شرح عکس

ح‌سین ق‌دیانی:

نگاه کن مأمون! خوب این تصویر مقدس را نگاه کن! یادت هست امام رضا علیه‌السلام را از مدینه کشاندی طوس، بلکه خورشید را ذیل خودت تعریف کنی؟! چه ابلهانه توهم زده بودی سیاست را و کیاست را بیش از حضرت ثامن‌الائمه می‌فهمی! فکر کرده بودی با تبعید می‌توانی از اشعه‌های آفتاب هشتم بکاهی! و مدام نام «علی» را و لقب «رضا» را کوچک و کوچک‌تر کنی! و سلطان جان و جهان را ببری زیر نام خودت! الان اما تو کجایی و علی‌بن موسی‌الرضا کجاست؟! کی را می‌خواستی ولی‌عهد کی کنی؟! چه بزرگی را می‌خواستی حقیر کنی؟! چه عظمتی را می‌خواستی خرد کنی؟! چه ضامنی را می‌خواستی بلااثر کنی؟! چه شرطی را می‌خواستی بلاوجه کنی؟! چه سلسله‌ای را می‌خواستی قطع کنی؟! القصه! همان خدایی که زحمت بزرگ‌کردن موسی را عدل انداخت گردن فرعون، بار گسترش گرما و حرارت و نور و محبت و حکمت و معرفت و ولایت و امامت علی‌بن موسی‌ را عدل انداخت گردن مأمون! خود خود خود تو! زیادی که علیه خدا نقشه بکشی، خدا خودت را هم وسیله‌ی تحقق اهداف الهی می‌کند! هم شمس‌الشموس را جاودانه می‌کند، هم به‌واسطه‌ی تدابیر هشتمین امام در ۲ پهنه‌ی زمان و زمین- درست در عصر حکومت تو! و درست از مدینه تا طوس!- کاری می‌کند که بعد از امام رضا، دیگر شیعه‌ی چندامامی نداشته باشیم و هر که علی‌بن موسی‌الرضا را امام می‌داند، محمدبن علی را نیز امام بداند، علی‌بن محمد را نیز، حسن‌بن علی را نیز، حجة‌بن الحسن را نیز! جانم! دلم می‌خواهد دست مرتب بزنم برای خدا! نه! در مدینه نمی‌شد به این شکیلی، مچ مأمون را بخواباند امام رضا! آمد در کاخ خود مأمون! مثل موسی در کاخ خود فرعون! و بنازم این اوزان، بلکه مفاهیم مشترک را! موسی و موسی‌الرضا! فرعون و مأمون! پس نگاه کن مأمون! خوب این تصویر مقدس را نگاه کن! این‌جا یعنی بارگاه منور ضامن آه و آهو و مضجع مطهر حضرت ثامن‌الحجج، تنها جایی در عالم است که ولی امر مسلمین جهان، سر به نشانه‌ی گدایی کج می‌کند! در شجاعت، اقتدار و بزرگی خامنه‌ای، همین بس که حاج‌قاسم و سیدحسن نصرالله را در سپاه قدسی خود می‌بیند لیکن محل این تصویر را شرح دیگری است! این‌جا در این آستان، سر خورشید را و سر ماه را و سر ستاره‌ها را و سر تمام زمین و تمام آسمان را نمی‌بینی الا به حالت خضوع! و به شکل خشوع! و نه عجب که این‌جا در این آستان، حال امام زمان عجل‌‌الله فرجه هم همین حال نائب بر حق‌شان باشد! دقیقا! مچ امام رضا را می‌خواستی بخوابانی پس؟! فکر کنم فکر این‌جایش را نکرده بودی جناب مأمون! و من در این متن، به در گفتم که دیوار بشنود جناب ترامپ!

