باتوم خوب و قشنگی داشتیم

قطعه ۲۶ ردیف عشق مقدس/ کاری از هنرمند بسیجی عباس اسلامی

طرحی زیبا در آستانه بهار از “عشقی”

صدور احکام تازه قطعه ۲۶:

برادر گرامی جناب محمدرضا عارف نیا/ با سلام و احترام

به موجب این حکم شما را به عنوان رئیس مجمع تشخیص حقیقت قطعه ۲۶ منصوب می کنم. مهمترین وظیفه شما قربانی کردن مصلحت معاویه پای عدالت علی در این قطعه فداییان حضرت سیدعلی است. از خداوند منان برای شما در این پست خطیر آرزوی سربلندی دارم. والسلام. حسین قدیانی

***

سرکار خانم فاطمه مرتضوی/ با سلام و احترام

به موجب این حکم شما را به سمت مترجم مطالب قطعه ۲۶ منصوب می کنم. بدیهی است در این برهه حساس تاریخی، مطالب قطعه ۲۶ باید به نحو شایسته به زبان های عربی و انگلیسی که شما بر هر ۲ زبان تسلط کافی دارید، ترجمه شود. از خداوند منان برای شما در این وظیفه مهم آرزوی توفیق دارم. والسلام. حسین قدیانی 

چند نکته ضروری:

یک: از سویی می بینی که با هر بار رفرش حدود ۱۰ نظر تازه به پدر و مادر و خواهر و برادر تو فحش ناموس می دهند و از دیگر سو عده ای که خود را همرزمت می دانند، می بینی که علم ادب بر سرت چماق کرده اند. این بار اول نیست که فحش می شنوم از بالاترین، اما وقتی فرزند شهید باشی، هر چقدر هم پوستت کلفت باشد، دلت می شکند که می بینی نه به خون که حتی به سنگ مزار پدرت هم رحم نمی کنند. کاش می شد نمایش داد گوشه ای از این همه فحش و ناسزا را. کاش.

دو: هیچ وبلاگی اندازه قطعه مقدس، محبوب و مظلوم ۲۶ از دشمن فحش نشنیده. این باعث افتخار همه اهالی خوب و نازنین قطعه است. این سند افتخار قطعه است و من اولین مدافع قطعه ۲۶ هستم؛ با افتخار. قطعه ۲۶ خوب دارد راه خودش را می رود که این همه دشمن از دست او عصبانی است. آنقدر که به جای دلیل، ناسزا اقامه می کند.

سه: در این چند روز تعدادی از عزیزان خواستند ادب، متانت و شعور به امثال من بیاموزند. القصه احساس کردم برادر خوب و بزرگترم سعید تاجیک به بهانه انتشار یک فیلم، در موضع مظلومیت قرار گرفته و بنا بر رسالت خود دفاع کردم از این دوست. هر جا بسیجی را مظلوم و بی دفاع ببینم از او دفاع خواهم کرد، به ویژه که طرف مقابلش آقازاده آقای هاشمی باشد. فتنه پیچیده و اصل کاری برای عده ای انگار انگشت در بینی کردن فلان بسیجی است که اینچنین وحشیانه اما مودب(!) به مصاف آمده اند. بالاترینی باشم، شرف دارد که مثل این دوستان، بسیجی باشم. این چگونه بسیجی است که ابن ملجم را بالای فرق علی، و آمریکا و اسرائیل را بالای سر این نظام مظلوم رها کرده و فقط و فقط دوست را ولو حالا به خاطر یک کار غلط می نوازد؟! آیا شما علیه سران فتنه هم به همین شکل متحد و بابرنامه و پرشور و پشت هم لشکر می کشید؟! یا آنجا پای مصلحت را به میان می کشید؟! اگر بسیج این است، و اگر این همه علیه خطای فرضی همسنگر السابقون خود بی رحم است، زنده باد بالاترین که هوای فیس بوک را دارد و زنده باد گوگل که پشت توئیتر مثل کوه، محکم ایستاده است.  

چهار: از اخلاق و شرعیات اینقدرش را می دانم که حد شرعی چیست. اگر قرار بر اجرای حد شرعی درباره سعید تاجیک است، سئوال اساسی از جناب آملی لاریجانی این است: این چه حد شرعی ای است که بر گردن بسیجی باید زده شود، اما خاندان هاشمی از اجرای آن مصون اند؟! انصاف دهید؛ اگر حد شرعی لازم الاجراست، خانم ها عفت هاشمی و فائزه هاشمی که در همین ایران هستند و فراری نیستند، حدشان چیست؟! عدالت یا مصلحت؟! حد شرعی نامه سرگشاده چیست؟! اگر اجرای حد شرعی خوب است و اگر این حد درباره خاندان هاشمی تا به حال اجرا می شد، قطعا الان عده ای از این خاندان در قید حیات نبودند که حالا سعید تاجیک بخواهد از گل نازکتر بارشان کند. آیا حد شرعی درباره خروج علیه جانشین معصوم چیزی جز اعدام است؟! جناب آقای آملی! شما در اوج دعوای مسبوق، مرا به دلیل جمله “قانون برای من وصیت نامه شهداست” با بنی صدر مقایسه و دیکتاتور خطاب کردید. از شما سئوال می کنم: “حد شرعی تهمت و افترا چیست؟” بدتر از این جمله را قبل از من حضرات ماه خمینی و خامنه ای گفته بودند. ملتفت هستید که؟!

پنج: بحث شرع شد. از این پس خواندن حتی یک کلمه از مطالب این وبلاگ را “شرعا” بر همه کسانی که این روزها سعید تاجیک عزیز را مورد بی مهری قرار دادند و خواستند به امثال ایشان ادب و اخلاق و شعور و شرع آموزش دهند، حرام می کنم. با وجود این دستگاه قضا که ما مدت هاست از آن التماس دعا داریم، این حد شرعی حتما در یوم العیار توسط حضرت داور اجرا خواهد شد. به موجب فتوای مراجع عظام در این موضع حق دارم که خواندن مطالب قطعه ۲۶ را بر آنان که گفتم حرام کنم. لطفا به شرع و حد و حدود آن احترام بگذارید.

