حضور مردمی در صحنه ها و حوادث مختلف
    – اقتصاد مستقل
    – فرهنگ غیروابسته و اصیلِ ایرانی – اسلامی
    – پناه دادن به مظلوم و مقابله با ظالم
    – پیشرفت کشور
    – برجستگی علمی
    – پیش قدمی در اخلاق و معنویت

    آرمانهای سلبی

    – تسلیم نشدن در برابر زورگویی آمریکا
    – تسلیم نشدن در برابر باج خواهی امریکا

    بزک کردن چهره آمریکا

    – برخی افراد تلاش دارند با بزک کردن چهره امریکا، زشتی ها و خشونت ها و وحشت آفرینی ها را از این چهره بزدایند و دولت امریکا را دولتی علاقمند به مردم ایران و انسان دوست معرفی کنند، اما تلاش این افراد به نتیجه نخواهد رسید.

    چهره واقعی آمریکا

    – به راه انداختن جنگ های خونین و کشتار انسانهای بیگناه
    – حمایت از دیکتاتورهای ظالم در نقاط مختلف جهان
    – حمایت از تروریسم بین المللی
    – حمایت از تروریسم دولتی که مظهر آن رژیم جعلی، غاصب و جنایتکار صهیونیستی است
    – حمله به عراق و کشتار حداقل دهها هزار نفر از مردم
    – حمله به افغانستان
    – راه اندازی شرکت های آدم کشی و ترور همچون بلک واتر
    – راه اندازی گروههای تندروی تکفیری و حمایت از آنها که بخشی از سیاهه اعمال امریکا است.

    شرارت های آمریکا با ملت ایران

    – ملت ایران همواره با خباثت ها، آزارها، توطئه ها و تحریم های امریکا مواجه بوده است که آخرین مورد آن حمایت وقاحت آمیز رئیس جمهور امریکا از فتنه گرانِ سال ۸۸ بود و اخیراً هم بار دیگر اعلام حمایت کردند.

    عدم خوشبینی به قضیه مذاکرات هسته ای

    – تصور برخی دولتمردان دولت قبلی و همچنین برخی دولتمردان دولت فعلی این است که اگر ما در قضیه هسته ای، با امریکا مذاکره کنیم، موضوع حل می شود. من هم به دلیل اصرار آنها بر مذاکره درخصوص موضوع هسته ای، گفتم مخالفتی ندارم اما همان موقع هم تاکید کردم که خوشبین نیستم.

    نشانه های خوشبین نبودن

    – یک نمونه بارز آن، اظهارات سخیف و توهین آمیز سناتورها و مقامات امریکایی بر ضد ملت ایران است.
    – موضوع هسته ای، بهانه ای بیش نیست، اگر روزی بر فرض محال هم، موضوع هسته ای مطابق خواسته امریکا، حل شود، امریکاییها مسائل دیگر را پیش خواهند کشید، و اکنون نیز همه شاهد هستند که سخنگویان دولت امریکا از موضوعات حقوق بشر و توانایی موشکی و دفاعی ایران، سخن به میان می آورند.

    پیام ملت ایران به مسئولان

    – ملت ایران ایستاده است و مسئولان نباید در مواجهه با دشمن، احساس ضعف کنند.

    حقوق بشر آمریکایی

    – آیا امریکاییها واقعاً خجالت نمی کشند که نام حقوق بشر را می آورند
    – آمریکاییها با این همه فضاحت، نباید حتی اسم حقوق بشر را بر زبان بیاورند.

    اقدامات خلاف حقوق بشر امریکا

    – نقض حقوق بشر در زندان های گوانتانامو و ابوغریب
    – کمک به تروریست های معروف جهان
    – عهد شکنی ها و دروغ گویی ها… لذا امریکاییها با این پرونده قطور و سیاه، باید از آوردن نام حقوق بشر، دچار شرم و حیاء شوند اما همچنان وقیحانه مدعی حقوق بشر هستند.

    در خصوص مذاکرات هسته ای

    – کاری که وزارت امور خارجه و مسئولان دولتی درخصوص مذاکرات هسته ای آغاز کرده اند ادامه پیدا خواهد کرد
    – ایران نقض کننده کاری که شروع کرده است، نخواهد بود
    – اما دشمنی آمریکا با اصل انقلاب اسلامی و اسلام است.
    – و این دشمنی، با مذاکرات پایان نخواهد یافت.

    تنها راه علاج این دشمنی

    – تکیه بر اقتدار ملی و توان داخلی
    – مستحکم تر کردن ساخت درونی کشور

    اقتصاد مقاومتی

    – اشاره به ابلاغ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی در آینده بسیار نزدیک
    – راه حل مشکلات کشور، اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی
    – تکیه به درون و چشم ندوختن به بیرون
    – توجه به ثروتهای کم نظیرِ طبیعی و انسانی کشور بویژه ذخایر فراوان نفت و گاز
    – توجه به نیاز کشورهای دیگر به ایران که با مشاهده یک لبخند در ایران، برای حضور در کشور هجوم آوردند
    – آمریکایی ها نمی توانند برای همیشه برروی لجبازی خود مقاومت کنند
    – اگر ما بر توان خود تکیه کنیم، استقامت آنها در هم خواهد شکست.
    – تا وقتی که چشم ما به دست دیگران یا به کاهش تحریم ها و یا اظهارات مقامات امریکایی دوخته شده باشد، به جایی نخواهیم رسید.
    – من اصرار دارم که مسئولان به نیروی داخلی تکیه و به مردم اعتماد کنند تا این سرچشمه فیاض و تمام نشدنی در داخل، خروشان و فروزان و جوشان شود.

