انقلاب را با ذکر مثال توضیح دهید!

وطن امروز ۲۴ اسفند ۱۳۹۴

موافقم؛ «فحش‌نامه» هستند بعضی از این «روزنامه‌»ها! البته این فقط روزنامه‌های زنجیره‌ای نیستند که به موازات تحریف و دروغ، زبان به ناسزا باز می‌کنند! بددهانی و آلوده کردن زبان به فحش، کار یومیه بعضی‌های دیگر هم هست، آنجا که به جای پاسخ متین به منتقد، یک روز او را «بزدل» و «بی‌شناسنامه» و «هم‌صدا با اسرائیل» می‌خوانند، دگر روز «خائن». لذا اگر روزنامه‌ای علیه شیربچه‌های مدافع حرم ناسزا بگوید، خودش را از قد و قامت یک روزنامه، تبدیل کرده به یک «فحش‌نامه»، آن فرد هم که مشهور به درشت‌گویی در حق دوست و در عین حال، شهره به بزک کردن دشمن است، آنجا که «جلاد تحریم» را با اوصافی آن‌چنانی می‌نوازد کأنه اوباما عزیزترین برادر اوست، فی‌الواقع می‌شود یک «فحش‌نامه متحرک»! بنابراین به جد با این سخن موافقم؛ «فحش‌نامه» هستند بعضی از این «روزنامه‌»ها! هم‌چنان که «ناسزاگو» هستند بعضی از این افراد که به جای خدمت به ملت، هر چه فریاد دارند، نه بر سر آمریکا، که بر سر «مرگ بر آمریکا» این جهانی‌ترین شعار بشریت می‌کشند!

