۹ دی! به گوشی یوم الله؟!

طرحی صمیمی برای دوست اما محکم بر دهان دشمن/ اثری از میثم محمدحسنی

از سررسیدم که پر از عکس پرکشیده هاست، «غدیر» را با تقدیر غم ورق زدم، «عاشورا» را با آشوب اشک، «تاسوعا» را بی دست، «زینب» را با پیام، «رقیه» را با عشق، و چند برگ آن طرف تر، صفحه «۹/ ۱۰» را برداشتم و با آن موشک درست کردم و انداختمش از پنجره اتاق، بیرون تا بلکه «بچه های کربلای ۴» امشب در شلمچه، خیلی هم بی دفاع نباشند. آه! دل من امشب، پیش «حاج حسین خرازی» است. چند روز دیگر در «کربلای ۵» همه بدنش، می پیوندد به آن دست شهیدش. به موشکم گفتم؛ هوای بچه های آدم را داشته باش. در شرق ابوالخصیب، محسن و محمد و حبیب، دارند پرپر می شوند. آری! از پنجره اتاق، موشکم را انداختم بیرون تا «بیرونی» در تقاطع «انقلاب، ابوریحان» قبل از آنکه بمیرد، معنای «بصیرت عاشورایی» را بفهمد. ابوریحان به موشک من گفت: آن زمان که «حکیم بوعلی»، نسخه «شفا» می پیچید، غربی ها در صف بیمارانش بودند. موشک من رفت و از راسته کتاب فروشی ها، کتاب وصیت نامه شهدا را پیدا نکرد، اما یک جلد «نهج البلاغه» خرید که ترجمه هیچ کس نبود؛ تجربه «این عمار» بود به زبان روزگار. بعضی ها «علی» را «ترجمه سلیس» می کنند به زبان مادری، اما موشک من، مردی را می شناسد که «علی» را «تجربه نفیس» می کند، منتهی نه در کوچه تاریخ؛ «کوفه»، بلکه در همین خیابان انقلاب اسلامی. جای «بلال» خالی! موذن زاده داشت اذان می گفت به لهجه ایرانی. همان حوالی، موشک من رفت و افتاد حیاط خانه «آقا» و از قول من به «سیدعلی» که داشت وضوی نماز ظهر را با همان دست مجروحش می گرفت، گفت: من مستاجر نیستم؛ خانه ام «بیت رهبری» است، اما «آقا»! «دشمن به آتش می کشم، گر تو لبت را تر کنی، من چون گلی در دست تو، کاش مرا پرپر کنی؛ بر رشته های معجر زهرا، قسم سید علی، خنجر به حنجر می زنم، گر تو هوای سر کنی». موشک من که روز «۹ دی» سرنشین اش بود، رفت و رفت و رفت تا رسید بهشت زهرا. قطعه سرداران. نشست کنار مزار «حسن تهرانی مقدم» و گذاشت تا «سیدالشهدای غدیر» برایم فاتحه بخواند. «حسن باقری» همان جا به موشک من گفت: گاهی زنده ها برای مرده ها فاتحه می خوانند و گاهی شهدا برای «زنده/ مرده ها»، اما موشک من هر چه گشت، «حاج احمد» را پیدا نکرد. سراغش را گفتم، از «عباس کریمی» بگیرد. آمارش را داشتم از پشت پنجره. «حاج عباس» گفت: برادر احمد رفته، پرچم اسلام را بکوبد انتهای افق. سرش خیلی شلوغ است. تا «ظهور»، به ما گفته که به هیچ کس، وقت ملاقات ندهیم. گاهی با خدا جلسه دارد، گاهی با خون خدا، گاهی با بقیه الله، گاهی با حضرت ماه، گاهی هم با «برادران دستواره». بهشت هست و نیست. از ما هم زنده تر است «متوسلیان».

***

از سررسیدم که پر از عکس پرکشیده هاست، شهیدی هست، اما صفحه کوچک سررسید، گنجایش سرش را نداشت. به موشکم گفتم؛ برو «جزیره» و سلام نسل مرا به «محمدابراهیم» برسان. «موشک ۹ دی» هنوز به «طلائیه» نرسیده بود که «مجنون» شد. موج، او را گرفت، کنترلش از دست من خارج شد و از اوج آسمان افتاد روی زمین. آخر، نقطه صفر مرزی، چشمش به استخوانی افتاد که از دل خاک، بیرون زده بود. موشک من گفت: کدام مادر، جگرگوشه اش را اینجا جا گذاشته است؟! گفتم: پلاک ندارد؟! گفت: نه! گفتم: نام آن مادر را می شناسم؛ «مادر شهید گمنام». از سررسیدم، گشتم و گشتم تا شماره «تهرانی مقدم» را پیدا کردم. زنگ زدم بهشت زهرا که؛ هوای موشک ما را داشته باش. در «جزیره»، حسابی «مجنون» شده. گفت: ولش کن! بگذار راحت باشد! گفت: از تهران تا «اتاق بیضی» چند کیلومتر است؟! گفتم: نمی دانم! گفت: اندازه اش دست ماست؛ موشک ۹ دی، الان دارد سوختگیری می کند. کارش که تمام شد، بردش را می رسانیم هر کجا که «آقا» بخواهد.  

***

از سررسیدم که پر از عکس پرکشیده هاست، نگاه می کنم به جای خالی یک برگ… خدایا! چقدر دلم برای «۹ دی» تنگ شده. چند شب بعد که از جنوب برگشت، برایش می خواهم «جشن تولد» بگیرم با ۲ شمع، یکی به نام «عباس» و یکی به نام «حسین».

***

۹ دی، ۹ دی، ۹ دی… ۹ دی! به گوشی یوم الله؟! 

روزنامه وطن امروز/ ۴ دی ۱۳۹۰

این نوشته در صفحه اصلی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. سیداحمد می‌گوید:

    بسم الله…

    واقعا طرح آقا میثم زیبا شده؛
    آفرین به هنرت آقا میثم!

  2. یاسر می‌گوید:

    بابا دمت گرم! طراح، مبتکر، خلاق، IQ-RQ-EQ…

  3. سیداحمد می‌گوید:

    “از سررسیدم که پر از عکس پرکشیده هاست، «غدیر» را با تقدیر غم ورق زدم، «عاشورا» را با آشوب اشک، «تاسوعا» را بی دست، «زینب» را با پیام، «رقیه» را با عشق، و چند برگ آن طرف تر، صفحه «۹/ ۱۰» را برداشتم و با آن موشک درست کردم و انداختمش از پنجره اتاق، بیرون تا بلکه «بچه های کربلای ۴» امشب در شلمچه، خیلی هم بی دفاع نباشند.”

    چه شروع فوق العاده ای!

  4. صبا می‌گوید:

    موشکت که برگشت؛ شمع های “حسین” و “عباس” را که روشن کردی؛ خودت فوت نکن! بگذار رقیه فوت کند. رقیه سر پدر را به دامان می گیرد تا بتواند سرش را به دامان پدر بگذارد. بعد لابد به پدر می گوید: پدر جان عده ای با شمع وجود تو، دور علمدارشان دور “عباس نگه دارشان” می گردند و حماسه می آفرینند.
    امسال نه دی مصادف با شهادت حضرت رقیه می باشد.

  5. اسلامی ایرانی می‌گوید:

    “پدرم، روزت مبارک”
    چقدر زیبا

  6. یکی از بچه های فکه می‌گوید:

    داداش حسین!

    این نوشته تان بدجوری تنه می زند به متن «چهارشنبه…». ناجور!! الان نمی توانم بگویم که «من مستاجر نیستم، خانه ام بیت رهبری است»، از این قشنگ تر است. اصلا نمی توانم…

  7. صبا می‌گوید:

    “یوم الله ماه تو که ملتی به عشق فقط خودت آفرید.”
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم

  8. چوک دیریا می‌گوید:

    عجب موشکی! به گمانم این موشک همان دل ما باشه که پر می کشه میره به دنبال وصیت شهدا و نهج البلاغه می گیره به یاد غربت مولا و مستاجر نیست و خانه اش بیت رهبریست و تو حیاط حضرت آقا پیاده میشه و جاش تو بهشت زهراست و قطعه شهدا و دنبال حاج احمد می گرده که با وجود حسن باقری و … دنبال گل خودش می گرده آخه هر گلی بوی خود را دارد همانگونه که زینب سلام الله علیها فقط بوی گل خود را می جست!

  9. عطشان می‌گوید:

    سلام علیکم
    حالا هی بگید کامنت تعریف نگذارید!!!
    خیلی لطیف و رویایی بود.
    راستی میشه به موشکتون بگید وقتی می ره قطعه سرداران به چمران عزیز هم سلام منو یرسونه؟ بگید بهش بگه با این که دیروز اومدم و دیدار تازه کردم ولی دلم پر می زنه برای دیدار دوباره ات ای” سردار عشق”.

  10. sarbaze1404 می‌گوید:

    سلام داداش حسین! عالی بود؛ مقایسه ی ما با شهدا(هر چند از آنها بی لایق تریم اما ثابت شد به تاریخ که ما هم می گوییم یا علی! و با نی ساندیس، کور می کنیم چشم آمریکا را) قیاس سال هشتاد و اشک با دهه ی ۶۰ و از همه هم ارزنده تر، قیاس ترجمه سلیس بود با تجربه نفیس سید علی…

  11. پری می‌گوید:

    خیلی به دل نشست. ممنون.

    من هم وقتی میرم حسینیه شهدای گمنام می گم این شمایید که باید برای ما فاتحه بخونید.

  12. انتظار می‌گوید:

    عالی بود مانند همیشه….. نمی دانم ادامه دارد یا نه اما فکر می کنم هنوز موشک ۹ دی راه دراز و تلخ و شیرینی های زیادی در پیش دارد…

    مشهورترین دعای ما یامهدیست فرمانده و مقتدای ما یامهدیست
    اینجا همگی به نام او می گذرند اسم شب کوچه های ما یامهدیست
    انشاالله نقطه فرود موشک ۹دی باشد در سرزمین وصل و سر بر بالین صاحبش بگذارد…
    اللهم عجل لولیک الفرج

  13. قطره می‌گوید:

    سلام
    تا چند ماه پیش پدرم پیشم بود (اون موقع هم میگفتم که بابای ماست خامنه ای ) اما
    وقتی پدرت رو نمیبینی و رفته توی آسمونا پیش همرزماش…

    اونوقت واقعا می فهمی که ” بابای ماست خامنه ای ”
    حسین قدیانی: خداوند بر درجات پدر شما بیفزاید…

  14. سیداحمد می‌گوید:

    چقدر این متن زیبا و لطیف شده؛
    داداش حسین توصیف هنر شما، در کلام نمیگنجد!

