هم آه و هم مزاح/ جدایی محمود از اسی!

شهید احمد فتاحی… که اینک در قهقهه مستانه اش “عند ربهم یرزقون” است

مراسم هفتمین روز شهادت جانباز شهید؛ احمد فتاحی –پدر دوست محترم و همسنگر عزیزمان در فضای سایبر؛ رضا فتاحی/ وبلاگ بچه شیعه– مورخ جمعه ۲/۲/۹۰ از ساعت ۱۵ الی ۱۷ در خیابان قزوین، خیابان سی متری جی، خیابان ۱۳ متری حاجیان(برادران فلاح)، سه راه مقدم، مسجد امام حسین برگزار می شود. حضور در این مراسم، کمترین کاری است که از دست امثال من و شما برای این دوست خوبمان برمی آید.

متن فوتبالی من درباره “ال کلاسیکو“/ روز شنبه در روزنامه وزین “وطن امروز” بخوانید

کتاب “قطعه ۲۶” و رمان “باتوم خوب و قشنگی داشتیم” در نمایشگاه بین المللی کتاب

ستون پلاک“/ نوشته های متفاوت من در روزنامه وزین جوان/ روزهای زوج

قطعه ۲۶ ردیف عشق مقدس/ فدایی رهبر

خسته نیستم، امیدوارم؛ وبلاگ “عقل عشق”

قطعه ۲۶ ردیف کامنت مقدس/ حسن

سلام حسین آقا/ منم حسن، آبدارچی قطعه. من رو ببخشید؛ آخه توی این مدت کمتر اومدم قطعه. دلم می خواست در “بهاریه” شرکت کنم، قسمتم نشد. درگیر پرستاری از پدرم هم بودم. موقع خانه تکانی، وسط خرت و پرتام، یه برگه پیدا کردم که مال سفر پارسالم به تهران و قم بود؛ همون سفری که بیماری پدرم از همون جا شروع شد و خیلی از برنامه هایی که داشتم نتونستم انجام بدم. این دلنوشته رو توی قطار، قبل از اینکه به تهران برسیم، براتون نوشتم. خدا قسمت کرد امشب براتون فرستادمش. امیدوارم تونسته باشم خوشحالتون کنم… بسم الله الرحمن الرحیم/ به نام خدایی که دل های ما را به خاطر پرتویی از نور خورشید عالم -از آن نور که به قول تو ماه پاره ای به وجود آمد که ۲۵۰۰ ماهواره حریفش نشدند- نزدیک به هم گرداند. مسجد گوهرشاد، ایوان مقصوره، ضلع شرقی، رو به روی گنبد طلایی شمس الشموس به نیابت از حسین قدیانی فرزند اکبر؛ “السلام علیک یا علی بن موسی الرضا…”/ سلام حسین! دلم برای تویی که هیچ وقت ندیدمت تنگ شده. برای تویی که تک تک دیالوگ های آژانس شیشه ای را حفظی. برای تویی که خانه ات بیت رهبری است. برای همین دل تنگی ها… این بار به جای اتوبوسی که ما را از مشهد می برد به بهشت زهرا و از آنجا هم به کربلای جبهه ها، با قطار درجه یک آمدیم تهران، به یاد همان قطاری که بابااکبر را از تهران برد به جبهه های کربلا. نمی دانی چه حالی می دهد وقتی “غلط کردید بی شمارید” را می خوانی! تصور کن چله تابستان در گرمای داغ فکه یک هندوانه خنک بدهند، آن هم از نوع حکومتی که جگرت خنک شود؛ چه حالی می دهد… اما حال خواندن “غلط کردید بی شمارید” اگر بیشتر از آن هندوانه نباشد کمتر نیست. قلمت درست!… با طنز هایت خندیدم، با دلنوشته هایت گریه کردم، با روضه هایت سوختم؛ به یاد سقای دشت کربلا، بیا این بار هم با هم روضه بخوانیم: “سقای دشت کربلا…” راستی! این بار که داشتم سوار قطار می شدم، مخصوصا از پنجره بیرون را نگا می کردم؛ ببینم تو در سال ۶۱ چقدر دست تکان دادی برای بابا اکبر. هنوز هم وقتی فکر می کنم که یک فرزند شهید چه یتیمی هایی کشیده، موهای بدنم از خجالت سیخ می شود -و وقتی گفتی الان از گذشته بیشتر احساس یتیمی می کنی، دلم بیشتر می سوزد- (این قسمتش حرف دل الانم بود) مثل نی های ساندیسی که ۲۲ بهمن خوردیم… همیشه وقتی آقا سیدحسین از خاطرات جبهه اش برایمان می گوید، فرار می کنم. آخر صحبت هایش همه را مدیونی می دهد که فردا جلوی تک تک تان را می گیرم که؛ “من این حرف ها را به شما گفتم و پیام شهدا را به شما رساندم”. حالا وقتی تو از بابااکبر می گویی، دقیقا همان حس را دارم. همان حس فرار کردن. وقتی گفتی سوار موتور بابااکبر شدی تا… شانه هایم لرزید که چه کرده ایم ما برای فرزندان شهدا؟… می دانم که با این حرفم مغرور نمی شوی و همان طور دوست داشتنی می مانی، آخر تو برای من در این هشت ماه حکم آوینی را داشتی در آن هشت سال. راستی! چند ساعت دیگر صحن حرم حضرت عبد العظیم هستیم. اگر خدا بخواهد انشاء الله آنجا هم به یادت خواهم بود. عجیب سرنوشت این کشور به عدد هشت گره خورده. بیا به بهانه هشت ماه و به یاد هشت سال، پای امام هشتم را وسط بکشیم؛ قربون کبوترای حرمت امام رضا/ به امید دیدار.

حسین قدیانی: عالی بود؛ احسنت! خیلی خوشحالم که در “بهاریه” شرکت کردی… یکی از طرح هایی که قبلا کشیده بودی، آورده ام در کتاب “قطعه ۲۶″… برای من ارزش تو و همه ستاره های سپاه ماه، اما از آوینی و چمران و باقری و بروجردی و آن شهید روستایی خیلی بیشتر است؛ اگر امروز هم خون شهدا می جوشد، مدیون بسیجی بودن و بسیجی ماندن شماست. این حرفم تکمله ای دارد و آن این است که ما در برابر کاری که شهدا کردند، هیچ ایم و خاک مزارشان توتیای چشم مان است. حتما در “سیدالکریم” دعایم کن سالار!… که من آن حرف را اشتباه گفتم و خیلی زود پاکش کردم، چون که برای جمله “بابای ماست خامنه ای” حاضرم هزار بار بمیرم. ماه را ستاره خوبی باش، حسن!  

قطعه ۲۶ ردیف عشق مقدس/ فدایی رهبر

متن زیر در روزنامه کیهان/ ۱ اردیبهشت ۹۰ کار شده است

خیلی زور زدم بلکه یک جوری این نوشته را بگنجانم در قالب ستون «خبرگزاری چیزنا» اما نشد. یعنی نشد که نشد! هر چه هست، شد همین که می بینید. ذکر این نکته لازم است که اسامی این متن کاملا به صورت تصادفی -منتهی با کروکی افسر جنگ نرم!- انتخاب شده اند:
فنایی: «اخراجی های دولت» را همان طور که دستور داده بودید، کلید زدیم؛ الان از «هرند» تا «اشتهارد» جملگی دیپورت شده اند؛ یه دونه باشی جناب اسی!
اسی: فی الحال نوبت «حیدر» است؛ حکما برای اینکه صدای «محمود» در نیاید، می نویسیم «عزل»، می خوانیم «استعفا»! گوشت که با من هست؟!
فنایی: بله خب، دیگه دیگه!… البته جسارت است قربان! همچنان که ملت نوشتند «دکی» و ما خواندیم «اسی»!
اسی: احتیاط کن! اولا «دکی» نه و «دکتر». ثانیا نباید کاری کنیم دکتر به ما شک کند. ما باید پله پله دوستان واقعی دکتر را از وی جدا کنیم.
برنااندیش: ولی این دست فرمان که شما دارید با آن حرکت می کنید، حکایت «پله برقی» است!
اسی: به «آسانسور» هم می رسیم!
فنایی: راستی جناب اسی! از حرفهای ۲ پهلویی که می زنید و بعد زیرآبی می روید و دکتر را دچار دردسر می کنید، قصد خاصی دارید؟!
اسی: حتی المقدور باید کاری کرد که قطار دولت از ریل خدمت خارج شود. یعنی افکار من باید «تیتر یک» شود، نه «کار دولت». منتهی باید اینگونه در سایت و خبرگزاری جا بیاندازی که انگار همه منتقدین من، با دکتر مشکل دارند! این نکته خیلی مهمی است. بعد هم به منتقدین جواب بده که مگر بزرگان نگفتند مسائل را «اصلی-فرعی» نکنید؟! من افکار خودم را که در سر دارم، به مرور عملیاتی می کنم. پول هم خرج می کنم؛ اگر سکوت کردند که ترقی می کنم و پله برقی را می کنم آسانسور، ولی اگر حرفی زدند و اعتراض کردند، دکتر را تا هنوز رئیس جمهور هست، می اندازم وسط و خودم مثل کروبی که هفته ای ۳ بار استخر می رود، زیرآبی می روم… به هر حال سکه سران فتنه را که بچرخانی، مرا می بینی، اما بهتر آن است که به جای من، دکتر را ببینی!… این برگه چیست دست تو؟!
برنااندیش: از کامنتهای سایت پرینت گرفتم. یکی از شما انتقاد کرده، یکی دیگر جواب داده؛ همین شما هستید که با انتقاد از مشایی، او را گنده کرده اید. سومی هم گفته؛ لابد پس امام حسین(ع) با رفتن به کربلا و جنگ با یزید، این ملعون را گنده کرد! آن یکی هم جواب داده؛ حساب ما با منتقدینی که خوبی های احمدی نژاد را هم، بدی معرفی می کنند، جداست. آقایی گفته؛ این فرد عامل چند دستگی در جبهه خودی است. خانمی گفته…
اسی: نمی دانم چرا، اما لذت می برم وقتی این اختلافات را می بینم!
برنااندیش: یعنی واقعا شما…
اسی: البته منظورم این بود که «تضارب آرا» لازمه «مکتب ایرانی» است. یعنی می دانی! می خواهم کاری کنم که «گفت وگوی تمدن ها» پیش «مکتب ایرانی» لنگ بیاندازد. من به جای این خاتمی بودم، می گفتم که منظورم از «گفت وگوی تمدن ها»، همان بگومگوهای صدر اسلام است!! ما باید اختلافات را بکشانیم به تکایا و مساجد و هیئتهای عزاداری. یعنی میان کسانی که در فتنه ۸۸ با هم متحد بودند، باید بذر تفرقه بپاشیم… هی! این حرفها را به دکتر نگویی ها!
فنایی: به روی چشم!
برنااندیش: بلاتشبیه مثل شما به دولت سوم تیر، مثل مهاجرانی است به دولت دوم خرداد!
منشی: این فکس که خبر بسیار مهمی است، الان به دفتر رسیده؛ ظاهرا با برکناری ایشان مخالفت شده!
اسی: برنااندیش! خبر استعفای «حیدر» را در سایت کار کن!
برنااندیش: ولی…
فنایی: ایرادی ندارد؛ کار اسی را می اندازیم گردن دکتر!
برنااندیش: ولی مردم از چشم من که مسئول خبرگزاری هستم، می بینند!
اسی: اگر شلوغ شد، بگو نسبت به صحت خبر یقین حاصل نکردم!… به به به! آقا محمود! چی کار می کردی تا این ساعت؟!
محمود: داشتم نامه های سفر استانی قبلی را می خواندم؛ علی الظاهر در یکی از روستاها، مردم به دلیل جمعیت زیاد خواهان ورزشگاه سرپوشیده بودند که گفتم حتما بسازند. ناراحت شدم که ورزشگاه ندارند. غصه ام شد جان اسی. در سال «جهاد اقتصادی» دولت باید بیشتر کار کند؛ خیلی بیشتر!
اسی: من هم جان محمود، این روزها خیلی ناراحتم؛ منشور کورش را بردند؛ دیدی چه خاکی بر سرمان شد؟!
فنایی: چطور است از روز ورود منشور کورش تا روز خروج را بگذاریم «ایام کورشیه»!
محمود: این چه حرفی است؟!
اسی: اینکه فعلا مصلحت نیست و هزینه دارد، اما خوب است زائران عتبات، اینکه دارند تا «بین الحرمین» می روند، من باب تقدس، یک تک پا هم بروند «ایوان مدائن» را از نزدیک ببینند…
محمود: لابد یک پولی هم باید تخصیص بدهیم ترک های پشت بام ایوان مدائن، ایزوگام شود!… آخر اسی جان! با مقدسات مردم چه کار داری؟!
اسی: منظورم از زیارت ایوان مدائن، با «دل عبرت بین» بود که به هر حال لازم است گاهی از دیده حذر کنند؛ هان؟!
برنااندیش: آهان!
محمود: کورش رفت، به جایش «کی روش» را آوردند؛ غصه نخور!
اسی: شما مرا یاد آن خدابیامرز می اندازید؛ هیچ می دانستید دولت هخامنشیان هم سفرهای استانی داشتند؟!
محمود: تو زمان فردوسی بودی، حکما جای رستم و اسفندیار در شاهنامه عوض می شد!… باز فردا همین اراجیف را برو بگذار دست خبرگزاری ها، برای من و دولت شر درست کن! مردم به من لطف می کنند و می گویند «رجایی»، تو الان می گویی «کورش»، بعد هم لابد ما را می خواهی بکنی «کمبوجیه»!
اسی: منظور من از هخامنشیان همان منشی بود که رجایی پیشه کرده بود؛ قصد بدی نداشتم جناب دکتر!
محمود: من صبح تا شب دارم برای این مردم، جان می کنم، آن وقت شما هی چوب لای چرخ دولت می گذاری!
اسی: آقا محمود! اینها با خودت مشکل دارند، نه با من!… همین ها اگر چند صباح دیگر تکفیرت نکردند، هر چی خواستی به کورش بگو!
محمود: خب مرد حسابی! تو کمتر مسئله سازی کن، تا من مجبور نباشم این همه خودم را خرج تو کنم؛ نمی دانم چه خوابی برایم دیده ای! گیرم فلانی و بهمانی با من مشکل دارند، ولی مصباح و ملت و سپاه و امت حزب الله و بسیج و مراجع و حضرت ماه که خیر مرا می خواهند. آه از دست تو. استغفرالله!
اسی: من یک لحظه می روم آن اتاق، یک کار کوچک دارم! قراری است میان خودم و خودش!
محمود: برنااندیش! چه خبر؟!… چرا در سایت دولت به جای آن پروژه که افتتاح شد، خبر منشور کورش را آوردید صفحه اول؟! مقر دولت خیابان پاستور است یا بیابان پاسارگاد؟!!
برنااندیش: دستور اسی بود. اسی خان زنگ زد و گفت: منظور من از منشور کورش، همان پروژه عمرانی است!
محمود: راستی! اخبار را داری؟!… «بیداری انسانی» در منطقه چه کرده!
برنااندیش: شما جناب دکتر! دوره اول از «دولت اسلامی» سخن می گفتید، حالا از «بیداری انسانی» دم می زنید؟!
محمود: این را اسی در زبانم انداخت؛ جخت بلا می گوید؛ «منظورش از بیداری انسانی، همان بیداری اسلامی است»؛ حکایت مکتب ایرانی، ادبیاتش فرق می کند!
اسی: آمدم… خب جناب محمودخان! بعد از «حیدر» نوبت کی باشد، خوب است؟!
محمود: آخرش هم کار خودت را کردی؟!… از بس به تو اختیار داده ام، حکما پس فردا خود مرا عزل می کنی؟!
اسی: این چه حرفی است؟!… من دارم بارها را از روی دوش شما برمی دارم؛ یواش یواش باید همه وزارتخانه ها سرپرستی اش با خود شما باشد، ولی عملاً کارها را به من بسپارید!
برنااندیش: پس تکلیف «جهاد اقتصادی» چه می شود؟!
اسی: رئیس جمهور ۴ سال اول «سرباز جمهور» بود، ولی الان نوبت ریاست است! همان ۴ سال خدمت رسانی بس بود؛ الان وقت نظریه پردازی است؛ جشن جهانی نوروز مهمتر است یا به فکر کارگران عسلویه بودن؟! یعنی ملک عبدالله اردنی را ما بفروشیم به یک مشت گداگرسنه پاپتی؟! فلان هنرپیشه را بفروشیم به اهالی کشت و زرع؟!
محمود: ولی همین کارگران و پایین شهری ها به من رای دادند، چون فکر می کردند از جنس خودشان هستم؛ از جنس خدمت… می ترسم از روزی که مجبور باشم میان تو و نظام، یکی را انتخاب کنم.
اسی: من که میان تمام دنیا و شما، شما را انتخاب می کنم؛ میان شما و کمبوجیه، کورش را!
محمود: نمی دانم از جان رای مردم به من چه می خواهی؟!
اسی: منظورم از این کار، خدمت به مردم است؛ قرائتم یک مقدار متفاوت است! کلا اسی جماعت منظورش را بد می رساند. مثلاً این چیزهایی که درباره حجاب گفتم، یا چیزهایی که درباره موسیقی گفتم، یا در باب سوء مدیریت انبیا، یا حرفهایی که در آینده قرار است بزنم و به جای خودم، شما را بیاندازم جلو و همان بحث تکفیر و اینا دیگه… من وقتی می گویم آدم بدون واسطه ماه، می تواند به خورشید وصل شود، منظورم این است که… اِ! ببینم آقا محمود، شما بیداری؟!
محمود: امروز از خروس خوان تا الان یک ضرب داشتم کار می کردم؛ داشتم می رفتم خانه که این نامه ها را دیدم؛ گوشم با توست…

¤ تیتر تزئینی است!

