بایگانی ماهیانه: آوریل 2010

سمفونی مورچه‌ها

روزنه ای کوچک در انتهای سنگ قبر قطعه ۲۶ ردیف ۶۳ شماره ۴۴ ساخته بودند و با خیال راحت به داخل قبر رفت و آمد می کردند. به این می گویند سمفونی مورچه ها. به یکی از این مورچه ها … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در صفحه اصلی | ۲۹۶ دیدگاه

حکم جلب آقازاده فراری صادر شد

تکیه داده بود به دیوار. داشت آدامس می فروخت که اسانس عدالت نداشت. چرک ناخن پایش چهره شهر را کثیف کرده بود. مامور شهرداری آمد و او را به خاطر همین جرم با خود برد. نگاهی به آدامس هایش انداخت؛ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در صفحه اصلی | ۴۶ دیدگاه

بیایید دق الباب کنیم خانه مادر را

آمدم مدینه. دق الباب کردم خانه ات را، دستم سوخت. از بی پلاکی خانه ات دلم آتش گرفت. باز کن صاحبخانه در را که بی مادری بد دردی است. من دوست دارم خودت در را باز کنی فاطمه. مادرم برایت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در صفحه اصلی | ۷۰ دیدگاه

انتظار مضاعف / خبری در راه نیست، مردی در راه است…

عاقبت دستگاه قضایی به وعده اش عمل کرد و حکم جلب آقازاده را صادر کرد. “حسین شریعتمداری” پسر کدامیک از سران فتنه است که اینچنین “بانوی سرب” را آزرده است. به “شیرین” نباید نازک تر از “صلح” گفت. “بانوی سرب” … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در صفحه اصلی | ۴۳۴ دیدگاه

رجز من برای اوباما

غروب خورشید، غرور روز را به بازی گرفته بود و نور آفتاب داشت آخرین زورش را می زد و هوا داشت تاریک می شد و شمعی که روشن شده بود روی مزار شهید گمنام داشت ذره ذره آب می شد … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در صفحه اصلی | ۴۴۱ دیدگاه