“مختار” زنده است؛ چون “انتقام” زنده است…

تقدیم به آخرین سفیر واپسین منتقم خون حسین، رهبر عاشورایی امت اسلام

ما تاب جمعه های بی مختار را نداریم/ روزنامه وطن امروز ۹ مرداد ۱۳۹۰

“محراب” با آن همه یادگاری از ابوتراب، اسلام ناب، اسلام پابرهنه ها، اسلام منهای اشرافیت، منهای آل و ایل و قبیله و دماغ فیل، باز هم به خون نشست. آری! محراب، محل حرب با شیطان است، نه فقط محل دوستی با خدا. مختار، با آن همه زخم که در بدن داشت، با آن همه تیر، شد سفیر “فزت و رب العلی”، که به خدای علی، ابوعبید ثقفی، رستگار شد. مختار را فتنه گران زبیری کشتند؛ با تیرهای سرگشاده که از کمان آشوب رها می کردند. ناجوان مردان بی صفت، جرئت جنگ رویاروی نداشتند. از دور، تیر می انداختند. همچنان که بر گلوی ۶ ماهه حسین، از دور، تیر انداختند. همچنان که عباس را. همچنان که علی را وقت نماز. رویاروی شمشیر می زدند، همه شان را می کشت مختار. مختار مردی از جنس انتقام است. انتقام، حتی از کربلا نبودنش. از جبر روزگار. انتقام از طلحه و زبیر و از همه خواص بی بصیرت. آری! مختار دعوا داشت با همه. با همه سراب و شراب و حباب. با همه آل جمل و آل معاویه و آل خوارج. با اهالی زر و زور و تزویر. با آقازاده هایی که نام شان را باید به حروف اختصاری نوشت. با زالو صفتان اقتصادی. مختار را اصلاح طلبانی کشتند که تاریخ جرئت نکرد فتنه گر بخواندشان. هم خودشان را و هم خاندان شان را. برای آل زبیر، کعبه مساحت قطر شکم شان بود، اما برای مختار، شان دین خدا، و مقام عدالت، حتی از شان خانه خدا هم برتر بود، اما مختار اتفاقا در خانه خدا به شهادت رسید. خانه خدا که فقط کعبه نیست. کعبه به جز سنگ نیست. کعبه یعنی علی. مختار را همان کسانی کشتند که پدران شان در جمل، و صد البته در جمل ۸۸ تنها گذاشتند علی را. ناکسانی ناکث تر از ناکثین. کارگزاران ابلیس. اربابان شکم، دنیا، صندلی و لفت و لیس. سابقه داران تزویر. حضراتی که “ناگفته ها”ی شان همیشه بیشتر از “گفته ها”ی شان است. چماق به دستان سابقه. ناجوان مردانی از قبیله غرور و نخوت و خودبزرگ بینی. عناصر نقاب، نه انصار انقلاب. مصلحت پرستان، نه عدالت دوستان. سرگشاده نویسان اشرافیت. اصحاب فتنه. همین اصحاب فتنه ۸۸ که آل زبیر را ما هم دیده ایم در فتنه ای که از سر گذراندیم. آقازاده ها را ما هم دیده ایم. آل پول و آل ملک عبدالله و آل علی عبدالله صالح و آل خلیفه و آل لندن و آل بی عدالتی و آل خرید را ما هم دیده ایم. سران فتنه ۸۸ در رکاب همان سوار شدند که به دروغ گفت: “یا خیل الله! ارکبی…”. مردان خداجوی آل زبیر. آشوب گران عاشورا. آتش زنندگان خانه خدا. مردی با عبای شکلاتی، به همان رنگ عبای عبدالله بن زبیر. به همان رنگ عبای ملک عبدالله. کاش نشان نمی دادند لحظه شهادت مختار را. در آستانه ماه محراب، ماه روزه، شهادت مختار، یک روضه باز بود. خوب شد نشان ندادند شهادت عباس بن علی را. چشمان ما تاب دیدن این همه بی صفتی دشمنان علی را ندارد. ما می میریم اگر برخی صحنه ها را ببینیم. ما کجا و تاب علقمه کجا؟! ما تاب جمعه های بی مختار را نداریم. دل ما برای منتقم، تنگ می شود. حالا بدون مختار، جمعه ها برای ما دلگیرتر می شود. ما دل داده بودیم به مردی از تبار ثقف. ما انتقاد داریم به “ابراهیم”، ولو آنکه پسر “اشتر” باشد. ما انتقاد داریم به کسانی که انتقام را تنها گذاشتند و انقلاب را، در فتنه ۸۸ با سکوت شان. “مختارنامه” شاید تمام شده باشد، اما خون انتقام، در رگ های فصل انتظار همچنان خواهد جوشید. برای ما هیچ کلمه ای مثل مفهوم “انتقام” بار مثبت ندارد. بعضی لابد خود را آل “آل زبیر” و قیل و قال زبیر می دانند، که این همه از انتقام می هراسند. انتقام، باب مدینه عدل است. مختار یک سریال نبود. مختار، رئال بود. رئال است. واقعیت است. هنوز هست. انقلاب ما ادامه انتقام مختار بود. ادامه خون حسین. ادامه قیام. استمرار انتقام. آن ۸ سال و این ۸ ماه نیز. ما انتقام خون مختار را از آشوب گران عاشورا با حماسه ۹ دی گرفتیم. ما نگذاشتیم منتقم تنها بماند. ما نگذاشتیم جز بیرق علی، بیرقی بر بلندای شهرمان بالا رود. ما فریب “جاء الحق” دوستان جرج سوروس را نخوردیم. ما لعنت فرستادیم بر سران فتنه، از کوچک تا بزرگ شان. از صغیر تا کبیرشان. لعن علی عدوک یا علی. ما نگذاشتیم و نخواهیم گذاشت تاریخ، تکرار شود. بی خود عده ای تیرهای سرگشاده به سوی علی رها کردند. مگر اینجا کوفه است؟! مگر مرده ایم ما؟! “ما می دانیم و تیغ و حلقوم شما، یک مو ز سر علی اگر کم گردد”. انتقام برای ما یک مفهوم است و فتنه گران ۸۸ مصداق بارز آل زبیرند. راستی! چه کسانی می خواهند این بار به جای مختار، انتقام را بکشند؟! خط مختار، خط انتقام است و تا “محراب” هست، مبارزه ما با آل زبیر ادامه دارد. ما تازه به ابوعبید خو گرفته بودیم که به شهادت رسید. اربعینی از هفته ها، مهمان آدینه مان بود. ما دل داده بودیم به مختار. به بن کامل. به کیسان. به خنده های ابوعمره. به خطبه های ابوعمره. به آخرین خطبه مختار بالای مسجد کوفه. ما افتخار می کنیم که مختار را هم ناجوان مردانه کشتید. مختار را نمی شد و نمی شود رویاروی کشت. مختار شیعه علی بود، اسیر نام پدر و مادر آل زبیر نبود. رفت به جنگ تزویر، بی حتی لباس رزم. به سخره گرفت همه سرگشاده نویسان تاریخ را. خندید به ریش بی ریشه همه مزورین. همه فتنه گران. همه اصلاح طلبان تاریخ که تاریخ جرئت نکرد فتنه گر بخواندشان، اما مختار، جرئت کرد و با ایشان جنگید تا معلوم شود کذاب چه کسی است. “کذاب” همان فتنه گر ملعونی است که دیروز می گفت در انتخابات تقلب شده و اما امروز می خواهد به نظام برگردد. چه کسی در کذاب بودن سران فتنه شک دارد؟! کذاب، همان فتنه گری است که با مفهوم عدالت مشکل دارد، اما با ما بر سر مصادیق، دعوا می کند. مگر “خط امام” مدعیان دروغین خط امام، سر از کاخ سفید در نیاورد؟! مگر برای اصحاب مجمع ضرار، آمریکا و اسرائیل دست نزد و سوت و هورا نکشید؟! مگر “خط امام” بعضی ها و بعضی ها و بعضی ها چیزی جز “کذب محض” است؟! خط امام، جام زهر نمی دهد به امام، و به این یکی امام، با تیر سرگشاده از کمان اشرافیت، جام زهر تعارف نمی کند. به ما ثابت شد چه کسی کذاب است. چه کسی منافق است. چه کسی مزور است… و چه کسی باعث حمایت جریان ضد روحانیت داریوش همایون از خود شد. مختار اما راست می گفت، چرا که ایستاده به شهادت رسید. اهل سازش و اهل مصلحت و اهل سابقه و اهل ایل و آل، هرگز نمی توانند تا آخرین قطره خون مبارزه کنند. ریختن خون مختار، اما همه آرزوی شان است. حالا مختار به شهادت رسید و مختارنامه تمام شد، اما نامه انتقام دست ما افتاده است. علم انتقام دست ماست. ما از پنجره انتقام، به خورشید انتظار می نگریم. ما منتظر منتقم ایم. مختار توانست انتقام خون ظلمه کربلا را بگیرد، اما ما منتظر منتقمی هستیم که می خواهد از تمام جور و ستم و ظلم و تبعیض و تزویر و دروغ، انتقام بگیرد. تا آن روز، تا دمیدن خورشید، ما دست از دامان ماه مان برنمی داریم. این، بر خفاشان شب پرست در فتنه ۸۸ به خوبی ثابت شد. در این مرز و بوم، چون کوفه نیست، هر فتنه ای، جز به یوم الله ۹ دی ختم نخواهد شد. ما اجازه نمی دهیم این مرکب، به هر ناکس و ناکثی سواری دهد. ما با علی، با عدل، با ولایت، با ملت با خون شهدا و با خون شهیدی به نام مختار ابوعبید ثقفی پیمان بسته ایم که اجازه ندهیم انتقام، تنها بماند. ما اهل کوفه نیستیم، قیام و انتقام و انقلاب تنها بماند. مختار، تنها بماند. هر چند که حریف مختار تنها هم نشدند. غوغایی به پا کرد با یک تن تنها، با یک تن پر تیر، با یک تن پر زخم، که الی الابد برای مان خاطره شد. از این پس آدینه ها برای ما یادآور یک رئال است، نه یک سریال. از آنجا که ملاک برای ما حال فعلی افراد است، باید گفت: “مختار زنده است، چون انتقام زنده است”.