    “از سررسیدم که پر از عکس پرکشیده هاست، شهیدی هست، اما صفحه کوچک سررسید، گنجایش سرش را نداشت.”

    السلام علیک یا ثارالله…

  15. ف. طباطبائی می‌گوید:

    فوق العاده بود، فوق العاده.
    شما همیشه مخاطبو غافلگیر می کنید.
    یه حس خاصی منتقل میکنه این نوشته. چقدر هم طرح آقای محمدحسنی میاد به مطلبتون.
    چند تا مطلب برای ۹دی نوشتید، یکی از یکی بهتر.
    خدا قوت آقای قدیانی.

  16. سلاله 9 دی می‌گوید:

    سردار جعفری در مراسم اربعین شهدای غدیر:
    چند روز پیش از شهادت شهید تهرانی مقدم، جلسه ای با وی برگزار کردیم که این شهید در آن جلسه اعلام کرد کار پروژه بزرگ و سرنوشت ساز در حوزه نظامی را تمام کرده است. وی افزود: در این پروژه بیش از ۲۰ فناوری پیشرفته وجود دارد که شهید تهرانی مقدم اعلام کرد مشکلی که برای این پروژه در آزمایش یک ماه و نیم قبل پیش آمده بود، رفع شده است .
    در آخرین جلسه وقتی این روحیه شاد را در ایشان دیدم نگران شدم و گفتم نکند از خدا بخواهد که شهادت را نصیبش کند.این روحیه در تمامی شهدا مانند شهید کاظمی و دیگر فرماندهان شهید سپاه بود که وقتی که احساس می کردند کارشان در این دنیا تمام شده دیگر در این جهان نمی ماندند و این از چهره شان معلوم بود…

  17. سلاله 9 دی می‌گوید:

    این را کمی با چاشنی خودخواهی می گویم که دعا نمی کنم خداوند بیش از این، به قلم تان و وقت تان برکت دهد، چون جدای از این که گمانم از این حیث، خدا نعمت را بر شما تمام کرده است، مطمئنم آن وقت ما دیگر نمی توانیم برای خواندن متن ها، پابه پای تان جلو بیاییم و اما دعا می کنم که شما هم، هر وقت احساس کردید که کارتان در این دنیا تمام شده است، آن وقت مرگ تان، شهادت باشد در رکاب حضرت حجت عج. فوق العاده بود. قشنگ بود. همانی بود که باید باشد.

  18. سیداحمد می‌گوید:

    سلاله ۹دی؛
    به زودی از آن شاهکار نظامیِ شهید تهرانی مقدم و یارانش، پرده برداری خواهد شد!

    داداش؛
    این متن یک شاهکار است ولی حیف شد متن “تهران،۳ روز بعد از عاشورا” رفت پائین!

  19. منم گدای فاطمه می‌گوید:

    آقای قدیانی شما بی نظیرید. کلمات و جملات در متن های شما جان دارند.
    خیلی اشک ریختم با این متن.
    بارها و بارها می خوانمش و لذت می برم از این همه عشق و هنر.

    “حسین خرازی… عباس کریمی… احمد متوسلیان… حسن باقری… محمدابراهیم همت… حسن تهرانی مقدم…”

    {«حاج عباس» گفت: برادر احمد رفته، پرچم اسلام را بکوبد انتهای افق. سرش خیلی شلوغ است.
    .
    .
    از ما هم زنده تر است «متوسلیان»}

  20. مسعودساس می‌گوید:

    “تا بلکه «بچه های کربلای ۴» امشب در شلمچه، خیلی هم بی دفاع نباشند. آه!”
    {بغض بغض بغض}

  21. خوتان هم می دانید و همه اهالی هم متوجه شدند که:

    این متنتان بوی دیگری داشت…

    شادی ارواح طیبه شهدا و امام شهدا صلوات

  22. سایه/روشن می‌گوید:

    …”موشک من رفت و افتاد حیاط خانه «آقا» و از قول من به «سیدعلی» که داشت وضوی نماز ظهر را با همان دست مجروحش می گرفت، گفت:
    .
    .
    .
    دشمن به آتش می کشـم گر تو لبت را تر کنی
    من چون گلــی در دست تو کاش مــرا پرپر کنی

    بر رشته های معجر زهرا، قســم سید علــــــی
    خنجر به حنجر می زنم، گر تو هـــوای سر کنی”

  23. بعد از کلی دیدن و سکوت…سلام
    عالی بود

  24. مسعودساس می‌گوید:

    {بی اختیار یادش افتادم}
    امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم. آب را جیره بندی کرده ایم. نان را جیره بندی کرده ایم. عطش همه را هلاک کرده، همه را جز شهدا که حالا کنار هم در انتهای کانال خوابیده اند. دیگر شهدا تشنه نیستند. فدای لب تشنه ات ای پسر فاطمه(س).
    “آخرین برگ دفترچه یادداشت یکی از شهدای گردان حنظله در هنگام تفحص”
    ——————————
    {شادی روح شهدای تشنه لب صلوات}

  25. زهرا می‌گوید:

    شاهــــــکاره.
    واقعا شاهکاره.
    وقتی کار دل باشه از چی ایراد بگیرم.

  26. زهرا می‌گوید:

    فقط باید گفت:
    السلام علیک یا سید الشهدا(ع)

  27. سیداحمد می‌گوید:

    نامه ای از همسر شهید عابدی/ خواندنش را به بچه ها پیشنهاد می کنم…

    http://www.seratnews.ir/fa/news/48142/پاسخ-همسر-شهید-عابدی-به-همسر-شهید-باکری

  28. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    .
    .
    .
    .
    .

    سلام بر حسین*

  29. سیداحمد می‌گوید:

    دوستان محترم!

    به زودی اولین کتاب طنز فتنه ۸۸ اثری از «داداش حسین» به بازار می آید.

    منتخبی از طنزهای زمان فتنه ۸۸ در روزنامه وطن امروز.

    هنوز هم به خاطر آن طنزها، عده ای داداش حسین را بیشتر به عنوان طنزپرداز می شناسند، در حالی که از روی مطالب همین وبلاگ می توان فهمید که نوشته های طنز، شاید یک پنجم نوشته های داداش حسین است.

    یادش به خیر! چه طنزهای شیرینی بود که البته مقداری از آنها اصلا در قطعه ۲۶ نیست و به زمان قبل از تاسیس وبلاگ برمی گردد.

  30. مثل باران می‌گوید:

    با کافران
    سوره مبارکه آل عمران
    آیه شریفه ۱۴۹

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوَاْ إِن تُطِیعُواْ الَّذِینَ کَفَرُواْ یَرُدُّوکُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ فَتَنقَلِبُواْ خَاسِرِینَ
    معنای آیه:

    ای کسانی که ایمان آورده اید اگر از کافران پیروی کنید شما را به آیین گذشتگان کافرتان برمی گرداند پس خسارت دیده و زیانکار خواهید گشت.
    پیام آیه:

    خطر گمراهی و کفر در کمین همه است حتی مومنان. مومنان باید مراقب تبلیغات و وسوسه ی دشمن باشند.

  31. ستاره خرازی می‌گوید:

    گفت سلام گفتم سلام گفت چهره شما برای من خیلی آشناست گفتم من شما رو یادم نمیاد داشت نگام میکرد گفتم رشته دانشگاهیت چیه؟ گفت آی تی گفتم چند سالته هشت سال ازم کوچیکتر بود کجا من رو دیده
    گفتم پس حتما من و با یکی دیگه اشتباه گرفتی یه دفعه گفت بسیج. آدرس داد. اون روز ما گوشی شما رو گرفتیم فیلمهاشو باسه خودمون فرستادیم
    یادم اومد گفتم بله من گفتم راضی نیستم شما گوش نکردید چکار کنم به اندازه کافی جذبه ندارم
    قرار شد تا همه بیان در اختیار خودمون باشیم من طبقه پایین مسجد بودم اونم اومد پیشم من معمولا تو دوستی پیش قدم نمیشم ولی اون شد از شهیدا شروع کردیم علم الهدی رو میشناسی صیاد رو چی همین طور پرسیدم تا رسیدم به حسین خرازی گفت خرازی عشق مخفی منه خندیدم چه عالی یه نقطه مشترک
    دیگه شروع شد چیا ازش خوندی سر مزارش رفتی یادم نیست چی گفت ولی مهرش افتاد تو دل من
    امروز ساعت ۴ بود عجیب دلم گرفت هی زیر لب تکرار کردم آتش بزن آتش بزن اشکم سرازیر شد بقیش چی بود؟ من ز حریمت نمی روم بود انگار
    حاجی گفت: عالم تمام سوخت که یارم کفن نداشت، اصلا تمام شعله از این بوریا گرفت
    به عکسش که رو دیواره نگاه میکنم داره میخنده بش میگم روحت شاد من من من نمی دونم چی بودم تو منو آتیش زدی تو منو خراب کردی تو منو اسیر کردی اصلا تمام شعله از این از این. منو رها نکن اگه میزنی خودت بزن اگه می بخشی خودت ببخش حسین خرازی من بدون تو می میرم من با عشق تو زنده م
    من و این دوستم خیلی از لحاظ روحی به هم نزدیکیم تو سفری که باش رفتم اون مسوول ما بود اون تجربه جهادی داشت انقدر اخلاقش خوب بود به تمام معنا اخلاق و فروتنی حسین رو درونی کرده بود با خودم میگم اگه این اثر عشق به شهید خرازیه کاش همه گرفتارش بشن خدایا منو شرمندش نکن فقط همین
    چه نوشته ی آشفته ای هنوز حالم …

  32. سیداحمد می‌گوید:

    یه پیام “بی زرگانی”

    ساعت ۲۲:۴۱
    تعداد افراد آنلاین: ۲۴ نفر

    ماشالله حزب الله
    داداش حسین بی همتای بسیجیها فـــــــــــــدائی داری…

  33. موشک ۹ دی، الان دارد سوختگیری می کند. کارش که تمام شد، بردش را می رسانیم هر کجا که «آقا» بخواهد. سوختش چیه؟

  34. یاسر می‌گوید:

    من به ناز قلم دوست گرفتار شدم…

  35. حمیدرضا فتاحی می‌گوید:

    حسین قدیانی: بله دیگه! از آن متن هایی بود که تعداد قطرات اشک خواننده از تعداد کلمات متن نویسنده، بیشتر بود. خیلی خیلی ممنون و شرمنده که نقطه چین شد. سلام برسانید!