این نوشته در صفحه اصلی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. ناهید رسولی می‌گوید:

    داداش حسین سلام

    انقدر خوش حالم که فقط دلم خواست خوشحالیم رو با بچه‌های قطعه تقسیم کنم،راستش دور و برم به جز مادرم کسی‌ نیست که عمق این خوش حالی‌ رو بفهمه ولی‌ ما اینجا رو داریم و غم نداریم،،

    برایتان گفته بودم که به تازگی ۴ سال شده که من و مادرم مسلمان شده‌ایم،،بالای ۲۰ سال است که خارج از ایران زندگی‌ می‌کنیم ولی‌ انشا الله قصد برگشت به ایران اسلامی داریم برای زندگی‌،

    داداش حسین،همیشه وقتی‌ اینجا میدیدم از مشهد یا کربلا رفتن صحبت می‌شه ،دلم خیلی‌ میشکست،حتا خاطره‌ای هم از ایران تو ذهنم نبود که در مسابقه شرکت کنم،،فقط خاطره‌های کمرنگ از پدر شهیدم،بگذریم،،حالا دلیل خوش حالی‌ من،

    دیشب خانوم و آقایی که اینجا به من و مادرم کمک کردن تا به اسلام مشرف شویم آمدند منزلمان،،

    داداش حسین ،به من و مادرم یه سفر هدیه کردن،،سفر حج،در بازگشت هم از راه ایران برمی‌گردیم و به پابوس حضرت معصومه و امام رضا،،

    داداش حسین این برام مثل یه رویا می‌مونه،،همتون رو دعا خواهم کرد،،با خودم قرار گذشتم تا چشمم به خانه خدا افتاد اول از همه سلامت و طول عمر آقامون،حضرت ماه رو طلب کنم،،خدایا شکرت‌

    ببخشید طولانی‌ شد،،می‌خواستم شادیمو با بچه‌های قطعه قسمت کنم

  2. چشم انتظار می‌گوید:

    بعضی هافکرمی کنند : بقا(یی)مختص ذات مشایی ست . ولی من معتقدم : فنا(یی)مختص ذات اسی است . دستی که درراه دفاع ازاصولگرایی ونقدمنصفانه قلم زندبوسیدنی است داداش حسین.

  3. ابوالقاسم می‌گوید:

    سلام داداش
    دمت گرم بابا چقدر پرکار شدی
    واقعا خدا قوت
    انشالله اجرت با حضرت زهرا(س)
    گفتم اول کامنت بزارم بعد برم متنو بخونم
    فعلا یا علی

  4. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    سلام بر حسین*

  5. فدایی رهبر می‌گوید:

    اگه قرار باشه مشایی برای ریاست جمهوری آینده کاندید بشه تاریخ دوباره تکرار میشه و دوباره آرای باطله از یه کاندید جلوتر میزنه

    تقدیم به قطعه مقدس ۲۶

    http://s29.aks98.com/files/33110314631626517002.jpg

  6. کاووس می‌گوید:

    با سلام . تو فریب خورده ای حسین قدیانی . استادت شریعتمداری آشکارا یک دروغگوست . در وبلاگم دروغگویی اش را برملا کردم . تو با شریعتمداری و مداحان رکیک گو و همان حزب اللهی که می گویی ، راه بهشت را در پیش بگیرید و ما با دکتر عازم جهنمیم . دکتر متاثر از مشایی نیست . دکتر بر مشایی اصرار می کند تا جبهه ” برادران غیور ” فعلا دست آویزی برای حمله داشته باشند . حمله به مشایی بهانه است و الا دکتر نیازی به احدی ندارد . حسبه الله نعم الوکیل .
    به زودی تقابل نهایی دکتر با آنانی است که خود را پدر خوانده های اصولگرایی می دانند و طاقت تیغ تیز عدالت احمدی نژاد را بیش از این ندارند .

    تو با استادت بمان و ما اگر دکتر به دوزخ هم برود با اوییم .
    حسین قدیانی: در سربازِ راستینِ ولایت بودن حاج حسینین صفار و شریعتمدار، همین بس که “مشایی چی ها” دروغ گو خطاب شان می کنند؛ همچنان که سران فتنه و خواص بی بصیرت… و اما حق با “آقا” بود که بعضی ها را “عامل تفرقه” می خواند. اینکه گفتی “به زودی تقابل…” یعنی همان خوابی که مشایی برای دکتر دیده است تا رفتار و گفتاری کند که در موضع اتهام قرار گیرد و همگان را نگران کند! در متنی که نوشتم، پاسخ به وضوح داده شده.

  7. سجاد می‌گوید:

    سلام خسته نباشید
    عجب متنی بود! – برنا اندیش را عالی آمدید!

    “اسی: من یک لحظه می روم آن اتاق، یک کار کوچک دارم! قراری است میان خودم و خودش!”

    ————

    با “منشور کوروش یا تحولات منطقه, مسئله این است.” به روزم.

    یا علی مدد.

  8. چشم انتظار می‌گوید:

    داداش حسین نمیدونم این بلاگفاچرانمی ذاره سایتتونو لینک کنم دائم پیام میده این پیوندتبلیغیه نمیدونم تبلیغ برای نظام جرمه ؟

  9. قاصدک منتظر می‌گوید:

    (اسی :حتی المقدور باید کاری کرد که قطار دولت از ریل خدمت خارج شود یعنی افکار من باید “تیتر یک “شود,نه “کار دولت “.
    برنااندیش : بلاتشبیه مثل شما به دولت سوم تیر , مثل مهاجرانی است به دولت دوم خرداد ! )

  10. سیداحمد می‌گوید:

    تبارک الله
    احسنت؛
    خیلی هنرمندی داداش،

    فنائی، برنااندیش، اسی! واقعا انتخاب اسامی عالی بود افسر جنگ نرم.

    ماشالله به این قلم و هنر.

  11. ترنم می‌گوید:

    چی بگم والا…

  12. قاصدک منتظر می‌گوید:

    خدا کنه اقای احمدی نژاد یه کم دقیق تر به اطرافیانشون نگاه کنند و زودتر حساب خودشون رو از حساب کسانی که چوب لای چرخ دولت می گذارند و به نحوی دارند باعث خوشحالی معاندان نظام می شوند جدا کنند.

  13. طاهره فتاحی می‌گوید:

    آقا من تا این جای متن: “اسی: برنااندیش! خبر استعفای «حیدر» را در سایت کار کن!” نفهمیده بودم که برنااندیش همان جوانفکر! گوگولی مگولی است…
    🙂

  14. چشم انتظار می‌گوید:

    چشم . اطاعت امر.

  15. چشم انتظار می‌گوید:

    برادر یاخواهرکاووس :
    این کابوسی که تودیدی یقین بدان تورارهانخواهدکرد.اگرراست گفته باشی ودکتررادوست داشته باشی بدان ازحسینین شریعتمداری وقدیانی بیشتردوست نداری چون معیاردوستی عمارها و ستاره های حضرت ماه فقط درخط ولایت بودن است ، که الحمدلله دکترتاحالابوده وانشاءالله پس ازاین نیزخواهدبود. پس لطفاکاسه ی داغ ترازآش نشده وافراط وتفریط نفرمایید.

  16. سیداحمد می‌گوید:

    خدا خودش به ما رحم کنه!
    از دست مشائی و جوانفکر چه طوری میشه خلاص شد؟

    باید مودب هم باشیم و توهین نکنیم!
    اونقدر حرص خوردم آخرش سکته میکنم!

  17. طاهره فتاحی می‌گوید:

    والا نادر و سیمین که آخرش از هم جدا شدند. یعنی می شود اسی و محمود هم از هم جدا شوند؟؟؟

  18. چشم انتظار می‌گوید:

    سیدجان
    خواهشاازاین حرفای دلهره آورمثل سکته و…نزن مامبصردیگه نمی خوایم .همین وبس.

  19. ف. طباطبائی می‌گوید:

    سلام داداش حسین. خسته نباشید. خیلی عالی بود. تلخ بود. پر از آه بود. کاش یه طوری بشه که این دیوانه ها اطراف دکتر نباشن. یعنی میشه؟

  20. یار دبستانی می‌گوید:

    سلام
    به قول استادمون حاج آقا طائب این بشر در کله شقی نظیر نداره . من موندم این دکتر با این همه هوش و ذکاوت جدای از این همه مسائل و اختلافات پیش آمده چطوری با این بشر پیوند خورده ؟؟؟!
    خیلی وقت بود می خواستم بنویسم براتون که چرا چوب به آستین دکتر نمی کنید؟؟
    چند بار این جمله را که آقا در دیدار با جوانان قمی فرمودند بخوانید و مرور کنید:
    امروز هر حرکتی که منجر به دلسردی و سستی در جوانان انقلابی و مردم متعهد میهن اسلامی مان شود خیانتی بزرگ و نا بخشودنی خواهد بود…
    آهای دکتر !
    من نمی دونم داری برای کی اینقدر از جیب و آبروی این ملت خرج می کنی ولی اینو میدونم این ملت و مولایی که مانند ندارد پشتوانه ای به استحکام و منطق امام عصر دارند. از شما مؤمن تر و با ذکاوت تر ها همینکه موضوع امتحانشان شدند این ملت و رهبر فرزانه اش فی الفور سوار بر سیلی ملت و خدای ناصر آنان بر زمین داغ خورده اند.
    ان فی ذلک لعبرة لأولی الابصار…

  21. سیداحمد می‌گوید:

    چشم انتظار جان!

    این “کاووس” وضعیتش وخیمه! طرف خودش داره میگه احمدی نژاد اگه به دوزخ هم بره همراهش میریم!

    خوب از این آدم چه انتظاری میشه داشت؟
    تنها کاری که میتونیم بکنیم اینه که دعا کنیم خدا هدایتش کنه.

    آدمهائی که اینطوری از احمدی نژاد بت ساختن مسلما دچار مشکل میشن!
    ما خط فکریمون مشخصه؛ هر چی آقا بگه.
    هر کسی که در مسیر ولایت فقیه باشه ما ازش حمایت می کنیم؛ وقتی کسی از مسیر ولایت فقیه خارج شد و برای خودش ساز متفاوت زد، میخوام سر به تنش نباشه!

  22. خان باجی می‌گوید:

    سلام علیکم
    خدا نیاره اون روز رو ( از سر ناچاری میگم ) آدم توی جهنم با شمر محشور بشه اما حتی روزی یکبار اسم مشایی رو نشنوه . به خدای لاشریک له حالم بد میشه .
    رئیس جمهور شدن رو مگه تو خواب ببینه .

    پ ن :
    جناب کاووس عزیزم شما آیه قران رو درست بنویس بر ملا کردن دروغ اینو اون پیش کش .
    حسین قدیانی: آدم توی جهنم با شمر محشور شود؟!!… چه خبر است خانم خان باجی؟!! نقد مشایی، نیازی به این حرفها نداردها! مراقب باشید لطفا، هم شما و هم دوستان دیگر. از این به بعد اگر در یک کامنت چیزهایی از قبیل شمر و این حرفها ببینم، کل کامنت حذف می شود. منطقی حرف تان را بزنید.

  23. قاصدک منتظر می‌گوید:

    ما به خاطر ولایتمداری دکتر احمدی نژاد به ایشون رای دادیم,وگر نه هر کس از زیر چتر ولایت بیرون بیاد به قول اقا سید احمد میخوام سر به تنش نباشه, چون ما با هر کسی الکی عقد اخوت نمی بندیم.
    حسین قدیانی: از این “سر به تنش نباشه” خوشم نیامد. بس کنید!… یعنی نقد کنید، به جای این حرفها لطفا…

  24. سیداحمد می‌گوید:

    ماشالله بچه ها ! 🙂
    چه تصاویری؛ چه سرعتی!

    صلوات فرستادین؟

  25. چشم انتظار می‌گوید:

    مبصرصبورقطعه :
    ازراهنماییتون درخصوص عکس هم ممنونیم

  26. قاصدک منتظر می‌گوید:

    چشم ,حق با شماست,ببخشید.

  27. سیداحمد می‌گوید:

    یه پیام “بی زرگانی”

    ساعت ۱:۵ بامداد
    تعداد افراد آنلاین: ۲۶ نفر

    ماشالله…
    داداش حسین با درایت فـــــــــــــدائی داری….

  28. خدایا اسی را به راه راست هدایت فرما.

  29. حسن می‌گوید:

    سلام حسین آقا
    منم حسن ، آبدارچی قطعه منو ببخشید آخه تو این مدت کمتر اومدم قطعه دلم میخواست بهاریه شرکت کنم قسمتم نشد درگیر پرستاری از پدرم هم بودم موقع خونه تکونی وسط خرت و پرتام یه برگه پیدا کردم که مال سفر پارسالم به تهران و قم بود همون سفری که بیماری پدرم از همون جا شروع شد و خیلی از برنامه هایی که داشتم نتونستم انجام بدم این دلنوشته رو توی قطار قبل از اینکه به تهران برسیم براتون نوشتم خدا قسمت کرد امشب براتون فرستادمش اومیدوارم تونسته باشم خوشحالتون کنم
    بسم الله الرحمن الرحیم
    به نام خدایی که دل های ما را به خاطر پرتویی از نور خورشید عالم که از آن نور به قول تو ماه پاره ای به وجود آمد که ۲۵۰۰ ماهواره حریفش نشدند نزدیک به هم گرداند .
    مسجد گوهرشاد ، ایوان مقصوره ضلع شرقی رو به روی گنبد طلایی شمس الشموس به نیابت از حسین قدیانی فرزند اکبر
    السلام علیک یا علی بن الموسی الرضا …
    سلام حسین
    دلم برای تویی که هیچ وقت ندیدمت تنگ شده ، برای تویی که تک تک دیالوگ های آژانس شیشه ای را حفظی برای تویی که خانه ات بیت رهبریست برای همین دل تنگی ها این بار به جای اتوبوسی که ما را از مشهد می برد به بهشت زهرا و از آنجا به هم به کربلای جبهه ها با با قطار درجه یک آمدیم تهران به یاد همان قطاری که بابا اکبر را از تهران برد به جبهه های کربلا .
    نمی دانی چه حالی می دهد وقتی “غلط کردید بی شمارید” را می خوانی ، تصور کن چله تابستان در گرمای داغ فکه یک هندوانه خنک بدهند آن هم از نوع حکومتی که جگرت خنک شود چه حالی می دهد …
    اما حال خواندن “غلط کردید بی شمارید” اگر بیشتر از آن هندوانه نباشد کمتر نیست . قلمت درست
    با طنز هایت خندیدم با دلنوشته هایت گریه کردم با روضه هایت سوختم … به یاد سقای دشت کربلا بیا این بار هم با هم روضه بخوانیم
    سقای دشت کربلا …
    راستی این بار که داشتم سوار قطار می شدم مخصوصا از پنجره بیرون را نگا می کردم ببینم تو در سال ۶۱ چقدر دست تکان دادی برای بابا اکبر . هنوز هم وقتی فکر می کنم که یک فرزند شهید چه یتیمی هایی کشیده موهای بدنم از خجالت سیخ می شود (و وقتی گفتی الان از گذشته بیشتر احساس یتیمی می کنی دلم بیشتر می سوزد – این قسمتش حرف دل الانم بود) مثل نی های ساندیسی که ۲۲ بهمن خوردیم … بیچاره اونی که زندان درست می کرده برای … چگونه به شهدا جواب خواهد داد خدا می داند .
    همیشه وقتی آقا سید حسین از خاطرات جبهه اش برایمان می گوید فرار می کنم . آخر صحبت هایش همه را مدیونی می دهد که فردا جلوی تک تکتان را می گیرم که من این حرف ها را به شما گفتم و پیام شهدا را به شما رساندم …
    حالا وقتی تو از بابا اکبر می گویی دقیقا همان حس را دارم همان حس فرار کردن . وقتی گفتی سوار موتور بابا اکبر شدی تا … شانه هایم لرزید که چه کرده ایم ما برای فرزندان شهدا
    می دانم که با این حرفم مغرور نمی شوی و همان طور دوست داشتنی می مانی آخر تو برای من در این هشت ماه حکم آوینی را داشتی در آن هشت سال
    راستی چند ساعت دیگر صحن حرم حضرت عبد العظیم هستیم اگر خدا بخواهد انشاء الله آنجا هم به یادت خواهم بود
    عجیب سرنوشت این کشور به عدد هشت گره خورده بیا به بهانه هشت ماه و به یاد هشت سال پای امام هشتم را وسط بکشیم
    قربون کبوترای حرمت امام رضا …
    به امید دیدار

  30. سلاله 9 دی می‌گوید:

    معمولا بیش تر نوشته های این سبکی تان را برای وطن می نویسید و عالی است که این نوشته در کیهان چاپ می شود.