***

گوارا باد شهادت، بر تو ای جوان مرد که با تزویر، جانانه جنگیدی… و سینه خیز، دم آخر، تنها و غریب، خودت را رساندی با هر زحمتی بود، جان کندی بود، به محراب علی، تا آرام بگیری در آغوش “فزت و رب الکعبه”… بنازم شهادت نازت را و بدن بی سرت را، اما جناب مختار! در کربلا جایت خالی بود. تو شاید تاب نداشتی خیلی صحنه ها را ببینی. تیر با بدن تو مهربان تر تا کرد، تا چشمان ابالفضل. متاثر از بوسه پیامبر، شمشیر راحت تر برید سر تو را، تا سر “حسین منی و انا من حسین”. گفت: “سری به نیزه بلند است، در برابر زینب، خدا کند که نباشد سر برادر زینب”.   

آری! “مختار” زنده است؛ چون “انتقام” زنده است…

ما منتظریم تا محرم گردد، هنگامه امتحان میسر گردد

ما می دانیم و تیغ و حلقوم شما، یک مو ز سر علی اگر کم گردد

قطعه ۲۶ ردیف عشق مقدس/ طرح: وبلاگ میلاد پسندیده

این نوشته در صفحه اصلی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. سیداحمد می‌گوید:

    بسم الله….

  2. به یاد سیدسجاد می‌گوید:

    بسم رب الحسین…

  3. نفیسه بهادری می‌گوید:

    دیدن تصاویر شهادت مختار ناراحت کننده بود. اما صحنه ای که با دیدنش خیلی ناراحت شدم، همین عکس آخری است که گذاشتید، یعنی وقتی برگشت و دید یارانش هیچ حمایتی از او نمی کنند. و او تنها تنها شده بود.

  4. سیداحمد می‌گوید:

    “تقدیم به آخرین سفیر واپسین منتقم خون حسین، رهبر عاشورایی امت اسلام”

    اِی جانم…

  5. قاصدک منتظر می‌گوید:

    دیشب یاد حماسه مختار هم به پایان رسید…
    اما
    این تاریخ نیست که تکرار می شود, این ادم ها هستند که هر بار حماقت هایشان را تاریخی می کنند! و هستند مختارهایی که برای انتقام و احیای عدالت به پا خیزند!

  6. منم گدای فاطمه می‌گوید:

    مطمئنا دلنوشت شما مرهم دل های بی قرار است،
    منتظریم آقای قدیانی.

  7. سلاله 9 دی می‌گوید:

    بر خامنه ای، رهبر خوبان، صلوات.

    الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

  8. عطشان می‌گوید:

    غربت شهدای گمنام در عصر یک جمعه دلگیر که “عشق به منزل نرسیدست”
    جمعه ای که گذشت مهمان قبور شهدا بودم و چه دلگیره سکوت قبور شهدای گمنام در عصر یک جمعه بدون یار

    http://up.iranblog.com/images/4pi1v7en3w62zi82b6sh.jpg
    http://up.iranblog.com/images/x7wvmub66q08duj9fhf9.jpg
    http://up.iranblog.com/images/apxyks39y316ogv4f7l.jpg

  9. سیداحمد می‌گوید:

    سیدعلی فرمان دهد…. جان را نثارش می کنیم

  10. ف. طباطبائی می‌گوید:

    چه عکس ها و جملات شور انگیزی.
    اللهم صل علی محمد و آل محمد.

  11. قاصدک منتظر می‌گوید:

    هنوز راه همان است و مرد بسیار است
    خبر دهید که اهل نبرد بسیار است
    صدای گام سواران صبح می اید
    مگر ندیدی در جاده گرد بسیار است
    به پای عشق برو خون گرم جاری کن
    وگر نه فرصت, تا اه سرد بسیار است
    چه می نشینی ان دشنه تیزتر برکش
    شتاب کن نفس هرزه گرد بسیار است
    مباد تیغ علی را ز دست بگذاریم
    هنوز طایفه سرخ و زرد بسیار است
    از این قبیله اگر چند عاشقان رفتند
    هنوز راه همان است و مرد بسیار است

  12. مهدی منتظر می‌گوید:

    سلام اقا حسین
    با اینکه مدتهاست نوشته هاتون رو میخونم اما دفعه اولی که براتون پیام میزارم.
    راستش از منشتون اطلاعی ندارم ولی از تفکری که تو نوشته هاتون جاری میکنید خیلی لذت میبرم.انشاالله اونی که براش مینویسید ازتون و از نوشته هاتون راضی وخشنود باشه.اقا حسین دوست دارم این پیام رو بارها و بارها براتون بفرستم.موفق باشی.
    به امید آن سحر…

  13. سیداحمد می‌گوید:

    “مختار را فتنه گران زبیری کشتند؛ با تیرهای سرگشاده که از کمان آشوب رها می کردند.”

    احسنت… احسنت

  14. سیداحمد می‌گوید:

    “خوب شد نشان ندادند شهادت عباس بن علی را. چشمان ما تاب دیدن این همه بی صفتی دشمنان علی را ندارد. ما می میریم اگر برخی صحنه ها را ببینیم. ما کجا و تاب علقمه کجا؟!”

  15. سیداحمد می‌گوید:

    ““مختارنامه” شاید تمام شده باشد، اما خون انتقام، در رگ های فصل انتظار همچنان خواهد جوشید.”

  16. سیداحمد می‌گوید:

    “”کذاب” همان فتنه گر ملعونی است که دیروز می گفت در انتخابات تقلب شده و اما امروز می خواهد به نظام برگردد.”

  17. سیداحمد می‌گوید:

    “خط امام، جام زهر نمی دهد به امام، و به این یکی امام، با تیر سرگشاده از کمان اشرافیت، جام زهر تعارف نمی کند. به ما ثابت شد چه کسی کذاب است. چه کسی منافق است. چه کسی مزور است… و چه کسی باعث حمایت جریان ضد روحانیت داریوش همایون از خود شد.”

  18. سیداحمد می‌گوید:

    “ما از پنجره انتقام، به خورشید انتظار می نگریم.”

    به به…

  19. جواد می‌گوید:

    ” مگر اینجا کوفه است؟! مگر مرده ایم ما؟! “ما می دانیم تیغ و حلقوم شما، یک مو ز سر علی اگر کم گردد”. انتقام برای ما یک مفهوم است و فتنه گران ۸۸ مصداق بارز آل زبیرند. ”

    اجرکم با خدا

  20. سیداحمد می‌گوید:

    “در این مرز و بوم، چون کوفه نیست، هر فتنه ای، جز به یوم الله ۹ دی ختم نخواهد شد.”

    الله اکبر…

  21. سیداحمد می‌گوید:

    گفت: “سری به نیزه بلند است، در برابر زینب، خدا کند که نباشد سر برادر زینب”.

  22. سیداحمد می‌گوید:

    داداش حسین! شهامت و هنرت ستودنی است!

  23. منم گدای فاطمه می‌گوید:

    آقای قدیانی نمی دانم چه بگویم، احساس غیر قابل وصفی دارم.
    شما فوق العاده اید.
    “مختار زنده است، چون انتقام زنده است”.