این نوشته در صفحه اصلی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. مریم می‌گوید:

    سلام
    چون اینستاگرام بلاکم کردید..متنهاتون رو همیشه ازکانال می خونم و بعضی متنها رو اینقدر موقع خوندش دلم قنج میره و حظ میبرم که لاجرم مجبور میشم بیام اینجا و حرف دلم رو بزنم..ازبس که متن به دلم میشینه…خدا قوت بیشتر به این قلم بده و عاقبتتون رو بخیر کنه…تبارک الله

  2. سهرابی می‌گوید:

    داستان مذهبی و روضه خوانی از یکی از کارکنان روزنامه وزین وطن فروخته شده ! .ایا ما قبل از انقلاب کمبود این را داشتیم ؟

  3. ح‌ق می‌گوید:

    گزارش به خاک یونان
    ح‌سین ق‌دیانی: گاهی وسط یک فیلم، وسط یک موسیقی، وسط یک تئاتر، وسط یک فوتبال، وسط یک غذا و وسط یک سخنرانی، هنوز تمام‌نشده دلت می‌خواهد داد بزنی، دست بزنی و تشکر کنی با صدای بلند از کارگردان یا نوازنده یا بازیگر یا بازیکن یا آشپز و یا خطیب! و خب! من الساعه دلم می‌خواهد این‌جا و این‌جوری تحسین کنم قلم جادویی «نیکوس کازانتزاکیس» را در کتاب فاخر «گزارش به خاک یونان» در حالی که فقط ۵۰ صفحه‌ی آن را خوانده‌ام! تمامش می‌کنم به زودی! عالی است این کتاب! و ظلم است اگر نویسنده‌ی محترم را فقط خلاصه در «مسیح باز مصلوب» کنیم؛ کتابی که و شاهکاری که حدود ۱۵ سال پیش خواندمش! این هم فکر می‌کنم شاهکار است! و یک گزارش‌نوشت فوق‌العاده که بسیار به کار علاقمندان گزارش‌نویسی می‌آید! اصلا واجب است بر روزنامه‌نگاران، خواندن قلم‌های این‌چنینی! کسانی که راجع به مسائل روز می‌نویسند، نباید غفلت کنند از قلم‌هایی مثل نیکوس یونانی یا ایتالوی ایتالیایی! ایتالو کالوینو را می‌گویم که تنها در یک قلم «بارن درخت‌نشین» او را حدود ۵ بار خوانده‌ام! و باز هم خواهم خواند! من مجنون کتابم! هم کتاب‌خوان و هم کتاب‌باز! دم «نیلوفر» و «صالح حسینی» گرم بابت نشر و ترجمه‌ی «گزارش به خاک یونان»! در این کتاب وقتی نیکوس دارد «کرت» را روایت می‌کند، یاد روایت «دکتر شریعتی» می‌افتم از «کویر» و یاد روایت «شهید آوینی» می‌افتم از «کربلا»! گویی «حاج‌همت» دارد شرح «مجنون» می‌دهد! یا «شهید حسین خرازی» شرح «شرق ابوالخصیب»! درست و دقیق، نه درشت و سطحی! در هر صفحه‌ی کتاب، کلی جمله‌ی ناب می‌بینی، کلی تعریف زلال، کلی قلم خوب، کلی حس بی‌ریا! گویی نویسنده، تمام دلش را گذاشته پای این گزارش، پای این کتاب! بخوانید «گزارش به خاک یونان» را! حقیقتا «کتاب» است! از همان کتاب‌های اصیل و محبوب که تا تمامش نکنی، آرام نمی‌گیری! قطعا در جاهایی از کتاب، موافقتی با بعضی قضاوت‌های نویسنده نخواهی داشت لیکن تو هنگام مطالعه‌ی «گزارش به خاک یونان» مواجهی با یک قلم حقیقتا مؤلف که خوب بلد است چگونه هر چیزی را و هر نسبتی را و هر حادثه و حماسه‌ای را قلمی کند! در عصری که نویسنده‌ها عمدتا سَبُک و بی‌سبک شده‌اند و کتاب‌ها خیلی چنگی به دل نمی‌زنند، بازی نیکوس با قلم، حقا که ستودنی است! نمی‌دانم حضرت آقای کتاب‌خوان ما، این کتاب را هم خوانده‌اند یا نه و اگر «آری» خیلی دوست دارم بدانم نظرشان چیست درباره‌ی این کتاب قدیمی که چند سال یک‌بار تجدیدچاپ می‌شود و آرام‌آرام از نسلی به نسلی منتقل! کتاب‌های این‌جوری را دوست می‌دارم! خیلییییی!
    #حسین_قدیانی