شگفتا از میزان بی‌میزان کدخدا دوستی این جماعت که تو گویی آمریکا را از «پرزیدنت مؤدب و باهوش» هم بیشتر دوست می‌دارند! تا آن حد که فلان عضو عزیزکرده مذاکرات، یک کلام اگر در باب بدعهدی طرف غربی لب به سخن بگشاید، به جای تصدیق سخن درست او، او را تا حد همان راننده تاکسی و لبوفروشی پایین می‌آورند که اساسا صلاحیت اظهار نظر درباره برجام را ندارند! پس رد صلاحیت، فقط کار شورای نگهبان نیست! صدالبته جناب صالحی در ایام مذاکرات هم «وزیر خارجه» نبود اما لابد آنقدر نقش ممتاز و متمایزی داشت که اندکی بعد، مدال کذا بر سینه‌اش بچسبد! درباره برجام هم چه کسی بهتر از او برای پاسخ‌گویی، اما وای از آن روز که همین جناب، یک کلام -و نه بیشتر!- درباره بدعهدی غربی‌ها زبان به سخن باز کند! واقعا خوب شد نمردیم و معنای اعتدال مد نظر حضرات را ملتفت شدیم! تولی در مواجهه با دشمن و تبری از دوست! طرفه حکایت اینجاست که آقای صالحی از بدعهدی اوباما سخن می‌گوید، این سخن به آقای رئیس گران می‌آید! و باز هم طرفه حکایت اینجاست که همین جناب صالحی، در صحن بهارستان، وقتی از فلان نماینده ‌شنید که طرف غربی به هزار و یک دلیل غیر قابل کتمان، بدعهد است و در مذاکره با او، این همه نباید خوش‌بین و خوش‌خیال بود، قشقرق راه ‌انداخت، مظلوم‌نمایی ‌کرد، دست آخر هم، من و ما را متهم ‌کرد به خیانت! حالا چرا خیانت؟ چون وقتی آقایان دیپلمات‌ نشسته‌ بودند پای میز دیپلماسی، منتقد خیرخواه، از قضا ناظر بر همین بدعهدی دشمن -آقای صالحی کمی دیر به فهم این مهم نائل آمد!- تمنا می‌کردند از دوستان وزارت خارجه که حتی‌المقدور بیشتر امتیاز بگیرند و کمتر امتیاز بدهند، بخصوص در شرایطی که اولا خواهان مذاکره، طرف مقابل بوده و نه ما! ثانیا سرمایه -در اینجا یعنی صنعت هسته‌ای- دست ماست و با وجود این سرمایه گران‌قدر که به قیمت جان شهدای هسته‌ای بدست آمده، حق آن است که از موضع بالا مذاکره کنیم، نه اینکه علی‌الدوام بگوییم «رسیدن به هر توافقی، بهتر از عدم توافق است»! با چنین گارد مضحکی، طرف مذاکره تو هر کشوری باشد، نتیجه از قبل معلوم است، چرا که تو طمع آن سوی میز را تحریک کرده‌ای به فزون‌خواهی در گرفتن امتیاز! هم‌الان در بعضی از این ویژه‌نامه‌های نوروزی، یک «خط مشترک» یا به عبارت اصح، یک «فحش مشترک» همین است؛ «متهم کردن اصحاب نقد به خیانت و خنجر زدن از پشت»! اما براستی! «خائن» چه کسی است؟ و چه کسانی در مقوله مذاکرات مرتکب «خیانت» شده‌اند؟ آیا جز جماعتی که مدعی بودند خزانه خالی است، آنهم به دروغ؟! و آیا جز جماعتی قلم به مزد که در برابر این دروغ، نه فقط سکوت کردند، بلکه رسالت مطبوعاتی خود را فراموش کرده، مدام پر و بال دادند به این ادعا؟! آیا جز جماعتی که با دست‌فرمان «هیچ توافقی بدتر از عدم توافق نیست» طمع دشمن طماع را به احسن وجه تحریک کردند که تا می‌تواند امتیاز را بزرگ و نقد بگیرد و وعده را کوچک و نسیه بدهد؟! و آیا جز جماعتی قلم به مزد که به جای نقد این سخن نسنجیده، دقیقا همان گرای مد نظر را به دشمن دادند که برای این دولت، «اصل توافق» مهم‌تر از «محتوای توافق» است؟! آیا من و ما که منبعث از تجارب آشکار، بدعهدی‌های امروز دشمن را می‌دیدیم و دوستان را تشویق به مذاکره درست‌تر، اصولی‌تر و حرفه‌ای‌تر می‌کردیم، خنجر از پشت به آقایان زدیم یا جماعت قلم به مزدی که به جای فروختن قلم به قیمتش، آن را همین‌طور مفت به آقای ظریف فروختند که «بله! شما راست می‌گویی. رسیدن به هر توافقی، ولو بدترین توافق، بسی بهتر از عدم توافق است»؟! در اینجا، نهایت تعجب من از رئیس وزیر خارجه است که دشمن را «باهوش» خطاب می‌کند اما وقتی حاضر نیست دعوت منتقد به هوشیاری بیشتر تیم دیپلماسی را وقعی بنهد، -چه می‌نویسم که به سبب این دعوت، هزار و یک ناسزا هم بار منتقد می‌شود!- لااقل نمی‌کند این هوش را از طرف آمریکایی بیاموزد! طرف آمریکایی مکرر در مکرر ناظر بر هم و غم آن دسته از عناصر آمریکایی که از تیم مذاکراتی خود، امتیاز گرفتن بیشتر و امتیاز دادن کمتر تمنا داشتند، از دیپلماتهای ما امتیاز مضاعف که جای خود دارد، رسما باج می‌خواستند، طرف ایرانی اما نه تنها این‌چنین نکرد، که مشوقین خود به گرفتن امتیاز بیشتر را یک روز گفت «بی‌سواد»، یک روز گفت «تندرو»، یک روز گفت «افراطی»، یک روز گفت «بی‌عقل» و این روزها هم که دارد می‌گوید «خائن»! لذا اوباما در مذاکرات هسته‌ای، از عدم هوشیاری، شاید هم بیهوشی بعضی‌ها سوءاستفاده کرد، نه آنکه ذاتا فرد باهوشی باشد، که اگر بود، این همه در منطقه غرب آسیا سیلی نمی‌خورد از سردار سلیمانی و شیربچه‌های حزب‌الله. حال گمانم معلوم شده باشد خائن در حق منافع ملی چه کسی است! اصحاب قلمی که با نگاه به نفع اتفاقا دنیوی ملت، شعار «هر توافقی بهتر از عدم توافق است» را به نقد عقلی نشستند یا قلم به مزدانی که بوق خوشحالی زدند برای این شعار بی‌مبنا؟! این که حالا «پنج بعلاوه یک» بود؛ تو اگر در مذاکره با برادران زپرتی سعودی هم، به جای حرکت بر مبنای عقل و خرد، منافع ملی را در دیپلماسی نفتی مد نظر، مدام خرد و کوچک و حقیر کنی، نفت را می‌کنی مفت! «مفت» بلکه هم «ارزان‌تر از مفت» مثل قلم داعیه‌داران حمایت از آقای روحانی و شرکا در این همه فحش‌نامه زنجیره‌ای، که در کارنامه کثیف‌شان حتی اهانت به ساحت مقدس صاحب والامقام این ایام هم دیده می‌شود. بارها شده «فاطمه» را بزنند، بارها شده «فاطمیه» را. حرف دل ما را زدی آقای رئیس! فحش‌نامه است… و از این هم بدتر است، آن روزنامه‌ای که به خاطر خوشایند دولت، حاضر باشد حتی مجیزگوی موضع کاملا غلط فلان دولتمرد باشد، حاضر باشد منافع ملت را قربانی کند، حاضر باشد تکرار کند ناسزای دولتی‌ها را، و حاضر باشد آنچه فی‌الواقع سزاوار خودش است، بار اصحاب نقد کند!