    می شد از آن جایی که آرملیا را از چیزنا اخراج کردند،برود در ایرنا مشغول به کار شود و این مکالمات سری را پوشش دهد.

    جملاتی را که برای دکتر انتخاب کرده بودید،کاملا حساب شده بود.زیبا بود و سپاس

  31. کاووس می‌گوید:

    از دکتر بت نساخته ام . به او ایمان دارم . نزدیکترین و در خط ولایت ترین فرد را دکتر می دانم . شما چرا این قدر دکتر را تحقیر می کنید که او را مهره دست مشایی می دانید ؟! سر میز مناظره ، مشایی نشسته بود؟ در کنفرانس ها و در برابر خبرنگاران حرفه ای هفت خط ، مشایی می نشیند ؟ در دانشگاه کلمبیا مشایی حماسه افرید ؟ همه می دانند که رئیس جمهور بعد آن کسی است که دکتر اشاره می کند ! واهمه آنکه نکند مشایی باشد ، برادران غیور را آشفته کرده !
    بدانید اگر حداد عادل توانست حکم حکومتی تایید “معین” را بگیرد ، دکتر هم برای تایید مشایی دستش باز است ! پس از اقبال عمومی مردم وحشت کرده اند !
    مساله مشایی نیست . با کردان چه کار داشتند ؟ چرا به سعید لو را برای نفت رای اعتماد ندادند ؟ دکتر وارد حریم ممنوعه شده و پس از ناک اوت خط امامی ها !! و رفسنجانی ! نوبت به سخت ترین مرحله ، آن هم ” برادران غیور ” رسیده است . بیت المال را باید پس گرفت حتی اگر کابین زنان خود کرده باشند .
    هیمنه های پوشال مدعیان را درهم خواهد ریخت و یا آنکه شربت شهادت خواهد نوشید . بمانید تا بعد از احمدی نژاد ، بشنوید که : او به تنهایی یک امت بود !
    تیرهای جفا را پیاپی شلیک کنید و تحت جو رسانه ای جبهه اصول خودشون گرا !! مقاله و تحلیل و تحقیر و ریشخند بزنید ! وبلاگهای ما را پی در پی مسدود کنید و خوش خیال باشید که سرباز ولایتید !
    و نهضت آزادی هم امام راحل ( ره ) را تحت تاثیر حاج احمد !! و اطرافیان !! می دانست ! و چه توهینی از این بالاتر ؟ و اگر کسی امام عزیز امت اسلام ، امام خامنه ای ۰ روحی فداه ) را تحت تاثیر فلان بداند ، چه حالی به شما دست می دهد ؟ همچنان که در فتنه ۸۸ در آن نامه کذایی چنین القا شده بود ! این گونه دلسوزی که رهبری خوب است ، اطرافیان بد ، اهانت است . آیا احمدی نژاد یک دروغگوست که اینگونه در علن از مشایی ستایش می کند و ایمان و صداقت وی را می ستاید ؟!
    آیا در خطبه نماز ۲۹ خردا د ، حضرت آقا به سابقه دوستی ۵۰ ساله خود به هاشمی اشاره نکرد و از امت نخواست که فعلا بنابر این اعتماد عمل کنند ؟
    آیا دکتر که بیش از ۲۰ سال است با مشایی دوست و در ارتباط است حق ندارد بنابر اعتماد خود عمل کند ؟
    اگر مشایی برای بیان اشتباه ” دوستی با مردم اسراییل ” برای ابد قابل سرزنش است آیا نمی دانید امام خامنه ای ( روحی فداه ) در زمان ریاست جمهوری ” ولایت فقیه ” را در خطبه های جمعه در چارچوب قانون خواند که مورد عتاب امام ( ره ) قرار گرفت ؟
    آیا نمی دانید در جریان حکم سلمان رشدی ، امام خامنه ای ( روحی فداه ) آن زمان قائل به توبه وی بود که باز هم با حکم قطعی امام مبنی بر ارتداد ابدی وی مواجه شد ؟!
    اگر کسی با شجاعت عقیده خود را بیان کرد و فهمید که اشتباه کرده و پذیرفت از حلقه ولاییون برای همیشه طرد است ؟
    آیا عجیب است که احمدی نژاد بر انتصاب معتمدین خود اصرار کند ؟ در حالی که امام خامنه ای ( روحی فداه ) در دوم ریاست جمهوری تا آخرین لحظه حاضر به معرفی میر حسین به عنوان نخست وزیر نبود تا امام ( ره ) بر او ” واجب ” کرد معرفی میر حسین را ؟ کدام معتمد احمدی نژاد از موسوی بدتر است ؟ چرا تفکر نمی کنید ؟! آیا در جریان معاون اولی مشایی نبود که رهبری آشکارا همه را به ” انصاف ” فرا خواند و مصداق بارزش ” شریعتمداری ” بود ؟
    آیا نمی دانید احمدی نژاد ” یوسف ” این انقلاب است که اعمال او خالی از حکمت نیست ؟ نبود که یوسف ” کاسه زر ” را در کیسه بنیامین نهاد و منظوری داشت ؟ آیا برادران در اوج اقتدار یوسف در حضورش باز وی را دزد خطاب نکردند ؟ در حالی که وی را نمی شناختند ؟
    آیا ندیدید که چاوز کمونیست بی دین به تدبیر احمدی نژاد ، به آنجا رسید که دعای فرج می خواند و “امام خامنه ای ” را مقتدای خود می داند ؟ آیا نشنیده اید روزی که چاوز به ایران آمد و قصد ورود به حرم ثامن الحج ( علیه السلام ) را داشت عده ای وی را نجس و کافر می دانستند که ورودش به حرم ، اشکال شرعی دارد ؟
    آیا نمی دانید که عبد الله عربستانی به ایران آمد و با امام خامنه ای هم دیدار داشت ؟ او بد تر است یا عبدالله اردنی ؟ مگر امام نفرمود ” ما اگر از صدام بگذریم از آل سعود نخواهیم گذشت ” ؟!
    چرا در سیاست احمدی نژد در دعوت از شاه اردن ، برادران کمی صبوری نکردند ؟ چرا فکر نمی کنید شاید مساله ای امنیتی باشد که فعلا زمان افشای آن نیست ؟ چرا به دکتر نباید اعتماد کرد ؟
    آیا به یاد ندارید که دکتر روز ثبت نام انتخابات ۸۴ چقدر تنها بود ؟ به یاد آورید که شریعتمداری در استدلال منطقی !! دکتر را ” اصلح نامقبول ” و به تلویح قالیباف را ” صالح مقبول ” و خواهان کناره گیری دکتر شده بود ؟
    آی ولایت مداران ! اگر دکتر بعد از اینکه در هر محفل و مجلسی که نشست با ذکر دعای فرج آغاز کرد ، اگر او هم منحرف است پس به کدام ایمان خود مغرورید ؟ پس کدام از ما امید عاقبت به خیری دارد ؟
    حسین قدیانی ! اگر دکتر رو به سقوط است باید با قلم خون چکان بنویسی نه با هلهله طنز ! سقوط دکتر برای شما عروسی است ؟!
    تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد ؟
    اینقدر دانم که از شعر ترش خون می چکید !
    حسین قدیانی ! اگر دکتر بعد از آنهمه مجاهدت و خلوص رو به سقوط است وای بر من گناهکار روسیاه و تو بر خود چه اطمینانی داری ؟
    آن گونه ننویس که شریعتمداری و طائب و توکلی و زاکانی و مطهری و . . را خوش آید ، آن بنویس که حجه ابن الحسن العسکری ( عج ) را تسلی دهی ! والسلام .
    حسین قدیانی: من آن گونه می نویسم که خامنه ای را خوش بیاید. این شخص که امام زبان مشایی است، امام زمان من نیست. دکتر هم ولایتی ترین فرد نیست، که اگر بود حکم رهبر را اجرا می کرد و این همه به “عامل تفرقه” میدان نمی داد، که اگر بود درباره حکم مربوط به وزیر اطلاعات “سمعا و طاعتا” می گفت… و اما شریعتمداری و طائب را چه قیاس با دیگران؟!… و اماتر دکتر احمدی نژاد، بیرون از خیمه ولایت فقیه، برای من چیزی در مایه های شیخ بیسواد است و حتما درباره اش طنزهای وحشتناک خواهم نوشت. توصیه ای هم دارم؛ روی رای مردم به دکتر برای اغتشاش حساب نکنید؛ چرا که ما فداییان ولایت، حکومتی هستیم، نه دولتی! جایی از این کامنت، خیلی خوب خودتان را لو دادید! ما تازه فهمیدیم که شما به مولای ما “نقد” هم دارید! اصولا شما طرفداران مشایی -و نه دکتر!- زیاد حرف می زنید و بحث کردن بیش از این با شما، یاسین خواندن در گوش ناشنواست!
    دوستان دیگر در کامنتها به این بحث دامن نزنند!

  32. ان شا الله امت حزب الله از این فتنه که شاید سخت تر از فتنه اول باشه به سلامت بیرون می یان.مادامی که چشممون به مولای خراسانی است ،از هیچ فتنه ای بیم نداریم.

  33. حی علی الجهاد می‌گوید:

    اگر بتوان گفت طنز می‌تواند به جای خنداندن بگریاند این دقیقا مصداقش بود.
    همین و دیگر …

    و دیگر مطلبی که در وبم نوشته ام:

    اشک‌نوشت، دردنوشت، نمی‌دانم شاید هم خون‌نوشت …

  34. سیداحمد می‌گوید:

    احسنت آقا حسن؛
    واقعا زیبا بود؛ با نوشتنش اشک ریختی؟
    اشک ما را هم در آوردی!

    دلنشین بود.

    قربون کبوترای حرمت امام رضا …

  35. یه انتقاد

    نمی دونم شاید اشتباه می کنم ولی کاش کامنت هایی مثل کامنت جناب”کاووس”رو تایید نکنید.کلی شبهه بدون جواب توی این کامنت نهفته هست.جای این بحث ها در کامنت نیست.
    حسین قدیانی: در اینکه هر کامنتی نباید تایید شود، شکی نیست، اما کدام شبهه بی جواب؟!… توقعم از بچه های ثابت قطعه ۲۶ بیش از این حرفهاست!… و اما می گویند از دکتر بت نساخته ایم! راست می گویند؛ بت اینها مشایی است، کورش است، مکتب ایرانی است، جشن جهانی نوروز است. اینها مشایی را بیش از مصباح -که به قول رهبر انقلاب، مطهری زمان اند- به عنوان عالم دین قبول دارند و در عین حال به خامنه ای، “امام خامنه ای” می گویند. نفاق اینها آنجاست که پیش هدیه تهرانی از خاتمی، لیبرال ترند، اما به ما که می رسد به خامنه ای، “امام” می گویند… و نمی گویند که همین “امام خامنه ای” به دکتر گفت؛ این فرد عامل اختلاف میان دوستان شماست! مگر می شود که هم به خامنه ای، “امام خامنه ای” گفت و هم تمام سربازان ولایت را یکی یکی از گرد دولت جدا کرد؟! گیرم که صفار و شریعتمدار، بد، اما این جماعت صدای کاوه اشتهاردی و مهرداد بذرپاش که اصلا یک جورهایی، آدمهای دکتر بودند را هم در آورده اند!

  36. حی علی الجهاد می‌گوید:

    دوستان یه کم دقت کنند خودشون متوجه اشکالات کامنت کاووس میشن

    اون کامنت پر از مغالطه است اما کاملا واضح و روشنه غلطهاش

    میشه درست و غلط هاش رو درآورد فقط با دقت جملات رو بخونید

    اینم یه نمونه درشتش:

    آیا در خطبه نماز ۲۹ خردا د ، حضرت آقا به سابقه دوستی ۵۰ ساله خود به هاشمی اشاره نکرد و از امت نخواست که فعلا بنابر این اعتماد عمل کنند ؟
    حسین قدیانی: اصلا جای هیچ بحثی با این جماعت نیست. اگر خامنه ای را “امام خامنه ای” می دانند، بگویند چه کرده اند که رهبر حکیم حتی حاضر نشد کاتب مکتب ایرانی، معاون اول رئیس جمهور شود؟!… چه برسد به اینکه بخواهد رئیس جمهور شود!!… امام این جماعت، “مشایی” است و نه “آقا” و داد از دست دکتر که خود را و رای مظلوم ما را هزینه این جماعت کرده است و زبان هاشمی را جلوی ما دراز کرده است. داد از دست مشایی نیست، متاسفانه باید از دست خود دکتر خون گریه کنیم. اینقدرش را فعلا مجازم بگویم و دیگر باید بگویم که دکتر، آدم بی معرفتی است؛ بی معرفت در قبال خدمات خودش، رای ما و ایستادگی رهبر پای این رای.

  37. صبا می‌گوید:

    “من صبح تا شب دارم برای این مردم، جان می کنم، آن وقت شما هی چوب لای چرخ دولت می گذاری!”
    “امروز از خروس خوان تا الان یک ضرب داشتم کار می کردم؛ “

  38. سجاد می‌گوید:

    سلام
    بابا آقا سید دمت گرم!
    منو بگو فکر می کردم این تکنیک عجیب رو چه طوری بچه های قطعه به کار می برند!!!!
    خدا اجرت بده که یه مسلمون رو از حیرت درآوردی!

    خسته نباشید
    یا علی مدد.

  39. ببخشید .منظورم رو بد بیان کردم.منظورم اینه که هر حرفی رو که جناب کاووس زدن باید مو به مو جواب داد تا شبهه ای بی جواب نمونه؛که در کامنت فرصت نمیشه همه رو جواب داد.پس بهتره اصلا تایید نشه.
    به خدا شرمنده.نمی خواستم ناراحتتون کنم.

  40. صبا می‌گوید:

    “اقا”م پای رای مردم وایساد .
    شما هم هی اشک ما رو در بیار

  41. علی می‌گوید:

    آقا حسین آقا نمی خوام به اون بحث دامن بزنم ولی خواهشا این نظرمو منتشر کن :
    ای آقایی که اومدی این همه سنگ آقای احمدی نژاد رو به سینه زدی ..خداییش ..خداوکیلی ارزش داره به خاطر رئیس جمهور , نایب امام زمان رو مورد بی مهری خودت قرار بدی ؟ واقعا ارزش داره؟ باور کنید همه درد ما حزب اللهی ها اینه که چرا کسی که اومد یه روزی تو دانشگاه تهران جلوی همه دانشجوها گفت که در تمام دنیا رهبری مدبرتر , مدیر تر , شجاع تر , باتقوا تر , دلسوزتر, با ایمان تر , عزیز تر و … از رهبری عزیز انقلاب نداریم , چرا حالا باید کاری کنه ( ناخواسته شاید هم خواسته) که این دلشوره به دل دلسوزای انقلاب بیفته که مبادا کسی که یه روزی بهش اطمینان کردیم …کسی که یه روزی بعد از مدت ها حرف دل رهبری رو می زد حالا یقین کنیم که برای فلان کار این صحبتها رو میکرده (لااله الا الله) .همه درد ما اینه که چرا تمام اتفاقات اینشکلی داره در دور دوم ریاست جمهوری کسی اتفاق میوفته که در دور اول خدمتش به کسی اجازه نمی داد که رابطش رو با رهبری تیره کنه ( البته مطئنیم که الان هم این رابطه تیره نیست و میدانیم هم که به حق صاحب اصلی این انقلاب نخواهد شد)شما حق ندارید , یعنی ما به شما اجازه نخواهیم داد که به اسم طرفداری از هرکسی , جلوی رهبری بایستید . آن شخص هرکه می خواد باشه ما اجازه نمی دیم عده ای بخاطر دفاع مسلما بیجا از شخص خاصی, نایب امام زمان ما و تمام امید ما رو به نقد بکشه. دوستان اینجا بحث آقا و احمدی نژادنیست ,شک نکنید .اینجا بحث یک جریان انحرافیه که میخواد به همه کسایی که به احمدی نژاد بخاطر آقا رای دادن تلقین کنه که ما اصلا بخاطر حمایت آقا رای نیاوردیم ,ما بخاطر شیوه و خط فکری خودمون رای آوردیم . من بعنوان یکی از فدائیان آقا به شما میگم که شما غلط کردید که چنین فکری کردید. اگر جرات داشتید همین افکار را همان قبل انتخابات رو می کردید ولی از آنجایی که عاقبت کار رو می دونستید جراتش رو نداشتید .حالا هم دارید خون به دل دلسوزان نظام می کنید.از این هیاهو ها چه کسی سود می بره؟ به خدا اگه آقای احمدی نژاد همون اول می زد تو دهن این مشایی پررو این دیگه جرات نمی کرد بیاد از دهنش گنده تر حرف بزنه. حالا شما فکرمیکنین چون آقا زیاد راجع به مشایی حرف نمی زنه ازش راضیه ؟ نه والا , فقط و فقط به خاطر مصالح نظامه .مگه جنابعالی در مطلبی که آقا حسین آقای قدیانی منتشر کرد یک کلمه توهین به شخص آقای احمدی نژاد دیدی که اینقدر عصبانی شدی؟ ولی حداقلش اینبود که ماهیت خودتو نشون دادی و ثابت کردی هدفت نه حمایت از آقاست نه احمدی نژاد.بلکه افرادی مثل شما هستند که به تبعیت از مولاشون مشایی , دوبهم زنی می کنن و مطمئنا هم چوبش رو می خورن.دیگه هم نبینم از این غلطا کنی و از آقا ایراد بگیریا وگرنه …

  42. علی می‌گوید:

    آقا حسین آقا این مطالبی که در خیمه نوشته ای همه اش را ما هم قبول داریم .خصوصا خدماتی را که احمدی نژاد در طول دوره ریاست جمهوری انجام داده.ببینید اصولا کسی که در مجامع بین المللی با ذکاوت و تیز هوشی برخورد می کند , در مسائل داخلی هوشمندانه عمل می کند , و ده ها خوبی دیگری را که دارد , وقتی که در برابر حکم رهبری عکس العملی نشان نمی دهد گرچه میگوید که ما مطیع ولایتیم , همینش انسان را ناراحت می کند مطیع ولایت یعنی همانند اینکه زمانی که امام صادق به شاگردش فرمود همین حالا برو و درکوره آتش بشین و او نشست و سالم ماند , وهمین یعنی ولایت پذیری , یعنی اینکه مولایت صلاح تو را بهتر از تو می داند. و زمانیکه انسان پذیرش از سر اجبار را از مدعیان ولایتمداری می بیند , آتش می گیرد. حرف من این است که چگونه ؟ چگونه باید از شخصی که چنین خصوصیات خوبی دارد پذیرفت که در برابر امر مولا عکس العملی نشان ندهد.چشم , چون من مطیع محض ولایتم , چشم , به دیده ی منت .خلاصه اینکه بنده معتقدم اگر این ماجرا اینقدر کش پیدا کرده حتما قسمتی هم تقصیر شخص احمدی نژاد است که به موقع و قاطعانه موضع گیر ی نکرده. اگر فردای حکم آقا در رابطه با آقای مصلحی میامد و می گفت بدلیل اینکه رهبری انقلاب صلاح دانستند ما هم اطاعت می کنیم دیگر کسی (خصوصا این یاوه گوهای فرصت طلب ) جرات نمی کردند حرفهای گنده تر از دهانشان بزنند.

