معلمستان، منبرستان، بهارستان

از روزنامه ها خواندم که عده ای مشغول رایزنی با حجت الاسلام پناهیان هستند که ایشان را متقاعد کنند برای نامزدی در انتخابات مجلس. شاید الان که دارم این متن را می نویسم، ایشان دست رد بر سینه دعوت کنندگان زده باشند، شاید هم احساس تکلیف کرده باشند که بیایند. البته امیدوارم همه این حرف ها، چیزی در حد شایعه باشد! در هر صورت، و فقط به عنوان کسی که پای منبر ایشان چیزهایی یاد گرفته ام و این عزیز را به شکلی مضاعف دوست می دارم، گمانم حق اشاره به نکاتی مختصر و مفید و صریح و صمیمی برایم محفوظ باشد.

یک: گشاده دستی در خرج نیروهای اصیل انقلاب در انتخابات مجلس شورای اسلامی را کار درستی نمی دانم. لزومی ندارد همه از طریق بهارستان بخواهند خدمت کنند. فقط مجلس نیست که سنگر است.

دو: اگر گرم کردن تنور انتخابات بر امثال حاج آقا پناهیان فرض باشد، این کار را از طرقی غیر نامزدی هم می توانند انجام دهند.

سه: مجلس جای سیاسیون است، اما آقای پناهیان، سیاسی هم هست و این ۲ خیلی با هم تفاوت دارند.

چهار: گمانم آن کار، خدمت، و رسالتی که امثال پناهیان و به خصوص ایشان می توانند در جایی مثل منبر دانشگاه تهران و هنر انجام دهند، خیلی بیشتر از ثمره ایشان در بهارستان است. نه اینکه ایشان در مجلس نمی توانند منشاء خدمت باشند، بلکه خدمات امروز ایشان، قطعا همین الان هم به رفتار و گفتار خیلی از نمایندگان غلبه دارد.

پنج: اصولا شان استاد پناهیان و افرادی از این دست را بالاتر از شان بالای نمایندگی در جای مقدسی چون مجلس می دانم.

شش: اگر پناهیان و امثالهم بخواهند نماینده مردم شوند، قطعا سعی شان بر نماینده عالی بودن است. این مهم اما وقت ایشان را می گیرد و باعث لطمه به منبر می شود. اگر هم خدای نکرده بخواهند وقت مجلس را فدای زمان منبر کنند، که قطعا گناهی نابخشودنی است. بزرگان حتما از این گناه، مبری هستند و قطعا چنین نمی کنند.

هفت: اینکه هم می توان اینجا را داشت و هم آنجا را، در این مورد خاص و مخصوصا درباره امثال جناب پناهیان صدق نمی کند و می شود حکایت یک دست و چند هندوانه.

هشت: سوء استفاده از محبوبیت علمایی مردمی و محبوب مثل حاج آقا پناهیان، حتی توسط سیاسیون جناح اصولگرا و جبهه پایداری را کار درستی نمی دانم و کمی در این گونه دعوت ها ناخالصی می بینم.

نه: گمانم این روزها آنچه محمدحسین صفار هرندی دارد انجام می دهد، یعنی همین به دانشگاه و مسجد رفتن و برای مردم روشنگری کردن، اجر، ثواب، سود و محصولش بسیار بیشتر از عملکرد آن صفاری بود که وزیر ارشاد بود. صفار هرندی قطعا به نسبت پناهیان، سیاسی تر است، اما این روزها شان معلمی استادم چنان قشنگ بال و پر گرفته، که حتی گمانم هرندی در قامت یک نماینده، نمی تواند آن اندازه مفید به حال جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب باشد که الان هست. دوباره نکته یک را بخوانید.

ده: اینکه شماری از خوبان، مناصبی مثل نمایندگی در مجلس و وزارت و… نداشته باشند، و از «اراده های انقلاب اسلامی» جدای از «اداره های جمهوری اسلامی» و جدای از پست و میز و مقام و صندلی و محافظ و تشکیلات و ماشین شیشه دودی و… پاسداری کنند، فریضه است.

یازده: باری پیش از این به یکی از دوستانم در مرکز اسناد انقلاب اسلامی گفتم که یکی مثل روح الله حسینیان فقط و فقط باید خودش را خرج ولایت فقیه و انقلاب اسلامی کند و… آری! مخالف پیوستگی ایشان به جبهه عزیز پایداری بودم؛ آنهم پیوستگی همراه با چسبندگی!

