صدای مصطفی و سیمای علیرضا

وطن امروز ۲۲ دی ۱۳۹۵

فقط باید «علیرضا» باشی تا در پنجمین سالگرد شهادت «مصطفی احمدی‌روشن» بفهمی و بدانی چه در دل این بچه می‌گذرد! فقط باید «علیرضا» باشی تا هنگام کندن سانتریفیوژها و پر کردن قلب رآکتور خودکفایی با کوهی از سیمان، بفهمی و بدانی چه در دل این بچه می‌گذرد! فقط باید «علیرضا» باشی تا موسم مصافحه اصحاب مذاکره، عدل با همان‌ قاتلان پدرت، بفهمی و بدانی چه در دل این بچه می‌گذرد! فقط باید «علیرضا» باشی تا آن ‌روز که بر پیچ و مهره صنعت هسته‌ای، مهر پلمب زدند، بفهمی و بدانی چه در دل این بچه می‌گذرد! فقط باید «علیرضا» باشی تا وقتی که حضرت دست‌اندرکار اعلام می‌کند عایدی ملت ایران از برجام «تقریبا هیچ» بوده، بفهمی و بدانی چه در دل این بچه می‌گذرد! فقط باید «علیرضا» باشی تا وقتی در روشن‌ترین روز ممکن، بزرگترین دروغ ممکن را می‌گویند که در برجام، قدمی برنداشتیم الا آنکه با بزرگان هماهنگ کرده باشیم، بفهمی و بدانی چه در دل این بچه می‌گذرد! فقط باید «علیرضا» باشی تا زمانی که فلان روشنفکر ادعا می‌کند «اصلا هسته‌ای می‌خواهیم چه کار؟!» بفهمی و بدانی چه در دل این بچه می‌گذرد! آری! «علیرضا بودن» سخت است! خیلی سخت! آنقدر سخت که بفهمی و بدانی حضرات دارند با سرمایه پدرت و امثال پدرت، معامله «تقریبا هیچ» می‌کنند! بگذار بی‌هیچ واهمه‌ای بروم سر اصل مطلب! «احترام» نه آن مقوله‌ای است که تنها مختص «خواص عرصه سیاست» باشد! احترام «علیرضا» را هم باید نگه داشت! «احترام علیرضا» نه به آن است که جشن معلوم نیست برای چی را عمومی اعلام کنیم لیکن جواب واجب به دشمن را محرمانه در گوش اعضای کمیسیون! من دعوت می‌کنم آقای ظریف را به رعایت اخلاق! و احترام! بدترین بی‌اخلاقی‌ها و بی‌احترامی‌ها همین است که قدم‌ زدن آقایان با قاتلان پدر علیرضا، عمومی و رسانه‌ای باشد اما هنگام جواب به همین وزیر خارجه مزور یانکی، خلاصه کنی پاسخ را در مشتی جمله محرمانه! مگر دشمن بدعهد، محرمانه نقض عهد کرده که اصحاب دستگاه دیپلماسی، این‌ همه مراعات حال قاتلان مصطفای شهید را می‌کنند؟! تا یادم نرفته، همین‌جا بنویسم که درود بر آن نماینده‌ای که اتفاقا در اخلاقی‌ترین کار ممکن، جملات آقای ظریف را رسانه‌ای کرد! از قضا، اوج بی‌اخلاقی آن است که کار این نماینده مردمی را «بی‌اخلاقی» بخوانیم! مگر اسرار نظام را برملا کرد که این ‌همه متهمش کردند به بی‌اخلاقی؟! نمردیم و دیدیم پاسخ لازم به دشمن که اتفاقا باید علنی هم داده شود، ناگهان شد «اسرار»! و شگفتا! چند شب پیش در برنامه «جهان‌آرا» دیدم که همین نماینده عزیز، در بالاترین مرتبه اخلاق، چند بار صراحتا اشاره کردند که ما اعتراف وزیر خارجه مبنی بر اشتباه در اعتماد به جان‌کری را، فقط و فقط به حساب بدعهدی دشمن می‌نویسیم و لاغیر! دولت اعتدال به اندازه کافی دیپلماسی‌ بلد بودن خود را به رخ ملت کشید! و الحمدلله به همه یاد داد چقدر این کاره است! و چقدر خوب توانست از ورای مذاکره با خودِ خودِ خودِ کدخدا، همه تحریم‌ها را در همان روز توافق، بالمره لغو کند! آیا این بس نیست؟! و آیا من و ما باید اخلاق وارونه حضرات را هم بفهمیم و بدانیم؟! برادر کوچکم علیرضا! خوب شد در آن قاب عکس نبودی! و خوب شد به حضرات، افتخار ندادی! اگر با دست‌فرمان «هر توافقی از عدم توافق بهتر است»، از اول هم قرار نبود توافق را بر مبنای تنها هدفش یعنی لغو تحریم‌ها ببندند، خوب شد تو را آن‌روز کنار جمهور دیدیم، نه رئیس‌جمهور! تو خود یک پا رسانه‌ای! رسانه‌ای که با نرفتن، حرف می‌زند! و با سکوت، فریاد می‌زند! «فرزند شهید بودن» افتخاری است که آن را تنها باید خرج ولایت کرد! یعنی همان راه پدر! با آقایان تقریبا هیچ، چه عکسی؟! و چه مکثی؟! همان لیالی که مصطفی احمدی‌روشن، مشغول کار طاقت‌فرسا در نیروگاه نطنز بود و همان لیالی که همسر محترمه ایشان و دیگر همسران محترمه شهدای هسته‌ای، داشتند فرزندان خود را برای روزهای خالی از پدر، آماده می‌کردند، مگر یادمان رفته و یادمان می‌رود که کدام آقایان مشغول «فتنه» بودند؟! یکی داشت در نطنز و فردو، شبانه‌روز عرق می‌ریخت تا دوفردای دیگر، حضرات، سرمایه‌ای برای یک معامله خوب داشته باشند، یکی هم داشت در تنور دروغ تقلب می‌دمید! و به فتنه‌گر خط می‌داد! و آشوب به‌پا می‌کرد! و غائله می‌ساخت! و علیه ۴۰ میلیون رای جمهور، نقشه‌های آنچنانی می‌کشید! ما که این روزها، از در تکریم و بزرگواری و احترام و اخلاق وارد شدیم اما کاش جماعت هم اندکی باحیاتر بودند! لذا بر «رسانه ملی» فرض است ملتفت باشد به مثل معروف «خوبی که از حد بگذرد…!» و دیگر شورش را درنیاورد! آنکه علاوه بر «تکریم»، «تقدیس» هم می‌خواهد، «مصطفای شهید» است! آری! هیچ به دنیا آمدنی و هیچ از دنیا رفتنی، نباید باعث «فراموشی لاله‌ها» شود! احمدی‌روشن‌ها نبودند، همین دولت اعتدال، با کدام سرمایه هسته‌ای می‌خواست پای مذاکره با اجنبی بنشیند؟! آه یتیمی این شب‌های «علیرضا» نبود، اصلا چیزی هم داشتند حضرات از خود که بخواهند با آن، وارد معامله با دشمن شوند؟! آقای صدا و سیما! حواست هست؟!