  43. سرباز آقا می‌گوید:

    سلام
    خدا قوت
    یا علی…

  44. حسن می‌گوید:

    من از طرفداران پرو پا قرص احمدی نژادم و جونمو براش میدم اما یه شرط داره و اون تا قیامت همراهشه شر طش رضایت امام خامنه ای از ایشونه من به سیاسی کاری ها کاری ندارم اگه یه روزی ذره ای اقامون از احمدی نژاد کدر باشه همین جونمو مقابل دکتر برای اقا سپر دارم همه هم و غم ما و دلسوزی برای دکتر بخاطر ولایتمداریشونه که انشالله تا اخر ادامه داره
    خدا بخیر کنه عاقبتامونو
    لبیک یا امام خامنه ای

  45. محمد می‌گوید:

    حاج حسین

    شنیدی اسی رفته از حاج سعید حدادیان شکایت کرده؟

    از قول من به اسی بگو با برو بچه های حسینیه امام حسن مجتبی شوخی نکن که عاقبت نداره

    چون حاج سعید یعنی چند هزار نفر !!!!!!!

    اسی جان ؟؟!!! افتاددددددددد

  46. مریم می‌گوید:

    سایتی برای جمع‌آوری امضا به آدرس http://www.petitiononline.com/ssi2011/petition.html به منظور حمایت از خیزش‌های اسلامی منطقه، تأکید کردند که اگر تعداد امضاهای این جنبش به بیش از یک میلیون برسد، دبیرکل سازمان ملل طبق قوانین حقوقی آن سازمان باید به ملت‌های دنیا پاسخگو باشد.

  47. میلاد پسندیده می‌گوید:

    کاش تیتر تزئینی نبود و محمود برای ماندن اسی، دیگران را پرپر نمی کرد! آه

  48. خط انقلاب می‌گوید:

    خیلی از اختلافات زیر سر این آقای برنااندیش(کوته اندیش) است. اسی و این مرد دروغ گو بین ما علاقه مندان به دکی اختلاف انداخته اند. من به دکی رای دادم نه اسی. ولی الان اسی همه کاره است که!

  49. میلاد پسندیده می‌گوید:

    نمی فهمم کجای این متن مزاح است! همه اش آه است… داغ و اشک… ای خداااااااااا

  50. مصطفا می‌گوید:

    من با خواندن این مرقومه بیش از ان که حال کرده باشم اشک ریختم – اشک ریختم برای کسی که او را همیشه استاد خطاب می کنم نه رییس جمهور – کسی که جان می کند می کند تا دیگران زندگی کنند – کسی که می دود تا دیگران راه بروند و …
    همیشه استاد -اقای رییس جمهور- را مشغول خدمت به مردم و انقلاب دیده ام و از همین رو مورد عنایت خداوند تبارک و تعالی و تفقد رهبر و توجه مردم است.
    امیدوارم همچون گذشته، از امتحان الهی مبارزه به شیطان بزرگ نیز سربلند بیرون بیاید و جن و انس شاهنامه نتوانند اسیبی به او بزنند

  51. فدایی رهبر می‌گوید:

    آقا کاووس شما این فیلمو ببین. ببین چطور مردم با آقای! مشایی برخورد میکنن اونوقت بیا نظر بده. این فیلم مال ۲۲ بهمن سال ۸۹ است.

    http://parsaspace.com/files/4744884884/mashaei-221189.flv.html

  52. سیب می‌گوید:

    سلام برادر حسین….

    ببخشید دلم نیومد این مطلب رو تو وبلاگ کپی نکنم….
    عذر می خوام بدون اجازه بود….. خدا کنه همیشه سعادت داشته باشی حرف دل بچه حزب اللهی ها رو بزنی….

    یاعلی

  53. مهتاب می‌گوید:

    سلام
    متنتون عالی بود
    یعنی آقای دکتر به این بی خبری که شما در متن آوردید، هستند!
    صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم
    یا راه نمی‌دانی یا نامه نمی‌خوانی

  54. kam می‌گوید:

    ببینید در روزنامه جمهوری اسلامی چه لجن پراکنی‌هایی به استاد مصباح شده، یه کم هم به افراد دیگری که به وسیله رهبر در جایگاههای مهم کشور مانند دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم بپردازید.
    آقای واعظی که چندی پیش به فرمان رهبر به ریاست دفتر تبلیغات رسید، ضیاء مرتضوی (یکی از حامیان اصلی فتنه در قم) را در سمت ریاست پژوهشکده فقه و حقوق دفتر ابقا کرد و همچنین در مراسم کارمندان دفتر تبلیغات تریبون را در اختیار این فرد قرار داد.
    همین شخص همراه با یکی دیگر از حامیان فتنه در روزنامه جمهوری به استاد مصباح صحبتهای ناروایی را نسبت داده اند.
    حال جای یک سؤال میماند؛ چرا آقای واعظی که خود را ولایی میداند چنین کاری میکند؟ و بدتر از آن اینست که کسی هم هیچ اعتراضی به این عمل نمیکند؟ ولی در برابر احمدی نژاد که بارها و بارها خود را سرباز ولایت دانسته و به حق هم هست، موضع میگرند و دم از عدم ولایتپذیری آن میزنند؟
    در همین حکم امام در مورد وزیر اطلاعات باز هم فرمودند: «… دولت خدمتگذار….»
    این یعنی چه؟

  55. حوراء می‌گوید:

    بسم الله
    جناب قدیانی ببخشید اگر کامنت من با متن همخوانی ندارد.
    “حمایت از مردم بحرین، یمن و لیبی”
    ۱) خواهشمندم در جهت کمک به مردم منطقه، در نشر پیام زیر و جمع آوری امضاء یاری بفرمایید.
    ۲) ایضا” از خوانندگان عزیز هم همین تقاضا را دارم که در نشر این پیام کوتاهی نفرمایند.
    ۳) “جمع آوری یک میلیون امضاء، سازمان ملل متحد را مجبور می کند با ورود به عرصه بحرین، چاره ای برای حل بحران جاری در این کشور بیابد.”
    ۴) در پی اعتراضات اخیر مردم در کشورهای منطقه و سرکوب گسترده انقلابیون به ویژه در کشورهای بحرین، یمن و لیبی، آزادیخواهان جهان اقدام به راه اندازی کمپین امضاء در حمایت از این ملتهای مظلوم کردند.
    http://www.petitiononline.com
    آیا برای کمک به برادران دینی مان، ساده تر از این راه سراغ دارید؟
    اجر همه امضاءکنندگان و صاحب سایت عندالله…
    منبع: سایت حجت الاسلام والمسلمین شهاب مرادی

  56. چشم انتظار می‌گوید:

    حسن جان :
    حقاکه بابصیرتی وقلم زیبات به دل نشست

  57. خان باجی می‌گوید:

    سلام علیکم
    آقای قدیانی مگه جمله ی اول منو نخوندید ؟ گفتم ( خدا نیاره اون روز رو ( از سر ناچاری میگم)
    در مثل که مناقشه نیست . والا قصدم این نبود که بگم شمر ملعون آدم خوبی بود . شاید در نوشتار دچار لغزش شده باشم اما هم شما و هم سایر دوستان متوجه معنای کلام من شدید .
    با این حال چشم . رعایت میشود .
    یاعلی

  58. ابوالفضل می‌گوید:

    سلام…..
    الان داشتم کیهان نیوز رو میخوندم که اسم شما اومد جلوی چشمم….
    اسی: حتی المقدور باید کاری کرد که قطار دولت از ریل خدمت خارج شود. یعنی افکار من باید «تیتر یک» شود، نه «کار دولت». منتهی باید اینگونه در سایت و خبرگزاری جا بیاندازی که انگار همه منتقدین من، با دکتر مشکل دارند! این نکته خیلی مهمی است….
    تیتر تزئینی است!

    دستت درست!….. حقا که با خون نوشتی نه با قلم…..
    عالی بود….

  59. متین صدرا می‌گوید:

    آقا حسین دیگر مه همه جا را گرفته به مه شکن نیاز داریم
    والا تصادفمان حتمی است
    با اجازه شما وشما ها من هم وبلاگی زده ام بسیار مفترخم که در عرض سه روزاول بیش از صد بازدید داشته نه فقط! بخاطر تعدادش بلکه بخاطر …

  60. متین صدرا می‌گوید:

    نامه رهبر پر از ره بری بود
    لذت بردیم!
    در وبلاگم “ساحت عقل” هم متنی نوشته ام در این باره…

  61. چشم انتظار می‌گوید:

    توجه ، توجه :
    بااجازه ی داداش حسین عزیز یه حرفی باخودم وهمه ی ستاره هادارم :
    بعضی وقت هاخوبه یه تلنگری بخوریم ویه کاووسی پیدابشه ویه حرف هایی بزنه که هم خودش رو رسوا کنه که خیلی ازقضیه پرته ، هم باعث بشه کمی ماستاره هابه خودمون بیایم و همه ی بارقطعه ،روی دوش ایشون وسیداحمد نباشه . فکرکنم ماشاءالله تواین یک سال واندی که شاگردی داداش حسین رومی کنیم قریب به اتفاق ستاره هادست به قلم ونقدشون یه تکونی خورده پس بهتره که :
    باهماهنگی داداش عزیز ، خیلی محترمانه ، منطقی و فقط وفقط به جهت دفاع ازحقانیت تفکراصول گراییِ موردپذیرش آقا هرجاکه لازم بودپاسخگوباشیم وکمکی باشیم برای داداش حسین .
    اونهایی که موافق هستند یانیستند یه صلوات جلی بفرستند.

  62. خادم آقا می‌گوید:

    ما همه آفتابگردانیم
    گل آفتابگردان رو به خورشید می چرخد. آدمی رو به خدا.
    ما همه آفتابگردانیم.
    اگر آفتابگردان به خاک خیره شود و به تیرگی،دیگر آفتابگردان نیست.
    آفتابگردان کاشف معدن صبح است وبا سیاهی نسبت ندارد.
    این ها را گل آفتابگردان به من گفت و من تماشایش میکردم که خورشید کوچکی بود در زمین و هر گلبرگش شعله ای بود و دایره ای داغ در دلش می سوخت.
    آفتابگردان به من گفت:وقتی دهقان بذر آفتابگردان را می کارد،مطمئن است که او خورشید را پیدا خواهد کرد.
    آفتابگردان هیچوقت چیزی را با خورشید اشتباه نمی گیرد؛اما انسان همه چیز را با خدا اشتباه می گیرد.
    آفتابگردان راهش را بلد است و کارش را می داند.اوجز دوست داشتن آفتاب و فهمیدن خورشید کاری ندارد.
    آفتابگردان با آفتاب آمیخته است و انسان با خدا.بدون آفتاب،آفتابگردان می میرد و بدون خدا،انسان.
    آفتابگردان گفت: روزی که آفتابگردان به آفتاب بپیوندد، دیگر آفتابگردانی نخواهد ماندو روزی که تو به خدا برسی، دیگر تویی نمی ماند.
    و گفت من فاصله هایم را با نور پر می کنم،تو فاصله ها را چگونه پر می کنی؟آفتابگردان این راگفت وخاموش شد.
    زیرا که او درآفتاب غرق شده بود.
    جلو رفتم بوییدمش،بوی خورشید می داد.تب داشت و عاشق بود.
    خداحافظی کردم،داشتم می رفتم که نسیمی رد شد و گفت:نام آفتابگردان همه را به یاد خدا می اندازد، نام انسان آیا کسی را به یاد خدا خواهد انداخت؟
    آن وقت بود که شرمنده از خدا رو به آفتاب گریستم…

    سلامی دوباره
    من همون سرباز آقام
    البته لیاقت هیچکدوم از اسمایی که خودمو باهاشون معرفی میکنم ندارم
    با خوندن متنتون بیشتر شرمنده شدم
    خدا یا! کلا شرمندتم!
    حسین قدیانی: خوب بود؛ آفرین!

  63. سلاله 9 دی می‌گوید:

    کاش دکتر این چند نوشته ی اخیرتان را بخواند و دوباره سلام کند بر شما و دل آرمانی تان و ایضا به ما ملت هم سلام کند.کاش این دفعه به موقع سلام کند.کاش بداند که ما او را برای خودش و این نظام و رهبری می خواهیم و دیگران برای خودشان و مقاصدشان.کاش دکتر به فکر دل های بی قرار و چشمان نگران ما باشد و همه را فدای یک نفر نکند.کاش دکتر این گونه که در این نوشتار نوشتید،با اسفندیار جانش صحبت کند و به او بگوید که ” با مقدسات مردم چه کار داری؟!”
    “نمی دانم از جان رای مردم به من چه می خواهی؟!”

    دکتر! ما هنوز مشغول ادای نذرهایی هستیم که برای پیروزی ات کرده بودیم.هنوز چند هزارتا از صلوات هایمان مانده است.

  64. محسن می‌گوید:

    سلام حسین آقا خسته نیاشید
    مطالب سایتتان خوب است وجذاب
    من هم مطلبی را باعنوان :مشایی خوشحال مباش توهم زمین خواهی خورد نگاشتم
    که اگرلایق می دانید آن را مطالعه بفرمایید
    لینک مطلب:http://eshghali3.persianblog.ir/post/15/

  65. طاهره نعمت اللهی می‌گوید:

    میرویم متن رابخوانیم اماخدایی عجب بازارداغی داره این روزافونت درشت ها
    میخواستم چیزی بگویم درخصوص کامنتهاکه به کلمه ی تاکیدی وکلیدی “بس کنید”برخورد

  66. فدایی رهبر می‌گوید:

    تقدیم به قطعه
    http://s29.aks98.com/files/07204581129397185017.gif
    حسین قدیانی: با همین سایز طرح های چرخشی تان می چرخد…

  67. منتظر خورشید می‌گوید:

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه
    و المستشهدین بین یدیه
    و احفظ قائدنا امام الخامنه ای
    و احفظ محمود احمدی نژاد
    و اهلک اعدائهم اجمعین

    طنز جالبی بود
    خدا قوت

  68. ف.طباطبائی می‌گوید:

    سرودۀ “علی محمد مودب” راجع به حوادث بحرین.

    **ملخ! هجوم ملخ بر مزارع گل سرخ!**

    نه وحشت است که حیرت شکسته دلها را
    گرفته فوج ملخ، موج موج دریا را

    ملخ! هجوم ملخ بر مزارع گل سرخ!
    ملخ وزیده و آشفته باغ و صحرا را

    یهود امت احمد دوباره خیبری اند!
    شکسته اند در خانه های زهرا را

    سیاهکارتر از وحشیان سفیان کیست؟
    که می درند جگرهای حمزه آسا را

    نژادگان عرب! این حماسه های شکم!
    به زیر پیل فکندند پیر و برنا را

    به جنگ دخترکان رمیده آمده اند
    دریده دیده خورشید این تماشا را

    بهوش ای همه زالوفشان ساحل خون!
    که موج گریه خبر کرده است دنیا را

    بهوش کز همه تان هیچ هم نخواهد ماند
    دمی که غیرت توفان گذشت دریا را

    “دل رمیده ما را که باز می گیرد”
    فغان ز خون جگری بی نگاهتان یارا !

