حق با شماست؛ لطفا به من فحش بدهید

این تلخ ترین نوشته من برای شما دوستان عزیز است. آنقدر درب و داغانم که حساب ندارد. با هزار دل خوش دوست داشتم نام کتابم را شما معین کنید و همانطور که وعده داده بودم همان نظر غالب شما را به عنوان نام کتاب برگزیدم اما چه کنم که پاره ای مسائل و ملاحظه برخی ریزه کاری ها باعث شد “خانه ام بیت رهبری است” اگر چه نام اولین مقاله کتابم باشد لیکن عنوان کتاب نباشد. این مهم و البته اتفاق تلخ وقتی برایم افتاد که کسانی که شما هم حتم دارم آنها را می شناسید و به آنها سخت ارادت دارید با  آینده نگری و دوراندیشی نسبت به داداش حسین بچه بسیجی ها و کتابش مصلحت دیدند که نکات بسیار مهمی به حقیر گوشزد کنند که در نهایت منجر به تغییر نام کتاب شد. باورم هست که هر چه فحش و ناسزا به من دهید حقم است و حتی اگر مرا متهم به سوء استفاده از احساسات خود کنید باز هم حق دارید. اما بدانید در این تغییر نظر غالب شما که همانا نظر خودم هم بود ناچار و ناگزیر بودم. مخلص کلام؛ در این کتاب ممکن است گاهی این قلم از صراط مستقیم منحرف شده باشد و اگر این انحراف فقط در حد یک کلمه هم باشد هرگز درست نیست به پای نام مقدس “بیت رهبری” نوشته شود. نیز صلاح را بزرگان بر آن دانستند نقد کتابم مترادف با انتقاد از “خانه ام بیت رهبری است” نباشد. فکر نمی کردم شبی مبارک چون امشب برایم این همه سخت بگذرد. حرف ها دارم با شما اما نه برای تبرئه خود که خود را به دلیل این تغییر مستوجب سرزنش شما می دانم.

۱- نام این کتاب هر چه باشد من باز هم از رهبری خرج خواهم کرد. تنها سرمایه ما حضرت ماه است و من جز این سرمایه هیچ منبع درآمد و هیچ آبرویی ندارم. تنها دارایی ما وقتی که خورشید نیست، خامنه ای است. من اصلا درگیر تعارفات روزمره نیستم و اتفاقا معتقدم خرج کردن درست و با حساب از رهبری لیاقتی می خواهد که خدا به هر کسی نمی دهد. بی آبرو کسانی هستند که نان شب پرستان را می خورند.

۲- نام کتاب شد همان نام مجله یعنی “نه ده” و همه می دانند حضرت ماه چقدر این نام و این روز بامرام را دوست می دارد. پس نام کتاب شد “نه ده”. یعنی ۹/۱۰/۱۳۸۸.

۳- در طراحی کتاب که دقایقی پیش تمام شد اما “میثم حسنی” آنقدر ذوق به خرج داد که “خانه ام بیت رهبری است” کاملا مشهود است و نیز اتوبوسی که چهارشنبه ما را آورد راهپیمایی و همچنین نی و ساندیس.

۴- چند نفری در پیغام خصوصی نوشته بودند که اگر کتابت پر فروش شد و مثلا معروف شدی، نکند یک وقت برای دفاع از انقلاب اسلامی بازی در بیاوری. قسم به خون بابا اکبر جز به عشق شما و جز به عشق شهدای شما نخواهم نوشت.

۵- این کتاب را تقدیم می کنم به حضرت ماه که در غیبت خورشید همچنان دارد “آه” می کشد. به “خامنه ای” که اگر نبود، دل تنگی غروب آدینه می کشت ما را. به “قمر بنی انقلاب” که خاص ترین نائب “شمس” است.

من مستاجر نیستم؛ خانه ام بیت رهبری است

چهارشنبه / اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی/ همان اتوبوسی بود که پدرم را برد جبهه/ پلاک اتوبوس / ایران ۱۱ نبود/ نه از آن قدیمی‌ها بود/ نه از این لیزری‌ها / پلاک اتوبوس «AK-S022-91H» بود/ و پلاک پدرم در جبهه«BB-C068028H» / من با همین اتوبوس / رفتم راهی سرزمین نور شدم و / بوسه زدم بر خاک کرخه نور/ امسال عید / باز هم با همین اتوبوس می‌خواهم بروم جنوب/ من هنوز هم سوار هوندا ۱۲۵ پدرم می‌شوم / پدرم روی همین موتور/ موتور ضدانقلاب را در همین خیابان‌های تهران پایین آورد/ ۲۰۰ کلاهک هسته‌ای اسرائیل/ حریف هوندا ۱۲۵ پدر من نشده‌اند!/ پدر من/ روی همین موتور/ به شهادت رسید ولی/ اجازه نداد که آبادان «عبادان» شود/ و خرمشهر «المحمره»/ زیر لاستیک هوندا ۱۲۵ پدر من/ هنوز هم دارد استخوان‌های آمریکا خرد می‌شود/ امروز هم فتنه‌گران / از صدای هوندا ۱۲۵ «بابااکبر»/ بیشتر از هیبت ماشین‌های ضدشورش نیروی انتظامی می‌ترسند.

چهارشنبه/ اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی/ ضدگلوله نبود/ لاستیکش عاج نداشت/ تاج و تخت نداشت / شیشه‌هایش دودی نبود/ دنده‌اش خوب جا نمی‌رفت/ فرمانش هیدرولیک نبود/ سقفش یکی- دو تا سوراخ داشت/ BMW نبود که سقف متحرک داشته باشد/ راننده‌اش کت و شلواری نبود/ پیراهن مشکی‌اش وصله داشت/ کاپشنش را از «تاناکورا» خریده بود/ که قبلا «ادواردو آنیلی» آن را پوشیده بود/ برلوسکنی کت شلوار می‌پوشد / آنجلا مارکل کت دامن/ سارکوزی یک وقت‌هایی لخت می‌گردد/ و من به کوری چشم «Frence 24» / اعتراف می‌کنم/ و افتخار می‌کنم که حکومت به ما ساندیس داد/ و من چون روزه بودم / «نی» اش را نگه داشتم/ تا در روضه علی‌اصغر / در آن بدمم/ بشنو از نی / من نی‌ام را/ درون ساندیس نکردم/ فرو کردم در چشم رئیس‌جمهور آمریکا / و انتقام حرمله را گرفتم/ ساندیس من آب سیب بود/ دادم به رباب تا طفل۶‌ماهه‌اش را سیراب کند/ به کوری چشم ضدانقلاب/ رئیس‌جمهور آمریکا با ما نیست/ او با ما نیست/ با سران فتنه است/ با آن بی‌سواد/ که مردم گفتند عامل دست موساد/ خانم کلینتون! ساندیس‌های جمهوری اسلامی الکل ندارد/ که ۱۰۰ دلار آب بخورد/ از شیر مادر حلال‌تر است/ ۱۵۰ تومان است که مش رجب/ ۱۰ تایش را می‌فروشد هزار تومان/ سران فتنه/ کوکاکولا می‌خورند که گازش/ اشک‌آور است/ و اشک کودکان فلسطینی را درمی‌آورد/ نتانیاهو با سران فتنه است/ فتحی شقاقی شهید با ما/ علی عبدالله صالح با سران فتنه است/ حسن نصرالله با ماست/ چشم اسرائیل کور/ حکومت به ما تی‌تاپ هم داد/ من روزه‌ام را با همین تی‌تاپ باز کردم/ خاک بر سر شما/ که به جای گوشت «بزغاله گوساله»/ گوشت خوک را می‌خورید/ دانشمندان می‌گویند/ گوشت خوک، آدم را خرف می‌کند/ بنازم انقلاب اسلامی را/ که با ساندیس و تی‌تاپ و هوندا ۱۲۵ و اتوبوس/ دهن‌کجی کرده به تمام دنیای غرب/ آمریکا حریف ساندیس ما نمی‌شود/ برادر کوچک من/ ساندیس خود را که خورد/ آن را باد کرد و ترکاند جلوی چشم عکس نتانیاهو/ و مردک ۲ متری عقب رفت/ من یک ساندیس جمهوری اسلامی را/ با کل دنیای آمریکا و اسرائیل عوض نمی‌کنم/ من حتی اگر/ به عشق خوردن فلافل، بروم «حاج منصور»/ شرف دارد که به عشق بی بی سی سر از لندن درآورم/ ساندیس جمهوری اسلامی شراباً طهوراست/ آب زمزم است/ آب زمزم ما/ ساندیس‌های جمهوری اسلامی‌اند/ نه چشمه‌ای که اختیارش دست سعودی‌های شیعه‌کش است.

چهارشنبه/ اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی/ تلویزیون نداشت/ نوار آهنگران گذاشته بود/ و من در خیابان انقلاب/ دیدم دختران وطنم/ وقتی پرچم انگلیس را آتش زدند/ دودش رفت در چشم آقازاده معروف/ من دختر بن‌لادن را در سفارت عربستان ندیدم/ ولی در چهارراه استانبول/ دیدم آقازاده‌ای را که فقیر نبود اما/ کاسه گدایی دراز کرده بود/ جلوی در سفارت روباه پیر/ من ادعا نمی‌کنم رهبرم «سید خراسانی» است اما/ در دجال بودن شما شک ندارم/ و البته که ظهور نزدیک است/ و امروز صبح/ یکی به من SMS داد که سران فتنه دررفته‌اند/ رفته‌اند شمال/ ویلای «احسان‌الله خان»!/ با ماشین ضدگلوله که ترمزش “ای بی اس” دارد و/ همه چراغ قرمز‌ها را رد می‌کند!/ به میرزاکوچک‌خان زنگ زدم/ که حواست به وطن‌فروش‌ها باشد/ میرزا گفت/ دکتر حشمت/ نبض شیخ را گرفته/ چهارشنبه‌ای، مردم را که دیده/ تبش بالا رفته/ آن یکی هم/ ساندیس بدنش کم شده! / به میرزا گفتم/ این بار مواظب سرت باش/ اینها در سر سودای وطن‌فروشی دارند/ وطن‌فروش/ خواننده‌ای است که حنجره‌اش را پنجره‌ای کرده به سوی غرب/ عالیجناب چهچه! «دود عود»‌ات بوی زغال سوخته می‌دهد/ برای این ملت/ قوم طالوت/ حضرت داوود باید نغمه بخواند/ هان ای ابراهیم! / تبر بردار/ دیکتاتورهای مخملین / از دموکراسی بت ساخته‌اند/ علامت کوچک‌تر، بزرگ‌تر سرشان نمی‌شود/ معلم کلاس اول من/ یاد داده بود که ۲۴ از ۱۳ بزرگ‌تر است و / آرای باطله از رای شیخ! / معلم دینی من می‌گفت/ ۱۳ عدد نحسی نیست/ نحس / کسانی هستند که به اسم خط امام / رای مردم را دزدیدند/ نحس کسی است که / آشوبگر عاشورا را/ هوادار خود می‌داند / سال بعد اول ژانویه، دهم محرم است/ محرم که بیاید حتی/ عید ارمنی‌ها هم عزا می‌شود / آن وقت هواداران آقای نخست‌وزیر / سوت می‌زنند در عاشورا/ و به افتخار شمر/ که سر امام را برید/ کف مرتب می‌زنند/ ای عیسی!/ بابانوئل سرش را در برف کرده و / «مروه شربینی» را نمی‌بیند/ امسال مجله تایم/ بابانوئل را کرد مرد سال/ و نوبل را دادند به بابانوئل/ حیف که عمر سعد/ هزار و چهارصد سال / زود به دنیا آمد و الا «یونیسف»، یک تقدیری هم از او کرده بود / اینجا هم،‌ کسانی بودند که عکسش را/ ۶ ستونی کار کنند/ ستون دین من/ نماز یزید نیست/ آقازاده معاویه مست بود و / «انا‌لله و اناالیه راجعون» را نوشت «انا الله و اناعلیه الراجعون»(!)/ ستون دین من/ آن نمازی است که سیدالشهدا خواند/ در ظهر عاشورا/ و به‌ازای هر کلمه نماز/ یک تیر خورد/ و الا ابن‌ملجم هم زیاد نماز می‌خواند/ اما قبله‌اش ولایت نبود/ قطام بود/ در نماز ابی‌عبدالله/ خم ابروی یار در یاد آمد و / در نماز ابن‌ملجم/ رژلب دختر اغیار!

چهارشنبه/ اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی/ راننده‌اش کمربند نبسته بود/ جریمه شد ۲۰ هزار تومان/ ۱۳ هزار تومانش البته به خاطر سیگار بود/ «وینستون» می‌کشید/ ریه‌اش آسیب می‌بیند ولی در عوض/ محصول آمریکایی را آتش می‌زند/ چرا کسی آنهایی را که «بهمن» می‌کشند، جریمه نمی‌کند؟!/ مگر«۲۲ بهمن» را که محصول امام بود پاره نکردند؟/ من کاری با قوه قضائیه ندارم/ دلم برای محافظان سران فتنه می‌سوزد/ که به جای حفاظت از انقلاب/ مجبورند مراقب جان شیخ بی‌سواد باشند/ سربسته بگویم/ این سخت‌ترین کار دنیاست/ شیعه علی بودن و محافظت از عثمان/ تا که این پیرهن/ دوباره شر نشود.

چهارشنبه/ اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی/ به راننده‌اش مرخصی داده بودند/ به من هم مرخصی دادند/ امتحان برادر کوچکم هم در مدرسه لغو شد/ هان ای دشمن!/ از این پس قصه/ همین است/ ساندیس نظام‌مان را می‌خوریم/ از مرخصی‌اش استفاده می‌کنیم/ سوار اتوبوس می‌شویم/ و در خیابان/ علیه شما شعار می‌دهیم و / در برابرتان تمام قد می‌ایستیم/ ما همه‌مان حکومتی هستیم/ من مستأجر نیستم/ خانه‌ام «بیت‌رهبری» است/ بیت رهبری/ خانه فقط «سید‌علی» نیست/ کاشانه ما هم هست/ ناشیانه حرف نزنید/ ما به این آشیانه ساده و صمیمی افتخار می‌کنیم/ تا وقتی حاکم، «علی» است/ راهپیمایی‌های ما/ همه حکومتی است.

چهارشنبه/ اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی/ راننده‌اش می‌گفت/ ۲۲ بهمن/ نوشابه و ساندویچ هم می‌دهند/ ما/ ۲۲ بهمن هم می‌آییم/ برای چنین ملتی/ که جانش بر کف است/ جان باید داد/ جمهوری اسلامی به مردمش می‌رسد/ حرفی هست؟!/ ما با رهبرمان/ آنقدر «نداریم» که/ هر وقت اراده کنیم/ چفیه‌اش را می‌گیریم/ حرفی هست؟!/ آنقدر دوستش داریم که/ با یک اشاره‌اش/ نشانی خیابان انقلاب را می‌گیریم و می‌آییم/ ساندیس هم می‌خوریم/ حرفی هست؟! /سران غرب/ به فکر مردمان خود باشند/ که اول سال نو/ از سرما یخ نزنند/ ما اینجا/ رابطه‌مان با رهبرمان گرم گرم است/ خاک بر سرت سارکوزی/ به ما چه که مردم فرانسه/ می‌خواهند/ سر به تن تو نباشد؟!/ نظام ما با ساندیس و نی و تی‌تاب و هوندا ۱۲۵/ همه حیثیت «همه ابرقدرت‌های دیگر+۱+۵» را به بازی گرفته/ ما تا ساندیس داریم بمب هسته‌ای می‌خواهیم چه کار؟/ حالا دیدی که ما چرا/ انرژی هسته‌ای را/ برای مصارف صلح‌آمیز می‌خواهیم؟!/ شما هر وقت/ نی ساندیس نظام ما را حریف شدید/ آن زمان حرفی نیست/ ما هم می‌رویم سراغ نیزه.

راستی!/ یادم رفت بگویم/ برای این دل‌نوشت که تقدیمش می‌کنم به مولایم خامنه‌ای،/ ۲ تا ساندیس گرفتم/ یک تی‌تاب/ حرفی هست؟!

این نوشته در صفحه اصلی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. پرنده می‌گوید:

    داداش عجب عیدی دادی !! نه، عجب عیدی دادند !!! حالا چرا قطعه ۲۶ نشد!!!
    دیشب هم خواهرم می گفت خانه ام بیت رهبری ست …
    اگر مای حقیر حسین قدیانیم ما رو هم شریک بدونید . بدون داداش حسین که خیلی ناراحت شدم … نمی دونم این مصلحت ها کی به پایان می رسه
    تو دلم یه شعره برات میگم دعا کن خدا واژه ها روبچینه من حکش کنم

  2. پرنده می‌گوید:

    تازه از راه رسیدم . داغونمون کردی

  3. عبد عاصی می‌گوید:

    سلام

    حدس می زدم که با همچین مشکلی بر خورد کنی! همیشه و همه جا مصلحت اندیشی!!!

    امّا یه سؤال:

    تا کی باید این رنج و زحمت رو تحمل کرد؟!

  4. پرنده می‌گوید:

    داداش میشه بگی کار کی بوده؟؟؟ نگو همون که کلی ارادت به حضرت ماه داره ؟؟ کی بود؟؟؟ لااقل قطعه ۲۶؟؟ اصلا چاپش نمی کردی اخه ماها چه گناهی کردیم که باید همیشه ساکت باشیم ؟ چرا بعضیها هر چی میخوان میگن مینویسن نوبت ما میشه پای مصلحت میاد؟؟؟ اقایون اینجا که قوه قضاییه نیست که ما به خاطر مصلحت نظام درخواست بعضی رسیدگی ها رو نکنیم.. اینجا قطعه ۲۶ ..
    بیتی جز بیت رهبری اینجا نیست

  5. پرنده می‌گوید:

    داداش این تیتر رو بردار اگه برادر همه مایی هستی که برات کامنت میزاریم

  6. غربت می‌گوید:

    علی بن مهزیار گوید: به امام باقر (ع) نامه نوشتم و از وقوع زلزله زیاد در اهواز به او شکوه نمودم و عرض کردم: آیا به نظر شما از آن جا کوچ کنم؟ حضرت در پاسخ نوشت: از آن جا کوچ نکنید بلکه چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه را روزه بگیرید و غسل کنید و لباس هایتان را پاکیزه نمایید و روز جمعه بیرون بیایید و خداوند را بخوانید که آن را از شما برطرف نماید. علی بن مهزیرا گوید: چنین کردیم تا این که زلزله آرام گرفت.
    (میزان الحکمة: ج ۲ ص ۸۷۱)

  7. غربت می‌گوید:

    از خدامون هم باشه یکی مثل داداش حسین قدیانی برای مولا قلم میزنه
    کی میخواد ناسزا بگه کی میخواد فحش بده
    چرا بریم دنبال فرع
    اصل خود متن کتاب هست که پرچم رو داره میبره بالا
    پس براچی به خاطر یک اسم بچه ها بخوان ناراحت باشن
    همه خوش حال هستن که کتاب میرسه به نمایشگاه انشاالله
    راستی دوستت دارم

  8. حجت می‌گوید:

    خیره آقا…
    مهم مطالبه انشا’الله مطالب دست نخورده بمونه
    اسم مجله چی؟اونو عوض نمی کنند؟

  9. غربت می‌گوید:

    خوب حالا که اینطوریه با ۱۰۰ اسمه مختلف میام تا تاییدم کنی اگه بچه ها بدونن چند تا کامنت گذاشتم

  10. پرنده می‌گوید:

    این تیتر رو بردار میرم دیگه نمیاماااااااا به خدا برم اواره میشم جایی ندارم لونه کنم هوا هم سرده
    بردار این تیتر رو . به جون داداش به خدا میرم

  11. بچه های شمرون می‌گوید:

    سلام به داش حسین و اینا
    داداش بد خواه مد خواه داری بگو تا ما هم بگیم
    ما تا ته ته تهش باهاتیم
    عزت زیاد
    راستی غربت گفته بگیم دوستت داریم

  12. صالح می‌گوید:

    درود بر شما
    وبتون عالیه
    موفق باشید

  13. شب گرد می‌گوید:

    چرا فحش مادوستت داریم نام کتابت بهترین نام است

  14. ...................... می‌گوید:

    نه خواهش می کنم قطعه ۲۶

  15. جان داده می‌گوید:

    سلا به آقای حسین قدیانی
    با احترام و سپاس بی کران از محبت های شما به ما که اینگونه می نویسید تا ما عاشق شویم وعاشق بمانیم و برای عشقمان جان دهیم.
    ما با شما هستیم و با شما می مانیم تا زمانی که با حضرت ماه و در راه او هستید.
    به قول غربت دوستت داریم

  16. ادریس می‌گوید:

    خدا هدایتت کنه … (هیچ منظور خاصی ندارم)

  17. عبدالله می‌گوید:

    یا دائم الفضل علی البریه …

    این دوام فضل رب الارباب را همه منتظران حضرت خورشید و بسیجیان بی بدیل حضرت ماه احساس می کنند و در دل قند فراوان آب نموده ، برای سلامتی هر دو دعای نیمه شب مادران شهدا را تقدیم و آرزوی رسیدن به مقام غبطه بر جایگاه رفیع یل بی بدیل ام البنین را از درگاه ربوبی مسالت دارند.

    در خمینی روح حق گر منجلی ست روح روح الله هم سید علیست

    راستی به نظرم این جماعت الکی خوش ترسوی پرمدعای مقلد شیطان تراخم برانگیز ترین جانوران عالمند چون با دیدنشان هم چشم آدم به درد می آید!

    ببخشید اگر زیاد فرکانس عوض می کنم !

  18. کاووس می‌گوید:

    سلام .خسته نباشی . قبلا گفتم از مجله دست کم دویست نسخه می خوام . از انتشار کتاب بی خبرمون نذار . توزیع در بهبهان با من .

  19. فافا می‌گوید:

    داداش ناراحت نکن خودتو…ایشالاکه خیرهنه ده روعشقه

  20. غربت می‌گوید:

    از امام صادق(ع) روایت‏شده است که فرمود:

    «ان المتحابین فى الله یوم القیامه على منابر من نور قد اضاءنور وجوههم و نور اجسادهم و نور منابرهم کل شى حتى یعرفوا به‏فیقال هولاء المتحابین فى الله‏» (۵) .

    «کسانى که براى خدا با یکدیگر دوستى مى‏کنند، روز قیامت‏برمنبرهاى نور مى‏باشند، نور چهره و نور بدن و نور منبرهایشان‏همه چیز را روشن کند، تا آنجا که به آن معرفى شوند و گفته شوداینان کسانى هستند که یکدیگر را براى خدا دوست داشتند».

  21. فهیمه/۲۲ساله/مشهد مقدس می‌گوید:

    فحش چیه! شما عزیزی!
    دعا می کردم که نام کتاب هرچه صلاح است بشود.
    هرچه صلاح است و خدا علیم است و خودش همه چیز را ردیف می کند
    ما کی باشیم

    نمی تونم خوشحالیمو پنهان کنم که از اولین نظردهنده هام!!!

  22. عبدالله می‌گوید:

    … من حیدری ام سر به سرم نگذارید

    دعای مادر ارباب عالم توشه آخرتت باشه

  23. یک بسیجی می‌گوید:

    سلام
    اجرکم عندالله
    همیشه ثابت قدم و پایدار بمانید .
    رهبری عزیزمان امام خامنه ای به افرادی چون شما افتخار می کند که در راه دفاع از ولایت قلم می زنید .
    برای ما هم دعا کنید که سخت محتاج دعای خیر شما پاکان و خوبان هستم .

  24. بی بی سیاسی می‌گوید:

    در بی بی سیاسی بخوانید:
    اخبار بی بی سی فارسی – voa-جرس(جنبش راه سبز)

  25. فهیمه/۲۲ساله/مشهد مقدس می‌گوید:

    ایول عکس ساندیسم روش هست!
    تبلیغ کتاب را از همین امروز شروع کرده ام
    به دوستم گفتم ممکن است ما بتوانیم برویم متن ها را از سایت بخوانیم ولی باید کتاب را بخریم تا همه بدانند که کتاب ضد فتنه‌ی بچه حزب‌اللهی‌ها فروش می‌رود؛ در تیراژی رکورد! این یک وظیفه‌س

  26. مهتد می‌گوید:

    به نام خدا
    خرج کردن از رهبری افتخار است؟! برادر همه دعواهایمان بر می گردد به عدم درک درست از رابطه امت و امامت.ما باید سیبل رهبری شویم، ما باید در جلوی رهبری بایستیم و تیر به سینه ما بخورد، ما باید برای رهبری فضاسازی کنیم.ما باید به کمک رهبری برویم نه عکسش.

    بگذریم؛ زیّد الله امثالکم.


    خرج کردن از آقا به آن معنایی که مورد نظر من است، آری، افتخار است و همان سیبل شدن مد نظر شماست. شما هم منظور مرا می دانستی اما ما معمولا دوست داریم یک حالی از همدیگر بگیریم. مگر نه؟

  27. عرفان می‌گوید:

    سلام . داداش از اول حدس می زدم این اتفاق بیافتد . ولی ناراحت نباش . نه ده هم اسم خوبیه . منو می بخشی ولی داداش یه ذره مثل ما بچه فقیرا پوست کلفت باش . اسم کتاب نشد که نشد . فدای یه تار موی حضرت ماه. گفتم که ما اگه سرمون هم بره آخ نمی گیم چه برسه به عوض شدن اسم کتاب.
    قققققققققققققربانت

  28. زهرا رمضانپور می‌گوید:

    سلام.
    هیچ دلیلی برای فحش دادن به شما نمی بینم. اسم کتاب هر چی که باشه فرقی نمی کنه. مهم اینه که نوشته های شما توشه و خوندنیه. شما هم لازم نیست ناراحت باشید. ناراحتی نداره. خوشحال باشید که شما یه نویسندۀ حکومتی هستید و اسم بزرگترین راهپیمایی حکومتی رو کتابتونه و این تاریخ برای همیشه ماندگار خواهد شد. اگه امسال می خوام بیام نمایشگاه کتاب، فقط به عشق خریدن کتاب شما و به عشق خونن کتابیه که به مولایم، به امامم، به حضرت ماه تقدیم شده. همین…
    راستی، هر روزی که خواستید تشریف ببرید نمایشگاه یه خبری بدید لطف می کنید!