این نوشته در یمین ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. برف و آفتاب می‌گوید:

    بسم‌الله الرحمن الرحیم

  2. منتظر می‌گوید:

    سلام
    آقای صدا و سیما! حواست هست؟!

    این می‌شه که طرف برمی‌گرده میگه:
    اسلام و انقلاب و اعتدال، سه فرزند پدرم بودند که بر ماها ترجیح می‌دادند!

  3. shillar_94 می‌گوید:

    برای دل نگرانی‌های علیرضا

    برای آدم‌های جهانی
    باید شعرهای جهانی گفت
    مثل رهبرم که دریاچه‌های عاطفه را متحول کرد…

  4. سیداحمد می‌گوید:

    بسیار عالی!

  5. مجنون‌الحسین می‌گوید:

    چه در دل این بچه می‌گذرد…
    و چه‌ها که نمی‌گذرد!

    حواسمون هست؟

  6. پیرمرد می‌گوید:

    چه خبر است آقای صدا و سیما؟!…

  7. فرزند خراسان می‌گوید:

    بر «رسانه ملی» فرض است ملتفت باشد به مثل معروف «خوبی که از حد بگذرد…!» و دیگر شورش را درنیاورد!

    واقعا!
    این‌جاست که جا داره بگی:
    آدم رو برق بگیره، جو نگیره!

  8. قاصدک منتظر می‌گوید:

    مردی برگزیده و پر از مردانگی
    با سیمایی آرام و مهربان
    نگاهی روشن…
    اراده‌ای محکم…
    و همتی نجومی…
    همان‌ که باید از زندگی خاکی‌اش، آسمانی شدن را آموخت!
    آری!
    «آنکه علاوه بر «تکریم»، «تقدیس» هم می‌خواهد»
    .
    و علیرضایی ده ساله
    که مظلومیت پنهان در چشمانش به روشنی پیداست
    این روزها
    بغض روزگار و خلوت بی‌پدری‌اش را
    بی‌صدا…
    در پس در‌س‌هایش
    می‌گرید!
    آری!
    «فقط باید «علیرضا» باشی تا بفهمی و بدانی چه در دل این بچه می‌گذرد!»
    .
    .
    بعضی‌ها را نه در قاب صدا و سیما،
    که در دل باید قاب گرفت!

  9. شیدایِ چمران می‌گوید:

    آاااااه…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>