دیوونه داداشی باز هم گل کاشت با این شعر قشنگ و زیبا و دلی

باتوم، یعنی آن “نی” بی صدا ….. مثنویه “بشنو ز چوب خدا…”
سوز ندای مرغ “ح ق” در بهشت …. یعنی “قلم” وقتی که با خون نوشت
باتوم، یعنی رقص تیغ مجنون ….. لبیک به حا به سین به یا و به نون
ترجمه ی “این عمار” رهبر ….. یعنی بند پوتین “بابا اکبر”
باتوم، یعنی تابوت بسیجی ….. عصای دست “سه پایی و موجی”‏
یعنی کوچ سرخ از نام کوچه ها ….. تا بن بست “سمفونی مورچه ها…”
باتوم، یعنی “همت” بیش از پیش ….. یعنی سردار “قطعه ی بیست و شیش”
“سربند یا زهرا…”، یعنی که یعنی! ….. باتوم، یعنی “حسین قدیانی”

نویسنده کتاب جنگ دوست داشتنی: ما در شلمچه بودیم، آقازاده ها در تورنتو

متن کامل مصاحبه قطعه ۲۶ با سعید تاجیک در آرشیو سوم بهمن ۸۸ همین وبلاگ

قطعه ۲۶ ردیف عشق مقدس/ عکس: “داداش مرتضی”؛ نمودار قطعه در سایت آلکسا

کاری از فدایی رهبر

طرحی خوب از سجاد(سرباز ماه)

این ۲ سعید، شهیدترند از آن ۲ شهید و حاج احمد زنده ترین ستاره حضرت ماه است

طرح محمدحسن وبلاگ “نارنجک” برای جلد رمان

طرحی زیبا از “خسته اما امیدوار” مدیر وبلاگ عقل عشق

قطعه ۱ ردیف تو
سنگر خوب و قشنگی داشتید، روی دوش خود تفنگی داشتید؛ جنگ شما را عاشق خود کرده بود، (ما خر که باشیم؟!) جبهه شما را لایق خود کرده بود…
ما این وسط بلانسبت هویج ایم. هویج. اصلا ما هویجی، شما بسیجی. برای ما باید “کارت هویج” صادر کنند. جگر ما را خرگوش باید بخورد، دل و قلوه شما را حورالعین. حورالعین را درست دارم می نویسم دیگر! نکند هورالعین باشد! وسط تایپ “هورالعین” بعد از تایپ حرف “عین” نزدیک بود “هورالعین” را “هورالعظیم” بنویسم. اتفاقا تو هم در هورالعظیم به شهادت رسیده ای. ایناهاش! روی سنگ قبرت نوشته “محل شهادت: هورالعظیم”. هور العظیم. هورالعظیم. هورالعظیم. همچین به هور، عظیم می گویند که آدم از عرض و طولش می ترسد! سنگر که هیچ، سنگ قبر خوب و قشنگی دارید شما. قدر این سنگ قبرتان را بدانید. ما در این جنگ کوفتی بمیریم، بنیاد هر ۲ طرف را شهید اعلام می کند. یعنی هم خانواده “عمرو” می شود چشم و چراغ این ملت و هم خانواده “زید”. “عمرو” را مطمئن بودم “حسین” نمی نویسم ولی “زید” را مراقب بودم یک وقت “یزید” ننویسم! در جنگی که قاتل و مقتول هر ۲ شهید حساب می شوند، من یکی که می ترسم بروم زیر تابوت. تابوت بر وزن باروت است. اسلحه گرمش را شما داشتید، آن وقت به ما می گویند باتوم به دست!
باتوم سلاح سرد است. باتوم، کوچک شده عصای جانبازی است که یک پایش را در همین هورالعظیم جا گذاشت. حاج محمد. شاید بشناسی اش. همرزمانش به او می گفتند “ممد ۳ پایی”. البته حاج محمد “سپاهی” نبود. ارتشی هم نبود. هویجی هم نبود. بسیجی هم نبود. “موجی” بود. خودش می گفت: “من موجی ام”. گاهی موج، او را می گرفت و گاهی او، موج را می گرفت. گاهی که موج، او را می گرفت، می گفت: “خر شدیم رفتیم جنگ” و گاهی که او، موج را می گرفت، می گفت: “خر شدیم که به شهادت نرسیدیم”. نمی دانم ۳ سال پیش وقتی بعد از آن همه سال درد و رنج به شهادت رسید، موج، او را گرفته بود، یا او، موج را. یک روز در همین بهشت زهرا موجی شد. خدا رحمتش کند. البته آنها که رحمت شده هستند. موجی شد و همین طور بی خود و بی جهت با عصایش زد توی سر من! همانجا بود که شباهت باتوم و عصا حسابی مغزم را تکان داد! باتوم را با دقت نگاه کرده ای؟ عین عصا می ماند. چند سایز کوچک تر. آدم کوتوله ها بخواهند ۳ پایی شوند، باید به جای عصا، باتوم دست شان بگیرند. حالا اگر داروخانه ها کنار قرص استامینوفن کدئین دار و رژ لب و چی و چی، برای آدم کوتوله ها باتوم نمی فروشند، این دیگر مسئولیتش با من نیست، اما نکند ما هم آدم کوتوله هستیم که باتوم دست مان می گیریم؟
باتوم عصای دست بسیجی است در جنگی که نمی تواند بکشد اما باید در صحنه باشد تا کشته نشود. من کشته و مرده این جنگم. این هم باتومم. خوب نگاه کن با آن چشم های میشی که انگار هنوز دارد چشمک می زند. هی شهید! خوب نگاه کن! این باتوم نبود، الان به قطعه ۲۶ می گفتند موزه ۲۶ و هیچ بعید نبود در جمهوری اسلامی قلابی، طرفداران “جمهوری ایرانی” همراه با توله سگ شان برای تو فاتحه بخوانند. “الله اکبر”ش را که گفتند، این هم روش!… بعله! “آزادی اندیشه با ریش و پشم نمی شه”، یعنی همین ریش تو. ریش من که قابل این فحش ها را ندارد.
قطعه ۲ ردیف من
دوشنبه بعد از انتخابات، جنگ ما را عاشق خود کرده بود. البته از نوع نرمش. تا محمد بخواهد دنبالم بیاید، نیم ساعتی وقت بود. رفتم حمام به قصد غسل شهادت. جو گیر شده بودم. زیر دوش زدم زیر آواز… “گلبرگ سرخ لاله ها در کوچه های شهر ما بوی شهادت می دهد”.
– غلط کردی!
مادر در حمام را به قاعده رد شدن مچ دستش باز کرد و به رسم همیشه یک لیوان آب پرتقال به من داد و گفت: غلط کردی.
منظورش را نفهمیدم ولی آب پرتقال در آن بخار حمام عجب چسبید. جگرم حال آمد. تا به حال زیر دوش آب گرم، آب پرتقال خورده ای؟ من زیاد خورده ام. از همان بچگی. از همان بچگی که مادرم مرا می برد حمام. این حمام رفتن ما هم عالمی داشت برای خودش. به خصوص آخر کار که تا ۳ تا صلوات بر محمد و آل محمد نمی فرستادی، قبول نبود. مادرم می گفت: صلوات روح آدم را از کثیفی ها پاک می کند. می گفت: صلوات را باید بلند بفرستی که حساب کار دست میکروب ها بیاید. محکم کیسه می کشید. از بس محکم که آخرش هم نفهمیدم آن وروجک هایی که روی کیسه آبی داشتند وول می خوردند، چرک پوست من بودند یا خود پوستم! بعد هم قصه ای داشت این آب کشیدن پا و ایضا دم پایی…
– دستت به دیوار نخورد. شیر را کارت تمام شد، آب بکشی ها. خوب همه جایت را شستی؟ چرا این صلوات آخری را آرام فرستادی؟ من رویم را می کنم آن طرف، یک بار دیگر همه جایت را بشور. صد بار بهت گفتم با این پسر نرگس خانم نگرد. بچه سر به راهی نیست.
آنقدر غرق خاطرات شده بودم که اصلا یادم رفت غسل کنم! خوب شد که غسل واجب نبودم! به هر حال شهادت شاید غسل شهادت نخواهد اما طهارت شرط لازم شهادت است. 
زودی خودم را خشک کردم. داشتم شال و کلاه می کردم که مادرم گفت: کجا؟
– قیطریه شلوغ شده.
– شلوغ شده که شده. به تو چه؟
– چی رو به تو چه مادر؟
– مگر مملکت نیروی انتظامی نداره که تو سر خود راه بیافتی بری توی خیابون؟ کم داغ دیدم؟
– آخه این اراذل از نیروی انتظامی حساب نمی برن، ولی از بچه های بسیج مثل سگ می ترسن! همه اش می گن بسیجیا اومدن، هیچ وقت نمی گن نیروی انتظامی اومد! ماها نریم توی میدون، جان خودم جمهوری اسلامی سقوط می کنه، عین باقلوا.
– تو مگه حالا بسیجی هستی؟ رفیقات توی پایگاه مسجد با هم می رن و با هم برمی گردن! یه نظم و نظامی توی کارشون هست. کلاه دارن. باتوم دارن. برنامه دارن. اصلا وظیفه دارن. همین طور مثل تو کتره ای نمی رن بیرون که.
– ببین، داری گیر می دی ها! ۳ تا صلوات می فرستم، دیگه نه نیار. الانم سر و کله محمد پیدا می شه… اللهم صل علی محمد و آل محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
قطعه تو ردیف ۱
قطعه تو ردیف ۱ شماره ۱ قبر یک شهید گمنام است که شاید در هورالعظیم به شهادت رسیده باشد، شاید هم یک جای دیگر. قطعه تو ردیف ۱ شماره ۲ به جای قبر، یک صندلی هست و من گاهی که می خواهم با تو نجوا کنم می نشینم روی این صندلی. قطعه تو ردیف ۲ شماره ۳ قبر توست اما میان قطعه تو ردیف ۱ شماره ۴ که قبر شهید دانیال کشانی است و قبر خود تو آن اندازه جا بود که ۳ سال پیش “حاج محمد” را آوردند اینجا خاک کردند. وصیت کرده بود عصایش را هم با خودش خاک کنند که آن عصا روز تشییع جنازه به طرز مشکوکی گم شد. برخی از همرزمان شهید که از قبل علاقه من به عصای “ممد ۳ پایی” را می دانستند، گیر دادند که کار من است، اما آیا واقعا عصای حاج محمد را من دزدیده بودم؟ یعنی کار من بود؟ روز تشییع جنازه که عده ای می گفتند کار، کار من است. یعنی راست می گفتند؟ دروغ می گفتند؟ اگر کف رفتن عصا کار من بود، آیا این کار دزدی محسوب می شود؟ آیا آن دنیا حاج محمد حق دارد یقه مرا بگیرد؟ اما اگر دزدیدن عصای ممد ۳ پایی که نه سپاهی بود و نه ارتشی و نه هویجی و نه بسیجی، کار من نبود، پس کار چه کسی می توانست باشد؟
از آن روز بیش از ۳ سال می گذرد و من درست یادم نیست کف رفتن عصای ممد ۳ پایی آیا کار من بود یا نه. شاید کار خدا بود. اصلا خرمشهر را چه کسی آزاد کرد؟ از همان بپرسید!
زود مرا متهم کردی به دزدی! چند فصل بعد لابد می خواهی خون ندا را هم بیاندازی گردن من! من تو را شناخته ام! باز صد رحمت به همرزمان ممد ۳ پایی که روز بعد تشییع جنازه می گفتند: “گیرم کف رفتن عصا کار تو باشد. تو می دانی و این شهید و قیامت. به ما چه؟!”
قطعه من ردیف ۲
از این رمان که کار آن تمام شده است، ان شاء الله در نمایشگاه کتاب سال آینده رونمایی خواهد شد.  

