دربار در بار گند زد!

حدود یک ماه پیش کله گنده دربار انگلیس یعنی دیوید کامرون به یک بار رفت و تا حد مستی، زد و خورد و نوشید و رقصید و دست آخر هم گند زد و آمد بیرون. قضیه از این قرار است که دیوید کامرون، همراه زن و بچه های شان از جمله نانسی ۸ ساله، به علاوه چند خانواده اشرافی دیگر در مراسمی تحت عنوان «شام یکشنبه» وارد باری به نام «پلاگ این» شدند، اما دیوید اینا(!) بعد از عیش و نوش، وقتی به خانه برگشتند، دست از پا درازتر دیدند دخترشان نانسی نیست!

دیوید کامرون: مگر این نانسی گور به گوری در ماشین تو نبود؟!

سامانتا: نه!

دیوید کامرون: زن! یعنی بچه را جا گذاشتی در بار، خودت آمدی دربار؟! چطور خودت را یادت نرفت که بیاوری دربار، اما بچه را جا گذاشتی در بار؟!

سامانتا: الکی برای من باربار نکن ها! خب به خیالم نانسی در ماشین توست! چه می دانستم تو هم فکر می کنی در ماشین من است؟

و به این ترتیب دعوای زن و شوهر بالا گرفت تا اینکه دیوید کامرون از همان دربار زنگ زد بار و ملتفت شد نانسی در دست شویی بار گیر کرده! به همین مناسبت دفتر نخست وزیری انگلیس بیانیه ای صادر کرد که در قسمتی از آن می خوانیم: «کارکنان بار، دختر دربار را در دست شویی بار پیدا کردند و نمی دانستند چه کار باید بکنند. قطعا اینطور نیست که شما شماره تلفن دیوید کامرون را در دفتر تلفن پیدا کنید، زنگ بزنید و به او بگویید؛ شما دخترتان را در بار جا گذاشته اید. این خیلی ترسناک است که نخست وزیر دربار چیزی به این مهمی را در بار جا گذاشته باشد.»

درباره این دربار با این بار، چند نکته به نظرم می رسد:

یک: اگر فکر می کنید که سطور بالا تراوشات ذهن راقم است، لطف کنید و کلیدواژه های متن را در سایت های جست و جوگر کلیک کنید.

دو: الحمدلله به یمن نظام مقدس جمهوری اسلامی، ما نه بار داریم و نه دربار، اما دمی درنگ! اگر در یک مراسم بعله برون، حالا بگو ختنه سوران، یکی از مدیران رده میانی جمهوری اسلامی، بچه اش را در خانه طرف جا بگذارد، انصافا بی بی سی فارسی چند ماه یقه درانی می کند؟! آیا جز این است که تا مرز جنون، خودشان را خفه می کنند و آرزوهای خام خود را به عنوان «خبر» به خورد خلایق می دهند؟! و ناظر بر دست مالی، قیصریه ای را به آتش می کشند؟! در عوض، رسانه های ما چه آسان گذشتند از جایی که می شد آسان نگذشت و یقه بار و دربار را با هم گرفت. من برای نوشتن این متن، خیلی صبر کردم؛ خیلی، بلکه ببینم دوستان دیگر چه می کنند، اما…

سه: دقت شود! نانسی یک دختر ۸ ساله است. با این ننه بابا، ببین این می خواد چی بشه!!

چهار: خداوکیلی چه کسانی دارند بر انگلیس حکومت می کنند؟! ایام آشوب انگلیس، پلیس لندن، دانشجویی معترض را دستگیر کرد و در زندان فهمید که این جوان بر خلاف اغلب معترضان، پدر مادر مرفهی دارد. بازجو از وی می پرسد: تو دیگر چرا؟ و جواب می شنود: من با حکومت انگلیس از اساس مشکل دارم. شما به شکمم چه کار دارید؟! با چنین باری و چنین درباری، انصافا حق با این دانشجوی جوان نیست؟!