  29. ترابی می‌گوید:

    سلام
    من دوم شدم
    فحش که نمیدم هیچ فدای سرباز ماه پارمونم میشیم
    هرچی صلاحه و شما فک میکنید ما موافقیم
    ما تا اخرش باتونیم ناراحتم نیستیم
    هیچ کار خدا بی حکمت نیست احتمالا کتاب شما تا تاریخ هست نه ده رو به یادمون میاره اخ چه روزی بود کلوی من که گرفته بود از بس داد زدم
    خیلی اقایی داداش حسین ما بچه بسیجیا

  30. غربت می‌گوید:

    امام باقر(ع) مى‏فرماید:

    «اذا اردت ان تعلم ان فیک خیرا فانظر الى قلبک فان کان یحب‏اهل طاعه الله و یبغض اهل معصیته ففیک خیر والله یحبک والمرءمع من احب‏» (۷) .

    «اگر خواستى بدانى که در تو خیرى هست‏یا نه؟ به دلت مراجعه‏کن، هرگاه دیدى اهل طاعت‏خدا را دوست و اهل معصیت‏خدا را دشمن‏مى‏دارى بدانکه در تو خیرى هست و خدا هم تو را دوست دارد و اگراهل طاعت‏خدا را دشمن و اهل معصیت‏خدا را دوست مى‏دارى، در توخیرى نیست و خدا تو را دشمن دارد و هرکسى همراه دوست‏خودمى‏باشد».

  31. سکوت سبز می‌گوید:

    سلام/مبارکه انشالله.عاقبت بخیر شید.یاعلی

  32. عباس می‌گوید:

    سلام.فقط بگو مجله وکتابت رو از کجا باید گیر بیارم.نامش مهم نی اونقدر مهم اینه که تو نوشتی اش

  33. عرفان می‌گوید:

    توجه توجه داداش حسین تریپ ناراحت برداشتن . از همگی دعوت می شود جهت روحیه دادن به داداشتون بسیج شوید . فرید داداش حسینتو دریاب ……

  34. سکوت سبز می‌گوید:

    حضرت ماه که در غیبت خورشید همچنان دارد “آه” می کشد
    بعضی از کلمات شما که کنار هم می نشیند دل را می سوزاند و اشک را بر چشم می نشاند.
    ما می میمریم برای حضرت ماه.

  35. خودم می‌گوید:

    ای بابا. ما که نفهمیدیم چی شد.
    اما هرچی شد خوب شد.
    اسمش اونقدر مهم نیس مهم متنشه که عوض نمیشه.

  36. محمد می‌گوید:

    داش حسین نه ده عشقه
    خودت عشقه
    حضرت آه عشقه
    غصه نخور که الخیر فی ما وقع

  37. بی صبرانه منتظر روز خریدن کتابتم.

  38. آشیانه پرستو می‌گوید:

    سلام… اخوی خودت را ناراحت نکن اصل مطالب داخل کتاب است وگرنه اسم که بهانه است شاد باشی و ولایی

  39. زهرا رمضانپور می‌گوید:

    آقا راستی، تو انتخابات تقلّب شده. رأی مارو پس بدین. رأی مارو پس بدین…
    ولی خوندن کتاب شما خیلی کیف داره. از این بابت که نویسنده ش حکومتیه، متنش حکومتیه، اسمی که بچّه ها انتخاب کردند حکومتی بود، تغییر اسمش هم حکومتیه، ناشرش حکومتیه و … کلّاً یه کتاب کاملاً حکومتی.

  40. ترابی می‌گوید:

    سلام داداش حسین اخ جون شما ان هستید
    ایول اولین باره……..
    جاتون خالی امشب خیلی خیلی اتفاقی یکی منو برد جمکران…
    شب ۴شنبه که دیگه خودتون میدونید چه صفایی داره…
    ناخواسته اونجا چندبار به یادتون افتادم میدونم گفته بودید تو کف العباس به یادتون باشم ولی امشب چندبار عکس بالای وبلاگتون اومد تو ذهنم نمیدونستم چی باید بگم فقط دعا کردم تا لحظه شهادتت خون بابااکبرت تو قلمت مستدام باشه……..اینم بضاعت ما بود دیگه شرمنده
    راستی هرچی بیشتر به اسم کتاب فک میکنم بیشتر باش حال میکنم به خدا از ته قلبم میگم نه برا دلخوشیتون که دلخوشی شما باید فقط ماه پارمون باشه
    یاعلی

  41. امیر می‌گوید:

    همیشه اول ،قوی صبور بمون در پناه خورشید

  42. صهبا می‌گوید:

    بیصبرانه منتظردیدن کتابتون هستم
    شک ندارم نوشته هاتون تو بیت رهبری جاگرفته وقلب آقا رو شاد کرده.
    خداقوت بسیجی

  43. بی بی سیاسی می‌گوید:

    الهی دستت بشکنه ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..کردن دشمنای انقلاب رو
    الهی قلمت بشکنه………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..کمر منافقین رو
    الهی دلت بشکنه ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….که دل شکسته خانه ی خداست

  44. منم می‌گوید:

    به به به به، امروز بهترین خبر عمرمو شنیدم.
    شیخ ما در آستانۀ مرگ تشریف دارن ان شاءالله. فکر کنم بهشون تجاوز شده که همچین مرضی گرفتن. احتمالاً کار آنجلاست!
    به امید سقط شدن و به درک رفتن هر چه سریعتر سایر سران فتنه و همۀ کسانی که خون به جیگر حضرت ماه کردند و قلب حضرت زهرا رو آتیش زدن.

  45. هانیه می‌گوید:

    سلام
    یادمون نره نیتمون چیه.اسم قشنگ خوبه ، اما روح این کالبد چیز دیگه یی ست که کتاب شما خیلی وقته باهاش جون گرفته.
    پیشونیمونو می ذاریم روی محر و خدا رو شکر می کنیم .به خاطر همه ی اون چیزایی که می دونیم بدست اوردیم ، بقیش حاشیست .شاید هم امتحان .یادمون نره شیطان از جاهایی که فکرشو نمی کنیم وارد می شه و دست می ذاره رو نقطه ضعفمون .( خانم جلسه یی شدم! ).فحش نمی دیم ولی رای ما رو پس بده.
    یا زینب

  46. عرشی می‌گوید:

    سلام حسین جان !
    حرف بزرگان کاملا منطقیست ! حرف دل تو” اما “مافوق منطق است !
    دمت گرم داداش حسین حالا ما ” فحش ” بده شدیم ؟؟
    به دشمنم تا حالا فحش ندادم !!! تو که فرمانده ی منی !!!
    اسم کتاب عالیه خیالت راحت !!
    می خوای رای بدیم باز ؟؟
    شکر میکنم خدا رو زیاد اگه بتونم یک جایی به اندازه یک خط از زحماتت رو جبران کنم !
    میدونم سرت شلوغه ولی قول بده …
    زندگیت بوی کربلا میده ، دارم استشمام می کنم ازینجا …
    شاید همین روزا می ری !! آره می ری ولی یادت می مونه کسی رو مجازی اومد و خواست حقیقی بشه و تو سرت شلوغ بود ؟؟!!
    یا حسین

  47. ترابی می‌گوید:

    داداش حسین ما حالا چرا اینقد ساکته
    بیخیال داداش اینقد ناراحت نباش شام تولد عقیله بنی هاشمه ها از خودش بخواه کمکت کنه
    یه چیزی بگو دیگه ………..
    بگو که دیگه ناراحت نیستید……..
    بگید دیگه

  48. سادات (سید حسین) می‌گوید:

    سلام حاجی تبریک میگم انشاءالله که کتابت در تیراژبالا چپ بشه و تو شهرستان هم بدست ما برسه .اگر به دوستان مجله نه ده هم بگویید که فکری بیندیشند تا این مجله به شهرستان ها هم برسه ممنون میشم . خیلی دوست دارم اجرت هم با حضرت زهرا،یاعلی

  49. مینا می‌گوید:

    ولی نه ده قشنگتره ها!

  50. انیس می‌گوید:

    اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست

    حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

  51. محمد ح ز می‌گوید:

    به خدا خیلی مردی
    این مردی که گفتم با تمام مردی هایی که تا حالا گفتم فرق داشت !
    این رو از ته دل گفتم !
    انشاا… قلم همیشه مثل پروانه حول حضرت ماه بچرخه !
    یا علی

  52. عکسای زیبایی از رهبر می‌گوید:

    http://www.leader.ir/media/album/original/3493_717.jpg

    http://www.leader.ir/media/album/original/12187_477.jpg

    این دو عکسهای بسیار قشنگی از مقام معظم رهبری هستند.

  53. سیداحمد می‌گوید:

    عزیز دلم،
    داداش حسینم،
    ببین اشکامو،تو رو خدا اسم مطلبو عوض کن،این چه تیتریه زدی؟
    کی جرات داره به داداش ما جسارت کنه؟
    شما رو به جدم قسمت میدم ناراحت نباش.
    قربونت برم خودت برامون مهمی.فدای سرت که اسم کتاب عوض شد.
    مهم اینه که داداش حسین ما بمونی.
    ناراحت نباش عزیزم.


    کاش لیاقت این اشکی که می ریزی داشته باشم. رشک می برم به این اشک.

  54. حسین قدیانی می‌گوید:

    با سپاس از همه شما که همیشه با محبت خود شرمنده ام کره اید. کتاب “نه ده” فقط شامل دل نوشته هایم است به علاوه دو سه متن که فکر نمی کنم آنها را خوانده باشید. در کتابی مجزا چکیده ای از مجموعه مقالاتم در این سالیان روزنامه نگاری را گرد آوری خواهم کرد. طنزها را هم همچنین. نیز مصاحبه ها را.

  55. سرباز صفر می‌گوید:

    بسم الله
    سلام

    داداش حسین !
    من خیلی وقت بود دلم گرفته بود
    از شما داداش خوبم !
    اون هم چون …
    می دونی نوشته هات کاری کرده که همه با شما احساس قرابت کنند و بالتبع …
    زیاده خواسته ی عجیبی است …
    بگذریم !

    اما داداش جون
    از صمیم قلب میگم …

    خیلی مردی !

  56. هانیه می‌گوید:

    حالا خودتونو انقدر لوس نکنید دیگه .۲۰۰۰۰ نفر دارن منت می کشن ، یه بوقی ، سرفه یی …

  57. زهرا می‌گوید:

    سلام.
    عیبی ندارد
    تقدیمی تان”به حضرت آه”جبرانش کرد
    نور ماه مستدام
    موفق باشید

  58. ن.خ می‌گوید:

    داداش گلم خودتو ناراحت نکن.انشالله خیره.حالا چرا قطعه ۲۶ نشد؟اینم مصلحت بود؟
    راستش یاد فیلم اژانس شیشه ای افتادم.اونجایی که از اصغر میخوان که عباس رو بخندونه.اگه نخندی ما هم مجبور میشیم کلی جک بیمزه تعریف کنیم.دیگه با خودته.

  59. کدخدا می‌گوید:

    خداییش با اینکه سبزم و به قول شما منافق و بی‌ بصیرت و وابسته به آمریکا و موصاد ، با این متن حال کردم! قسم میخورم اولین بار بود که با قلم یک بسیجی‌ حال می‌کنم! تا حالا همچین ‌حسی را تجربه نکرده بودم!
    هرچی‌ از بسیجیها خونده بودم، یکسری حرف تکراری بود که بلغور بزرگانشون بود! “وابسته، اجنبی، منافق، معاند، کافر و …” یک مرد پیدا شد بگه آره، ما ساندیس هم خردیم!


    ممنون اما در قلم من چیزی جز دعای همین بسیجی ها نیست. من کوچکترین نویسنده بسیجی ها هستم. خاک پاک کفش پایشان. دل من بند کفش این بچه بسیجی هاست.

  60. محب مولا علی می‌گوید:

    سلام داداش حسین!
    ای بابا! عوض شدن اسم کتاب که این همه غصه خوردن نداره!
    نمی دونستیم داداش حسینمون اینقده دل نازکه!!! D:
    **************************************************************
    ای برادر؛
    /قصه چون پیمانه است/
    /معنی اندر وی مثال دانه است/
    /دانه معنی بگیرد مرد عقل/
    / ننگرد پیمانه را گر گشت نقل/
    **************************************************************
    یا علی مولا!
    در پناه حق!

  61. حسین ابوالفضل می‌گوید:

    سلام اخوی بزرگوار
    ایشالا که شهید بشی …
    فحش چیه بابا…
    بر پا نمائیم ما دوباره کربلا را
    حتی اگر سرهای ما بر دار گردد….
    دعامون کن

  62. باران در بیابان می‌گوید:

    خیال روی تو در هر طریق همره ماست
    نسیم موی تو ف پیوند جان آگه ماست
    به رغم مدعیانی که منع عشق کنند
    جمال چهره ی تو حجت موجه ماست
    *****************************
    به گمرهان که جفا میکنند می گویم
    اگر چه گفته ام ، اکنون بلند می گویم
    که تا به چشمه ی نور و حیات روزنه ای است
    تمام بود و نبودم فدای خامنه ای است

    دست مریزاد. توفیق مستدام

  63. ن.خ می‌گوید:

    اینم اولین جک
    به یکی گفتن با سرعت جمله بساز گفت قیژ
    میخندی یا بازم جک بفرستم؟

  64. سیداحمد می‌گوید:

    قربون شکل ماهت برم،
    وقتی حس میکنم ناراحتی آروم و قرار ندارم.
    داداشی بهم قول دادی مراقب داداش حسین ما بسیجیا باشی پس غصه نخور،
    بخند فدات شم.
    مهم اینه که کتاب داداشمون داره چاپ میشه و مهمتر اینکه داداشمون برای نظراتمون ارزش قائل شد.
    عزیزمی.

  65. علیرضا کیانی می‌گوید:

    من سینه چاک حسین قدیانی ام
    چه کسی بهت فحش داده حسین؟
    بگو حسین جان
    به جان بابا اکبر وبلاگشو گذاشته باشه داغونش می کنیم
    یادشون رفته ارتش سایبری رو؟

  66. ن.خ می‌گوید:

    پس چی شد؟حدود ۳۰ نفر انلاین منتظرن.نکنه داری فوتبال میبینی؟

  67. علیرضا کیانی می‌گوید:

    حسین جان
    می دانم که زیربار حرف نصیحت دار رفتن سخت است اما بگوش.
    برادر یک کلیپ برای بچه هایی که اهل راهیان نور هستند و امسال یکی از غروبهای عید رو شلمچه بودند گذاشتم تو وبلاگم
    خیلی قشنگه
    حتما دانلودش کن
    حال نداشتی بگو خودم برات ایمیلش میکنم
    ………………………
    فدای ماه شب چهارده ما —الامام سید علی الحسینی الخامنه ای–دامت برکاته—
    نه دی یا ۲۲ بهمن همه میدانند برای چه نوشته ای…
    قطعه ۲۶ یا خانه ام بیت رهبری همه می دانند برای که نوشته ای…
    مگر نشنیده ای که میگویند —–الخیر ماوقع—- پس خیر است انشاالله.
    دوست دارت—-علیرضا کیانی.
    یا علی

  68. م-ب می‌گوید:

    داداش حسین سلام
    اصلا جای ناراحتی نداره
    سر خم می سلامت شکند اگر سبویی
    حقیقتا من هم به خانه ام بیت رهبری است رای دادم ولی ته دلم همین نکاتی که بهش اشاره کردی قلیج و ولیج می کرد که نکنه از حضرت ماه بخواهیم برای ضعفهای خودمان هزینه کنیم به هر حال خدا را شکر و به قول شما در نه دی هم حضرت ماه هست و هم شمس و هم …

  69. سلام جناب قدیانی گرامی

    مدتهاست ارادتمند شما هستیم

    ببخشید دیر سر زدیم

    با افتخار لینکتون میکنیم

    قلمتان همچنان پاینده و در خدمت ولایت باد انشاالله تعالی

    افتخار میکنیم مطالب ارزنده اتان را در وبلاگمون انعکاس دهیم البته با اجازه شما.

    یا حسین شهید

  70. نام آشنا می‌گوید:

    غصه نخور داش حسین
    خودمون رو جلد کتاب حکومتیت ( به حرمت خون بابا اکبر )
    سرخ رنگ می نویسیم “خانه ام بیت رهبری است”

  71. AliR می‌گوید:

    بابا تو دیگه کی هستی











    بابا تو دیگه کی هستی











    بابا تو دیگه کی هستی










  72. mahmood می‌گوید:

    عشقش رسد بفریاد
    هرکس بسان حافظ
    این قطعه را بخواند
    در چهارده روایت!

    مبارک باشد ۹/۱۰

  73. علیرضا کیانی می‌گوید:

    برای ماه غریبت تویی که میمانی
    بدون ماه تو ما را نبود سامانی
    قلم بدست باش بگو علی مولا
    فدای ماه قشنگت حسین قدیانی

    کیانی

  74. انعکاس می‌گوید:

    با سلام . منم دلم با خانه ام بیت رهبری است بود. ولی اینم خوبه . حالا هم کتاب و هم مجله و هم یادمان نه ده را داریم . ایشا الله چند وقت دیگه هم بچه بسیجی ها فیلمش و بازیش رو هم درست کنن. مگه ما چیمون از کمپانی های غربی کمتره؟

  75. سلام حاج حسین

    مهم اسم نیست
    مهم محتوا هستش، به قول برا بچ : محتوات رو بخورم برادر

  76. علیرضا کیانی می‌گوید:

    سلام
    داداش حسین و بچه ها
    اون پستی رو که برای حسین قدیانی نوشتم یه عکس خشگل از حسین گذاشتم توش حتما ببینید

    حسین میخواهم در مورد عکس و مطلب نظرتو دقیق بدونم
    تعارف و اینها نه. … واقعا نظرت چیه؟منتظرم داداش حسین


    از متن زیبا و حماسی تان به وجد آمدم فقط حیف که درباره من بود. به خدا پناه می برم تا در برابر این تمجیدها دچار غرور نشوم. باز هم متشکر.

  77. سید مرتضی می‌گوید:

    سلام آقا حسین به نظرم کار خوبی کردی به هر حال یه عده کینه توز و دشمن منتظر یه فرصتن تا عقده هاشونو سر رهبری خالی کنن حالا میخواد بهانش نمازجمعه باشه یا کتاب پرمغز داش حسین گلمون به هر حال این کتاب بعد از چاپ بازخوردای زیادی توی جامعه داره پس باید جلوی انتقادات بیجا و تخریبها ایستاد و نباید بهانه به دشمن داد. یا علی.

  78. محمد حسین می‌گوید:

    آقا دمت گرم
    اسم کتاب هر چی که باشه ، مهم محتواشه !
    و به نظر من استدلالی که برای تغییر اسم کتاب آوردی کاملا مخاطبت رو قانع میکنه .

  79. آیدین می‌گوید:

    سلام
    شاید اون آدمها حساب دروغگویی ها و فضاسازیهای احتمالی منافقان مقابل را کردند،به هر حال وقتی دشمن آدمی انسانهایی متقلب و دروغگو و تحریفگر باشند ممکنه هزار حرف دربیارند در رابطه با چیزهای مختلف،اگر طرف مقابل مرد بودند و آزاده شاید دوستان ناشر و مصلح هم نگرانی ای نداشتند ولی ترسشون از همین نامردی اونهاست که فردا ممکنه با توسل به اسم کتاب شما و مطالب اون چنان چیزهای بی ربطی را تحریف کنند و دروغ بگند که مثل قضیه خس و خاشاک حتی برخی اینوریها هم باورش کنند و برخی مثل سران متوهمشون با اینکه اصل قضیه از سیما پخش شد باز اتهام واهی بزنند و دروغ بگند،مهم خود امام خامنه ای است که در دل ما اسمشون حک شده و جلوی دیدگانمون هستند همیشه پس اگر کتاب شما اسمی هم نداشت حتی،باز نام امام خامنه ای را بر روش میدیدیم همه ما…

  80. دوست می‌گوید:

    اووووووووووووووه چه نازی کردی و دوستان هم چه نازی کشیدن خوش به حالتاا
    حالا این اسمم بد نیست! غصه نداره که. خودمون با یه کاغذ A3 جلدش می گیریم بعد با یه ماژیک روش می نویسیم قطعه ۲۶ . نه منظورم همون رای اکثریته! اصلا هر چی دوست داری روش می نویسیم
    خویه؟
    حله قضیه؟
    حالا که حل پس یه مطلب جدید بزار! که بچه ها مطمئن شن ناراحت نیستی

  81. نوید می‌گوید:

    سلام :

    من هم معتقدم بهتر شد نام کتاب ( نه ، ده ) شد !
    چرا که این تاریخی است که کربلا شد تهران و عاشورا شد ۱۰/۹
    بقولی کربلا و عاشورا آپ دیت شد …
    راستی خیلی ها توی همین روز نشان دادن کار زینبی کردن یعنی چی …
    قلب ما بیت رهبری است …
    نمایشگاه کتاب انشا ا… به عنوان پر فروش ترین کتاب انتخاب میشه …
    من خودم حداقل ژند جلد خریداری می کنم تا به کسانی که قلبشان و خانه شان بیت رهبری نیست ، بیایند آرام آرام مثل ما مستاجر رهبری شوند و قلبشان را بیت رهبری کنند … ثوابش نصف به نصف !
    *********************************************************
    سری به وبلاگ ما هم بزنید ، بخدا قسم دیدن و نوشتن یک نظر بیشتر از چند دقیقه
    وقت شما را نخواهد گرفت …
    استاد همیشه مشق های شاگردش رو نگاه می کنه و نمره می ده ولی نمی دونم این چه معلمی هست که شاگرداش رو به حال خودشون گذاشته ؟!

  82. رضا می‌گوید:

    خدا قلمتان را قدرت دهد وزلال کند مثل باران بهاری

  83. سیداحمد می‌گوید:

    داداش حسینم،
    وبلاگو باز میکنم عکست نمیاد بالای صفحه،
    اگه نبینمت دلم تنگ میشم،وبلاگت با عکس داداش حسین ما بسیجیا خیلی قشنگه،
    چرا عکست نیست؟
    قربون اسم قشنگت حالت بهتر شد؟

  84. اسکالپل می‌گوید:

    خدا قوت. درب و داغان، دشمنتان!

  85. صبا می‌گوید:

    سلام حسین آقا!نمی دونم چم شده من با این متنت نمی تونم خنده مو کنترل کنم.جان من به کسی بر نخوره آخه خیلی باحال نوشتی.ولی نگو سخت می گذره بهت که ما دلمون کوچیکه کم کم میون خنده؛گریه میاد وسطقاطی میکنیما!!!به نظر من خیلی بزرگان با بصیرتی داری که نخواستن نقدبه این نام وارد بشه.ماشالله.
    به “خامنه ای” که اگر نبود، دل تنگی غروب آدینه می کشت ما رامرحبا.

  86. فرید می‌گوید:

    حسین جان کاش الان بودی قلبم داره میترکه از غصه.تاحالا بهت گفته بودم وقتی اینجام خیلی ارومم؟راستش دلیل اینکه اون روز از کلاس جیم زدم این بود که یک ان احساس کردم خیلی بهت احتیاج دارم ولی حیف که الان نیستی.

  87. سیداحمد می‌گوید:

    حسین آقای عزیزم عکست اومد.
    کاش یه چیزی میگفتی تا خیالمون راحت شه که حال داداشمون خوبه.
    امیدوارم خوب بخوابی و دیگه ناراحت نباشی.
    دوست دارم خیلی خیلی زیاد،
    عزیز دل مائی.

  88. نادری می‌گوید:

    سلام داداش حسین. اسم و تصویر شمارو تو گوگل سرچ کردم. در ص ۱ شخصی در نقد شما گفته بود که شما فحش می دهید و نسل ما هم چون فحش را دوست دارد از شما حمایت می کند. چرا جواب این شخص را نمی دهید؟


    این روزها افرادی که دغدغه ادب دارند زیاد به من فحش می دهند و من در شان داداش حسین شما نمی دانم که جوابشان را بدهد اما چون در این مثلا نقد به نسل من توهین شده چند جمله ای می گویم. من از حق خودم می گذرم اما از حق بچه بسیجی ها نخواهم گذشت. اولا بچه بسیجی های نسل من فحش را دوست ندارند بلکه داداش حسین شان را دوست دارند که به باورشان عاشورایی قلم می زند. ثانیا نسل من عاشق چشم و ابروی من نیست و من هم اگر برای این انقلاب کلاس بگذارم فرقی با دیگران از نظرشان نخواهم داشت. ثالثا اگر معیار ادب نظر این دوستان باشد نعوذبالله خدا هم وقتی عالمان بی عمل را با حمار یعنی خر مقایسه می کند بی ادب است و علی هم وقتی به عده ای زنازاده می گوید نستجیر بالله لابد بی ادب است. رابعا نسل من آنطور که آقا گفته از نسل اول انقلاب هم پای کار ترند. علاقمند به فحاشی معرفی کردن این نسل، خود فحشی رکیک و از طرفی اهانت به محضر ماه است. خامسا این عزیزان دغدغه ادب ندارند که اگر داشتند بی ادبی سران فتنه به خون شهدا را می دیدند. نه، اینها دغدغه ادب ندارند، مرض حسادت دارند. اینها حسودی می کنند به داداش حسین شما که چرا شما به جای آنها برای من دست می زنید یا هنگام خواندن نوشته های من اشک می ریزید. این حسادت آنها را به ژست ادب کشانده و الا بی ادبی خودشان را در قضاوت درباره نسل من همگان دیدند. آخرین نکته؛ من با این حرفها دچار حاشیه نخواهم شد. نسل من و خود من با ادب تر از عباس نیستیم. پاره کردن امان نامه دشمن بی ادبی نیست. شاد کردن دل زهراست. اگر جواب سلام شمر را ندادن بی ادبی است، ما همه بی ادبیم! اگر خر خواندن علمای بی عمل بی ادبی است ما همه بی ادبیم. اگر خراب کردن مسجد ضرار بی ادبی است ما همه بی ادبیم و به این بی ادبی افتخار می کنیم.