این نوشته در صفحه اصلی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. منتظر آدینه می‌گوید:

    بسم الله
    خیلی حرف داره اگر عصای حاج محمد بعد انتخابات در کسوت یه باتوم حاضر شده باشه.یعنی میخواد بگه ما تا آخر ایستاده ایم حتی اگر شهید باشیم…

  2. فاران (نه وبلاگ فاران) می‌گوید:

    باتوم کوچک شده عصای جانبازی است که….

  3. فاران (نه وبلاگ فاران) می‌گوید:

    خصوصی
    خصوصی
    خصوصی
    برادر قدیانی سلام علیکم من به شخصه آدرس سایت شما را به خیلی از نوجوانان دادم حالا نمیدونم درباره انچه “داروخانه” میفروشه چکار میکنن؟
    حسین قدیانی: عمومی/ این یک رمان است. لطفا به دوستان تان بگویید درکم کنند!

  4. فاران (نه وبلاگ فاران) می‌گوید:

    به نظر من از سمفونی ارامش بخش تره اما سمفونی مورچه ها غیر قابل پیش بینی تره…..فکر کنم با رمانهای داداش حسین فصل جدیدی در رمان نویسی در ژانر “غیر قابل پیش بینی “اغاز خواهد شد. اینچنین رمانم ارزوست….

  5. مهدی می‌گوید:

    باتوم ما نسلش به ذو الفقار می رسد . . .

