«میرزا» غریب است؛ از بس که «سر» ندارد!

درباره فیلم «یتیم‌خانه ایران»

وطن امروز ۲۷ شهریور ۱۳۹۶

چند روز پیش در متنی که به مناسبت سالگرد درگذشت زنده‌یاد «جلال آل‌ احمد» نوشتم، اشاره کردم به مطلع کتاب «ارزیابی شتاب‌زده» و اعصاب درب و داغان نویسنده «غرب‌زدگی» از دست تاریخ و تاریخ‌نویسان! و حال فراز دیگری از همان مقدمه! عباس اقبال «می‌گفت هیچ واقعه‌ای را تا ۱۰۰ سال بر آن نگذرد، نمی‌توان داوری کرد! و هیچ کسی را! و هیچ نوشته‌ای را یا اثری را! و شاید او که مورخ بود، حق داشت ولی اگر مورخ نبودی چه؟ بویژه اگر تو بودی که من باشم با این مزاج تنگ‌حوصله؟ این تو که هر چند صباح یک بار، دفتر اباطیلی می‌انباری! و آن را همچون نهال خودرویی در این جنگل تنک و آشفته سیاهنامه عمل خود می‌کاری! و تنها به این دل‌خوش‌کنک که آخر تو هم زنده‌ای! و آخر چه اثری بر این زندگی مترتب است؟ آن‌ هم در روزگاری که همه صبر ایوب دارند و همه میراث پدران خویش را می‌خورند… من به این طناب پوسیده تاریخ در چاه ویل انتظار قضاوتش فرونخواهم رفت که همه شکمباره‌های روزگار را به آن بسته‌اند تا دست‌بسته به گور برسانندشان! اگر حرف من و زندگی‌ام که همین اوراق است، لیاقت جبران وجود امروزی‌ام را ندارد، چگونه عدم آتی مرا جبران خواهد کرد؟ من در چنین زمانه‌ای با همه برد و باخت‌ها و زیر و بالاهاش چنینم! هر کس دیگر، هر جور دیگر که می‌خواهد باشد! و هر چه دلش می‌خواهد بگوید! تا وقتی به انتظار گذر ۱۰۰ سال، قضاوت درباره آدم‌ها و وقایع را به تأخیر می‌افکنیم و با عناوین جاسنگینی و حزم و دوراندیشی و معنون بودن، جواب خنگی‌ها و کسالت‌ها «این نیز بگذرد»ی‌های ته وجودمان را می‌دهیم، آن‌ هم به چنین صورت زشتی که «فاذکرو موتاکم بالخیر» تاریخ‌مان چنین پیزوری است و آدم‌هامان چنین بی‌بخارهایی و وقایع‌مان چنین در حاشیه و از پس قافله!» البته «جلال آل احمد» در آنچه گذشت، بیشتر نگران تحریف تاریخ به دست مورخان است لیکن فیلم سینمایی پرزحمت و مرارت «یتیم‌خانه ایران» را بخرید و ببینید تا دریابید که تاریخ را فقط آن نیست که تحریف کنند؛ بلکه گاهی چنان بایکوتش می‌کنند که تو بعد از تماشای آخرین ساخته «ابوالقاسم طالبی» تازه یادت می‌افتد که در این سرزمین، چه اتفاقات تلخی افتاده و چه قحطی‌ها و چه سختی‌ها و چه زجرها و چه بیماری‌ها و چه مرگ‌ها! دست روی دست بگذاری و بخواهی ۱۰۰ سال صبر کنی، چنان ثمره بی‌ثمر و بی‌برگ و بر استعمار را برایت درز می‌گیرند که تو توهم بزنی؛ تنها ظلم انگلیس به کشور ما، آوردن آن میرپنج فلان‌فلان‌شده بود! و این، فرجام اسفبار به روز نبودن است! و در صحنه امروز نبودن! و سنگر زمان حال را خالی کردن! و اکنون را درنیافتن! و در آن صورت، هزاری هم «مختار» باشی و حتی قهرمان تا آن حد، باز از کربلا عقب‌ افتاده‌ای! و می‌بینی آنچه نباید رخ می‌داد، رخ‌ داد! رخ داده و تمام! پس «یتیم‌خانه ایران» بسی بیش از آنکه یک «فیلم سینمایی» باشد، تکه‌ای مهجور و غریب، از تاریخ ایران ماست که نظر به تعهد کارگردان آن، از انباری تاریخ بیرون آمده! القصه! چند نسل قبل از ما، به خوبی مزه این سم مهلک را چشیدند که تو اگر اجازه دهی بیگانه برای کشورت، هم تصمیم‌سازی کند و هم تصمیم‌گیری، ویران شدن ایران و ویرانی ایرانی، هرگز امر بعیدی نیست! «طالبی» اما از یاد نبریم که مورخ نیست و اگر بود، لابد او هم درباره این برهه از تاریخ کشورمان، سکوت می‌کرد! سکوت می‌کرد تا نفهمیم و ندانیم و متوجه نباشیم که تمنای صدقه از بیگانه و اداره مملکت بر مدار خواست دشمن، چه عاقبتی برای‌مان رقم خواهد زد! درباره کم و کیف سینمایی «یتیم‌خانه ایران» البته می‌توان سخن‌ها گفت و جایی مدح کرد و جایی نقد، لیکن صرف پرداختن متعهدانه و دلسوزانه به این قطعه گم و گور در تاریخ ایران، جای قدردانی دارد؛ آن‌هم در سینمای امروز که همه سعی بر این است تا فیلم حتی‌المقدور از واحدی در آپارتمانی بیرون نرود! و خیلی حضرت کارگردان را به زحمت نیندازد! عیش و نوشی مثلثی! به ‌انضمام کمی تا قسمتی سیاهنمایی؛ آن‌هم عینا همان‌طور که ایفل‌نشینان را خوش بیاید! و جایزه‌ای! و سوت و کفی! و تمام! غافل از آنکه سیاهی، در برشی مفقود از تاریخ دیار توست؛ آنجا که به اجنبی «چراغ سبز» داده شد تا در عوض ساخت جاده‌ای و پلی، مردم کشورت را ببرد روی خاک! و حتی، اجازه هم ندهد از این واقعه شوم، ولو در حد تلنگری، سخنی بیان شود! پس «یتیم‌خانه ایران» اگر چه فیلم دیروز است اما هشداری است برای همین امروز خودمان! که بدانیم «غرب‌زدگی» جز پرتگاهی نیست! این همان روحیه است که تو را مجبور می‌کند از «دلال تحریم» فرشته «حلال تحریم» بسازی! اما فرشته‌ای فقط روی کاغذ زنجیره‌‌ای‌ها! که استادند در وارونه‌نمایی تاریخ! و جعل گذشته! و اسهال روشنفکری! آنجا که ناظر بر «۲۸ مرداد ۳۲» سخن از «کودتای ایرانی» می‌گویند! این ‌هم درجه آخر، نوعی وباست! وبای غرب‌زدگی! و قحطی غیرت! «یتیم‌خانه ایران» را اما باید دید! منتهای مراتب، نه به همان سبک و سیاق که فیلم‌های مبتذل را! و سینمایی‌های بد را! این فیلم، واقعیت است! و اوراقی کنده شده از تاریخ ما که «طالبی» آن را به این کتاب قطور، دوباره سنجاق کرد! آن‌هم در زمانه‌ای که متأسفانه همان نگاه متحجر ۱۰۰ سال پیش، وزیر راه مملکت را متأثر از دیدن یک طیاره قسطی، مات می‌کند! برای ساخت «یتیم‌خانه ایران» زحمت زیادی کشیده شده! بسیار زیاد! این از آن فیلم‌هایی است که تا چندی بلکه تا چند سال، کارگردان را از تک و تا می‌اندازد! خوب است اقلا به پاس زحمت کشیده شده برای این واقعیت، ساعتی بنشینیم پای فیلمی که قصه ۱۰۰ سال پیش پدران و مادران ما بوده! فی‌الحال کجا هستند آنها؟! همان‌ها که کاش مجالی می‌داشتند تا در همان عصر خود، فریاد خود را بزنند! حالا که «یتیم‌خانه ایران» را دیده‌ام، عجیب هوس «مزار میرزا» کرده‌ام! گاهی احساس می‌کنم این روزها «میرزا»ی بدن ما ایرانی‌ها کم شده! مگر باز سر بریده‌ای هوشیارمان کند! و البته تماشای واقعیتی از دیروز!