  69. طاهره فتاحی می‌گوید:

    دکتر باید حواسش به خودش و آخر و عاقبتش باشد وگرنه ما جز به اسلام ناب محمدی(ص) به هیچ خط دیگری تعصب نداریم. از گنده تر از احمدی نژاد عبور کردیم.
    اگر از خط خارج شوند -خواه دکتر خواه مرجع- مثل ۱۸چرخ از آنها عبور می کنیم…

  70. روح الله می‌گوید:

    مانده ایم آن دانشجویانی که بخاطر تحریم حج عمره تحصن کرده بودند چه جوابی گرفتند!؟

    مانده ایم که چه شد پیگیری کار حجج اسلام طائب و رسایی که بخاطر رفتارهای وحشیانه آل سعود ویزای خود را به نشانه اعتراض کنسل کرده و در این عمل “سیاسی” عبادی شرکت نکردند؟

    هنوز جواب اینها را نگرفته ایم که باید شاهد بذل و بخششهای آقای رئیس جمهور(به زور باید این کلمه را بعد از رئیس آورد!اما چه کنیم که قانون اساسی است دیگر.) باشیم.

    مگر اینها در سینمای ایران چه گلی به سر ما زدند که از شما هدیه بگیرند و بروند حج و مبلغ افکار آرمانی انقلاب باشند!؟ اینها بروند آن ور آب ٬ همه می شناسندشان! دارم تصور می کنم وقتی که جوانان و نوجوانان عرب در کوچه امین حیایی را ببینند! همه با اشاره به هم می گویند این همان ….. است. آنها که از اخراجی های یک و دو و سه امین خبر ندارند که با چه هزینه ای یک بازی “فرهنگی مورد تأیید” کرده است.

    شاه اردن را نتوانستید برای موافقت با کشتار بحرینیان یا حکومت سلطه بیاورید٬ با این حج فرستادنتان می خواهید بفهمانید که با این قتل عام موافقید؟

    اصالتا در مکتب ایرانی چیزی بنام نوع دوستی مسالمت آمیز درج نشده است!؟ یا شده است و مشایی به چشمش نخورده است جناب کوروش!؟یکبار هم برای دلخوشی بحرینی های مقیم ایران که شده بگویید “محکوم می کنیم” این که خرجی ندارد ونیاز نیست مسلمان باشید! ایرانی باشید و این حرف را بزنید و اصلا بعدش تکذیب کنید!

  71. سبز بودم،اما دست خدا سفیدم کرد می‌گوید:

    سلام حسین اقا
    متن عالی بود..هنر و ادب ومنطق
    ای کاش اون موقع ها که ضد وبلاگت بودم…یه بار درست چشمام وا میکردم..همه چی واضحه اما ما چشامون کوررنگی داشت..
    از اینکه کامنتا رو هر جا صلاح بدونید جواب میدید و غلط گیری می کنید و راهنماییی خیلی لذت بردم…
    الحق که کارتون درسته
    ای کاش سران فتنه -لعنة الله علیهم اجمعین- همون چند ماهم مارو خام نکرده بودن…
    اما حالا دور ،دوره ماست
    انتقامم ازشون میگیرم…انتقام ذهن و دل و احساسات و عملم

  72. طاهره نعمت اللهی می‌گوید:

    مانده ام چه بگویم متن که مثل همیشه عالی وحساب شده کارشده بودامادرموردبعضی کامنتهاواقعامانده ام چه بگویم یعنی بگوییم

  73. reza می‌گوید:

    سلام حاجی….”آیات القرمزی ” دختر ۲۰ساله بحرینی که به جرم خواندن شعر درمیدان لولو بر علیه آل خلیفه مورد تجاوز۶مامور امنیتی در زندان قرار گرفته و الان در کماست را دریاب….

  74. شریفی می‌گوید:

    سلام آقای قدیانی

    دلنوشته بسیارآرام وخوبی بود ودرد دل بسیاری که این روزها گاهی جوش می آورند

    بنده نمی خواهم مساله شخصی را مطرح کنم اما نمونه هایی ازاین دست درشهرکم

    نیست .آقای کاووس صحبت ازبیت المال می کنند .بنده هم ازبیت المال وهم حق الناس

    موردی را مطرح می کنم اگرجناب کاووس خان جوابی دارند مرقوم فرمایند.۱آقای بصیری

    با دکترچه نسبتی دارند ؟که درمیدان قزوین نمایندگی ایران خودرو زده اند وتمام محل

    از دست ایشان عاصی هستند.۲ آیا این تجاوزبه حق بیت المال نیست که مرکز شهر

    به کارگاه آهنگری وسایرموادآلاینده تجهیزشود وسودکلان به جیب فردمذکوربرود

    این حق الناس نیست که اهالی یک محل با دود ودم وسروصدا ازراحتی بی بهره

    باشند وخانه های قدیمی آنها درحال ریزش است ومخروبه شده وانواع حشرات

    به خانه آنها رسوخ کرده است ؟آ ۴- آ قای کاووس جوابی برای این موارد دارند؟اگرصلاح

    نمی دانید درج نفرمایید برادر محترم آقای قدیانی.

    مامطیع رهبریم وبه خودمی بالیم که رهبرمان سیدخراسانی درهمه حال یارویاور

    حقیقی مردم هستندباآ رزوی سلامتی برای حضرت ماه

  75. سیداحمد می‌گوید:

    سلام داداشم
    ارادتمندم؛

    خسته نباشی،
    دلم برای این تصویر تنگ شده بود،
    خیلی زیبا و پر خاطره ست، نه داداش؟
    ببین
    http://up.iranblog.com/images/zcckymy9pedaef6y26k.jpg

  76. منتظر خورشید می‌گوید:

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه
    و المستشهدین بین یدیه
    و احفظ قائدنا امام الخامنه ای
    و احفظ محمود احمدی نژاد
    و اهلک اعدائهم اجمعین

    سلام علیکم
    کاووس اینکه ظلم علیه دکتر در جبهه اصول گرایی بیداد میکنه حرفی نیست اما این را نباید به پای رهبر فرزانه انقلاب بنویسی
    بعضی ها هستند که به بهانه علاقه و ادعای ولایت داشتن به امام خامنه ای پشت رهبر عزیزمون پنهان شدند و مشغول اجرا کردن نقشه ها شون هستند تا وجهه دکتر را در بین بچه حزب اللهی ها خراب کنند تا دوباره جریان اشراف گرایان به صحنه برگردند و کار نا فرجام خود در تعارف جام زهر به امام خامنه ای را به اتمام رسانند همان طور که بعضی ها هم به بهانه حمایت از دکتر پشت دکتر پنهان شدند تا دکتر را از رهبر بگیرند
    برادر من این یک امتحان بزرگ الهی است تا غربالی بین یاران و وفاداران واقعی حجت ابن الحسن انجام شود و دسته گلایی مثل رهبر عزیزمون و دکتر احمدی نژاد انتخاب و به یاری پسر فاطمه بشتابند

  77. سوخته می‌گوید:

    مجموعه طرحهای شهدا
    از دست ندید
    خیلی جالبه
    http://www.fanus.blogfa.com

  78. طنز سفارشی هم مینویسید؟برای این اضافات!!!! هم ؟اگه ما سفارش بدیم؟”حکومتی” یعنی این دیگه؟

  79. خیبری می‌گوید:

    این متنت رو که خوندم نمیدونم چرا یک دفعه یاد متن میخوام به دشمن فحش بدم مثل اسماعیلت افتادم
    رفتم و یک بار دیگه خوندمش
    وای که چه قدر قشنگ بود
    بعد رفتم سراغ کامنت ها
    چه کامنت هایی برات گذاشته بودن:

    … جیت
    داداش حسین: یک کلام بگو جمهوری اسلامی کی سقوط می کنه؟ بی عرضه!

    نفت این مملکت که تموم بشه دیگه ساندیس هم گیرت نمیاد باید …
    داداش حسین: نترس! از بقایای اجساد شما نفت تولید می کنیم!

    قدیانی چند بار مست کردی؟چند بار نشئه کردی که بیایی دری وری بار مردم کنی؟ مردم ایران صلح دوست هستند چرا به هر نحوی میخواید خاطره‌ی تلخ جنگ کامشان را تلختر کند؟ ای بر پدر تان هزاران لعنت و نفرین باد هزارنفرین
    داداش حسین: فحش بچه صلوات است.

    نظام تونو به آتیش میکشیم.
    داداش حسین: فوقش سطل آشغالای شهرداری را به آتش بکشید!

    خر بوش میگوید :
    مرگ بر … و …
    داداش حسین: یعنی شما چجور خری هستی که علاوه بر عرعر، مرگ بر هم می تونی بگی؟ ورژن جدید اومده؟!

    شماها اگه از ما نمیترسین چرا مجوز نمیدین؟ترس تمام وجودتونو گرفته.
    داداش حسین: شاه به پدران ما برای به خیابان آمدن و سقوط رژیم پهلوی مجوز نداد اما ما جگر شیر داشتیم و آمدیم. شما هم جرئت دارید بدون مجوز بیایید! اینکه مجوز می خواهید، یعنی جمهوری اسلامی و مجوز نظام را قبول دارید. اگر قبول دارید که هیچی اما اگر قبول ندارید؛ باید عرض کنم؛ غلط کردید بیشمارید!

    خر بوش میگوید
    تا چشت دربیاد
    یه عرعری بهت نشون بدیم
    بچه ک..
    داداش حسین: ببین! عصبانیت کردما!! جنگ نرم اصولا یعنی راه رفتن روی مخ دشمن که البته شما جون مخ ندارید ارزش کار ما بیشتر میشه.

    خر دم دار اوباما میگوید :
    …تو وبلاگی که تو مدیرشی
    بابا شماها که خار
    داداش حسین: چرا سوختی؟ لبخند بزن به زندگی. زندگی باتوم بسیج است بر فرق شما!

    چه جواب های خوبی داده بودی به همشون
    همشون سکوت کردن و رفتن
    توی همون متن این کامنت ها هم بود
    سید احمد میگوید :
    حسین قدیانی عزیز با چه زبونی بگم دوستت دارم.
    بخدا دووووووووووووووووووووست دارم.
    داداش حسین: شد چند تا “و”؟!

    سید احمد میگوید :
    فدای داداش حسین؛
    نوکرتم.
    خدا دلتو شاد کنه که دل این همه بسیجی رو شاد میکینی.

    سید احمد میگوید :
    چه جالب شد ۲۰تا ” و”
    ولی این خیلی کمه؛
    میزان علاقمو نمیتونم بیان کنم.
    فقط همیشه هر جا هستی بدون یه بچه سید عاشق حضرت ماه با تمام وجودش دوستت داره و هر روز صبح برای سلامتیت یه آیت الکرسی میخونه و از مادرش حضرت زهرا میخواد که مراقب داداش حسین باشه.
    خیلی عزیزی.
    داداش حسین: فدای آن آیه الکرسی.

    حسین جان
    من از طرف خیلی از بسیجی ها میگویم
    تو پوتینت اب میخوریم برادر
    به خدا
    زینتی برای حضرت ماه
    باز هم به عشق ماه و خورشید بنویس که ما مشتاق نوشته هایت میمانیم

  80. با اجازه!
    ادامه کامنت دیوونه داداشی:
    …..لعنت بر یزید.

  81. ببخشید مثل اینکه نیامد.ادم اینو میخونه دلش میخواد بعدش طنز داداش حسین را هم بخونه…

  82. فدایی رهبر می‌گوید:

    شاعره بحرینی به شهادت رسید

    شیعه آنلاین: خانم “آیات القرمزی” شاعر ۲۰ ساله بحرینی که به دلیل خواندن شعر علیه رژیم آل خلیفه، هفته گذشته مورد شکنجه و تجاوز جنسی شش نیروی امنیتی بحرین قرار گرفت، به شهادت رسید.

    گفتنی است وی مدتی پیش توسط نیروهای امنیتی رژیم بحرین با حمایت و پشتیبانی نیروهای اشغالگر رژیم عربستان سعودی بازداشت شد و به محل نامعلومی منتقل گردید اما چند روز پس از ناپدید شدنش مشخص شد که در زندان های رژیم آل خلیفه به سر می برده و به دلیل مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفتن ابتدا بی هوش و سپس به کما رفت.

    قابل ذکر است وی پس از به کما رفتن توسط نیروهای امنیتی به یکی از بیمارستان های منامه انتقال و بستری شد و پس از آن با تماس تلفنی یک فرد ناشناس خانواده او از محل بستری بودنش مطلع شدند. پس از رسیدن خانواده به بیمارستان و درخواست آنان برای معاینه کامل خانم “آیات القرمزی” مشخص شد که او مورد شکنجه و تجاوز جنسی قرار گرفته است.

    برخی اخبار حاکی از آن است که “آیات القرمزی” را نزد “عیسی بن حمد آل خلیفه” برده بودند تا او را در مقابل دیدگان دیکتاتور بحرین مورد شکنجه و تحقیر قرار دهند و بر همین اساس “عیسی بن حمد آل خلیفه” چندین سیلی به صورت این دختر ۲۰ ساله زد و وی را مورد فحاشی قرار داد.

    پس از آن این دختر جوان را به بخش دیگری از کاخ منتقل کرده و ۶ نیروی امنیتی وی را مورد تجاوز جنسی قرار دادند.

    گفتنی است “آیات القرمزی” در دانشکده تربیت معلم تحصیل می کرده و با لهجه محلی بحرینی شعر می سرایید و از شهرت قابل توجهی در کشور برخوردار بوده است.

    وی در چند ماه اخیر فعالیت گسترده ای در میدان “اللولوء” داشته و پیش از ربوده شدن توسط نیروهای امنیتی، چندین بار تهدید شده بود.

    پدر او نیز از شعرای نسبت سرشناس بحرین به شمار می رود و در دهه های ۹۰ قرن گذشته میلادی به دلیل اشعاری که علیه رژیم “آل خلیفه” سروده بود، چندین بار بازداشت و مورد شکنجه قرار گرفت.

  83. یک ایرانی می‌گوید:

    حسین قدیانی حقیقت را ببین
    احمدی نژاد در اقصی نقاط ایران در وسط روستاها در شمال وجنوب میلیونها طرفدار دارد گه چه خوشمان بیاید چه نیاید رهبر هم اینقدر طرفدار وهواخواه ندارد من مطمئنم که بسیاری از مردم این سرزمین چیز زیادی از رهبر نمیدانند چون به هر دلیل او نتوانسته است اندازه احمدی نژاد در دل مردم جا یابد هر چند که از بیان آن خشنود نیستم
    از طرفی دیگر باید بدون تعصب پذیرفت که رهبر هم یک انسان است ومعصوم وعاری از خطا نیست که اگر اینگونه بود امام بود نه مقام رهبری.
    وقتی همان ملت قدرت وسرنوشت امور کشور رابه احمدی نژاد می سپارند این انتظار را دارند که همه ارکان کشور حتی مقام رهبر همه جانبه باید به او کمک کنند.
    اگر قرار باشد که رییس جمهور یک کشور در عزل ونصب وزیران ومدیران خود بنابر مصلحتی که خود بهتر از هرکس می داند مختار نباشد وهر زمان مجلس ودیگران به بهانه ای در کار او سنگ اندازی کنند این دیگر اسمش رییس جمهور نخواهد شد.