پنج: آیا لندن برای بازی های المپیک واقعا جای مناسبی است؟! این المپیک است یا پیک نیک؟! اصولا با این کامرون مست، چه استبعادی دارد که دیوید خان در مراسم افتتاحیه المپیک، نانسی را در مشعل بازی ها جا نگذارد؟!

شش: آیا نیروی محترم انتظامی، من باب «بنی آدم اعضای یک پیکرند»، نباید یکی از این واحدهای مظلوم گشت ارشاد را روانه بارهای انگلیس کند؟! چه خوب که بیاییم و تقسیم کار کنیم مرضی رضای سردار نقدی عزیز. دربار انگلیس با گردان های عاشورا و الزهرا، بار انگلیس با گشت ارشاد!!

هفت: باباجون! من خودم قبل از اینکه بیایم «چیزنا»، چوپان بودم در ولایت خودمان. به خدا گوسفند در چرا، بی چون و چرا، بچه اش را جا نمی گذارد. بیابون به اون بزرگی، گوسفند بچه اش را جا نمی گذارد، اون وقت بار به این کوچکی… البته «مرگ بر انگلیس» به جای خود، اما گاهی جا دارد بگوییم: «خاک بر سر انگلیس»، با این بارش و این دربارش!

هشت: من آخه چه طنزی بنویسم برای این خبر؟! اینجا از اونجاهایی است که طنز، گیرم طنز تلخ در دل سوژه مستتر است. حیف که بزرگان بر دوش ما نامزدی در انتخابات… یعنی ببخشید؛ فحش ندادن را تکلیف کرده اند، و الا ۲ تا لیچار بار دربار و بار و شخص دیوید کامرون می کردم. آخه آدم اینقدر الاغ؟! الهی یک روز دربار انگلیس را در بار لفت و لیس جا بگذاری، هی!

نه: به قول یکی از بچه ها؛ با این پدر و مادر مست، همین که نانسی(بخوانید باربارا!!) به سن ۸ سالگی رسیده، خودش موضوع جالبیه برای تحقیق.

¤¤¤ ¤¤¤ ¤¤¤

نه آخه! من الان دقیقا چی باید بنویسم؟ یعنی بازم باید یه سری اسم ردیف کنم و از قول تک تک شون جمله بسازم؟! اگه اینو می خوای، بفرما.

حسین شریعتمداری: بار، برای چندمین بار است که فحاشی علیه کیهان را برای دربار فاکتور می کند!

علی مطهری: در این ماجرا، نانسی، سامانتا، کامرون، مصر، لیبی، الجزایر، سوریه و روسیه به یک اندازه مقصرند!

باقری لنکرانی: رویکرد جبهه پایداری به قضیه بار، گفتمانی است، نه مصداقی!

خاتمی: باید میان بار پلاگ این و تره بار جنبش سبز، دیوار کشید!

داود اغلو: جنگنده ترکیه ای در آبهای بین المللی بود!(سر جدت، اظهار نظر را نیگا!!)

محمدنبی حبیبی: اگر اصول گرایان علیه دربار انگلیس به اجماع نرسند، موتلفه به صورت مستقل بیانیه می دهد!

رویانیان: با عقد یک قرارداد، باشگاه پرسپولیس سرپرستی نانسی را بر عهده می گیرد! به لج استقلال، پول سر الکس فرگوسن هم جوره!

«آرملیا-خبرنگار چیزنا»

کیهان/ ۲۰ تیر ۱۳۹۱

این نوشته در یسار ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. سیداحمد می‌گوید:

    بسم الله…

  2. منم گدای فاطمه می‌گوید:

    فسفر فراوان سوزاندیم، ولی دریغ از درک موضوع!!

  3. برف و آفتاب می‌گوید:

    زبونم تو دهنم گره خورد!