    خدایا برای این نعمت بزرگ (حضور سرپرست، امام و رهبر آگاه، هوشیار و با تدبیر) هزاران بار ترا شکر می کنیم
    برای سلامتی و طول عمر امام سیدعلی خامنه ای صلوات

  149. نادری می‌گوید:

    روح سخنان خلف شایسته روح الله، کاملا نشان داد که به پشتوانه ملت، در صورت تدام این روند، تصمیم و تدبیر دیگری اتخاذ می شود…

  150. چشم انتظار می‌گوید:

    سرکار لیلی؛

    خیلی خوب دسته بندی کردید مطالب آقا رو…

  151. یه معتدل ضد افراط می‌گوید:

    سید؛
    واقعاً درست میگی. فرشاد خان خیلی قشنگ هم خاطرات فوتبالی رو مرور کرد و هم بدون اینکه بخواد شعار بده، یاد شهدا رو زنده نگه داشت. خیلی هم خاکی و مردمیه. یعنی این جور آدم ها با رفتارشون میزنن تو دهن کسانی که فکر می کنند مردمی بودن منافاتی با حکومتی بودن داره.
    ما هم منتظر متن جدید هستیم و هم منتظر عکس های کربلای داداش حسین با فرشاد خان.

  152. یه معتدل ضد افراط می‌گوید:

    امروز برای سرگرمی و شاد شدن داشتم تیترهای زنجیره ای ها رو روی کیوسک روزنامه فروشی میخوندم. جاتون خالی کلی مسرور شدیم از این تیترهای مضحک.

    مثلاً یکی شون تیتر زده بود از یه کسی به نام موسوی بجنوردی! (تو موسوی ها غیر از امام خمینی ره بقیه معروف هایی که می شناسم از رده خارج تشریف دارن. البته اونهایی که من می شناسم و هر روز تیتر یکی از روزنامه های زنجیره ای هستن. باز کسی نیاد ناراحت بشه!) که می گفت امام با مخالفان برخورد نمی کرد!!

    آدم خندش می گیره. انگار مثلاً امام خمینی برای ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیحه و کسی ایشون رو ندیده! ولله تا اونجا که ما نوشته ها و سخنان امام رو می بینیم ایشون یه نهیب می زدند مخالفان که سهله اربابان آمریکایی شون دنبال سوراخ موش می گشتن. اصلا کل زندگی امام، «برخورد» بود!!

    یعنی بعضی ها اگه دوره معاویه ملعون بودند در زمره جاعلان حرفه ای حدیث قرار می گرفتند! حدیثی تو مایه های اینکه “هر کس یک کیلو پسته اکبری اعلای رفسنجان را بخورد بهشت بر او واجب می شود!”

  153. سیداحمد می‌گوید:

    دوستان محترم؛

    تا ساعاتی دیگر «قطعه ۲۶» با متنی که بریده ای از آن در زیر می آید، به روز می شود.