  24. ف. طباطبائی می‌گوید:

    خدا قوت آقای قدیانی. عالی بود.
    چقدر جمله ها و نکته های دلنشینی داشت. بند بندش زیبا بود، خصوصا این جمله:

    “مختار را فتنه گران زبیری کشتند؛ با تیرهای سرگشاده که از کمان آشوب رها می کردند.”

  25. به جای امیر می‌گوید:

    شلیک (گفت و شنود)

    گفت: امسال برخلاف سال های گذشته فرح پهلوی و آقا رضا ربع پهلوی برای برگزاری مراسم سالگرد خاکسپاری شاه مخلوع به قاهره نرفتند.
    گفتم: چرا؟!
    گفت: خب! با توجه به انقلاب اسلامی فراگیر مصر و خروش یکپارچه مردم علیه دیکتاتورها، اگر فرح و رضا پهلوی به قاهره می رفتند، بعید نبود که برای همیشه به محمد رضای قاتل و خونریز بپیوندند.
    گفتم: ولی آنها که ادعا می کنند در قتل عام ها و غارتگری های محمدرضای خونخوار شریک نبوده اند؟!
    گفت: پس این ثروت افسانه ای را که بخشی از آن در حمایت مالی و تدارکاتی از گروه های تروریست هزینه شده است، با عرق جبین به دست آورده اند؟!
    گفتم: چه عرض کنم؟! دو نفر برای شکار شیر رفته بودند. یکی از آنها به طرف شیر شلیک کرد ولی به او نخورد و شیر به آنها حمله کرد. شخصی که شلیک کرده بود رفت بالای درخت و به دومی گفت؛ زود باش بیا بالا! ولی یارو با بی خیالی گفت؛ به من چه! من فقط کوله بار تو را حمل کرده ام، شلیک نکرده ام که واهمه ای داشته باشم؟!

  26. به قرآن ما هم تو کار این سیاسیون نادان خودمون موندیم می‌گوید:

    به نظرم بکار بردن عبارت” آخرین سفیر” در “تقدیم به آخرین سفیر واپسین منتقم خون حسین، رهبر عاشورایی امت اسلام” عبارت درستی نیست.همانطور که رهبری هم فرمودند بهتره از القاب و الفاظی که اشخاص رو به افراد هنگامه ی ظهور نسبت میدهد , خودداری بشه . شاید خیلی از ما به این موارد اعتقاد داشته باشیم اما فکر میکنم اجازه ی استفاده از این الفاظ رو نداریم. حداقل به این خاطر که رهبرمون به ما اجازه ندادن

  27. سادات می‌گوید:

    سلام
    در شهادت مختار فقط مختار را ندیدیم
    حقانیت مظلومانه علی (ع) را دیدیم
    محراب همیشه شاهد مسجد کوفه را دیدیم
    و مدت ها برایم سوال بود که چرا مختار سفید مو و پیر تر از سن تخمینی اش نشان داده میشود و دیشب برایم این طور معلوم شد که سن و شکل و حال مختار حدود پنجاه و هفت ساله بود یعنی……
    مثال حال حسین بن علی (ع) را در وقت شهادت دیدیم…. میان دار! مظلوم بِکِش!
    مظلوم….. حسین
    غریب…… حسین
    بی کس….. حسین
    تشنه…… حسین
    یا ابی عبدالله
    یابن الزهرا….
    عصر عاشورا….
    یکه و تنها….
    در کف اعدا…..
    یاری نما….
    رهبر ما…..
    رحمت نما….
    امام ما……
    یک گل کنار علقمه فتاده ابالفضل
    دستش شده از تن جدا ابالفضل……
    بر مشامم میرسد هر لحظه …………………………………………..

  28. ققنوس19 می‌گوید:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    با سلام و احترام

    گوارا باد شهادت، بر تو ای جوان مرد که با تزویر، جانانه جنگیدی… و سینه خیز، دم آخر، تنها و غریب، خودت را رساندی با هر زحمتی بود، جان کندی بود، به محراب علی، تا آرام بگیری در آغوش “فزت و رب الکعبه”… بنازم شهادت نازت را و بدن بی سرت را،

  29. حی علی الجهاد می‌گوید:

    “مختار زنده است، چون انتقام زنده است”

  30. حی علی الجهاد می‌گوید:

    مختار به شهادت رسید، اما مختارنامه تمام نشد. نامه مختار آن روز مختومه می‌شود که منتقم انتقام خون شهیدان کربلا را از تمام ظلمه تاریخ بگیرد و خورشید شب سیاه ظلم را به نور عدل سلاله علی روشن کند و کوفه، همین کوفه که نه یک بار و دو بار و ده بار و صدبار که هزاران بار قاتل عدل بوده است، روزی مقتل و مدفن ابلیس خواهد شد به شمشیر منتقم آل علی …
    و آرزوی ما: اللهم انا نرغب الیک فی دولة کریمة تعز به الاسلام و اهله و تذل به النفاق و اهله

  31. سیداحمد می‌گوید:

    یک روز مانده تا ماه میهمانی خدای رئوف…

  32. قاصدک منتظر می‌گوید:

    مختارنامه تمام شد و ما جمعه ها بیشتر دلتنگ منتقم خواهیم شد.
    خدا کنه مسئولان سیما بدانند جای خالی مختار را با چه چیزی پر کنند!

  33. غریبه ام!! می‌گوید:

    سلام آقای قدیانی،اسمتونو شنیده بودم ولی فرصت سر زدن به سایتتونو نداشتم.هر از گاهی مطالبتون در روزنامه های مختلف رو میدم.
    اولین ورودم به سایتتون با متن زیبائی مقارن شده،قلم قوی ای دارید.سطح سواد و آگاهیتون هم باید بالا باشه. این نوشته کار یک نویسنده معمولی نیست.
    احساس آرامشی توام با غرور دارم بعد از خوندن این نوشته.سعی میکنم بیشتر بیام اینجا که داغ تر مطالب شما رو بخونم.

  34. سلاله 9 دی می‌گوید:

    با آقازاده هایی که نام شان را باید به حروف اختصاری نوشت.

    مختار را اصلاح طلبانی کشتند که تاریخ جرئت نکرد فتنه گر بخواندشان. هم خودشان را و هم خاندان شان را.

    مختار را همان کسانی کشتند که پدران شان در جمل، و صد البته در جمل ۸۸ تنها گذاشتند علی را.

    به سخره گرفت همه سرگشاده نویسان تاریخ را.

    خندید به ریش بی ریشه همه مزورین. همه فتنه گران. همه اصلاح طلبان تاریخ که تاریخ جرئت نکرد فتنه گر بخواندشان، اما مختار، جرئت کرد و با ایشان جنگید تا معلوم شود کذاب چه کسی است. “کذاب” همان فتنه گر ملعونی است که دیروز می گفت در انتخابات تقلب شده و اما امروز می خواهد به نظام برگردد.

    حضراتی که “ناگفته ها”ی شان همیشه بیشتر از “گفته ها”ی شان است. چماق به دستان سابقه. ناجوان مردانی از قبیله غرور و نخوت و خودبزرگ بینی. عناصر نقاب، نه انصار انقلاب. مصلحت پرستان، نه عدالت دوستان. سرگشاده نویسان اشرافیت. اصحاب فتنه. همین اصحاب فتنه ۸۸ که آل زبیر را ما هم دیده ایم در فتنه ای که از سر گذراندیم.

    خط امام، جام زهر نمی دهد به امام، و به این یکی امام، با تیر سرگشاده از کمان اشرافیت، جام زهر تعارف نمی کند. به ما ثابت شد چه کسی کذاب است. چه کسی منافق است. چه کسی مزور است

  35. سلاله 9 دی می‌گوید:

    {ما منتظر منتقم ایم. مختار توانست انتقام خون ظلمه کربلا را بگیرد، اما ما منتظر منتقمی هستیم که می خواهد از تمام جور و ستم و ظلم و تبعیض و تزویر و دروغ، انتقام بگیرد.}

    با به شهادت رساندن امام حسین(ع) محروم کردند جامعه ای را از رهبری خدایی؛ چه کسی انتقام این محرومیت را گرفته است؟ هنوز اثرات این مصیبت در جامعه ی انسانی باقی است. آنچه مختار انجام داد، انتقام خون بدن امام حسین(ع) به عنوان شخص حقیقی و نه به عنوان امام و خلیفه خدا بود و ما هم چنان منتظر منتقم ایم.

  36. سادات می‌گوید:

    توجه! توجه!
    شب های ماه رمضان مسجد ارک فراموش نشود!!!