    اگر فکر می‌کردیم که سطور بالا تراوشات ذهن راقم است؛ الان دل درد گرفته بودیم از خنده! حیف که قبلا خبرشو خونده‌ بودیم!

  4. سیداحمد می‌گوید:

    “رسانه های ما چه آسان گذشتند از جایی که می شد آسان نگذشت و یقه بار و دربار را با هم گرفت.”

    چنین کم کاری هایی کم ندیدیم از رسانه هایمان!
    اما واقعا موضوع جالبی بود؛
    دیالوگی که بین دیوید و سامانتا، رد و بدل شد خیلی جالب بود!
    :)

  5. شوکران می‌گوید:

    ببین آقای مدیر؛ اگه این تا دقایقی دیگرت، مثل اون شب تا صبح طول می کشه، همین حالا بگو ما بریم پی کارمون.
    اون شب که می خواستی متن “فواید ریزگرد” رو آپ کنی، از بس منتظر شدم، اون قدر کلافه شدم، اون قدر اعصابم ریخت به هم، اون قدر کفرم در اومد، اومدم بهت بگم: د جون بکن آپ کن اون متن لامصبتو دیگه! ولی دیگه گفتم درست نیست آدم وقتی عصبانیه کامنت بذاره. شیطونو لعنت کردم و رفتم گرفتم خوابیدم.
    خب وقتی متنت چند ساعت دیگه آماده میشه، چرا می نویسی تا دقایقی دیگر؟ خوشت میاد ما رو بذاری سر کار؟ ها آقای مدیر؟ لذت می بری؟

  6. دلخون می‌گوید:

    منم گداى فاطمه؛
    منم همین طور، الان نمیدونم این موضوع جدى بود یا شوخى!

  7. سیداحمد می‌گوید:

    شوکران؛

    شما برای اینکه اذیت نشوی، صبح بیا و متن را بخوان.
    داغ داغ خواندن متن، ارزش کمی انتظار را دارد، نه؟

  8. به یاد سیدسجاد می‌گوید:

    “دیوید کامرون: مگر این نانسی گور به گوری در ماشین تو نبود؟!”

    ماشاالله به مکالمه…..

    ادب از که آموختی از بی ادبان.

  9. منم گدای فاطمه می‌گوید:

    چقدر بدبختند مردمی که رهبرانشان، اوقات خود را در بار می گذرانند!!
    اف بر این دربار!!

  10. میلاد پسندیده می‌گوید:

    سید احمد! کم کاری از رسانه هیچ، من و شما چرا کم کار هستیم؟!

  11. به جای امیر می‌گوید:

    دمپایی (گفت و شنود)

    گفت: شیرین عبادی به خاتمی اعتراض کرده است که با وجود در اختیار داشتن دولت چرا اجازه داده است اصولگرایان در مجلس هفتم و انتخابات ریاست جمهوری پیروز شوند!
    گفتم: یعنی می گوید چرا خاتمی در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم تقلب نکرده است؟!
    گفت: مگر اظهارات وی غیر از این هم معنی دیگری دارد؟!
    گفتم: این پیرزن بیچاره مثل این که آخر عمری بدجوری به سرش زده که درون سیاه و دیکتاتورمآب خود را بیرون ریخته است.
    گفت: اتفاقاً یک سایت وابسته به اپوزیسیون هم خطاب به او نوشته است؛ خانم عبادی! اصلا می دانی دیکتاتوری و دموکراسی چه تفاوتی با هم دارند؟!
    گفتم: به یارو گفتند با «دمپایی» جمله بساز! پرسید با کدوم لنگه اش؟!

  12. دلخون می‌گوید:

    اگه این موضوع جدى است، واقعا مسخره بود اگر روش مانور میدادن.
    دیگه باید یه فرقى بین ما و بى بى سى باشه…

  13. یا سید الشهداء می‌گوید:

    دختر ۸ ساله دربار در بار؟؟؟

  14. سیداحمد می‌گوید:

    میلاد پسندیده؛

    شما را نمی دانم چرا کم کاری، ولی من وظیفه و شغلم چیز دیگری است!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    دلخون؛

    تو رو به خدا بفهم! دختر دربار را در بار جا گذاشته اند… این سوتی بزرگ، در عالم جنگ روانی، جای پردازش رسانه های ما را ندارد؟؟!!