    امروز وقتی که احمدی نژاد به صراحت میگوید : من به حال مشایی غبطه می خورم
    من طرفدار وحامی دکتر وظیفه شرعی وعقلی خود می دانم که به هر نحو ممکن وهمه جانبه از مشایی واقدامات ورفتار ومدیریت او حمایت کامل داشته باشم.
    چرا که وقتی ما به دکتر اعتماد کردیم حتما وحتما او ویژگیهایی در این شخصیت سراغ دارد که الزاما ممکنست من و تو ویا حتی علما آن را ندانیم .
    مشایی بدون شک از آنچنان شخصیت کاریزما ومحبوبیت (درعین مظلومیت ) برخوردار است که می تواند اتحاد و وحدت را درهمه اقشار این جامعه بوجود اورد واین چیزیست که هیچ کس دیگر حتی خود دکتر ودیگران هم قادر به آن نیستند.
    ومگر چه چیزی مهمتر از وحدت دربرابر دشمنان در حال حاضر وجود دارد.؟

    حقیقت اینست بسیاری از سبزها از سر نادانی وجهالت ویا از سر عناد با دکتر مخالفت می کردند ویا تحت تاثیر تبلیغات غلط به مقام رهبری توهین می کنند و وی را بعنوان رهبر قبول ندارند . متاسفانه همانطور که می دانی این قشر در مراکز دانشگاهی ودر سطوح متوسط وطبقه بالای جامعه بیشتر دیده می شوند حال که متاسفانه اینگونه است چرا بجای انکار نیاییم این پتانسیل عظیم و قوی را تبدیل به هوادار نظام نکنیم ؟

    بدون تردید حمایت قاطع دکتر احمدی نژاد از یکسو وشخصیت جذاب وکاریزمایی مشایی از سوی دیگر بزرگترین نعمت الهی و قویترین عامل برای جذب حداکثری همه اقشار کشور است. وآن ۱۰درصد هم یا معاندین لجوج وتروریست هستند ویا متاسفانه افرادتندرو وخوارجی. چه باک…

    آیا این وحدت همه اقشار وحمایت ۹۰ درصدی اقشار مختلف از یک شخص که قطعا این شخص فردی از مجموعه این نظام است بزرگترین ضربه به صهیونیست و امریکا نیست ؟
    امیدوارم با خودخواهی نگویی که نیازی به حمایت آنان نیست که اگر نیست پس رای اکثریت پایتخت به آن کاندیدا ویا تجمع چند میلیونی ۲۵ خرداد ۸۸ خیابانهای تهران ویا رای ۷۰ درصدی دانشگاهیان به آن فرد ( نقل قول از نماینده ولی فقیه در دانشگاهها)
    نشانه چیست ؟ نکند میخواهی اینها را هم انکار کنی؟

    تا کی باید شاهد این دو دستگی بین سبز وغیر آن در کشور ودانشگاه و جامعه واداراه وصدا وسیما…تا عمق خانواده های ایرانی بین همکلاسی و دانشجو وهمسایه وپدر و پسر وخواهر وبرادر در همه شهرها و روستاهای کشور باشیم ؟ ایا می خواهی ان را انکار کنی؟ فکر نکن که همه کشور همانند تو و مجموعه دوستانت وشریعتمداری و… فکر می کنند. بسیاری از این سبزها واقعا عشق اعتلای وطن دارند اما رفتار غلط تو وامثال تو وبرخورد چکشی ویکسویه صداو سیما ودیگر ارگانها…انها را لجوج و مخالف ساخته است. ایا این بزرگترین نقطه ضعف برای کشور نیست؟ آیا اگر کسی پیدا شود که این نقطه ضعف را به نقطه قوت تبدیل کند نباید بطور قاطع از او حمایت کنیم ؟

    امیدوارم تو هم چشمانت را باز کنی وبه سیل میلیونها ایرانی آزاده ای بپیوندی که به عشق ایران ونظام طی یکی دو سال آینده بزرگترین حماسه وطن دوستی واتحاد را در دنیا رقم خواهند زد…
    حسین قدیانی: از یاد نبر که مسئله سبزها -منظور در اینجا دشمن است- هرگز دولت نبود؛ اصل حکومت بود. جناب دکتر هم رئیس جمهور ماست، نه مرجع تقلید ما و نه رهبر ما. آنجا که در کامنت خود گفتی “امروز وقتی که احمدی نژاد… از مشایی… حمایت کامل داشته باشم” معلوم است که اولا برای شما دکتر فقط به شرط مشایی ارزش دارد و ثانیا فصل الخطاب برای شما احمدی نژاد -بخوانید مشایی- است، نه رهبر که جناب مسئله ساز را عامل تفرقه می دانند و ثالثا برای مشایی چی ها ظاهرا جنبش سبز قابل اعتمادتر است حتی در نسبت با کیهان و قطعه ۲۶!!… با این همه جمله و دعای آخرت عجیب بوی مکتب ایرانی می داد… و کاش منظورت را از “حماسه وطن دوستی” که ۲ سال آینده قرار است رقم بخورد(!) می گفتی که دقیقا چیست. حرف آخر: اگر خیلی دکتر را دوست دارید، به جای دفاع از مشایی و قربانی کردن خدمات دولت پای جریان انحرافی، به دولت در انجام بهتر خدماتش کمک کنید.

  84. یوسف می‌گوید:

    از دیروز که این متن رو خوندم تا یاد برنااندیش(جوانفکر) می افتم خندم می گیره…
    بت اینها مشایی است، کورش است، مکتب ایرانی است، جشن جهانی نوروز است. اینها مشایی را بیش از مصباح -که به قول رهبر انقلاب، مطهری زمان اند- به عنوان عالم دین قبول دارند و در عین حال به خامنه ای، “امام خامنه ای” می گویند. نفاق اینها آنجاست که پیش هدیه تهرانی از خاتمی، لیبرال ترند، اما به ما که می رسد به خامنه ای، “امام” می گویند…

  85. سروش می‌گوید:

    ***********
    جهادنامه

    ***********

    یک جمله خطاب به همه‌ى ملت ایران است،
    و آن اینکه در این جهاد اقتصادى همه شریکند.
    در اداره‌ى اقتصاد یک ملت، مصرف هم یک رکن عمده است؛

    مصرف درست، مصرف خوب، مصرف دور از اسراف و تبذیر و اتلاف مال؛

    همین چیزى که همیشه توصیه میشود.

  86. علی می‌گوید:

    احتمالا این ایرانی همان کاووسه که با تغییر لحن خودش خواسته بگه من یکی دیگه ام.اون عزیز ما که در بین کامنتها فایل دانلود حضور مشایی در ۲۲ بهمن و بد و بیراه مردم به اون رو گذاشته بود دستش دردنکنه حداقلش واسه همین خوبه که نظیر این آقایان به اصطلاح ایرانی ببینند که مولاشون مشایی اصلا وابدا جایی در بین مردم نداره.حالا چه برسه به اینکه کاریزما داشته باشه. خود مشایی از ترس همین مردم انقلابی مثل موسوی و کروبی یا خاتمی جرات نداره تنها بیاد بیرون چون صددرصد …. جای دیگه ذر زدی ( باشماها باید اینطور صحبت کرد ) و گفتی که آقا به اندازه احمدی نژاد محبوبیت نداره. هرچند که بازهم میگم ذر زدی ولی این حرفت مصداق بارز نمک خوردن و نمکدون شکستنه . به مولا قسم به تو قول میدم اگه احمدی نژاد حمایت آقا رو نداشت ۵ میلیون هم رای نمیاورد . متاسفم از اینکه این چند روزه اتفاقاتی پیش اومد که البته با تعلل احمدی نژاد , باعث شده افرادی مثل شما ها که …بیاین و گنده تر از دهنتون حرف بزنین. من مطمئنم کسی تو این کشور پیدا نمیشه که احمدی نژاد رو دوست داشته باشه ولی آقا رو نه. پس نتیجه می گیریم توی نادون یه عامل نفاقی مثل اون مشایی از خدابی خبر و برات آقا و احمدی نژاد نداره و فقط داری از آب گل آلود ماهی میگیری.اصلا همش تقصیره این آقا حسین آقاست ها آخه عزیز من وقتی میبینی که یه همچین کسی میاد یاوه گویی می کنه خوب کامنتشو نذار که صدای ما هم دربیاد .اینجا مگه قطعه مقدس نیست .آخه تو قطعه ی مقدس هم باید اراجیف یک عده نادون را ببینیم و بشنویم ؟ آقا جسین آقای من مطمئن باش همین یارو , اون کاووسه که با یه اسم دیگه اومده خداییش .آقا من طاقت ندارم یکی درباره ی آقا چرت و پرت بگه . اونوقت ناچار میشم دهنمو باز کنم. بد وبیراهم باید بگم .ازت خواهش میکنم دیگه اینجور کامنتها رو نذار تورو به مولا بذار اینجا پاک بمونه و این افراد از حیوون کمتر نتونن جولان بدن .
    حسین قدیانی: دوستان محترم لطف کنند و به جای این مباحث، خدمات دولت را برای قطعه ۲۶ کامنت کنند؛ موثرترین جواب ما ستاره های حضرت ماه به این جریان انحرافی، بعد از روشنگری های لازم که صورت گرفت، برجسته کردن خدمات دولت فی المثل در همین نودمین سفر استانی در سال ۹۰ و بی اعتنایی به مشایی و مشایی چی هاست.

  87. حسن می‌گوید:

    ….
    حسین قدیانی: چون طرفداران مشایی، اصولا زیاد حرف می زنند، “نقطه چین” کاربرد اصلی خودش را نشان می دهد! همان شبهات و توطئه هایی که در متن، جواب داده شده، دوباره برای آدم کامنت می کنند!

  88. سلاله 9 دی می‌گوید:

    بعضی ها می آیند حرف هایی می زنند که آدم بیش تر مطمئن می شود که این جریان انحرافی است.
    جناب یک ایرانی!
    شونصد تا علامت سوال بگذارم جلوی این حرفتان که دکتربیشتر از رهبری هوادار دارد،باز هم کم است.با کدام تحقیقات میدانی ای شما به این نتیجه گیری رسیده اید نمی دانم.
    می گویید:
    {وقتی همان ملت قدرت وسرنوشت امور کشور رابه احمدی نژاد می سپارند این انتظار را دارند که همه ارکان کشور حتی مقام رهبر همه جانبه باید به او کمک کنند.} نخیر ما به دکتر رای دادیم که سربازی کند برای مقتدایمان و کیست که همه جانبه تر و بیش تر از مولایمان به دکتر کمک کرده باشد.آقا یک تنه پای رای ما به دکتر ایستاد.
    می گویید:
    {مشایی بدون شک از آنچنان شخصیت کاریزما ومحبوبیت (درعین مظلومیت ) برخوردار است که می تواند اتحاد و وحدت را درهمه اقشار این جامعه بوجود اورد}
    ما که محبوبیتی نمی بینیم و فعلا ایشان منشاء تفرقه و اختلافند.
    {بدون تردید حمایت قاطع دکتر احمدی نژاد از یکسو وشخصیت جذاب وکاریزمایی مشایی از سوی دیگر بزرگترین نعمت الهی و قویترین عامل برای جذب حداکثری همه اقشار کشور است.}بزرگ ترین نعمت الهی برای ما ولایت فقیه و شخص خامنه ای است.
    خیلی چیزهای دیگر هم می خواستم خطاب به شما بگویم که نزدیک اذان است و می خواهم بروم برای نماز.فقط این که نوشته ات سراسر مغالطه بود و اغراق و خیلی هم اغراق، در بزرگ کردن آدم حاشیه ساز .در آخر من هم خیلی دوست داشتم که در مورد بزرگترین حماسه وطن دوستی بیشتر توضیح می دادی.
    حسین قدیانی: این جریان در مسائل چند روز اخیر، خوب خودش را لو داد. این جریان اصولا بیش از آنکه طرفدار احمدی نژاد باشد، “ضد ولایت فقیه” است. خامنه ای اگر رای ما به هر رئیس جمهوری را تنفیذ نکند، آن فرد و رای ما حکم طاغوت دارد. روزی هاشمی و خاتمی هم گول آرای خود در روز انتخابات را خوردند که “دکتر” باید زیرک باشد و فریب نخورد… رای ما به دکتر که هیچ، رای ما به آرای باطله هم، -همچنان که رای ما به موسوی و کروبی- در اصل رای ما به اصل ولایت فقیه است؛ به اصل نظام.

  89. سلاله 9 دی می‌گوید:

    ببخشید داشتم تایپ می کردم و فونت درشت و تذکرتان را ندیدم.خواستید کامنت قبلی ام را حذف کنید.

  90. سلام داداش حسین.یه طرح با نمک!:
    http://www.pic.iran-forum.ir/images/xse9gmb9fcah04lujwex.jpg
    حسین قدیانی: با خانم کلی خندیدیم و امر کرد که تشکر کنم از شما… این تشکر هم من باب اطاعت امر! سخنی هم با دوستان ثابت؛ عکس های کنار اسم تان باعث قشنگ شدن ستون کامنتهای شما عزیزان شده است. خوب است دیگر دوستان هم طبق چیزی که سیداحمد یاد داده بود، برای کامنتهای خود، عکسی هم بگذارند، تا کامنتهای شما در فضای زیباتری جلوه کند. ممنون!

  91. یک ایرانی می‌گوید:

    به : علی

    یا حق

  92. کاووس می‌گوید:


    حسین قدیانی: خوب یا بد، صلاح نمی دانم “قطعه ۲۶” محل رفت و آمد شما باشد؛ نشانی وب تان هم، به همین خاطر حذف کردم. ما مسائل بسیار مهمتری از بحث کردن با امثال شما برادر عزیز داریم. ممنون.

  93. خواهش می کنم …این حرفا چیه.مابیش از اینا بدهکاریم به شما

  94. دانشجویان جنوب کشور ساعت ۱۸ چهارشنبه ۳۱ فروردین تحصن خود را برای حمایت از جنبش های اسلامی منطقه در ساحل خلیج فارس در پارک سیادت (تلویزیون) بوشهر آغاز کرده اند. هدف از این تحصن درخواست از دستگاه دیپلماسی کشور برای اعزام کشتی حامل مواد غذایی و دارویی به بحرین می باشد. لازم به ذکر است در این تحصن علاوه بر دانشجویان استان بوشهر، دانشجویان دانشگاه شیراز نیز حضور داشته و دانشجویان سایر دانشگاه های کشور نیز تا روز جمعه به جمع ما اضافه خواهند شد. از هم میهنان، اساتید و سایر دانشجویان نیز برای حضور در تحصن دعوت به عمل می آید.

  95. فدایی رهبر می‌گوید:

    حتما میام. نزدیکیم به میدان قزوین

  96. سربازةٌ می‌گوید:

    سلام.
    دوتا کلیپ از “بچه شیعه” دیدم داغون شدم. یا ابالفضل ما داریم چه می کنیم؟!
    یکی آخرین تصاویر از لحظات زندگانی شهید فتاحی، یکی هم مراسم تشییعش. تا حالا می گفتیم “شهدا شرمنده ایم” حالا باید این را هم بگیم “فرزندان شهدا، شرمنده ایم”…
    خیلی غریب بود. خیلی!
    برای شادی روحش چه می توان کرد؟! شهدا باید دعایمان کنند…
    ای شهید، کاری بکن! روحم جان بگیرد…
    یا زهرا(س).

  97. سلاله 9 دی می‌گوید:

    ببخشید و با عرض معذرت فکر کنم اشتباه شده باشد. این طور که از قسمت نظرات معلوم است ،آن طرح زیبا را ” خسته نیستم ،امیدوارم “تقدیم قطعه کرده اند و بالای طرح نشان داده شده در قطعه نوشته شده ” سجاد، وبلاگ زمین کربلا”. البته بین ستاره ها تفاوتی نیست و ستاره ها طرح هایی که تقدیم قطعه می کنند،یکی از دیگری قشنگ تر است.
    در قهقهه هم یک ه جا افتاده است،با عرض پوزش
    خصوصی
    حسین قدیانی/ عمومی: ممنون از تذکرتان و با عرض معذرت از “خسته نیستم…”! درستش می کنم الان.

  98. سیداحمد می‌گوید:

    دوستانی که امکان شرکت در مراسم هفتم شهید عزیز “فتاحی” را دارند لطفا کوتاهی نکنند،
    واقعا این کمترین کاریست که برای بزرگداشت این شهید عزیز از ما بر می آید.
    ضمن اینکه شرکت دوستان در این مراسم بی شک موجب تسلی قلب خانواده بزرگوار شهید هم خواهد بود.

  99. میلاد پسندیده می‌گوید:

    سلام به همه قطعه ای ها
    دوستان برای انتخاب گراواتار یا همان تصاویر کنار کامنتشان علاوه بر مطالعه راهنمای زیر:
    http://in-my-place.blogsky.com/gravatar.htm

    برای ورود و ساخت گراواتار به علت فیلتر شدن سایت اصلی از آدرس زیر وارد شوند:
    http://fa.gravatar.com/site/signup

  100. سیداحمد می‌گوید:

    آقا سجاد طرح جدید که کار کردید خیلی جالب شده!

    ماشالله داداشم از همون بچگی شهامت و شجاعتش بالا بوده!
    مخلصیم داداش حسین،
    فــــــــــــــــدائی داری….

  101. حسن می‌گوید:

    آقای قدیانی

  102. شریفی می‌گوید:

    سلام آقای قدیانی

    آنقدرغمگینم که نمی توانم لحظه ای آرام باشم،ای اف براین روزگارناجوانمردکه چنین

    غمینم کرد.من آقای دکتررا اصلا نمی شناختم هرگزاسم شان را نشنیده بودم حتی

    درزمان کوتاهی که شهرداربودندازایشان هیچ نمی دانستم زمان برگزاری انتخابات

    فهمیدم که کاندیداصول گرایان هستند.هیچ گرایشی به ایشان نداشتم وکاندیدای

    دیگری هم مدنظرم نبوداما احساس کردم که مشی ایشان به آقا نزدیک ترازسایرین

    است به واسطه علاقه ی بیش ازحدی که به آقاداشتم دوباربه ایشان رای دادم یعنی

    درواقع سه بارحتی درانتخابات شورای شهرهم به خواهرایشان وکسانی که ازآقای

    دکترحمایت می کردند رای دادم .اما این روزها آنقدردل شکسته ام که حوصله خودم

    راهم ندارم می شود این طوررای مارا به دست بادبسپارندو دل سوختگان انقلاب

    رانادیده بگیرند؟دعامی کنم آقای احمدی نژادبه رای مااحترام بگذارندومثل روزهایی

    که درخیابان شعارمی دادیم عشقه ،عشقه ،عشقه،احمدی نژاد روعشقه دوباره

    همان احمدی نژادی باشند که ماانتخاب کردیم. فدایی سیدعلی

  103. علی می‌گوید:

    چجوری باید خودمون رو عکسدار کنیم ؟ اگه یه توضیحی بدین خوبه.منظورم عکس واسه کامتهاست

  104. ستوده می‌گوید:

    ظهور میکنی آخر ، شود دلم پرچم

    برای بیرق عشقت ، تو افتخار منی

    ظهور میکنی آخر علم المصبوب

    ولیّ شیعه مغموم ، امید چاه منی

    ظهور میکنی آخر حافظ الاسرار

    برای لحظه آخر ، یقین نجات منی

    ظهور میکنی آخر که شعر آخر شد

    اگر گدا شده « میعاد » ، ندیده شاه منی . . .