  37. فتانه می‌گوید:

    با اجازه مطلبتو کش رفتم

  38. صبا می‌گوید:

    سلام علیکم
    دیشب موقع مختار، یکی از همسایه ها قلبش گرفت و منتقل شد به بیمارستان.
    مختار واقعا روضه بود. روضه ی امام حسین علیه السلام، کربلا، شام و کوچه هاش و کاروان…

  39. صبا می‌گوید:

    “خانه خدا که فقط کعبه نیست. کعبه به جز سنگ نیست. کعبه یعنی علی.”
    براستی خانه خدا که فقط کعبه نیست و علی حرم خداست. اما کعبه فقط سنگ نیست. من متوجه منظور و نیت شما از جمله شدم اما جسارتا گاهی حتی بعضی ظواهر و مخلوقات ظاهرشان بسیار عظیم الشان می باشد. خیلی خیلی شرمنده ام و ملتمس دعا

  40. سیداحمد می‌گوید:

    یه پیام بی زرگانی در آخرین سحر شعبان المعظم!

    ساعت ۳:۱۲ نیمه شب
    تعداد افراد آنلاین: ۱ نفر (فقط خودم)

    داداش حسین بی همتای بسیجیها فـــــــدائی داری….

  41. هوشنگ می‌گوید:

    من مانده ام که عرب نیا بعد از این با انتظاری که مردم از او دارند چه خواهد کرد منظورم این است که او را با صفت مختار میبینند و از او انتظار دارند.
    او فقط یک نقش بازی کرد و دریائی از انتظار مردم را بر روی خود گشود اما ما که
    خودمان را در صف لشکر علی ( ع ) در عصر و زمان حاضر میبینیم آیا نباید از
    خودمان انتظاری در همین حد و اندازه ها داشته باشیم ؟
    سریال مختار باید که تلنگری به باورهای ما در تداوم ایستادگی در مسیر
    حق و عدالت و خالی نکردن پشت امیر انقلاب زده باشد .

  42. محمد می‌گوید:

    ای قربان این نوشته دست مریزاد

  43. امین 2060 می‌گوید:

    سلام
    به یاد پارسال
    http://www.ghadiany.ir/?p=1285
    http://www.ghadiany.ir/?p=1300

    ماه رمضان امشب آید به سما ای دل
    ای کاش در آن گردد آن صبح فرج حاصل
    هر چند ز هجر شمس گردیده کمان قامت
    با ماه رخ آقا این ماه بود کامل

    التماس دعا
    یا علی

  44. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    سلام بر حسین*

  45. میلاد پسندیده می‌گوید:

    خیلی قشنگ بود (این جمله را به قشنگ ترین طرز بخوانید)… دستت درست.

    راستی دیدید آخرش مختار، از دریچه سقف، بیرون آمدن خورشید از پشت ابر را دید؟!
    خدایا برسانش… الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

  46. محمد می‌گوید:

  47. محمد می‌گوید:

    خامنه ای زنده است چون انتقام زنده است

  48. منم گدای فاطمه می‌گوید:

    روز به خیر آقای قدیانی، هزاران بار بابت این دلنوشت از شما ممنونم.
    جمله جمله اش زیباست، لذت میبرم از چند باره خواندنش.
    “مختار اما راست می گفت، چرا که ایستاده به شهادت رسید. اهل سازش و اهل مصلحت و اهل سابقه و اهل ایل و آل، هرگز نمی توانند تا آخرین قطره خون مبارزه کنند. ریختن خون مختار، اما همه آرزوی شان است. حالا مختار به شهادت رسید و مختارنامه تمام شد، اما نامه انتقام دست ما افتاده است. علم انتقام دست ماست. ما از پنجره انتقام، به خورشید انتظار می نگریم. ما منتظر منتقم ایم. مختار توانست انتقام خون ظلمه کربلا را بگیرد، اما ما منتظر منتقمی هستیم که می خواهد از تمام جور و ستم و ظلم و تبعیض و تزویر و دروغ، انتقام بگیرد.”

  49. ف. طباطبائی می‌گوید:

    با اجازه مسئول مربوطه!!

    ساعت: ۲:۳۰
    افراد آنلاین: ۲۳ نفر

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

  50. محمد می‌گوید:

    سلام داداش…
    عالی بود…
    یا علی.

  51. قلیدون می‌گوید:

    خیلی زود تموم شد …(مختار)

  52. م.طاهری می‌گوید:

    مرحبا!
    احسنت!
    مگه می شه جمله انتخاب کرد؟
    هرچه گفتنی بود گفتید به بهترین شکل
    عالی بود

    یک بار دیگه
    یک بار خواندنش کمه

  53. مرتضی می‌گوید:

    سلام بر قطعه ای های گل
    داداش حسین دستت طلا،جیگرمون حال اومد.با کنایه هات صفا کردیم.
    {تیر سرگشاده} خیلی خوب بود.
    من یه انتقاد دارم،چرا کامنتا دیر تائید میشه؟از دیشب تا الان تائی نشده.سید سرت شلوغه؟
    سییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید؟؟
    داداش حسین آقا سید گل ما خیلی محتاج دعای شمائیم،ماه رمضونی فراموشمون نکنید.

  54. چشم انتظار می‌گوید:

    ایران که کوفه نیست، مگر مرده ایم ما… این شعر قشنگ و سروده ی اون، من رو یاد برنامه ی “دیروز امروز فردای” وحید یامین پور انداخت یادش بخیر.
    داداش بزرگوار:
    به نظر من، بیشتر از اینکه بعضی وهابیون از پخش این “رئال” ناراحت و عصبانی باشند، نقش آفرینان اصلی رئال “فتنه ۸۸″ که از قضا، فیلم خیانت های خودشون رو به عینه می بینند ناراحتند. فقط فکر این جا رو نکرده بودند که؛ ایران که کوفه نیست مگر مرده ایم ما!

  55. قاصدک منتظر می‌گوید:

    مختارنامه تمام شد و ما جمعه ها بیشتر دلتنگ منتقم خواهیم شد.
    خدا کنه مسئولان سیما بدانند جای خالی مختار را با چه برنامه ای پر کنند!

  56. فدایی رهبر می‌گوید:

    گوارا باد شهادت، بر تو ای جوان مرد که با تزویر، جانانه جنگیدی… و سینه خیز، دم آخر، تنها و غریب، خودت را رساندی با هر زحمتی بود، جان کندی بود، به محراب علی، تا آرام بگیری در آغوش “فزت و رب الکعبه”… بنازم شهادت نازت را و بدن بی سرت را، اما جناب مختار! در کربلا جایت خالی بود. تو شاید تاب نداشتی خیلی صحنه ها را ببینی. تیر با بدن تو مهربان تر تا کرد، تا چشمان ابالفضل. متاثر از بوسه پیامبر، شمشیر راحت تر برید سر تو را، تا سر “حسین منی و انا من حسین”. گفت: “سری به نیزه بلند است، در برابر زینب، خدا کند که نباشد سر برادر زینب”.

    اشکم در اومد. خیلی عالی بود

  57. چشم انتظار می‌گوید:

    “میلاد پسندیده” یکی از قشنگ ترین عکس هایی که تا حالا کار کرده بودی، همین عکس داداش حسین عزیزه. دستت درد نکنه. یه دعای مشتی، شب اول ماه مهمانی خدای رئوف، پیش من داری.

  58. سلاله 9 دی می‌گوید:

    چهارمین باری است که این متن را خواندم، سپاس و تشکر.

    سری به نیزه بلند است، در برابر زینب…

    این طالب بدم المقتول بکربلا..؟!

  59. سیداحمد می‌گوید:

    آقا میلاد!

    طرحت هنرمندانه بود، ممنون.

  60. چشم انتظار می‌گوید:

    سید احمد عزیز، سلام.

  61. قلی پور می‌گوید:

    می گویند هر نوشته ای هر چقدر بی ارزش باشد به یک بار خواندن می ارزد ولی متاسفانه این اراجیف به یک بار خواندن هم نمی ارزید حیف وقت گرانبهایی که صرف آن شد چقدر دلم گرفت برای همسگران شهیدم که خون پاکشان ملعبه دست امثال شما شده است. دل های شما پر از نفرت و کینه است نه برای خدا بلکه بخاطر مطامع زودگذر مادی و بر این دل ها هیچگاه نور معرفت نخواهد تابید!

  62. نفیسه بهادری می‌گوید:

    دست آقای پسندیده درد نکنه. خیلی بامزه شده.

  63. سیداحمد می‌گوید:

    آقا مرتضی!

    چرا داد میزنی حاجی؟! :)

    بی انصافی نکن دیگه، قطعه۲۶ واقعا یکی از فعالترین سایتهاست.
    در طول روز، در ساعت مختلف چندبار کامنتها تائید میشه!

    ما هم محتاج دعای شمائیم، به یادمون باشید.

  64. سیداحمد می‌گوید:

    چشم انتظار،

    سلام هم نام!
    ارادتمندم.