  15. میلاد پسندیده می‌گوید:

    چقدر خوب این شخصیت هایتان یادتان می ماند داداش! هرکدام حتی رفتارهای ریز و تفکرات عمیقشان با هم فرق دارد!! واقعاً چطوری؟!

  16. یا سید الشهداء می‌گوید:

    شوکران؛
    دوست عزیز احساستو کنترل کن…
    دفعه دیگه با آقای مدیر این طوری حرف بزنی…
    اصلا دقایق ما به سال نوری محاسبه میشه… حرفی هست؟؟؟
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    به جون خودم همه اش شوخی بود.

  17. قاصدک منتظر می‌گوید:

    چقدر بدبخته مملکتی که نخست وزیرش حتی لیاقت سرپرستی و نگهداری دختر خودشو هم نداره!!!…

  18. سلاله ۹ دی می‌گوید:

    به جای نانسی، باید اسمش را می گذاشتند؛ “باربارا”، وقتی علاقه شان به بار و دربار بیش تره تا فرزند. این بچه به این سن رسیده، باید بره خدا رو شکر کنه؛ با این والدین مستی که داره…

  19. به یاد سیدسجاد می‌گوید:

    ” به خدا گوسفند در چرا، بی چون و چرا، بچه اش را جا نمی گذارد. بیابون به اون بزرگی، گوسفند بچه اش را جا نمی گذارد، اون وقت بار به این کوچکی… البته «مرگ بر انگلیس» به جای خود، اما گاهی جا دارد بگوییم: «خاک بر سر انگلیس»، با این بارش و این دربارش!”

    خیلی باحال بود.

  20. دلخون می‌گوید:

    سید احمد؛
    خب جا بذارنش به من چه! به ما چه!
    مطبوعات که جاى خاله زنک بازیا نیست.

  21. سیداحمد می‌گوید:

    “«مرگ بر انگلیس» به جای خود، اما گاهی جا دارد بگوییم: «خاک بر سر انگلیس»، با این بارش و این دربارش!”

    واقعا!

  22. آذرخش می‌گوید:

    عجب گاویه این دیگه بابا!
    یعنی خاک بر سر انگلیس و دم و دستگاهش…

  23. یا سید الشهداء می‌گوید:

    با ابراز تشکر از زحمات جناب آرملیای عزیز و عرض خدا قوت و با توجه به اینکه نصفه شبی دیگه بیشتر از این نمیشه خندید ادامه متن را فردا صبح مطالعه می کنیم!!!!

  24. میلاد پسندیده می‌گوید:

    عجب! از معدود دفعاتی که بجای کپی شدن متن در کامنت ها، یک کامنت در متن کپی شده!
    این واقعه تاریخی را به همه کامنت گذاران قطعه مقدس بیست و شش، تبریک عرض می نماییم.

  25. سیداحمد می‌گوید:

    ممنون داداش حسین خلاق!
    سالاری به خدا…

  26. سلاله ۹ دی می‌گوید:

    ما که الحمدالله نداریم از این بارها در کشورمان و ندیدیم، اما برایم سوال شده، ورود به میکده سن و سال نداره؟! این ها وقتی میخواهند همچنین جاهایی بروند، بچه های کوچک شان را هم با خودشون می برند؟!

  27. سیداحمد می‌گوید:

    سلاله؛

    ورود به بار محدودیت سنی دارد، ولی این دفعه در بار مهمانی شخصی و به عبارتی خانوادگی برگزار بود!
    در چنین مواقعی، بار را برای میهمانان مخصوص قُرُق می کنند!
    خاک بر سرند دیگر!