    “اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم ”
    التماس دعا
    بهشتی باشید

  105. سیداحمد می‌گوید:

    دوستان در پست قبلی عرض کرده بودم که برای عکس دار شدن! به این آدرس مراجعه کنید.
    فقط عکسی شبیه به عکس سایر رفقا انتخاب نکنید.

    http://in-my-place.blogsky.com/gravatar.htm

  106. سیداحمد می‌گوید:

    “سلاله۹دی”

    ممنونم از توجهتان؛
    یک امتیاز منفی به خودم دادم بابت اینکه حواسم به این مسئله نبود!

    آقا سجاد که همیشه طرح هایشان زیباست؛ اما برای این طرح جالب باید از
    “خسته نیستم، امیدوارم” تشکر می کردم!

  107. حی علی الجهاد می‌گوید:

    واقعا از طرح خسته نیستم امیدوارم لذت بردم. زیبا بود و مبتکرانه.
    خداقوت میگم هم به شما و هم به ایشون.

  108. سجاد می‌گوید:

    سلام
    بر همه دوستان و بزرگواران ۲۶ ی!!
    هان؟؟؟
    من کجا این طرح رو کار کردم؟؟!

    یا حسین, داداش حسین!

    یک کم شعر تحرف کردم داداش , تقدیم به شما:

    این سایت که قطعه ای نام گرفت – “حق” خط زد و فتنه آرام گرفت
    اسی که مسئله ساختی همه عمر – از دکتر ما اختیار تام گرفت
    ****
    اکنون که فضای کار پر بار است – باز دست این حاشیه ها در کار است
    خط زن که” مشا” دشمن ما بیمار است – در ساختن فتنه روز سردار است
    ****

    یا علی مدد.

  109. امیرحسین می‌گوید:

    سلام آقای قدیانی-شما که در جریان هستید این قضیه اخیر را توضیح دهید-مثلا شریعتمداری در سرمقاله اش مینویسه مصلحی استعفاء نداده عزل شده ولی بعد از دستور کتبی یا شفاهی رهبری مبنی بر مخالفت با استعفای مصلحی به دکتر،دکتر همان شب دستور ایشان را ابلاغ و اجرا کرده اند ولی پس از انتشار نامه رهبری به مصلحی که تاریخ آن ۳۰ فروردین است فردای آن روز در کیهان مینویسد،بعد از دستور رهبری به دکتر و عدم اجرای آن پس از چند روز آقا مجبور به انتشار نامه خطاب به مصلحی شدند-یا احمد توکلی از انتشار نامه دوم به مصلحی بعد از عدم اجرای نامه اول از سوی احمدی نژاد که به زعم ایشان حکم حکومتی است خبر میدهند-بالاخره یک جو سنگین در این جریان اخیر شکل گرفت که مقصودش ضد ولایت نشان دادن دکتر و دولت بود-معمولا دولت هم که در این مسائل نه توجیه میکند،نه از خود دفاع میکند،لام تا کام حرف نمیزند-نظر شما چیست؟

  110. یه بیست وششی می‌گوید:

    بازدید امروز: ۳۱۴

    افراد آنلاین: ۹

  111. مریم سرآبادانی می‌گوید:

    فاطمه!رفتی،درِ آن چاه غربت باز شد

    باز هم آن سفره ی درد ولایت باز شد

    فاطمه!تنها نبودی تو چراغ خانه اش

    با تو تفسیر ِ فِدائیّ علی آغاز شد

    فاطمه جان!در یمن آغاز جنگی دیگر است

    باز هم در کوچه هایش فاطمیّه ساز شد

    آه مادر!شیعیانش مثلتان خونین جگر

    عاقبت هم قسمت اهل یمن پرواز شد

    آل نهیان و سعودی،همچو عثمان و عمر

    بر دو چشم کودکانش پاره خواب ناز شد

    این جماعت بست از پس،دست عثمان و عمر!

    عاقبت با ساز اِمریکا،به حق،طنّاز شد

    این چه ننگی بود از این ماجرا بر خود زدید؟

    لعنتان بر سینه ی هر آدمی آواز شد

    گر چه آن کوچه در این دنیا ندارد دومی

    باز هم در فاطمیه درب کوچه باز شد…

    (وبلاگ شعر و دل نوشته)

  112. سلام
    “هوای خانه چه دلگیر میشود گاهی”
    ملاحطه بفرمایید

  113. زهرا می‌گوید:

    سلام چرا تبلیغ نمایشگاه ما رو نکردید.نمایشگاه برای حضرت زهراست …………کوچه های بنی هاشم.دلم شکست دیگه نمیام تو وبلاگتون.

  114. احدزاده می‌گوید:

    با سلام
    درود حاج حسین متنت محشر بود و جای تاسف برای انسان های دوزیستی که در کنار دولت مثل مگس در حال گردش هستن یا حق

  115. ناشناس می‌گوید:

    بنظرم هر کس عقیده ای داره، والبته احترام گذاشتن به افکار دیگران از این موضوع مهمتره!
    خوشحال میشم بهم سر بزنید.

  116. علی می‌گوید:

    آقا حسین آقای قدیانی اگه صلاح دونستین این کامنتو بذارین. خبرگزاری فارس یه مصاحبه با مسئول فرهنگی دفتر رئیس جمهور (امیری فر) انجام داده درباره مشایی و ریاست جمهوری آینده و انتخابات مجلس که البته خوندنش برای درک هرچه بهتر جریان انحرافی خالی از لطف نیست.
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9002010196

  117. مجله راه می‌گوید:

    سلام حسین آقا
    ترانه کلیپ های دفتر راه را در وبلاگ راه ببینید.

  118. سجاد می‌گوید:

    سلام
    ما که تهران نیستیم در مراسم ” هفتمین روز شهادت جانباز شهید؛ احمد فتاحی شرکت کنیم” , من از همین جا به سید احمد وکالت میدم به جای من هم شرکت کنه. ما هم _ هر چند این شهید بزرگوار باید ما را دعا کنه _ در حقش دعایی و عرض ارادتی می کنیم , تا شاید ما هم …….

    زندگی زیباست اما شهادت زیبا تر است.

    و ما چه دانیم ” عند ربهم یرزقون” یعنی چه؟

    یا علی مدد.

  119. سعید می‌گوید:

    فردی با عنوان یک ایرانی – در بالا کامنتی گذاشته وبه طرز افراطی از مشایی حمایت کرده هر چند وی ضد ولایت فقیه بودن گروهشان را بخوبی نشان داده اما وی در انتهای متن خود گفته طی ۲ سال آینده مردم -حماسه وطن دوستی -!!خود را به دنیا نشان خواهند داد!!!
    بعضی دوستان گفته اند منظور وی از این جمله آخر چه بوده؟
    برای پاسخ مراجعه کنید به همین لینک مصاحبه اخیر امیری فر:

    امیری فر -مسئول فرهنگی دفتر نهاد ریاست جمهوری :
    دلیلی وجود ندارد که مشایی تایید صلاحیت نشود! مشایی رییس جمهور آینده است!

  120. مشاوره سعا می‌گوید:

    تاکی به تمنای وصال تو یگانه
    اشکم شود،از هر مژه چون سیل روانه
    خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه؟
    ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
    جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

    رفتم به در صومعه‌ی عابد و زاهد
    دیدم همه را پیش رخت، راکع و ساجد
    در میکده، رهبانم و در صومعه، عابد
    گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
    یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه

    هر در که زنم،صاحب آن خانه تویی تو
    هر جا که روم،پرتو کاشانه تویی تو
    در میکده و دیر که جانانه تویی تو
    مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
    مقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه …

  121. از بچه های گروه گره می‌گوید:

    سلام به همه بچه بسیجیها

    برنامه انتقادی و اجتماعی گره (زنده) با حضور دکتر حسام الدین آشنا با موضوع تقابل سنت و مدرنیته امروز جمعه ساعت ۱۷ از شبکه ۳ سیما پخش می شه. امیدوارم که این برنامه رو ببینید و از نظراتتون استفاده کنیم.

  122. دو سال پیش همین روزها و شش سال پیش همین روزها، تب قبل از انتخابات تن پرنشاط ملت ایران را گرم گرم کرده بود و کوی و برزن شاهد تریبون‌های آزاد و تبلیغات زودهنگام نامزدهای انتخاباتی بود.

    یادمان نمی‌رود کمی بعدترش، ستادهای خالی از امکانات و پر از جمعیت کاندیدای مستقل و مردمی را در جای جای کشور … هیاهوی مردم عدالت‌محور و مستضعفی که حتی آمده بودند حلقه ازدواج خود را بدهند بابت آمدن مردی از جنس مردم که بیاید و بگوید اگر قیافه من به درد ریاست جمهوری نمی‌خورد، به درد نوکری مردم که می‌خورد!

    آن موقع جوان‌تر بود و کمتر می‌شد در صورتش موی سپید دید … چهره‌اش آرام بود و متبسم … منم نمی‌زد؛ چراکه با عمل نشان داده بود چه خط و مشیی دارد …

    یادمان نمی‌رود روزهای پرالتهاب انتخابات ۸۸ را که همان مردمی که فریب اشک‌های فیلم ساختگی هاشمی رفسنجانی را نخوردند، ایستادند پای رأی‌شان و دوباره به مرد حامی مستضعفین و دشمن مستکبرین رای دادند …

    و حال که دو سال از آن روزها و شش سال از آن روزها می‌گذرد، نشسته‌ایم به تماشا …

    به تماشای انحراف عده‌ای از نزدیکان همین دولت خدمت‌گزار که با تمام وجود دارد می‌تازد به کارنامه ولایت‌پذیری و مردم‌محوری همین دکتر احمدی‌نژاد …

    نشسته‌ایم و می‌بینیم که گروهی که انحراف‌شان به گفته برخی علماء محرز شده است، دارند بر طبل اختلاف می‌کوبند تا ملت را روبروی دولت و دولت را روبه‌روی ولایت قرار دهند و بین اصولگرایان اختلاف بیندازند تا شاید از این تنور، آبی گرم شود برای امثال آمریکا و اسرائیل که در منطقه دارند تاخت و تاز می‌کنند که البته دارند زنده‌ به گور می‌شوند و خود بی‌خبرند!

    اما نه! باید این گونه گفت …

    آمده‌ایم بگوییم ما تماشاگر و تماشاچی و تماشاچی‌نما و هرچه اسمش را بگذارید نیستیم تا بنشینیم و از دور بگوییم لنگش کن و بعد هم که غضنفری آمد و گل به خودی شدیم، بیاییم و هرچه از دهان‌مان درآمد بار همان محبوب‌مان کنیم و بعد هم رنگ عوض کنیم.

    ما همان‌هاییم که روزشماری می‌کنیم برای رسیدن زمان انتخابات تا رای بدهیم به کاندیدای مورد علاقه‌مان که نه! به ولایت مطلقه فقیه که هر کلامش حکم حکومتی است برای ما …

    ما آمده‌ایم تا به دکتر احمدی‌نژاد بگوییم می‌دانید راز نام‌گذاری امسال چیست؟ آیا می‌دانید تلاش و همت مضاعف شما باعث شد الگوی امسال‌مان بشود جهاد اقتصادی تا هم ما حساب کار دست‌مان بیاید، هم راه برای شما و دولت و وزرا باز شود برای اجرای هدفمندکردن یارانه‌ها!

    آمده‌ایم بگوییم تا در نودمین جهاد اقتصادی‌ دولت نیز دیدیم چهره خسته‌تان را که داشت حل و فصل می‌کرد مشکلات مردم را …

    و آمده‌ایم تا بگوییم پای رای‌مان ایستاده‌ایم و پشیمان نیستیم از سه بار آبی شدن انگشت سبابه‌مان، تو هم پشیمان نباش از این سال‌های خدمت و ولایت‌مداری و پشیمان کن دشمن چنگ و دندان تیزکرده و پشت خط نشسته را که منتظر است شکست‌های پی در پی‌اش در منطقه را با پیروزی عمال داخلی‌اش بر تو جشن بگیرد …

  123. علی می‌گوید:

    و ام سخن آخر من:
    آقایون به نظر من از این مسائل فقط دشمن نفع می بره ما هم بجای دامن زدن به این بحث ها بهتره به مسائل مهم کشور بپردازیم همونطور که آقا گفتند . دامن زدن به این مسائل بیشتر باعث می شه که مشایی و دارو دستش فکر کنن چقدر مهمن .بعیدهم نیست شاید قصدشون از طرح چنین مسائلی واقعا همین افتادن سر زبان ها باشه.بهتره ما توجهمون به مسائل مهم کشور خصوصا در این سال جهاد اقتصادی باشه و اگه افراد نادانی از این قبیل خواستن واسه پیشرفت انقلاب و کشور مانع تراشی کنن با بی محلی به این افراد موانع رو برداریم و مطمئن باشید اگه دوبار به امثال مشایی کم توجهی بشه دیگه اینقدر حرفهایی حاضیه ساز نمی زنند.

  124. ساحل می‌گوید:

    همه رفتند و تنها مانده ام من

    ز همراهان خود جا مانده ام من

    سلام
    خدا رحمت کنه شهید احمد فتاحی رو
    البته اون که مورد رحمت و مغفرت خدا قرار گرفته که شهید شده
    خدا مارو رحمت کنه ایشالله این شهدا دست مارو هم بگیرن
    متن جالب و قشنگی بود
    خوشحال میشم به وبلاگ من هم که معطر به نام حضرت زهراست سری بزنید
    و نظر بدید

    یا حق

  125. ساندیس فروش می‌گوید:

    ساندیس ساندیس ساندیس ساندیس ای خونه دار سهام دار کسری خدمت دار سهمیه کنکور دار بیا ساندیس تموم شد. بدو بیا بابا ساندیسیه ساندیس بدو باباجون

  126. دختر آسمونی می‌گوید:

    سلام
    با اجازه!
    جناب قدیانی یکی از عکس ها را برای هفتـ آسمان برداشتم…

    «اللهم عجل الولیکـ الفرج»

  127. عباس می‌گوید:

    زندگینامه، عکس و فیلم

    حُرّ امام خمینی

  128. فدایی رهبر می‌گوید:

    واقعا حالم گرفته شد تو مسجد. از ساعت سه و نیم تا چهارو ده دقیقه که تو مسجد بودم فقط ۷ ۸ نفر اومدن

  129. فدایی سید علی می‌گوید:

    ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت
    دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

    مانند مرده ای متحرک شدم بیا
    بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت

    می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر
    دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت

    دنیا که هیچ،جرعه ی آبی که خورده ام
    از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت

    بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم
    از خیر شعر گفتن حتی قلم گذشت

    تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم
    یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت

    مولا شمار درد دلم بی نهایت است
    تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

    حالا برای لحظه ای آرام می شوم
    ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت

    حمیدرضا برقعی

  130. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    و این بحر طویل است…

    عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظهء باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟

    دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی…

    عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم توئی ،آجرک الله!عزیز دو جهان یوسف در چاه ،دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت ببری تا بشوم کرب و بلایی، به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد…تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی…

    گریه کن ،گریه وخون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است وببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است که این روضهء مکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ،ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنهء یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ …»خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را وبریدند …» دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی، تو خودت کرب و بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی … تو کجایی…

    اللهم عجل لولیک الفرج…

  131. یوسف می‌گوید:

    سید شهیدان اهل قلم: در این کشور هر که با ولایت و عزاداری محرم و حجاب زنان و روحانیون در بیفتد بدون شک بر می افتد

  132. ابراهیم خادمی - ساری می‌گوید:

    یک ایرانی ” . . . چه خوشمان بیاید چه نیاید رهبر هم اینقدر طرفدار وهواخواه ندارد
    . . . من مطمئنم که بسیاری از مردم این سرزمین چیز زیادی از رهبر نمیدانند
    . . . هر چند که از بیان آن خشنود نیستم
    . . . باید بدون تعصب پذیرفت . . . ”

    حسین آقا آی پی این … رو چک کردی؟
    حاضرم قسم بخورم این کامنت مستقیماً یا از اونور آب نوشته شده یا ایمیل شده تا با آی پی داخلی روی سایت گذاشته بشه.

    جناب “یک ایرانی” از تودهنی بزرگی که سال ۸۸ تو و اربابات از بچه های بسیج خوردید هنوز هم سرتون گیج میخوره ، اینو بدون تو دهنی های بزرگتر در راهه یه خورده سرت رو بلند کن منطقه رو ببین اونوقت میفهمی چه سونامی در راهه.