    احسنت
    عالی بود

  6. کار خیلی جالبی است حسین جان
    واقعا خسته نباشی

    حالا چرا سال بعد؟
    مگه همین امسال چه اشکالی دارد؟
    راستی طرح جلدش را می خواهی یانه؟
    فقط تو را به خدا سرکارمان نگذاری ها!

  7. قاصدک منتظر می‌گوید:

    یا علی

  8. سلام
    معرکه شروع شده
    منظر بقیه اش هستیم

  9. سجاد می‌گوید:

    سلام
    خیلی قشنگ بود. باتوم البته که حالا عصای دست ماست و بدون عصا هم بعضی جاها رفتن لطفی نداره!!!!

    یا علی مدد

  10. ن.بهادری می‌گوید:

    ممنون از شما.عالی بود.

  11. مهدی یاور می‌گوید:

    سلام دلمان برای عاشقانه هایتان تنگ شده بود و صد البته نگران برای خودتان
    سه صلوات می فرستم برای سلامتی همه ی بچه بسیجی ها
    اللهم صل علی محمد و آل محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد. اللهم صل علی محمد و ال محمد
    داداش حسین موفق باشید.

  12. قاصدک منتظر می‌گوید:

    خدا به شما و همه بسیجی های مخلص سلامتی و طول عمر با عزت بده.

  13. "دیوونه داداشی" می‌گوید:

    سلام بر حسین*
    و
    بوسه بر باتوم سرخ قلمش…

    * تقدیم با بی نهایت عشق *

    باتوم، یعنی آن “نی” بی صدا
    مثنویه “بشنو ز چوب خدا…”

    سوز ندای مرغ “ح ق” در بهشت
    یعنی “قلم” وقتی که با خون نوشت

    باتوم، یعنی رقص تیغ مجنون
    لبیک به حا به سین به یا و به نون

    ترجمه ی “این عمار” رهبر
    یعنی بند پوتین “بابا اکبر”

    باتوم، یعنی تابوت بسیجی
    عصای دست “سه پایی و موجی”

    یعنی کوچ سرخ از نام کوچه ها
    تا بن بست “سمفونی مورچه ها…”

    باتوم، یعنی “همت” بیش از پیش
    یعنی سردار “قطعه ی بیست و شیش”

    “سربند یا زهرا…”، یعنی که یعنی!
    باتوم، یعنی “حسین قدیانی”

    “یا حق”

  14. از این رمان که کار آن تمام شده است، ان شاء الله در نمایشگاه کتاب سال آینده رونمایی خواهد شد. ان شا ء الله

  15. امین 2060 می‌گوید:

    سلام
    خیلی جالب و قشنگه
    منتظرش می مونیم
    یا علی

  16. علی می‌گوید:

    سلام حسین آقا…………….

  17. فدای رهبر می‌گوید:

    سلام داداش
    “باتوم عصای دست بسیجی است در جنگی که نمی تواند بکشد اما باید در صحنه باشد تا کشته نشود”.
    از همین الان منتظر این کتاب خوندنی می مونم و حتما برا کتابخونمون می خرمش.قلمش بی نظیره.مثل “نه ده” که هنوزم تو شوک شیرینی و صراحت قلمشم.

  18. داداش مرتضی می‌گوید:

    سلام
    مثل همه‌ی نوشته‌ها زیبا و دلنشین
    من از ادبیات و انواع نگارش‌ها اطلاعاتی ندارم، همیشه برام سؤال بود که رمانی مثل “منِ او” یا “طوفان دیگری در راه است” که یه جاهایی حرف‌هایی داره که…! چطور مورد توجه “حضرت آقا” قرار می‌گیره. (چه ربطی داشت؟!) این رمان هم همین‌طور هست.
    تا الان به این نتیجه رسیدم که در نوشتن رمان دست نویسنده بازتر هست!

  19. حامد توکلی می‌گوید:

    سلام
    حسین جان زیباست.

  20. مهدی آنتی گرین می‌گوید:

    نمیدونم چرا تا اسم بسیج و بسیجی میاد بعضی ها تاول میزنن؟

    کسی جواب منو داره؟

    نمیدونم چرا تا اسم بسیج و بسیجی میاد بعضی ها تاول میزنن؟

    کسی جواب منو داره؟

  21. طاهره فتاحی می‌گوید:

    :(
    چقدر زود تمام شد!!!!!!!!
    خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی شدید منتظر هستم.
    فکر می کنم اگر کتاب قطعه۲۶ این طرف سال دربیاید و باتوم خوب….. در نمایشگاه سال بعد خیلی خوب می شود.
    البته این فقط یک نظر بود…

  22. سلاله 9 دی می‌گوید:

    یکبار مقدمه کتاب(باتوم خوب و قشنگی داشتیم) را در قطعه قرار دادید..یادم هست که آن زمان از خواندن آن مقدمه خیلی لذت بردم .جمعه هم که اعلام کردید می خواهید بریده ای از رمان را در قطعه بگذارید،دوباره رفتم و آن مقدمه را خواندم.شجاعت و جرئت و روحیه بسیجی بودن موج می زد در آن نوشتار .این نوشته را که خواندم اشتیاقم برای خواندن این رمان چندبرابر شد.شدیدا منتظریم که این کتاب چاپ شود با یاری و مدد حضرت حق.

  23. احدزاده می‌گوید:

    سلام حاج حسین عزیز
    حاجی این چند روزه کجایی دلمون برات یه ذره شده بود
    مخلصیم دربست تا سر پل صراط؟

  24. محمدحسن می‌گوید:

    حاجی خیلی قشنگ بود.. انصافا تنه به تنه ی خیلی رمان های قوی میزنه که حالا اسم نمیارم!!
    گفتم شاید جاش باشه دوباره عکس رو جلدش رو بذارید دوباره لینکشو فرستادم.. انصافا دستت طلاست..
    http://grenade.persiangig.com/image/Batoom.jpg

  25. سلاله 9 دی می‌گوید:

    قطعه ۱ ردیف تو ،قطعه ۲ ردیف من،قطعه تو ردیف ۱،قطعه من ردیف ۲.فکر کنم تا قطعه و ردیف ۲۶ ادامه اش دهید این هنرنمایی با کلمات را.

  26. محمدحسن می‌گوید:

    البته این بهتر باشه گمونم.. فقط روی جلده .. دیگه پشت و وسطش نیست..
    http://grenade.persiangig.com/image/Batoom.jpg

  27. محمدحسن می‌گوید:

    ینی اصلا عکس رو عوض کردم !!‌! جفتش فقط روی جلده… فرقی نمی کنه !