دوازده: شاید بگویید که اعضای محترم جبهه پایداری، خودشان را خرج ولی فقیه و اصل انقلاب کرده اند. اتفاقا من هم همین نظر را درباره اغلب اعضای این جبهه دارم، لیکن دوستی بیش از حد با سیاسیون این جناح و آن جبهه و این حزب و آن گروه، -ولو خوب های شان!- این خطر را دارد که بعضا افراد، در آن معدود -بعضا نامحدود!- جاهایی که میان خواسته انقلاب و خواسته سیاسیون دوگانگی به وجود می آید، نتوانند انتخاب درستی کنند.

سیزده: قطعا و طبعا درباره علمای مجاهدی همچون حضرت آیت الله مصباح هم باید همین نظر را البته به طریق بسیار اولی داشته باشم.

چهارده: شکی نیست هر حرکتی که به وحدت اصولگرایان اصیل -تاکید می کنم اصیل!- آسیب بزند، حرکت ناپسندی است. در همین راستا گاهی عقل حکم می کند که با آن دسته از اصولگرایانی که حتی المقدور می شود عنوان اصولگرا را خرج شان کرد وحدت کنیم تا لازم نباشد همه با هم در انتخابات شکست بخوریم! حتی شکست خفیف! پیروزی نیز با تعداد گل بیشتر، خیلی بیشتر می چسبد!

پانزده: آدمیانی از جنس صفار هرندی و پناهیان و… را در حکم یک «نهاد» می دانم. اگر امام راحل، فقط یک بار گفتند که «مجلس در راس همه امور است»، اما روح بسیاری از جملات آن عزیز دوران، حاکی از این است که می توان از قول اندیشه امام، «معلمستان» را مهمتر از بهارستان تصویر کرد و «منبرستان» را اولی تر از صحن مجلس. در اینکه گفتم شک دارید؟!

شانزده: می دانم! چیزی نوشته ام که خیلی راحت می شود در مخالفت با آن، ادله های محکم ارائه کرد. در آن صورت، باز هم جواب من به نقد دوستان، همین نوشته است!!

***

آقای پناهیان! منبر شب چندم تان در دانشگاه هنر بود که بحث آزادی بیان و قرآن را مطرح کردید؟! هنوز دارم به آن فکر می کنم… نگذارید دل مان برای دل مان و افکارمان تنگ شود. نگذارید دل مان برای منبرمان تنگ شود. «شما روی منبر» خیلی قشنگ تر هستید تا «شما روی صندلی». به قرآن!

روزنامه جوان/ ۸ دی ۱۳۹۰

این نوشته در یمین ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. sarbaze1404 می‌گوید:

    سلام علی رغمی که فکر میکنم داداش دلش با جبهه ی پایداری نیست اما با این حرف شدیدا موافقم که منبرستان حاج اقا پناهیان به مراتب بهتر وتاثیر گذارتر از حضور ایشان در مثلث بهارستان است یاعلی

  2. مسعودساس می‌گوید:

    بسم الله…

  3. مرتضی می‌گوید:

    واقعا حرف دل من هم هست! پناهیان روی منبر خیلی بهتر از پناهیان روی صندلی مجلس

  4. مثل باران می‌گوید:

    نگذارید دل مان برای دل مان و افکارمان تنگ شود. نگذارید دل مان برای منبرمان تنگ شود. «شما روی منبر» خیلی قشنگ تر هستید تا «شما روی صندلی». به قرآن!
    .
    .
    .
    به قرآن!

  5. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    آقای پناهیان!
    «شما روی منبر» خیلی قشنگ‌تر هستید تا «شما روی صندلی». به قرآن!

    موافقت خود را با جمله‌ی بالا اعلام می‌دارم!

  6. سلاله 9 دی می‌گوید:

    “مجلس جای سیاسیون است، اما آقای پناهیان، سیاسی هم هست و این ۲ خیلی با هم تفاوت دارند.”
    .
    هنوز دارم به آن فکر می کنم…

  7. احساس می‌گوید:

    مجلس جای سیاسیون است، اما آقای پناهیان، سیاسی هم هست و این ۲ خیلی با هم تفاوت دارند.
    عمق داره این جمله!
    بچه ها بنظرم خوب فکر کنیم راجع به این جمله

  8. سلاله 9 دی می‌گوید:

    “این روزها شان معلمی استادم چنان قشنگ بال و پر گرفته، که حتی گمانم هرندی در قامت یک نماینده، نمی تواند آن اندازه مفید به حال جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب باشد که الان هست.”