  4. نخبه سوخته می‌گوید:

    نخبگان و استعدادهای درخشان کشور به دلیل بی توجهی همه مسئولین امروز به بدترین شرایط ممکن رسیده اند. متاسفانه بنده بعنوان عضو بنیاد ملی نخبگان جهت جذب در دانشگاه و دستگاه اجرایی و همچنین عضو استعداد درخشان که امروز در سیستم رابطه باز اداری کشور خانه نشین شده ام به کرات این ظلم ها را دیده ام. در مصاحبه های علمی دانشگاهها اصلا چیزی به نام رزومه علمی یا توانایی فرد ملاک نیست و رابطه بازی و سوء استفاده ها بیداد می کند. در زمینه استخدام نخبگان نیز حتی با تاییدیه ریاست جمهوری و بنیاد نخبگان جهت جذب در دستگاهها بعنوان نخبه کشور هیچ فرد یا مسئولی به آن اهمیت نمی دهد و در استان ها استانداران و مسئولین جز با رابطه و آشنا کاری برای کسی نمی کنند. درد بزرگی است که نخبگان ما را افرادی سودجو در کشور اینچنین خانه نشین می کنند و عده ای نیز مدام نگران افراد خارج رفته و بازگشت آنها در عین بیکاری و بی توجهی به نخبگان متعهد داخلی هستند. قطعا در شرایطی که دشمن با قدرت علمی در همه جبهه ها با ما درگیر است توجه به نخبگان علمی و متعهد داخلی برای کشور بسیار مهم و حائز اهمیت است اما مسئولین به رغم تذکرات موکد رهبری انقلاب با قصد یا بدون قصد به انقلاب و خون شهدا خیانت می کنند و هیچ فرد دلسوزی برای پیگیری آن در دولت و مجلس نیست.
    التماس تفکر و فکری عاجل

  5. یه سوال چرا عکس ها با اینستاگرام تان متفاوته؟!

  6. ح‌ق می‌گوید:

    توله‌سگ هم فحش نیست!
    ح‌سین ق‌دیانی: اگر چه خود عراقی‌های عزیز و حقیقتا وفادار، با مواضع خوب‌شان جبران کردند لیکن افسادطلبان جوری فلان حرفک مسئول عراقی را بر سر من و ما آوار می‌کنند کأنه آن سخن غلط، چیزی جز ترجمه‌ی شعار «نه غزه، نه لبنان؛ جانم فدای ایران» به زبان عربی است! یعنی از بس کلکسیون رفتار و گفتار غلط هستند این جماعت که هر که در هر کجای عالم، حرف مفتی بزند، آدمی را یاد اباطیل حضرات می‌اندازد! خب ابله! اگر شعر «نه غزه، نه لبنان؛ جانم فدای ایران» درست باشد، عراقی و افغان و سوری و اهل لبنان و حتی اروپایی و آمریکایی هم، تنها و تنها خواهان حفظ سرزمین خود خواهند شد، گور بابای دیگر جاهای دنیا! خدا، خل‌تر و بی‌منطق‌تر و بی‌شرف‌تر و بی‌شعورتر از افسادطلبان نیافریده! شک نکنید! با این همه بدعهدی، هنوز هم حاضرند سگ دست‌آموز ترامپ باشند و تکه‌استخوان مذاکره را ۶ ستونی در حد تیتر یک صفحه‌ی یک بلیسند اما خدا نکند یک مسئول عراقی، علی‌رغم ملت عراق و مشاهیر عراق، سخن بوداری بگوید! چنان رگ گردنی می‌شوند، کأنه مظهر غیرت ملت و عرق ملی هستند! حالا در برابر چه عراقی؟! همان عراقی که پای ایرانی زائر اربعین را تا ۲ ساعت ماساژ ندهد، ول‌کن نیست! مسئول عراقی را ول کنید افسادطلبان! برای ما توضیح دهید کارنامه‌ی حسن روحانی را! و آخر و عاقبت کلیدش را! به قرآن، سگ بشار اسد، شرف دارد به شما! شما اصلا ایرانی نیستید! رنگ لوگوی روزنامه‌ی شما، کم با پرچم تکفیری‌ها و کراوات یانکی‌ها ست نشده! شما توله‌سگ‌های اوباما و ترامپ هستید! و دست‌بوسان ابوبکرالبغدادی! «ایران» عزیز است! برای حفظ امنیتش، جان بلباسی و حججی باید تقدیم شود، نه توله‌سگ‌های کاخ سفید! جان شما شیرین‌عقل‌ها، همان به که قربان خودتان شود، مثلا پای بساط شیرخشک! پای این خاک پاک، مادام که سپاهی و ارتشی و بسیجی هست، هرگز خون آلوده به توهم، ریخته نشده و نخواهد شد! تا بفهمی چقدر شعارت عاری از شعور است و چقدر شعرت عاری از خرد، بلند بگو؛ «نه تهران، نه اراک؛ جانم فدای عراق»! فقط که نوک دماغت را نباید ببینی! ملل دیگر هم آدم‌اند خب! تو «نه غزه…» می‌گویی و شهروند غزه هم «نه قم…»! صدالبته اگر که خری باشد مثل تو! طرفه حکایت این‌جاست؛ با این همه تنگ‌نظری، تا تقی به توقی می‌خورد، مایه از کورشی می‌گذاری که منشورش را «منشور حقوق بشر» می‌دانی، نه حقوق آریایی فقط! شگفتا که لابد عاشق سعدی هم هستی! همان سخن‌ور حکیم که «بنی‌آدم» را «اعضای یک پیکر» می‌دانست! قبول کن که خیلی خری! به خدا، آن‌قدر که تو خری، خود خر هم این‌قدر خر نیست! بزن قدش!
    #حسین_قدیانی