    به کوری چشم تو و تمام اربابات این طرح از طرف تمام چهار گوشه ایران از سیستان تا بوشهر تا آذربایجان تا مازندران تا سرزمین ثامن آل عبا تقدیم به دست جانباز ماه پاره عزیزمون:
    http://up.vatandownload.com/images/r82o5vkw84exrrh8vqc.jpg
    یا
    http://up.iranblog.com/images/49b9p27qqd3pbemrx3vp.jpg

    لعنت الله علی القوم الفاسقین

  133. یا خامنه ای می‌گوید:

    این یک مبالغه نیست. نه یک توهم و نه یک برداشت شخصی. وقتی از سالن بیرون می آیی همه به هم می گویند ” چه خوب که تا حالا اجرا رفته و هنوز توقیف نشده است. یکی می گوید “خب همین است که رئیس جمهور خاتمی هم برای دیدنش آمده” دیگری می گوید” واقعا چطور مجوز گرفته است؟” و…

    “درس” به کارگردانی داریوش مهرجویی، یک نمایش صد درصد سیاسی است. نمایشی که در درون خود از وضعیت ارتباطی بین مردم و حاکمیت در شرائط کنونی می گوید و کارگردان در قالب ترجمه نوشته ” اوژن یونسکو ” به نقد گفتمان بین مردم و حاکمیت سیاسی ایران می پردازد. گفتمانی که به روایت این نمایش، در شرائط پارازیتی قرار گرفته است. واژه ها و ادبیات ارتباط بین این دو، واژه هایی شده است که بر گوش های کر فرود می آیند و هر دو از درک زبان هم عاجز شده اند تا آنجا که آنکه قدرت دارد – یعنی حاکمیت – هر آنچه می خواهد تحکم می کند.

    در ابتدا دو نمونه از تعاریف و تحلیل های حرفه ای درباره اصل اثر یونسکو که در رسانه ها منتشر شده و در حقیقت، در بخشی از محتوای کار مهرجویی نیز وجود دارد، مرور می کنیم:

    روزنامه شرق نوشته است:

    ” درس، کمدی هول‌آوری است از داستان استادی که در پایان یک جلسه درس خصوصی، شاگردش را به قتل می‌رساند. یونسکو نمایشنامه نویسی است که با زبان و قراردادهای زبانی بازی می‌کند. کلمات را به سخره گرفته و از معنا تهی می‌کند تا معنایی نوین به مخاطب عرضه‌ کند…. او تیپ‌هایی ساده و بدون هیچ گذشته و تعریف مشخصی، عرضه می‌کند و در حقیقت آنقدر حواشی یک متن را می‌زند تا تنها زبان و کلمه باقی بمانند … ” /متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید.

    سایت ایران تاتر نوشته است:

    ” یونسکو در نمایشنامه “درس” معناگریزی را در ابعاد مختلف زندگی انسانی به بحث می‌نشیند. از نقدی که بر تاریخ علم گرفته شروع می‌کند تا به بی‌هویتی ارتباط میان انسان‌ها می‌رسد. نمایشنامه درس بر پایه گفتار بی‌وقفه شکل می‌گیرد و آنچه نمایشنامه قصد دارد بیان کند از این میان شکل می‌گیرد. یونسکو می‌گوید توجه بیش از حد به علم و در بند قوانین و ساخته‌های ذهنی انسانی بودن سبب می‌شود که ارتباط احساسی از میان برود. پروفسور تنها غریزه را می‌شناسد و علم را. بنابراین نمی‌تواند درک کند که درد دندان دختر یعنی چه. همین است که ما را در ارتباط به بی‌معنایی و فاجعه می‌رساند که نکته مهم نمایشنامه و آن چیزی است که یونسکو و دیگران در نمایشنامه‌های ابزورد آن را پی‌گیری می‌کردند. ما در نمایشنامه درس با سه مرحله زبانی روبه‌رو هستیم. بخش اول از ابتدای نمایش آغاز می‌شود و تا درس تفریق ادامه پیدا می‌کند. بخش دوم از مرحله آموزش تفریق آغاز و به درس زبانشناسی می‌رسد و بخش نهایی نیز از بعد از زبانشناسی تا مرحله قتل دختر را در بر می‌گیرد…..”/ متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید.

    اما “درس”، درس دیگری هم دارد

    درسی که انگار در نوشته ها و تحلیل های درباره “درس”، کمتر کسی جرات کرده آن را بنگارد. مهمترین مساله در “درس” مهرجویی، آن است که اتفاقا تیپ ها، هم گذشته دارند و هم تعریف مشخص. آنقدر لحن گفتارها – که کاملا افراد مشخص سیاسی را متبادر می کنند- غلبه دارند که ذهن هیچ کس به سراغ موضوعات مطرح در تحلیل سایت ایران تاتر نمی رود.

    اگر دیالوگ های نمایش “درس” در حالت معمولی و بدون تقلید صدا و رفتارهای عناصرمشخص سیاسی گفته می شد، شاید می توانستیم بپذیریم که “درس” یک نمایش سیاسی نیست اما وقتی اکثر دیالوگ ها با لحن ها و صداهای تقلیدی از چهره های معروف سیاسی اجرا شده اند، آیا می توان این سخن “امیرجعفری” را باور کرد، وقتی در گفت وگو با خبرگزاری مهر گفته است :

    ” این کاراصلا سیاسی نیست. مردم ما سیاست زده هستند و همه چیز را سیاسی می‌بینند. ما اگر پایمان را چپ یا راست بگذاریم می‌گویند این متعلق به فلان جناح سیاسی است. کار ما اصلا سیاسی نیست اما برداشت عده‌ای این گونه است و زیبایی هنر هم در این است که هر کسی از ظن خود شد یار من. به نظر من کار، کاملا اجتماعی و فرهنگی است ….”./ متن کامل گفت گوی امیرجعفری را اینجا بخوانید.

    نمادهای آشکار نمایش درس:

    نمایش “درس” چه درسی دارد؟ برای پاسخ این سوال اول باید نمادهای نمایش – که به خوبی بومی سازی شده و خود را در اجرا معرفی می کنند- بشناسیم. انچه در زیر به عنوان نمادهای این نمایش تعریف می شود، ذهنی یا برداشت شخصی نیست، بلکه نمایش دقیقا همین فضاها را برای مخاطب منعکس می کنند.

    امیر جعفری در نقش پروفسور: او با تقلید صداهایش در جای جای نمایش، نمادی از برخی مسئولان مشخص جمهوری اسلامی را به ذهن متبادر می کند. پروفسور مدام برای شاگردش درس هایی می دهد که نامفهوم هستند و شاگرد آنها را نمی فهمد و آنقدر بر حرف هایش تاکید می کند که دست آخر شاگرد خسته می شود و می خواهد فرار کند اما معلم نمی پذیرد و او را به زور سر جایش می نشاند و وقتی شاگرد بر موقعیت خود می شورد، پروفسورکه آخر نمایش به عنوان یک کشیش هم معرفی می شود، او را می کشد. کشیشی که ۳۹ شاگرد دیگرش را نیز به قتل رسانده است و در پایان نمایش نیز وقتی پروفسور با ۴۰ جسد روبرو می شود، مستخدمش بازوبندی را که نشانه فاشیسم هیتلری است به دستان او می بندد و می گوید کار تو تنها با این نشان توجیه پذیر است.

    پروفسوری که به نقل از تحلیل سایت ایران تاتر:

    ” از علم منطق ریاضی به خوبی آگاه است. ابتدا ظاهری آرام و شخصیتی نرم دارد اما درونش پر ازخشونت است و می تواند به شاگردش تحکم کند. حاکم مطلق زبان می‌شود و قصد دارد مدلول ذهنی خود را به دانش آموز حقنه کند. در اینجا بازی قدرت با زبان شکل می‌گیرد. زبان دانش‌آموز حقیر و زبان استاد به مرتبه والا می‌رسد…. در این نمایش عموما استاد، فرستنده است و شاگرد گیرنده و مجرای ارتباطی آنها نیز درس‌هایی است که بیان می‌شود. استاد با قدرت زبانی که پیدا کرده به متکلم وحده تبدیل شده و دختر را منکوب می‌کند و….”

    طناز طباطبایی در نقش شاگرد: نمادی از مردم است. ساده لوحی و کودک صفتی با وجود تیزهوشی از ویژگی های این شاگرد است. با کوچک ترین تشویقی خوشحال می شود و گول می خورد. شاگردی که مجبور است به خواست پدرش سر کلاس استاد – پروفسور- بنشیند و هر چه به پروفسور می گوید “دندانم درد می کند” پروفسور حرف او را نمی فهمد و مدام برای او از مسائل مختلف سخنرانی می کند. او چهلمین شاگردی است که پیش استاد آمده است. دختری که منطق ریاضی را نمی‌شناسد. علاقه دارد به مدارج بالای علمی برسد.

    ” دخترکی جوان و شاداب که به خانه مردی میانسال وارد شده و از علاقه وافرش برای کسب دانش و ادامه تحصیل در مقاطع عالی صحبت می‌کند و استاد میانسال، به ظاهر آرام تلاش می‌کند تا در مدتی کوتاه او را بیاموزاند. اما در پروسه نمایش هر دو شخصیت درگیر می‌شوند. شاگرد شادابی و نشاطش را می‌دهد و کرختی و درد و درماندگی و در انتها مرگ می‌گیرد و استاد آرامش و محجوبیتش را با خشونتی لجام گسیخته و بی‌رحم مبادله می‌کند.”

    “دندانم درد می کند”: دیالوگی است که مدام از سوی شاگرد – مردم – خطاب به پروفسور – حاکمیت – نقل می شود، نماد مشخصی از مشکل واقعی و ملموس مردم است که هر بار شاگرد آن را به پروفسور می گوید، او شروع به سخنرانی تازه ای درباره مسائل مختلف می کند و البته هر سخنرانی با لهجه یک چهره سیاسی اجرا می شود.

    روایتی واقعی از اینکه مردم دردشان چیز دیگری است اما حاکمان مشغول به شعار دادن و سخنرانی کردن هستند و تنها سبک سخنرانی ها تفاوت می کند و همه شعارها و سخنرانی ها در اینکه نامفهوم، مغلق و بی فایده برای مردم قلمداد می شوند، اشتراک دارند.

    هاشمی، جنتی، احمدی نژاد، احمدخاتمی، شیخ حسین انصاریان و…

    پروفسور نمایش “درس” به عنوان درس زبان شناسی، سعی می کند هر بار در سخنرانی اش، یک لهجه با تن صدای مسئولان سیاسی کشور را تقلید کند و با صدای آنها درسش را برای شاگرد ارائه دهد. او سبک صداها و تکه های بیانی احمدی نژاد ، آیت الله جنتی، آیت الله هاشمی رفسنجانی، سید احمد خاتمی امام جمعه تهران، قالیباف شهردار تهران و حتی شیخ حسین انصاریان واعظ معروف را تقلید می کند. حتی “پروفسور” جایی که به اوج سخنانش می رسد مستقیما حرکات و جملات مداحان در مجالس روضه را اجرا می کند و با فریاد، این کلمه را می گوید که ” بگم بسوزی، بگم بسوزی” .

    همچنین “پروفسور” در جایی به تقلید از سخنان بسیاری از روحانیون که بر موضوع غریزه و شهوت انسانی تاکید کرده اند، فریاد می زند و می‌گوید: “غریزه عامل همه بدبختی‌ها و مشکلات مردم است.” به گونه ای که برای مخاطب کاملا سخنرانی یک روحانی بالای منبر تداعی می شود.

    در جای دیگری نیز معلم در گفت و گویی با شاگرد، این عبارت محمود احمدی‌نژاد را که در مناظره انتخاباتی با میرحسین موسوی بیان می کرد، تکرار می کند: «بگم … بگم».

    یا آنجا که که می خواهد با دخترک درباره مدرک دانشگاهی سخن بگوید به او می گوید: طوری مدرک بگیر که فردا مدرکت جعلی درنیاید. مثل من که مدرک پروفسورایم را گرفته ام و سندش هم موجود است.

    از سویی جملات و سخنان و رفتارهایی که با این تقلید صداها و لهجه ها و بیان ها منعکس می شوند، کلماتی هستند مغلق و نامفهوم که اساسا شاگرد آنها را نمی فهمد. تقلید صداهای مستقیمی که در برخی لهجه ها مانند صدای هاشمی رفسنجانی، یزدی، جنتی، خاتمی ، انصاریان و خصوصا احمدی نژاد، آنقدر دقیق بیان می شوند که تماشاچیان را به شور می آورند و مدام کف می زنند.

    پایان پرسش برانگیز:

    حقیقت این است که مهرجویی با زیرکی توانسته است همه حرف های سیاسی خود را در قالب نمایشنامه اوژن یونسکو بزند. با دیدن نمایش “درس” و خروج از سالن، نخستین پرسشی که برای عموم تماشاچیان به وجود می آید، این است که نمایش” درس” چگونه در چنین شرائطی از وزارت ارشاد مجوز گرفته است؟

    حالا هی ما تو این قطعه مقدس صبح تا شب بکوبیم تو سر خودمون که دکتر تو رو خدا بیخیال این … شو چه فایده ای داره
    به نظر میرسه ور شکسته های سیاسی کوچ کردن به فضای فرهنگ وهنر، البته توجه دارید که غایت انقلاب ما هم به حسب اتفاق نه سیاسی نه اجتماعی و نه حتی اقتصادی بلکه انقلاب ما یه انقلاب فرهنگیه…
    و شما حدیث مفصل بخوان از این…

  134. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    ###

    شرمنده، یک دنیا!…

    این شعر خیلی زیبا، سروده ی شاعر عزیزمون: “سید حمید رضا برقعی” است.

    یک وقت اشتباه نشود…
    حسین قدیانی: الان و اینجا باید بگویید یا در همان کامنت؟!!!!!!! خوش تان می آید توی این همه مشغله برای من درد سر درست کنید؟!

  135. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    از آنجا که این شعر از سروده های بسیار بسیار معروف “برقعی” بوده است، من هم
    نیازی به آوردن اسمشان ندیدم… گرچه باز هم اشتباه کردم!… ببخشید…

  136. محمد رضا حقیقت می‌گوید:

    « ماجرای وزیر اطلاعات »
    در ماجرای وزیر اطلاعات ما چها رکن داشتیم :

    ۱-امام خامنه ای :که با ارسال دونامه یکی به آقای رییس جمهور برای ابقای آقای مصلحی واینکه رفتن ایشون مصلحت نیست و تشکر از خدمات این بزرگوار و یک نامه به آقای مصلحی برای دقت وکاربیشتر وجبران ضعفها همیشه به بهترین وجه مدیریت میفرمایند جانمان فدای خاک قدمش .

    ۲-آقای رییس جمهور :که با درخواست آقای مشایی (همه کاره )مبنی برگزارش معاون برنامه ریزی وزارت مبنی برضعف دربرخی بخش ها وزیر اطلاعات را مواخذه فرمودند(عذرایشان راخواستند)

    ۳- جناب حجت الاسلام مصلحی :که بعداز مواخذه توسط رییس جمهور دستان خویش را بالا برده فرمودند من هرچه میتوانستم انجام دادم واز جلسه خارج شدند که آقای احمدی نژاد میفرمایند یک مشاور به مشاورانمان اضافه شد (یعنی ایشون باید بره تنگ دل آقای متکی و….)

    ۴-جناب معاون برنامه ریزی (دوست و شاید پاچه خوار جناب مشایی ماکه نمیشناسیمشون ) که سعایت جناب مصلحی فرموده نزد مشایی حالا برای چی خدا میدونه …

    نتیجه :حالا ما حزب اللهی ها از آقای احمدی نژادمیپرسیم مشایی چیکاره است این وسط ؟چراباید آقای مشایی یک همچین لابی قویی داشته با شد که هرچه بخواهد میکند ؟چرا شما درمسایل کلان بدون مشورت با رهبری حکم میفرمایید ؟ما به شما به خاطر ولایتمدار بودنتان واخلاص و خدمتگذار بودنتان که انشا لله همچنان باقی است که همین طور هم هست رای دادیم وحمایت کردیم لطفا پای ولایت بایستیدآیا وقت آن نرسیده که با مشایی خداحافظی کنید؟ او باید چه کند تا برای شما ثابت شود راه او از راه نایب امام زمان جداست ؟

    خدا روشکرکه به دستور رهبری جامه عمل پوشاندید ( شانس آوردید) وگرنه مجبور میشیم جلوی شما بایستیم شوخیم نداریم !!!

  137. علی می‌گوید:

    رهبری: تا زنده ام نخواهم گذاشت حرکت عظیم ملت ایران، ذره ای منحرف شود

    تاریخ درج: ٣اردیبهشت١٣٩٠، ساعت ١۵:٣١

    حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار پرشور هزاران نفر از مردم استان فارس در سخنان بسیار مهمی ضمن تبیین شرایط حساس کنونی دنیا و منطقه، با توجه به بیداری اسلامی، همه مردم و مسئولان را به حفظ اتحاد و انسجام و کار و تلاش بیوقفه، و بهانه ندادن بدست دشمنان نظام اسلامی توصیه و تأکید کردند: امروز قوای سه گانه بویژه دولت حقاً و انصافاً در حال خدمت و تلاش هستند و ملت و رهبری همواره از خط کار و خدمت در کشور حمایت خواهند کرد اما هرجا که رهبری احساس کند از مصلحت بزرگی غفلت می شود، وارد خواهد شد و رهبری تا زنده است هیچگاه نخواهد گذاشت، در حرکت عظیم ملت ایران بسوی آرمانها، ذره ای انحراف ایجاد شود.

    http://www.radiomaaref.ir/shownews.aspx?id=15864

  138. ابوالفضل می‌گوید:

    یه انتقاد کوچولو!….
    فکر نکنم گذاشتن کلمه وزین در کنار روزنامه وطن امروز ضروری باشه!…..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.