  36. جماران می‌گوید:

    غیر از در دوست، در جهان کى یابى؟… جز او به زمین و آسمان کى یابى؟
    او نـــــــــــور زمین و آسمـانها باشد… قرآن گوید، چنان نشان کى یابى؟

    “امام روح الله”

  37. منم گدای فاطمه می‌گوید:

    بی شک یکی از بهترین متن های شما همین بود.
    ما متن های طولانی شما را خیلی دوست داریم ولی این مطلب آنقدر عالی و کامل بود که جای هیچ حرفی نمانده.
    شاید کوتاه بودن و در عین حال عالی بودنش از نقاط قوت متن، محسوب شود.
    نمی دانم چه بگویم. فقط بدانید که از صمیم قلب لذت بردیم.

    “تعداد قطرات اشک خواننده از تعداد کلمات متن نویسنده، بیشتر بود.”
    کاملا موافقم

  38. به جای امیر می‌گوید:

    لنگ حموم ! (گفت و شنود)

    گفت: گروه های اپوزیسیون بدجوری آقای مزروعی را دست انداخته و مسخره می کنند.
    گفتم: دیگ به دیگ میگه روت سیاه! حالا چطور مگه؟!
    گفت: می گویند این آقای مزروعی در بروکسل کنگر خورده و لنگر انداخته و به جای «حزب مشارکت» و «سازمان مجاهدین انقلاب» و «جمعی از جوانان اصلاح طلب» و «نماینده ادواری مجلس» و… پشت سر هم بیانیه صادر می کند!
    گفتم: وقتی که این گروه ها در داخل حضور و فعالیت داشتند هیچ کاری از دستشان ساخته نبود چه رسد به آن که یک نفر از بروکسل به جای همه آنها بیانیه صادر کند!
    گفت: گروه های اپوزیسیون مزروعی را مسخره کرده می گویند؛ مگر تو به تنهایی چند نفر هستی که به جای چند گروه بیانیه می دهی؟!
    گفتم: اون قدیم ندیم ها یک دوره گرد قالتاق رفته بود حموم، بعد از آن که از حموم بیرون اومد، داد و بیداد راه انداخت که؛ ایهاالناس چه نشسته اید که بدبخت شدم، لنگ حموم و سفره نونم و لحاف روم و پرده اتاقم و فرش زیرم و پیرهن تنم و… همه را دزدیدند! اوستای حمومی گفت؛ مردک خجالت بکش، فقط لنگ حمومت گم شده؟ و یارو گفت؛ خب! همون لنگ حموم، همه این کارها رو برام می کرد!
    حسین قدیانی: بله دیگه! طنز خوبی بود، اما همون چیزی که توی کامنت پست «تلفن روی پیغامگیر» به مبصر گفتم، درباره این «گفت و شنود» صدق می کند!!

  39. سیداحمد می‌گوید:

    خصوصی

    فردا میلاد حضرت عیسی است!
    حسین قدیانی/ عمومی: حالا چرا زدی خصوصی؟! مگه گناهه؟! آی دلم!! دارم می میرم از خنده!! از دست تو!!

  40. ستاره خرازی می‌گوید:

    روی شانه ی غیرت یاد جبهه ها مانده
    مرگمان اگر دیدید پرچمی رها مانده
    رفته اند اما نه! کوله بارشان باقیست
    بر زمین نمی ماند شانه های ما مانده
    شانه های ما مانده
    حسین قدیانی: شما این روزها خیلی موظفی که توی کامنت های تان یاد شهید خرازی را زنده کنیدها! ما که منتظریم… از الان تا کربلای پنج!

  41. mobin1414 می‌گوید:

    بسم رب الغفور
    ۹ دی را از همین امشب به دوستان تبریک میگم

  42. سیداحمد می‌گوید:

    جدا از بحث “گفت و شنود” کلا باید در حلق مزروعی سرب داغ بریزند!

  43. سیداحمد می‌گوید:

    نمیدونم چرا زدم خصوصی!
    خودمم خنده ام گرفته!
    حسین قدیانی/ عمومی: آ……………ی خدا!! دارم می میرم؛ آ…ی دلم!

  44. از بچه های فکه می‌گوید:

    منم دارم می میرم از خنده!

  45. ستاره خرازی می‌گوید:

    باز هم این دل هوای جبهه کرد
    باز هم این دل مرا دیوانه کرد
    یاد آنهایی که سرها باختند
    نفس را از هر نفس انداختند

  46. سایه/روشن می‌گوید:

    چقدر سوررئالیستی بود این متن.
    واقعا زیبا بود.

  47. امین چیذری می‌گوید:

    دل و روده ام پیچیده به هم با اون کامنت سیداحمد بزرگوار! واقعا بامزه بود!

  48. آذرخش می‌گوید:

    عکس پرکشیده ها

    http://parsiblog.com/PhotoAlbum/varianva/030.jpg

    http://www.fardanews.com/files/fa/news/1390/8/18/78158_880.jpg
    حسین قدیانی: عاشق این جور عکس های جبهه ام؛ واقعیت خالص جنگه. خیلی ممنون. بازم اگه داری بفرست…

  49. مسعودساس می‌گوید:

    حضرت عیسی‏ (علیه السلام):
    طُوبی لِلمُصلِحینَ بَینَ النّاسِ ، اُولئکَ هُمُ المُقَرَّبونَ یَومَ القِیامَةِ
    خوشا به حال اصلاح کنندگان میان مردم ؛ اینان در روز قیامت مقرّبان‏اند

  50. ف. طباطبائی می‌گوید:

    عجب!!
    به چی میخندین؟!
    بسم الله الرحمن الرحیم
    وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ بِأَبصارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ * و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَلَمین.
    حسین قدیانی: میلاد حضرت عیسی بن مریم، سردار و علمدار امام زمان(عج) در عصر ظهور، بر همه بچه های خوب قطعه مبارک!

  51. آذرخش می‌گوید:

    انگار منم باید بمیرم از خنده:
    آآآآآی دلم. آخ مردم. خیییییلی خنده دار بود کامنت سیداحمد.

    ولی خدایی خنده هم داشت ها.
    در همه حال ایول داری سیداحمد.

  52. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    می گه: فردا میلاد حضرت عیسی است!
    پـــَ نــَ پـــَ فکر کردم، فردا میلاد پسندیده اینجاست، خواستی ملت رو غافلگیر کنی، زدی خصوصی!!

  53. سایه/روشن می‌گوید:

    کامنتشون بامزه بود، ولی جوابای شما خیلی خیلی بامزه بود!!

  54. مسعودساس می‌گوید:

    از روان بخشی «عیسی» نزنم پیش تو دم

    زانکه در روح فزایی چو لبت ماهر نیست

    “حافظ”
    ——————————
    {الهی عجل لولیک الفرج بحق زینب الکبری}

  55. سیداحمد می‌گوید:

    چه ماجرائی شده ها!

    هدف من هم از گذاشتن اون کامنت، تبریک گفتن میلاد مسیح بود!

  56. امین چیذری می‌گوید:

    و اما داداش حسین!

    عجب متنی نوشتی ها… الان ۱۵ ساله باهات رفیقم؛ جزء ۵ تای اوله. پرچمش خیلی بالاست!

  57. آذرخش می‌گوید:

    بین این همه سردار شهید حاج حسین خرازی را بیابید:

    http://up.vatandownload.com/images/1h33ci4i6l95fxch5vm.jpg
    حسین قدیانی: لباس پلنگی!

  58. مسعودساس می‌گوید:

    http://s2.picofile.com/file/7223876234/DSC00223.jpg

    {شادی روح شهدایی که به آقا قمر بنی هاشم(ع) اقتدا کردند صلوات}

  59. پرستو می‌گوید:

    شاید ندونین ولی من عاشق این جور متناتونم . با بقیه موافقم این جزو قشنگترین نوشته هاتون بود :)
    راستی دوست دارین این موشک جلوی پای مبارک چه کسی فرود بیاد ؟ به امید دیدن اون روز …

  60. ققنوس19 می‌گوید:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
    باسلام واحترام
    خدا قوت

  61. سیداحمد می‌گوید:

    چقدر تصاویر شهدا زیباست… لبخندشان… آرامش نگاهشان …
    اللهم الرزقنا…

  62. سادات می‌گوید:

    سلام
    خیلی عالی بود
    قبول باشه

  63. صبا می‌گوید:

    کامنت آقا “سید” خنده داشت، اما کامنت پ ن پ “دیوونه داداشی” خیلی بیشترخنده داشت.

  64. سلاله 9 دی می‌گوید:

    شنیده ام عیسی حواری توست. شنیده ام بهار حوالی توست. شنیده ام یک چیزهایی از بهار اما دوست دارم برای یک بار هم که شده بهار را از نزدیک ببینم.

    با کدام بهار قرار گذاشته ای که بیایی یا صاحب الزمان؟ یا صاحب الزمین؟ یا صاحب الیسار و الیمین؟… می دانی! در چپ و راست اتوبوسی که دارد مرا راهی نور می کند تا کرخه را از نزدیک ببینم، هیچ شهیدی نیست. بگو پس چرا مادر مرتضای کوچک به جای «جبهه» می گفت: باباعلی رفته «منطقه»… رفته منطقه تا در «الی بیت المقدس» با دشمن بجنگد.