  7. ح‌ق می‌گوید:

    #ائتلاف_قاسم_و_باقر
    ح‌سین ق‌دیانی: راه رهایی از وضع فعلی کشور، افتادن امور دست مردان عمل است، نه مدیران حرف! و این میسر نمی‌شود الا با «ائتلاف قاسم و باقر»! حقیقت آن است که نه با کم‌کاری روحانی به جایی می‌رسیم، نه با زیاده‌گویی احمدی‌نژاد! الحمدلله تأمین امنیت کشور به مدد «انتصاب ولایت» دست اهلش سپرده شده؛ «قاسم سلیمانی»! ما را در این سنگر، هیچ بیمی نیست لیکن کاش «انتخاب ملت» ناظر بر قوه‌ی مؤثر در معیشت و اقتصاد مملکت هم درست انجام شود! رأی را باید «درست» داد، نه «درشت» اگر که دل‌سوز کشوریم! از یاد نبریم که «رئیس‌جمهور» فی‌الواقع «رئیس قوه‌ی مجریه» است و لاجرم باید مرد عمل باشد، نه مدیر حرف! در حوزه‌ی اجرا، رسما و علنا به «عملیات» نیاز داریم، نه «عملیات روانی»! چرا هنوز از ظرفیت «حاج‌قاسمِ درون مرز» بهره نبرده‌ایم؟! این را خود سردار سلیمانی معترف است که اگر او، مرد بیرون مرز است؛ محمدباقر قالیباف، مرد داخل مرز است! هم تجربه، هم برش، هم توان مدیریتی بالا، هم روحیه‌ی کار جهادی و هم فهم دل و درک زبان حکومت، در قالیباف هست! و دیگر حرافی بس است! قرار نیست حالا که از روحانی ناامید شده‌ایم؛ خسته از تفریط، رأی به افراط بدهیم! کسی که می‌خواهد رل مجریه را براند، در وهله‌ی اول باید گواهی‌نامه داشته باشد! تبدیل کردن انتخابات- به ویژه انتخابات ریاست‌جمهوری- به دعوای نظام و ضدنظام، کافی است! ببینیم چه کسی این کاره است! قالیباف در بهار ۹۶ برادری خود را به جریان انقلابی ثابت کرد! حالا نوبت هوشیاری جریان حزب‌اللهی است! دقت شود! ننوشتم؛ «معرفت» به معنای پس‌دادن آن دید با یک بازدید! نوشتم؛ «هوشیاری»! و هوشیاری یعنی آن‌که همه و به خصوص من و ما همین نکته‌ی بدیهی را بفهمیم که «رئیس‌جمهور» در اصل «رئیس قوه‌ی مجریه» است! یعنی آشناترین مرد با کار! با خدمت! با تلاش! نه قرار است رئیس اپوزیسیون برگزینیم، نه قرار است رئیس بسیج! پس لطف کنیم و جنگ بی‌خود راه نیندازیم! مادام که انتخابات را بدل به دوگانه‌های نامناسب با انتخابات کنیم، یا مغلوبیم یا می‌خوریم به پست بی‌صفتان! داریم شکر خدا تجربه‌ی احمدی‌نژاد را! برای بیرون مرزها، انتصاب ولایت، عالی است اما ما با انتخاب خود و برای داخل مرزها چه کرده‌ایم؟! از مای ملت بگیر تا مای حزب‌اللهی! با شعار بوی رجایی و بهشتی، مشکلی حل نمی‌شود! ما نیاز به آستین بالازده داریم! بوی کار! بوی همت! بوی برونسی! بوی مترو! بوی اتوبان امام علی! بوی پل ۲ طبقه‌ی صدر! بوی بوستان نهج‌البلاغه! بوی پل طبیعت! حیف است «شهردار سابق تهران» بیش از این بیکار باشد…
    #حسین_قدیانی

