کتاب پر سر و صدای نمایشگاه امسال… “باتوم خوب و قشنگی داشتیم”

پیش خرید کتاب ستاره های حضرت ماه؛ “قطعه ۲۶″/ ۲۰۰ هزار تومان توسط “ف. طباطبایی”

پیش خرید کتاب “باتوم خوب و قشنگی داشتیم”/ ۳۰۰ هزار تومان توسط “سیداحمد”

مهدی رمضانی، معاون انتشارات مرکز اسناد در گفت و گو با “ایبنا”

از “قطعه ۲۶″ و “باتوم خوب و قشنگی داشتیم” در نمایشگاه کتاب رونمایی خواهد شد

مهدی رمضانی، معاون انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره برنامه‌های این مرکز در بیست‌وچهارمین نمایشگاه کتاب تهران اظهار داشت: تمام تلاش ناشران برای ارایه بهترین محصولات یک‌ساله‌شان در نمایشگاه کتاب است. وی ادامه داد: مرکز اسناد انقلاب اسلامی نیز در صدد است با دستی پُر در نمایشگاه کتاب ۲۴ حاضر شود. از جمله محصولاتی که در این نمایشگاه ارایه می‌شوند، اولین عرضه ۱۲ عنوان کتابی است که در ماه‌های پایانی سال ۸۹ منتشر شده‌اند. معاون انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی با اشاره به عناوین برخی از این آثار تصریح کرد: “بیعت در فقه سیاسی شیعه”، “ادوار تحول فقه شیعه”، “انقلاب اسلامی در کرمانشاه”، جلد سوم و چهارم “اسناد نهضت اسلامی ایران”، “بازتاب‌ها و پیامدهای رحلت اسرارآمیز آیت‌الله مصطفی خمینی”، “اسناد اتحادیه‌ انجمن‌های اسلامی دانشجویان خارج از کشور”، “فرهنگ سیاسی در ایران” و “نقش انگلستان در فتنه ۸۸″ عناوین برخی از این آثارند. رمضانی همچنین درباره کتاب‌هایی که قرار است ویژه نمایشگاه کتاب منتشر شوند، گفت: مرکز اسناد انقلاب اسلامی در تلاش است کتاب‌های، “حوزه و روحانیت از دیدگاه مقام معظم رهبری”، دومین جلد کتاب “نُه دَه” با عنوان “قطعه ۲۶″ نوشته حسین قدیانی، رمان “باتوم خوب و قشنگی داشتیم” از همین نویسنده و “نقدی بر آرای فقهی و عملکرد آیت‌الله صانعی” را ویژه نمایشگاه کتاب ۲۴ منتشر کند. وی در ادامه به کتاب‌های پُر مخاطب این مرکز اشاره کرد و اظهار داشت: ۱۰ عنوان از آثاری که در سال‌های گذشته مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته نیز تجدید چاپ شده و در نمایشگاه کتاب عرضه می‌شوند. چاپ پنجم “بهاییت در ایران”، چاپ سوم “خاطرات زندگی صبحی و تاریخ بابیگری و بهائیگری”، چاپ دوم “سازمان مجاهدین خلق”، چاپ دوم “مجاهدین خلق در آیینه تاریخ”، چاپ پانزدهم “نُه دَه”، چاپ چهاردهم “شنبه پس از انتخابات”، چاپ دوم “خاطرات حبیب‌الله عسگراولادی”، چاپ دوم “خاطرات حجت‌الاسلام دری نجف‌آبادی”، چاپ پنجم “مبانی فراماسونری” و چاپ هفتم “شورش اشرافیت بر جمهوریت” عناوین این آثارند. به گفته مهدی رمضانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی در مجموع ۷۵۰ عنوان اثر از کتاب‌های خود را در نمایشگاه کتاب ۲۴ عرضه می‌کند. بیست‌وچهارمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از ۱۴ تا ۲۴ اردیبهشت ۹۰ در مصلای بزرگ تهران برپا خواهد شد. لازم به ذکر است “قطعه ۲۶″ به دلیل تعدد صفحات -۱۵۰۰ صفحه- در ۲ جلد آماده شده و نویسنده آن بریده ای از سروده ها و طرح های تقدیمی به وبلاگ قطعه ۲۶ را در فصلی مجزا ضمیمه کتاب کرده است. 

۷ برنده نهایی مسابقه بهاریه قطعه مقدس ۲۶

۱) بهاریه ۳۹/ سلاله ۹ دی/ یکِ یکِ هفتاد و گنج: ۳۸ رای

۲) بهاریه ۶/ چشم انتظار/ خطبه عقد که گریه نداره: ۲۴ رای

۳) بهاریه ۲۹/ هادی علی مددی/ صدای قلک: ۲۰ رای

۴) بهاریه ۷۲/ آبجی زهرا/ دایی ابالفضل و مادرجون و من و… احسان علی خانی: ۱۷ رای

۵) میلاد پسندیده (با انتخاب میثم محمدحسنی) 

۶) دیوونه داداشی (به پاس سروده های خوب)

۷) فدایی رهبر (برای طرح “۰۶ : ۲۰″ با انتخاب میثم محمدحسنی)  

نکاتی درباره داوری مسابقه بهاریه

یک: این داوری را اگر چه خودتان انجام دادید، اما گمانم خودم هم می خواستم به بهاریه های شما رای بدهم، آنقدر با آرای شما فرقی نمی کرد. به هر حال قضاوت با خودتان بود و خوب یا بد -چرا بد؟!- تقصیری گردن این حقیر نیست. زحمت شمارش آرا با “سیداحمد” بود که خیلی خوب و دقیق کارش را انجام داد تا هیچ کس لازم نباشد اسیر این و یا آن صحنه آرایی خطرناک نشود یا بشود!
دو: اینکه چرا خودم و بهاریه شماره ۴۰ را در مسابقه شرکت دادم، جز این نیست که دوست داشتم به جای “ناظر” بر مسابقه، “حاضر” در مسابقه باشم. به هر حال من هم مثل شما “ستاره حضرت ماه” هستم و با شما هستم و مثل شما هستم و دیدید که… مقامی بهتر از سومی کسب نکردم. البته همین که آرای باطله رقیب مان نشد، جای شکرش باقی است!… دیشب به خانم می گویم؛ “چای میاری؟!…” می گه: “با رای بچه های قطعه، قلم من از تو بهتره… دارم روی یه نوشته کار می کنم، گرفتارم. خودت بلند شو!… در ضمن ظرفا هم دستت رو می بوسه!” خیال تان راحت شد؛ زندگی ما را خراب کردید، رفت!!… هی بشور، بساب! بشور، بساب! مگه تمومی داره کار خونه… آی بچه های قطعه! خدا بگم چی کارتون نکنه!!  
سه: اگر قرار باشد ۶ نفر برنده بهاریه ها باشند، با رجوع به آرای خودتان -که در کامنت ها موجود است-  خواهید فهمید که نفر ششم “آبجی زهرا” با بهاریه شماره ۷۲ با عنوان “دایی ابالفضل و مادرجون و من و… احسان علی خانی” است… و از آنجا که با احتساب دوستان طراح، این مسابقه ۷ نفر برنده قرار بود داشته باشد، نویسنده بهاریه ۷۲ هم به جمع برنده ها اضافه می شود. ضمن تبریک به ایشان، داوری مسابقه طرح بهاریه را میثم محمدحسنی انجام داد و طرح “میلاد پسندیده” را بهترین طرح بهاریه دید. در ضمن آقای دوئل طرح “بیست و شش” فدایی رهبر را ستود و اگر چه این طرح برای مسابقه بهاریه نبود، اما به احترام نظر میثم و همچنین عنایت به فعالیت مضاعف فدایی رهبر در قطعه ۲۶ ایشان هم به جمع برنده ها اضافه می شود و پرونده مسابقه با این رای بسته می شود. همین جا برای “میثم محبوب” که زحمت داوری طرح ها را کشید، آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت می کنم.
چهار: جدای از همه این مباحث که فرع موضوع است، باید بگویم: اولا؛ تعدادی از کسانی که “استاد” می خوانم شان، از اصل این کار خوش شان آمد و بعضا پیام می دادند که بهاریه ها نشات گرفته از قلمی توانا، هنرمند و مستعد برای پیشرفت بیشتر است. ثانیا؛ با جایزه و یا بدون جایزه، باز هم در قطعه ۲۶ چنین مسابقاتی -ان شاء الله- بر قرار خواهد بود. ثالثا؛ از همه دوستان که در مسابقه شرکت کردند، صمیمانه تشکر می کنم.