    واقعا الان صفار در جایگاهی است که باید باشد. سعه صدری که دارد و نفوذ و توانایی اش در سخنوری که می تواند سخت ترین حرف ها را به راحتی بیان کند و شرح دهد و باز کند گره های ذهنی را.

    “آدمیانی از جنس صفار هرندی و پناهیان و… را در حکم یک «نهاد» می دانم”

  9. خواهر شهید کاظم می‌گوید:

    اما روح بسیاری از جملات آن عزیز دوران، حاکی از این است که می توان از قول اندیشه امام، «معلمستان» را مهمتر از بهارستان تصویر کرد و «منبرستان» را اولی تر از صحن مجلس. در اینکه گفتم شک دارید؟!

    معلومه که….نه!!!

  10. ف. طباطبائی می‌گوید:

    “لزومی ندارد همه از طریق بهارستان بخواهند خدمت کنند. فقط مجلس نیست که سنگر است.”

    این جمله رو این روزها، از جنبه های مختلف به خیلی ها باید گفت!!

  11. این قسمتش:

    “اصولا شان استاد پناهیان و افرادی از این دست را بالاتر از شان بالای نمایندگی در جای مقدسی چون مجلس می دانم”

    خیلی پر فراز و نشیب بود.

  12. چوک دیریا می‌گوید:

    کاش نمایندگان ما در مجلس به جای حاشیه به متن می پرداختند تا پناهیان و امثالهم به دانشگاه ها بپردازند
    ولی به نظرم خیلی وقته جای انسان های جهادگر در مجلس خالیست

  13. پری می‌گوید:

    کاملا موافقیم. وقتی شنیدم به آقای پناهیان پیشنهاد دادند گفتم کاش قبول نکنه. واقعا حیفه. حتی اگه بتونه به مجلس و منبر همزمان برسه، دید مردم به ایشون عوض میشه. فکر نکنم دیگه بتونه اونجوری اشک مردم رو در بیاره! سیاست خشنه. آقای پناهیان اما خیلی لطیفه.

  14. پری می‌گوید:

    مجلس جای سیاسیون است، اما آقای پناهیان، سیاسی “هم” هست. یعنی اولویت با منبره. کاش قبول نکنه.

  15. سیداحمد می‌گوید:

    “معلمستان، منبرستان یا بهارستان؟!”

    نکات با ارزشی را بیان کردید؛
    اینکه همۀ خوبها را تشویق کنند برای رفتن به مجلس، روش جالبی نیست!
    ممنون داداش.

  16. چشم انتظار می‌گوید:

    من برای بعضی قسمت ها یه نظرات کوچکی دارم ولی چون فرمودین جواب همون متنه، بی خیال می شم. چون اونقدر هم نظرات متفاوت نیست که بخوایم در رابطش بحث کنیم.

  17. سربازةٌ می‌گوید:

    سلام علیکم.
    قبول دارم.
    نکته ی سه به نظرم چکیده ی کل متن بود.
    انشاءالله هر آنچه که خیر اسلام باشد . .

  18. م.طاهری می‌گوید:

    کاملاً موافقم

    “«شما روی منبر» خیلی قشنگ تر هستید تا «شما روی صندلی». به قرآن!”

  19. علی می‌گوید:

    وحدت وحدت وحدت وحدت وحدت ……………………
    تا کی باید از وحدت این شکلی گفت
    آیا منتظر فتنه ای دگر هستید

  20. نسیم می‌گوید:

    سلام…

  21. طه می‌گوید:

    سلام.
    همه خوبن؟
    نقدتون واقعأ کامل و جامع و صحیح بود.
    استاد پناهیان در جهاد منبری خبری ترن از جهاد مجلسی.
    توی این جبه بهتر می تونن نماینده بسیجی تربیت کنن.
    یکی از وظایف اساتیدی مثل استاد پناهیان تربیت نیروی بسیجی و انقلابی.
    امیدوارم از ذهن ناقصم سخن درستی گفته باشم.
    یا حیدر

  22. علی آخوندزاده می‌گوید:

    من بچه قم هستم. هر هفته هیئت حاج آقا شرکت می کنم. خوشحالم که کاندید نشدن که منبرشون رو از دست ندادیم.