  8. ح‌ق می‌گوید:

    پسری به نام «اکبر»!
    ح‌سین ق‌دیانی: عاشق کارهای چندساعته‌ام! و هرچه طولانی‌تر، بهتر! از نوشتن متن مطولِ چشم‌دربیارِ بدون حتی یک پاراگراف بگیر تا ۹ ساعت وررفتنِ بی‌وقفه‌ی یک کله با بعضی گل‌ها و گلدان‌هایم! این دومی را همین امروز انجام دادم! یعنی همین دیروز فی‌الواقع! از ساعت ۱۷ شنبه تا ۲ نیمه‌شب یک‌شنبه! از تعویض خاک بگیر تا تزریق کود و چه و چه! رسیدگی می‌خواستند خب! کم هم نبودند ماشاءالله! القصه! گرم کارم بودم در بالکن که دست آخر فاطمه از کوره دررفت! گاه گیر می‌داد که الان وقت تعویض خاک‌ فلان گلدان نیست؛ گاه گیر می‌داد که چرا پس شام نمی‌خوری؛ گاه گیر می‌داد که کل زندگی را خاک برداشته و گاه می‌رفت استوری می‌گذاشت در پیجش که شکایت مرا ببرد نزد خلق‌الله! کَمَکی جدی و زیادکی شوخی! و حالا خسته و کوفته نشسته‌ام پای این حدیث نفس! و فاطمه هم آن‌ور نشسته به خیاطی! گاهی هم تمرین تئاتر می‌کند یواشکی برای خودش! نصف شب است خب! و این شریک کردن مخاطب با حس، اساس ماهیت اینستاگرام است! بگذریم که از این فضا هم عمدتا همان بهره را می‌برم که ۸۸ و سال‌های بعدش تا الان از وبلاگ! یعنی که نگاه متعهدانه! یعنی که وسط میدان بودن! یعنی که دغدغه داشتن! یعنی که برای هدف، جنگیدن! یعنی که یعنی! پس این متن در حکم زنگ تفریح است! اما نه! من با هیچ نوشته‌ای ولو قصه‌ی ظهر سیزده‌به‌در، شوخی ندارم! و هر آن‌چه می‌نویسم، اقلا باید خودم را راضی کند! به شرط آنکه به ابتذال نیفتیم و دیگر شورش را درنیاوریم، گمانم خوب است و لازم است گاهی نوشتن این‌جوری! زندگی حق ماست! چون حالا حزب‌اللهی شده‌ایم یا توهمش را داریم، قرار نیست مدام درگیر بحث باشیم و در گیر و دار جدل! نَفَسی و تمدد اعصابی هم لازم است ما را! بماند که لااقل برای من و به شرحی که رفت، همین متن هم در حکم کارم است! و اگر نه، در حاشیه‌ی کارم که هست! حالا هم ولِلِش! برو استوری‌های فاطمه را ببین؛ شاید خندیدی! برو عکس‌های همین پست را ورق بزن؛ شاید خوشت آمد! من و فاطمه در قعر جنوب‌شهر، زندگی داریم می‌کنیم با هم! با همه‌ی قهرها و آشتی‌هایش! و کم و زیادش! چند شبی بود که عوض برنج، رنج داشتیم و بی‌پولی ولی چیزی ننوشتیم تا شاید تو فکر کنی وضع ما توپ است! نه! ما دوست‌تر می‌داریم نیمه‌ی پر زندگی خود را به تصویر بکشیم! قِسم قصه را و نه قسمت غصه را! و الا کم غم نداریم! این بار دیگر جدی ولِلِش! من عاشق سانسوریا هستم! و تا شمع‌دانی‌ام مجدد گل بدهد، امیدوار می‌مانم به زن و زندگی! فقط اینکه خدایا! گوشت را بیاور نزدیک! دل ما بچه می‌خواهد! پسری به نام «اکبر»!
    #حسین_قدیانی