شمارش معکوس برای بازدید ۱۵۰۰۰۰۰ در قطعه مقدس ۲۶/ فدایی رهبر

قطعه ۲۶ ردیف عشق مقدس/ عباس اسلامی

فدایی رهبر

… آری سید! این تو بودی که داشتی بر نسیم فکه می وزیدی و هر قدمت بخشی از خنده را بر لب شقایق های آتش گرفته جاری می کرد. تو داشتی آرام، آرام تر از باران، راه می رفتی اما آنکه بی تاب تو بود، معراج تو بود تا بر سرت ای “پادشاه فتح” تاج شهادت بگذارد. الا ای حضرت راوی! از بس که مرد ندیده ام، می خواهم چاپلوسی ات بکنم. چند گام دیگر که برداری، خدا خود شهادتت را روایت خواهد کرد. راوی فتح تو خداست و آن مین، دوربینی بود که تو را شکار کرد. چند گام دیگر “سوژه خدا” می شوی… همچنان که چند سال دیگر خدا “صیاد” را صید خویش کرد. صدای انفجار، اولین سکانس زندگی تو بود در بهشت. حالا می توانی از حضرت عباس، مستند بسازی و به جای کربلای پنج، کربلای ۶۱ را روایت کنی، با همان صدا… “ای حسین! ای آنکه بر کربلای ازلی و ابدی وجود برنشسته ای…”

مرتضی! قدم هایت داشت باد را تکان می داد. تو آرام می رفتی اما شهادت داشت دنبال تو می دوید. ما آخرین قدم های تو را جملگی دیده ایم اما کاش دوربینی هم آغوش خدا را نشان می داد که برایت چه قشنگ باز شده بود. خدا داشت به تو می گفت: بس است دیگر زندگی در این سیاره رنج، بیا نزد من. بیا نزد گنج. بیا… بیا که این آخرین قدم های توست در این دنیا… می خواهم ببرمت آسمان. اراده کرده ام پیش خودم باشی. بیا خون مرا روایت کن. خون من، خون حسین است؛ کمی جلوتر منتظر توست. نترس! وقتی که خواستی بیافتی، دست عباس تو را خواهد گرفت.

مرتضی! دیشب در بهشت، جشن تولد برایت گرفته بودند و ما در زمین هنوز هم عزاداریم. بعد از تو پای ما هم چه بسیار که روی مین رفت اما فرجامش جز اسارت نبود. بعد از تو ما هم شهید داده ایم اما بی روایت فتح. بعد از تو بر ما سخت گذشته است. تو نشان دادی که شهادت محتاج جنگ نیست ولی فتح، محتاج خون شهید است… شهدای ما فاتح فتنه بودند اما چون کربلای هشتاد و هشت، سه راه شهادت نبود، کسی جنگ نرم را جنگ حساب نمی کند. ما غریبیم. شهدای ما غریب اند. این باد است که دارد بر ما می وزد. بد هم می وزد. باد دارد ما را می برد از یاد. انقلاب را در جنگ واپسین، خون غلام کبیری نگه داشت اما برای شهدای عصر شما مجسمه می سازند. خوب زمانی پر کشیدی. تو که به خامنه ای می گفتی “وصی امام عشق” خوب شد پر کشیدی… تا آغوشش را خدا برای ما باز کند، فتنه هاست؛ صحبت یک قدم دو قدم نیست. ما با “مین” بسیار فاصله داریم. اللهم ارزقنا شهادت فی سبیلک… تو گفتی؛ آمین، ولی نسل من باید بگوید؛ آ… مین! 

***
راستی مرتضی! ما را اندازه جوانان سارایوو دوست داشته باش. فتح مان را روایت نکردی، نکردی… 

قطعه ۲۶ ردیف عشق مقدس/ سجاد، سرباز ماه

این نوشته در صفحه اصلی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. سیداحمد می‌گوید:

    “بعد از تو پای ما هم چه بسیار که روی مین رفت اما فرجامش جز اسارت نبود. بعد از تو ما هم شهید داده ایم اما بی روایت فتح.”

    “راستی مرتضی! ما را اندازه جوانان سارایوو دوست داشته باش. فتح مان را روایت نکردی، نکردی… ”

    عالی و دلنشین،
    احسنت،

    کوتاه بود ولی کیف کردم.
    ممنون داداش.

  2. صبا می‌گوید:

    “مرتضی! قدم هایت داشت باد را تکان می داد. تو آرام می رفتی اما شهادت داشت دنبال تو می دوید.”
    هر وقت به جملات شهید آوینی می رسی انگار خودشون برات می خونن.

  3. صبا می‌گوید:

    اصلا انگار همه اش را شهید می خوانند برایمان.

  4. ناشناس می‌گوید:

    امام زمان! ممنوع یا مغفول؟سکوت کنیم یا فریاد؟
    http://forum.bidari-andishe.ir/thread-2448.html

  5. وارث می‌گوید:

    سلام
    اولا که تبریک میگم بهتون به خاطر تقدیری که در جشن هنرمندان ولایی ازتون شد.
    ثانیا که تبریک میگم به خاطر اینکه هم خودتون و هم همسر مکرمه در رای گیری های خانواده قطعه برگزیده شدید و مهرورزی خودتون رو نشون دادید با اهدای سفر کربلا به دوستان دیگه.
    ثالثا که کار نوشتن شرح ماوقع تجمع جلوی سفارت عربستان رو به اتمام رسونده بودم.اومدم ببینم شما چی نوشتید (چون دیده بودمتون اونجا) ولی مشاهده کردم که نجوایی با سید مرتضی نوشتید که بسیار زیباست.
    موفق و موید باشید زیر سایه آقا امام زمان و در رکاب امام خامنه ای

  6. سجاد می‌گوید:

    سلام
    دل انگیز بود.هر خطش با دل بازی می کنه.
    این جمله را با صدای سید مرتضی بخوانید:
    (با همان صدا… “ای حسین! ای آنکه بر کربلای ازلی و ابدی وجود برنشسته ای…”)

    یا علی مدد.

  7. العبد می‌گوید:

    با سلام مطلب خیلی زیبایی بود دوست عزیز میشه به وبلاگ بنده یه سر بزنی بنده را از نظرات گرانبهاتون مستفیض کنید خوشحال میشم

  8. فدایی حضرت ماه می‌گوید:

    سلام بر اهالی قطعه مقدس ۲۶

    اللهم ارزقنا شهادت فی سبیلک…
    تو گفتی؛ آمین، ولی نسل من باید بگوید؛ آ… مین!

  9. قاصدک منتظر می‌گوید:

    (تو نشان دادی که شهادت محتاج جنگ نیست ولی فتح ,محتاج خون شهید است… شهدای ما فاتح فتنه بودند اما چون کربلای هشتاد و هشت,سه راه شهادت نبود, کسی جنگ نرم راه جنگ حساب نمی کند. ما غریبیم.
    اللهم ارزقنا شهادت فی سبیلک… تو گفتی;امین, ولی نسل من باید بگوید;ا…مین!
    راستی مرتضی! ما را اندازه جوانان سارایوو دوست داشته باش,فتح مان را روایت نکردی,نکردی…)

  10. حسین یعقوبیان می‌گوید:

    سلام حسین جان … درسته که پیامم کاملا به مطلبت بی ربطه … اما با خودم گفتم یکی از کسانی که میتونه در نتیجه دادن این جهاد کمک بالایی کنه شما و مخاطبین وبگاه خوبت هستن … دلتنگتیم بزرگوار.
    به گزارش دانشجویان انقلابی، به دنبال انتخاب آنگلا مرکل، یکی از دوستان نزدیک صهیونیست ها در آلمان به عنوان نخست وزیر این کشور، ضدیت با دین اسلام در آلمان گوی سبقت را از رژیم اشغالگر قدس نیز ربوده است.
    در همین راستا دولت مرکل، که بنا به گفته کارشناسان یکی از مهره های مهم و پشت پرده اسلام ستیزی در غرب و به ویژه در قاره اروپاست، طی روزهای گذشته با هدف ممانعت از به رسمیت شناخته شدن دین اسلام در قانون اساسی آلمان و ایجاد محدودیت برای جامعه مسلمانان آلمان در کلیه عرصه های فرهنگی و سیاسی، اقدام به برگزاری یک نظرسنجی مغرضانه که ریشه های آن در محافل صهیونیستی مشاهده می شود، کرده است.
    این نظرسنجی در یک پایگاه اینترنتی که به سفارش دولت آلمان راه اندازی شده برگزار می شود و طی آن در مورد قرار گرفتن و یا نگرفتن دین اسلام در میان ادیان رسمی آلمان، همانند ادیان مسیحی و یهودی، سوال شده و از بازدیدکنندگان از این پایگاه خواسته می شود که نظر خود را ابراز کنند.
    این در حالی است که به گزارش خبرنگار فارس اکثر مسلمانان از این نظرسنجی بی اطلاع هستند و لذا محافل صهیونیستی در آلمان هر روزه از طریق عوامل خود اقدام به افزایش رای منفی در این نظرسنجی می کنند.
    دانشجویان انقلابی از کلیه مسلمانان دارای احساس مسئولیت دعوت می کند تا با مراجعه به آدرس پایگاه اینترنتی مذکور در برهم زدن این بازی صهیونیستی مرکل، به مسلمانان ساکن آلمان یاری رسانند. برای این کار کافی است تا با مراجعه به پایگاه اینترنتی

    http://www.tagesschau.de/inland/wulffrede112.html

    و بعد از اشاره گذاری بر روی قسمت “ja ” روی “zur auswertung ” کلیک نمایید.

    {حداقل ۸۰۰۰ رای عقب نیاز داریم؛در باز نشر به ما این مطلب کمک کنید}

  11. عکاس مسلمان می‌گوید:

    سلام حسین جون.
    منو اشتباهی گرفتند. اسم منو گذاشتند هنرمند ولایی!
    شهید آسیدمرتضی و شهید سعید جانبزرگی توی اون دنیا چی در مورد ما فکر میکنند؟!

    ولی الحق تو و میثم و سهیل لایق هنرمند ولایی هستید. ولی من چی؟ من لیاقتشو ندارم. چون کاری نکردم که تقدیر بشم.

    راستی لینک عکس لوح یادبود و تندیس اینجاست.
    http://akkasemosalman.ir/wp-content/gallery/newspic/tandis-honar-velaei-90.jpg

  12. الامان مهدی جان می‌گوید:

    سلام حاج حسین
    در صورت صلاحدید کار شود.

    محمد جان بیادتم ؛ بیادم باش

    السلام علیک یا ابا صالح المهدی

    شهادت هنر مردان خداست

    جمله ای که بارها و بارها غرق فکرم میکنه.

    از این نوع هنرمندها تو شهرمون ،‌ محلمون یا محل کارمون کم نیستند

    اولین بار نمیدونم کجا دیدمش ولی یادمه وقتی وارد مرکز تحقیقات سپاه شدم ،‌اونجا باهاش آشنا شدم.وقتی بهش سلام کردم و دستشو فشردم توقع داشتم با دیدنم جا بخوره و بگه کجا دیدمش ولی غیر از صحبتهای معمول ، صحبتی نکرد.

    به رضا که چند سالی قبل تر از سپاه میشناختمش گفتم : رضا تو نمیدونی من ایشون و کجا دیدم؟

    رضا گفت بعید میدونم ، محمد بچه کرجه ، شاید تو هیئت دیدیش؟

    همین جور که تو فکر هیئت بودم گفتم : شاید.

    ولی تو دلم خیلی احساس رفاقت باهاش داشتم ، هر موقع از اتاقم بیرون میومدم راهمو به سمت اتاقش کج میکردم و از همون دم درب سلام و احوالپرسی میکردم.

    با هم رفیق شدیم و بیشتر از قبل ‌ هم کلام شدیم.

    حالا که دست به قلم شدم یاد خاطره ای جالب افتادم ، زمستون اون سال یعنی سال ۸۵ از اون زمستونای سوزناک بود . یه روز صبح زود ، سرمای به اصطلاح استخوان بترکونی بود منم شال و کلاه بدجوری کرده بودم و سوار موتور ، سمت محل کار بودم ، دیدم ۲ نفر که آثار یخ زدگیشون از دور معلومه منتظر ماشینند ،شناختمشون ،‌ رسیدم بهشون و سریع ترمز زدم و بدون سلامی رفتم رو باک نشستم و گفتم : اوه اوه بیاین بالا تا خشک نشدین.با گفتن این جمله تو چشم بهم زدنی راه افتادیم و از یه طرف حرکت سریع من جهت کمک و از یه طرف دیگه سوز و سرمای شدیدِ رو موتور باعث شد تا مقصد هیچ صحبتی نکنیم و فقطِ فقط بخندیم … .

    دقیقاً یکسالی بود که از رفاقتمون میگذشت ، محمد برای کاری با واحد تحقیقات علمی _ نظامی به ماموریت رفت.

    بعد از برگشت از اون سفر بود که از هر فرصتی استفاده میکرد تا خودشو منتقل کنه به اون واحد.

    ماموریت های اون واحد بُعد معنوی خاصی داشتند و بهانه ای بودند تا هنرمندان خدا از این دنیا فاصله بگیرند.

    در واقع با همون یه سفر ،‌ راهی که از سال ۷۹ دنبالش بود و پیدا کرد.

    چند بار حضوری و کتبی با مسئولین در این باره صحبت کرده بود اما همچنان پرنده خوش سیما در قفس دنیا اسیر بود ، با عشق و اراده بالاخره توانست موافقت مسئولین و بگیره و هنرمندانه درب بسته شهادت را بگشاید.

    حقیقتاً به گفته خودش آرزوی شهادت در قلبش موج میزد ،‌این و میشه از تاریخ نگارش وصیت نامش فهمید .دقیقاً همون روزها بود یعنی آذرماه ۸۵ که به این واحد منتقل شد.

    نوزدهم اردیبهشت ماه هشتاد و شش ،‌ روز چهارشنبه ای بود ، مشغول کار بودم که دیدم با اون لباس سفید بچه بسیجیها و شلوار مشکی زیبا و اتو کشیدش با یک لبخندی اومد طرفم و گفت : حاجی ما دیگه داریم میریم ، مارو حلال کن .

    باهاش دست دادم و گفتم برید به سلامت ، التماس دعا.( من کجا و محمد کجا)

    نگاهم بهش گره خورده بود ، میدیم به همه اتاقها داره سر میزنه و خداحافظی میکنه.

    به وَلله قسم آنقدر اون روز به اصطلاح نور بالا میزد ، وقتی نگاهم تعقیبش میکرد تو دلم گفتم انصافاً محمدُ میبینم یاد شهدا میوفتم ، حیفه محمد شهید نشه.(قسم جلاله خوردم برای این مطلب ، چون بعد از سه سال هنوز برام شگفت انگیزه)

    به خدا دوستان ، محمد اون روز خیلی عجله داشت از نوع خداحافظیش جا خورده بودم که چرا محمد اینجوری خداحافظی کرد ،‌چه قدر با عجله .

    با اینکه چندین بار از این مسیر عبور کرده بودند و به مسیر آشنا بودند اما سر پیچی معروف کنترل ماشین از دستان مهدی خارج میشه و واژگون میشه .مهدی طامه بر اثر ضربه و فرو رفتگی و فشار تو خود کابین ماشین شهید میشه ولی محمد عاشوری بدن پاکش از داخل کابین به بیرون پرت میشه و به فیض شهادت نائل میشه.

    وقتی نحوه شهادتشو شنیدم در آنی محمد رو به پرنده ای تشبیه کردم که در هنگام شهادتش هم از داخل قفس دنیا ، خودش رو به بیرون پرت می کند .

    اگر گذرتان به قطعه ۵۷ ردیف ۸۰ خورد حتماً‌من را نیز فراموش نکنید.

    روحشان شاد و یادشان گرامی.

    نثار شهیدان عاشوری و طامه صلوات.