  28. ط.عبدی پور می‌گوید:

    خدایییییش ارزش این همه انتظار را داشت.عالی بود رفتیم تو یک عالم دیگه.
    ای خدا کی نمایشگاه کتاب سال دیگه بیاد!!!!

  29. تبادل نظر می‌گوید:

    قلمتان خیلی با حال است خیلی خندیدم
    خدا سلامتی به پدرمان بدهد که همیشه این شعر را برای ماها می خوانند
    خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است
    کارم از گریه گذشتست به آن می خندم
    یا علی

  30. تبادل نظر می‌گوید:

    یک مطلب برای وبلاگم گذاشته ام اگرنظراتتان را بگویید ممنون میشم.
    یا علی

  31. به شهدا بدهکاریم هنوز…

  32. سید حسین عابدی می‌گوید:

    با اون ضربه ایی که ممد ۳پایی زد تو سر شما فکر کنم حسین قدیانی،حسین قدیانی الان شد!!

  33. سوسو می‌گوید:

    این یک رمان است. لطفا به دوستان تان بگویید درکم کنند!

    سلام .نه !نمی تونم درک کنم . آقای قدیانی حالا رمان اینا رو حتما لازم داره ؟!
    قطعه ۲۶: بحث کردن در این باره بی فایده است.

  34. وصال می‌گوید:

    اللهم صل علی محمد و آل محمد.
    اللهم صل علی محمد و آل محمد.
    اللهم صل علی محمد و آل محمد.

  35. مسعود می‌گوید:

    بالاخره انتظار به سر رسید.به معطل شدنش می ارزید.خیلی باحال بود.
    روزی رو مبیبینم که کتابات پر فروش ترین کتابهای سال بشه.
    واون روز احتمالا یکی یه باتوم واسه روز مبادا تو خونه ی همه هست

  36. احمد می‌گوید:

    حاجی ارواح خاک بابات و کلیه شهدای انقلاب راستشو بگو
    شما تو انتخابات ریاست جمهوری سال ۶۸و ۷۲ و ۷۶ (اگه سن و سالتون به رای دادن میخورده ) به کی رای دادی
    حالا منظورم شما فقط خودت نیست کلا خانواده محترمتونو میگم

  37. گلادیاتور می‌گوید:

    سلام داداش حسین عزیز و با استعداد :-)
    خیلی خیلی قشنگ، با حال و با احساس بود.
    متن که با متن های وبلاگ فرق داشت! اصلا انگار یه داداش حسین دیگه متولد شده تو این متن ! شاید هم من اینقدر ذوق کردم … خیلی با حال بود.
    راستی داداش حسین، در جریان خبر امروز هستید :
    رئیس ق.ق با اشاره به این مطلب که حامیان سران فتنه و خود جریان فتنه شاید مجرم باشند، گفت: این نباید باعث شود عده‌ای که من می‌دانم رد پایشان در کجاست به قوه قضائیه هجمه‌ای وارد کنند و بگویند دستگاه قضایی هیچ کاری انجام نداده است.
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8912110271

    اون یه تیکه که میگویند شاید مجرم باشند، خیلی باحاله !!!! حیف که اسلام دست و پای ما رو بسته وگرنه میرفتم داروخانه و … یه استامینوفن کدئین می خریدم ;-)

  38. جمالی می‌گوید:

    سلام بر داش حسین !
    ایشالله همیشه قلمت اتمی! باشه تو چشمه این مش…!
    موسوی و کروبی بیشرف رو که نکشتن!!!!!!!!!!!!!!که میگفتیم کاش ابن مش…. رو هم بکشن …
    تمام

  39. نرجس مریدانی می‌گوید:

    سلام آقای قدیانی
    فوق العاده بود .خاطرات به ذهن آمد،لبخند به لب آورد ،بغض به گلو نشاند و رگ غیرت بلند کرد .اللهم صل علی محمد وال محمد
    همیشه موفق باشید و یا علی

  40. اسکندری می‌گوید:

    جناب آقای قدیانی نمی دانم این متن را که در یکی از کامنت های همین سایت آدرسش را پیدا کردم خوانده اید یا نه ولی اگر بنای ما بر این است که در زمین دشمن بازی نکنیم پس نباید بگوییم حضرت آقا یا هرچیز دیگری من مطمئنم اساتید بزرگی چون طائب حسین شریعتمداری یا صفار هرندی هم ناخواسته در این زمین بازی کرده اند ولی می دانم که سید حسن نصرالله یا عضو ارشد اخوان المسلمین برای بزرگ و برتر خواندن نایب خورشید از لفظ امام خامنه ای استفاده می کنند وبلاشک در دنیای عرب این موضوع جاافتاده تر است پس حالا که در کوران انقلابهای دنیای عرب هستیم باید از همین واژه مقدس استفاده کنیم درست مثل خاورمیانه مگر نقطه سوزن پرگار دنیا آمریکا است که مادر خاورمیانه هستیم ببینید یک وقت چگونه خودمان امپراطوری امثال هاشمی یا آمریکا را قبول می کنیم من احتمالا می توانم این پیام را به حجت الاسلام طائب و آقای شریعتمداری برسانم شما بلاشک بیشتر از من با عمارهای امام خامنه ای آشنایی دارید اگر این حرف را منطقی می دانید به آنها هم پیام بدهید که این کار فقط به دست عمارهای امام خامنه ای شدنی است چون رسانه ها دست آنها ست
    یا علی