  23. عمار می‌گوید:

    سلام.من دائم با بچه های هنر سروکار دارم.این بچه ها به حاج آقا بیشتر نیاز دارن تا بهارستان به ایشون.یکی باید به داد هنر مملکت برسه.کاش امثال آقای پناهیان تو دانشگاه ها زیاد بودن…….
    راستی آقای آخوند زاده لطف کنید بگید هیئت حاج آقا کی و کجاس؟تهرانه یا قم؟

  24. عمار می‌گوید:

    راستی امروز ساعت ۶ بعدازظهر آقای رحیم پور ازغدی سخنرانی دارن تهران سینما فلسطین.برای عموم هم آزاده.یاعلی…..

  25. چشم انتظار می‌گوید:

    این هم به مناسبت موضوع متن. کامران نجف زاده در وبلاگ شخصی اش:
    لطف دوستان شامل حال من شد و در خبرها آمد که قرار است کاندیدای مجلس باشم.
    خواستم بگویم؛ سپاس. اما از همه مجالس عالم همین “مجلس” لطف و مهر مشفقانه شما ما را بس. ‍‍ژورنالیست ها اگر بتوانند گاهی حرف دل مردمانشان را بزنند، حکایت پادشاهان بی تاج و تختند. با چهار صفحه کاغذ و یک قلم و یک وبلاگ و گاهی یک میکروفن. همین ما را بس.

  26. بی تاب هویزه می‌گوید:

    سلام
    می دونم که سرتون خیلی شلوغه و شاید توقع خیلی به جایی نباشه که ازتون بخوام نوشته ام رو نقد کنید. اما اگر براتون مقدور بود، سپاسگزار می شم که مطلبی رو که برای نه دی نوشتم با نام “نه دی در کانال انقلاب” رو بخونید و ایراداتش رو بگید.
    حسین قدیانی: خواندم. ایده اش خیلی قشنگ بود، اما می شد بهتر پرورشش داد. گاهی ما ایده های خوبی برای نوشتن به ذهن مان می رسد، اما اجازه نمی دهیم که متن مان پخته و چکش کاری شود. با همه این اوصاف، از منظر قشنگی به بحث ۹ دی پرداخته بودید…

  27. ققنوس19 می‌گوید:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
    باسلام واحترام – خدا قوت
    “لزومی ندارد همه از طریق بهارستان بخواهند خدمت کنند. فقط مجلس نیست که سنگر است.”
    من هم موافقم! برای همین هم به تقاضای نامزد شدن جواب رد دادم! باورکنید افرادی از من خواستند.!از جمله : هوای نفس ، حس مقام دوستی ، احساس تکلیف که بیت المال در خطر است ، حس مشهور شدن ، حس قوم و خویش دوستی ، حس آزاد شدن از سلطۀ بعضی ها ، حس رفتن به پایتخت ، حس علاقه به صندلی های مجلس که خیلی هم راحت است نسبت به صندلی معلم در مدارس که دورش دسته نیست ! و حس … زیاد می شود همۀ آن عزیزان را نام ببرم.

  28. ققنوس19 می‌گوید:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
    باسلام واحترام – خدا قوت
    به نظر شما ویژگی های یک نماینده خوب چیست؟
    منتظر نظرات شما هستم!
    داداش حسین !با توجه به مطلب شما یک پست جالب گذاشته ام در ادامۀ کامنت قبلی اگر مایل بودید تشریف بیاورید ببینید.از شما هم نقل قول کرده ام راضی باشید.

  29. علی می‌گوید:

    “لیکن دوستی بیش از حد با سیاسیون این جناح و آن جبهه و این حزب و آن گروه، -ولو خوب های شان!- این خطر را دارد که بعضا افراد، در آن معدود -بعضا نامحدود!- جاهایی که میان خواسته انقلاب و خواسته سیاسیون دوگانگی به وجود می آید، نتوانند انتخاب درستی کنند.”
    سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست
    سیاست مدار خوب بر اساس دیانتش عمل می کنه پس در اینجا دوگانگی وجود نخواهد داشت مگر توسط بی بصیرتین
    پس دوستی بیش از حد با سیاست مداران خوب خیلی هم خوبه البته بر اساس بصیرت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.