    وصیت نامه ی شهید عاشوری

    بسم رب الاسراء و المفقودین

    الحمدلله الذی جعلنا من المتسکین بولایة علی ابن ابیطالب

    اللهم الرزقنا توفیق شهادت فی سبیلک

    با سلام ودرود بر شهدای صدراسلام، امام راحل عظیم الشأن ، رهبر انقلاب ، شهدا اسرا و مفقودین هشت سال دفاع مقدس.

    وصیت خود را با درود و سلام به پاکان و مخلصین در درگاه خداوند شروع می کنم تا شاید این بنده حقیر خدا را درتاریکی قبر و در محشر و در سختی آن زمان شفاعت کنند.

    خداوندا تو می دانی که همواره آرزوی شهادت در قلبم موج می زد ولی چه کنم این نفس گنه کار لذات کوتاه دنیوی را به لقاء و دیدار تو ترجیح داد و اکنون با شرمندگی معبود خود را دیدار می کند و جز امید به بخشش تو ندارد یا غفار.

    و اما خانواده ام ، البته کوچکتر از آن هستم که نصیحتی داشته باشم ولی چند خواهش دارم که امیدوارم بعد از من به آن عمل نمایید.

    ابتدا از پدر و مادرم، پدر و مادری که بسیار برایم زحمت کشیده اند و همیشه و همه جا راه رشد من سختی فراوان متحمل شده است .

    مادرم از شما می خواهم که به خاطر ظلم هایی که در حق شما داشته ام مرا ببخشید و در درگاه خدا نیز برایم طلب بخشش نمایید. مادرم از شما می خواهم بعد از من گریه نکنید و همیشه به یادحضرت رباب(س) باشید سعی کنید همواره برایم دعا کنید و برایم قرآن بخوانید و هرکز رهبرمان را تنها نگذارید. مواظب خواهران و همسرم باشید .

    از پدر مهربانم نیز می خواهم مراحلال کنید و اگر در کارها کمکتان نکردم مرا ببخشید و پدرم از شما می خواهم شرایط را برای انجام شئونات اسلامی برای مادر،خواهران و همسرم فراهم نمایید و برایم گریه نکنید زیرا می گویند اگر پدر برای پسرش گریه نکند جایگاه فرزند بالاتر می رود و فقط برای عزای مولایمان ابا عبدالله الحسین”ع” و در رثای حضرت علی اکبر”ع” گریه کنید از شما می خواهم که در کسب روزی حلال مانند گذشته برای خانواده تلاش نمایید که مانند جهاد در راه خدا است.

    از خواهرانم نیز می خواهم همواره حجاب وایمان خود را حفظ کنند،سعی کنید که معارف دین را بیشتر فراگیرید، همیشه حضرت زینب”س” سر مشق خود قرار دهید و با همسرانتان رفتاری مانند رفتار حضرت زهرا”س” با امیر المومنین”ع” داشته باشید.

    در راه تربیت فرزندان صالح بکوشید و از همه مهمتر در راه تربیت فرزندان صالح بکوشید و از همه مهمتر مراحلال کنید زیرا در سالهای گذشته رفتارم با شما مانند یک برادر خوب نبود و نتوانستم حق برادری را به جا آورم .مخصوصاً خواهر بزرگترم که زحمت بسیاری برایم کشیده است و همیشه مانند یک دوست پشتیبان من بوده است. دوست دارم که بعد از من گریه نکنید و همیشه به یاد حضرت زینب”س” باشید و صبر پیشه گیرید و برای همسرم که بسیار دوستش داشته ام مانند خواهر باشید و او را تنها نگذارید و به او تسلی دهید و سعی کنید که جای خالی مرا احساس نکند.

    اما همسر مهربانم ، همسری که باوی و با کمک او توانستم به مشکلات فائق آیم ، همسری که صحبت کردن با او سختیهای زندگی را تحمل شدنی می ساخت همسری که با تمام کمبودها ساخت و هرگز دم بر نیاورد همسری که پشتیبان شوهرش بود ابتدا از شما طلب حلالیت دارم می خواهم که همواره برایم قرآن بخوانید. شما برایم در حکم استاد بودید بیشتر فراگیرید و به دیگران نیز بیاموزید سعی کنید که نسبت به جامعه و اوضاع اطراف خود بی تفاوت نباشید.همواره امر به معروف و نهی از منکر را سرلوحه خود قرار دهید. پشتیبان مقام معظم رهبری باشید .باشهداء مانوس شوید .در مشکلات به یاد همسران شهدا و سختیهای آنها بیفتید چون می دانم با آنها آشنا هستید، به خانواده ام سر بزنید بعد از من شما مختار هستید که برای آینده خود تصمیم بگیرید و…

    اگر فرزندی نیز داشتیم( چون در زمان نوشتن این متن خداوند را لایق ندانسته است) آن را پیرو ائمه معصومین علیهم السلام تربیت کنید او را حسینی، زینبی تربیت کنید تا بعد از ما چراغ قبر ما شود . در پایان از خانواده می خواهم اگر قصد گرفتن ختم برایم دارید بهتر است هزینه آن را به مستمندان بدهید.

    کتابهایم را مطالعه کنید وبه دیگران نیز برای مطالعه بدهید اگر مبلغی یا مالی برایم باقی مانده آن را به همسرم بدهید. قبر مرا هر کجا خواستید انتخاب کنید، ولی سعی کنید به شهدا نزدیکتر باشد ولی هرگز خودتان را به زحمت نیاندازید.

    احتمالاً چند روز نماز قضا و چند روز نیز روزه قضا دارم که برایم به جا آورید. از دوستان ، فامیل و آشنایان برایم حلالیت بخواهید.

    من بسیار به سپاه بدهکارم هرچه دارم از بسیج و سپاه است همواره در تبلیغ برای این دو نهاد بکوشید از دوستان و همکارانم در سپاه برایم حلالیت بطلبید. به خصوص از مسئولین قبل از اینکه مرا دفن کنید کسی در قبر برود و برایم عاشورا بخواند، تلقین را به حاج آقا دلاوری ، حاج آقا ماندگار ،آقای جریانپور، سردار جهروتی زاده، آقای بستاک یا مهدی امیریان بخواند.

    مقداری خاک طلائیه، فکه دارم که به همراه مهرهای نماز و یک شال مشکی دارم آن را به همراه اولین پیراهن سبز سپاه که در کمد سرکار است با من دفن کنید .خواهش می کنم شب اول قبر مرا تنها نگذارید .برایم عاشورا وقرآن بخوانید.

    تعدادی کتاب، جزوه، سی دی است که به صاحبانشان برگردانید. حتما چند هزار تومان برای اینکه احیاناً از اموال بیت المال استفاده شخصی کرده ام به سپاه بدهید.

    بنده گنه کار خداوند

    عاشوری۸۵/۸/۵

    دلنوشته خواهر شهید

    از محمد کوچک نمی دانم چه بگویم؟ از اینکه عروسکی را در یک دست می گیرد و برایش پدر می کند؟

    یا از ماشینی که جلوی عکس پدرش عقب و جلو می کند؟

    از آن روزی بگویم که وقتی رسیدند بهشت زهرا “س”خواب بود و مزار پدر را ندید و بعد که بیدار شد بهانه پدر را گرفت؟

    یا از آن لحظه ای که وقتی از او می پرسی بابا کجاست؟ قلبش را نشان می دهد.