    ده سال هر کاری کردیم، یک رسانه‌ی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی».
    سال ۵۹ به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟». خنده‌ای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم “امام”، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمه‌ی “امام” قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم “رهبر”، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمه‌ی “رهبر” به نفع ما و کلمه‌ی “امام” به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم “آیت‌الله”، اما “امام” یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.
    یک رسانه‌ی غربی یا شرقی را پیدا نمی‌کنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانه‌های غربی آیا می‌پذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ می‌خواستیم ۶۰،۰۰۰ مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند!
    شهریور ۵۸ که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمه‌ی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دسته‌جمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!
    امامت‌محوری، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.
    امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشی ایشان “امام” بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال ۴۸ مطرح کرده، شما می‌گویی نمی‌خواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشین‌اش نمی‌گوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفن کنم! جمله‌ی دوم‌شان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام.
    وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسی‌ها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن».
    اما کلمه‌ی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدس‌ترین کلمه‌ای که آقای هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌شان ابداع و به تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمه‌ی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (ص) و علی مرتضی (ع) تعریف می‌کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم.
    در عرصه‌ی بین‌الملل هم دو کلیدواژه‌ی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند!
    پنج کلیدواژه‌ی قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که دشمنان می‌خواستند.
    تا موقعی که کلیدواژه‌های قرآنی امام خمینی –که رأس آن‌ها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصله‌پینه کردن است.
    شما هر لعنی که به …… بکنید، این قدر جگر دشمنان نمی‌سوزد که بگویید «امام خامنه‌ای».
    مشکلی که هست هم این است که همه می‌گویند «دیگران بگویند ما هم می‌گوییم!». اصولگراها می‌گویند صداوسیما شروع کند، ما هم می‌گوییم! صداوسیما می‌گوید ما که از روحانیون نمی‌توانیم جلو بیفتیم! روحانیون می‌گویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمی‌توانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد می‌گویند وقتی جوانان انقلابی هم نمی‌گویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و…
    بعضی هم می‌گویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمت‌الله طبرزدی) این کار را کرده و سابقه‌ی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوب‌ها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آن‌ها ثبت شود و آن سابقه پاک شود.
    آیت‌الله سید محمدباقر حکیم پا می‌شود می‌رود نجف. از آن‌جا نامه می‌نویسد به «حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای». یک هفته بعد شهیدش می‌کنند. آن مرد بزرگ می‌فهمد که باید از آن‌جا پیغام دهد «امام خامنه‌ای». سید حسن نصرالله می‌فهمد در سخت‌ترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنه‌ای! ما اینجا نشسته‌ایم و نمی‌گوییم!
    اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، می‌فرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آن‌جا ندا داده می‌شود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف

  41. پسرشجاع می‌گوید:

    هور العظیم و هور الهویزه زمانی که صدام اونجا را به آب بست بچه ها روی آکاسیف میخوابیدند و میجنگیدند
    در میان نیزارهایی که پر از پشه های جورواجور و مگس و انواع حشرات بود….زندگی در اونجا واقعا طاقت فرسا بود ..در یک لحظه هزاران پشه حمله میکردند و نیش میزدند .نه خواب داشتیم نه آرامش
    اما عشق داشتیم ..عشق به خدا و ولایت و اسلام و رهبری ..
    عشق به سالار شهیدان کربلا …عشق به شهادت ..چیزی بنام ترس وجود نداشت ..زندگی بر روی آب وااقعا طاقت فرسا و سخت بود ..اما عشق این سختیها و تلخیها را تبدیل به آرامش و شیرینی میکرد ..
    بسیجیان تمام زندگی خود را فدای آرمانهای اسلام و امام و مردم ایران میکردند ..
    اونهایی که به بسیجی حمله میکنند از نسل کسانی هستند که از جبهه رفتن طفره میرفتند و میترسیدند و در سوراخ موش قایم می شدند
    آقای قدیانی ..من واقعا خوشحالم و افتخار میکنم که فرزند شهید بزرگواری اینچنین در خط ولایت قدم بر میدارد و در جنگ نرم فرهنگی با سلاح قلم همراه با ایمان و اعتقاد به راه شهدا بر علیه دشمنان کوردل مبارزه میکند ..

    ارش کارتنان را بدانید و یقین داشته باشید این خود یک جهاد است …جهاد با تفنگ تمام شده و الان با سلاح قلم باید به قلب دشمنان هجوم آورد و حمله کرد ..

    زمان عملیات چیزی بام ترس برای بسیجیان معنا نداشت …نیروی عشق پایشان را بحرکت در می آورد و دلیرانه بسراغ دشمنان میرفتند و نابودشان میکردند …و عده ای من قضی نحبه و عده ای من ینتظر شدند ..
    زمان زمان سکوت نیست ….در زمان جنگ بسیجیان ابتدا در داخل شهر راهپیمایی میکردند و نوحه های حماسی خوانده میشد و سوار اتوبوس شده و عازم جبه ها میشدند ..
    در همان لحظات عده ای بودند که رزمندگان را به تمسخر میگرفتند و متلک میگفتند و عده ای نیز از سر دلسوزی میگفتند کجا میری ؟ دیونه شدی ؟ کشته میشی و ..
    از اینجور حرفهای دلسرد کننده ..
    اما اونا پرندگان عاشقی بودند که بیشترشون به سوی جانان پر کشیدند ..
    منافقین سرخ رجوی هم بعضیها را نشان کرده و ترور میکردند .
    اما اینها دلسرد نمیشدند
    حرف من اینست که اگر کسی شما را توهین و تخریب و متلک و تمسخر و …کرده هیچگاه دلسرد نشوید ..
    یقین بدانید این راه کاملا درست است ..
    تمام رزمندگان و شهدا در دو جمله مشترکا تاکید داشتند
    ۱- دفاع از اسلام و انقلاب
    ۲- اطاعت از رهبری
    خداوند پدر بزرگوار شما و تمام شهدای عزیز را قرین رحمت خود کند
    گر چه شهید نیازی به دعای ما نداره
    چون مهمان خداست و نزد خدا روزی میخورد ..
    از خداوند منان میخواهم که شما فرزندان شهدا و تمام کسانی که راه اون عزیزان را ادامه میدهند و در خط ولایت و رهبری قدم بر میدارند را حفظ کند و ایمانشان را قویتر کرده و شیطان را از آنها دور کند ..

  42. «روی صحبتم با توست طلائیه!»…منتظرتان هستم…

  43. محمدرضا نوری می‌گوید:

    سلام
    به امید موفقیت کتاب
    اما یک سوال: ۱ . چرا داشتیم؟؟ داریم که بهتره…
    یا علی

  44. یک خواننده می‌گوید:

    سلام . منظور شما/ عمرو/ بوده است . اسم خلیفه دوم است که /عمر/ نوشته میشود اسم خلیفه دوم مضموم الفاء است و واو زائد اخرش ندارد انکه منظور شما بوده و در مثال نحوی استفاده میشود همراه زید مفتوح الفاء است و واو زائد اخرش دارد موفق باشید

  45. سرگردان می‌گوید:

    ۲ کلیپ جدید و بامزه از گاف و سوتی شبکه بی بی سی فارسی
    از دست ندهید
    http://www.sar-ab.blogfa.com

  46. سیداحمد می‌گوید:

    بی صبرانه منتظر کتاب هستم.
    دوست دارم زودتر کتاب را داشته باشم!

    ممنونم داداش حسین.