برخلاف آنچه چندی پیش گفته شد، هم ما حق داریم درباره برجام حرف بزنیم، هم آقای صالحی، هم آن لبوفروشی که از دیشب رسما شد چاقاله بادام فروش! «بهار» هم آمد، لیکن هنوز در زمین دل بعضی‌ها، یک ذره وجدان شکوفه نزده!

کارگر و کارمند و استاد و دانشجو و طلبه و مرد و زن و یکی هم آن مادر چند شهید، اگر قرار بود تن به طاغوت و دیکتاتوری و منم‌منم بدهند، اصلا و اساسا انقلاب نمی‌کردند! ما این آزادی را از فلان دولت نگرفته‌ایم که بهمان دولت بخواهد آن را از ما بگیرد! ما میرزابنویس ملت هستیم و مثل بعضی‌ها نیستیم که مردم را فقط به خاطر رأی دادن به جناح و جریان خودمان بخواهیم! ما از غم و رنج و مشکلات معیشتی مردم مشهد خواهیم نوشت که به اصولگرایان رأی دادند و از غم و رنج و مشکلات معیشتی مردم تهران خواهیم نوشت که به اصلاح‌طلبان رأی دادند. ما نانجیب نیستیم و با هیچ نانجیبی هم برادر نیستیم! ما با هیچ ضد انقلاب و فتنه‌گری برادر نیستیم! اینکه هم یکی در مایه‌های فلانی بگوید «من انقلابی‌ام»، صدالبته هیچ فایده‌ای ندارد! ما هم تأکید می‌کنیم هیچ فایده‌ای ندارد! جمله فاخر «من انقلابی‌ام»، به مردان انقلابی می‌آید، به «خمینی» و به «خامنه‌ای» و به آن بسیجی شهید جبهه شام، این کشته راه وطن، این مانع کشیده شدن جنگ در داخل، این بیرون نگهدارنده دشمن در همان دورها، این مرد بی‌ادعا، این مظلوم، که حتی پیکرش هم برنگشت، بلکه سندی محکم باشد برای این ادعایی که داشت؛ «من حتی برای یک تشییع جنازه هم حاضر نیستم به انقلاب زحمت بدهم!» آری! «من انقلابی‌ام» زیبنده این شهید است و رهبر این شهید و الا فردی که ناظر بر بدعهدی طرف غربی هم حاضر نیست علیه دشمن موضع بگیرد -لیکن حاضر است علیه فلان عضو تیم دیپلماسی که به یک گوشه این بدعهدی اشاره داشته، حرف بزند!- اگر بگوید «من انقلابی‌ام» قطعا و حتما هیچ فایده‌ای ندارد الا آنکه موجبات انبساط خاطر مردم را فراهم کند!