    در منطقه، جنگ سامری و سامرا بالا گرفته. ابوسفیان و بن صهیون و آل سقوط و خاندان خلیفه و کاخ سفید و سیف الاسلام و ناکث الخیر و دجال و ماهواره قیل و قال دارند از غیبت تو سوء استفاده می کنند و می کشند و می کشند و می کشند، اما هنوز در تفنگ باباعلی فشنگ هست. ما محاصره کرده ایم از نیل تا فرات، دشمنان انتظار را.

    می شود آن امدادی که برای ما از غیب می آید، این بار خود خود تو باشی و از پرده غیبت درآیی؟

    گفت: «تو که آخر گره رو وا می کنی، پس چرا امروز و فردا می کنی؟»… قولش را می دانم داده ای، اما ببخشیدها… اگر ممکن است زودتر! اصلا می خواستی خدای ما نباشی، ما بقیه خدای خودمان را می خواهیم.
    کتاب قطعه ۲۶/ ص۳۸۹

  65. صبا می‌گوید:

    گفتند میلاد پسندیده، انگار نیستند ایشان؟! خیر است ان شاالله

  66. سرگردان می‌گوید:

    خیلی بچه سر به راهی نیستم اما هر وقت اسم حاج احمد رو می شنوم بدنم گر می گیره، منقلب می شم، هوایی می شم
    حاج حسین!
    اگه تو در مورد حاج اجمد بنویسی، فقط گریه می تونه آرومم کنه و چقدر این گریه رو دوست دارم
    خدا اجرت بده
    حسین قدیانی: یاعلی عزیز!

  67. یدالله شهریاری (روضه گرد) می‌گوید:

    فدای قلم زیبات
    حال دلمو خراب کردی دوباره

    از ما هم زنده تر است “متوسلیان” …

    حاج حسین خداقوت

  68. چشم انتظار می‌گوید:

    داداش حسین در خصوص این متن بهشتی، پاسخ کامنت های شما بهتر از هر کامنتی حرف دل ما را می رساند.
    ضمنا” من بیش از صد عکس از این دست عکس هایی که آذرخش بزرگوار گذاشتند، دارم که براتون میل می کنم.

  69. چشم انتظار می‌گوید:

    صاحب این عکس رو همه می شناسیم!
    http://casebook.parsiblog.com/Files/10.jpg

  70. احساس می‌گوید:

    همه متن های این چندروزه عالی بود.اما این متن و اون طولانی ترین متن عالی تر بودند. و البته این متن خیلی متفاوت تر بود

  71. یاسر می‌گوید:

    سید جان ، چقدر خصوصی بودن این کامنتت اتفاق جالبی بود از بس متنبه شدم اشکم در آمد …
    جدی .

  72. م.طاهری می‌گوید:

    رهبر من! طلایه دار لاله هایی
    امید قلب عاشق هایی
    خمینی زمان مایی

    آرزومه همیشه یاور تو باشم
    میون لشکر تو باشم
    علی اکبر تو باشم

  73. م.طاهری می‌گوید:

    خیلی قشنگ هستند این سبک متن هایتان. مثل “دو کوهه” کتاب نه ده

  74. ف. طباطبائی می‌گوید:

    **یا ذالجلال و الاکرام**

  75. ستاره خرازی می‌گوید:

    سلام
    هر بزرگواری که وقت داشت “یادداشت روز” امروز کیهان رو بخونه

  76. پاییز می‌گوید:

    از سررسیدم که پر از عکس پرکشیده هاست، «غدیر» را با تقدیر غم ورق زدم، «عاشورا» را با آشوب اشک، «تاسوعا» را بی دست، «زینب» را با پیام، «رقیه» را با عشق، و چند برگ آن طرف تر، صفحه «۹/ ۱۰» را برداشتم و با آن موشک درست کردم و انداختمش از پنجره اتاق، بیرون تا بلکه «بچه های کربلای ۴» امشب در شلمچه، خیلی هم بی دفاع نباشند. آه! دل من امشب، پیش «حاج حسین خرازی» است. چند روز دیگر در «کربلای ۵» همه بدنش، می پیوندد به آن دست شهیدش…

    فقط میتونم بگم محشر نوشتید.

  77. لولوی منافقین می‌گوید:

    سلام
    به روزم… حتما سر بزنید!

  78. به یاد سید سجاد می‌گوید:

    کریسمس آقا چگونه گذشت؟!

    http://emtedad.ir/index.aspx?siteid=1&siteid=1&pageid=689

  79. یاسر می‌گوید:

    دوکوهه این روزها عجیب دلت گرفته ، می دانم ، دلت برای همت و حسینیه ،دلت برای صبحگاه و گلستانی ،دلت برای لشکری که قصد کرب و بلا داشت ،دلت برای آنها که جام بلا را چون کربلاییان نوشیدند تنگ شده دوکوهه ، دوکوهه چقدر می خواهی منتظر بنشبینی تا دوباره قطاری جلوی پای تو ترمز بزند و از آن قطار یک دسته پرستوی مسافر آسمان پیاده شوند ؟ نه دوکوهه خبری نیست ، تمام شد ، آن روزها و آن آدم ها هم البته ، تو که تازه دوکوهه خوش بحالت شده است ، هنوز یادت هست کدام بچه ها کدام طرف حوض می نشستند و وضو می گرفتند ، هنوز گونه ی تو از آب روی هم پاشیدن های بچه هایی که غیر مستقیم هم را غسل شهادت می دادند خیس است ، تو هنوز خوب می دانی احمد کجاست ، رضا کجا رفته و…
    ما چه بگوییم که دیگر هیچ یادمان نمانده؟ ما چه بدبختیم که هم باید دلتنگ آنچه تو دلتنگش هستی باشیم و هم دلتنگ تو…
    دوکوهه دلم برای صدای پای بچه ها که یک ضرب به زمین می کوبیدند و دعای فرج را با آهنگ می خواندند تنگ شده ، دلم برای بمیرید ، بمیرید ولی زن نگیرید گفتن های بچه مجرد ها تنگ شده ، دوکوهه دلم برای خاکت تنگ شده…
    دلم برای “دوتاشون خوب می خورن و بسیجییا می جنگن” گفتن های بچه های ارتشی و سپاهی بدون مارک به مارک دارها تنگ شده…
    آه امان از این دل…
    ببخشید اهالی.

  80. به یاد سید سجاد می‌گوید:

    حاج احمد، سردار درخت‌کاری و قطره‌چکانی نبود

    http://www.emtedadmags.com/article.asp?Art=1702

  81. سیداحمد می‌گوید:

    به یاد سیدسجاد؛

    ممنون بابت لینک ها!
    خصوصا لینک “کریسمس آقا چگونه گذشت؟!”

  82. یاسر می‌گوید:

    حسین جان سلام آدرس مزار شهید قدیانی را می دی؟ دارم می رم یه سر پیش صیاد می خوام پیش بابای شمام برم بهش بگم چه پسری داره…
    کم پیش میاد آدم همچین پسری داشته باشه ها…

  83. ستاره خرازی می‌گوید:

    “به یاد سید سجاد” ممنون
    من عضو امتدادم این رو هم خونده بودم باسه خانواده هم خوندم ولی انقدر زیباست انقدر زیباست هر بار می خونم تمام وجودم از عشق آقا میلرزه هر چی می خونی از شیرینیش کم نمیشه خدا باسه ما حفظشون کنه الهی آمین

  84. سیداحمد می‌گوید:

    آقا یاسر؛

    پائین ستون “یسار” را ببینید؛
    قطعه۲۶، ردیف۶۳، شماره ۴۴

  85. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    می خواهم جشن تولد بگیرم با ۲ شمع،
    یکی به نام عباسـ ــــــــــــ…
    … و یکی به نام
    .
    .
    .
    حسینـ*…

  86. دکتر یونس می‌گوید:

    اینهمه چیز توی دنیا اختراع شده اما هیچ اکسیری برای دلتنگی نیست…
    الان موشکتون دقیقا کجاست؟
    حسین قدیانی: دقیقا توی دلتنگیه…

  87. عجب دلنوشتی محشره، هوای دلم بارانی است. دلم یاد شهیدان کرده است،یاد شلمچه یاد اروند یاد حاج عمران و …

    «به موشک گفتم بره سمت بانی بنوک که خبری از قهرمان شهید املاکی و بسیجی بغل دستش برام بیاره »

  88. یاسر می‌گوید:

    ممنون سید جان یک کم دیر گفتی بچه ها قبلش اومدن ما رفتیم جات خالی بود …
    اتفاقاً از بچه ها که پرسیدم یکیشون گفت من می دونم بیا بریم ، مام عصا به دست رفتیم و رفتیم ولی نرسیدیم ، راننده کار داشت هی می گفت زود باشین نذاشت به کارامون برسیم راننده بنده خدا فکر می کنه هنوزم میدون جنگه و اگه پا رو از رو گاز برداره می میره …
    حسین جان فکر کنم یک عذر خواهی به شما بدهکارم . ببخشید.
    راست می گی الان که رفتم تو ستون یسار که کمی هم شبیه یاسر است جست و جو کردم اول پایین را دیدم و ندیدم اما بعد دیدم بالای همون عکس خوشگله که آخر نه ده هم چسباندیش آدرس را نوشتی ، شرمنده.
    پس فردا می رویم سری بزنیم به سید مرتضی …

  89. فدای رهبر می‌گوید:

    سلام ستاره ها
    روزی خوبی واسه دلگیری آخرین روز محرم و بغض شروع حادثه ی فردا…اول صفر…شام…بود
    داداش خیلی خیلی دلی و دلنشین بود.نشست

    یه حس قشنگ مثل اولین روزایی که با قطعه آشنا شده بودم.
    کریسمس آقا هم فوق العاده بود.بچه ها تو این حال و هوای قشنگتون واسه دل ما هم دعا کنید.خیلی خرابم…
    اللهم الرزقنا شهاده بحق رقیه(سلام الله علیها)

  90. پری می‌گوید:

    ۹ دی! به گوشی یوم الله؟!
    هر دفعه چشمم به این جمله میفته کیف میکنم!