  89. علی از شهرری می‌گوید:

    حال کردم به جوابت به نادری در خمایت از بچه بسیجیها. حقا که داداش حسین مایی هرچند که در فوتبال گاهی جرزنی میکنی!!! به به با این جوابت
    “این روزها افرادی که دغدغه ادب دارند زیاد به من فحش می دهند و من در شان داداش حسین شما نمی دانم که جوابشان را بدهد اما چون در این مثلا نقد به نسل من توهین شده چند جمله ای می گویم. من از حق خودم می گذرم اما از حق بچه بسیجی ها نخواهم گذشت. اولا بچه بسیجی های نسل من فحش را دوست ندارند بلکه داداش حسین شان را دوست دارند که به باورشان عاشورایی قلم می زند. ثانیا نسل من عاشق چشم و ابروی من نیست و من هم اگر برای این انقلاب کلاس بگذارم فرقی با دیگران از نظرشان نخواهم داشت. ثالثا اگر معیار ادب نظر این دوستان باشد نعوذبالله خدا هم وقتی عالمان بی عمل را با حمار یعنی خر مقایسه می کند بی ادب است و علی هم وقتی به عده ای زنازاده می گوید نستجیر بالله لابد بی ادب است. رابعا نسل من آنطور که آقا گفته از نسل اول انقلاب هم پای کار ترند. علاقمند به فحاشی معرفی کردن این نسل، خود فحشی رکیک و از طرفی اهانت به محضر ماه است. خامسا این عزیزان دغدغه ادب ندارند که اگر داشتند بی ادبی سران فتنه به خون شهدا را می دیدند. نه، اینها دغدغه ادب ندارند، مرض حسادت دارند. اینها حسودی می کنند به داداش حسین شما که چرا شما به جای آنها برای من دست می زنید یا هنگام خواندن نوشته های من اشک می ریزید. این حسادت آنها را به ژست ادب کشانده و الا بی ادبی خودشان را در قضاوت درباره نسل من همگان دیدند. آخرین نکته؛ من با این حرفها دچار حاشیه نخواهم شد. نسل من و خود من با ادب تر از عباس نیستیم. پاره کردن امان نامه دشمن بی ادبی نیست. شاد کردن دل زهراست. اگر جواب سلام شمر را ندادن بی ادبی است، ما همه بی ادبیم! اگر خر خواندن علمای بی عمل بی ادبی است ما همه بی ادبیم. اگر خراب کردن مسجد ضرار بی ادبی است ما همه بی ادبیم و به این بی ادبی افتخار می کنیم.
    شمع سوزان ماه تابانی اما کمتر جرزنی کنی بهتر است حسین قدیانی!


    من دارم کتابم را ویراستاری می کنم تو چرا بیداری؟

  90. مرتضی می‌گوید:

    آقایی حاج حسین
    مخلصت مرتضی
    یاعلی مدد

  91. محسن اسدی می‌گوید:

    داداش حسین!!!!!!!!!! با توام. اتفاقا ما عاشق چشم و ابروی داداش حسینمونم هستیم. از بس با این قلمت حال دادی به ما که باید عاشق چشمو ابروتم باشیم. جز این بی انصافیه به مولا.


    من هم اتفاقا وقتی شما از من در برابر سیل فحاشی سایت هایی از قبیل بالاترین و …و عناد دوستان کینه ای تعریف می کنید، آری لذت می برم و گاهی اشک می ریزم. تعریف احدی برایم ارزش ندارد الا تعریف ستاره هایی که گرد ماه می گردند. خدا را شکر از خلقت بچه بسیجی ها.

  92. سارا می‌گوید:

    الهی همیشه قلمت با دوام و پر سرعت برای انقلاب و حضرت ماه شیرین زبونی کنه صالا مهم نیست که اسم کتاب عوض شده مهم اینه که وقتی چاپ بشه غوغا میکنه من که حتما میخرم و به دوستام هم میگم بخرن اگه نخریدن خودم براشون میخرم
    داداش حسین نبینیم ناراحتی تو دلت قرص ما همیشه با حضرت ماه و ارادتمندهاش هستیم تنهات نمیذاریم

  93. روضه گرد می‌گوید:

    در رابطه با جمله ماندگار حسین قدیانی :
    اگر دست خدا در دست خامنه ای نیست ، پس چرا این همه “ماهواره” حریف این “ماه پاره” نمیشوند !؟

    یزیدیان که متوسل به “ماهواره” میشوید –

    آماده ایم ؛ اگر اشاره کند بیچاره میشوید –

    درسی نشد برایتان “۹ دی” که روز و شب ؛

    مقهور قدرت این “ماه پاره” میشوید ؟؟؟

    (روضه گرد)

    “نه ده” هم زیباست –
    باز هم تبریک میگم –
    بی حکمت نیست که ماجرای انتخاب اسم کتاب به این اسم ختم شد —

    اگر خسته جانی بگو یا علی —-

  94. محمد می‌گوید:

    اسم خیلی مهم نیست نه ده هم خیلی خوبه
    خدا قوت

  95. یونس می‌گوید:

    مهم مطالبه که همش بوی عشق رهبری رو میده ………..

    نه ده هم یه جورایی مارو به یاد شهدای مظلوم حوادث اخیر میندازه ……

  96. منتظر می‌گوید:

    سلام.
    ای بابا حاجی خودت را ناراحت نکن/ چند روزی با خانه ام بیت رهبری است شاد شدیم خیلی صفا داشت حالا با نه ده صفا می کنیم
    جانم فدای مولایم خامنه ای حفظه ا…

  97. چاپار می‌گوید:

    عسی ان تکرهوا شی و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شی و هم شر لکم.

    ساندیس های نه ده ، ملتی را مست می کند و نه ده به پا می کند که دشمن گیج و گنگ می ماند آن وقت آب معدنی های روز قدس جقل آشوب جویان، سرمست می کند مردکان بی بی سی نشین را…
    پس می نوشم از این جام.می نوشم از این می.تا کور شود هر آنکه نتواند دید.

    انتشار کتابتون و به سرانجام رسیدن زیباش رو تبریک می گم.

    جاری باشید
    همین!
    .

  98. قربونت برم می‌گوید:

    جونم حاج حسین! سالاری برادر! من هرگز به شما فحش نمی دهم، حالا نام کتابت هر چه می خواهد باشد .اما از امروز قصد کردم هر روز سران فتنه را لعنت کنم. تا نوشته هایت خاری در چشم سکولارها و لیبرال ها و التقاطی ها و مارکسیست ها و استکبار جهانی و سربازان ابلیس است و بهجت آفرین برای بسیجیان خمینی و خامنه ای است سالاری!

  99. سلام

    نمی دونم چی بگم …

    اما برای چاپ کتابتون خوشحالم

    نی های ساندیس هایی را که گرفتید حتما نگه دارید احتمالا لازم میشه

    التماس دعای فرج
    به امید ظهور

  100. حسین می‌گوید:

    حسین آقا خسته نباشی هرچه از شما رسد نیکوست میدونم که شما همه ملاحظاتو میکنی
    همچنان به دیوار نویسی توی اینترنت ادامه میدیم تا فرقه سبز الکی از سوراخاشون بیان بیرون

  101. امین عارفی می‌گوید:

    به نام حی سبحان

    سلام
    صبح بخیر
    حسین آقا “خانه‌ام بیت رهبری است” یا ” نه ده” فرقی با هم نمی‌کنن.
    نه ده کل ایران بیت رهبری بود.

    خدایا! تا ظهور حضرت ماه، نگهدار و مدد کن حضرت آه.

    یا علی مددی

    انا مجنون‌الحسین یا ثارالله

  102. یاغی می‌گوید:

    سلام علیکم و رحمةالله
    حاج حسین به نظر بنده که بزرگان نظر درستی دادند و مسلما خیر بوده. ما خودتو می خوایم.
    یا علی

  103. آسمان می‌گوید:

    کتاب شما اسمش هرچه باشد زیباست
    مقاله هایش همه زیبا هستند
    کتاب شما هرچه باشد خواندنی است
    نظر شما هرچه باشد محترم است
    موفق باشید

  104. شریفی می‌گوید:

    مومن نبینیم ناراحتیت رو.
    شاید اگه ما هم بیشتر وقت داشتیم وقکر می کردیم به همین نتیجه میرسیدیم .همین اسمم دشمن کور کنه.
    ما که طالب کتابیم با هر نام.

  105. فردید می‌گوید:

    حالا چرا “نه ده”
    به نظر من “هشت نه ده و دوباره هشت” قشنگتره و با مسمی هم هست
    هشت اول رو میشه به حساب جنگ گذاشت و دومی را به حساب این سالها.

  106. جزیره مجنون می‌گوید:

    جیگرتو برم خوشچیله موشچیل!
    اسمشو هر چی حال میکنی و مصلحته بزار
    مهم متنهای آتشینته که از دل ما بوی کباب چنجه بلند میکنه

  107. کمال می‌گوید:

    سلام داداش حسین
    بنده به این اسم کتابت افتخار میکنم. اصلا به همه اسامی که دوستان بسیجی گفتن افتخار میکنم. هیچ فرقی هم نداره که چی باشه. پس خودتو ناراحت نکن. اصل چیز دیگری است.
    زت زیاد

  108. بنده نالایق خدا می‌گوید:

    حالا که اسم مجله روی کتاب خورد پس اسم مجله تون چی میشه؟ نکنه چاپ نشه…من نگران اونم.

  109. مصطفی می‌گوید:

    سلام
    واقعا لذت بردم
    من دیشب در جمکران بودم پدرت را دعا کردم واز شما تشکر میکنم
    خدا شما وخانواده محترمتان را برای اسلام نگه دارد
    منتظر کتابت میمانیم

  110. میثم می‌گوید:

    سلام داداش حسین
    ما فقط دعات میکنیم و شما هم

  111. فطرس می‌گوید:

    سلام
    عیبی نداره داداش حسین حتماً حکمتی داره
    همینکه تقدیم کردی به مولامون کافیه
    البته ما هم بی نصیب نیستیم
    یاعلی مدد

  112. محمد حمزه می‌گوید:

    خسته نباشی اخوی، اسم کتاب رو دیدم بی اختیار لبخند زدم.
    راستی ما رو در جریان انتشار و از کجا می شه کتاب رو تهیه کرد قرار بده،
    انشاا… همیشه موفق و موید باشی،
    التماس دعا

  113. سوره عیوضی می‌گوید:

    نام مهم نیست داداش حسین.

  114. کهربا به بروبچ می‌گوید:

    دوست عزیزمون جناب نادری در مورد جست و جوی نام “حسین قدیانی” در گوگل چیزهایی گفتند که من هم بعد از جست و جو آن را مشاهده کردم و خیلی ناراحت شدم، این منافقان از آنجایی که جوابی برای حرف حساب ندارند، بر طبق عادت همیشگی به فحاشی و تخریب روی آورده اند و از آنجایی که شدت سوزشی که برادر حسین برای آنها باعث شده بسیار بالاست حجم این تخریبها هم به همان نسیت بالاست..

    من اطلاع دقیقی ندارم و از دوستانی که مطلع ترند می پرسم که آیا نمیشود این مزخرفات را به شکلی از آنجا پایین کشید، چیزی شبیه بمب گوگلی..

  115. غلامرضا می‌گوید:

    از قدیم گفتند الخیر فی ما وقع… همون نه ده عالیست… بر خود می بالم که هم مرام و هم لباس شما هستم همون لباس خاکی که جنسش افلاکی است. درود بر شما که مایه سربلندی بسیجیها در فضای مجازی هستید.

  116. قطره ای از اقیانوس فداییان رهبر می‌گوید:

    به نام خدا

    امام علی (علیه السلام) می فرمایند : إِذَا لَمْ یَکُنْ مَا تُرِیدُ فَأَرِدْ مَا یَکُون

    هر گاه آنچه را خواستی نشد ، آنچه را شد بخواه .

    غررالحکم – حدیث ۹۰۰۷

  117. فاطمه می‌گوید:

    ما رو اینقدر بی بصیرت فرض کردین که با یه تغییر اسم ، میدون رو خالی کنیم؟؟؟
    حالا که این اسم رو انتخاب کردین قاعدتا بیشتر مورد حمله و اتهام قرار می گیرین؟!!!! ۹/۱۰ روزی بود که چشم فتنه کور شد.
    حالا ما رو بیشتر نگران کردین که مبادا تو نمایشگاه به غرفه ای که این کتاب رو میفروشه، تعرض بشه!!!!
    ما داداش حسینمون رو خیلی محکم تر از این حساب می کنیم که به خاطر همچین چیزی ناراحت بشه.
    اونم چی!!!! مصلحت اندیشی برای حمایت از آقامون!!!
    .
    اصلا حالا که این طور شد ، من ۲تا ۹/۱۰ می گیرم تا کور شه چشم اونایی که این سنگ اندازیا رو میکنن و داداش حسین ما مجبور به مصلحت کاری میشه!!!
    .
    .
    بنفسی انت خامنه ای

  118. پاک نیت می‌گوید:

    خداقوت
    فقط همین حاج حسین
    یاعلی مدد

  119. عمار یاسر می‌گوید:

    با سلام گرم خدمت داداش حسین که یه جورایی جواب این عمار حضرت امام خامنه ای یا همون حضرت ماه رو لبیک گفته و داره با نوشته هاش با دلهای ما بازی میکنه .
    داغونمون کردی و رفت هم نوشته هات قشنگه و هم اسمش ان شاء الله بتونی با کمک گرفتن از ابوی شهیدتون به نوشتنتون ادامه بدین تا با روشنگری تون دل خیلی از ما جوونا که با کارای این جماعت فتنه گر آزرده شده شاد بشه و اولش دل حضرت ماه و اولتر از اون دل امام زمان عج .
    امیدوارم موفق باشی ان شاءالله وقتیکه کتاب و مجله و هرچی که بود آماده پخش شد شیراز و بندر عباس و بندر بوشهر و قشم با من اگه قابل بدونید .
    راستی یه کلبه خرابه هم داریم که گاهی وقتا توش یه چیزایی کپی ، پیست میکنیم یه سری بزنید و بعنوان معلم ما رو راهنمایی کنید تا بتونیم اگه مثل شما نشد تند تند بیایم ولی افتان و خیزان این راه رو بیایم تا برسیم به مقصود دل همه .
    الهی شهید بشی نه این جوری که چیزی ازت برسه ها نه جوری شهید بشی که دست ما بهت نرسه و یه راست بری پیش پدرت و امام زمان عج ….
    یا حق

  120. سلام حسین جان

    مهم اینه که عشق تو و عشق ما در بیت رهبری ست

    و مهم اینه که بچه ها دوست دارند کتاب تو رو بخونند…حالا اسمش هر چی که صلاحه باشه…برا ما محتواش مهمه

    خداوند پشت و پناهت باشه…روح بابا اکبرت شاد

    یاعلی


    ممنون از نظر شما. چرخ ویلچر شماست که دارد این مملکت را می چرخاند.

  121. خطاب به ترابی می‌گوید:

    سلام . ترابی وقتی رفتی کربلا دعا کن همه ی ما با حاج منصور بریم کربلا . توی حرم حضرت عباس هم برامون روضه ی حضرت زهرا بخونه. آخه حاجی تنها کربلا نمیره تا حالا هم نرفته.

  122. m&n می‌گوید:

    سلام از وقتی دل نوشته شما روخوندم بدجوری عاشق ساندیس وتی تاپ شدم .امیدوارم همیشه پیروز وسربلند باشید

  123. محسن می‌گوید:

    اسم کتاب هم که عوض بشه آخرش “خانه مان بیت رهبری است”

  124. دختران خمینی کبیر(ره) می‌گوید:

    سلام علیکم
    .
    واقعن تبریک میگیم
    .

    .
    پرفروش باد نه ده!!

  125. سحر می‌گوید:

    حسین آقا نویسنده محبوب بچه بسیجیها برادر عزیز ناراحت نباش اسم کتاب هرچی باشد ما خریدار کتاب و محتوای کتاب هستیم و صدهابار بیشتر خریدار ناز آن نازنین یار که کتاب شما که هیچ جان ما همه فدای یک خم ابرویشان باد. فقط یک خواهش خیلی خیلی جدی لطفا به اندازه یک نقطه همه از متن کتاب کوتاه نیاید در این مورد اسیر هیچ مصلحت سنجی نشوید حتی اگر قرار چاپ کتاب به هم بخورد . می بخشید قصدم تعیین تکلیف نیست ما از این مصلحت سنجی ها زیاد ضربه خوردیم .
    تصدق سر آقا همیشه من عالیم از غصه ها و ناله ها خالیم
    اگر بپرسند اصل و نسبت از کجاست سرم را بالا می گیرم می گم ابالفضلیم
    لبخند بزن بسیجی
    پ.ن: بسیجی های حضرت ماه فقط فحش خورشون ملسه اگر فحش بلد بودند که بسیجی نمی شدند

  126. جواد می‌گوید:

    سلام
    ولی خدا را شکر این فتنه برپا شد حداقل یک که چه عرض کنم چند تا نویسنده انقلابی به این مملکت اضافه شد.
    حتم دارم پارسال این موقع وقتی رفتی نمایشگاه کتاب اصلا فکر نمی کردی که سال دیگه کتاب خودت را اونجا ببینی.
    تقبل الله

  127. مرادی می‌گوید:

    یک دنیا حرف دارم و همیشه در وبلاگ شما زبانم بند می آید.
    در هر صورت ما منتظر کتاب هایتان می مانیم.

  128. علی اکبر می‌گوید:

    سلام
    لطفا نظرتان رادرمورداستادوعلامه بزرگ حامی ولایت حضرت آیت الاه مصباح (حفظهم اله)(بنابر سخن حرت ماه مطهری دوم )ونشریه پرتو بنویسید
    البته نظرتان را میدانم ولی اتوجه به جایگاهی که ما ین بچه بسیجی ها دست وپا کرده اید وظلم ها وتهمت هایی که به ایشان زده شده وباعث این شده که به نوعی افکارشان ناشناخته بماند(مخصوصا برای نسل سوم)کمی دراین مورد بنویسید


    عزیزم! من کی باشم که درباره این مصباح هدایت و سفینه بصیرت نظر بدهم؟ من اگر افتخار جفت کردن نعلین شاگردان ایشان را داشته باشم افتخار بس بزرگی است.

  129. فرزند خطه ی پاک شمال می‌گوید:

    سلام بر داداش حسین استقلالی!

    از اسم کتاب، مهمتر هویت کتابه که داره داد می زنه “خانه ام بیت رهبریست” به قول مادربزرگم الخیر فی ماوقع! انشالله به سلامتی کتابت چاپ بشه زیاد هم چاپ بشه که به ما شهرستانی ها هم برسه. اگه به ما نرسه اونوقت بهت فحش میدیمااااااااااااااااا !!!!

  130. محمود می‌گوید:

    آقای قدیانی عزیز
    متشکرم
    اجرتان با امام زمان

  131. پیام فضلی می‌گوید:

    سلام به حسین ِعزیز بسیجیان امام خامنه ای-
    حسین جون ما ناراحتیم ولی نه از تعویض اسم کتاب. از اینکه داداش حسینمون ناراحته و فکر میکنه ما ناراحتیم.
    خدا برکت بده به وقتت.
    خدا قوّت-


    ناراحتی ام از این است که مجبور شدم در نظر محترم و کارشناسانه شما دست ببرم. و اما عده ای پرسیده اند چرا نام کتاب قطعه ۲۶ نشد. نمی خواستم با گذاشتن این اسم که یکی از دو عنوان مسابقه بود، بیش از این در حق نظر غالب شما اجحاف کنم. “نه ده” هم انصافا نام خوبی است که اول بار برای مجله به ذهنم رسید. قطعه ۲۶ مدیون این روز عاشورایی است. من قسم می خورم در این روز شهدا هم آمده بودند. شهدا بسیار به “نه ده” علاقه دارند. به این روز عاشورایی. اگر “نه ده” نبود معلوم نبود ملعونین چه بر سر وصیت نامه شهدا می آوردند.

  132. بسیجی امام خامنه ای می‌گوید:

    خیلی خوشحال شدم که گفتی تعریف احدی برایم ارزش ندارد الا تعریف ستاره هایی که گرد ماه می گردند. خدا را شکر از خلقت بچه بسیجی ها.
    خیلی با این جملتون حال کردم تا حالا هیچ کس به جز خود اقا ماروداخل ادم حساب نکرده بود………
    حالا چون تعریف ما برات ارزش داره پس میگم
    میگم ایول به قلمت داش حسین
    ایول به مرامت ……
    ایول به خون بابا اکبرت که تو قلم تو جاریه
    ایول به ما بسیجیای امام خامنه ای……
    بازم بگم؟
    میدونی یکی از کابوسای من چیه این که شما همش یه خواب باشی داش حسین و وقتی بیدار میشم ببینم همش خواب بوده ….ولی چه خواب شیرینی…….
    میترسم که یه جوری از دستتون بدیم یا با تهدید ….ارعاب …..و یا زبونم لال اینکه از ما بسیجیای امام خامنه ای دیگه خسته بشی . برات بشیم کلیشه………
    خدا نیاره اون روزو……….

    قلمت مستدام داش حسین………

  133. امین می‌گوید:

    سلام

    دلایل شما برای تغییر نام به نظر من کاملا منطقی است

    موفق باشید انشا الله

  134. برای حسین قدیانی می‌گوید:

    صبح روز بعد از خاکسپاری خانواده اش نماز صبح را در مرقد امام خواندند واز ان طرف رفتند بهشت زهراعلیها سلام سر قبر صیاد.اما پیش از انها کس دیگری امده بود ،اقا که گفت:دلم برای صیادم تنگ شده بود،مدتی است ازش دور شده ام.

  135. سعید باقری می‌گوید:

    سلام
    مبارکه
    ببخشید مجله” نه ده ” چاپ شد؟؟؟
    کجا میشه تهیه اش کرد؟


    فکر نمی کردم درآوردن کتاب این همه وقت گیر باشد؛ مجله “نه ده” حتما بعد از کتاب در خواهد آمد. تقریبا آماده صفحه بندی است. یکی از دلایل تاخیر در چاپ مجله کارهای عادی من مثل نوشتن دوستون ثابت در دو روزنامه و همچنین کارهای این وبلاگ است که هر کدام بسیار وقت گیر است. برای داداش حسین تان دعا کنید.

  136. سید علیرضا می‌گوید:

    سلام حاج حسین
    نوش جانت . انشائ الله ساندیس بهشتی بخوری . البته نیش و پرت کن سمت جهنم خود فرشته ها می زنندش تو چشم سران فتنه .
    انشائ الله از دستان جدم امیر المومنین سیراب بشی ….
    انّ الأبرار یشربون من کأس کان مزاجها کافورا

  137. pary می‌گوید:

    سلام علی قلب زینب صبور…

    سلام ،مهم نیت آدمهاست

    غصه نخور داداش حسین

  138. حسین قدیانی می‌گوید:

    خطاب به سرکار خانم شریفی
    با سلام. نگران علاقه پسرتان به فوتبال نباشید. کاری کنید که شوت او دروازه کفر را پاره کند! من هم در بچگی علاقه وحشتناکی به فوتبال داشتم و مگر الان ندارم؟! شما نمی دانید وقتی به یک نفر لایی می زنید یعنی چه! و وقتی دریبل دو طرفه می زنید چه لذتی دارد. این علاقه را در بستر سالم و درست اجازه دهید رشد کند. درباره آن مطلبی هم که گفتید در نمایشگاه و اگر نشد در روزنامه وطن امروز در خدمتم. موفق باشید.

  139. برای حسین قدیانی می‌گوید:

    پیکر یکی از شهدا بنام احمدزاده را که بر اساس شواهد دوستانش پیدا کرده بودیم وهیچ پلاک ومدرکی نداشت تحویل خانواده اش دادیم.مادر او بادیدن چند تکه استخوان ،مات ومبهوت فقط می گفت:این بچه ی من نیست.او در همان لحظات تکه پاره های لباس شهید را می جست که ناگهان چیزی توجه اش را جلب کرد دستانش را میان استخوانها برد وخودکار رنگ ورو رفته ای را دراورد.با گوشه چادر بدنه خودکار را پاک کرد سریع مغزی خودکار را دراورد وتکه کاغذی را که داخل بدنه ان لوله شده بود خارج کرد اشک در چشمانش حلقه زد.همه متعجب بودند که چه شده دیدیم برروی کاغذ لوله شده نام احمد زاده نوشته مادر ان را بوسید وگفت:این دست خط پسرمه این پیکره پسرمه خودشه


    ارسال این گونه نظرات هوای این وبلاگ را عاشورایی می کند؛ به من هم در نوشتن مطالب کلی کمک می کند. بسیار متشکرم.