  65. سیداحمد می‌گوید:

    جناب قلی پور؛

    خیــــــــــــــــــــــــــلی بی سلیقه ای!

  66. مداد شمعی می‌گوید:

    سلام داش حسین جان.خیلی حال کردم با نوشتت.خوشم میاد با یه تیر هزار تا نشون می زنی.زمین و زمان رو به هم می دوزی.هر چی جریان از اول تاریخ بوده تا الان.
    یه مطلب مرتبط با متنت گذاشتم.دوست داشتی سر بزن.نظرتو حتما بگی.
    “شرط اول قدم آن است که مجنون باشی”
    یا علی.

  67. سلاله 9 دی می‌گوید:

    جناب قلی پور!

    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    کلا هیچ جوره نفهمیدم شما چی گفتید؟
    حالا از این متن خوشتان نیامده، خب نظر شماست و محترم؛ اما یعنی چی که خون پاک همسنگران شهیدم ملعبه شده. با خواندن این متن به این نتیجه رسیدید؟
    یاللعجب.

  68. میلاد پسندیده می‌گوید:

    قاصدک منتظر! بعد از ماه رمضان سریال شهید بابایی جایگزین مختارنامه خواهد شد.

  69. میلاد پسندیده می‌گوید:

    سپاسگزارم از همه دوستانی که همیشه به طرح های من لطف داشتند… پست های مختلف قطعه گواه اینست که پیشرفت من مدیون وجود داداش حسین بچه بسیجی هاست… الهی که همیشه سلامت و در صراط مستقیم باشد… شما هم من را در دعاهای گیرای رمضان کریمتان فراموش نکنید.

  70. یه بیست و شیشی می‌گوید:

    داداش حسین و آقا سید و همه بیست و شیشیا خیلی محتاج دعاتونم

  71. حی علی الجهاد می‌گوید:

    سلام
    شب‌تون بخیر
    چه طرح دل‌نشینی شده این طرح آقای پسندیده!
    واقعا خداقوت

  72. یا لثارات الحسین می‌گوید:

    سلام. من مختار رو نتونستم ببینم متاسفانه.ولی به خاطر این پست شورانگیز تکرار آخرین قسمتشو امروز دیدم.محشر بود،هم پست شما و هم کار داوود میرباقری و هم تکرار هزار باره تاریخ تزویر زبیریان در فتنه ۸۸
    چقدر شعار “ان الباطل کان زهوقای” آنها که به امر آن ملعون آشوب کردند تا مجال “هل من ناصر” منتقم به گوش ها نرسد شبیه بود به شعار “نصر من الله و فتح قریب” عده ای در فتنه اخیر!!
    انشالله خداوند شهادت رو رزقتون قرار بده آقای قدیانی.

  73. یا لثارات الحسین می‌گوید:

    تصحیح میشود:
    سلام. من مختار رو نتونستم ببینم متاسفانه.ولی به خاطر این پست شورانگیز تکرار آخرین قسمتشو امروز دیدم.محشر بود،هم پست شما و هم کار داوود میرباقری و هم تکرار هزار باره تاریخ تزویر زبیریان در فتنه ۸۸
    چقدر شعار “ان الباطل کان زهوقای” آنها که به امر آن ملعون آشوب کردند تا مجال “هل من مبارز” منتقم به گوش ها نرسد شبیه بود به شعار “نصر من الله و فتح قریب” عده ای در فتنه اخیر!!
    انشالله خداوند شهادت رو رزقتون قرار بده آقای قدیانی.

  74. چشم انتظار می‌گوید:

    سید احمد!
    بیشتر از هم نام! دوست دارم هم مرامت باشم، که طبیعتا” خیلی سخته با مرام.

  75. به جای امیر می‌گوید:

    نجابت ! (گفت و شنود)

    گفت: دبیرکل سابق حزب مشارکت در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفته است؛ «اصلاح طلبان نجیب ترین اپوزیسیون هستند»!
    گفتم: به خاطر اینکه آشکارا در خدمت آمریکا و اسرائیل و انگلیس قرار گرفته بودند؟!
    گفت: چه عرض کنم؟! شاید به خاطر اینکه در جریان فتنه ۸۸ با منافقین و بهایی ها و سلطنت طلب ها و عبدالمالک ریگی ها و مارکسیست ها ائتلاف کرده بودند!
    گفتم: شاید هم به خاطر پول های کلانی که از ملک عبدالله پادشاه سعودی برای آشوب دریافت کرده بودند و یا ملاقات پنهانی که با جرج سوروس صهیونیست داشته اند!
    گفت: اهانت به ساحت مقدس امام حسین(ع) در روز عاشورا، شعار به نفع اسرائیل در روز قدس و شعار به نفع آمریکا در ۱۳ آبان هم می تواند دلیل دیگری بر نجابت آنها باشد!!
    گفتم: چه دلیلی برای اثبات نجابت آنها محکم تر از این که شیمون پرز آنها را سرمایه اصلی اسرائیل در ایران نامیده است!
    گفت: آتش زدن مسجد و اهانت به حضرت امام(ره) و آدمکشی و… را از قلم انداختی!
    گفتم: از دروغگویی پرسیدند؛ آیا در همه عمرت یک حرف راست زده ای؟ گفت؛ اگر بگویم آره، یک دروغ دیگر گفته ام!

  76. آلبرت می‌گوید:

    حتما کامنت مرا درج کن :
    از سر تعصب این چه قیاس های مسخره ای است که میکنی. اتفاقا من هم تاب جمعه بی مختار را ندارم اما یعنی چه بالاخره ما نفهمیدیم در قاموس شما ولایتمداران … فقیه موسوی وکروبی اصحاب جمل هستند؟اصحاب معاویه هستند یا خوارج جدا کدامیک؟
    یکروز اموی میشوند و یکروز زبیری.
    چه ربطی دارد که میگویی مختار را همان فتنه گران ۸۸ کشتند.اینکه میگویم ملغمه نویسی میکنی بجای مقاله نویسی بیراه نگفتم.
    شما که مدعی هستید چشم فتنه را از حدقه در آوردید و سران بقولی فتنه را اسیر کرده اید.عبدا… زبیر و بقیه زبیریان و امویان و… را اسیر کرده اید.
    اتفاقا در حرورا ومزار و… با ماشین فتنه گران را زیر گرفتید و کهریزکیشان کرده اید.
    شما که مدعی نصرت برفتنه زبیریان وامویان۸۸ هستید وعبدا… زبیر و … را حصر کردید پس چرا فغان و غوغا وماتم حسینی برپا میکنید.انگار که در بند زبیریان وامویان ۸۸ هستید نه جناب مختار دوست نه…
    مختار را مصادره به مطلوب نکنید. دست تزویر زبیری وسلطه اموی از سر مختار بردارید

  77. قاصدک منتظر می‌گوید:

    سلام
    جناب اقای پسندیده!
    ممنون از اطلاع رسانی شما.
    اخه می ترسیدم مجموعه ی مزخرفی شبیه “ساختمان پزشکان” یا امثالهم جایگزین مختارنامه شود!

  78. قاصدک منتظر می‌گوید:

    جناب قلی پور!
    شما را همان به که خاطرات نامزدی خاتمی را در ارشیو روزنامه “سلام” تون و خاطرات انتخابات خود را درستاد همدلی حمایت از موسوی مرور کنید; هنوز خواندن مطالب اقای قدیانی در سطح فکر و شعور سیاسی شما نیست (برای شما خیلی زود است)! در ضمن بعید می دونم شهدا همسنگران شما باشند! شما دلتون به حال خودتون بسوزه!

  79. علیرضا می‌گوید:

    یک یک
    بیست بیست
    یا حق

  80. سیداحمد می‌گوید:

    دوست داشتم امشب بگم آغاز ماه میهمانی خدای رئوف بر همه شما مبارک؛
    اما نشد ظاهرا!
    پس فعلا لحظه شماری می کنیم برای رویت هلال ماه.

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم….

  81. وارث می‌گوید:

    سلام
    مختار زنده است چون ستاره های ماه هنوز زنده هستن
    سلامتی حضرت ماه صلوات
    ماه رویت شد
    http://up.iranblog.com/images/bs1juzu4j356v3mhko6.jpg
    امشب کلی لذت بردم که تلویزیون آقای میثم محمد حسنی نشون داد.
    به افتخار ستاره های حضرت ماه هم صلوات
    ماه مبارک هم پیشاپیش مبارک
    التماس دعای فرج
    التماس دعا برای این بنده سراپا گناه
    موفق و موید باشید زیر سایه آقا امام زمان و در رکاب امام خامنه ای

  82. سایه می‌گوید:

    قبل از هر چیز باید بگم که جناب قلی پور نظر ندادن و فقط توهین کردن.
    اتفاقا متن بی نظیری بود، همه ی مطالب رو با هم در خودش جای داده بود…

    زیباتر آنجاست که بعد از یک سخنرانی سوزناک و شور انگیز و غریب ما را به سوی شنیدن مرثیه ای دعوت میکند که همه آن را شنیده ایم، روضه امام حسین (ع) که گرما بخش و پایان هر محفل آسمانیست و این در توان هر قلمی نیست، که مخاطب را به آنجا بکشد که خود تصویرگر ماجرا شود و بی هیچ نوایی بگرید.