  91. ستاره خرازی می‌گوید:

    بر اساس گزارش هفته نامه ۹ دی، اخبار حکایت از حضور چهره هایی مانند عارف، زنگنه، مجید انصاری، حضرتی، کواکبیان، پزشکیان عبدالعلی زاده، محسن هاشمی، جهانگیری و عناصر دیگری دارد که کمتر شناخته شده‌اند و در فتنه ۸۸ نیز ردّ زیادی از خود باقی نگذاشته‌اند.
    اصولگرایان هم اما هنوز به توافق نرسیده اند. گروه موسوم به ۸+۷ که از چند ماه قبل فعالیت انتخاباتی خودش را آغاز کرده، به دلیل حضور برخی از چهره هایی که در فتنه ۸۸ عملکرد قابل دفاعی نداشته اند، تاکنون نتوانسته نظر جبهه پایداری را برای حضور در جلساتش جلب کند.
    در عین حال اخباری از درون این جریان به گوش می رسد که حکایت از اختلاف نظرهای جدی در خصوص گزینه های مورد حمایت هر یک از جریان‌های حاضر در آن دارد تا جایی که دل‌نگرانی هایی را در بین برخی از دلسوزان حاضر در ترکیب ۸+۷ ایجاد کرده است. این دل‌نگرانی ها همان دغدغه هایی بود که جبهه پایداری علی رغم اصرار و اعتقادش به موضوع وحدت، خیلی قبل تر از این، خبر از آنها داده بود و به همین دلیل حاضر به شرکت در جلسات ۸+۷ نشده بود.
    بر اساس اخبار شنیده شده موثق، در حال حاضر، گزینه های مطرح برای لیست گروه ۸+۷ (که با حضور نیافتن نمایندگان جبهه پایداری عملاً ۶+۷ است) چهره هایی نظیر باهنر، زاکانی، فدایی، عباسپور، حداد عادل، توکلی، علی مطهری، کاتوزیان، کوثری، سروری، متکی، غفوری فرد، کوهکن، جلالی، لاریجانی، نجابت، زمانی (مشاور لاریجانی) و از بین روحانیون نیز حجج اسلام نواب، تقوی، مصباحی مقدم، اکرمی، سالک و خانم ها رهبر، الهیان، افتخاری، بهروزی هستند.
    از سوی دیگر، از جبهه پایداری نیز صداهایی در خصوص تمایل این جبهه برای کاندیداتوری افرادی شنیده می شود که اسامی برخی از آنها عبارت است از حجج اسلام حسینیان، آقاتهرانی، روانبخش، رسایی، نبویان، سالک و چهرهایی همچون باقری لنکرانی، حداد عادل، زارعی، کوچک زاده، فدایی، کوثری، زاکانی، حمیدزاده (معاون سابق ستاد کل نیروهای مسلح)، مجتبی رحماندوست، سعید قاسمی، صدر، میرکاظمی، یامین پور، سلیمانی (وزیر ارتباطات سابق)، نوباوه، زاهدی وفا و خانم ها آلیا، منیره نوبخت، جمیله علم الهدی، الهیان، افتخاری و رهبر. مهم‌ترین شاخصه برای کاندیداهای مورد تمایل این جبهه، موضع گیری صریح کاندیداها در برابر فتنه ۸۸ و حلقه انحرافی و تبعیت عملی از ولایت فقیه، سلامت اقتصادی کاندیداها و تخصص و کارآمدی آن‌ها است.

    شنیده‌ها حکایت از این می کند که جبهه پایداری از حجت‌الاسلام والمسلمین پناهیان نیز برای ثبت نام در انتخابات دعوت به عمل آورده و در این خصوص جلساتی با وی برگزار کرده است اما هنوز از پاسخ این چهره روحانی به این درخواست اطلاع دقیقی به دست نیامده است، اگرچه پناهیان ضمن تایید این خبر به خبرنگار ۹ دی اعلام کرده که در صورت ثبت نام، قطعاً به لیستی نخواهد پیوست که ساکتین فتنه حضور داشته باشند.
    همچنین جبهه پایداری معتقد است که سر لیست اصولگرایان در تهران باید چهره هایی همچون حداد عادل، پناهیان، آقاتهرانی و لنکرانی باشند.

  92. ستاره خرازی می‌گوید:

    فیلم مستند ‘ساعت ۱۳:۲۷′ با موضوع زندگی شهید حسن تهرانی مقدم ساعت ۲۰:۱۵ امشب از شبکه یک سیما به روی آنتن می‌رود.
    در این برنامه بخش‌هایی از سخنان این شهید به همراه خاطراتی از دوستان و هم‌رزمانش نظیر سید‌عزت‌الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما، محمد باقر قالیباف شهردار تهران و سردار حاجی‌زاده روایت می‌شود.
    همچنین گفت‌و‌گو با مادر و برادر شهید طهرانی‌مقدم به همراه پخش تصاویری از جلسات کاری این شهید و عکس‌های حضور ایشان در دوران دفاع مقدس از بخش‌های دیگر این مستند است. این مستند به تهیه‌کنندگی، نویسندگی و کارگردانی سیدعماد حسینی ساخته شده است.

  93. ن ر گ س می‌گوید:

    سـلام آقای قدیانی
    فکر کنم ۶ ماه شد که به قطعه ۲۶ سر نزدم؛
    امـروز دیگر دلم آنقدر برای متن “جز ۹ دی عمری به تلویح گذشت” تان تنگ شده بود که تاب نیاوردم،
    این متن سال پیش کلی خاطره انگیـز شد برای من…کلی بغض…کلی عشق…!
    قلم‌تان پایدار

  94. سیداحمد می‌گوید:

    یه پیام “بی زرگانی”

    ساعت ۲۱:۴۹
    تعداد افراد آنلاین: ۲۵ نفر

    ماشالله…
    داداش حسین بسیجیها فــــــــــــدائی داری…

  95. ابوالفضل می‌گوید:

    بچه های قطعه خواهشا چند تا واژه بدین به من برای تمجید از این دلنوشت!
    من که چیزی در ذهن شایسته این متن ندارم!
    فقط یه دعا برات می کنم که انشاالله هر چه زودتر دعام بگیره!
    خدا شیرین کند کامت را با شهد شیرین ” شهادت “!…

  96. سلاله 9 دی می‌گوید:

    بسم رب الشهدا

    ۱۰۸* امیرالمومنین على علیه السلام:

    در حقیقت خداوند جهاد را واجب گردانید و آن را بزرگ داشت و مایه پیروزى و یاور خود قرارش داد. به خدا سوگند کار دنیا و دین، جز با جهاد درست نمی ‏شود.

    (وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۹)

  97. به جای امیر می‌گوید:

    شرط (گفت و شنود)

    گفت: سایت ضد انقلابی بالاترین خطاب به مدعیان اصلاحات نوشته است «اگر انتخابات را عادلانه می دانید چرا در آن شرکت نمی کنید و اگر عادلانه نمی دانید، چرا آن را تحریم نمی کنید»؟!
    گفتم: یعنی گردانندگان سایت ضد انقلابی «بالاترین» نمی دانند مشکل اصلی جبهه اصلاحات این است که مردم و نظام اسلامی به وطن فروشان اجازه ورود به خانه ملت را نمی دهند.
    گفت: چه عرض کنم؟! پس این شرط گذاری و دودوزه بازی کردن ها برای چیست؟!
    گفتم: به یک معتاد گفتند؛ به جای تریاک و هروئین، برو پیاده روی کن. در جواب گفت؛ باشه! اما به شرط شیر یا خط. اگر شیر اومد تریاک می کشم، اگر خط اومد هروئین مصرف می کنم! پرسیدند پس پیاده روی چی؟ گفت؛ اگر سکه روی لبه خود نشست میرم پیاده روی!

  98. سید محمود می‌گوید:

    داداش حسین درود خدا بر شما-دیگه از این قشنگ تر نمی شد-الحق که عالی بود-خدا شما رو برای همه مون نگه داره

  99. چوک دیریا می‌گوید:

    داداش حسین کتاب جدید کی قراره در بیاد؟ همون ۹ دی؟ یا تغییر کرده؟
    بالاخره اسمشو چی انتخاب کردی؟
    حسین قدیانی: فعلا هیچی! کتاب به زودی درمیاد. به ۹ دی نمی رسه اما خیلی هم از ۹ دی نمی گذره. درمیاد به لطف خدا!!

  100. محمد مهدی امجد می‌گوید:

    بالای سرش رسیده بود و زیارت مادر. و «اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمّا». برادری که سال‌ها پیش در تشییع تابوتی که تیرباران شد تمامی خشم مقدس‌اش را به فرمان مرد فروخورده بود، امروز با تیر در چشم‌ها، دستانی از بدن رها و شکافی میان ابروها روی زمین افتاده. سخت است دیدن او و خبر را به کاروان رساندن. به پیکر غرق خون و چاک چاک او نگاه کرد و دست به کمر برده بر زبان ‌آورد:

    اَلانَ اِنْکَسَرَ ظَهْری وَ قِلَّتَ حیلَتی
    http://ababeal.persianblog.ir/post/68/

  101. صبا می‌گوید:

    روز اول صفر روزی ست که سر مبارک امام را به شام وارد کردند و بنی امیه به همین خاطر این روز را عید قرار دادند؛ شهر را آذین بستند، لباس های زینتی به تن کردند و بهم تبریک گفتند. مردم برای ورود اهل بیت به سمت دروازه ی شهر رفتند اما نه برای خوش آمد که برای جسارت!
    جارچی در خیابان داد می زد که هرکس خلیفه را دوست دارد امروز شادی نماید.( خدا بر عذاب آل امیه بیفزاید)
    اما امروز سال روز شروع جنگ صفین نیز هست که در این جنگ امام حسین علیه السلام آب را از دشمن باز پس گرفت اما به روی آن ها نبست.
    سلام بر لب تشنه ات یا حسین علیه السلام
    سلام بر قلب داغدارت یا زینب کبری سلام الله
    منبع تقویم شیعه

  102. سلاله 9 دی می‌گوید:

    حاج احمد متوسلیان، هر روز صبح، بچه‌ها را بلند می‌کرد، همراه تجهیزات انفرادی، از کوه‌ها بالا می‌برد و بعد باید پا مرغی سربالایی را می‌رفتیم و خودش هم همیشه در ردیف اول بود. اجازه استراحت نمی‌داد و زمان برگشت از ما می‌خواست که از بالا روی برف‌ها تا پایین غلت بخوریم، آن هم در سرما و برف! سال ۵۸-۵۹٫
    او می‌گفت: فکر نکنید که من می‌خواهم شما را اذیت کنم، می دانم که شما را پدر و مادر، بزرگ کرده و اینجا آمده‌اید؛ اما باید ورزیده شوید تا در شرایط سخت، بتوانید مقاومت کنید.
    همین هم شد. در مریوان، پاوه، بچه‌ها از کردها هم جلوتر بودند. شاید کردها خسته می‌شدند؛ اما بچه‌ها نه، خستگی سرشان نمی‌شد، هدفشان دفاع از اسلام و ولایت بود. خرداد ۵۹ وارد مریوان شدیم با دلاوری‌های رزمندگان و مریوان را گرفتیم و ضد انقلاب فرار کرد.
    *****
    “موشک من هر چه گشت، «حاج احمد» را پیدا نکرد.”