  140. سیداحمد می‌گوید:

    سلام بر داداش حسین عزیز،
    ما مخلص داداش حسین بسیجیها هستیم.
    فدات شم.

  141. فرید می‌گوید:

    باورت میشه دارم حسودی می کنم؟نه این حسادت نیست دارم غبطه می خورم

  142. برای حسین قدیانی می‌گوید:

    اولین روز عملیات خیبر دارد با یک ماشین با چراغ روشن می رود سمت خط،ان هم روز اول عملیات خودکشی بود.خودش رانندگی می کرد می گفتیم:می زنندت. خطرناکه نا سلامتی فرمانده ای. اما گفت:می خواهم به بچه ها روحیه بدهم عراقی ها را بتر سانم این طوری فکر می کنند نیروهای ما خیلی زیادند وان قدر خیالمان از پیروزی راحت است که فرمانده هم امده خط.می گید این فرمانده دلیر کی بود؟

  143. محبوبه می‌گوید:

    اتفاقا به نظر من (نه ده)خیلی بهتر از هر اسم دیگری است .

  144. پرواز می‌گوید:

    ۴۴ نفر آن لاین. دمت گرم که یک تنه ما بچه بسیجی ها را در فضای سایبر بیشمار کرده ای داداش حسین. جالب است که متن جدید هم نگذاشته ای.

  145. فرید می‌گوید:

    اقا حسین یه سوال دارم برادر من مگه شما بسیجی نیستی؟مگه ما بسیجی نیستیم؟ما حتی اگر ناراحت هم باشیم به هم دیگه فحش نمی دیم .خیلی ساده است ما باید قوی باشیم باید نشون بدیم البته ما که نه شما باید نشون بدید که هرگز چیزهای جزئیه این چنینی گر چه دلمان را به درد می اورد اما ما را از راهمان به در نمی برد فقط صبر کنید ومطمئن باشید این بار علی زمان ما کارها را به لطف خدا درست می کند همان طور که مولایمان گفت فقط صبر کنید چرا که انان در میان شمایید واز کارهایتان اگاه

  146. ما بیشماریم. می‌گوید:

    دمت گرم که من سبز را هم هر روز به قطعه ۲۶ میکشانی. انصافا قلمت معجزس هرچند با بعضی حرفات موافق نباشم.

  147. پرواز می‌گوید:

    ایول به داداش حسن. عجب جوابی دادی به این لیلا. در گوگل حتی پاسخ شما به نظرات هم آمده. دم شما گرم.
    لیلا خانم! خامنه ای تبری است که خدا دارد با آن بت شرق و غرب را می شکند. خامنه ای حتی اگر هم بت باشد، پرستش او عبودتی در امتداد خداست. خامنه ای خدا نیست، ناخدای با خداست. نه! تو “لیلا” نیسی، اگر بودی، پس چرا ما مجنون کوی لیلای خامنه ای هستیم؟ لیلای بی ولایت، بی لیلایی است. فقط یک لالایی است. خامنه ای شیرین است و ما فرهاد. من هم جای تو بودم حسودی ام می شد به این همه عشق. خامنه ای اگر لیلا نبود کلمات من اینچنین مجنون کوی لیلای ولایت نمی شدند.

  148. فریدبه غربت می‌گوید:

    کجایی غربت که ببینی بازدید امروز داداش حسین مرز ۳۰۰۰رو رد کرد

  149. د می‌گوید:

    نه ده
    نه گیرایی نداره لطفاَ یه چیز دیگه بذار مثلاَ العبرات به معنی اشکها

    راستی کتابت رو از کدوم انتشارات باید بگیریم

  150. hamid17959 می‌گوید:

    بسم الله
    سر کلاس ریاضی مهندسی بودم …خودت هم بودی ….این را مطمئنم ….بی خود نمیخواهد وانمود کنی که نشنیدی ….
    همان که رفتی و دیگر برنگشتی تا ما بارها برویم و برگردیم کافی است برای ان که بزرگواریت را به رُخ مان بکشی ….
    تو محاکمه میشدی ….در دادگاهی که فقط قاضی بود و شاکی …..سکوت کرده بودی و هیچ نمیگفتی ….
    نه از صبح عروسی ات که رفتی و تا ۳ ماه برنگشتی و نه پسر کوچکت که تا دو ماه بعد از تولدش ندیدی اش ….
    ساکت نشسته بودی و میشنیدی و لبخند میزدی…. نگفتی تمام سالهای نیش و کنایه شنیدن همسرت را …
    نگاه های چپ مردان همسایه و سرخ شدن بانوی ات را …..لالایی هایی که هر شب جواب بابا گفتن های
    حمید کوچک تو بود را برایشان تعریف نکردی……ومحاکمه میشدی ….حمید کوچک تو امسال دانشجو شده بود …..
    با سهمیه ی یک عمر بی پدری ….البته بدون استفاده از سهمیه شاهد
    لبخند نزن که دیوانه ترم میکنی ……اینها را نگفتم که بشنوی همه اش را خودت میدانی ! گفتم که اینبار من محاکمه ات کنم ….
    که چرا میان حرف های من یا همان حرف های نگفته ی تو که من روایت میکردم ،
    بغضی فرستادی تا فرصتی شود برای استاد و عوض کردن بحث؟! چرا میخواهی انقدر به رُخ مان بکشی مردانگی ات را ؟

    سلام آقای قدیانی
    خیای سخته هیچ جایی نداشته باشی با بابات حرف بزنی
    خیلی سخته ۲۲ ساله که ندونی مزار بابات کجاست
    تو رو خدا کمکم کنید دارم دق می کنم
    دلم خیلی برا بابام تنگ شده خیلییییییییی

    قاصدک بابای من گمشده اون ندیدی؟؟؟؟

  151. سوده می‌گوید:

    داداش حسین شما اسم کتابتون هرچی باشه خونتون بیت رهبریه.راستی انگار شما هنوز ماها رو نشناختی؟فحش میدین یعنی چی؟ یه معذرت خواهی به ماها بدهکار شدین داداش حسین به خاطر این حرفتون.

  152. مهدی می‌گوید:

    سلام
    من دانشجو پزشکی از استرالیا هستم.
    با نوشتت زندگی کردم. من چاکر ساندیسهای جمهوری اسلامی هستم. اگر آقا لب تر کنه همین الان درس و ول میکنم میام تا کور شود هر آنکه نتواند دید. خاک بر سرها فکر میکنن چند تا قرطی میان خارج یعنی فرار مغزها. نمیدونن اگر آقا اراده بکنه کلی بچه حزب اللهی مخ هست که خارجشون رو به آتیش میکشه.

    حاج حسین زنده باشی(حتی اگر حاجی نباشی)

  153. سلام
    عکس های خنده دار از موسوی حتما بیا ببین
    یا حق

  154. شاهد می‌گوید:

    منتظر چاپ کتابت هستم…وقتی کتاب رو می خونم مطمئن باش همزمان ساندیس خواهم نوشید

  155. عرفان می‌گوید:

    شب حمله همهمه بود کی تو دلها واهمه بود
    دعوا سربند یا فاطمه بود دعوا سر سربند یا فاطمه
    ذکر لبامون وقتی یا زهرا می شد
    همه گرهامون وا می شد
    آخرش حاجتمو من می گیرم
    یه روز از عشق تو مولا می میرم
    کی تو دلها واهمه بود داداش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  156. فرید می‌گوید:

    اینم هی می خواستم بگم روم نمیشد داداش حسین حالا که شما ۲تا ساندیس گرفتی از نوعه حکومتی یکی رو هم به ما میدی؟

  157. غربت می‌گوید:

    حسین جان نخونده کامنت رو تایید کن چون بخونی تایید نمیکنی.
    سلام مهربون از اینکه حالت خوبه خدا رو شکر می کنم ، درد و بلات بخور تو سر من و من و من و من، حداقل دعایی هستش که می تونم برات بکنم.چون من که کاری بلد نیستم حداقل اینطوری درد و بلا هات برای من هستش و تو به کار هات میرسی
    قربونت برم ببخش جور دیگه ای بلد نیستم صحبت کنم. حسین قدیانی، داداش فدایی داری اولیش من
    دوستت دارم
    میگی نه برو از مغازه دار های خ.ولیعصر (عج) بپرس دیروز یه دیوونه(البته دیوونه از دست عشق) داشت تو خیابون بلند بلند دل نوشته های (حسین قدیانی) رو می خوند یا نه قربون صدقه ماه و خورشید می رفت یانه قربون صدقه حسین قدیانی میرفت یا نه.
    تازه فردا می خوام برم مترو میرداماد دلنوشته هات رو بلند بلند برا مردم بخونم و عشق بازی کنم حیفه مردم ندونن ما چه ماه پاره ای داریم،
    بازم دوستت دارم داداش حسین
    می خوام منو به جرم عشق بازی با حضرت ماه بندازن حبس ابد.
    راستی
    دوستت دارم
    ببین
    دوستت دارم
    نمی خوای، همینی که هست
    دوستت دارم
    برو بابا
    دوستت دارم
    خداحافظت باشه
    دوستت دارم
    خدا نگه دارت باشه
    دوستت دارم
    بی برو برگرد
    دوستت دارم
    زیاد ناراحت نشو چون
    خیلی دوستت دارم
    به کوری چشم همه دشمنات
    دوستت دارم
    بازم بگم
    دوستت دارم

  158. علی می‌گوید:

    سلام
    اسم نه ده هم خوبه اما چرا قطعه ۲۶ نه ؟
    یاعلی

  159. پامیسام می‌گوید:

    آقا حسین، هر عنوانی که برای کتابت انتخاب کنی،برای ما عزیز و محترمه. اصلا مگه ما کی هستیم که بخواهیم به شما فحش بدیم داداش؟
    من از روزیکه همون نه ده معروف پیش اومد، با وبلاگت آشنا شدم. واسه همین این اسم رو هم خیلی دوست دارم.
    خوش بحالت که وبلاگت اینقدر بازدید کننده داره و اینقدر نظر میذارن واست. ایول داری عزیز.

  160. هادی می‌گوید:

    سلام
    کتابت چاپ شد به ما هم خبر بده

  161. ابراهیم می‌گوید:

    سلام حسین آقا.
    خواستم بگم که اگر خوب نگاه کنی میبینی که شاید اسم کتاب خیلی مهم نباشه و نوشته هاش بیشتر اهمیت داشته باشه.مهم اینکه تو دلت برای این انقلاب می تپه.دلت برای رهبر عزیزمونمی تپه.و مهم اینکه به قول خودت با این کتاب
    نی ساندیس مقدس جمهوری اسلامی(نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد) رو
    فرو میکنی تویه چشم تمام بد خواه های این انقلاب.تا چشمشون دربیاد.و حتما اون موقع بابا اکبرت داره برات هورا میکشه و تشویقت میکنه.(روحش شاد)
    ببخش زیاد حرف زدم.موفق باشی.

  162. عرفان می‌گوید:

    دوستت دارم داداش حسین (دیگه منم دارم مثل شماها احساساتی می شم ) .
    همیشه داداشم باش . قول بده . حتی اگه ازم ناراحت شدی .

  163. هلنا می‌گوید:

    سلام . جالب بید جیگر . دست مریزاد .نه دی رو عشق است

  164. غربت می‌گوید:

    حتما بخوانید :
    به شما عرض می کنم برهه هایی در این ۳۰سال گذشت وخطر هایی ازجانب مسئولین این کشور متوجه اساس اسلام بود که خداوند به برکت این رهبر، مارا از آن نجات داد، نمی دانید خدا به این مرد چه فراستی داده چه سعه صدری داده چه صبری داده ؟!

    دو تاشریک را فرض کنید یک شریک از اول می فهمد شریک دیگرش قصد خیانت دارد، می خواهد همه چیز را در جیب خود کندفکر می کنید چه مدت می تواند چیزی نگوید ۱ روز ۲روز نهایت آخر سال با اون تسویه می کندآدم میشود ۲۰سال شریک خائنی را بشناسد وبخاطر صلاح اسلام ومسلمین به روی او هم نیاورد؟بخداقسم این شبیه اعجاز است

    اگرنبود محبت این مرد در دل مردم در این فتنه ها چه میشد؟ آیا چنین توطئه ای از کشور رفع میشد؟
    اختصاصی استقامت:سخنان حماسی آیت الله مصباح درباره ولایت امام خامنه ای

    ” الرد علیه کالرد علینا وهو علی حد الشرک بالله “
    این حرف کسانی است که ۸ سال در این مملکت رئیس جمهور بوده اند آنها میگویند ولایت فقیه عرضی است واز مقومات این حکومت نیست واگر ولایت فقیه را از آن حذف کنیم ماهیت آن تغییر نمی کند
    علت جانیفتادن ولایت فقیه بعد از ۳۰سال بخاطر مشکل فرهنگی ماست چون فضای جامعه سکولار است. و حال بگو این وحی خداست می گویند امروزه نمی شود این حرفها را زد

    سیاستمداران ما فکرمیکنند ولایت فقیه مزدی است که مردم بخاطر انقلاب به آخوند ها دادند .

  165. مرضیه فراهانی می‌گوید:

    بسیار بسیار عالی
    خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خامنه ای نگه دار

  166. پلاک می‌گوید:

    سلام
    اسم کتاب مانند خود کتاب بی نظیره
    این مصلحت های حکومتی مانند چوب معلم می مونه که هر که نخوره …..
    از این که این نوشته ها این قدر زیبا در وصف یاره(حضرت ماه) لذت می برم و پر از انرژی.
    این نوشته های شما مانند همان ساندیس های حکومتی انرژی زا است
    التماس دعا

  167. حسن آقا می‌گوید:

    واقعیتش فحش و نا سزا در مرام ما نیست اصلاً از بچگی یاد نگرفتیم فقط چند تا توی تریبون شنیدیم مثل گوساله و بزغاله که اونم به کسی نمی گیم. ولی جاش می خواهی کتکت بزنیم. به هر حال در خدمتیم.

  168. علیرضا ساسانی خواه می‌گوید:

    حسین آقا سلام
    بنظرم اسم شما در شان شما هست
    نه مثل یک سری نامرد که از یزید هم…
    بگزریم حاج حسین ما بچه حزب الهی ها
    دلمون برای هم دیگه یه جور دیگه بی قرار میشه
    خلاصه کلام نوع نگاه شما ماهارو شاد غمگین
    متعجب عصبانیو…میکنه
    مثلا ما الان شادیم چون حضرت ماه شاد هستند
    در ضمن ساندیس های امسال به کوری چشم
    انهایی که نمیتونند ببینند به همه رسید
    یه شایعاتی بود ولی به ما که رسید
    راستی هر کی با هوندا ۱۲۵ بره به به جنگ
    امردکاییها مثل بابای شهیدت بهشت میره
    آخه به کسی نگیو منم با متورم با اونا جنگیدم
    وشکستشون دادم
    َ

  169. بچه بسیجی می‌گوید:

    سلام داش حسین گل

    فحش؟؟!!

    داداش ما هر پنج شنبه فقط به عشق خودت (و البته فوتبالت!) میایم پشت فنسای زمین فوتبالتون و مشتاقیم به یک نگاه دزدکی از رخسار خود خودت. جون من این حرفا رو نزن! ما تازه می خواهیم روی شما حساب کنیم.
    باور کن نمی دونی چه حالی داره وقتی نگاه می کنم بهت و می دونم الان هزاران بچه بسیجی دوست دارند جای ما باشند و ببینندت!

    به هر حال ما دوستت داریم. چون فقط تویی که سخنگوی ما هستی.

    یا حق

  170. دل آرام می‌گوید:

    البته حرف دوستان درباره نام قبلی عجیب است.به نظرم این بار معنایی را نداشته!!!
    اما مهم کتاب است.
    اگر به نمایشگاه برسه و خوب تبلیغ کنید(برای اینکه مردم بشناشند )به نظرم انشاالله خیلی موفق خواهد بود.

    یا حق

  171. حسین می‌گوید:

    من کاملا با چنین مصلحت اندیشی موافقم با اینکه خودم به همین اسم رای داده بودم ولی الان بهتر شد به هر حال نمیشه چنین خرجی هم کرد یعنی ریسکش بالاست!!!

  172. زهرا می‌گوید:

    ضد حال

  173. ن.خ می‌گوید:

    اقازاده فراری در باره شایعه حکم جلبش بیانیه داده.
    (توجه داشته باشید همه این مسائل در شرایطی بیان می‌شود که نه حکمی از طرف دادگاهی صادر شد و نه توضیحی از طرف من ارائه و این همه نشان از تلاش خطرناک همان جریان خاص برای فشار بر قوه‌قضائیه است که می‌خواهند از دستگاه عدالت‌محور و مجری عدالت، در جهت مطامع و اغراض ناعادلانه سیاسی خویش استفاده نمایند و جالب‌تر اینکه همه این اقدامات را در راستای تقویت نظام مقدس جمهوری اسلامی و جایگاه مقام والای ولایت فقیه می‌دانند
    اینجانب برای چندمین بار اعلام می‌نمایم که حاضر به رسیدگی به اتهامات در دادگاه صالحه هستم و انتظار دارم به شکایات من از جمله از کسانی که در این مدت از همه ابزار برای ترور شخصیت من و خانواده‌ام استفاده کرده‌اند، رسیدگی شود تا سیه‌روی شود هر که در اوغش باشد.)
    داداش گلم حواست باشه اینا پارتیهاشون قویه ها؟این جمله اخرش منو کشته.چه چیزها؟چه حرفا؟ادم خندش میگیره.

  174. تلنگرخانه می‌گوید:

    سلام ای یکی از آوینی نژآد های عزیز و ثابت قدم.

    گفتید که :
    “”در این کتاب ممکن است گاهی این قلم از صراط مستقیم منحرف شده باشد و اگر این انحراف فقط در حد یک کلمه هم باشد هرگز درست نیست به پای نام مقدس “بیت رهبری” نوشته شود. نیز صلاح را بزرگان بر آن دانستند نقد کتابم مترادف با انتقاد از “خانه ام بیت رهبری است” نباشد.””
    صد البته هم با همان بزرگان موافقم و هم با شما و معتقدم عنوان کتاب حکم لباس را دارد و متن کتاب هم مصداق بیان..
    لباس هرچه هم باشد ؛ بیان مهم است گرچه در این زمانه و جامعه کراواتی ها را بیشتر تحویلشان میگیرند(وا ولی گرچه خود به “” خانه ام بیت رهبری است”” رأی داده بودم ولی “” نه ده “” هم گویای خیلی فریادهاست که به کام خیلی ها خوش نمیاید و این اتفاق نه غمبار است نه تراژدی از دوستان میخواهم که بیخود اوضاع را بیش از آنچه که هست اسفبار نشان ندهند…

    به امید روزی که برای عنوان امثال کتاب حرص نخوریم…. کم بودن قلم ها برای دست هایی که می توانند نه ده بنویسند “” غمبار “” تر است…

    یا حق..

  175. ترگل می‌گوید:

    حتما یه حکمتی توش بوده
    امیدوارم توی محتویاتش تغییری ایجاد نشه

  176. امیر مسعود می‌گوید:

    سلام
    داش حسین از این حرفا نزن
    همین جوری زمین خوردتیم
    خدایی خیلی دوست دارم
    دست علی یارت باشه

  177. شهید گمنام می‌گوید:

    زنده باد حزب الله

  178. ترگل می‌گوید:

    نه ده هم اسم خوبیه
    شاید اسم قبلیه کلی شاعرانه و عاشقانه بود اما این یکی همه رو با هم داره
    عشق به امام حسین هم توش هست

  179. علیرضا کیانی می‌گوید:

    سلام
    مطلبی به سبک حسین قدیانی ولی خیلی پایینتر از قلم تو داداش حسین

    ————-چرا رئیس ستاد جنگ بجای شلمچه به کیش می رود؟—————-

    دوستان هر که خواند جواب سوال آخر را با فکر بدهد

    ………آقای ایکس ، ایکس مجمع ایکس و ایکس مجلس ایکس.
    حسین جان زودتر بیا که دلمان شور می زند… کجایی؟

  180. کبوترغریب می‌گوید:

    تا قاف ترین قله هستی..
    سیمرغ ترین همسفرم باش….
    ..
    ..
    ان شا..الله دعای همون مادر شهید که قاب یکی از بچه هاشو واسه کمک گرفتی بجایی برسوندت که چشمها خیره شود…

  181. علی اکبر می‌گوید:

    نامه‌ شهید آوینی به آیت‌الله خامنه‌ای

    بسم‌الله الرحمن‌الرحیم

    خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی، نائب امام عصر(عج) حضرت آیت‌الله خامنه‌ای أیدکم‌الله تعالی بتأییداته ‌الخالصه.
    سلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته.

    امتثال امر، فرصتی برای عرض ارادت در این مرقومه باقی نمی‌گذارد لذا حقیر مستقیماً با استمداد از فضل بی‌منتهای رب‌العالمین وارد در اصل مطلب می‌شوم بعد از عرض این مختصر که:

    ما با حضرتعالی به‌عنوان وصیّ امام امت(ره) و نایب امام زمان(عج) تجدید بیعت کرده‌ایم و تا بذل جان در راه اجرای فرامین شما ایستاده‌ایم؛ همان‌گونه که پیش از این درباره‌ی امام امت(ره) بوده‌ایم و بسیارند هنوز جوانانی که عشق به اسلام و شوق رضوان حق، آنان را در میدان انقلاب نگه داشته است؛ با همان شوری که پیش از این داشته‌اند‌.‌ خدا شاهد است که این سخن از سر کمال و صدق و از عمق قلوب همان جوانانی سرچشمه گرفته است که در تمام این هشت سال بار جنگ را بر شانه‌های ستبر خویش کشیدند. ما به جهاد فی سبیل‌الله عشق می‌ورزیم و این امری است فراتر از یک انجام وظیفه‌ی‌ خشک و بی‌روح. این سخن یک فرد نیست؛‌ دست جماعتی عظیم است که به‌سوی حضرت شما دراز شده تا عاشقانه بیعت کند.‌ بسیارند کسانی که می‌دانند شمشیر زدن در رکاب شما برای پیروزی حق، از همان اجری در پیشگاه خدا برخوردار است که شمشیر زدن در رکاب حضرت حجت(عج) و نه تنها آماده،‌ که مشتاق بذل جان هستند. سرِ ما و فرمان شما.

    کمترین مطیع شما

    سید مرتضی آوینی

  182. سجاد می‌گوید:

    سلام.لا اقل می نوشتی درستش این بود نه اینکه مصلحت این بود ! حالمون از این کلمه مصلحت …
    ولی حیف شد.
    آخه خونه ما فقط بیت رهبریست .

  183. دمت گرم می‌گوید:

    دمت گرم..خودت اعتراف کردی
    به تو میگن بسیجی ووولایی واقعی!
    ایول!

  184. فاطمیون می‌گوید:

    عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم
    عشقتو عشقه حاج حسین…
    شهید شی…

  185. AliR می‌گوید:

    فوری

    حجت الاسلام مصلحی : اگر لازم شود او را مانند ریگی بر میگردانیم .

  186. زهرا رمضانپور می‌گوید:

    سلام. ببخشید، تا کی ما وقتی وبلاگتونو باز می کنیم، باید این تیتر رو ببینیم و دلمون هری بریزه پایین و اشک از چشمامون سرازیر بشه؟!

  187. زهرا می‌گوید:

    سلام.چند بار تا حالا این مطلبتونو خوندم سیر نمیشم
    گفتین مرخصی ۹دی به داماد ما مرخصی ندادن بیاد کارمند بانکه
    اونم بانک انصار
    من که ۹ دی اولین بار بود میومدم راهپیمایی میگین ساندیس ما که ندیدیم
    ۲۲ بهمن هم همین طور

  188. محمد می‌گوید:

    سلام

    حیف که مریض بودم ونتوانستم بیایم راه پیمایی وساندیس نصیبم نشد .ولی شکرخدا

    هنوز جان برکفم وفدایی سیدعلی آقاهستم .

  189. دوست دار حضرت ماه می‌گوید:

    خودشو نارحت نباش هر چه قدر دوست دارین از امکانات دولت و جمهوری اسلامی استفاده کنید و تی تاب و ساندیس که بخورین . توی شهر ما که از این خبرا نیست !

  190. سید محمد می‌گوید:

    سلام
    از اینکه مجبور به تغییر نام کتاب علیرغم ذائقه سربازان آقا شدید متاسفم//
    اما دلیل تغییر نام کاملا منطقی است//مهم اخلاص است و اینکه این کتاب خاری است در چشم اعداء اسمش فرقی نمیکنه

  191. فرید می‌گوید:

    حسین جان کجایی نگرانتم به جان فرید قلبم بد می زنه از نگرانی مومن چرا افتابی نمی شی؟بیا دردت به جونم غم وغصت بخوره تو سرم کجایی بسیجی می دونم کار داری اما فکر دل ما هم باش کم کمش از صبح ۲۰بار اومدم دیدنت اما نیستی

  192. ققنوس 19 می‌گوید:

    با سلام و عرض ارادت .
    خودتان را ناراحت نکنید .اسم که مهم نیست ! اخلاص مهم است که شما دارید .
    تازه باید خدا را شاکر باشید که به این زودی کتابتان چاپ شد .نه مثل کتاب من که حدود ۷ سال است در نوبت چاپ به سر می برد و یک سالی می شود که زیر چاپ است!موفق باشید.