این نوشته در صفحه اصلی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. یا حسین می‌گوید:

    بسم الله

    نردبام این جهان ما و منی است
    عاقبت این نردبام افتادنی است

    فعلا بتازون شیخ حسن اما زیاد از این نردبام بالا نرو… خطرناکه حسن!

  2. زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی می‌گوید:

    جای کلید داخل قفل است، دیده‌اید؟
    آیا کلید داخل لولا کند کسی؟
    یا در میان قفل برای گشودنش
    هرگز کلید خویش ز پهنا کند کسی؟!
    روزی تمام می‌شود این قفل یا کلید
    فکری برای روز مبادا کند کسی!
    زشت است این که جای کلید از خدای خویش
    یکباره آرزوی مربا کند کسی!
    :)
    «ناصر فیض»

  3. Ali.l می‌گوید:

    اللهم عجل لولیک الفرج…

  4. Ali.l می‌گوید:

    توصیه می‌کنم برای دیدن سخنرانی رئیس جمهور در روز عید همه از عینک آفتابی مرغوب استفاده کنند!

  5. قاصدک منتظر می‌گوید:

    «جمله فاخر «من انقلابی‌ام»، به مردان انقلابی می‌آید»
    .
    به مردانی که دشمن در برابرشان محکوم به سقوط و نابودی است!

  6. صبا می‌گوید:

    هیچ کس دوست نداره حرفی از جمله اون شب آقا بزنه! حتی نقلش هم دل می خواد!
    حاجی! ی متن قشنگ تر به این جانباز عزیز تقدیم می کردید، ی متنی که اسمی از اینا درش نباشه.
    بعضی حرف ها اینقدر سنگینه که هر حرفی راجع بهش می خوای بزنی؛ سکوت می خوردش.

  7. محسن می‌گوید:

    این شعر آقای فیض چقدر زیباست!

  8. مجنون‌الحسین می‌گوید:

    «به حضرت آقا بگویید از رفتن حرف نزند… از دیشب تا الان به قلبم فشار آمده»
    :(
    .
    .
    .

    بی‌قرار توام و در دل تنگم گله‌هاست
    آه بی‌تاب شدن، عادت کم حوصله‌هاست

    همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
    در دلم هستی و بین من و تو فاصله‌هاست

    آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
    بال وقتی قفس پرزدن چلچله‌هاست

    بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
    مثل شهری که به روی گسل زلزله‌هاست

    باز می‌پرسمت از مساله‌ی دوری و عشق
    و سکوت تو جواب همه‌ی مساله‌هاست!

    «فاضل نظری»

  9. مجنون‌الحسین می‌گوید:

    آری…
    «جمله فاخر «من انقلابی‌ام»، به مردان انقلابی می‌آید»…
    .
    .
    .
    به آقای‌ رئیس اما؛
    چقدر «من حقوق‌دانم»!
    چقدرتر(!) «کذاب‌ سرخه‌ای»!
    و چقدر بیشترتر(!) «فحش‌نامه‌ متحرک»!
    .
    .
    .
    و صد البته ادامه خواهد داشت اگر «میرزابنویس ملت» بخواهد…! :)
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    قطعه ۲۶:
    گفت و گوی حسین قدیانی با تهیه کننده فیلم «بادیگارد» احسان محمدحسنی
    به زودی…

  10. ناشناس می‌گوید:

    «انقلاب را با ذکر مثال توضیح دهید!»
    :)
    تیتر متن رو که دیشب دیدم، فکر کردم طنز باشه!