  28. سیداحمد می‌گوید:

    عکس العمل داود اغلو جالب بود؛
    دولت مردان ترکیه مثل چی(!) در گل مانده اند!
    از طرفی با آمریکا و اسرائیل بده بستان دارند و نمی توانند موضعی بر خلاف نظر آنها بگیرند و از طرفی هم جرات رو در رو شدن با سوریه و هم پیمانانش را ندارند!
    هی مجبورند یکی به میخ و یکی به نعل بزنند!

    گره خورده اند اساسی و فکر جنگده ها رهایشان نمی کند!

  29. ف. طباطبائی می‌گوید:

    الکل مغزهاشونو از کار انداخته.
    یه مشت روانی و نادان، دارن بر مردم فلک زده غرب حکومت می کنن!!
    خدا شرشونو از سر دنیا کم کنه.

  30. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    برفتند کله گنده های دربار؛
    سامانتا، نانسی و دیوید، در بار
    زدند، خوردند و نوشیدند و گشتند
    به نامِ «شام یکشنبه» زدند گند!!
    ربود مستی چو چشمانِ بابا را
    برفت از یادِ مامان، باربارا…
    چو برگشتند به دربار پا گذاشتند
    دیدند باربارا در بار جا گذاشتند!!
    «پلاگ این» از دمِ این سوتی داغ شد
    کدوم آدم آخه اینقدر الاغ شد؟!!!
    .
    .

    نه آخه! من الان دقیقا چی باید بنویسم؟

  31. پیرمرد می‌گوید:

    مبصر عزیز:

    ۱- حضور در بار محدودیت سنی‌ ندارد.

    ۲- بار در این خراب شده حکم قهوه خانه‌های خودمان را دارد. محلی برای استراحتی قبل از رفتن به خانه، دیدن اهالی محل، و بعضی‌ وقت‌ها غذا خوردن به عنوان رستوران، البته با فرهنگ خودشان که آلوده به نجاسات است.

    ۳-این اولین و تنها بار نیست که بچه‌ای جا می‌ماند.

    ۴- با بررسی که تا به حال کرده‌ام، تا کنون ملتی‌ تا این حد احمق ندیده‌ام.(منظورم عام مردم هستند) حال چگونه سالها دنیا را غارت کردند، مربوط به شناسایی و پرورش نخبه‌ها است، و استفاده از مغزهای بالقوه سایر ملل.

    ۵- به هر حال دیگر آخر خط است و همانطور که آقا فرمودند بعد از این پیچ تاریخی‌ همه چیز تغییر خواهد کرد.

  32. سیداحمد می‌گوید:

    پیرمرد بزرگوار؛

    با توجه به موقعیت شما، مسلما اطلاعاتتان در این مورد بیشتر است ولی تا جایی که از دوستانم شنیدم، می گفتند که محدودیت سنی برای ورود به چنین اماکنی وجود دارد!

    البته فرقی نمی کند! در هر صورت خاک بر سرشان!

  33. سلاله ۹ دی می‌گوید:

    سامانتا خطاب به دیوید:

    من مست و تو دیوانه؛ نانسی را که برد خانه؟!
    صد بار تو را گفتم؛ کم خور دو سه پیمانه

  34. سلاله ۹ دی می‌گوید:

    ۲۶۳* حضرت رسول صلی الله علیه و آله:

    شراب، مادر تمام پلیدی ها و منشاء همه ی ناپاکی ها است.

    (مستدرک الوسائل، ج۳، ص۱۳۹)

  35. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    پاسخ دیوید به سامانتا:

    دیوانه ز خود مست تر، در بار نمی بینم؛
    هر چند که تو خود مست تر، از مایی و دیوانه!
    صد بار مرا گفتی؛ کم خور دو سه پیمانه…
    یک بار دگر گویی؛ کشتم تو را در خانه!!