    شاید این تصویر گویای همه ی دلتنگی های محمد باشد برای محمد…

  13. سید طاها می‌گوید:

    آقا خیلی زیباستتتتتتتتتتتتت

    خیلی

  14. سید طاها می‌گوید:

    دستت درد نکنه داداش

  15. طاهره فتاحی می‌گوید:

    آه.
    آوینی فراتر از زمان خودش بود. شاید بیست سالی زود به دنیا آمده بود.
    بعضی وقت ها فکر می کنم اگر آوینی در زمان ما بود چه “حقیقت”هایی که برای ما افشا نمی کرد ولی بعد به خودم می گویم اگر آوینی در این زمان بود و باز هم بیست سال از زمان جلوتر بود آنوقت من همین نظر را نسبت به او داشتم یا مثل مردم زمان خودش او را نمی فهمیدم و آوینی باز هم ذخیره می شد برای بیست سال بعد…
    دلنوشت فوق العاده ای بود. از همان هایی که آدم احساس می کند خود “سید” است که دارد آن را برایمان روایت می کند. همزمان با خواندن صدای “سید” را هم می شنیدم…

  16. ناشناس می‌گوید:

    سلام داداش حسین.باز یاد گرفتم.ممنون…

    “تو نشان دادی که شهادت محتاج جنگ نیست ولی فتح، محتاج خون شهید است…”

  17. سلام داداش حسین.باز یاد گرفتم.ممنون…

    “تو نشان دادی که شهادت محتاج جنگ نیست ولی فتح، محتاج خون شهید است…”

  18. مجتبی می‌گوید:

    دست بر پیشانیت گذاشتی و با اندکی نفس هنوز باورت جفت و جور نمی شد که می خواهی شهید شوی،می خواهی بروی..
    می خواستی بروی،می خواستی شهید شوی،با اندکی نفس،اینبار با خنده ای ملس،دست بر پیشانیت گذاشتی..
    و آخر رفتی تو از این قفس..

    “مه”

  19. نیما میلانی می‌گوید:

    بسم الله
    آقا مرتضی فارغ التحصیل از دانشگاه هنر بود. همون دانشگاهی که درسته اسمش هنره ولی هر چی بی هنره جمع شده اونجا.
    آقا مرتضی تو همون دانشگاهی درش خونده که الان دانشجو هاش به اینکه روسری از سر هاشون برداشتن افتخار میکنن.
    آقا مرتضی کجا بودی که ببینی تو اون هشت ماه چه خون ها که به دل قافله سالار انقلاب نکردند ، کجا بودی ببینی بچه بسیجی ها رو متحجر ای دوران بربریت خوندن.
    ولی الان که فکر میکنم با خودم میگم خوب شد که نبودی و ندیدی که تو روز عاشورا یه بار دیگه به دل عمه جان امام زمان آتشی بس سوزان تر زدن. خوب شد که نبودی حاجی …

  20. چشم انتظار می‌گوید:

    سلام داداش عزیزچراتواینقدرمتفاوتی ومارومات خودت کردی نکنه مهره ی مارداری شایدهم حمایت یارداری می خوام یه متنی درخصوص شهیدآوینی وقدیانی بنویسم هم نیازبه کمی مطالعه دارم هم نیازبه مقدارزیادحال مساعدروحی ومعنوی که فرسنگ ها ازش فاصله دارم

  21. سلاله 9 دی می‌گوید:

    آقای قدیانی نمی دانم برای تشکر از شما چه چیز باید بگویم؟
    بچه ها ! به طور ویژه و خاص از همه ی شما ممنونم.انشاءالله امسال همه ، زائر شش گوشه ی اباعبدالله شوید.
    مهربون اربابم…

    «اشک و دیگر هیچ… و عشق و دیگر اشک»

    اللهم ارزقنا کربلا بحق فاطمة الزهرا.

  22. یوسف می‌گوید:

    خوب شد سید مرتضی نیست تا ببیند دست دانشجویان ما را مقابل کنسولگری عربستان میشکنند که چرا به رژیم سفاک آل صعود -که حضرت امام دربارشان فرمودند ما اگر از صدام بگذریم از جنایات آل صعود نخواهیم گذشت و روزی انتقاممان را از آنها خواهیم گرفت- بخاطر کشتار وحشیانه مسلمانان بحرین اعتراض می کنید، این روزها تجمع مقابل کنسولگری عربستان جرمی است که از کمک های بی دریغ آل صعود به صدام، از کشتار حجاج ایرانی در مکه، از فشار آوردن توسط نفت به چین برای رای مثبت به قطعنامه های ضد ایرانی، از پول دادن به روسیه برای نفروختن اس-۳۰۰، از قتل عام و تخریب مساجد در بحرین و … نابخشودنی تر است، هیهات من الذله، اشتباه نکنید اینجا جمهوری اسلامی ایران و ما بچه حزب اللهی های قرن ۱۵ هجری قمری هستیم…

  23. امیر می‌گوید:

    ممنونتم اولین باری بود که به یاد مرتضی آوینی اشک ریختم.

    ان شاء الله یک روزی هم بشه بگیم شهید حسین قدیانی و به یادت اشک بریزیم..
    شهید بشی!

  24. روزنه می‌گوید:

    خیلی زیبا بود

  25. ف.طباطبائی می‌گوید:

    سلام داداش حسین. خسته نباشید.
    متنتون عالی بود. دقیقا با بعضی از جملاتش صدای شهید آوینی تو گوشمون میپیچه.
    ممنون با تمام مشغله ای که دارید برامون از سید مرتضی نوشتید. خدا شما رو برامون حفظ کنه.

  26. فدایی رهبر می‌گوید:

    راوی فتح تو خداست و آن مین، دوربینی بود که تو را شکار کرد. چند گام دیگر “سوژه خدا” می شوی

    احسنت. عالی بود. خدا قوت

  27. حی علی الجهاد می‌گوید:

    “راوی فتح تو خداست و آن مین، دوربینی بود که تو را شکار کرد. چند گام دیگر “سوژه خدا” می شوی… همچنان که چند سال دیگر خدا “صیاد” را صید خویش کرد. صدای انفجار، اولین سکانس زندگی تو بود در بهشت. حالا می توانی از حضرت عباس، مستند بسازی و به جای کربلای پنج، کربلای ۶۱ را روایت کنی، با همان صدا… “ای حسین! ای آنکه بر کربلای ازلی و ابدی وجود برنشسته ای…””

    چقدر قشنگ بود و چقدر خوشحال شدم از دیدن این دل نوشت…

    “راستی مرتضی! ما را اندازه جوانان سارایوو دوست داشته باش. فتح مان را روایت نکردی، نکردی… “

  28. یوسف می‌گوید:

    با سلام
    الله اکبر
    چقدر زیبا بود .
    ممنون برادر

  29. فرص الخیر می‌گوید:

    سلام
    دوست داشتنی بود
    دلنشین بود چون از دل بر میخاست

  30. چشم انتظار می‌گوید:

    ساعت :”۱۵:۵ اینجاایران قطعه ی مقدس ۲۶ ستاره های حاضر ۲۶ نفر تامرزرسیدن به ۱۵۰۰۰۰۰ نفرفقط ۷۳۸۲ نفر

  31. لجمن می‌گوید:

    دشمن می‌خواهدتورابترساندوتو نبایدبترسی.بگذارخمپاره‌هااین
    سوی وآن سوی توفروافتند؛تواین آیه‌ی مبارکه رابخوان وبگذر:
    «قل هل تربصون بناإلاإحد‌ی الحسنیین؟»
    بگوآیاجزیکی ازدو خوبی رابرای ما انتظارمیکشید؟(یا شهادت یا پیروزی)
    سید مرتضی آوینی
    تقدیم به آوینی زمان قدیانی .
    یاران مشایی گفتند : اسفندیار آوینی زمان است . نظر شما چیست ؟

  32. reza می‌گوید:

    سلام ….داداش حسین … این بود غربت دل ومظلومیت بسیجیان شهرما…بعضی از ما در فامیلمان هم غریبیم….به ما می گویند قاتل سهمیه گیر ساندیس خور …ندا می شود شهیدکل دنیا ولی ذولعلی و کبیری و..حتی در روزنامه هم جایی ندارند…راستی ما دیروز رفتیم تا فرمانیه دم سفارت عربستان ساندیس بخوریم ولی این ماشین حمل ساندیس بازم مارو کاشت…

  33. شهید آینده می‌گوید:

    سلام!
    وقتی می خواستم نظر بذارم به تعداد نظرات تایید شده نگاهی انداختم;۲۶ تا بود!
    دلم نیومد نظر بذارم!
    ولی خب باید می ذاشتم!!!!
    باید می گفتم که به شدت دوستون داریم!

  34. فدایی رهبر می‌گوید:

    سلام داداش.
    اینم یه طرح از اسم اکثر ستاره های قطعه
    http://s29.aks98.com/files/79731432397888942560.jpg

    شرمنده اگه اسم کسی و ننوشتم.

  35. سجاد می‌گوید:

    سلام
    تبریک میگم به هنرمند ولایی , داداش حسین بچه بسیجی ها.
    تبریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک.