  103. محمد می‌گوید:

    خدا قوت دلاور!
    لطفا بچه های وبلاگ نویس برای برنامه سالگرد ۹ دی که امسال پنجشنبه شب تو مسجد ارک برگزار میشه یه تبلیغ اساسی برن!
    یا علی

  104. ف. طباطبائی می‌گوید:

    **یا قاضی الحاجات**

  105. اقاقیا می‌گوید:

    سلام بزرگوار…بسیار بسیار بسیار دلنشین و زیبا..التماس دعا.یاعلى

  106. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    هر بار که میام قطعه با خودم میگم این دفعه تعریف نمی‌کنم و سعی می‌کنم به یه چیزی گیر بدم؛ نقد کنم مثلا!…
    آقا خلاصه نشد، نمیشه!

    داداش حسین! خدا برای ماه و ما نگه‌تون داره!
    حسین قدیانی: آخه این چه چیزاییه که با خودت میگی؟!!

  107. سیداحمد می‌گوید:

    روزهای ماه صفر، هر روز ۱۰ مرتبه این دعا را بخوانید:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    یا شَدیدَ الْقُوی‏ وَیا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنی‏ شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی‏ کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ‏ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ!

  108. خادمین علمدار می‌گوید:

    سلام…

  109. پرواز می‌گوید:

    قبل از تو دلم گلی کــــه نیکوست نداشت
    همچون تو پدر که فاطمی خوست نداشت
    از بــس که تــــو مـــاهی پدرم (سیدعلی)
    والله نمــی شود تــــــو را دوست نداشت

  110. سلاله 9 دی می‌گوید:

    به آنچه می دانید عمل کنید و معلومات را زیر پا نگذارید؛ این تمام عرفان است. اگر تمام مردم به همین مقدار که می دانند عمل کنند، کار درست می شود.

    “آیت الله بهجت”

  111. سیداحمد می‌گوید:

    دوستان!

    بخش دیگری از متن “چادر روز دهم” آپ شد.

  112. سیداحمد می‌گوید:

    زلزله بم حادثه وحشتناک و تلخی بود؛
    بعد از زلزله به همراه چند تن از رفقا با یک گروه امداد رسانی رفته بودیم بم.
    به معنای واقعی فاجعه بود. شاهد صحنه هائی بودیم که اصلا برایمان قابل باور نبود. بعضی از مسئولین وقت به بم سفر کردند و لطف کردند و از داخل خودرو نگاهی به کوچه و خیابان های ویران و مردم غصه دار انداختند!!!

    اما سفر حضرت آقا و حضور ایشان میان مردم و عنایت ویژه ایشان، امید را به مردم بم برگرداند…

    http://www.islamupload.ir/user_uploads/iumahdi31310b9/imamkhameneiinbam-youtube.flv

    http://www.islamupload.ir/user_uploads/iuseydahmadd225/1.flv

  113. پری می‌گوید:

    http://www.faupload.com/upload/90/Azar/10-20/آق-خامنه-ای.mpg

    در ادامه ی کامنت مبصر قطعه. پاسخ “آقا” به ابراز احساسات یه دختر بچه ی کرمانی. فکر میکنم همون سفری باشه که آقا به کرمان رفتند. مطمئن نیستم البته.

  114. salma می‌گوید:

    سلام اقای قدیانی.نمی دونم شما وقت می کنید همه نظرات و بخونید یا نه اما من می نویسم!شما نوشته بودید از بسیج و بسیجی از پدرانمان…پدر شما که شهید شد و پدر من که موند و داغ دار پدر شما شد…نوشتید از موتور بسیجی ها که گاهی ریه ما هم هوایش را می کند…نوشتید از قداست بسیج و از شرافت و غیرت بسیجی…خواندیم و تایید کردیم…کاش این روزها از بسیج دانشگاه … هم می نوشتید…از بسیجی که دختران چادری بسیجش را در حیاط و جلوی همه نامردمان و چشمهای نامحرم به اسرار بسیج و نامحرم برد حراست…تنها بخاطر اختلافات درونی…می نوشتید از بسیجی که درونش نا بسیجی ها نفوذ کرده اند و خون به دل نگاه بیدار عکس روی دیوار حضرت ماه کرده اند…می نوشتید از لبخند محزون قاب عکس آقا و عکس اقا رفتار کردن نا بسیجی های علامه…دلمان خون است اقای قدیانی…بخدا آنقدر بغض داریم که می ترسیم سد اشک بشکند و سیل بردارد این دانشکده کوچک را که دیگر در آن با انگشت پسرکان انجمن نشان داده می شویم!برادر قدیانی شما جای برادر که هیچ جای پدر من هم میتوانید باشید کاش قدری می نوشتید از نا بسیجی ها و خون دل بسیج!!!!نمی دونم می خونید این کامنت رو یا نه اما اگه خوندید تنها دعامون کنید…دعای شما و اشک ما شاید فرجی کند…از دیو و دد ملولم و امامم آرزوست…

  115. سلاله 9 دی می‌گوید:

    ۱۰۸* امام صادق علیه السلام:

    کسی که به دانسته ی خود عمل کند، خداوند علم به آنچه که نمی داند نیز به او خواهد داد.

    (بحارالانوار، ج۷۸، ص۱۸۹)

  116. مرتضی اهوازی می‌گوید:

    “حسین قدیانی: آخه این چه چیزاییه که با خودت میگی؟!!”

    همینو بگو!
    خوب میشم؛ دعا کنید، خوب میشم!

    اومدم دعایی رو که سیداحمد بزرگوار گذاشت رو بزارم که دیدم؛ نچ! السابقون السابقون کجا و ما کجا!
    رفقا! شما رو سفارش می‌کنم به کامنت سیداحمد!
    http://www.ghadiany.ir/?p=10673&cpage=1#comment-101608

  117. پری می‌گوید:

    لینک باز نمیشه؟

  118. سیداحمد می‌گوید:

    چرا، باز میشه.
    همانطور که گفتید این لینک مربوط به سفر استانی حضرت آقا به استان کرمان است.

  119. به جای امیر می‌گوید:

    تجدیدی (گفت و شنود)

    گفت: یکی از مدعیان اصلاحات گفته است «نظام از اصلاح طلبان عبور کرده و آنها را به انتخابات راه نمی دهد.»
    گفتم: نظام از مدعیان اصلاحات عبور کرده یا آنها با منافقین و بهایی ها و سلطنت طلب ها ائتلاف کردند و آشکارا به خدمت دشمنان بیرونی درآمدند و مسجد آتش زدند و به ساحت امام حسین علیه السلام اهانت کردند و به نفع آمریکا و اسرائیل شعار دادند و به دروغ ادعای تقلب کردند و… نهایتاً از نظام عبور کرده و به دامان مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس پریدند؟!
    گفت: اصلاً مگر همین ها نبودند که روی شعار جمهوری اسلامی خط کشیدند و پوستر امام(ره) را پاره کردند؟ پس چه انتظاری دارند که هنوز در حلقه نظام اسلامی تعریف شوند؟
    گفتم: دانش آموزی به باباش گفت؛ بابا جون یادته پارسال از ۵ تا درس تجدید شده بودم؟ باباش گفت؛ آره، امسال چی؟ گفت؛ امسال فقط از یک درس تجدید شدم. باباش با خوشحالی گفت؛ آفرین! آفرین! حالا از چه درسی تجدید شدی؟ دانش آموز گفت؛ معدل.

  120. جواد می‌گوید:

    سلام دیر رسیدم!

    دعا کنین!!!

  121. قاصدک منتظر می‌گوید:

    اگر موشکتان از سفر جنوب بازگشت, در کنار تولد, برایش مراسم چهره ی ماندگار تقویم بگیرید تا دنیا بداند اگر بی بصیرتی در ولایت پذیری علی در ” غدیر” ,حادثه ی “عاشورا” ی سال ۶۱ هجری قمری را رقم زد و این روز را در تاریخ ماندگار کرد ولی پس از قرن ها بصیرت در ولایت پذیری علی دیگری از همان تبار در “عاشورا” ی سال ۸۸ هجری شمسی, حماسه ی “۹ دی” را افرید و این روز را تا همیشه ی تاریخ, ماندگار کرد!

  122. خواهر شهید کاظم می‌گوید:

    آری! اگر چه اصولا این «آقا»ست که باید ما را تایید کند، لیکن گاهی لازم است که ملت، در تایید گفتار و رفتار ولی امر خود، قیامت به پا کند و این هر ۲ در کنار هم زیباتر جلوه می کند.
    به علت مریضی دیر رسیدم.
    آقای مبصر میشه غیبت ما رو موجه کنید.
    اومدم ولی از بس چشمام درد می کرد نتونستم بخونم ، موند تا حالا که الان تمومشون کردم. هر دو متن را
    خوب ما چه کار کنیم…..
    از بس داداش حسین قشنگ می نویسه نمی شه تعریف نکرد.
    هزار تا، هزار تا قشنگ بود، زیبا بود، بی نظیر بود، عالی بود، و خلاصه هر چه کلمه هم معنی و مترادف بلدید بگذارید جلوی بود در مورد متن حتما صدق خواهد کرد.
    اگه هم دلتون خواست نقطه چین کنید. حداقل دل ما از گفتنش آروم میشه!
    راستی به مشکتون بگید هر وقت رفت بهشت زهرا یه سری به قطعه ۲۹ بزنه.
    شهدای عملیات کربلای ۸ خیلی غریبن. ولی شلمچه ……
    وای که این شلمچه با دل ما چه کرده؟
    موشکتون رو بفرستین شلمچه سلام من رو به خاک آغشته به خون برادرم برسونه!
    کاظم ۱۸ سال بیشتر نداشت. هم سن مادر بی نشانش…..
    بدنش هم مثل مادر….

