#الرحیل

منِ روسیاه سراسر گناه را چه به هم‌نشینی با مداح مخلص و متواضع حضرت ثارالله! جای من همان آخرای روضه‌ی ارباب است، آن‌هم به حساب این که هر لشکری، ولو لشکر سیدالشهدا، سیاهی‌لشکری می‌خواهد! فرض کن قطره‌ای در انتهای دریایی! و تازه این هم با کلی ارفاق! و اما و اگر! و الا خوب واقفم که اصلا و اساسا مگس را راهی به عرصه‌ی سیمرغ نیست! القصه! آخر مراسم شب شام غریبان هیأت ثارالله شهر زنجان که الحق و الانصاف «پایتخت شور و شعور حسینی» است -و خدا می‌داند چقدر باصفا بود!- بیرون خیمه به روال همیشه داشتم بهمن می‌کشیدم که یکی از رفقا پیامک داد؛ «بیا برویم داخل!» می‌دانستم از خدام هیأت است و حدس زدم که قصدش جور کردن دیداری است با حاج‌مهدی! کات! حدودا ۵ سال پیش، وقتی اولین بار از تلویزیون، صدای حاج‌مهدی را شنیدم، به دلم خوش نشست! ترکیب سوز صدا و ملاحت سیمای جوان او واقعا به دلم خوش نشست! نیست که حماسی می‌خواند و حماسه را هم امروزی می‌خواند و نیست که گاهی گریز به ترکی می‌زد، جدا به دلم خوش نشست! از آن سال، خیلی نگذشت که می‌دیدم حاج‌مهدی چقدر معروف شده، حتی در تهران! محرم و صفر سال پیش یا پیشش اما روزی جلوی دکه‌ی روزنامه‌فروشی، تصویر حاج‌مهدی را در صفحه‌ی یک «وطن امروز» دیدم! نگو به دعوت بچه‌ها آمده بود دفتر روزنامه به قصد مصاحبه‌ای! و من چقدر افسوس خوردم که آن روز، روزنامه نبودم! این همه گذشت تا همین چند ساعت پیش که به شرح رفته، مجال دیدار فراهم شد! کمی قیل و قال کافی بود که همه‌ی آنچه رفقا درباره‌اش گفته بودند را به عینه ببینم! از بخت خوشم، این دقایق مؤانست، مصادف شد با روضه‌ی خصوصی او برای خدام! و فیض فزون‌ترم! از لابه‌لای حرف‌ها، شگفتا که فهمیدم او هم #فرزند_شهید است و درست مثل من ۳ ساله بوده که پدرش آسمانی شده! سالی بعد از جنگ! و در درگیری‌های ادامه‌دار غرب! و این «هم‌دردی» فضای صحبت را گرم‌تر کرد! خوشم آمد ازش، وقتی به خدام می‌گفت: «همه‌ی این ۱۰ شب، بر فرض هم که نیت‌مان خدایی بوده، ناچیزکار ما بوده برای ارباب! قلیل‌کاری! ارزنی! بی‌وزنی! لیکن امید داریم به کرم‌شان همین مختصر را نیز مفید حساب کنند!» احسنت به دم و دستگاه ارباب که این همه متواضع بار می‌آورد مداح ما را! و خادم ما را! حاج‌مهدی به نوشته‌هایم به‌خصوص در مقطع ۸۸ اشاره کرد و به کتاب «نه ده» که خوانده و چه و چه و من درآمدم؛ «اگر خوب است، برای نشستنم در صف آخر همین مجالس است! چیزکی اگر آموخته‌ایم و قلمکی اگر زده‌ایم، داخل همین خیمه‌ی آقا بوده!» به فراخور بحث، اشاره کردم به بانگ «الرحیل» که گویا امسال، اوایل نوحه‌هایش می‌خواند و من ۲ شب از نزدیک، شاهدش بوده‌ام! تاکید داشت که الرحیل و نوحه‌های بعد آن که با سینه‌زنی جماعت همراه می‌شود، برگرفته از مکتوبات شهید آوینی است! و من گفتم: «راستش این الهام‌گیری را بهتر از آن می‌دانم که عینا بخواهی جملات سید شهیدان اهل قلم را تکرار کنی و با کمک وزنی که به آن می‌دهی، نوحه‌ای برای سینه‌زنی درآوری!» از اینجا به بعد، سخن با مخاطب این سطور است! فراموش نکنیم که شهید آوینی، نثر «فتح خون» را برای آن ننوشت که از دلش سینه‌زنی بیرون بیاید! بله البته! حتی شعر حافظ را هم می‌توان بدل به نوحه‌ای برای سینه‌زنی کرد، ولو آنکه حافظ را قصد دیگری در کار بود اما بحث نثر، فرق می‌کند! خیلی هم فرق می‌کند! شکی در موزون بودن بعضی مکتوبات شهید آوینی نیست اما اینکه بخواهی از عین آن جملات، وزنی برای سینه‌زدن بسازی، نه آن کاری است که به قول معروف «بگیرد»! آن یکی‌دو شب دهه‌ی اول محرم امسال را که چیذر بودم، راستش غافل‌گیر شدم از کار حاج‌محمود کریمی صدالبته عزیز، خوش‌ذوق و دوست‌داشتنی! کتمان نمی‌کنم کار بسیار سختی را دست گرفته بودند و خیلی هم توان گذاشتند که بشود اما به‌زعم این حقیر، نشده بود! و در نیامده بود! الغرض! در مواجهه با آثار منثور و بدل آن به نوحه‌ای برای سینه‌زنی «الهام‌گیری» بهتر از «تکرار» است! و حکایت «الرحیل» بیشتر به دل می‌نشیند! این اما نه متنی است برای واکاوی بیشتر این نقد، که تا همین جا هم سلمنا! گستاخی کرده‌ام! که جوانی‌ام پای سینه‌زنی‌های چندساعته‌ی امام‌زاده علی‌اکبر چیذر گذشته! که ما همان بچه‌های «عموجونم! تا تو بودی، سروسامونی داشتیم» هستیم! که افتخار می‌کنیم حاج‌محمود کریمی هم «فرزند شهید» است! این مختصر، آری! شرحی است بر دیداری با دوستی! آن‌هم دیدار اول! آن‌هم دفعتا! که اگر آن «پیامک» نبود، این دیدار هم نبود! دشمن می‌خواهد مداح اهل بیت ما را فردی عاشق شهرت و شیدای محبوبیت، معرفی کند اما از حاج‌منصور پیرغلام بگیر تا همین حاج‌مهدی جوان، مداح ما همیشه فراری از مدح خود بوده! قصد اصلی دشمن، تخریب حسین‌بن علی است و مداح را به استعاره از تخریب اصل و اساس محرم و صفر- که به قول امام؛ اسلام را زنده نگه داشته!- تخریب می‌کند! از یاد نبریم که پای کدام خیمه، خانه زده‌ایم! از یاد نبریم که اگر سینه‌زنی ما پای نوحه‌ی مداحان نبود، سیاست‌بازی سیاست‌بازان، ما را نابود می‌کرد! فقط هم بحث شور نیست! بحث شعور هم هست! مثل همین #الرحیل.‌..

این نوشته در یمین ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. حسین قدیانی می‌گوید:

    بسم‌الله الرحمن الرحیم
    .
    .
    .
    اینستاگرام ح‌سین ق‌دیانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>