    – — — — — – — – — – — – – — — – — – — — — — – — – — – –
    این هم یه طرح تقدیم به قطعه مقدس ۲۶:
    http://www.img4up.com/up2/83355874213544275628.jpg
    باتوم مقدس! -این طرح خیلی از قافله جا مونده!
    خسته نباشید.

    یا علی مدد.

  36. گلادیاتور می‌گوید:

    سلام به داداش حسین و همه دوستای خوب قطعه ۲۶ و همه فرزندان خامنه ای (روحی فداه) خیلی وقت بود دلم برای اینجا تنگ شده بود … یه مرد، لپ تاپ و … ام رو دزدید ! من هم کامپیوتر نداشتم (واقعا وقت کافی نت هم نداشتم) خلاصه همیشه به یادتونم….
    داداش حسین، متن مثل همیشه عالی بود … دوستش دارم :)

  37. عرفان می‌گوید:

    سلام
    بعد از بردن نامتون ما که هر چه قدر گردن کشیدیم ندیدیمتون، نیومده بودید به جشنواره هنر ولایی که. جاتون خالی بود..

  38. چای پولکی می‌گوید:

    شهید آوینی:

    کارتان را برای خدا نکنید، برای خدا کار کنید.

    تفاوتش فقط همین قدر است که

    ممکن است حسین در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا.

  39. طاهره فتاحی می‌گوید:

    می دانستید خیـــــــــــــــــلی خوب است که کتاب جدیدتان ۱۵۰۰ صفحه است؟
    من از این که کتاب زود تمام نشود خیلی خوشم می آید. اصلا وقتی کتاب تمام می شود ناراحت می شوم.
    پس تا می توانید “سمفونی…” و “باتوم…” را طولش! بدهید…
    ;)

  40. علیرضا می‌گوید:

    سلام داداش.
    ان شاالله همیشه موفق باشی . بچه حزب اللهی یعنی همین
    یعنی گوش به فرمان آقا (حضرت ماه) بودن . حضرت ماه تعبیر خیلی زیباییست برای آقا
    فقط بگم دمت گرم یا علی

  41. زاپاتا می‌گوید:

    قشنگ بود

  42. حسین قادری می‌گوید:

    حاج حسین آل سعود! ما رو تهدید به جنگ کرد!!!

    زیبا بود. یاعلی(ع)

  43. خیبری می‌گوید:

    حسین جان دلمون برات خیلی تنگ شده بود
    دستت درد نکنه که یه بار دیگه امدی و چیزی نوشتی که حرف دل همه ی ماست

    یادش به خیر
    اولین روز هایت را
    من که نبودم در میان خوانندگانت اما تعاریفت را میشنیدم
    و الان
    به لطف خدا یکی از کسانی هستم که تعرفت را میکنم
    دوستت دارم
    راستی
    اهالی قطعه
    خواهشا همه را دعا کنید
    دعا کنید که همه اماده ی ظهور بشیم
    دعا کنید که همه زینت باشیم برای امامان نه ننگ
    دعا کنید که حرف هایی که میزنیم از ته قلبمان باشد
    دعا کنید که اقا تشریف بیاورند
    و دعا کنید که با رویی سفید در محضر اقا قرار بگیریم
    همگی
    برای همدیگر دعا کنیم

  44. مهاجر می‌گوید:

    سلام با طرح “زیر تیغ!” با موضوع بحرین منتظرم.
    http://www.mohajernet.ir

  45. ستاره ی ماه می‌گوید:

    خدایا تو شاهد باش که جز این کاری از دست ما بر نمی آید.

    دوستان لطفا به لینک زیر رفته و با امضای این نامه به ملت مظلوم بحرین کمک کنند.

    http://www.petitiononline.com/ssi2011/petition.html

  46. م.اشرف می‌گوید:

    سلام به همگی
    با عرض تبریک خالصانه خدمت کربلایی های قطعه
    قال الصادق علیه السلام: من اراد الله له الخیر قذف فی قلبه حب الحسین [علیه السلام] و حب زیارته. خداوند متعال خیر هر کسی را بخواهد عشق امام حسین علیه السلام و عشق زیارت ایشان را در قلبش می اندازد. وسائل الشیعه ج ۱۴ ص ۴۶۹
    ——————————————————————————————-
    و با التماس شدید و غلیظ برای دعا
    قال النبی صلی الله علیه و آله وسلم:لیس شیء أسرع إجابۀ من دعوۀ غائب لغائب. هیچ چیزی زودتر از دعا برای فردی دیگر در غیاب او به اجابت نمیرسد.

  47. مهره اضافه می‌گوید:

    قطعه قطعه مهره
    ما در زمین هنوز هم عزاداریم …
    فتح مان را روایت نکردی ….
    ما غریبیم …
    .
    .
    هدیه برای تمام شهدا
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    ممنون ک هستین

  48. سیداحمد می‌گوید:

    سلام داداش حسین با معرفت و همه دوستان؛

    داداش حسین خیلی ارادتمندیم ها !

    سلام و درود خدا به روح پدر بزرگوارت.

  49. مه شکن می‌گوید:

    دعوتید به خواندن :
    « ما را از مرگ نترسانید… »
    خبر شکنجه دوست عزیزمان شهریار اسدالهی ” آخوند عاشق “

  50. منتظر می‌گوید:

    سلام-چقد قطعه عوض شده!!!!!!؟؟؟
    حدود یک ماه میشه که سر نزدم!!

  51. صبا می‌گوید:

    وای چقدر این آسمون پر ستاره قشنگه!
    دستتون درد نکنه “فدایی رهبر” ان شاءالله زائر کربلا بشید.
    اینقدر از دیدن اسم خوم ذوق کردم.

  52. محمود می‌گوید:

    آقای قدیانی چطور میشه با شما تماس گرفت؟ ایمیلی تلفنی دارید؟

  53. شریفی می‌گوید:

    سلام آقای قدیانی

    جانم به لب رسید و بهارم نرسید

    هزارگل شکفته به نگارم نرسید

    صفای قافله ی عشق رفت و من

    ماندم وجز رنج هیچ به حال زارم نرسید

    تقدیم به آوینی عزیز.حزب الله

    شاید اگرمطلبی اندرباب بعضی مسائل این روزها می نوشتید بارغم ما کم می شد-

    هرچند درد شماهم ازما کمترنیست.

  54. احمد می‌گوید:

    سلام.مثل همیشه عالی بود.خدا خیرتون بده انشا الله خدا با شهدا و امام شهدا مهشورتون کنه.

  55. سلام داداش حسین
    راستی این طرح را فقط به قطعه هدیه کرده بودم
    چرا تحویل نگرفتید؟
    فقط برای بچه هایی که از کربلا جامانده اند:
    http://eslami1414.persiangig.com/image/1390/haram.jpg

  56. سیدمرتضی چه زیبا دلداری مان می دهد:
    .
    و کربلا را تو مپندار که شهری در میان شهرهاست.
    کربلا حرم حق و حقیقت است و جز یاوران حسین را راهی بدان نیست.
    ای تشنگان کوثر ولایت! بیائید که من سرچشمه را یافته ام.
    اینک تو چه می کنی؟ می روی یا می مانی؟
    ای وای بر آن اختیار که تو را از حسین جدا کند.

  57. هوشنگ می‌گوید:

    مین در حقیقت جلوه ای از نفس اماره است که اگر به تمامی روی آن پای بگذاری ، درهای بهشت بر رویت گشوده میشود .
    اگر پای از وابستگی به دنیا کنده شود میتواند بر روی مین گذاشته شود .

  58. جواد العین می‌گوید:

    سلام اخوی اجرت با حسین

  59. چشم انتظار می‌گوید:

    فدایی رهبر، طرحت خیلی قشنگ بود.انشاءالله فدای رهبربشیم هممون

  60. اعرابی می‌گوید:

    در کمپین حمایت از مردم بحرین و یمین شرکت کنید

    http://www.petitiononline.com/ssi2011/petition.html

  61. چای پولکی می‌گوید:

    فکر کنم جمعه همین هفته، بازدید قطعه به یک میلیون و پانصد هزار برسد.

    ما شاء الله، لا حول و لا قوة الا بالله.