    ممنون برادر حسین
    اجرکم عندالله

  83. صبا می‌گوید:

    دوستان عزیز! با اجازه آقا سید
    از آنجا که به فرموده ی امیرالمومنین فرصت ها چون ابر در گذرند؛ به خودم و ستاره ها یادآوری می کنم تنها ۱۹ شب تا شب قدر باقی مانده، قدر یک سال یا شاید قدر تا ابد خود را دریابیم!

    دوستان آرزومند شهادت!
    در رمضان باید آدم شد تا در محرم شهید شد.
    التماس دعای فروان و خیر

  84. محمد می‌گوید:

    خدارا شکر که اینبار هم کشتی شکایتهای آل هاشمی از وطن امروزوعزیزان روشنگر فتنه ۸۸ به گل نشست

  85. قلی پور می‌گوید:

    سلاله ۹ دی عزیز
    نه به خاطر این متن بلکه به خاطر وجود این گونه تفکرات که مقدس ترین باورها را برای توجیه عقاید و اعمال خود به کار می گیرند و نسل جوان امروزی آن شده است که در کوچه و خیابان می بینید!

  86. احسان می‌گوید:

    درود بر شرفت… درود بر شیر پاکی که خورده ای…
    دلم اندکی آرام گرفت…
    راستی…
    اون رباعی آخر متن رو تصحیح کن
    “هنگامه ی امتحان فراهم گردد”
    اصلش اینه. اینجوری قافیه ها جور هستند
    در پناه مولا
    یا حق

  87. علیکمال می‌گوید:

    سلام داداش حسین
    بعضی وقتها خوب است که نظرات مخالفین (مثل آلبرت) را بگذارید تا ما هم از افکار زیبای!!! آنها باخبر شویم.
    فقط اگر امکان دارد با قلم زیبایتان نظر ایشان را برایمان ترجمه کنید، چون واقعا منظورشان را نفهمیدم، شاید هم ایشان منظور شما را نفهمیدند یا شاید….
    عزت زیاد

  88. چشم انتظار می‌گوید:

    جناب قلی پور!
    خیلی رفتین تو جاده خاکی، مواظب باشین پایین پرت نشین. هم حرف ها تون خیلی متناقضه، هم مثال ها تون هیچ تناسبی با موضوع نداره. از اون جایی که “داداش حسین ما” روان شناس قابلی هم هستن و با نوشتن چند کامنت خوب می فهمند افراد در چه وادی سیر می کنند، پیشنهاد می کنم یا اصلا” کامنت ندین، یا حتما” از یکی در این زمینه کمک بگیرین که جلوی ستاره های قطعه، آبرو ریزی نشه. ممنون.

  89. چشم انتظار می‌گوید:

    با اجازه ی داداش حسین.
    جناب آلبرت!
    خواب دیدی خیلی انشتینی! نه بابا، پاشو صبح شده. مگه این مثال رو تا حالا نشنیدی که؛ “سگ زرد برادر شغاله” این که منافقین ملعون فتنه ۸۸، اصحاب جمل باشند یا خوارج یا هر کوفت و زهر مار دیگه ای، مهم نیست. مهم اینه که، هر کی در مقابل ولی فقیه زمان یا جانشین امام معصوم (ع)، قرار بگیره طاغوت و منافقه. حالا نمی دونم شما چرا نگرانی و کاسه ی از آش داغ ترشدی. جناب “آل برت” نمی دونم چه ارتباطی با “آل فتنه” و “آل پسته” و… داری، ولی این رو بدون، هنوز تا متوجه تماثیل “داداش حسین” بشی احتمالا” یه چند سالی نیاز به زمان داری.

  90. سلاله 9 دی می‌گوید:

    جناب قلی پور!
    قطعا ما به این گونه تفکرات که از مقدس ترین باورها و اعتقادات مان دفاع می کند، می بالیم؛ و دیگر این که خون شهیدان را آنانی می خواستند بازیچه قرار دهند که شعار “جمهوری ایرانی” و “مرگ بر اصل ولایت فقیه” سر دادند.
    اگر هم از وضعیت نسل جوان، در کوچه و خیابان ناراحت هستید، علتش را از آنانی بپرسید که سنگ شان را به سینه می زنید، از خاتمی عزیزتان.

  91. سربازةٌ می‌گوید:

    متن زیبایی بود. پر از شور و شعور. گره زدن وقایع و مصادیق فعلی با موضوعات کلی فیلم مثال زدنی بود. اصلا این فیلم کلاً مثال زدنی بود. از بس که به روزگار ما می خورد. از بس که به ما نزدیک بود وفیلم را می فهمیدیم. پایان ماه و خورشیدی هم که غالبا جزء جدا ناپذیر متنهای اینچنینی شماست زیبا بود و شور انگیز. بحث انتقام و منتقم.
    بعضی مواقع متن های شما همه اش شور می شود. هیجان می شود. طوریکه به گزینش جملات هم نمی شود دست زد. همه اش گزیده می شود. کما اینکه در همه ی متنه ا هم شاید نتوان همچون حسی رو تجربه کرد. ولی این خیلی عالی بود. تشکر می کنم از زحمت های شما.
    اما فقط وفقط یک چیز که ذهنم را تا به آخر نوشته درگیر خود کرد…
    اشکال ابراهیم چه بود؟ او که تقصیری نداشت. من فکر می کنم آنگونه که تقدیر رقم زد تا مختار در کربلا نباشد همان هم برای ابراهیم شدکه به مختار نرسد!

  92. میلاد پسندیده می‌گوید:

    نمی دانم دیشب چه اتفاقی برای تلویزیون افتاده بود که پارک ملت، مستندی از جناب دوئل نشان داد… خدا حفظش کند داداش میثم را.

  93. «ما تاب جمعه های بی مختار را نداریم»این همان جمله ای است که از جمعه آنرا تکرار می کردم و دیدم این جمله ازان همه ی منتظران است!ما جمعه های خالی از منتقممان را با مختار پر می کردیم!و در رویاهامان ظهور مختار زمان را چندبرابر قاطعتر و زیباتر میسخاتیم!! ما جمعه ها مختار می دیدیم و تمرین ولایتمداری می کردیم!جمعه ها مختار می دیدم ارزش مختار خراسانیمان را بیشتر می دانستیم و بر تنهاییهایش اشک می ریختیم!مختار برای ما فیلم نبود تمرین ظهور بود کاش تمام نمی شد!

  94. http://www.rajanews.com/detail.asp?id=90632
    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=97527
    و وقتی گفتی همه ی مختار را دیدی و گفتی خوشبختانه مسیر جناب میرباقری مسیر مستقیمی است گفتم این فیلم پیش از همه ی ما به درد تو می خورد که خدارا شکر همه را دیدی!!
    از دوست داشتن ماست که اینگونه نقدت می کنیم !کاش می دانستی !هنوز هم یک موی سپیدت نه که بسیار می ارزد بلکه سیاهت را به ۱۰۰ اوباما و اوباما پرست و دنباله های داخلی گذشته و امروزش که از قضا کله گنده هم هستند، که حتی بغل گوش تو باشند و اما تو نبینیشان نمی دهیم!!

  95. خطاب به کامنت نویسان!
    با سلام به آقای قدیانی و شما
    کسانی که با خودشان صادق نیستند نمی توان توقع داشت که با ما صادق باشند توقع صداقت از این جماعتی نداشته باشید که ابتدا با خنجر توجیه چشمان بصیرت خودشان را کور کردند و حالا با همان خنجر به دنبال چشمان ما می گردند!!!

  96. سیداحمد می‌گوید:

    داداش حسین!

    این مطلب از آنهائی است که به چندین بار خواندنش می ارزد، تکراری نمی شود اصلا.
    بی نهایت سپاس….

  97. چشم انتظار می‌گوید:

    آقا میلاد عزیز!
    اتفاق خاصی نیفتاده، تلویزیون هم بعضی مواقع، نا پرهیزی می کنه و در کنار این همه اراجیفی که در قالب سریال طنز و… به خورد ملت می ده، بعضی مواقع هم از دستش در می ره و یادی از افسران جنگ نرم می کنه…

  98. به جای امیر می‌گوید:

  99. سیداحمد می‌گوید:

    عفوک عفوک عفوک یا کریم….