  11. منتظر می‌گوید:

    سلام…

  12. جامونده می‌گوید:

    هر چه گفتیم جز حکایت دوست
    در همه عمر از آن پشیمانیم

  13. فرهنگی می‌گوید:

    سنـــــت های الــــــــــــــــهی

    وقتی که شما خودتان مهیا شدید برای این که زیر بار ظلم بروید، ظالم پیدا می‌شود. این سبب می‌شود که ظالم پیدا بشود. هر چه بیشتر ما خضوع بکنیم برای ظالم، ظالم بیشتر فشار می‌آورد. وقتی که مهیا بشویم برای جلوگیری از ظالم، ظالم عقب می‌نشیند. هر چه زیادتر فشار بیاورید، او عقب‌تر می‌نشیند. یک قدم شما که عقب بنشینید، او جلو می‌آید. یک قدم شما جلو بروید، او عقب می‌رود. این سنت الهی است.
    صحیفه امام، جلد ۱۰، صفحه ۱۳۰

  14. خان‌باجی می‌گوید:

    سازش‌گران با سلطه‌گر خارجی، یا شکست می‌خورند یا خیانت می‌کنند…
    رهبر معظم انقلاب، نوزده بهمن نود و دو

  15. سایه/روشن می‌گوید:

    باشد آقا قبول، حرفی نیست
    مرگِ در راه حق، یقین حق است
    ای دمت گرم و خانه‌ات آباد
    حرفی از رفتنت نزن آقا

    تا شنیدیم آن سخن‌ها را
    رفته طاقت ز کف، قراری نیست
    قلب‌مان درد می‌کند، لطفا
    حرفی از رفتنت نزن آقا

    اینکه بعد از شما چه خواهد شد
    چه سر انقلاب می‌آید
    یک عذاب است لحظه‌ای فکرش
    حرفی از رفتنت نزن آقا

    از خدا خواستم که کم نشود
    سایه‌ی لطف تو از این کشور
    پس به حق دعای عشاقت
    حرفی از رفتنت نزن آقا

    ما نباشیم صبح آن روزی
    که نباشی و روز، شب بشود
    پیش چشمان ما تو را به خدا
    حرفی از رفتنت نزن آقا

    کودک بی‌پناه سوری و
    پیرمرد مبارز یمنی
    چشم امیدشان به سوی شماست
    حرفی از رفتنت نزن آقا

    از دل ضاحیه به زاریا
    از منامه بگیر تا به قطیف
    خواهش شیعیان همین جمله است:
    حرفی از رفتنت نزن آقا

    حامی وحدت مسلمانان
    سنیِ غزه، شیعه‌ی نجفی
    روی لب‎های هر دو یک سخن است:
    حرفی از رفتنت نزن آقا

    پدر مهربان این امت
    بروی باز بچه‌های شهید
    از دوباره یتیم می‌گردند
    حرفی از رفتنت نزن آقا

    به شهیدان شط اروند و
    به شهیدان خاک فکه قسم
    هر چه خواهی بگو ولی دیگر
    حرفی از رفتنت نزن آقا

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    حسین قدیانی:
    پدر مهربان این امت، بروی باز بچه‌های شهید، از دوباره یتیم می‌گردند، حرفی از رفتنت نزن آقا…
    واقعا احسنت!
    این سروده زیبا از کیه؟ حالا کار ما شده پرسیدن نام شعرای اشعار قشنگی که می‌فرستین!

  16. رضا اعتدال‌طلب-پزشک می‌گوید:

    آقای قدیانی! این مصاحبه رو خوندید؟
    http://www.entekhab.ir/fa/news/258265
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    حسین قدیانی:
    من نخوندم! شما خوندی؟

  17. سایه/روشن می‌گوید:

    ممنون. متأسفانه نام شاعرش رو نتونستم پیدا کنم!
    شاید می‌خواستن گمنام باقی بمونن!

  18. جامونده می‌گوید:

    شعر فوق سروده جناب یدالله شهریاریست..