  9. سهرابی می‌گوید:

    مریضی بخدا .

  10. ح‌ق می‌گوید:

    سخنی رک با حضرت باری‌تعالی
    ح‌سین ق‌دیانی: خدایا! خداوندا! اگر می‌خواهی ما را امتحان کنی، همان به که با کربلای چهار و کربلای پنج! یعنی چطور بگویم؛ تو را به خودت قسم می‌دهیم که ما را با حماقت محض و جهل مرکب اپوزیسیون نظام جمهوری اسلامی، امتحان نکن! عن‌قریب است مباحث‌مان با این اساگله، برسد به آن‌جا که مجبور شویم به جماعت توضیح دهیم؛ والله ایران، هیچ ساحلی در دریای مدیترانه ندارد! و اسم آن یکی هم اقیانوس اطلس است، نه اقدس! آخه بگو خره! ما یک قطره از رود اروند را زمانی که حتی سیم‌خاردار هم نداشتیم، به اجنبی ندادیم؛ حالا که موشک دوربرد نقطه‌زن شهید طهرانی‌مقدم را داریم، دریای خزر را شوهر بدهیم؟! اون بی‌تخم و ترکه‌ای که آرارات را به ترکیه داد و بحرین را به آل‌خلیفه، پدر گوربه‌گوری خودت بود؛ پدران و برادران ما را به کیش خود مپندار! این‌قدر هم خر نباش، خره! اسم اون جنگل «آزمون» نیست؛ «آمازون» است! الغرض! نکن با ما این این‌گونه آزمون، پروردگارا! کم مانده برای پشم کشمیر هم، ما توضیح بدهیم! خلاف ادب است؛ شا…دم رو مخ نداشته و منطق لق هرچی اپوزیسیون، به‌ویژه از نوع سلطنت‌طلبش! یَک‌یَک‌شون، خدا شاهده…
    #حسین_قدیانی

  11. ح‌ق می‌گوید:

    #کارگزاران
    #رشت_الکتریک

    ح‌سین ق‌دیانی: سلام جناب کرباسچی! من ی سئوال دارم مختصر و مفید و امیدوارم با #مذاکره بشه حلش کرد؛ چطوری هستش که «روز جهانی ‌چپ‌دست‌ها» داریم ولی «روز جهانی دست‌کج‌ها» نداریم؟! فقط تو رو به اون خدا، نزن جاده‌خاکی و اسم فلانی‌نژاد رو نیار که هنوز ما نمی‌شناختیمش، استاندار مرحوم منظور بود در دولت سازندگی و دارندگی و برازندگی و الی آخر! خوش باشید!
    #حسین_قدیانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>