  47. دختر آسمونی می‌گوید:

    سلام نام زیبای اوستـ …

    یا علی

  48. سلام داداش حسین. یه طرح “از طرف ستاره ها” برا بابا اکبرت

    http://www.pic.iran-forum.ir/images/5ep5129pbvvvjwn0dhs.jpg

  49. سیداحمد می‌گوید:

    یه پیام “بی زرگانی”

    ساعت ۱۵:۳۵
    تعداد افراد آنلاین: ۴۰ نفر

    ماشالله ستاره های حزب الله
    داداش حسین عزیز بسیجیها فـــــــــــــــــــــــــــدائی داری….

  50. reza می‌گوید:

    خدا قوت

  51. سلام.بعد از اتمام نمایشگاه شهدا توی دانشگاه،یه آور کت نظامی که از یادگارهای شهید زجاجی( ازشهدای اهواز) بود رو واقعا کش رفتم! ولی بعدش عذاب وجدان گرفتم،رفتم پس دادم وگفتم این جا مونده!
    نتیجه اخلاقی:اگه عصایی ،انگشتری،و…کش رفتین برش گردونید تا لا اقل یکی دیگه بتونه کش بره!
    حسین قدیانی: باید رمان را تا انتها بخوانید؛ شاید هم کار من نبود!

  52. طاهره فتاحی می‌گوید:

    سلام.
    تا الان کلاس داشتم. ساعت ۴ هم باید بروم سر کلاس. آمدم از قطعه انرژی بگیرم….
    :) :) :)
    قطعه ۲۶: بگیرید!

  53. طاهره فتاحی می‌گوید:

    زنگ تفریح ما هم تمام شد.
    با انرژی خفنی!!!!!! که از قطعه۲۶ گرفتم برمی گردم سر کلاس.
    فعلا یا علی…

  54. لجمن می‌گوید:

    سلام چهار خط اش را خوندم هوایی ام کرد . مطمئنم یکی از پرفروش ترین کتاب های نمایشگاه می شه امسال . حتما .

  55. مهتاب می‌گوید:

    سلام
    بلاخره موفق شدم کتاب “نه ده” را پیدا کنم خدا کند این یکی راحت گیر بیاد.
    موفق باشید
    یاعلی

  56. شافی می‌گوید:

    قدر این سنگ قبرتان را بدانید. ما در این جنگ کوفتی بمیریم، بنیاد هر ۲ طرف را شهید اعلام می کند. یعنی هم خانواده “عمر” می شود چشم و چراغ این ملت و هم خانواده “زید”. “عمر” را مطمئن بودم “حسین” نمی نویسم ولی “زید” را مراقب بودم یک وقت “یزید” ننویسم!

    دلم گرفته بود.بروفن اثر نکرد اما اینجا چرا!
    یاعلی

  57. شافی می‌گوید:

    منم قران یک شهیدی را کش رفتم(ببخشید امانت برداشتم) از مزار شهدای دانشگاه !
    قول میدم برش گردونم!
    حسین قدیانی: ماشاء الله همه اهل بخیه اند!

  58. سیداحمد می‌گوید:

    آفرین!
    همه دارند اعتراف میکنند!
    چشم من روشن!!!

    دوستان تعارف نکنید همه راحت باشید، اعتراف کنید دیگه چی کش رفتید؟؟؟!!!

  59. ... می‌گوید:

    نه واقعا … چی بگم …با اسم خانم نمیشه برای این مطلب نظر گذاشت.
    “ماها نریم توی میدون، جان خودم جمهوری اسلامی سقوط می کنه، عین باقلوا.” میخواهم بگویم تا شماها هستید جمهوری اسلامی هست . خدا برای جمهوری اسلامی نگه تان دارد.
    خیلی قشنگ بود . خدا حفظتان کند

  60. سلام
    خب منم اعتراف می کنم که از شهید ع.م.ک موقع رفتن به تهران یک عکس کش رفتم و تا حالا هم بر نگرداندم
    تازه ..
    نه این یکی رو کش نرفتم خودش داد
    یاد مرحوم کافی افتادم

  61. از شهید آنچه کش رفتیم نوش جانمان
    به شرط اینکه شهیدانه بمیریم
    مثل همت
    مثل باکری
    مثل خرازی

  62. سجاد می‌گوید:

    سلام داداشی
    ذوق و سلیقه من تا اینجا بیشتر راه نیامد!.تقدیم به قطعه ۲۶:
    http://www.img4up.com/up2/93200517136609780815.jpg

    یا علی مدد
    حسین قدیانی: سجاد عزیز! ممنون از لطفت اما یکی در این عکس زیادی است و آن منم. اگر ممکن است به جای عکس من، عکسی از ستاره های حضرت ماه بگذار در همین طرح و بفرست.

  63. یک بنده خدا می‌گوید:

    اهل بخیه؟
    :D
    :D
    :D

  64. ناشناس می‌گوید:

    *چه باحال
    یه روز میام اینجا گریه میکنم
    یه روز میام کلی میخندم
    هر وقت میام کلی یاد میگیرم

    **در هر صورت موافقم که این مرفهین بی درد بالاخره باید از یکی بترسن.

    ***(یه درخواست),ممکنه یه کم از وظایف سربازهای خانم توجنگ نرم رو تشریح بفرمایید؟
    با احترام

  65. ج ج ت می‌گوید:

    منتشر شد
    نمودار سازمانی فتنه
    یا علی

  66. گلادیاتور می‌گوید:

    آقا بازار اعتراف داغه ! من هم اعتراف کنم :
    تو شلوغی های سال گذشته، چون باتومم شکسته بود (خورده بود به دیوار! فکر بد نکنید ها) باتوم یه یارو تو یگان ویژه رو با شوکرش قرض گرفتم و رفتم جلو و….. !
    بعدش یارو اومد گفت امانتی ما رو بده ! من هم گفتم شوکر گم شد :-( پیچوندمش در اصل ! حالا هم که یارو نیست دیگه ! پولش رو ریختم صندوق صدقه البته ….

  67. یا منجی(عج) می‌گوید:

    هر چند که تشنه ترمان کردید اما ارزش این همه انتظار و اشتیاق را داشت. فکر کنم از ان کتاب هایی باشد که در حین خواندن، گذشت زمان را احساس نکنم.