  62. ستاره خرازی می‌گوید:

    وای خدایا شکرت بالاخره تونستم این صفحه نظرات رو باز کنم
    سلام به آقای قدیانی، به سید احمد و همه ستاره های حضرت ماه
    با تاخیر سال جدیدو تبریک میگم
    ان شاالله که سال پربرکتی برای همه بسیجیها باشه
    از سوم تا سیزدهم که نبودم البته اگه بودمم چون کامپیوتر خراب بود…
    ۱۷ اومدم تو قطعه چند تا از بهاریه هارو خوندم تا امروز فکر کنم ۴ بار اومدم ولی
    نمی دونم چرا نمی تونستم قسمت نظرها رو باز کنم
    این مسابقه خیلی کار قشنگی بود
    بعضی از بهاریه ها عجیب تاثیر گذار بود مثلا برای من “ننه مرد” خیلی جالب بود یه جور انگار آیینه وایساده بود جلوی من داشت اشکالای منو به من میگفت
    اونم به قشنگ ترین شکل خدا رو شکر که من هنوز سه تاشونو دارم
    به همه برنده ها تبریک میگم از همشونم التماس دعا دارم
    ما با ولایت زنده ایم
    تا زنده ایم رزمنده ایم
    یا علی

  63. حسین می‌گوید:

    “عقل اگر نباشد جان و تن در عذاب افتند”

    دشمنان اسلام ناب محمدی(ص) از گسترش روز افزون مفاهیم ارزشمند و معانی بلند مرتبه اسلام هراس دارند.
    چرا هراس دارند؟چون یکی از مصادیق اسلام ستیزان پرستش هوی نفس است.و اسلام بر زیبا بودن انسان در ابعاد مختلف(اعمال و گفتار و افکار)تاکید دارد.و مخالف هوی پرستی است.
    هوای نفس برخی پادشاهان عرب،خشم مردم مناطق مختلف در خاورمیانه را بر انگیخته.سرانی که پیرو هوای نفس هستند و چشم بر حقایق و دقایق تاریخ بسته اند.و در جهت نیل به امیال خود از بروز فتنه در گروه مسلمین ابا نمی کنند.و منافقانه سعی دارند بر پیکر اسلام ضرباتی وارد کنند.اگر کمی عقل داشتند صفحات تاریخ را ورق میزدند و عبرت میگرفتند.
    صفحاتی که پر است از مصادیق ظلم و جور سرنگون شده. اینجاست که باید گفت عقل اگر نباشد جان و تن در عذاب افتند.همانگونه که آل خلیفه و آل سعود آرام و قرار ندارند و خون مردم بی گناه را در جهت امیال نفسانی خود می ریزند.با این اوصاف باید منتظر فروپاشی اینگونه حکومتها باشیم که خبر مرگشان خواهد آمد…

  64. سجاد می‌گوید:

    سلام و
    خسته نباشید به همه

    دستت درد نکنه داداش , باز هم مسابقه! آخ جون!!!
    خیلی گلی!
    از کسانی که اسیر این صحنه آرایی خطرناک نشدند هم جا داره تقدیر بشه!!!

    یا علی مدد.

  65. مهدی می‌گوید:

    سلام
    مثل همیشه ، جملاتی که از دل برآمده

  66. فدایی رهبر می‌گوید:

    ) فدایی رهبر (برای طرح ۰۶: ۲۰ با انتخاب میثم محمدحسنی)
    این منم خداوکیلی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    باورم نمیشه بخدا.
    هنگگگگگگگگگگگ کردم

  67. بسیجی می‌گوید:

    سلام داداش ما با اتوبوسی که میرفتیم جنوب، غزه، نه ده و… یه سر رفتیم سایت پتیشن آنلاین. نیاز به همکاری باتوم قشنگ مجازیتون داریم فوری. میشه مارو لینک کنید یا یه پست برامون بزارید. ای کاش یه راهپیمایی اینترنتی بشه.
    http://bidari1390.persianblog.ir/ آدرس وبلاگ
    http://www.jahannews.com/vdcaeun6049niy1.k5k4.html لینک خبر سایت جهان

  68. سیداحمد می‌گوید:

    یه پیام “بی زرگانی”

    ساعت ۱۵:۲۰
    تعداد افراد آنلاین: ۲۶ نفر

    ماشالله…
    داداش حسین عزیز بسیجیها فـــــــــــــــــدائی داری…

  69. سیداحمد می‌گوید:

    فدائی رهبر عزیز!

    هنگ نکن! صلوات بفرست.
    خوش به سعادتت.

    کربلائی ها نامردید اگه دعام نکنید!

  70. فدایی رهبر می‌گوید:

    دوست خوبم سید احمد عزیز اگه ییهو بخاطر یه چیزه دیگه که اصلا مربوط به مسابقه نبود بهت بگن برنده ی سفر کربلا شدی خداوکیلی هنگ نمیکردی.
    همه تونو دعا میکنم.

  71. صبا می‌گوید:

    “این مسابقه ۷ نفر برنده فرار بود داشته باشد،”
    شرمنده در”فرار”یه نقطه از قاف جا افتاده.

  72. محمد می‌گوید:

    سلام
    متن زیبا و موثری بود. چقدر یاد و خاطره این بزرگان در میان ما کمرنگ شده است. یادم می آید در دانشگاه که بودم، کنگره بین المللی! شهید آوینی با حدود ۵۰ تا ۶۰ نفر دانشجویان بین ال مللی!!! برگزار شد و چه مظلومانه.
    با متن “انواع دموکراسی و تحولات منطقه” به روز و منتظر نقد و نظرات شما هستم.
    یا علی

  73. صبا می‌گوید:

    روایت از معصوم علیه السلام داریم که “کار کردن مرد در خانه سبب آمرزش کناهان کبیره می شود”(نقل مضمونی)
    هی ما خانمها از خودگذشتگی می کنیم در راه بهشتی شدن شما آقایون آنوقت شما قدردانی…

  74. فدایی رهبر می‌گوید:

    بچه ها ماشا الله چه مایه دارن. خوشبحالشون

  75. azadi__azadie.ir می‌گوید:

    کتاب انقلاب در کرمانشاه حکما جالب خواهد بود
    متن سید مرتضی هم !

  76. محمد ابراهیمی می‌گوید:

    به همرهان که “جفا” می کنند میگویم
    اگر چه گفته ام اکنون بلند میگویم
    که تا به چشمه آب حیات روزنه ایست
    تمام بود و نبودم فدای خامنه ایست
    VELAYAT-MOFA.MIHANBLOG.COM

  77. بغض
    آه
    ناله
    گریه
    هق هق
    باز هم از قافله جاماندیم…

  78. ای دل ای دل ای دل ای دل غافل
    کاروان رفت و تو ماندی اندر گل

    ارباب انتظار سخته
    منم دل دارم
    هرکی رو دیدم
    کربلا رفته
    باشه
    باشه منو نبر حسین به کربلا
    حق داری آقا
    باشه دیگه دور میشم از جلو چشات
    حق داری آقا
    باشه دیگه لال می شم از این شور و شین
    حق داری آقا
    باشه دیگه نه من نه بین الحرمین
    حق داری آقا

  79. مختار می‌گوید:

    داش حسین راضی باش، دیشب خواب دیدم که این مربی جدید تیم ملی تو رو به اردوی تیم ملی دعوت کرده! تلویزیونم داشت تمریناتو نشون می داد! بابا دمت گرم عجب فوتبالی داری!!!
    ضمنا موهاتم شبیه رودگولیت بسته بودی!
    باور کن این خواب دیشب من بود!

    ضمناا ما حتما باید بگیم ۵ تا موتور هندا جایزه میدیم تا پیشنهادی که برای مسابقه جدید دادیم پذیرفته بشه! بابا وسع ما در حد ۵ تا باتومه!

  80. چشم انتظار می‌گوید:

    فدایی رهبر، تبریک ، آفرین .

  81. منتظر شاهکار جدیدتیم داداش حسین…
    در ضمن بنازم به سید احمد مایه دار!

  82. چشم انتظار می‌گوید:

    سیداحمدگل ، مَردیم ودعات می کنیم.

  83. احتمالا اسم کتاب بعدی داداش حسین بشه”من و کلی ظرف نشسته”!