  193. حسین ابوالفضل می‌گوید:

    سلام حاج حسین . یه کمکی میخوام ازتون . راجع به شهدای ۸ ماه دفاع مقدس یه کمی اطلاع میخوام و میخوام یه کمکی کنید ….
    یه هیئتی داریم تو یه منطقه برپا میکنیم …. اولین جلسه اش رو میخوامن به یاد اولین شهید ۸ ماه …. بگیریم … یه کمکی . یه مشورتی. یه راهنمائی بهم میکنید…. البته میدونم سرتون شلوغه ها….

  194. داروغه می‌گوید:

    سلام
    گل پسر
    املای Frence غلطه

  195. غربت می‌گوید:

    داداش حسین از بالا دستور رسیده قربون صدقه های ما رو تایید نکنی
    میدونی چند ساعته پای دستگاه نشستم تا بیای
    قربونت برم داداشی

  196. زینب ثنایی می‌گوید:

    یادم رفت بگویم/ برای این دل‌نوشت که تقدیمش می‌کنم به مولایم خامنه‌ای،/ ۲ تا ساندیس گرفتم/ یک تی‌تاب/ حرفی هست؟!

    خیلی زیبا بود به خصوص این قسمت آخر

    من همیشه وبلاگ شما را می خوانم و نوشته هایتان را دنبال می کنم چون واقعا زیبا می نویسید

  197. نورا می‌گوید:

    http://saffarharandi.mihanblog.com/وبلاگ قرآن صاعد با “پیمان مقدس” به روز است .

  198. غربت می‌گوید:

    داداشی ما هستی،فقط هم برای ما هستی هر کی حرفی داره بگه داداش حسین فقط برا بچه بسیجی هاس
    دوستت دارم
    خیلی ببخشید ها معذرت می خوام چرا امروز هر چی گفتم قبول نکردی؟


    ببین عزیز من! از همه لطف و محبت تان ممنون. اما آیا اینجا قرار است جای نظر درباره متن باشد و یا تعریف مداوم از من؟ امیدوارم درکم کنید.

  199. فاطر سبز می‌گوید:

    سلام

    چندیست که با این پیام می آیم

    اللهم احفظ قائدنا امام خامنه ای

    سلامتی امام خامنه ای صلوات

    اللهم صل علی محمد و آل محمد

    اگر می خواهی رمز پایداری اسلام و حق استمرار ولایت را دریابی بیا…

    منتظر دیدار نظراتتان هستم

    ان شاءالله

    اللهم عجل لولیک الفرج

    التماس دعا

    فاطر سبز

  200. غربت می‌گوید:

    ببین عزیز من! از همه لطف و محبت تان ممنون. اما آیا اینجا قرار است جای نظر درباره متن باشد و یا تعریف مداوم از من؟ امیدوارم درکم کنید.

    اولا علیک سلام بعدش اصلا هم ازت ناراحت نیستم می دونم کارت سنگینه می خوام چشم اونایی که چشم ندارن تو رو ببینن با این حرف ها کور کنم ولی امر امر شماست من سعی کردم بین قربون صدقه هام برای بازدید کننده ها اخبار ولایت رو هم بگذارم اگر ناراحتت کردم ببخش داداش حسین
    من خودم هم وبلاگ دارم
    هم سایت
    فقط عرصه رو خالی دیدم دیدم مدافع ولایت هستی برای ولی امرم قلم میزنی
    دیدم میان اعصابت رو بهم میریزن که حیلی هاش رو هم تایید نمی کنی
    احساس تکلیف کردم که بیام به عنوان یه بسیجی از مدافع ولایت دفاع غیر مستقیم کنم و روحیه بدم. نخواستم کامنت ها رو تایید کنی وقت می خواستم به اندازه اون مزاحم ها که برات چرت و پرت می فرستن من برات نقل و نبات بفرستم . اینو چون تکلیفم بود انجام دادم چون داداش حسین متعلق به همه ولایتی هاست.
    ببخش اگر ناراحتت کردم.
    اگر هم ناراحت هستی خوب باش به من چه.
    چون من دوستت دارم
    همین هم که هست
    یا علی
    اگر خواستید و ما رو لازم داشتید به عنوان یه پا دری این دفعه قرار از شما با سر دویدن از ما
    حق نگه دارت.

  201. سعید باقری می‌گوید:

    ممنون
    ما منتظر چاپ کتاب و مجله هستیم

  202. مدعیان حقوق بشر از افسانه سرایی ۱۱سپتامبر تا تهدیدات اتمی

    چگونه است که کشوری همچون آمریکا با آن مصائبی که با جنگ طلبی وپرونده سیاه اتمی اش بر سر عالم آورد مدعی حقوق بشر شده وکشوری همچون جمهوری اسلامی ایران که سیاست خارجی آن بر پایه امنیت خاورمیانه وعدالت در دنیا وعاری ساختن جهان از سلاح اتمی است را ناقض حقوق بشر میخوانند

    راهبرد جدید هسته ای آمریکا تیرخلاصی بود که به قلب صلح جهانی زده شد استراتیژی جدیدی که حمله اتمی را به کشوری چون ایران وکره شمالی را مطرح میکرد
    منتظرحضور پرمهرتون هستم

  203. صدرا می‌گوید:

    داداش حسین ..خیلی بامرامی

  204. مهدی می‌گوید:

    دمت گرم و سرت خوش باد.

  205. دمت گرم می‌گوید:

    بازدید دیروزت ۴۷۰۳ تا بود. ای ول بابا پربیننده ترین وبلاگ تاریخ.

  206. رها می‌گوید:

    امیدوارم فروش کتابتون ثابت کنه کیا بیشمارن
    “تنها دارایی ما وقتی که خورشید نیست، خامنه ای است”
    قلمتان همچنان سرشار باشد از شعور انقلابی

  207. بنده نالایق خدا می‌گوید:

    از اونجایی که ما تو یکی از شهرکهای وزارت … زندگی میکنیم اتوبوسمون و راهپیماییمون کلا خیلی حکومتی بود. خوراکیمونم حکومتی تر بود: حاج آقای عقیدتی سیاسی به ما شیرکاکائو و کیک داد. البته ما نی شیرکاکائوی جمهوری اسلامی رو هم مثل نی ساندیسش فرو کردیم تو چشم استکبار و عمال داخلیش.

  208. فرید می‌گوید:

    سـلام صبح بخیر پس داداش دیشب بودی شکر که حالت خوبه

  209. pary می‌گوید:

    سلام علی قلب زینب صبور

    سلام

    داداش حسین لطفا این تیترو بردار دیگه

  210. زهرا رمضانپور می‌گوید:

    سلام. صبح بخیر. البتّه الآن که دیگه لنگ ظهره!
    فرمودید:«…این بار صادقانه آمده بودم فحش بشنوم ولی باز مرا شرمنده تر کردید…»
    بسیجی ها فحش دادن بلدن. اتّفاقاً فحشهای آبدار و آب نکشیده ای هم بلدن! امّا نه برای یک بسیجی. نه برای فرزند یک شهید والا مقام. نه برای سرباز رهبر. ما به هموطنامون فحش نمی دیم. این فحشها رو بلدیم برای سران فتنه. برای آمریکا و اسراییل. برای کسانی که دل اماممونو خون کردن. برای کسانی که اصلاً فحش برای اونا ساخته شده.

  211. برای حسین قدیانی می‌گوید:

    نزدیک عملیات بود تازه دختر دار شده بود.یک روز دیدم سر پاکت از جیبش زده بیرون. گفتم:چیه؟ گفت:عکس دخترمه.گفتم:بده ببینم.گفت:هنوز خودم ندیدمش!گفتم:چرا گفت:الان موقع عملیاته می ترسم مهر پدر وفرزندی کار دستم بده باشه بعد.
    این مرد این فرمانده دلیر کسی نبود جز شهید مهدی زین الدین


    سلام. من نمی دانم شما چه کسی هستی که این مطالب را در صفحه نظرات می گذاری اما هر که هستی بسیار از شما ممنونم. نوشته های من عمدتا از دل همین خاطرات در می آید. دوست دارم در هر صفحه لااقل یک خاطره این گونه باشد تا یادمان نرود هر نفسی که می کشیم ممد نام کدام با مرام هاست. ممنون.

  212. ن.خ می‌گوید:

    سلام. الحمدالله فهمیدیم حالت خوبه.دیگه هم قربون صدقت نمیریم.
    متن سخنرانی حاج حسین یکتا رو جایی میخوندم.از اونجایی که نظرات وبلاگتون هم پر طرفداره چند خطیشو براتون مییفرستم.
    “ﻳک ﻧﻔﺮ” در ﻣﻤﻠﻜﺖ اﺟﺎزه دارد اﻋﻼم ﺟﻨﮓ ﻛﻨﺪ! ﻓﻘﻂ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪه ﻣﻌﻈﻢ ﻛﻞ ﻗﻮا. ﻓﻘﻂ «رﻫﺒﺮی» ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ اﻋﻼم ﺟﻨﮓ ﻛﻨﺪ. و ‫دوﺑﺎر در ﻣﻤﻠﻜﺖ ﺟﻤﻬﻮری اﺳﻼﻣﻲ اﻋﻼم ﺟﻨﮓﺷﺪه اﺳﺖ. ﻳﻚ ﺑﺎر در ﻋﺼﺮ ۳۱ ﺷﻬﺮﻳﻮر ۱۳۵۹ -ﺑﺎ اﻳﻦ روﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺮاﻳﺖ ﮔﻔﺘﻢ- و ﻳﻜ ﺒﺎر‬ ﻫﻢ ﭼﻨﺪ وقت ﭘﻴﺶ آﻗﺎ اﻋﻼم ﺟﻨﮓ ﻛﺮد. ﺟﻨﮓ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﺗﻤﺎم ﻋﻴﺎرِ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ دﺷﻤﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﻣﺎ ﺷﺮوع ﺷﺪ. اﻳﻦ ﻣﺴﺨﺮه ﺑﺎزی ﻫﺎی ﺧﻴﺎﺑﺎن ﻫﺎ و راﻫﭙﻴﻤﺎﻳﻲ ﻫﺎ را رها کن! اﻳﻦ ﻫﺎ را ﺟﻨﮓ نمی گویم، اﻳﻦ ﻫﺎ دود ﺟﻨﮓ اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻫﺎ ﮔﺮد و ﺧﺎک رزﻣﺎﻳﺶ ﻗﺒﻞ از ﺟﻨﮓ اﺳﺖ. اﻳﻦﻫﺎ ﻳﻚ ﺗﻚ اﻳذاﻳﻲ دﺷﻤﻦ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﻮد ﻛﻪ ﺗﺴﺖ ﺑﮕﻴﺮد. ﻳﺎ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﺮد ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺰﻧﺪ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﺟﻠﻮ، ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺗﺶ ﻏﻠﻂ ﺑﻮد.

    ‫ﻳﻚ ﺗﻜﻲ ﻛﺮد ﻳﻚ رزﻣﺎﻳﺸﻲ ﻛﺮد. درﺳﺖ؟ ﺟﻨﮓﺗﻤﺎم ﻋﻴﺎر دﺷﻤﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﻣﺎ ﺷﺮوع ﺷﺪ. آﻗﺎ ﻓﺮﻣﻮد ﺷﺒﻴﺨﻮن، آﻗﺎ ﻓﺮﻣﻮد ﺗﻬﺎﺟﻢ، آﻗﺎ ﻓﺮﻣﻮد ﻧﺎﺗﻮ، ﺣﺎﻻ اﻋﻼم ﺟﻨﮓ ﺗﻤﺎم ﻋﻴﺎر دﺷﻤﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﻣﺎ در ﺟﺒﻬﻪی ﻧﺮم. چه ﻣﻴﺨﻮاﻫﻴﻢ ﺑﮕﻮﻳﻴﻢ اﻣﺮوز ﺑﺎ ﻫﻢدﻳﮕﺮ؟

    دﺷﻤﻦ وارد ﺣﺪود ﻣﺎ ﺷﺪ. دﺷﻤﻦ وارد ﺳﺮﺣﺪ‪ات ﻣﺎ ﺷﺪ. ﺑﭽﻪ ﻫﺎ دﺷﻤﻦ آمد، آمد، ﻳک ﻣﺮﺗﺒﻪ آﺗشش را رﻳﺨﺖ. ﻳﻌﻨﻲ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻫﻮش ﺷﺪی، ﺗﺎ ﺑﻪ ﮔﻮش ﺷﺪی، ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻲ ﻳﻚ ﻋﺎﻟﻤﻪ از ﻋﻘﻮل و ﻗﻠﻮب ﺑﭽﻪﻫﺎی ﻣﺎ ﻓﺘﺢ ﺷﺪه. ﻳﻘﻴﻦ ﻫﺎ، ﺷﻚ ﺷﺪه، ﺣﺐ ﻫﺎ، ﺑﻐﺾ ﺷﺪه.

    ‫ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺣﺎﻟﺖ، ﺣﺎﻟﺖ ﺟﻨﮕﻲ اﺳﺖ. ﻧﻪ دوﺑﺎره ﺷﻠﻮغ ﭘﻠﻮﻏﻲ و ﻓﺘﻨﻪ و …، ﺑﺤﺚ ﻫﺎی زﻳﺮﺳﺎﺧﺘﻲِ اﺳﺎﺳﻲ را ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻢ. ﺷﻠﻤﭽﻪ ﺷﺮﻳﻔﻪ، ﻓﻜّﻪ اﻣﻴﺮﻛﺒﻴﺮه، ﻃﻼﺋﻴﻪ ﻋﻠﻢ و ﺻﻨﻌﺘﻪ. ﻫﺮ ﻛﺪام از ﻳﺎدﻣﺎن ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻣﻲ رﻓﺘﻲ می ایستادی آﻧﺠﺎ گریه می کردی! ﺷﻬﺎدت، ﺷﻬﺎدت، ﺷﻬﺪا ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮن ﺑﺮم! ﻧﻤﻲ ﺧﻮاد ﻗﺮﺑﻮﻧﺸﻮن ﺑﺸﻲ! اﻳﻨﻘﺪر ﻛﺎر ﺧﺮاب ﺷﺪه اوﻧﻬﺎ آﻣﺪﻧﺪ و دارﻧﺪ ﻗﺮﺑﻮن ﺷﻤﺎ ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ! ﭘﺮﻳﺸﺐ ﻳﻚ ﺑﭽﻪ ﺷﻬﻴﺪ ﻣﻦ را دﻳﺪ ﮔﻔﺖ: «ﺣﺎج ﺣﺴﻴﻦ، ﭘﺮﻳﺸﺐ ﺧﻮاب ﺑﺎﺑﺎم رو دﻳﺪم ﺑﻌﺪ از ﻣﺪت ﻫﺎ، ﭘﺮﻳﺸﻮن و ﺧﺎﻛﻲ آﻣﺪه ﻳﻪ ﻣﻮﺗﻮر ﺳﻮاره، داره ﺧﻴﺎﺑﻮن اﻧﻘﻼب را ﻣﻲ ره و ﻣﻴﺎد.» اون ﻫﺎ ﻧﻴﻮﻣﺪﻧﺪ؟ “اون‏ﻫﺎ” اوﻣﺪﻧﺪ ﺗﻮ ﻣﻴﺪون دﻳﮕﻪ.

  213. برای حسین قدیانی می‌گوید:

    جواب سوال قبلیمو ندادین.ایشون هم فرمانده لشگر ۳۱عاشوراشهید مهدی باکری بودند.

  214. ن.خ می‌گوید:

    آخ جان.چه زود تایید شد؟

  215. برای حسین قدیانی می‌گوید:

    یکی از همین بچه بسیجی ها که شبا براتون کامنت میذاره

  216. ن.خ می‌گوید:

    این هم یه قسمت دیگش که به نظرم خیلی باید روش کار کرد
    آﻗﺎ ﻓﺮﻣﻮد: اﻓﺴﺮ. ﺗﻌﺒﻴﺮش ﻫﻢ اﻳﻨﺠﻮرﻳﻪ ﻛﻪ :«ﻣﻦ ﺳﺮﺑﺎز ﻧﻤﻴﮕﻢ. ﺳﺮﺑﺎز ﻛﺴﻲ ﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﻄّﺶ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ. ﺳﺮﺑﺎز ﻛﺴﻲ ﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ او ﺑﺸﻴﻦ و ﺑﺮﭘﺎ ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ. ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ اﻓﺴﺮ ﻣﻴﮕﻮﻳﻢ.» اﻓﺴﺮ ﻳﻌﻨﻲ ﭼﻪ؟ اﻓﺴﺮ در ﺣﺪاﻗﻞ ﺗﺮﻳﻦ ﺣﺎﻟﺘﺶﻳﻌﻨﻲ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪه ﮔﺮوﻫﺎن و گردان؛ درﺣﺪاﻗﻞ ﺗﺮﻳﻦ ﺣﺎﻟﺘﺶ ﺗﻮ ﻟﺸﻜﺮ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻳﺎد ﻳﺎرای اﻣﺎم ﺣﺴﻴﻦ ۷۲ ﺗﺎﻳﻲ ﻣﻲ ﺑﺴﺘﻨﺪ. ﺑﻪ ﺧﻂ ﻛﻦ ﻧﻴﺮوﻫﺎت رو ﺑﺒﻴﻨﻢ! ﻫﺮ ﻛﺪوم ۷۲ ﻧﻔﺮ رو ﺑﻪ ﺧﻂﻛﻨﻴﺪ، از ﺟﻠﻮﻧﻈﺎم! داری؟ داری ۷۲ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺧﻂ ﻛﻨﻲ؟ اﺻﻼً ﺑﺎ ۷۲ ﻧﻔﺮ رﻓﻴﻖ ﻫﺴﺘﻲ اﻳﻨﺠﺎ؟ اﺻﻼ ﺑﺮای ۷۲ ﻧﻔﺮ وﻗﺖ ﮔﺬاﺷﺘﻲ اﻳﻨﺠﺎ؟ اﺻﻼً اﻓﺴﺮی ﻛﺮدی اﻳﻨﺠﺎ؟ اﺻﻼً ﺗﻌﺎﺑﻴﺮ آﻗﺎ رو ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻳﻢ! ﺧﻮاﺑﻴﻢ!

    ‫ﻛﺎر ﭼﻬﺮه ﺑﻪ ﭼﻬﺮه اﺳﺖ. ﻛﺎر ﻧﻔﺲ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ اﺳﺖ. اون ﻫﺎ ﺗﻚ ﺗﻚ ﭘﺸﺖ اﻳﻦ ﺟﺒﻬﻪ دارند ﻧﻴﺮو ﻣﻴﮕﻴﺮند. ﺗﻚ ﺗﻚ داره ﮔﻠﻮﻟﻪ ﻣﻴﺰﻧﻪ. ‫ﺗﻚ ﺗﻚ داره ﺷﻚ ﻣﻴﺎره. ﺗﻚ ﺗﻚ داره ﺑﻐﺾﻣﻴﺎره. ﺗﻚ ﺗﻚ ﺑﺎﻳﺪ ارﺗﺒﺎط ﺑﮕﻴﺮی. ﻫﻤﺎﻳﺶ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ! ﺳﺎﺧﺘﺎرﻣﻮن رو ﻋﻮض ﻛﺮدﻳﻢ! از ‫اون ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎ ﻣﺎ دﻳﮕﻪ ﻧﻤﻲ ﺧﻮاﻳﻢ! ﻣﺎ اﺻﻼً ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻧﻤﻴﺨﻮاﻫﻴﻢ! ﻣﺎ ﻳﻚ ﻗﺮارﮔﺎه ﺟﻨﮕﻲِ ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲِ ﻣﻌﺮﻓﺘﻲ ﺑﺼﻴﺮﺗﻲ ﺑﺎ ﻋﻨﻮان ﺗﻴﭗ و ﮔﺮدان و ﻟﺸﮕﺮ و ﻳﮕﺎن، ﺑﺎ اﻃﻼﻋﺎت ﻋﻤﻠﻴﺎت و ﺗﻮﭘﺨﺎﻧﻪ و دﻳﺪه ﺑﺎﻧﻲ و ﺣﻤﻠﻪ و ﺗﺨﺮﻳﺐ ﻣﻲ ﺧﻮاﻫﻴﻢ. اﻳﻨﻄﻮری ﺑﺎﻳﺪ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺑﺒﻨﺪی.

    ﻛﻲ داره اﻻن بحث می کند؟ ﻣﻦ ﻗﺒﻮل ﻧﺪارم ﺑﭽﻪ ﺑﺴﻴﺠﻲ در ﻋﺼﺮ اﻣﺮوز داﻧﺸﮕﺎه، آﺧﺮ ﺷﺐ ﺑﺪون ﺑﻴﻬﻮش ﺷﺪن و ﻓﺸﺎرش اﻓﺘﺎدن و ﻳﻪ ﮔﻮﺷﻪ ای از ﺣﺎل رﻓﺘﻦ ﺧﻮاﺑﺶ ﺑﺒﺮد! ﻣﻦ ﻗﺒﻮل ﻧﺪارم! ﻫﺮ ﻛﻲ ﻫﻢ ﻫﺮ ﺣﺮﻓﻲ دارد رو ﻛﻨﺪ! ﻣﺎ ﺧﻴﻠﻲ ﻫﻢ ﺟﺎ ﺑﺮای ﻛﺎر ﻛﺮدن دارﻳﻢ. ﺧﻴﻠﻲ ﺟﺎ ﺑﺮای ﺣﺮف زدن ﺑﺎ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ دارﻳﻢ. ﺧﻴﻠﻲ ﺑﺮای ﺣﻀﻮر در ﻋﺮﺻﻪ ﺑﺼﻴﺮﺗﻲ و ﻣﻌﺮﻓﺘﻲ و ارﺗﺒﺎط ﮔﻴﺮی ﺑﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻛﺎر دارﻳﻢ. آﻧﻜﺎرد ﻣﻦ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﺨﻮره! آﻧﻜﺎرد ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻫﻢﻧﺨﻮره! ﻓﻘﻂ ﻗﺮﺑﻮن ﺣﻀﺮت زﻫﺮا ﺑﺮم، ﻗﺮﺑﻮن اﻣﺎم ﺣﺴﻴﻦ، ﻗﺮﺑﻮن رزﻣﻨﺪه ﻫﺎ ﺑﺮم ﻛﻪ اﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺷﻬﻴﺪ و ﺟﺎﻧﺒﺎز و ﻗﻄﻊ ﻧﺨﺎع و آزاده بشوند. اﻳﻦ ﻫﻤﻪﻣﺎدرﻫﺎ ﺑﻲﺑﭽﻪﺑﺸﻮﻧﺪ. ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺒﺎﻳﺪ دﺳﺖ ﺑﺨﻮرد!

  217. ن.خ می‌گوید:

    ﺑﭽﻪ ﻫﺎ، ﭼﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﺮد؟ ﻣﻦ اون ﺧﻮدﺳﺎزی زﻣﺎن ﺟﻨﮓ را ﻧﺪارم، ﺧﻮدم ﻳﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﺷﺒﻬﻪ دارم. ﺧﻮدم ﻳﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﻛﺴﺮی دارم. ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ رو ﺟﻮاب ﺑﺪم؟ ﭼﻪﺟﻮری ﺑﺎﻳﺪ ﺟﻮاب ﺑﺪم؟ ﺑﺮو زﻳﺮ ﭼﺮخ ﺗﺎﻧﻚ ﻟﻪ ﺑﺸﻮ، ﻳﻪ ﺳﺎل ﺑﻌﺪ اﺳﺘﺨﻮان ﻫﺎﻳﺖ را ﭘﻴﺪا ﻛﻨﻨﺪ، ﺑﺸﻮ ﻋﻠﻢ اﻟﻬﺪی. ﻣﺎ ﺑﻪ ﺗﻜﻠﻴﻒ ﻣﻮن ﺑﺎﻳﺪ ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻴﻢ. ﺑﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺗﻮﺟﻪ ﻛﻨﻴﻢ. ﻣﺎ ﺑﺎور ﻛﻨﻴﻢ اﻣﺮوز وﻇﻴﻔﻪ ﻣﻮن ﻛﺎر ﺳﺨﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ روزی اﺳﺖ. ﻣﺎ ﻗﺒﻮل ﻛﻨﻴﻢ اﻣﺮوز وﻇﻴﻔﻪ ﻣﻮن رﺻﺪ درﺳﺖ ﺿﻌﻒ ﻫﺎ و ﻗﻮت ﻫﺎست. ﻣﺎ ﻗﺒﻮل ﻛﻨﻴﻢ اﻣﺮوز ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎﻳﺴﺘﻴﻢ. ﺷﺒﺎﻧﻪ روزی ﺑﺮوﻳﻢ. ﻣﺎ ﻗﺒﻮل ﻛﻨﻴﻢ ﺣﺎل اﻣﺮوزﻣﻮن ﺑﺎ ﺣﺎل ﺳﻪﻣﺎه ﻗﺒﻞ ﻣﻮن ﺑﺎﻳﺪ ﻓﺮق ﻛﻨﻪ. ﺧﺪا ﻣﺨﺮج ﺻﺪق اش را ﻣﻲ ﻓﺮﺳﺘﺪ.