  100. سیداحمد می‌گوید:

    خانم صبا!

    تصمیم داشتم با آغاز ماه مبارک، شمارش معکوس تا پایان ماه را بگذارم.
    ماه رمضان لحظه لحظه اش فوق العاده است و تنها عیبی که دارد این است: “زود، خیلی زود به پایان می رسد!”
    راستش این شمارش های معکوس برای خودم که خیلی مفید بوده، تلنگر خوبی است. امیدوارم برای همه همینطور باشد.

  101. چشم انتظار می‌گوید:

    رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا
    مستعد سفـــر شهر خدا کرد مرا
    از گلستان کرم طرفه نسیـمی بوزید
    که سراپای، پر از عطر و صفا کرد مرا
    سید احمد بزرگوار شدیدا” منتظر اعلام آخرین روز شمارت هستیم.

  102. قلی پور می‌گوید:

    جناب چشم انتظار
    پس باش تا صبح دولتت بدمد
    لکم دینکم و لی دین

  103. چشم انتظار می‌گوید:

    جناب قلی پور:
    سمعا” و طاعتا”!

  104. یکی از بچه های دوره قم می‌گوید:

    خود شیفتگی هم حدی داره ، شما که تاب یک انتقاد را نداری کجا و حتی کلاه مختار کجا ؟؟؟؟؟؟

  105. چشم انتظار می‌گوید:

    سید احمد عزیز:
    برای همه همینطور بود.

  106. صبا می‌گوید:

    آقا سید!

    اجرکم عند الله

  107. حامد توکلی می‌گوید:

    به یاد علی
    چهارم دبستان رفیقی داشتم که از آمریکا اومده بود و اسمش علی بود.
    شکر خدا اون موقع هم کلم بوی قرمه سبزی میداد (بماند که الان دیگه کمتر بو میده)
    این رفیقم همش با من بحث میکرد که نظام جمهوری فلانه و بهمانه و بیساره هی میگفت آخوندا اال آخوندا بل.
    جر و منجرمون کم نبود میگفتم ما بچه ایم چه میفهمیم بذار بزرگتر که شدیم ته توش رو در میاریم
    یه دفعه که خواهرش اومد مدرسه وقتی علی داشت وسط حرفش میپرید بهش گفت ساکت شو “آلبرت”.
    “علی” یا “آلبرت” هر دو اسم هستن مختار و زبیر و معاویه و مهدی و محمد و حسین و احمد و اکبر و … هم اسم هستن.
    مهم خط و اثری هست که توی این دنیای خط خطی میذاریم.
    مختار رو آل زبیر کشت
    مختار رو فتنه کشت
    مختار رو اصلاح طلب و اصول گرا دست به دست هم کشتن.
    و اگر نه دی نبود و اگر ستاره های حضرت ماه نبودن مختار ما رو هم میکشتن.
    و بی شک تک تک ما هم خفیف تر از گوسفند های که تو کوفه سر بریدده شدند به فنا میرفتیم.

  108. حامد توکلی می‌گوید:

    یه نکته ای رو دوست دارم بگم.
    به عنوان یه آدم مسخره و اهل شوخی و خنده مجموعه ساختمان پزشکان (حداقل اونجاهاییش رو که دیدم) خیلی خوب بود و طنز زیبایی داشت.
    سبک کار مختار نامه کجا سبک کار ساختمان پزشکان کجا.
    قاصدک منتظر عزیز جامعه هم به نشاط احتیاج داره هم به تذکر.

  109. صبا می‌گوید:

    ببخشید آقای قدیانی!

    جناب توکلی!
    می توانم از شما بپرسم در این فیلم”ساختمان پزشکان” به چه چیزهایی می شد خندید یا چه چیزهایی بیشتر مخاطب را می خنداند؟!
    به عشوه ها و طنازی های یک زن(خانم شیرزاد) خارج از محیط خانواده
    به نگاه های لوس و کلمات ناشایست ناصر
    به نازنین که دائم توهم رابطه شوهرش با همسر سابقش آزارش می داد
    به پتویی که بعد از هر دعوا روی سر نیما انداخته می شد(حرکتی بسیار زشت که ریشه در بی تربیتی دینی دارد)
    به این که القا می کرد تا از مردم آتو نداشته باشی؛ با تو خوب نیستندو این که اگر می خواهی حکومت کنی و سری در سرها داشته باشی تجسس کن، بدجنس باش و باج بگیر.
    به عادی سازی روابط بین زن و مرد
    و نمونه های بسیار دیگری که اینجا مجال پرداختن به آن نیست و بیشتر از آن که انسان را بخنداند، حرص آدم را در می آورد!
    براستی با همه ی بدآموزی هایی که برای کودکان مان دارد و به دلیل همان خنده بهتر و محکم تر در ذهن شان جای می گیرد باید چه کنیم.
    جناب توکلی شما راست می گویید ما به خنده نیاز داریم اما به چه قیمتی و از دست دادن چه قیمتی هایی؟!

  110. چشم انتظار می‌گوید:

    جناب یکی از بچه های دوره ی قم، شایدم دوره ی غَم!
    اگه منظورت “داداش حسین” ماست که باید بهت بگم، حسادت هم حدی داره. بنده ی خدا، این اسطوره ها که می بینی یک ایدئولوژی برای ماهستند. حال به جای اینکه نگران کلاه مختار باشی، سعی کن کلاه خودتو محکم نگه داری، یه وقت بچه های دیگه ی دوره ی قم کش نرن.
    من نمی خوام اسم از کسی بیارم، ولی “داداش حسین قدیانی” اگه از خیلی از کسانی که خودشونو… می دونن، بالاتر نباشه، یقین بدون پایین تر نیست. اصلا” ستاره جاش اون بالا بالا هاست. حرفی هست؟!

  111. کورش می‌گوید:

    دمت گرم داداش ،دلمان برای مختار تنگ میشود

  112. قاصدک منتظر می‌گوید:

    سلام
    جناب اقای توکلی!
    حرف شما درست! من با شادی و نشاط مخالف نیستم, اما طنز با هجو فرق داره! به نظر شما (بدون در نظر گرفتن بی ارزش نشان دادن مسائل شرعی و اسلامی که معضل بیشتر فیلم های تولیدی است)توهین و بی احترامی زن و شوهر, تحقیر وتضعیف شخصیت مردان, شکستن حرمت افراد خانواده, ورود نا به هنگام برادر شوهر به حریم خصوصی برادر و زن برادر, ارتباط با همسر قبلی, نشان دادن رفتار بچه گانه ی شخص مسن خانواده و… جز تولید و ترویج فرهنگ غلط اجتماعی است; شما خود قضاوت کنید که واقعا در چند درصد از خانواده های ایرانی این مسائل مطرح است که بخواهند در غالب طنز به شکل معضل جامعه بیان کنند ?! ایا تا به حال با خود فکر کرده ایم چرا فیلمسازان خارجی در اغلب فیلم هایشان, احترام و ارامش را دربین افراد خانواده نشان می دهند اما در فیلم های ایرانی(در یک کشور اسلامی)برعکس نشان می دهند ?!

  113. هاتف سبز می‌گوید:

    یعنی مختار اصلاح طلب نبود …………….؟

  114. چشم انتظار می‌گوید:

    با اجازه، با “صبای بزرگوار” کاملا” موافقم.

  115. حامد توکلی می‌گوید:

    توی ساختمان پزشکان میخندیم به سیرکی داریم توش زندگی میکنیم به دختر بچه ای که هنوز در عوالم رویا آلبالو گیلاس میچینه.
    شما شوت بودن خانم شیرزاد رو با عشوه اومدن رو یکی میدونی این کاراکتر عقلش نمیرسه که داره چیکار میکنه دیگه عقلش به عشوه اومدن برسه (پرستو شیرزاد هم معنی بلا منازع کلمه شیرین عقله و بس).
    نیما افشار نمونه ای از خیاط تو کوزه هست هنوز که هنوزه نمیتونه این مشکل شخصیتی که نسبت به خانوادش و البته جامعه ضعیفه و توان مدیریت خودش رو در جامعه نداره کنار بیاد.
    نازنین علاوه بر مشکلات روحیی که داره مجبوره وسط خانواده افشار زندگی کنه یه شوهر بی عرضه یه برادر شوهر یه لا قبا که تو خونه عزیز تره قربون مادر شوهر و پدر شوهرش هم که برم
    برسیم به بخش یکی مونده به آخر بحثتون بهترین و والا ترین حاکمی که بعد پیامبر داشتیم علی (ع) بود با این جامعه این مردم و این انسانیت آخر کار حضرت علی رو دیدم حسن (ع) و بگیر و بیا تا حضرت ولی عصر (عج) فکر میکنی پروازش تاخیر داره فکر میکنی خواب مونده نه برادر من امروزه روزی که بیاد روز یک به دو نشده تو همین دوران تمدن(!!!) سرش رو به نیزه میزنن میذارن سر کعبه که بگن ما انسان کامل هم اومد کشتیمش نفس کش نبود!!! با باقیش هم سوپ درست میکنند این ملک عبد الله و … تقویت بشن.
    طنز یه کاریکاتوره از جامعه طنز غلو داره ولی چرت و پرت نمیگه حتی اگر اسمش چرند و پرند باشه طنز تذکره نه آموزش.
    حسین جان ببخشید که با سواد نداشتم اینجا بحث نقد راه انداختم.
    در مورد روابط زن و مرد هم منظورتون رو نمیفهمم و کلا بحث هم نمیکنم.