  36. چای پولکی می‌گوید:

    “البته «مرگ بر انگلیس» به جای خود، اما گاهی جا دارد بگوییم: «خاک بر سر انگلیس»، با این بارش و این دربارش!”
    بشمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار!

  37. به جای امیر می‌گوید:

    مخ ! (گفت و شنود)

    گفت: روزنامه آمریکایی «یو.اس.ای.تودی» با اشاره به افزایش قیمت نفت به اوباما و اتحادیه اروپا اعتراض کرده و نوشته: مگر قول نداده بودید که با تحریم جدید ایران قیمت نفت افزایش پیدا نمی کند؟!
    گفتم: نه فقط قول داده بودند بلکه رسانه های آمریکایی و اروپایی چند هفته رجز می خواندند که با وجود تحریم نفتی ایران، قیمت نفت رو به کاهش است!
    گفت: واشنگتن پست، یک روزنامه آمریکایی دیگر نوشته؛ متاسفانه آمریکا و اتحادیه اروپا در آزمایش اثر تحریم نفت ایران موفق نبوده اند و باید راه های دیگر را هم آزمایش کنند!
    گفتم: یارو در یک رزمایش با چتر از هواپیما بیرون پرید ولی چترش باز نشد، و در حالی که داشت با مخ به زمین فرود می آمد برای دلداری خودش گفت؛ حالا شانس آوردم که «مانوره»!

  38. حامد توکلی می‌گوید:

    عاشقتم سید

    البته فرقی نمی کند! در هر صورت خاک بر سرشان!
    :))

  39. پیرمرد می‌گوید:

    همین حالا خاک بر سرشان هست. خود دولت نامردانشان میدانند ولی‌ مردم احمقشان “اکثریت” نمیفهمند. با همه اینها برای هزار بار بیشتر “……………………خاک بر سرشان…………..”

  40. بهنام می‌گوید:

    :)

  41. آزاد اندیش می‌گوید:

    حالا نانسی رو به عنوان مشعل آتش نزنه بالا سر نبره، جای شکر داره؛ یعنی آدم اینقدر گیج!!!!

  42. علی اوشانی می‌گوید:

    سلام!
    زیبا بود.

    یا علی

  43. آذرخش می‌گوید:

    سلام
    خدا قوت!

  44. سوگند می‌گوید:

    عالی بود. ممنون استاد…

  45. علمدار می‌گوید:

    سلام؛
    عالی بود، خااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااک بر سر انگلیس!

  46. حنظله می‌گوید:

    آره، خاک به سرشان!!!

    جالب بود، خدا قوت!

  47. عمار می‌گوید:

    خدا به داد مردمشان برسد.
    واقعا خاک بر سرشان.

  48. لبیک یا حسین می‌گوید:

    هم متن و هم کامنتها خوب بودند.
    صد رحمت به گاو ولی خداییش اینا بچه میخوان چه کنن؟ این نانسی بیچاره هم فیلمه برای اینکه بشه به این خانم و آقا گفت زن و شوهر وگرنه حالا بعدا خبراش در میاد که در همین بارها هر کدام دارای چند همسر هستند!

  49. سیداحمد می‌گوید:

    دوستان محترم؛

    صفحه ای که در گوگل پلاس، مدتی است با نام “حسین قدیانی” فعالیت می کند، هیچ ارتباطی با داداش حسین ندارد!
    آقای قدیانی در فضای مجازی جز قطعه ۲۶ هیچ فعالیت دیگری ندارد، اصلا وقتش را هم ندارد!

    زین پس مطالب داداش حسین را بنده در پلاس منتشر می کنم و دوستان دیگر زحمت نکشند!

  50. نگار می‌گوید:

    جمله مطهری از همه باحال تر بود. واااای خدااا خیلی با حال بود!

  51. ناشناس می‌گوید:

    ….

  52. سوسو می‌گوید:

    خاک بر سر مردمی که چنین حاکمانی را تحمل می کنن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>