    ‫ﻣﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﭼﻪ ﻛﻨﻴﻢ اﻻن؟ ﺑﺎﻳﺪ اﻻن ﻳﻚﻗﺮارﮔﺎه ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ واﻗﻌﻲِ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﺗﻤﺎم ﻛﻠﻤﻪ ی ﺗﻮی ﻣﻴﺪون ﺑﻮدن ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺑﺪﻳﻢ. ‫ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﺄﻣﻮرﻳﺖ ﺑﺸﻪ. اﺻﻼً ﻳﻚ ﮔﺮوﻫﻲ ﺑﺸﻮﻧﺪ اﻃﻼﻋﺎت ﻋﻤﻠﻴﺎت رﺻﺪ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ اوﺿﺎع در داﻧﺸﮕﺎه ﭼﻪ ﺧﺒﺮ اﺳﺖ؟ اوﺿﺎع ﻳﻌﻨﻲ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﻧﻔﺮ. ﭼﻨﺪﻧﻔﺮ داﻧﺸﺠﻮ دارﻳﺪ؟ ﻟﻴﺴﺖ ﺷﻮ ﺑﺮدار ﺑﻴﺎر. اﻳﻦﺧﻮاﺑﮕﺎﻫﻴﻪ. اﻳﻦ ﺗﻬﺮاﻧﻴﻪ. اﻳﻦ اﺳﺘﺎداﺷﻮن اﻳﻦ ﻫﺎ اﻧﺪ. اﻳﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﺑﻤﺒﺎراﻧﺸﻮن اﻳﻨﻪ. از اﻳﻨﺠﺎﻫﺎ ﺧﻮردن. اﻳﻦ داﻧﺸﻜﺪه ﺿﻌﻔﻤﻮن اﻳﻨﻪ. ﻛﻤﺒﻮد ﻧﻴﺮو در اﻳﻨﺠﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ اﻳﻦ اﺗﻔﺎق اﻓﺘﺎد. ﻳﻚ رﺻﺪ درﺳﺘﻲ از وﺿﻊ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻜﻨﻴﺪ. از ﻳک ﻧﻔﺮ هم ﻏﺎﻓﻞ ﻧﺸوﻴﺪ! اون ﻳﻪﻧﻔﺮ ﮔﻮﺷﻪ ﺧﺎﻛﺮﻳﺰ ایستاده، ﮔﻮﺷﻪ داﻧﺸﻜﺪه ایستاده، ﺑﻪ اﻣﻴﺪ اوﻧﻲ-ﺣﺘﻲ ﺑﭽﻪ ﻫﺎی ﺧﻮدﻣﻮن را ﻏﺎﻓﻞ ﻧﺸوﻴﺪ- ﻫﻤﻮن را دور ﻣﻲ ﺧﻮرﻳﻢ. از ﻫﻤﻮن ﺟﺎ ﻣﺸﻜﻞ درﺳﺖ ﻣﻲﺷﻮد. ﻫﻤﻮن ﻓﺮدا ﻣﺪﻳﺮ ﻧﻈﺎم ﻣﻲ ﺷود، دﺧﻞ ﻧﻈﺎم را از آن ﻧﻘﻄﻪ ﻣﻴﺎورد. اﮔﺮ ﻣﺎ رﺻﺪ درﺳﺖ ﻧﻜﻨﻴﻢ، اﮔﺮ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ درﺳﺖ ﻧﻜﻨﻴﻢ و ﻧﺪاﻧﻴﻢ واﻗﻌﺎ ﺳﻮال ﺑﭽﻪ ﻫﺎ، ﺣﺮف ﺑﭽﻪ ﻫﺎ، ﻗﺼﻪ و ﻏﺼﻪﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﭼﻴﻪ و ﺟﻮاب ﻣﻨﻄﻘﻲ درﺳﺖ ﻛﻨﻴﻢ…

  218. پاتک سه می‌گوید:

    سلام
    وبلاگ خوبی دارید . امیدوارم موفق باشید .
    وبلاگ ما متعلق به کانون های دفاع مقدس بسیج های دانشجویی علوم و تحقیقات فارس ، علوم پزشکی و پیام نور شیراز می باشد و هدف ما رویکردی سیاسی درباره دفاع مقدس است .
    به وبلاگ ما اگه دوست داشتید یه سری بزنید و ما رو لینک کنید .
    راستی چون ما وبلاگ رسمی هستیم نمی تونیم وبلاگ های فردی را لینک کنیم .
    با تشکر از شما دوست عزیز و امیدواریم جهاد مجازی شما ادامه داشته باشد

  219. برای داداش حسین می‌گوید:

    وقتی کفن را از صورتم کنار زدند
    خاطره‌ای که در زیر می‌خوانید از بسیجی جانباز جعفر خسروی است، در مورد یکی از همرزمانش بنام مهدی رحیمی که دوبار به فیض شهادت می‌رسد. بار اول شهادتش قبل از موعد است که مسیر شهادت را ناقص طی می‌کند و بار دوم نهایتاً به لقاء ا… می‌رسد.

    ” رابطه من با شهید ” مهدی رحیمی ” خیلی نزدیک و صمیمانه بود. یادم هست در اوایل جنگ وقتی که تازه به جبهه رفته بودیم به من می‌گفت : ” جعفر! یه چیزی به تو می‌گم که اول کار بدونی، در هر عملیات به رمز آن عمیات خوب توجه کن و ببین که آن عملیات با نام کدام امام معصوم (ع) آغاز می‌شود و فکر کن آن بزرگوار از چه ناحیه بدن ضربه خورده و به شهادت رسیده‌اند، اگر به این مسئله خوب دقت کنی متوجه می‌شوی که بیشتر شهدا و مجروحین آن عملیات از همان ناحیه ای تیر و ترکش خورده و به شهادت رسیده و یا مجروح می‌شوند که همان معصوم دچارش شده. ولی بعد از عمیات والفجر ۶ ، خاطراتی را برای من نقل کرد و ضمن آن به من گفت : ” جعفر! تا زنده‌ام این ماجرا را برای کسی روایت نکن. بعد از شهادت من، دیگر خودت می‌دانی ، دوست داری بگو، دوست نداری نگو … ” و امروز من احساس می‌کنم در مقابل این جوانان و کسانی که می‌خواهند نسل جنگ را بشناسند و پیام آنها را بدانند مسؤلم و باید مسائلی را که دیده‌ام و یا شنیده‌ام برای آنها نقل کنم. شهید مهدی رحیمی میگفت :

    ” در عملیات والفجر ۶ ، وقتی عملیات با نام مبارک سقای تشنه لبان کربلا حضرت ابوالفضل العباس (ع) آغاز شد، حرکت خودرا به سمت مواضع دشمن آغاز کردیم. هنوز چیزی از شروع عملیات نگذشته بود که دو گلوله به دست چپ من اصابت کرد. اما من توجهی به ‌آن نکردم و به پیشروی خود ادامه دادم . بعد از مدت کوتاهی دوباره از ناحیه کتف چپ مجروح شدم و یک گلوله کالیبر به کتفم اصابت کرد و مرا روی زمین انداخت. چند لحظه گذشت. خیلی تشنه‌ام بود.
    ادامه دارد

  220. برای داداش حسین می‌گوید:

    با گفتن یک یا حسین از جایم بلند شدم و به طرف دشمن حرکت کردم. هنوز چند قدمی نرفته بودم که یک گلوله تانک در فاصله چند متری من به زمین اصابت کرد. در یک لحظه احساس کردم در آسمانها دور می‌زنم و دیری نپائید که به زمین افتادم و دیگر چیزی نفهمیدم. وقتی به خودم آمدم دیدم که در جای سرسبز و خرمی قرار دارم . تا بحال چنین منظره‌های زیبا و قشنگی ندیده بودم. به اطرافم خوب نگاه کردم. دیدم چند نفر با لباس‌های تر و تمیز دور هم جمع هستند و جشن و سرور برپا کرده‌اند و برای آنها طبق طبق غذا می‌آورند و آنها هم می‌گویند و می‌خندند و از آن غذاها می‌خورند. همین طور که در حال بگو، مگو با آنها بودم یک لحظه احساس کردم یک نفر به من لگد می‌زند و آن زمانی بود که من برگشتم به این دنیای فانی دیدم دو نفر با هم صحبت می‌کند. اولی می گفت : ” این شهیده ” دومی می‌گفت : ” نه! او زنده است. “

    خیلی گشتم تا اینکه یک سری از بچه‌هایی که شهید شده بودند را پیدا کردم، با خنده رفتم پیش آنها و به آنها سلام کردم. آنها نیز خندیدند و با نیم نگاهی به من گفتند : ” چرا زود آمدی مهدی؟ الان باید بروی. چون جایی برای تو نیست. اصلاً ناراحت نباش ما جایت را نگه می‌داریم تا برگردی. ” من به آنها گفتم : ” حال که آمده‌ام، بگذارید یک مقدار از این غذاها بخورم. ” ولی آنها در جواب گفتند : ” الان برای تو غذا نیست.! ” همین طور که در حال بگو، مگو با آنها بودم یک لحظه احساس کردم یک نفر به من لگد می‌زند و آن زمانی بود که من برگشتم به این دنیای فانی دیدم دو نفر با هم صحبت می‌کند. اولی می گفت : ” این شهیده ” دومی می‌گفت : ” نه! او زنده است. ” اولی دوباره گفت : ” به زخم او ضربه می‌زنیم اگر زنده باشد تکان می‌خورد. ” او با پا ضربه ای به زخم‌های من وارد کرد. اما من هر کاری می‌کردم آنها به من توجهی نمی‌کردند. هر چه هم داد می‌زدم؛ من زنده هستم و دستم را تکان می‌دادم، انگار که آنها مرا نمی‌بینند و همینطور با هم صحبت می‌کردند: ” دیدی تکان نخورد شهید است. ” پس برویم سراغ دیگران و زخمی‌ها را پیدا کنیم. ”

    ادامه دارد

  221. برای داداش حسین می‌گوید:

    چند لحظه بعد عده‌ای که مشغول جمع‌آوری شهداء بودند از راه رسیدند و مرا هم در کنار بقیه شهدا داخل تویوتا گذاشتند و حرکت کردند. بعد از حرکت تویوتا باز هم رفتم در همان حال و هوای بهشت. لحظاتی گذشت یک مرتبه شنیدم یک نفر با صدای بلند می‌گوید : ” شهدای خراسان فلان قسمت ، شهدای تهران فلان قسمت… تا گفت شهدای مازندران احساس کردم که این نام چقدر برای من آشناست اینجا بودکه فهمیدم در ستاد معراج هستم دیدم که آنجا چند نفر مشغول شمردن هستند. با توجه به کارت گفت : ” شهید مهدی رحیمی ، فرزند عیسی، اعزامی از بابلسر ” با شنیدن این جملات خنده‌ام گرفت و به خودم گفتم : ” مگر من شهید شده‌ام !؟ پس چرا آنها می‌گفتند تو زود آمدی؟ جالب است اینها می‌گویند شهید مهدی رحیمی. ” وقتی کفن را از صورتم کنار زدند نوری به چهره‌ام خورد و چشمانم باز شد، با نگاه به آنها فهماندم که شهید نشده‌ام و باید مرا بیمارستان ببرند. آن شخص با دیدن این صحنه چندقدمی آن طرف‌تر و با دوستانش مشغول صحبت شد. بعد از این اتفاق من احساس کردم که لبم تکان می‌خورد و می‌توانم حرف بزنم اما بعد از چند لحظه از هوش رفتم و دیگر چیزی نفهمیدم. بعد از مدتی که بهوش آمدم. دیدم روی تخت بیمارستان قرار دارم. دکترها و پرستارها، اطراف من حلقه زده و می‌گویند : ” شهید به هوش آمد، بیایید با شهید صحبت کنید” من گفتم که چرا می‌گویید شهید به هوش آمد مگر من شهید شده بودم … ؟

  222. بسیجی امام خامنه ای می‌گوید:

    زمین هم اجازه ی جسارت ندارد
    دکتر قالیباف : چندی پیش برای عروسی پسر یکی از عزیزان به کرمان سفر کردم. از صبح در کرمان بودیم و تا زمان عروسی فرصت زیاد بود. با جمعی از دوستان دور هم ، از گذشته و دوران جنگ یاد می کردیم. باورش سخت بود که از لحظه آشنایی ما با هم ٢٨ سال گذشته. انگار همین چند روز قبل بود.

    در میان همین حرف ها حاجی اسدی بلوتوثی را نشان داد. فیلم پیکر شهید بزرگوار علی جوزدانی را نمایش می داد که هنوز پس از گذشت سال های زیاد سالم بود انگار همین امروز شهید شده بود. پسرم گفت چنین چیزی ممکن است. اگر جنازه در مکان های خاصی باشد آسیب نمی بیند. گفتم فقط این نیست.

    یکی از دوستان ما آقای محمدرضا قدیمی در عملیات والفجر یک شهید شد. جنازه این شهید بزرگوار در خط ماند و چند وقتی طول کشید تا به عقب باز گردد. وقتی جنازه را به عقب بازگرداندند با فرد دیگری اشتباه گرفته شده بود. چون نام و نام خانوادگی و اسم پدر و همه مشخصات آن یکی بود. برای همین جنازه این شهید در تهران دفن شد. چند سال بعد جنازه آن شهید دیگر را پیدا کرده و متوجه شدند که فقط شماره شناسنامه آن ها با هم متفاوت است.

    با هماهنگی هایی که انجام شد تصمیم گرفتند نبش قبر کنند و این شهید را به خانواده اش تحویل دهند. هنگامی که قبر را باز کردند دیدند جنازه این شهید سالم است انگار که همین دیروز آن را دفن کرده اند. چه جایگاهی دارند این شهدا. همانطور که امام (ره) گفت نام این افراد از روز اول در دفتر تاریخ نوشته شده . آنقدر بزرگوارند که زمین هم جرات جسارت به پیکر پاک آن ها را به خود نمی دهد. این ها بزرگ شده ی فرهنگ بسیج هستند. فرهنگ بسیجی که ریشه در نهضت حسینی و فرهنگ عاشورا دارد. فرهنگ اصیل بسیج است که اینطور انسان هایی را می پروراند. راه را گم نکنیم. بسیجی یعنی خود را ندیدن. بسیجی یعنی فقط خدا را دیدن. همین ولاغیر. اگر اینگونه بود به اعلا علییین می رسیم وگرنه چه فرقی می کند که چه اسمی روی ما باشد. همه با هم یکی هستیم. بسیج یک فرهنگ است نه فقط یک اسم.

  223. صبوری می‌گوید:

    سلام حسین آقا خوبید از شنیدن خبر چاپ کتابمون خیلی خوشحال شدم .ناراحت نشی که گفتم کتابمون چون این کتاب مال همه فدایی های حضرت ماهه.راستی فقط تهران پخش نکنی به دست ما شهرستانی های عاشقم برسون.راستی من هنوز سکه های اون روزو دارم برای یادگاری نگه داشتم میخوام بفروشم باهاش کتاب نه ده رو بخرم

  224. باده پرست می‌گوید:

    سلام
    خوش به سعادتت و سعادت پدرت
    نمیدونم بعضیا میگن اگه امام زمان بیاد میرن به کمک و… اما عجبا که از سید خراسانی غافل شدن.
    هروقت تصویری از آقا پخش میشه کلی سلام و صلوات و وان یکاد و … میخونم که چشم نخوره
    متنت و رو خوندم و کلی گریه کردم اما نمیدونم کدوم قسمتش گریه دار تر بود…!
    امیدوارم موفق باشی

  225. سرباز ماه پاره! می‌گوید:

    اعتراف می کنم پس از گذشت حدود ۶ ماه از انتخابات ریاست جمهوری از اینکه به آقای موسوی رای ندادم پشیمانم.

    اما دلایل من برای اظهار پشیمانی‌ام:

    موسوی گفته بود: اگر رای بیاورم مردم را دنبال ماشین خودم نمی کشانم.

    موسوی راست گفته بود. اگر او رای می آورد مردم را دنبال ماشین خودش نمی کشاند بلکه خود سوار بر مردم می شد و آنها را این طرف و آن طرف می کشاند.

    موسوی گفته بود: اگر من رای بیاورم گوشت و پیاز و سیب زمینی را ارزان خواهم کرد.

    موسوی راست گفته بود. اگر رئیس جمهور می شد نه تنها گوشت و پیاز و سیب زمینی را ارزان می کرد بلکه چوب حراج به ارزشها ، هنجارها ،دین، مذهب و همه مقدسات می زد.

    موسوی گفته بود: اگر من رئیس جمهور شوم از بیت المال انقلاب برای اهدافم هزینه نخواهم کرد .

    موسوی راست گفته بود. اگر رئیس جمهور می شد از بیت المال انقلاب برای اهدافش خرج نمی کرد بلکه همه انقلاب را خرج اهداف خود می کرد.

    موسوی گفته بود: اگر رئیس جمهور شود قانون را پیاده خواهد کرد.

    موسوی راست گفته بود. اگر رئیس جمهور می شد قانون را پیاده می کرد و خود به تنهایی ادامه مسیر می داد.

    موسوی گفته بود:منسوب به خاندانی است که نشانش رنگ سبز است و به رنگ سبز ارادت ویژه ای دارد.

    موسوی راست گفته بود. منظور موسوی از رنگ سبز و ارادت به آن،همان رنگ سبزی است که در زمان ولایتعهدی امام رئوف علیه السلام مزورانه همه گیر و رنگ سیاه کنار زده شد و اکنون در عاشورای حسینی معدود افرادی با دستبندها و سربندها و بازوبندهای سبز، پرچم ها و بیرقهای سیاه عزای حسین علیه السلام را پاره می کنند.

    باور کنید همه حرفهایی که موسوی می زد راست بود و برای تحقق آنها فقط اندکی زمان لازم داشت اما عده‌ای فکر می‌کردند او همچنان دروغ می‌گوید.

    از قدیم االایام چه به جا و زیبا گفته اند که : حرف راست را باید از بچه شنید

  226. سربازاقا می‌گوید:

    قسمتهایی از اعترافات منافقین در مورد شکنجه ۳ پاسدار :

    ۱- دستبند تو سط مسولین بالا داده شده بود. شهرام و محمدرضا با ژ ۳و بمب دستی آماده بودند.

    ۲- آنقدر آنها را زدم که تاولهای پای آنها ترکید و خونریزی کرد.

    ۳- بعد از تزریق سیانور صدای خرخر از گلوی آنها خارج میشد و ما در حالی که هنوز زنده بودند بدن آنهارا طوری طناب پیچ کردیم که داخل صندوق عقب ماشین جا شوند .

    ۴- جواد میله سربی را برداشت وبه دهان، فک ،چانه ودندانهای او زد وقتی طالب دهانش را باز کرد دندانهای شکسته اش بهمراه خونابه به روی شلوارش ریخت …

    ۵- مسعود به من اشاره کرد آب داغ را یواش یواش بریز تا بیشتر زجر بکشد .

    پوست سمت راست سر طالب بهمراه موهایش کنده شده بودجواد محمدی در حالیکه انبردست در دستش بود مشغول کشیدن دندانهای طالب بود …

    مسعود ناگهان اتو رابه کمر محسن میر جلیلی چسباند ….

    جواد سیخ را دوباره سرخ کرد وبه ران طالب زد وبار سوم ….

    آنها هنگامیکه خیلی از فشار ضربات دردشان می آمد ( الله اکبر ) می گفتند .

    اینها تنها گوشه هایی از اعترافات تکان دهنده منافقین است
    مدعیان حقوق بشر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  227. برای حسین قدیانی می‌گوید:

    اخرین خفری بود که از عملیات بر می گشت خودش بود یک کولاه خود سرش بودافتاد ته دره .حالا ان طرف دموکراتها بودند واتششان هم سنگین.تا نرفت کلاه خود را برنداشت برنگشت گفتیم:اگر شهید می شدی؟……..گفت:این بیت المال بود.
    جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان.

  228. م می‌گوید:

    خدا قوت

  229. سربازاقا می‌گوید:

    ی قوم، سر نهاده به دامان کیستید؟
    آشفته‌اید، بی‌سروسامان کیستید

    آتش بیار معرکه غرب گشته‌اید
    با پختگان جنگ به خامی طرف شدید

    محصول التقاط و نفاق و شرارت است
    کالای تلخ قافله‌سوز دکانتان

    آتش به جانتان که زتقوا بریده‌اید
    اندیشه‌های سمی‌تان نوش جانتان

    ای غرب باوران، پی‌ غصب حکومتید
    گوساله‌های فلسفه در طور می‌برید

    یا در پی جدایی دین از سیاستید
    این آرزو چو خاطره در گور می‌برید

    ای بردگان هرزگی سلطنت طلب
    مازنده‌ایم و دوره مشروطیت گذشت

    خیل یلان همواره به پا ایستاده‌اند
    درقامت قبیله مردان، نشست نیست

    ماییم از تبار شهیدان کربلا
    در جبهه تلاطم ما، داغ ننگ نیست

    ما فتنه را به سرخی خون دفع می‌کنیم
    ما را به دفن شمایان درنگ نیست

    مردان روزگار، شبیخون نمی‌خورند
    وقتی علاج واقعه در خون تپیدن است

    هنگام رقص مرگ من، آتش بپا کنید
    فولاد را علاج عطش آب دیدن است

    ای گرگ‌های زخمی پنهان و آشکار
    ای در کمین نشسته شیران روزگار

    چندی است در حوالی ما زوزه می‌کشید
    برخاک خون گرفته ماپوزه می‌کشید

    جز انهدام نسل شما هیچ چاره نیست
    در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

  230. فدای اقا می‌گوید:

    فرزندان آیت‌الله خامنه‌ای

    آقا مصطفی‌ آقازاده بزرگ آقا‌ همان سال اول ازدواجشان که طلبه‌ قم بودند ‌ الان هم قم هستند‌ خانه‌ای اجاره کرده بودند و مستأجر بودند – الان هم مستأجرند – ما را یک روز برای ناهار دعوت کردند. ما رفتیم منزل ایشان. یک سال از ازدواج ایشان نگذشته بود، ماههای اول ازدواج ایشان بود. ما هم یک گلدان معمولی خریدیم و رفتیم که دست خالی نرویم. من واقعاً‌ تعجب کردم که آیا این خانه، خانه‌ یک تازه‌داماد است؟! حالا نه خانه‌ فرزند رهبر انقلاب و مقام اول کشور، حتّی خانه‌ یک تازه‌داماد هم این نیست. یعنی یک خانه‌ تازه‌داماد، بالاخره یک زرق و برقی دارد؛ تا مدتها این زرق و برق خانه‌ تازه‌داماد و خانه‌ تازه عروس، هست. من توی خانه‌ اینها، واقعاً همان زرق و برق معمولی یک تازه‌داماد و یک تازه عروس را ندیدم. بسیار زندگی معمولی، دوتا فرش ماشینی، آن هم نه سه‌ در چهار‌ چون من دقت داشتم به این چیزها. دور و بر خودم را نگاه می‌کردم. حواسم بود و تا آنجا که می‌توانستم، رصد می‌کردم اوضاع و احوال خانه را‌. دو تا فرش شش متری انداخته بودند، دور خانه هم موکت بود و دو‌ سه تا پشتی ابری معمولی، نه مبلمانی، نه زرق و برقی! زندگی ساده و خوبی در آقازاده‌های ایشان سراغ داریم.
    آقازاده‌ها در دفتر مسئولیتی ندارند. فقط در نشر آثار همکاری دارند والاّ هیچ کدام از آقازاده‌ها مسئولیتی ندارند. جایی هم مشغول نیستند. ممحّض در درس و کار طلبگی هستند. درس می‌خوانند و انصافاً هم درسشان خیلی خوب است. خیلی خوب پیشرفت کرده‌اند. خود آقا مصطفی که الان سطوح عالیه را در قم تدریس می‌کنند. ایشان مکاسب و کفایه در قم تدریس می‌کنند

  231. حنان می‌گوید:

    من هیچ وقت از شما بی ادبی یا همون چیزی که بچه ها ازشما انتقاد می کنند ، ندیدم …

  232. سربازاقا می‌گوید:

    به نام خدا

    نامی که هرگز از وجودم دور نیست و پیوسته با یادش آرزوی وصالش را در سر داشتم.

    سلام بر حسین(ع) سالار شهیدان اسوه و اسطوره بشریت.

    درود خدا بر شما باد که هرگز مانع حرکتم در راه خدا نشدید.چقدر شماها صبورید.خودتان می دانید که من چقدر به شهیدان عشق می ورزیدم غنچه هایی که(کبوترانی که)همیشه در حال پرواز به سوی ملکوت اعلایند.الگو و اسوه هایی که معتقد به دادن جان برای گرفتن بقا (بقا و حیات ابدی)و نزدیکی با خدای چرا که «ان الله اشتری من المومنین».

    من نیز در پوست خود نمی گنجم.گمشده ای دارم و خویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه که از خدا بازم می دارد متنفرم(هوای نفس شیطان درون و خالص نشدن)
    از شروع انقلاب در این راه افتادم و پس از پیروزی انقلاب نیز سپاه را پناهگاه خوبی برای مبارزه یافتم ابتدا در گیری با ضد انقلاب و خوانین در منطقه شهرضا (قمشه)و سمیرم سپس شرکت در خوزستان و جریان کروهک ها در خرمشهر پس از آن سفر به سیستان و بلوچستان (چابهار و کنارک)و بعدا حرکت به طرف کردستان دقیقا دو سال در کردستان هستم .مثل این است که دیگر جنگ با من عجین شده است.

    خداوند تا کنون لطف زیادی به این سراپا گنه کرده و توفیق مبارزه در راهش را نصیبم کرده است.اکنون من می روم با دنیایی انتظار انتظار وصال و رسیدن به معشوق.ای عزیزان من توجه کنید:

    *۱-اگر خداوند فرزندی نصیبم کرد با اینکه نتوانستم در طول دورانی که همسر انتخاب کردم حتی یک هفته خانه باشم دلم می خواهد او را علی وار تربیت کنید.

    *۲-امام مظهر صفا پاکی و خلوص و دریایی از معرفت است .فرامین او را مو به مو اجرا کنید تا خداوند از شما راضی باشدزیرا او ولی فقیه است و در نزد خدا ارزش والایی دارد.