این نوشته در صفحه اصلی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. صبا می‌گوید:

    به نام خدا

    و این، فرجام اسفبار به روز نبودن است! و در صحنه امروز نبودن! و سنگر زمان حال را خالی کردن! و اکنون را درنیافتن! و در آن صورت، هزاری هم «مختار» باشی و حتی قهرمان تا آن حد، باز از کربلا عقب‌ افتاده‌ای! و می‌بینی آنچه نباید رخ می‌داد، رخ‌ داد! رخ داده و تمام!

  2. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    سلام بر حسین*

  3. لیتیوم می‌گوید:

    «جلال» زنده بود می‌گفت: این «حسین» شاگرد منه!

  4. سیداحمد می‌گوید:

    السلام علیک یا اباعبدلله

    ایام عزاداری اهل بیت رسول‌الله بر دوستان عزیز تسلیت باد.
    التماس دعا از همه عزیزان

    در زیر لینک چند نوحه را می‌گذارم؛
    یک
    دو
    سه
    چهار
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    ح‌سین ق‌دیانی:
    چه قشنگه؛ آقا سلام! ماه محرم شروع شد…

  5. سیداحمد می‌گوید:

    سلام رفقا!

    یه کم مشغله، یه کم تنبلی، یه کم بی‌معرفتی مسبب غیبت‌هاست!
    البته هستم ولی خب…!

    ارادتمند داداش حسین عزیز هم هستیم!
    یادش به خیر… یاد همه لحظه‌ها و روزهای خوش گذشته!
    برای شادی روح دوست عزیزمون «مجنون» و همه درگذشتگان صلواتی بفرستید.

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    ح‌سین ق‌دیانی:
    مطالب جدید «اینستاگرام» را از دست ندهید…

  6. m می‌گوید:

    لطفا در پیام‌رسان ایرانی «سروش» هم فعالیت کنید…

  7. سمانه می‌گوید:

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  8. سمانه می‌گوید:

    و البته سلام علیکم! :)

  9. برف و آفتاب می‌گوید:

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن من عاداهم

  10. .... می‌گوید:

    سلام…

  11. پیرمرد می‌گوید:

    سلام سید بزرگوار!
    دلم برای شما تنگ شده بود. فضای قطعه ۲۶ به وجود و حضور شما شدیدا نیازمند است.
    التماس دعا

    داداش حسین عزیز! لطفا متونی که در تلگرام می‌گذارید، در قطعه نیز کپی کنید. حداقل فرصتی است که ما هم سفره دل بگشاییم…

  12. پیرمرد می‌گوید:

    حسین عزیز!
    متن «با آقا چه کرده‌ایم؟!» را خواندم.
    می‌دانی که شیفته متون امام زمانی و شهدایی شما هستم اما فقط یک سئوال:
    چه تضمینی وجود دارد که با کنار رفتن پرده غیبت، امثال منی منکر مولای‌مان نشویم و اوامر ایشان نیز چون پدران و اجداد بزرگوارش، زمین نماند؟!
    اگر خداوند متعال، منت بگذارد و امثال منی آدم شویم، حتما پرده غیبت، برداشته خواهد شد…
    خداوندا! عنایتی…

  13. صبا می‌گوید:

    مشغله، تنبلی، بی‌معرفتی، بشه مسبب غیبت سیداحمد؟ عمرا!

  14. ژ می‌گوید:

    ببخشید دو تا سئوال؛
    تا کی قراره به روزنامه‌ها مطلب ندین؟!
    و اینکه اگه به جایی مطلب بدین، اینجا ذکر می‌شه؟!

  15. .... می‌گوید:

    سلام
    اینجا چی شد؟!

  16. ناشناس می‌گوید:

    سلام! خوبین؟
    کاش می‌شد اعضای کانال‌تون هم می‌تونستن نظرات خودشون رو بدن!
    من اینستاگرام ندارم و با خوندن متن‌های شما، جادو می‌شم و خیلی اوقات، دوست دارم احساسم رو بهتون بگم…

  17. ناشناس می‌گوید:

    در پاسخ به «پیرمرد» عزیز؛
    باید از خدا بخواهیم تا ولایت باطنی امام زمان را در دل ما نهادینه کند…

  18. ژ می‌گوید:

    آیا می‌دونید همون وقتی که نظرمو تأیید می‌کنید، جواب سؤالام بهم وحی می‌شه؟!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>