  116. ناشناس می‌گوید:

  117. چشم انتظار می‌گوید:

    آقا “حامد توکلی بزرگوار”:
    این هایی که شما فرمودید، یک نوع برداشت از این سریال هست. ولی اگه به اثر اون در جامعه نگاه کنین، یقینا به این راحتی هم که از کنارش گذر کنیم نیست. واقعا” تفکرات “سروش صحت” روی مخاطب تاثیر گذاره، حال اینکه اساسا” “سروش صحت” در چه عوالمی سیر می کنه و اعتقاداتش در چه حدیه، بماند. اما اثری که چند دکتر روان شناس بر اون نظارت داشتند، مطمئن باشین با هدف و ملاک از پیش تعیین شده ساخته شده و متأسفانه اثرات منفی اون، در آینده ای نزدیک بر روابط خانوادگی نمایان خواهد شد. حتی اگه طنز قوی و جذابی هم داشته باشه.

  118. یک نفر می‌گوید:

    salam
    emshab rase saat 9:50 rasad shodi haj hosin to khiabone vali asr
    khodet bodi ?ya cheshmae ma kam bina shode?

  119. خادم آقا می‌گوید:

    سلام
    دلم حق داشت انقد تاب وتب میکرد.
    بعد این مدت،خوب موقعی آوردم اینجا. خیلی از قلم های آقا حسین رو از دست دادم ولی این یکی هم کم نذاشت.
    ممنون،خیلی ممنون
    عالی بود
    اجرت با سیدالشهدا آقا حسین
    یا زهرا(س)

  120. عون می‌گوید:

    این عکس آخری تیری بود بر قلب دشمن!حال کردم….
    بر خلاف مختار مختار نامه این یکی ریشش واقعیه!

  121. http://1175.blogfa.com می‌گوید:

    http://1175.blogfa.com
    مرصاد به روایت تصویر

  122. سید علی می‌گوید:

    متن بسیار زیبایی بود! دست مریزاد!
    فقط با عرض معذرت یک نکته:
    “به خدای علی، ابوعبید ثقفی، رستگار شد”
    ابوعبیده ی ثقفی پدر مختاره. البته جسارت نشه، احتمالا غلط تایپی بوده. خیلی خیلی ببخشید،

  123. علیرضا می‌گوید:

    سلام،
    بسیار خوب . بسیار عالی . متنی که بر دل صاحبدل می نشیند . و چون خار می شود در چشم بی دلان.والسلام

  124. ستاره نقره ای(دوست) می‌گوید:

    سلام
    خداقوت!!!!!!!!!!!!
    دلنوشتتون عالی بوددددددددد!!!!!!!فوق العاده!!!!!!
    واقعا نخبه اید،آخه نخبه سرعت عمل داره!
    التماس دعا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  125. به یاد سیدسجاد می‌گوید:

    خیلی متن جالبی بود…
    “سری به نیزه بلند است، در برابر زینب، خدا کند که نباشد سر برادر زینب”.
    وای وای….

  126. حیدر می‌گوید:

    این سریال بهترین سریال تاریخ صدا و سیما بود و پر از نکته های اخلاقی!
    و پاسخی کا ملا طبیعی و نه مصنوعی به فتنه گران ۸۸ بود

  127. شریفی می‌گوید:

    سلام آقای قدیانی

    درود برخامنه ای رهبر جانم فدای رهبر خسته نباشید برادر

  128. ناشناس می‌گوید:

  129. مردم می‌گوید:

  130. JAVAZA می‌گوید:

    تنها آنانی که تا انتها با مسلم(ع)ماندند،حسینی شدند.

    تاریخ یعنی شرح حال ما.(سفیر قافله سالار عشق امام خامنه ای(حفظ الله)).

  131. منبرک می‌گوید:

    سلام علیکم
    بسیار خوب است
    نکته ای که همه ما باید به آن دقت کنیم این است که:
    ” انسان هرچه بالاتر رود خطر سقوطش بیشتر می شود ”
    مواظب باش
    در این ماه ما رو از دعای خیر محروم نفرمایید

  132. زهرا رمضانپور می‌گوید:

    سلام.
    طاعات و عباداتتان قبول حق.
    باید خیلی مراقب خودمان باشیم که به سرنوشت یاران مختار دچار نشویم. یعنی انطور نشود که در تمام طول قیام عاشق سینه چاک و گوش به فرمان ولی امرمان باشیم و در حسّاسترین لحظه که بیش از هر زمان به ما احتیاج دارد تنهایش بگذاریم. در آن صورت وای بر ما… فکرش هم ترسناک و تأسّف آور است.
    یک سؤال؛ نمی دانم من واقعاً دارم اشتباه می کنم یا…؟
    من در چند کتاب که متأسّفانه فقط اسم یکی از آنها یادم است(دو قرن سکوت از عبدالحسین زرّین کوب) خواندم که مختار به دست حجّاج کشته می شود. حالا آیا این که تلویزیون نشان داد که به دست تزویریان(زبیریان) کشته می شود درست است یا آنکه من خواندم به دست حجّاج کشته می شود؟ اگر جواب سؤالم را می دانید ممنون می شوم پاسخم را بدهید.
    التماس دعا. سر سفره های بابرکت و پرنور افطارتان مرا هم دعا کنید.
    یاعلی. خدانگهدار

  133. http://1175.blogfa.com می‌گوید:

    http://1175.blogfa.com
    تصاویر بدون شرح

    ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود رنج دوران برده ایم

    ما برای آنکه ایران گوهر تابان شود خون دل ها خوردیم

    ما برای جاودان ماندن این عشق پاک رنج دوران برده ایم

  134. زهرا رمضانپور می‌گوید:

    سلام.
    آقای قدیانی، این یعنی اینکه شما هم جواب سؤالم را نمی دانید؟

  135. سید.... می‌گوید:

    ما کجا و تاب علقمه کجا؟!برای ما هیچ کلمه ای مثل مفهوم “انتقام” بار مثبت ندارد.

    فقط ایراد کار (شرمنده “ایراد”کلمه ی بدیه) اینه که کار پیچیده س چطوری می شه ۱ منتقم خوب بود؟ هر وقت به دین فکر میکنم از شدت پیچیدگی سرم درد می گیره مسایل گسسته و دیفرانسیل خییییییییلی راحت تره ۱ کنکور واقعی از معارف واقعی اگه بگیرن ۱۰۰- می زنم البته به قول حاج آقا پناهیان زیبایی کار تو همین پیچیدگیه و الا روح انسان این دینو نمی پسندید

  136. سید.... می‌گوید:

    خانوم رمضان پور کتاب قیام مختار آقای اردکانی ممکنه کمکتون کنه البته من نخوندمش فقط شنیدم تا حد خوبی معتبره،اونی که من دیدم جلدش قرمز بود و عکس سواری که علم یا لثارات الحسین دستشه روش بود

  137. محسن احمدی می‌گوید:

    خیلی عکس قشنگی از خودت و مختار گذاشته بودی.
    جالب بود کلی خندیدیدم.

  138. هادی می‌گوید:

    آرزو دارم در رکاب حسین (ع)یا مختار بودم…بسم رب الحسین والمختار

  139. سعید می‌گوید:

    خدا می‌داند چقدر اشک ریختم صحنه‌های آخر فیلم مختار را دیدم. وقتی دیدم ابراهیم مالک اشتر نیامد جگرم سوخت! طفلک مختار! چقدر چشم به راه بود…
    وقتی دیدم روز آخر هفت هزار نفر پشتش رو یهو خالی کردن!
    وقتی دیدم جرات جنگ رودرو نداشتن و از راه دور به مختار تیر زدن!
    وقتی دیدم در محراب علی علیه‌السلام سر گذاشت و لبخند زد به شهادت خود…
    پیش خودم گفتم کاش منم اونجا بودم…
    می‌شدم سپر مختار…
    نمی‌گذاشتم تیر به او بخوره…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>