    *۳-ملت ما ملت معجزه گر قرن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشیدن به راه شهیدان و استعانت به درگاه خداوند است تا این انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وصل نماید و در این تلاش پیگیر مسلما نصر خدا شامل حال مومنین است.

    حقیر حاج همت – ۲۶/۲/

  233. فدای رهبر می‌گوید:

    دستتون درد نکنه با این مطلب نوشتنتون.واقعا دست مریزاد داداش حسین!
    انشاالله همیشه قلمتون استوار باشه.
    اجرتون با سیدالشهدا
    یا علی

  234. به نام خدا
    به وبلاگ سیاسی من نیز سری بزنید
    حقایق را بدون هیچ ترسی با آزادی بیان میگویم
    اینجا خاک کشورم ایران است
    یا حق

  235. باران می‌گوید:

    الهی ساندیس و تی تاپی که زدی به بدن گوشت بشه به تنت هر وقت این دنیا بهم سخت میاد زیر لب میخونم “تسلیم رهبریم اگر طوفان نمیکنیم ” برقرار باشی!!!!!

  236. نقطه چین می‌گوید:

    خوشحالم که بهتون سر زدم
    خوش به حالتون که دارید برا آقا سربازی می کنید.
    از خودم می ترسم که حالا اینهمه غربت مه و می بینم و…
    فردا…..!!!!!!!
    دعامون کنید.
    نیازی نیست که بگم کارتون خیلی درسته.

  237. هنوز هیچ کس می‌گوید:

    خدا قوت…

  238. شاهده می‌گوید:

    هوالشهید

    سلام و عرض خسته نباشید به شما…

    بار اول که به وبلاگتون میام و کامنت میذارم…
    انشاءالله خدا خدا کمک کنه تا توان ادامه راه رو همیشه همیشه داشته باشید و با هیچ اتفاق کوچیک و بزرگی در این راهی که پیش گرفتید خسته نشید…
    انشاءالله هر کجا هستید سلامت و موفق باشید …

    *******

    در راه دوست کشته شدن آرزوی ماست
    دشمن اگر چه تشنه به خون گلوی ماست
    گردیم دور رهبرمان ، چو شمع دور پروانه
    چون سوختن در اتش عشق، آرزوی ماست

    *******

    التماس دعا
    یا علی

  239. رسالت می‌گوید:

    با عرض سلام خدمت شما فدایی آقا سید علی
    شما توانستید که با قلمتان مشتی محکم باشید بر دهان فتنه گران و صد البته در این میان هستند کسانی که تاب شنیدن چنین حرفهایی را ندارند . عنوان کتاب حتما مهم است اما مهم تر ار آن حرفهایی است که از زبان نویسنده در آن نوشته می شود . ما با نوشته هایتان دلگرم میشویم پس ما را زیاد چشم انتظار نگذارید . قلمتان در راه ولایت و شهدا مستدام باد انشاءالله . التماس دعا .
    پرسید ز من رفیق با تجربه ای ، ای بر لب تو ز دوست هر زمزمه ای
    محبوب تو کیست: بی تامل گفتم ، سید علی حسینی خامنه ای

  240. ...... می‌گوید:

    سلام به دادشی گلم-غمی نیست سرت سلامت

  241. امین عارفی می‌گوید:

    به نام حی سبحان

    در این اضطراب بود که چگونه با مادر خداحافظی کند و او را تنها بگذارد و برود. می‌دانست شاید برگشتی در کار نباشد و این، اولین و آخرین خداحافظی او باشد. به مادر نگاه کرد که سینی آب و قرآن در دست داشت و به تماشای او ایستاده بود. سعی کرد آخرین جمله‌های مادر را حدس بزند؛ «مواظب خودت باش پسرم»، «ایشالا جنگ زود تموم شه برگردی خونه»، «زود به زود زنگ بزن»، «هر وقت شد مرخصی بگیر یه چند روزی بیا اینجا» … از زیر قرآن که رد شد، برگشت سمت مادر و خداحافظی کرد. مادر گفت: خداحافظ. سلام من رو به حضرت زهرا برسون.

    امان از فراموشی لاله‌ها …

    یا علی مددی

    انا مجنون‌الحسین یا ثارالله

  242. مهم نیست می‌گوید:

    و باز هم شهادت شقایقی دیگر؛

    جانبازی که اجزای بدنش را نیز به مردمش بخشید و رفت…

    و چه زیباست جنس معامله خدا با بندگانش که چگونه‌ است ترکشی یک سانتی و بی‌ارزش، انسان را به سمت شهادت و تقرب به خدا می‌رساند و باعث عاقبت به خیری او می‌شود! خداوند از دیرباز، ترکش علقه و محبت خود را در بدن این شهید جانباز به ودیعه نهاده بود تا در زمان مقرر و پس از سال‌ها، نامزد و منتخب خود را به خود برساند.

    “تابناک”ـ محمود گودرزی، مهاجر مسافری بود که پس از سال‌ها دوری از معشوق و معبود خود، سبکبال پر گشود و به سوی معبود خود شتافت؛ عاشقی که به عشق میهن، حتی پس از پایان جنگ نیز ذره ذره وجود خود را بخشید و رفت.
    گویی معشوق حلقه نامزدی خود را به دست او و جان او را به نام خود کرده و حال پس از این هجران، او را به سوی خود فراخوانده بود. ترکش به جای مانده در بدن محمود مهاجر، نشان برگزیده بودن او بود و هم‌‌اکنون پس از سال‌ها آنان را به هم رساند و چه زیبا!
    http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=94594

  243. امین عارفی می‌گوید:

    به نام حی سبحان

    خودم تو دیده‌بانی … با دوربین قرارگاه … رفیقم و میدیدم … تو گودی قتلگاه … خمپاره تو سرش خورد … سرش که از تن پرید … خودم دیدم چند قدم … بدون سر میدوید

    روز دوم عملیات در منطقه پایگاه « زید » مستقر شدیم. پاتک دشمن شرع شد.
    یکی از بچه‌های شجاع گردان مرتب سر خاکریز می‌رفت و شلیک می‌کرد. چند تانک دشمن رو به آتش کشید. جدا که دل شیر داشت! خوب میدونست که چجوری از آرپی‌جی استفاده کنه.
    قبلا سفارش شده بود که آرپی‌جی زن بعد از دو یا سه شلیک تغییر موضع بده. شکارچی ما هم در حال تغییر موضع بود که ناگهان گلوله تانک کنارش فرود اومد و ترکش سر از بدن دلاور ما جدا کرد. خون از رگهای بریده فوران می‌کرد. بدن بی سر او چند متر اونطرفتر روی زمین افتاده بود و سر بی تن او بر روی خاکریز تا همه بدونیم که وامدار کیستیم.

    امان از فراموشی لاله‌ها ….

    یا علی مددی

    انا مجنون‌الحسین یا ثارالله

  244. میلاد می‌گوید:

    داداش حسین خودتم توی نمایشگاه می بینیم دیگه؟؟!؟!

  245. ناهاراک می‌گوید:

    منتظر جوابم.
    بی دلیل! همین….

  246. ؟ می‌گوید:

    http://www.aftab.ir/news/2010/apr/21/c1c1271847845_politics_iran_safar_harandi.php

    خبر مهم درباره اشتباه احمدی نژاد
    حتما بخوانید
    خودتان تصمیم بگرید

  247. اندیشه روشن می‌گوید:

    سلام

    دعا کردم بمانی و نروی! و تو دعا کردی دعا کنم بروی!

    دعا کردم پاهایت همیشه در پوتین بماند! و تو دعا کردی دعا کنم پا برهنه بروی!

    دعا کردم بمانی و خانه نیمه کاره را تمام کنی! و تو دعا کردی دعا کنم به خانه ابدی بروی!دعا کردم اشکهایم دلت را بلرزانند! و تو دعا کردی دعا کنم بدون اشک بروی!

    دعا کردم بیایی و بیخبر نروی! و تو دعا کردی دعا کنم بدون خداحافظی بروی! و من دعا کردم نرفته برگردی! و بعد…!

    آمدی با کوله باری از دعاهایم! آمدی با پاهایی که تا زانو در پوتین مانده بود!آمدی با خاطره خانه‌ای که نیمه کاره مانده بود!آمدی با چشمهای خودم و خودت که بارانی مانده بود!

    آمدی با خداحافظی! با دستی که بی‌بازو مانده بود!آمدی و دعا کردم کاش هرگز دعا نمی‌کردم! با دلی که با دعا تنها مانده بود!

    یاعلی

  248. رمضان می‌گوید:

    سلام. ناراحت نباش. هر چه پیش آید خوش آید ما که خندان میرویم. مطمئنم حرف آقا بابا اکبر هم همینه! راستی این چن وقته کل خانوادمون افتاده توی یه امتحان بزرگ. دعا کنید سربلند بیرون بیایم.وقتی درست شد خودم خبرتون میکنم.یاعلی

  249. حاج رضوان می‌گوید:

    سلام
    حال میکنی چقدر بچه ها دوست دارن!آقای حکومتی!
    یادمون نمیره هرچی دارم از پدران شهید و معلو شهید و مدرس شهید و آوینیه!
    روایت فتح حکومتیت رو ادامه بده با عزم پولادین
    یا علی

  250. همسریک شهیدزنده می‌گوید:

    یاراحم العبرات…
    نوشته هایت تورا وهرکس که می خوانداین جارا به بهشت میر ساند ازبس زیباست

  251. عاشق سید علی (فداش بشم) می‌گوید:

    آقا یه جلد از این کتابتو به ما هدیه میدی؟

  252. محمد رضا می‌گوید:

    نه ده
    خوبه خوبه
    ببین اگه یه آدم پا به رکاب واسه توجیح بعضی مسائل راجع به نیروهای خودی سراغ داری معرفی کن

  253. بروزم با:
    خدایا شیخ را از ما نگیر

    برای عیادت از شیخ با ساندیس تشریف بیاورید

  254. امیر می‌گوید:

    سلام امشب ساعت ۱۵/۹ دادگاه اقای شریعتمداری شبکه ۴

  255. غربت می‌گوید:

    با سلام خدمت برادر عزیزم حسین قدیانی
    از قلم زیبایتان لبریز از شوقم، شوق وصال
    یاد لحظه های ناب معنوی در اردو های جنوب
    یاد اعتکاف های دور از هیاهو
    یاد گریه ی شب های ماه رمضان
    یاد سینه زنی در محرم الحرام
    یاد تشییع پیکر امام(ره) به روی دست ها
    و هزاران یاد دیگر که میرساند مان به ۱۰/۱/۶۱
    و یاد غربت حضرت ماه در جریان کوی دانشگاه و فتنه اخیر (که هروز فتنه ای بوده و ما از آن بی خبر) تا امروز آنچه که هست غربت است (غربت مولا)در بین خودی ها……….
    ای کاش در آن زمان هم، قلمی این چنین بود که عاشق کند عاشقان را به عشقی که شاید برایشان تکراری شده است عشق و ……..
    هرگاه خطر به این عشق نزدیک می شود عاشقان از ترس اینکه مبادا معشوق خود را از دست دهند به پا می خیزند بدون اینکه …………..
    ای کاش فقط عاشق ماه نباشیم
    ای کاش عاقل، به ماه هم باشیم
    و لحظه شهادت حسین(ع) در کربلا نقطه تلاقی عقل و عشق بود ……..

  256. “برای این دل‌نوشت که تقدیمش می‌کنم به مولایم خامنه‌ای،/ ۲ تا ساندیس گرفتم/ یک تی‌تاب/ حرفی هست؟! “

    بعله که حرفی هست…خیلی هم حرف هست…خب برادر من برای ما هم میگرفتی دیگه…تی تاب و ساندیسی که حضرت “آقا” به آدم بدن خوردن داره….

    دلم میخواد………آقا حسین دفعه بعد یکی از اون ساندیس هایی که آقا بهتون میدن رو بدید من…………….میخوام….
    ……………………
    سالگرد شهید آوینی که شهدا ما رو از گلزارشون دیپورت کردن و از همون ایستگاه مترو برمون گردوندند…..اگه پدر بزگوار شما رامون بدن ۵شنبه دیگه(شب سالگرد شهادتشون) میخوام مهمون شهدا باشم….ساندیسی که اقا بهتون داد ند رو………….………….
    سلامت باشید
    ایام عزت مستدام

  257. پیرمرد می‌گوید:

    ناشر که حکومتی باشه همین میشه. اسم کتابت رو هم حق نداری خودت بذاری. حلا خیلی مونده تا شما جوونا از فضای رمانتیک خارج شینو از هزارتوی سیاست سر در بیارید.

  258. سیده می‌گوید:

    من محتاج دعای دوستانم . در شرایط بدی قرار دارم دعا کنید که لحظه ای از خدا غافل نشوم و خداوند لحظه ای مرا به حال خودم وا نگذارد .

  259. مسعود می‌گوید:

    سلام. این دومین پیام که میفرستمقابل نمی دونی بخونی.بی خیال.
    می خواستم بگم اگه برای کتابت هم اسم نذاری بازم پرچمت بالاست.
    راستی خیلی حال کردم از حاج منصور هم اسم بردی.

  260. فرید می‌گوید:

    می دونم امروز فوتبال داشتید به احتمال قوی امشب نتونید باشید اما اقا حسین لطفا شما هم بگید نظرتون را در رابطه با پیشنهادم می توونیم از کتابای دیگه هم استفاده کنیم راستش احساس می کنم خودم به شخصه خیلی نیاز دارم به خووندن این قبیل کتب.خیلی فکر کردم به این نتیجه رسیدم که ما که شبا مهمون شما هستیم چه بهتر که به معلوماتمون هم اضافه بشه اگه خودتون قبول ندارین لطفا نظرمو تایید نکنید ممنون.ارادتمند شما علی

  261. داود می‌گوید:

    سلام برادر ما حاضریم کتاب شما را با هزینه خودمان در هر تیراژی که لازم است چاپ کنیم مشکل انتشاراتی و… هم نداریم .به کوری چشم دشمنان
    ××××۰۹۱۲۳۵۱

  262. محمد می‌گوید:

    سلام
    من هم واقعا ناراحت شدم یعنی ازهمون موقعی که گفتی بخاطر آوردن اسم یک نفر هیچ کس چاپش نمیکنه باخودم گفتم این کتاب چاپ نمیشه اگر هم چاپ بشه سروتهش رو میزنن،خودی هاهم این کار میکنن اونم به اسم مصلحت.اما چه میشه کرد به هر حال ما همه اینهارا فقط بخاطر ماه تحمل میکنیم و بس.منتظر چاپ کتابت هستیم

  263. پرنده[ناراحت][ناراحت][ناراحت] می‌گوید:

    سلام.میخواستم دیگه نیام… هر چی ما التماس کردیم شما این تیتر رو برنداشتین.
    یه جور دیگه معنا کنم : مگه ما همه قدیانی نیستیم ؟ پس داریم به خودمون فحش میدیم اگه اینطور دل شما خنک میشه باشه.
    راستش دلم نیومد این کامنت رو نذارم . امروز رفته بودم امامزاده پنج تن، می خواستم زیارت کنم گفتم به نیابت… یهو یاد قطعه ۲۶ افتادم ،یاد کسانی که خودمم توش موندم اما بگم به همه که به جاتون زیارت کردم توی دعای توسل هم دعاتون کردم گفتم: به نیابت همه کسانی که کامنت میذارن و نمی ذارن به نیابت داداش حسین و ….
    البته اماممون به این زیارت من احتیاجی نداره اما یاد اقا هم افتادم
    دم قطعه ۲۶ گرم … من هر جا که بخوام برای زیارت برم میرم التماس … رو می کنم میرم گلزار شهدای امامزاده …. اره جنوب هم میخواستم برم رفتم سراغش ، امروز هم گفتم من باید هفته دیگه پام برسه بهشت زهرا ، برم؟؟؟ دعام میکنی تا که برم ؟

  264. دانشجوی پلی تکنیک می‌گوید:

    نه ده بهترین اسم دنیاست چون شهدا اونو انتخاب کردن
    به خاطر کتاب به همه ی عاشقان شهدا تبریک می گم!!

  265. فروتن می‌گوید:

    سلام.
    آقای قدیانی ناراحت نباشید گاهی این مصلحت اندیشی هایی که ما را ناراحت می کند واقعا مصلحت است. فکر می کنم دیگر باید فهمیده باشیم رهبرمان چه اخلاقیاتی دارند.
    در ضمن شما که بزرگتری باید منع کنی از فحش دادن فحش بدید چیه؟؟!!!

  266. فروتن می‌گوید:

    راستی من اهل جواب گرفتن نیستم و دنبال کامنت های خودم دویدن اما گویا تایید نشدند. شما صاحب وبلاگی گلایه ای نیست اما آقای قدیانی هنوز به دلم مانده که یک حلالیت خشک و خالی از قبل از عید تا الان به ندادی. عید گذشت و من هنوز فکر می کنم دلی را رنجاندم.
    در آخر اگر برای کامنت ها یک show all بگذارید خیلی خوب می شود. با تشکر.

  267. دیبا می‌گوید:

    سلام به همه ی دوستای عزیزم
    از همه ی دوستانی که راجع به ولایت فقیه شک و شبه ای دارند تقاضا می کنم به وبلاگ من یه سری بزنن.
    متشکرم

  268. ساندیس خوراش صلوات!!! می‌گوید:

    داداش میبینم که بد داری چشه سبزا رو در میاری دمت گرم …ادامه ادامه
    وبتم خیلی قشنگه …ایشالله که همیشه موفقت, پیروز باشه ….

  269. سادات می‌گوید:

    سلام آقای قدیانی امروز که امدم تهران و از خانه شهید ادرس باباتون پرسیدم بعد هم امدم کنار باباتون خیلی خوشحال شدم انگار تمام درد دلهای که اماده کرده بودم یادم رفته بود وبعد هم که شما را از نزدیک دیدم واقعا شما هم مثل شهدا می مانیدانشاا.. همیشه راه شهدا را ادامه بدهید.التماس دعا

  270. متین می‌گوید:

    اقای قدیانی شما مسوولین من از وقتی شناختمتون وبلاگهای دیگه به چشمم نمیاد باید اون دنیا جواب بقیه را بدین!
    خدا قوت…………..ولی من هر چی بیشتر میگذره بیشتر نگران شما میشم
    مراقب باشید

  271. جوان می‌گوید:

    سلام من فکر کنم بار دومه که میام توی وبلاگتون،فکر کنم خیلی از بقیه بیخبرترم!!
    از روی سایت رجانیوز با شما آشنا شدم.اینجا حال و هوای “کربلای جبهه ها” رو داره
    آرومه…
    راستی راجع به نام کتابتون هم به نظر من “نه ده” اسم جالبیه آدمو یاد یه اتفاق خوب و شیرین میندازه….
    خوشحالم که باهاتون آشنا شدم باز هم میام
    یا علی

  272. مانی جون می‌گوید:

    درود بر شما، حقا که قلمتان خاری است بر چشم و نهیبی بر گوش و تیغی بر زبان دشمنان…
    اللهم عجل لولیک الفرج و جعلنا …

  273. کهنه سرباز حضرت ماه می‌گوید:

    ناز نفست حاجی خوب ما

  274. چریک می‌گوید:

    سلام داداش حسین.
    می خواستم ببینم کتابتو تا نمایشگاه میدی واسه چاپ؟؟

  275. محمد مهدی می‌گوید:

    لعنت به تو که این چنین با حالی کشتی ما را

  276. عرفان می‌گوید:

    یا شهادت یا زیارت .
    دوستان من تازه با این جور مفاهیم کنار آمدم . شهادت . کلمه ای که به معنی گواهی دادن است . چرا کسی برای گواهی دادن برای گفتن یک حقیقت باید جانش جان عزیزش همان جانی که از بدو تولد دوستش داشته و دارد را فدا کند .شهادت درد دارد . خیلی زیاد . بیشتر از تصور . اما این درد را چه چیزی شیرین و دوست داشتنی می کند . اصلا مگر می توان درد را چشید و ..
    شهید به چه چیزی گواهی داده ؟ جز عشق هیچ پاسخی نمی توان به این سوال داد . شماهایی که آرزوی شهادت دارید عاشقید . ولی نه عاشق موهای دختران بزک کرده ی هزار داماد/ شما عاشق یکی یه دونه ی عالمید / شما عاشق عاشقای اونید / شما عاشق خدایید / عاشق حسین علیه السلامید / شما به داداش حسین می گید قربونت برم اما نوک ژیکان این قربونت برم متوجه امام حسینمونه/ آبروی ما حسینه / ما عاشق عاشقای حسینیم / به ما می گن حسینی / فامیلی همه مون حسینی هست
    داداش حسین دوستت دارم چون بوی زهرا را می دی / زهرا / زهرا / یا زهرا / مادر مادر / مادر / مادر /
    آنان که خاک را به یک نظر کیمیا کنند
    آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند
    آیا شود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    خدایا تا سر تو باتلاق دنیا فرورفتیم
    مهدی ما را برسان
    صاحب ما را برسان
    آقای ما را برسان
    من عاشق شدم تازگی ها
    عاشق عاشقای خدا
    عاشق عاشقای عاشقای خدا
    عاشق عاشقای…………عاشقای خدا

  277. سلام حاجی .
    اصلا به دلت بد راه نده …
    مهم اینه که حضرت ماه ازت راضی باشه که هست …
    مطمئنم …
    قلمت پایدار حسین آقا …
    با علی

  278. تربت تشنه می‌گوید:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام برادر ارجمند
    الاعمال بالنیات
    پس اگر نیتتان همان خیری است که همه امیدواریم باشد و ان شاء الله هست ؛ حرکتتان مقبول حضرت ماه و آقایمان خورشید و اجداد طیبین و طاهرینشان قرار خواهد گرفت
    راستی ساندیسهایتان گوارای وجودتان باشد ان شاء الله
    در راه ولایت مستدام باشید

  279. سیداحمد می‌گوید:

    داداش حسین سلام،
    فقط میخوام بگم مخلصیم.
    منتظر مطلب جدیدت هستم.
    ارادتمند داداش حسین بسیجیا.

  280. سلمانم می‌گوید:

    سلام بر برادرم … چه قلم زیبایی که حتما نشات گرفته از قلبی پاک و بصیرتی بصیر می باشد… چه تمثیل زیبایی ، در نبود خورشید به ماه اقتدا باید کرد .. من رو یاد خاطره ای از لبنان می اندازی . در منطقه ای که فرزندانشان در سنین ۱۴ و ۱۵ سالگی خود را به عشق ماه فدای خورشید می کردند… امید وارم همیشه در راه حق که خمان صراط مستقیم است باشی… یا علی از طرف سلمان

  281. دوست می‌گوید:

    اگه زود یه مطلب جدید نزاری با بچه ها میایم انقدر قربون صدقت می ریم تا
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    یه مطلب جدید بزاری!
    از ما گفتن بود

  282. ... می‌گوید:

    ما زخم خوردگان تیره ترین شبهای جور بودیم.اولین شعاع فجر را که دیدیم خیز

    گرفتیم .عاشقانه به سوی شفق دویدیم تا ثابت کنیم که سرخی بالاترین رنگ است.

    مازنده به آنیم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست

    شهید اکبر قدیانی

  283. سعیده می‌گوید:

    ساندیس؟ بله من به ساندیس های جمهوری اسلامی افتخار می کنم.