  123. سلاله 9 دی می‌گوید:

    شهید حاج عباس کریمی:

    زبان قاصر است از گفتن، تاریخ عاجز است از نوشتن و ثبت آن؛ چرا که این همه ایثار شما بسیجی ها در هیچ کجای دنیا تکرار نشده است.

  124. گمنام ولای می‌گوید:

    سلام مطلب پرمحتوایی بود
    خدا خیرت بده

  125. حسین می‌گوید:

    آقا حسین
    چند وقته وبلاگتون رو میخونم
    البته با نظرات شما زیاد موافق نیستم
    و واقعا میخوام نظرات شما رو درباره مردم و نقش مردم در حکومت بدونم
    جدا از تقسیم بندیهای سیاسی الان ، سوالم ،یک سوال ریشه ایست
    آیا شما واقعا معتقدید که اکثر مردم لا یعقلون هستند و باید جامعه توسط یک انسان صالح هدایت شود من بشخصه معتقدم رهبری فعلی از مناسب ترین افراد برای هدایت جامعه است ولی به هر حال ایشان از حضرت علی که مخالفانشان ایشان را نقد میکردند بالاتر نیستید
    من بهیچوجه مخالف شما و رهبری نیستم ان شا الله ایشان تا صد سال دیگه به رهبری جامعه بپردازند ولی به این صورت که نقد کنندگان لکنت زبان بگیرند درست نیست

  126. ف. طباطبائی می‌گوید:

    **یا ارحم الراحمین**

  127. مسعودساس می‌گوید:

    امام خمینی(ره):

    من در اینجا از مادران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحلیل های غلط این روزها(اشاره به زیرسوال بردن اهداف جنگ در آن زمان) معذرت می خواهم و از خداوند می خواهم مرا در کنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد. ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم…
    البته اگر همه علل و اسباب را در اختیار داشتیم، در جنگ به اهداف بلندتر و بالاتری می نگریستیم و می رسیدیم…

    ——————————

    {شادی روح امام راحل صلوات}

  128. صبا می‌گوید:

    آقا حسین!
    این جمله ی شما “من بشخصه معتقدم رهبری فعلی از مناسب ترین افراد برای هدایت جامعه است” می رساند که شما هدایت جامعه توسط یک فرد را مسلما قبول دارید که در این جمله اشاره کرد ه اید که آقا مناسب ترین فرد برای این سمت هستند! پس این جمله ی یعنی چی؟! “آیا شما واقعا معتقدید که اکثر مردم لا یعقلون هستند و باید جامعه توسط یک انسان صالح هدایت شود “. آیا شما خودتان همچین اعتقادی دارید؟! اصلا وجود رهبر در یک جامعه چه ربطی به عقل داشتن و نداشتن افراد دارد؟! در ضمن آقا “از” مناسب ترین افراد برای هدایت نیستند. ایشان ( بدون از) مناسب ترین فرد برای رهبری هستند.
    خدایا شر منافقین را از سر این ملت کم بفرما
    از این کامنت شما دو برداشت می توانم داشته باشم؛ یکی اینکه سن تان آنقدر کم است که توانایی جمع بندی مطالب را در ذهن تان ندارید و دوم این که عمدا این گونه نوشتید؛ شبه تان را کنار چند تا دوستت دارم و دوستش دارم و قبول تان دارم گذاشتید ولی الحمد لله نقدتان را بدون لکنت زبان کردید!

  129. سیداحمد می‌گوید:

    دوستان محترم!

    به متن «چادر روز دهم» قسمت هایی اضافه شده و در قسمت قبلی هم، پاراگرافی زیاد شده است…

  130. خواهر شهید کاظم می‌گوید:

    http://www.up.98ia.com/images/c3prh0c6vz3celrs8h0k.jpg

    یاد بود شهید کاظم در هنرستان فنی حدید سال ۶۶
    راستش من تازه دارم این کارها رو از بچه هام یاد میگیرم.
    منظورم آپلود عکس بود….

  131. سنگربان می‌گوید:

    سلام!
    خدا قوت……..
    متن متفاوتی بود !
    قشنگ نوشتید ………
    خصوصاً این قسمت: ” بعضی ها «علی» را «ترجمه سلیس» می کنند به زبان مادری، اما موشک من، مردی را می شناسد که «علی» را «تجربه نفیس» می کند، منتهی نه در کوچه تاریخ؛ «کوفه»، بلکه در همین خیابان انقلاب اسلامی”

  132. محسن می‌گوید:

    سلام دوست عزیز
    با توجه به نزدیک بودن سالروز قیام تاریخی مردم در یوم الله ۹دی وبا عنایت به تاکیدات امام خامنه ای حفظه الله تعالی مبنی برتاکید وتوجه به عمق شعارهایی که درنه دی ۸۸ سرداده شد
    مطلبی را با عنوان شعارهایی که در۹ دی سر داده شد(متن،عکس،فیلم وصوت) نگاشته ام
    در صورت تمایل به مطالعه به وبلاگ این جانب رجوع کنید.
    برای سلامتی امام خامنه ای صلوات

  133. حسین می‌گوید:

    صبا خانوم یا آقا با سلام
    والله من منافق نیستم یعنی دوست ندارم باشم و امیدوارم شما و هم اون کسی که در پیشگاهش هستیم ما را در این زمره به حساب نیاورد
    حالا شما هر جوری میخواهی درباره ما فکر کن
    گفتن دوست دارم و اینها هم از روی سیاست نیست
    از بچگی در خانواده شیعه بزرگ شدیم و مقداری با شما ها همزاد پنداری میکنم
    بله معتقدم جامعه باید توسط افراد صالح و مدیر اداره شود
    شبه ای که برایم حاد شده این است که چرا بقیه صداها در جامعه ما خفه میشود
    مثال میزنم در ترکیه شیعیان در اقلیت هستند ولی در روز عاشورا یک تجمع بزرگی برگزار میکنند و کسی معترضشان نمیشود
    آیا ما به اقلیت ها اجازه میدهیم چنین مراسمی برپا کنند
    باور کنید اگر مخافان بیایند تظاهرات کنند و گلوی خودشان را پاره کنند آب از آب تکان نمیخورد مثل بقیه کشور ها که داریم میبینیم

  134. حسین می‌گوید:

    یادم رفت بدون لاپوشانی بگم که اون چیزی که من بهش معتقدم لیبرال دموکراسی هست و این تضادی با هدایت جامعه توسط افراد صالح نداره

  135. پری می‌گوید:

    مخالفان بیایند تظاهرات کنند و گلوی خودشان را پاره کنند

    اگه فقط گلوی خودشونو پاره کنند هیچکس هیچ مشکلی باهاشون نداره.
    اونها چادر پاره میکنند، پرچم عاشورا پاره می کنند…

    در ترکیه شیعیان در اقلیت هستند ولی در روز عاشورا یک تجمع بزرگی برگزار میکنند

    حالا اگه تو این تجمع بزرگ، پرچم ترکیه رو آتیش بزنن باز هم مجوز می گیرن؟
    عکس اماممونو پاره کردن اینا! کجایید شما؟! شبهه تون رفع شد؟!

  136. سایه/روشن می‌گوید:

    .
    .
    “یا کافی المهمات
    مهمات کم داریم
    تنها امن یجیب بخوان و نترس
    زیارت عاشورا بخوان و با او باش
    .
    .
    یا کافی المهمات
    این کربلای چندم ما بود؟
    و کربلای دیگر ما دیروز بود
    در اجتماع فتنه‌گران در اینترنت
    بنا نیست کربلا تمام شود
    .
    .
    .
    پلو می‌دهند همیشه برای کشتن حسین
    حتی گاهی پرچم سیاه هم می‌زنند
    و روضه‌خوان هم می‌آورند
    همین ابن زیادهای معاصر
    ابن زیادهای نو
    شمرهای فضانورد
    حرمله‌هایی که در کره ماه
    دنبال خون علی اصغر می‌گردند
    و همیشه آنلاین‌اند
    .
    .
    .
    .
    و بچه‌ها از خواندن نماز شکر می‌آیند
    می گویند:
    شکر خدا
    فتنه‌گران یتیم شدند!
    و کربلا از فردا
    شلوغ‌تر خواهد شد.”
    .
    .
    .
    ….::::علی رضا قــزوهـ ::::….

  137. سیداحمد می‌گوید:

    میلاد آقا امام محمد باقر بر اهالی قطعه مقدس۲۶ تبریک و تهنیت باد.
    حسین قدیانی: و اما آیا صرفا همین میلاد خجسته، بیانگر این نیست که در باب ماه صفر، گاهی استناد غلط به برخی روایات درست می کنیم و در حقش ظلم می کنیم؟! گمانم دچار افراط شده ایم و در وصف این ماه خدا، از احادیث حق، اراده ناخواسته به حرف های باطل می کنیم. باز نمی کنم این مقوله را. آری! مبارک باد، میلاد متولد ماه خوب خدا؛ صفر، که اتفاقا بودند در سفر کربلا… و در محرم و صفر نینوا…

  138. سلاله 9 دی می‌گوید:

    آقای حسین؛
    شما را ارجاع می دهم به خواندن متن “تهران؛ ۳ روز بعد از عاشورا” که متن قبلی صفحه اصلی وبلاگ است. فکر کنم با خواندنش درک کنید، برتری و ارجحیت نظام مردم سالاری دینی را بر نظام لیبرال دموکراسی ای که به آن معتقدید و اصولا قابل مقایسه نیستند با هم این دو.
    اینی هم که می فرمایید “آیا ما به اقلیت ها اجازه میدهیم چنین مراسمی برپا کنند”
    بله که اجازه می دهیم. اگر منظورتان از اقلیت، مثل مثالی که درباره شیعیان ترکیه زدید، اقلیت دینی است که هیچ کجا مثل جمهوری اسلامی به اقلیت های دینی بها داده نمی شود که با وجود جمعیت اندک شان نماینده داشته باشند در پارلمان و اگر از اقلیت، منظورتان فتنه گران است که باز هم، در هیچ کجا مثل این جا، با براندازان و مخالفان نظام مستقر، اینچنین با سعه صدر برخورد نمی شود. شما نگران لکنت زبان شان نباشید که ماشاءالله زبان درازی دارند.