  19. خان باجی می‌گوید:

    آقای رضا اعتدال طلب شما اینو خوندی ؟

    http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1394/10/26/256369_765.jpg

  20. قاصدک منتظر می‌گوید:

    شعری از «یدالله شهریاری»،
    تقدیم به آرامش امت،
    مقام عظمای ولایت،
    امام خامنه‌ای

    ««حرفی از رفتنت نزن آقا»»

    منتظر مانده‌ایم، حضرت ماه
    بیرق از دست نازنین شما
    برسد دست حضرت حجت (عج)
    حرفی از رفتنت نزن آقا

    غیرتت را بنازم ای جانباز
    طیب‌الله که در حسینیه
    به نمایندگی ز ما گفتی:
    حرفی از رفتنت نزن آقا

  21. ناشناس می‌گوید:

    خدایا! از عمر ما بکاه و به عمر دوست افزا…

  22. ناشناس می‌گوید:

    چقدر افت کرده قلم‌تون جناب قدیانی!

  23. ناشناس می‌گوید:

    دیشب شبکه خبر بخش‌هایی از این پستت رو خوند… از بیان و لحن خوندنش خوشم نیومد، خصوصا اون بخش‌های آخر و من انقلابی‌ام و…
    گفتم کاش می‌شد این متن رو با صدای خودت می‌شنیدیم…

  24. برف و آفتاب می‌گوید:

    ناشناس!
    خب شما براش کلاس تقویتی بذارید!

  25. ناشناس 2 می‌گوید:

    خصوصی
    منم تأیید می‌کنم که شاهد افت قلم هستیم کمی!
    لطفا دیگه شاهد نباشیم‌ها!

  26. جواد آقایی می‌گوید:

    جهت اطلاع دوستان!
    حسین قدیانی در فضای مجازی، جز این وبلاگ، هیچ صفحه دیگری ندارد.

  27. برجک زنی با لباسی خاکی می‌گوید:

    سلام
    همیشه گفته‌اند اگر قدر نعمتی را ندانی، خدا آن نعمت را می‌گیرد.
    چند روزی است تمام فکرم مشغول این مقوله است که ما قدر نعمت ولایت فقیه و شخص رهبر معظم انقلاب را چقدر دانسته‌ایم؟
    زبانم لال نکند قدر ندانسته‌ایم!

    چند کلامی هم با دوست برچسب زن این روزهای ایران!
    به ابوذر گفتند؛ ریش تو بهتره یا ریش سگ؟ گفت: هر کدام که از پل صراط عبور کند!

  28. یا حسین می‌گوید:

    خوب می‌شد سال ۹۴ رو با یک متن امام زمانی تمام کنید.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    حسین قدیانی:
    http://www.ghadiany.ir/1394/23353
    روزنامه که در صفحه یک، با یک شیوه امام زمانی، سال ۹۴ را به پایان می‌برد… و اما قلم یاری کنه، حتما متنی برای همان صفحه خواهم نوشت ان‌شاءالله.
    «مصاحبه» با احسان عزیز هم به دلایلی بدل شد به «صحبت» که شرحش را تا یکی دو روز دیگر در متنی اختصاصی برای «قطعه ۲۶» خواهید خواند ان‌شاءالله.

  29. سیداحمد می‌گوید:

    سلام جناب قدیانی!
    شما سالاری… در این روزهایی که حال و هوا کمی تا قسمتی رو مخه، خوندن این متن چسبید!

  30. سیداحمد می‌گوید:

    باید پیشاپیش سال جدید رو تبریک عرض کنم خدمت دوستان عزیز!
    سالی خوب، همراه با سعادت و سلامت برای همگی ان‌شاءالله…

    اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم احفظ امامنا خامنه‌ای

    التماس دعا…

  31. محمد تقی می‌گوید:

  32. کمالستان می‌گوید:

    این وصیت مال کدوم شهیده؟ تکان دهنده بود!

  33. جانباز می‌گوید:

    چقدر این جمله شما زیباست؛
    «به جای خدمت به ملت، هر چه فریاد دارند، نه بر سر آمریکا، که بر سر «مرگ بر آمریکا» این جهانی‌ترین شعار بشریت می‌کشند!»

    خدمت به ملت از دید شما چیست؟!…

  34. طاهره می‌گوید:

    با سلام آقای قدیانی…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>