    «… و عاقبت، چیزهای زیادی بود که نتانیاهو را بر آن داشت تا از سران بدبخت فتنه به عنوان «دوستان خوب خود» یاد کند! کیلومترها جلوتر از همصدایی با اسرائیل، جماعتی را می شناسیم که رسما ۴۰ میلیون رای ملت را، و آرمان های خمینی بت شکن را، به رژیم غاصب قدس فروختند و عامدانه یا از روی غفلت، بدل به ستون پنجم اسرائیل شدند. مع الاسف علیه این تندروی در خباثت، و افراط در دنائت، لام تا کام صدایی از میانه روهای معتدلی چون آقای ناطق و بعضی روحانی های دیگر درنیامد، تا معلوم شود شعر «اعتدال» حتی نزد سرایندگانش نیز اندک اجر و قربی ندارد! در سیاست، افه هایی هست که هرگز به بعضی ها نمی آید! انقلابی ها را تندرو نخوانند، منتقدین را «بی سواد» ننامند، «آشتی ملی» پیشکش! «آشتی ملی» یوم الله ۲۲ بهمن ۹۲ وارد سی و پنجمین سال حیات خود شد! نیست بعضی ها به ملت و ساخت درونی کشور، اعتماد و اعتقاد ندارند، نیست که غرق در زندگی اشرافی و سرشار از تجمل اند، نیست که متاثر از غرور بی خود، کانه با خودشان هم قهرند، نیست که فالوده به جای توده های نازنین ملت، با فتنه گران متمول می خورند، یادشان رفته ۳۵ سال از عمر «آشتی ملی» این دیار می گذرد. همه نوع تندروی دیده بودیم، الا تندروی در افه میانه روی! نان بزرگان خوردن و سنگ بازرگان به سینه زدن! دم از اخلاق زدن و متهم کردن منتقدین توافق سست ژنو به همصدایی با اسرائیل! کیست همصدا با اسرائیل؟! چند روز پیش نتانیاهو، خیلی واضح بیان کرد که «ما نه حق غنی سازی را برای ایران به رسمیت می شناسیم، نه چرخیدن هیچ سانتریفیوژی را». یعنی «هسته ای بی هسته ای». و اما، این سخن نتانیاهو، شما خواننده عزیز را یاد چه می اندازد؟! براستی، چه جماعتی در داخل، همراه و همرای با دشمن، و بدتر از همصدایی، بر بی خود بودن دانش هسته ای تاکید دارند؟! «هسته ای اصلا چه فایده ای دارد؟!»، «کشوری که نفت و گاز دارد، هسته ای می خواهد چه کار؟!»، «ما اصلا هسته ای نداشته باشیم، چه می شود؟!» و… آیا تمنای گروهی هر چند قلیل از جماعت موسوم به اصلاح طلب نیست؟! و آیا جز این است که این عده بزدل و زبون، برای اهداف دشمن صهیونیستی، مشغول ایفای نقش سرباز هستند؟! و همان حرف، نیت و مراد او را عینا با همان ادبیات او، دنبال می کنند؟! از همه اینها گذشته، کلام زشت «ما اسرائیل را به رسمیت می شناسیم»، از کدام اردوگاه بیرون آمد؟! منتقدین توافق ژنو یا چاپلوسان دیپلماسی صدقه ای؟!…».

  154. ناشناس می‌گوید:

    آقای حسین خان!

    راضی باش که این بار، هم به ناطق نوری توهین کردی، هم به رئیس جمهور! کجا؟
    اینجا؛ “مع الاسف علیه این تندروی در خباثت، و افراط در دنائت، لام تا کام صدایی از میانه روهای معتدلی چون آقای ناطق و بعضی روحانی های دیگر درنیامد، تا معلوم شود شعر «اعتدال» حتی نزد سرایندگانش نیز اندک اجر و قربی ندارد!”

    {بعضی “روحانی” های دیگر}

  155. لیلی می‌گوید:

    جناب چشم انتظار،
    از لطف شما بسیار ممنونم.

  156. محمد می‌گوید:

    رهبر انقلاب:

    من چه کنم که دندان های بهم فشرده را نمی بینند؟؟؟!!!

  157. ناشناس می‌گوید:

    “خامساً؛ در ورای قطعنامه، حتی سازمان ملل هم که عمدتا نقش ملیجک دربار نظام سلطه را بازی می‌کند، حکم به متجاوز بودن رژیم بعث داد.”

    در «ورای» قطعنامه ۵۹۸ یعنی (چند سال بعد و متاثر از این قطعنامه) صدام به عنوان متجاوز شناخته شد که همین هم هست، نه در خود قطعنامه.

    بابت این دقت تان در متن متشکر!

  158. چشم انتظار می‌گوید:

    چی هم گفتی، داداش حسین؛

    همه نوع تندروی دیده بودیم، الا تندروی در افه میانه روی!

  159. چشم انتظار می‌گوید:

    در کل، این جماعتِ ساکت طلبِ! روحانی مسلک، خیلی علاقه به مباحث مربوط به آشتی دارند. از آشتی ملی، تا آشتی آزاد و آشتی با آمریکا و آشتی با اسرائیل و قس علی هذا… فکر کنم این ها در کودکی، خیلی اهل قهر کردن بودند، که الان عقده ی آشتی دارند :( به نظرم بد نیست، تو ویلای یکی از همین بزرگان، یه مراسم آشتی کنون را بیاندازند و همه رو با همه آشتی بدند!۱ حتی تام و جری و میگ میگ و بقیه ی عزیزان :)

  160. سرباز صفر می‌گوید:

    سلام
    خدا قوت داداش
    خیلی جالب بود. استفاده کردیم…
    به روزم…

  161. مونس می‌گوید:

    محصول توافق هسته ای:
    از بین رفتن اقتدار رییس فعلی و ساده دیدن وقایع مثل خلیفه سوم.
    من از تمام کارهای هشت سال قبل دفاع نمی کنم اما در آن مدت طوری با آنها برخورد کردیم که جرات رویارویی نداشتن.
    وقتی ما در جایی حاضر می شدیم، آنجا را ترک می کردن.
    آنها را ضربه مغزی کردیم و به گورستان بردیم.
    اما الان در محافل خودشان به ما فحش می دهند، وارد خانه ما می شوند و بی اعتنا به میزبان هر جا دلشان خواست می روند!
    بدون ادب وارد می شوند و مسئول از بین رفتن این آبرو دولت فعلی است و بس!

  162. لطفا سایت شهدای شهر ورزنه را به آدرس http://WWW.SH-V.IR لینک دهید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>