  284. علی می‌گوید:

    تلاش سران فتنه برای کمرنگ کردن اقتدار نظامی ایران در مانور امروز

    امروز اکثر رسانه ها اقتدار دفاعی ایران را نشان میداد

    نمای از اقتدار سپاه برای حمله احتمالی دشمن حال آنسوی فتنه چه گذشت

    ساعتی بعدتکه زیر نویس شبکه العربیه بیانات جدیدی از میرحسین موسوی را نشان میداد اینکه راه جنبش سبز را باید ادامه داد و…و…

    این بیانات پیامی بود به دشمنان ایران گرچه نیروهای نظامی قدرتمندی را در دریا میبینید اما نهراسید ما فتنه گران هنوز زنده ایم نهراسید وبه ما امید ببندید اوضاع داخلی همچنان بحرانی است شما امیدتان را از دست ندهید

    امروز پیامی از قلب تهران برخواست صدای که فقط می خواست نظام را از درون ضعیف ومتزلزل نشان دهد

    واییییییییییی مردم منننننننننننن از این فتنه گر خسته ام

    یا محمد رسول الله از این همه فتنه به تو پناه می آورم

  285. برای حسین قدیانی می‌گوید:

    علی اصغر خیلی دل وجرات داشت.در عین حال قوی وشجاع بود نیروها می گفتنداوعین بز کوهی از کوه بالا می رودبااینکه یک دست داشت.یکبارترکش خوردنزدیک نخاعش و دکترها گفتند اگرتکان بخورد نخاع ضربه خورده وتا اخر عمر فلج می شود اما او گوشش به این حرفها بدهکار نبود.عراقی ها هم اورا شناخته بودندواسمش را اصغر یک دست گذاشته بودند!یک شب رادیو عراق اعلام کرد که اصغر یک دست کشته شدوقضیه ی او تمام شد علی اصغر یک اسیر گرفت وبه اوگفت به یک شرط ازادت می کنم که بروی و یگویی که من را اصغر یکدست ازاد کرده است.
    شهید علی اصغر صادقی

  286. علی می‌گوید:

    چه جالب..همه موافقن!
    چه گل و بلبلی…به به

  287. برادر بزگوار سلام

    “ایمیلی که انتظارش را نداشتم”….بعد از پست صفای همت(نمیدانم خواندید یانه؟!) این اولین واکنش بود که خواندم آن هم از طرف اسیه باکری(اگر واقعا خود خانوم باکری باشند)ایشون چهار خط برایم نوشتند من یک پست برایشان نوشتم…شما نیز بخوانید…
    از شهدا بخواهیم برایمان دعا کنند…….
    اللهم جعل عاقبت امورنا خیرا

  288. سفرکرده می‌گوید:

    بسیار عالیه جای امام خالیه

  289. روضه گرد می‌گوید:

    عاشقی در “خون” خود غلطیدن است –
    مست و رسوای “حسین” گردیدن است –
    عاشقی در بین صحرای جنون ؛
    زیر شمشیر “حسین” رقصیدن است —–

    یاد کنیم با سلامی بر اباعبدالله خاطره ی رفیقمان “بسیجی شهید احمد گلبان”
    شهادت : دهلران ۸۷/۲/۵ انفجار مین والمری در حال خنثی کردن

  290. آخرین مطالب درج شده در وبلاگ پایان هبوط (هنر و ادبیات انقلاب اسلامی)

    ـ هری پاتر پیامبر عصر مدرن…!!
    ـ رقص مترسک ها در غربت اسطوره ها
    ـ ۳۰۰ ایرانی در ژانر اجتماعی (نقدی بر فیلم کتاب قانون)
    ـ زنگ هنر مدرسه عشق

    منتظر قدوم کلیک ها و میزبان نظراتتان هستیم

  291. کار مضاغف می‌گوید:

    سلام
    آدم میاد تو این وب یه تشنج سالم می کنه/میره//
    .۸٫۷٫۶٫۵٫۴٫۳٫۲٫۱…(نه ده)
    ما که شمارش معکوس رو شروع کردیم
    ما مستاجر نیستیم خانه را هم رهن هم نکردیم که بخواهیم پس بدهیم … تا صبح این جا پایداریم

    یا زهرا

  292. منم می‌گوید:

    پدرم تعریف می کنند:
    زمانی که تو جنگ با بعثی های آدم کش بودیم، یه بار بهمون مأموریت دادند که سیستم های مخابراتی عراقیها و فرکانس هاشون و … رو شنود کنیم. یه بندۀ خدایی هم با من بود. ما رفتیم کارمونو شروع کردیم و حالا هر فرکانس رادیویی رو که می گرفتیم همه ش صدای آواز خوندن و رقص و ساز و آواز می شنیدیم و خیلی تک و توک فرکانسهای به درد بخور پیدا می شد. از این طرف هم صدای شلیک توپ و تانک… آخر این رفیقم کفری شد و گفت: ای بابا، اینا که همه ش دارن می زنن و می رقصن. پس ما داریم با کی می جنگیم؟ این رو به روی ما کیه که اینهمه آتیش رو سرمون می باره.(احتمالاً همون دشمن فرضی بود که برره ایها باهاش می جنگیدن!)

  293. صفایی می‌گوید:

    ای خدا….
    یکی هم ما رو تحویل بگیره.
    برادر لطف کن دربیارمون از بلا تکلیفی…
    بنفسی انت یا خامنه ای…

  294. جزیره مجنون می‌گوید:

    رونمایی “نُه دَه”؛ دل‌نوشته‌های پس از حوادث انتخابات

    مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مجموعه‌ای از دل‌نوشته‌های حسین قدیانی را در قالب کتابی با عنوان “نُه دَه” منتشر و در بیست و سومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران رونمایی می‌کند. این مجموعه درباره حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری نوشته شده است._
    حسین قدیانی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره این اثر اظهار داشت: “نُه دَه”، بیش از ۳۰ نوشته با موضوع حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری را شامل می‌شود که پس از برگزاری راهپیمایی نهم دی ۱۳۸۸ تاکنون نوشته‌ام.

    وی ادامه داد: “من مستاجر نیستم، خانه‌ام بیت رهبری است”، “همیشه پای یک ظن در میان است” و “شط رنج”، عناوین برخی از نوشته‌هایند.

    قدیانی با اشاره به این که اغلب نوشته‌های این مجموعه، پیش از این در وبلاگ شخصی وی با عنوان “قطعه ۲۶” و روزنامه وطن امروز منتشر شده‌اند، اظهار داشت: اکراه ندارم که این نوشته‌ها را سیاسی بنامم، در حالی که به گفته کارشناسانی که آن‌ها را مطالعه کرده‌اند، این مطالب اگرچه سیاسی‌اند،‌ اما بار ادبی دارند.

    این نویسنده جوان درباره قالب نگارشی کتاب “نُه دَه” گفت: مطالب این مجموعه، در قالب دل‌نوشته و در خط مقدم اینترنت و فضای پر التهاب و پرخطر سایبر خلق شده‌اند.

    مرکز اسناد انقلاب اسلامی این اثر ۲۵۰ صفحه‌ای را برای رونمایی و عرضه در بیست ‌و سومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران آماده و منتشر می‌کند.

    بیست ‌و سومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از ۱۵ تا ۲۵ اردیبهشت ماه با حضور ناشران داخلی و خارجی در مصلای بزرگ امام خمینی(ره) تهران برگزار خواهد شد.
    (آقا به سلامتی مبارک باشه)

  295. عرفان می‌گوید:

    می دانید جالب اینه که خدا مثل حضرت موسی خود به خود محبت حضرت ماه رو تو دلها می اندازه . هر چی هم طرف بد باشه کافیه یه بار به صورت آقا نگاه کنه تا دلش سبک بشهو پرواز کنه تا بهشت .
    نمی دونم چرا عاشقای حضرت ماه هم این قدر شیرین و دوست داشتنی می شوند . تو رو خدا دقت کردید هر کی با آقامون درافتاده از چشم عالم و آدم افتاده .
    یعنی می شه ببینم آقام خوشحال و راضی از ما داره لبخند می زنه .
    آقا برامون دعا کنیم . جوانیم و محتاج دعا . جوانیم اما روزگار به اندازه ی ۱۰۰ سال
    به ما درس داده . می دونید می گن ریا مثل نجاست است و کار های ما مثل یک ظرف شیر حتی یک قطرش کل کار را ضایع و نجس مس کنه .
    داداش حسین انشاالله همیشه با اخلاص بمونی . همیشه ظرف شیرت پاک پاک بمانه . برام دعا کن که بد جوری محتاج دعاتم. من هم برای تو دعا می کنم چون کار دیگه ای از دستم بر نمیاد .

  296. عرفان می‌گوید:

    چند روز پیش در دانشگاه مشکلی پیش آمد . همه ی آنهایی که خرده شیشه داشتند می گفتند خوب از امام هاتون کمک بگیرید . من چیزی نگفتم . می دانستم این “انعام بل هم اضل” از حسودی شان است که به من این حرف را می زنند . وگرنه در این دنیا برای هر انسانی مشکل پیش می آید . اصلا دوست داشتنی که به خاطر دنیا باشه دیگه دوست داشتن نیست . من برم زیارت عاشورا بخوانم که کارهای دنیاییم راه بیافته . حتما بعد از درست شدن کارم هم شروع کنم به همه ی آنهایی که یه روزی درشان گدایی کردم اهانت کنم . گفتم بهشون : نه خیر شما ها جوش من را نزنید . من حتی اگه تکه تکه هم بشم نمی گم خدایا پس چی شد . تازه از کجا معلوم همین مشکل بعدا درهای بیشتری را برام باز نکنه . مومن همیشه برنده است . اصلا برای ماها مشکل معنا نداره . انقدر با مشکلام می جنگم که از رو ببرمشون . اما دینم را هرگز قربانی دو تا مدرک و سه تا ورقه ی امتحانی نمی کنم به فضل خدا انشائ الله . نمی دونم چرا بعضی اساتید شبیه ماهند اما بعضی ها شبیه گرگ . انقده تو دنیا غرقند که آدم وقتی باهاشون حرف می زنه دلش ریش می شه . افاده ها طبق طبق ….
    چند روز بعد میدونید چی شد….
    (ادامه دارد)
    اگر با من نبودش هیچ میلی
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی
    ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست
    یا زینب یا زینب یا زینب

  297. محمد می‌گوید:

    سلام
    خسته نباشی، دمت گرم
    یادت باشه ما هم ساندیس گرفته ایم!
    خیلی ها ساندیس گرفته اند، اما برای آن دلنوشتی هم ننوشته اند!
    یا علی

  298. بی نشان می‌گوید:

    یا علی گفتیم و ایران ساختیم…
    یا علی ، یا مرتضی ، یا ایلیا
    شاه و حیدر ، بنده ی پاک خدا

    یا علی، یا شاه مردان، شاه دین
    دست ایزد ، صفدر حق بر زمین

    یا عـلی ، یا سیـدی ، یا مقتـــدا
    من کی ام ؟ وامانده ای از حق جدا

    تو که ای؟ تو حیدری، شیر خدا
    هم ولی ، هم اولیاء ، هم اوصیا

    یا علی ، سرگشته و درمانده ام
    گیر نفس خویشتن وامانده ام

    من اسیر نفس بد خو کرده ام
    زین جهت رو بر ولایت کرده ام

    عشق تو ، درمان درد بی دواست
    راه تو ، هر حاجت دل را رواست

    عشق یعنی ، پیروی از راه تو
    مست مست ، از کوثر والای تو

    عشق یعنی ، خم حیدر در غدیر
    عشق یعنی ، پیروی از تو امیر

    عشق یعنی ، عهد بستن با ولی
    عشق یعنی ، حامی سیـد علی

    عشق یعنی ، حیدری و صفدری
    عشق یعنی ، سبز سبز حیدری

    عشق یعنی ، سوی حق پرداختن
    چون بسیجی جان و هم سر باختن

    عشق یعنی ، سر به زیر انداختـن
    سوی دشمن ، کفر بی دین ، تاختن

    عشق یعنی ، خیبری و سنگری
    عشق یعنی ، باکـری و باقـری

    عشق یعنی ، همت و چمران ما
    دانش و آوینــی و صیـــاد ما

    عشق نباشد، جز حمایت از ولی
    عشق یعنی، دست بیعت با علی

    بار الهی ؛ راه ما راه علیست
    نائب بر حق او ، سید علیست

    یا علی ، یا مرتضی ، ما رسته ایم
    از نیاز بر اجنبی وارستــه ایم

    دست با حامی حیدر بسته ایم
    عهد بر خم ولایت بسته ایم

    بر بسی تحریم و سختی تاختیم
    یا علی گفتیم و ایران ساختیم

    یا علی ، این کشــور مهـــدی تــوست
    خود نما نصرت، که این شیعی توست

    یا علی ، یا مرتضی ، یا ایلیـا
    شیر حق ، ایران ما نصرت نما

    (( بی نشان ))

  299. طهورا می‌گوید:

    زنده باشی برادر
    ” نه ده” را بسیار دوست داریم.
    یا علی

  300. ali@yahoo.com می‌گوید:

    آخرت دیر نیست، شما بتی ساخته اید برای خودتان از موجودی که مثل خودتان است.

  301. برف سفید می‌گوید:

    سلام
    بی صبرانه منتظر خواندن کتاب شما هستیم .
    به نمایشگاه کتاب می رسه کتابتون یا نه؟!

  302. فهیمه می‌گوید:

    ۱۷ روز از تهدید تلویحی اتمی اوباما گذشت و در این مدت حداقل۲ بار رهبر تکرار کرده که” دنیا نباید از این مسئله به راحتی بگذره”. می‌پرسید خب که چی؟
    نکنه انتظار دارید تو کشورای اتحادیه‌ی اروپا راهپیمایی بشه یا مثلا تو بولیوی یا سنگاپور یا زیمباوه مردم علیه این سیاست ضد بشری تجمع کنن؟؟!!! اصلا چند نفر تو دنیا می‌دونن که اوباما ما رو تهدید کرده که بخوان اعتراض هم بکنن؟!!! چند نفر؟
    انگار تو تهران دانشجوها تجمع کردن که خیلی خوبه ولی اینکه نشد دنیا! کی باید دنیا رو خبر کنه؟ کی باید تو اینترنت بمب منفجر کنه؟ کی باید حرف رهبرو عملی کنه؟ باید رهبر ۲۰بار یک حرفو تکرار کنه تا ما بلند شیم؟! باید رهبر بیاد وظیفه‌ی تک‌تک ما رو بهمون ابلاغ کنه؟ ما دیگه کییم!!!

    “… و همه‌ی کشورها- چه آنهایی که سلاح هسته‌ای دارند و آنهایی که ندارند و آنهایی که به دنبال سلاح هسته‌ای هستند- فکر می‌کنم که در مشی و استراتژی ما تبرئه‌اند( یعنی خطری آنها را تهدید نمی‌کند). و به نظر من وقتی شما به کشورهای انحراف یافته‌ای مثل ایران و کره‌ی شمالی نگاه می‌کنید، آنها باید در چارچوب سیاستی دیده شوند که ما در یک سال و نیم گذشته اجرا کرده‌ایم که تا وقتی بیرون از هنجارهای پذیرفته‌شده‌ی بین‌المللی عمل می‌کنند به طور فزاینده‌ای منزویشان خواهیم کرد( یعنی آنها را مجزا کرده‌ایم و هنوز خطر تهدیدشان می‌کند!).”
    این حرف اوباماست که سعی کردم با دقت ترجمه‌ش کنم. متن اصلی و فایل صوتی این قسمت از حرفاش رو به ایمیل نویسنده‌ی وبلاگ می‌فرستم تا اگه خواس بذاره برای دانلود.

    سوالات من از دنیا:
    – مگه ایران چیکار کرده که استحقاق بمب هسته‌ای داره؟؟؟؟!
    – اگه آمریکا حمله اتمی کنه کی از بین می‌ره؟ غیر از مردم ایران که مدام اوباما دم از حمایتشون می‌زنه؟؟؟!!!
    – در قرن ۲۱ که همه فریاد حقوق بشر و گفتمان سر دادن حرف زدن از حمله‌ی اتمی از دولتی که دقیقا فریادش از همه بلندتره مسخره نیس؟؟؟؟؟؟!!
    – تجربه‌ی هیروشیما و ناکازاکی بس نیس تا همه بدونن آمریکا به اندازه‌ی کافی جسارت داره( به اندازه‌ی کافی وحشی و احمقه) که بمب اتمی رو مردم یک کشور بندازه؟
    آمریکا باید خلع سلاح بشه
    اوباما باید تاوان این حرفشو بده
    دنیا باید بدونه

  303. پرنده می‌گوید:

    عجب چه برادر بی حالی به هیچ کدوم از کامنت ها یه سلام هم نداده….
    پس که اینطور…. خود عزیزش میگه “نه ده” انصافا خوبه بعد انقدر پکرهههههههه…..
    خوبه

  304. فهیمه می‌گوید:

    لینک نیویورک تایمز- مصاحبه‌ی اوباما

    http://www.nytimes.com/2010/04/06/world/06armstext.html?scp=1&sq=obama%20interview&st=cse

  305. علی ولی می‌گوید:

    سلام عرض شد اخوی ،من نوعا چند بار اومدم دم در وبلاگ ولی هر روز یک نفر اومد دم در ، همان مطلب قبلی رو دیدم ،کلا کی مطلب به روز میشه؟
    .
    .
    .
    ولی جدا از اینا ای ول داری.

  306. محمدعلی می‌گوید:

    سلام برادرم! الان که فکر میکنم می بینم حق با شماست نباید ژای رهبری نوشته شود و این یعنی ترجیح بصیرت بر سلیقه!

  307. ناهاراک می‌گوید:

    جوابی نبود؟

    خوب لابد نبود
    .
    یه کم برو بهشت زهرا هوا به مخت بخوره داداش
    .
    یازهرا

  308. حسین قدیانی می‌گوید:

    با سلام خدمت همه دوستان عزیز
    کتاب “نه ده” حتما به نمایشگاه می رسد. به لطف خدا.
    این کتاب را انتشارات مرکز اسناد کار خواهد کرد.
    امشب ساعت ۸ شب با دل نوشته جدیدی در خدمت تان هستم: “رجز من برای اوباما” که به زیارت حضرت عباس ختم می شود.
    بسیار ممنون از محبت تان در حق بنده.

  309. H-m می‌گوید:

    سلام

  310. عرفان می‌گوید:

    راستی داداش بنده قراره پایان نامه ام را ( به فضل الهی) بنویسم . اشکالی نداره به شما تقدیمش کنم ؟؟؟؟؟؟؟ یعنی اول پایان نامه اسم شما را بیاورم ؟


    باعث افتخارم است.

  311. منم می‌گوید:

    همه ش ۲۵۰ صفحه؟! هنوز شروع نشده تموم می شه که. کاش بیشتر بود

  312. عرفان می‌گوید:

    ققققققققققربانت داداش . تاج سر مایی عاشق حضرت ماه .

  313. حمید می‌گوید:

    به خدا یک ساعت تفکر بهتر از ۷۰ سال عبادته؟؟شما اگه نمی ترسید چرا وبلاگ ها و سایت ها رو فیلتر می کنید!!!چرا اس ام اس رو مختل می کنید..اگر دین ندارید آزاده باشید.

  314. بسیجی می‌گوید:

    سلام حسین جان
    خدا خیرت بده
    دلتنگ آمدن مردمان مباش
    آن سوتر از مناره نرفته ست صدایمان
    منتظرت هستم

  315. سلام تنها راه مقابله باجنگ نرم دشمن فریادهای عمارگونه شما خواص با بصیرت است که به آنها می گوید که ماایستاده ایم وسپرولایت هستیم تاشهادت پس تا می توانی بنویس یاعلی

  316. سید محمد می‌گوید:

    سلام آقا حسین
    مطلب “فرش قرمز اسراییل زیر پای شیرین عبادی” در افق مبین/

  317. فرید می‌گوید:

    سـلام پس الاناس که دلنوشتت پیداش بشه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  318. فرید می‌گوید:

    کوپس داداش نازنین بسیجی وبد قولی امکان نداره ساعت۸/۲است

  319. علیرضا می‌گوید:

    مطلب جدید وبلاگم با نام
    شریعتمداری و افشاگری هایش
    را ببینید

    http://www.asrarentezar.blogfa.com

  320. معبر سایبری می‌گوید:

    داشششششششش حسین گل
    داداشیه خودم آپ کن دیگه
    کتاب و مجله چی شد پس؟؟؟

  321. فریدبه عرفان می‌گوید:

    سـلام عرفان عزیز ظهر که داشتم به سخنرانی مرحوم کافی گوش می کردم بنا به حدیثی از اما صادق علیه السلام گفتند که مومن سخت تر از اهن است در دو حالت:۱اگر اهن در کوره باشد رنگ عوض می کند ۲وسست می شود (نرم می شود)اما مومن تحت هیچ شرایطی دست از ایمان خود بر نمی دارد سست نمی شود ورنگ نمی بازد ایستادن در برابر افرادی این چنین کار هر مومنی است افرین به تو ائمه وخدا بردگان دست ما نیستند ما مطیع انانیم این تنها ترین کاری است که ما بلدیم حتی در سخت ترین شرایط

  322. ن.خ می‌گوید:

    ساعت ۲۰/۲۰ اینجا ایران.قطعه ۲۰٫۲۶دقیقه از ۲۰ گذشته.داداشی قطعه ۲۶٫

  323. ..... می‌گوید:

    سلام
    بی صبرانه منتظر دلنوشت جدیدتان هستیم
    ساعت از ۸ گذشته است

  324. صبا می‌گوید:

    سلام حسین آقا!
    هر وقت پست جدیدتو گذاشتی ساعت ما ۸ میشه

  325. وصال می‌گوید:

    سلام بر قلمتان…فوق محشر بود…خدا حفظتان کند…از شر نفس و شیطان!
    نام کتاب زیباتر از این نمی شود…اینطوری هزجا که کتابتان باشد یا نام آن برده شود…۹/۱۰…حال این مغزپسته ای ها میرود در قوطی…تنها با عنوان کتاب…پتکی میشودبر مغز نداشته شان!!!
    میخریمش در حد تیم ملی…بالاخره ما هم باید یه طوری حالشان را بگیریم…البته از لذت خواندن کتاب نمی گویم که نیازی نیست…
    قلمتان مستدام…

  326. فرشته نجات می‌گوید:

    خداهمه ما را به راه راست هدایت کند.انشاالاه

  327. بی پلاک می‌گوید:

    سلام – مطالب مجله راه جالب بود . دوست داشتم وبلاگ تان را ببینم . این مطلب حق با شماست به من فحش دهید بیش از حد احساسی بود .

  328. تربت تشنه می‌گوید:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    می تونم بپرسم نه ده رو چه انتشاراتی چاپ می کنه ؟

  329. یک مسافر می‌گوید:

    رهبر من آن جوان پانزده ساله ایست که فیلترشکن به خود می بندد و با سرعت نهایتاً ۱۲۸ کیلوبایت بر ثانیه فیلم دو گیگی دانلود می کند!!!

  330. حسین می‌گوید:

    سلام دمت گرم داداش .ایول داری به مولا .دردو بلات بخور تو سر میرحسین
    از طرف من به میر حسین بگید:ای مگس عرصه سیمرغ نه جولان گه توست
    سلامتی قمر بنی انقلاب صلوات….

  331. سوسون می‌گوید:

    شما را باید با دار زد. فقط

  332. مرضیه می‌گوید:

    خیلی عالی بود دست مریزاد

  333. لبیک یا امام خامنه ای می‌گوید:

    آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند…آیا بود که گوشه چشمی به ماکنند
    حالی درون پرده بسی فتنه می رود..تا آن زمان که پرده بر افتد چه ها کنند.
    فحش میخوای؟باشه من میدم اما از دید مخالفان ولایت نه از دید خودم.
    الهی با حضرت ماهت محشور بشی اون دنیا..
    التماس دعا

  334. ی آشنا می‌گوید:

    دمت گرم داش حسین این بار که رفتی به سرزمین فرشته ها به جای ماهم زیارت کن خیلی دلم می خواد برم اماسعادت نداشتم۴۳۹۱۳

  335. ابوالفضل شین می‌گوید:

    آقای برادر خیلی وقته نوشته هاتو دنبال می کنم و انقدر تو این کارها بودم که بهحساب تجربه یه تذکر کوچیک بدم.
    خیلی ملموس و واضح داره “من” تو کارت شکل میگیره وقتی دلنوشته ساندیسو نوشتی-همونی که جیگرمونو تو اون روزهای داغو تلخ خنک کرد- وبلاگت چه شکلی بود الان چه ریختیه. تعبیراتت چه شکلی بود الان چه شکلیه
    اگه کار بچه حزب اللهی اثر میذاره واسه اخلاصشه. ناراحت نشی ولی با این تعابیر و بو های خود شیفتگی که کم کم داری بروز میدی ( یه بار نوشته های تازتو با این چشم بخون) داری نچشب میشی. داداش حسین بسیجی ها! اون بچه شابدوالعظیمیه که رو سینه سنگش زدن محل شهادت قیطریه! انقلاب خمینی هنوز داره شهید گمنام میده میفهمی؟

    خودمونی درون گفتمانیش میشه ” یه کم دستو پاتو اره کن” حیف اجر جهاد سایبری سابقته که با “منم!” ضایع شه

  336. جواد می‌گوید:

    سلام داداش . خسته نباشی .
    یا علی یا علی یا علی

  337. محمد رضا می‌گوید:

    سلام-اولا خورشید خورشیده حالا هر اسمی روش بزارن چیزی از ارزشش کم نمیکنه پس حسین جان و دوستان حسین جان خودتونو ناراحت نکنین.ثانیا حسین جان هم انسانه و غیر معصوم ممکنه در کارش کمی تا حدودی کبر و غرور و منیت باشه که بایستی حلش کنه . راست و حسینی باشه تا سرعتش کم نشه . حسین جان باور کن دوستت داریم . به جان بابا اکبرت دوستت داریم . ایشالا در این میدون شهره تر از گذشته بشی که این برای ما هم افتخاره . یا حق

  338. مهدی می‌گوید:

    بابا اکبر کیه حالا ؟

  339. یا حیدر می‌گوید:

    حیدر حیدر گو
    حیدر حیدر گو
    حیدر حیدر گو……….

    یا زهراااااااااااااااااااااااااا

  340. مرتضی می‌گوید:

    جزاء کم الله خیرااااااااااااا

  341. ناشناس می‌گوید:

    سلام/چه زیبا نوشته ای/آمده ام در پستهای قدیمی ات/کتاب نه ده ات را ندارم/گویی واجب شده تا برم بخرمش/ چه زیبا به تصویر می کشی/در تمام مدت خواندنش/به این فکر کردم/که/اگر/ آنان که باید بخوانند،بخوانندش/چه دیدنی می شود چهره اشان/بزرگ مایی/داداش مایی/ماهم ناسلامتی ،ادعای بسیج داریم ها!/دداش!/ چه زیبا گفتی/وچه قشنگ بر جانم حالی دادکه:/
    راستی!/ یادم رفت بگویم/ برای این دل‌نوشت که تقدیمش می‌کنم به مولایم خامنه‌ای،/ ۲ تا ساندیس گرفتم/ یک تی‌تاب/ حرفی هست؟!

    زنده باشی.

  342. محمدرضا می‌گوید:

    ایول محشری چی بگم که ….

  343. غلام میثم می‌گوید:

    دستبوس و خاک پای تمامی حامیان ولایت از زمان مولا امیرالمومنین تا زمان فرزندش سید علی خامنه ای هستم .
    حسین آقا ، انشاالله خدا بر توفیقاتت بیافزاید .
    طعنه بر حرفو به اشعار و شعارم بزنید
    تیر غم بر دل آشفته و زارم بزنید
    در حمایت ز امامم علی خامنه ای
    می شوم میثم تمار به دارم بزنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.