  139. حسین می‌گوید:

    ………………..
    قطعا اونها هم که به مقدسات توهین کردند راه خطا رفتند
    این یه بحث یه روز دو روز نیست
    کلا جامعه ما احتیاج به آموزش دموکراسی داره که همه به هم و مقدسات یکدیگر و عقایدیکدیگر احترام بزاریم
    اگه اونها رادیکالی باشند شما هم رادیکالی میشید و این جامعه رو نابود میکنه و این
    همون چیزیه که ما رو نابود میکنه

  140. سیداحمد می‌گوید:

    کاملا با فرمایش شما موافقم.
    امام باقر (ع) و امام موسی کاظم (ع) در این ماه متولد شدند و قطعا میلاد ائمه شادی به همراه دارد.
    ما کمی از میلاد مبارک این دو امام غافلیم!

  141. از بچه های فکه می‌گوید:

    جناب حسین!

    ما احتیاج به آموزش دموکراسی نداریم و اصلا دموکراسی غربی را دون شان مردمسالاری دینی خودمان می دانیم و اگر جز این بود، انقلاب اسلامی اصلا به وجود نمی آمد.

    آنکه باید دموکراسی را آموزش ببیند، اوباما و نتانیاهو و سارکوزی و… هستند!! البته در ذات دموکراسی، پرورش دیکتاتورهایی مثل سران نظام سلطه نهفته شده… یعنی که خوب آموزش دیده اند این جرثومه ها دموکراسی را!!

    حالا شما داری ما را هدایت می کنی به این راه غلط و امتحان پس داده؟!!

  142. سلاله 9 دی می‌گوید:

    ۱۱۰*‌ امام محمد باقر علیه السلام:

    به تو خیانت می کنند، تو مکن. تو را تکذیب می کنند، آرام باش. تو را می ستایند‌، فــریب مخور. تو را نکوهش می کنند، شـکوه مکن. مردم شهر از تو بد می گویند، اندوهگین مشو. همه مردم تو را نیک می خوانند، مسـرور مباش. آنگاه، تو از ما خواهی بود.

    (بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۶۷)

  143. سیداحمد می‌گوید:

    دوستان؛

    کلا حواستان به متن “چادر روز دهم” باشد!

    ضمنا ستون یسار هم آپ شده!

  144. مه شکن می‌گوید:

    بنازم تبریز را که در بصیرت هم طلایه دار ملت است . هشت دی ، سرآغاز موج خروشان نه دی گرامی باد

  145. به جای امیر می‌گوید:

    پیتزا (گفت و شنود)

    گفت: تعدادی از مدعیان اصلاحات که به آمریکا و اروپا پناهنده شده اند نامه اعتراض آمیز شدیداللحنی خطاب به جبهه اصلاحات نوشته و منتشر کرده اند.
    گفتم: چی نوشته اند؟!
    گفت: نوشته اند اگر شعار تقلب در انتخابات دروغ بود چرا با این ادعا ما را آواره کرده و به خاک سیاه نشانده اید و اگر تقلب واقعیت داشت چرا می خواهید در انتخابات شرکت کنید؟!
    گفتم: جبهه اصلاحات که انتخابات را تحریم کرده و فقط گفته است که افراد عضو این جبهه می توانند به صورت منفرد در انتخابات شرکت کنند!
    گفت: معترضان در نامه خود نوشته اند؛ مگر جبهه اصلاحات چیزی غیر از مجموعه اعضای آن است؟! چرا باز هم قصد فریب و نیرنگ دارید؟!
    گفتم: چه عرض کنم؟! رئیس دادگاه از بازپرس مربوطه درباره پرونده یک کلاهبردار حرفه ای که هر روز با یک ترفند جدید کلاهبرداری می کرد، سؤال کرد و بازپرس در پاسخ نوشت، این متهم مثل «پیتزا» می ماند. جعبه اش مربع است، وقتی در جعبه را باز می کنی، پیتزای دایره ای درون آن است و موقع خوردن مثلثی شکل است!

  146. مسعودساس می‌گوید:

    یک سایت خوب با کاربرد آسان در مورد اوقات شرعی:

    http://www.owghat.com/default.aspx

  147. سیداحمد می‌گوید:

    شبکه یک دکتر پورحسین را نشون میده؛
    یاد مناظره ها افتادم.
    بیچاره چه می کشید از نفهمی کروبی و موسوی!
    موسوی شب مناظره با کروبی، کم مونده بود مجری بیچاره را بزند!

  148. سلاله 9 دی می‌گوید:

    آره واقعا. همین که در مناظره مجبور بود، هر یک ربع به سوال شیخ بی سواد درباره ی وقت باقی مانده جواب دهد، خودش صبر و تحمل بالایی می طلبید. هیچ کس هم به حرفهای مجری گوش نمی کرد، هر کسی هرچی را که از قبل آماده کرده بود، همان را می گفت.

  149. به یاد سید سجاد می‌گوید:

    http://www.behesht.info/ceremony/be-hosn-o-kholgh.wmv

    به حسن خلق و وفا کس به یار ما نرسد_

  150. سیداحمد می‌گوید:

    برای این متن ۶۰ نفر، ۱۵۳ کامنت گذاشته اند!

  151. *****محسن***** می‌گوید:

    حسیـــــــــــــــــــــــــــــــــن

    بسی خــــــــــــــــــــــــــــــندیدیم!!!!!

  152. حنظله می‌گوید:

    این نوشته رو خیلی دوست دارم
    جند بار خوندمش تا حالا
    هر بار هم اشک ریختم
    طیب الله اخوی
    ناز قلمت

  153. مبارز می‌گوید:

    ما هدفمان پیاده کردن اهداف بین‌الملل اسلامی در جهان فقر و گرسنگی است. ما می‌گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الاالله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم. و ای نیروهای مردمی! هرگز از دست دادن موضعی را با تأثر و گرفتن مکانی را. با غرور و شادی بیان نکنید که اینها در برابر هدف شما به قدری ناچیزند که تمامی دنیا در مقایسه با آخرت.
    پدران و مادران و همسران و خویشاوندان شهدا، اسرا، مفقودین و معلولین ما توجه داشته باشند که هیچ چیزی از آنچه فرزندان آنان به دست آورده‌اند کم نشده است. فرزندان شما در کنار پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهارند. پیروزی و شکست بر آنان فرقی ندارد. امروز، روز هدایت نسل‌های آینده است. کمربندهاتان را ببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است.
    امروز، روزی است که خدا این‌گونه خواسته است و دیروز خدا آن‌گونه خواسته بود و فردا ان‌شاءالله روز پیروزی جنود حق خواهد بود. ولی خواست خدا هر چه هست، ما در مقابل آن خاضع‌ایم و ما تابع امر خداییم و به همین دلیل طالب شهادتیم و تنها به همین دلیل است که زیر بار ذلت و بندگی غیر خدا نمی‌رویم.
    مقام معظم رهبری، ۲۹/۱۱/۱۳۸۵

    سلام واقعا سایت زیبایی بودش خدا خیرتون بده
    اگه خواستید باهم تبادل لینک کنیم
    یاحق

  154. ناشناس می‌گوید:

    ……………………..

  155. منتظر می‌گوید:

    عجب قلمی داری پسر!!!!!!

  156. دانشجوی دانشگاه تهران می‌گوید:

    میدونی حسین آقا!

    درگیری انصار حزب الله با دکتر سروش، دانشگاه تهران بودم. ظهور کارگزاران، دانشگاه تهران بودم و دوم خرداد و شورای اول شهر تهران و… دانشگاه تهران بودم. درگیری دوشنبه ۱۱ اسفند ۷۷ جلوی سردر اصلی دانشگاه تهران یادته؟ من وسط اون کشمکش ها بودم و تصویر خودمو بعدها در فیلم های وی اچ اسی که دفتر تحکیم اون زمان، به کل کشور ارسال میکرد دیدم. ۱۸ تیر کوی دانشگاه بودم. خوابگاهمون و اتاقمون درب و داغون شده بود. چهارشنبه ۲۳ تیر که یوم اللهی بود برای خودش و من همیشه ازون تعبیر به فتح مکه میکردم، بودم مرکز این یوم الله. این آقایی که الان چند دوره است در هیات رئیسه مجلسه و اون یکی دیگه جانبازی که قبلا تو بسیج دانشگاه ها بود و خیلی از مجلسی ها و رجال فعلی رو مثل نقل و نبات تو دانشگاه تهران و حتی تو اتاقامون داشتیم و باهاشون بحث و گفتگو داشتیم. یه بار بعد از سخنرانی سعید حجاریان تو مسجد دانشگاه، وقتی که اومد بیرون جلوشو گرفتیم و یه نقد کوچولو به صحبتاش کردیم. جواب نداد رفت. یادش بخیر… تحصن مسجد اعظم قم هم بودم. غائله دراویش قم یادته؟؟؟؟ خودستایی نباشه… وسط اون همه سنگ پرانی و جلوتر از نیروهای ویژه انتظامی سپر شیشه ای به دست، با یه چوب دست ساده رفتم جلو و… (غائله دراویش خوابید) یکی از نوشته هامو که به پیشنهاد یکی از دوستان برای کیهان ایمیل کردم، کیهان با تیتری درشت و با دو تا عکس و بدون یک واو کم کاست چاپش کرد. و… و… و….
    آخ حسین!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    در تماااااااااام وقایع پر چالش انقلاب بعداز جنگ در مرکز اتفاقات بودم. اما…
    تا قیامت باید حسرت عدم حضور در ۹ دی تهران رو بخورم.
    وقتی تصاویر پلاکاردهای مردمی رو شخصا توی اینترنت سرچ و واسه خودم جمع آوری کردم و ازش یه نمایشگاه تو شهرمون درست کردم نمیدونی چه غوغایی شد.
    انگشتامو رها کنم همینطور واسه خودش به امر دل تایپ میکنه…
    پس فعلا خداحافظ.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>