  84. لجمن می‌گوید:

    سلام داداش درباره ی کتاب باتوم فقط خواهش می کنم ،خواهش می کنم ،خواهش می کنم ، زمان دقیق رونمایی را دو سه روز زودتر اعلام کن در همین قطعه .

  85. فرص الخیر می‌گوید:

    سلاممم
    خوش به حال برنده ها
    شیرینی این جایزه چی میشه اونوقت؟

  86. یکی از پروانه ها (گنه کاران) می‌گوید:

    سلام
    این شعر یادنامه دایی شهیدم محمد امیرمعزی است که با توجه به فضای معنوی قطعه ۲۶ خواستم بگذارمش یاد و نامشان گرامی اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم .
    بسمه تعالی
    آنانکه روی دنیا باچشم عقل دیدند
    چون صید تیر خورده از دام وی رمیدند
    مرغان باغ جنت در کشتزار دنیا از نیک و بد گذشتند جز حق کسی ندیدند
    از جور اهل دنیا در سجن غم غنودند
    جام بلا پیاپی از دشمنان چشیدند آن طائران لاهوت ناسوتشان مکان شد
    اخر قفس شکستند سوی وطن پریدند
    سال تولد :۱۳۴۴
    شهادت :۲۰بهمن ۱۳۶۰تنگه چزابه
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  87. یکی از پروانه ها (گنه کاران) می‌گوید:

    آنانکه روی دنیا باچشم عقل دیدند
    چون صید تیر خورده از دام وی رمیدند
    مرغان باغ جنت در کشتزار دنیا
    از نیک و بد گذشتند جز حق کسی ندیدند
    از جور اهل دنیا در سجن غم غنودند
    جام بلا پیاپی از دشمنان چشیدند آن طائران لاهوت ناسوتشان مکان شد
    اخر قفس شکستند سوی وطن پریدند

  88. سلام
    من زنگ زدم ابجی زهرا گفتم همین الان دانشگاه بود…باورتون میشه داشت سکته میکرد؟؟؟؟؟ باور نمیکرد خودمو کشتم تا باور کرد…
    اولا که بهتون تبریک میگم به خاطر یه همچین کار فوق العاده ای
    دوما به ابجی زهرا ی عزیزم که واقعا حقش بود تبریک میگم انشالله میره و مارم دعا میکنه
    از شما هم التماس دعا یاعلی ع

  89. راستی به خانومتونم تبریک میگم … بی نهایت عاشق قلمشون شدم.بدون اغراق و گزافه گویی

  90. سجاد می‌گوید:

    سلام

    با شما هستم! کسایی که راهی کربلا شدین!
    حلالتون نمی کنم(!) اگه منو کنار ضریح آقا دعا نکنین.
    خوش به سعادت شماها-خوش به حالتون.

    یا علی مدد.

  91. سید طاها می‌گوید:

    سلام
    همه چیز عالیه
    تبریک به دوستان کربلایی

    مرسی از داداش حسین
    مرسی از داداش میثم عزیز و مهربون

    خدایا این دوتا داداشای مارو خیلی مواظب باش

  92. سلام خدمت داداش حسین و همسر همسفرشون.داداش به نظر من خانمومتون بی بروبرگرد راست میگه .من زیاد اهل فن نیستم اما وقتی بهاریه شمارو خوندم همینطور که ادامه میدادم گمان میکردم اسم دختر شهید “رقیه” باشه اما وقتی دیدم خاطره س تو ذوقم خورد اما با متن خانم کلی ذوق و حال کردم …. خوب داداش برات صلوات میفرستیم ظرفا زود تموم شه…(خنده)

  93. خیبری می‌گوید:

    دوستان کربلایی ها و همه ی بسیجی های حضرت ماه
    یک معلم دارم معلم خوبیه
    ولی متاسفانه یکی از فامیل های نزدیکشون داره از دنیا میره
    ازتون خواهش میکنم که براش دعا کنید
    دعا کنید که هم فامیلشون خوب بشه و زنده بمونه و اگر هم میخواد بمیره با ولایت بمیره
    و هم خودش از مرض بی ولایتی خلاص شه
    دعا کنید

  94. طاهره نعمت اللهی می‌گوید:

    ماشاالله قطعه چه خبربوده
    اولاتبریک میگم به برنده هاوخوشابه سعادتتون وبه قول مبصرمحترم مدیونیداگه ماروهم دعانکنیددوماازجناب فدایی رهبرتشکربه خاطرطرح قشنگ اسمون پرستاره که اسم اکثربچه هابود
    سوماتوروخدایه کتاب دیگه روهم پیش فروش کنین من۱۰۰وخورده یی جمع کرده بودم کلللللللی قناعت کردم بابا

  95. sabte asrar می‌گوید:

    سلام
    خداوند اجرتان را بدهد.
    با “قلب شیطان” بروزم.
    لطفا ببینید و نظر بدهید .
    به امید ظهور

  96. sabte asrar می‌گوید:

    سلام
    خداوند اجرتان را بدهد.
    با “قلب شیطان” بروزم.
    لطفا ببینید و نظر بدهید.
    http://sabteasrar.loxblog.com/
    http://adeldarbandi.blogfa.com
    به امید ظهور

  97. سیداحمد می‌گوید:

    یه پیام “بی زرگانی”

    ساعت ۲۳:۵۵
    تعداد افراد آنلاین: ۳۰ نفر

    ماشالله…
    داداش حسین بسیجیها فـــــــــــــــدائی داری…

  98. به جای امیر می‌گوید:

    شغال (گفت و شنود)

    گفت: پادشاه عربستان، ایران را به حمله نظامی تهدید کرده است!
    گفتم: حیوونکی در آخرین روزهای عمرش تصمیم گرفته بدون غلط زیادی از دنیا نرود.
    گفت: در اسناد ویکی لیکس آمده است که «مئیر داگان» رئیس سابق موساد به «نیکلای برنز» معاون وقت وزیر خارجه آمریکا گفته بود؛ اسرائیل از فروش اسلحه به عربستان نگرانی ندارد چون اولا؛ آل سعود متحد اسرائیل است و ثانیا؛ توان استفاده از این تسلیحات را ندارد.
    گفتم: در یکی دیگر از اسناد ویکی لیکس آمده که «ارتش عربستان فقط می تواند با مردم بدون سلاح روبرو شود» یعنی همان کاری که الان در بحرین می کند.
    گفت: از همه اینها گذشته، الان ۳۲ سال است که آمریکا و اسرائیل نتوانسته اند علیه ایران اسلامی هیچ غلطی بکنند، چه رسد به ارتش زهوار در رفته عربستان و پادشاه در حال مرگ آن.
    گفتم: شغالی وسط جنگل عربده می کشید و می گفت؛ ببر تکه پاره می کنیم! فیل از وسط نصف می کنیم!… پلنگ می خوریم!… ناگهان چشمش به یک شیر افتاد و در حالی که از ترس می لرزید گفت؛ البته بعضی وقت ها یک چیز زیادی هم می خوریم!!

  99. یک بنده خدا می‌گوید:

    “قربان موهای لختت بروم که جز نسیم فکه به خودش ندید”
    چی بگم…..
    زیبا بود
    زیبا
    زیبا
    زیبا…

  100. یک بنده خدا می‌گوید:

    از “فدایی رهبر” خیلی خیلی ممنون برای طرح خیلی زیباشون.

  101. سلام مطلبی رو که در مورد شهید صیاد شیرازی در کیهان ، فروردین ماه سال ۱۳۸۳از شما منتشر شده http://kayhaniha.blogfa.com/post-469.aspx

  102. آبجی زهرا می‌گوید:

    سلام. :) :) :)
    کلاً باورم نمیشه.
    خیلی خیلی ممنون از همه ی دوستانی که وقت گذاشتند، بهاریه ها رو خوندند و رای دادند.
    همچنین کمالات تشکرات از شما برای برگزاری چنین مسابقه ای.
    انشالله اگر قسمت شد و رفتیم، نائب الزیاره ی همه ی دوستان خواهیم بود.

  103. سعید می‌گوید:

    سلام
    خیلی عالی بود داداش .خدا نگهت داره انشاالله همیشه سلامت باشی تا کور بشن دشمنای این انقلاب که چشم ندارن سرافرازی مردم این آب و خاک رو ببینن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>