  68. علی می‌گوید:

    سلام با مطلبی بروزم
    البته یه کلیپی همراه اش گذاشتم جالبه اگه ببینید

  69. زینب می‌گوید:

    سلام آقا داداش حسین پس از سالها که با خدا به خیال خام خودم فقط به خاطر درد جسمی مادرزادی قهر کرده بودم شهدا و پای صحبت آنهایی که از شهدا گفتند آشتی کردم
    یه روز عبور از بحران را خواندم و در یک صفحه ماندم و روزی که رفسنجانی نگران پسرش بود که در دانشگاه خارج کشور شناسایی شده و شاید ترور شود
    و از قضا آن روزهای نگرانی این پدر ! مصادف با نگرانی های همسر همت بود برای چشم های قرمز حاجی
    و من دیگر به این آدم و حامیان او رای ندادم
    از آن روزها شد فقط سید علی

  70. یا منجی(عج) می‌گوید:

    با اجازه مبصر بزرگوار و اقای قدیانی: (شرمنده خیلی حیف است)

    ساعت: ۲۱
    تعداد افراد آنلاین: ۶۶ نفر

    ماشالله ستاره های حزب الله
    تا کور شود هر انکه نتواند دید…

  71. سیداحمد می‌گوید:

    یه پیام “بی زرگانی”

    ساعت ۲۱:۱۲
    تعداد افراد آنلاین: ۴۷ نفر

    ماشالله حزب الله…
    داداش حسین عزیز بسیجیها فـــــــــــــــــــــــدائی داری…

  72. سجاد می‌گوید:

    سلام
    داداش همون جوری قشنگ بود ها!! درمورد تصویر”ستاره ها” هم باید بگم که به شدت از این نظر دچار فقر هستم!!! و ناچارا از “عمار ها” هم باید استفاده کنم! اما باشه اینم جایگذین:
    http://www.img4up.com/up2/85545000177430462884.jpg

    ته دلم باز از دست این دستگاه قضا ناراحت بودم خواستم کامنت بگذارم اما پشیمان شدم! آخه دیگه دارن شورش رو درمیارن!
    یا علی مدد

  73. مهره اضافه می‌گوید:

    قطعه قطعه مهره
    نمی شه یه بریده دیگه هم بذارید ؟!!!
    اونجایی که معلوم می شه عصا رو کی کف رفته (:
    به ما چه ؟!! آیا ؟

  74. گوش شنوا می‌گوید:

    شعار بسیجیها:
    تا ساندیس بر لب ماست، خامنه ایی رهبر ماست

  75. ایهــــــــــــــــــــا النـــــــــــــــاس…

    یه سر به این وبلاگ صاب مرده من بزنید.مُردم از بس خودم برا خودم کامنت گذاشتم،خودم کامنتا رو جواب دادم.خودم به خودم گیر دادم…
    http://www.aghleshgh.blogfa.com

  76. امیررضا آل حبیب می‌گوید:

    سلام داداشی
    دستت درد نکنه که از سعید اسم بردی
    من یه مطلب جدید نوشتم با عنوان چرا مدعوین “موسوی” امروز به وی پشت پا زدند؟!
    که منتظر نظر شما در این مورد هستم…
    خیلی مخلصیم…
    التماس دعا شدیدا”
    یا زهرا(س)[گل]

  77. سوسو می‌گوید:

    داداش حسین قدیانی من دوست دارم .قبولت هم دارم .کلی انشای دلنوشته های خودم تغییر کرده از زمانی که متن های شما را می خوانم .متنی برای دوستم پیامک کردم فکر کرد مسخره اش کردم اینقدر جرقه ای وجالب بود.قهر نمود!!!!!! .خلاصه اینکه کامنت بذارم یانه اختلاف سلیقه داشته باشم یا نه متن هایتان به زندگی ام گرا میدهد شعور وشور می گیرم .دوستتان دارم.خیلی نه کم .خدا حافظت باشه.

  78. فرص الخیر می‌گوید:

    سلام شب شما بخیر
    چقدر دلنشین بود
    ====
    دلم به شدت برای سمفونی مورچه ها تنگ شد
    چرا نه کتابش درآمد و نه بریده ای از توی قطعه گذاشتید؟

  79. ستارک می‌گوید:

    داداش حسین کارتون عالیه. خدا قوت. براتون دعا میکنم. البته اگه قبول باشه.

    تقدیم به حضرت ماه:
    دنیا را می دهم برای لبخندت،
    هراسی نیست؛
    شاد که باشی دنیا دوباره از آن من است.

  80. حامد می‌گوید:

    طرح/ یگان های ویژه فرقه سبز برای آزادی سران فتنه:

    http://tehranpic.net/download.php?img=490229

    http://www.piic.ir/images/x20xsehek6a1o5q9ae39.jpg

  81. میرزایی می‌گوید:

    سلام داش حسین

    عصای حاج ممدو -گیر ندهید خیبری ها همه حاجی ان- هرکی برداشته حتمی لازمش داشته
    باتوم ها اینطور که شما میگویید به تعداد ستاره هاست باید هرکداممان باتوم خودمان را داشته باشیم قلم تو وبلاگ من سایت این و دوربین ان دوستمان همگی باتوم اختصاصی ماست در کنار باتوم های عمومی – اچار تایلیور قفل فرمون هم عضو علی البدلند-که حکم چوب تر برای فتنه گر نما ها رو داره نسلشم به شلاقی که عیسی بن مریم به فتنه گر های یهودی زد میرسه
    اری هر دو شهید هستند اما کجا شهدای

  82. شهید آینده می‌گوید:

    خیلی زیبا بود
    من شخصا تا حالا این هنر رو در کس دیگری ندیده بودم که یه طوری بنویسد که خواننده هم بخندد و هم گریه کند در زمان واحد.
    خالصانه مخلصیم

  83. اسلامی ایرانی می‌گوید:

    سالار ، یعنی باید تا نمایشگاه صبر کنیم؟؟؟؟ کی میره این همه راهو!
    خورد خورد همینجا بنویس. عجب رمانی شده. دمت گرم پسر. دوست دارم حسین قدیانی

  84. اسکندری می‌گوید:

    این کتابی که برای آقای سعید تاجیک معرفی می کنید مال کدام انتشارات است راهنمایی بفرمایید تهیه کنیم و با ایشان بیشتر آشناشویم
    سلامتی امام خامنه ای صلوات
    اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وفرجنا بهم
    سیداحمد: سوره مهر.

  85. م.اشرف می‌گوید:

    سلام به همگی
    این مقدار نوید یک رمان خواندنی را می دهد. منتظر می مانیم مشتاقانه!
    ————————————————————————————————-
    اگر منظورتان از “عمر” و “زید” چیزی بوده که در کلام طلبه ها معروف است و آقا هم چند بار در صحبت هایشان به کار برده اند “عمرو” صحیح است به فتح عین و سکون میم و راء. واو هم ناخوانا است.

  86. خان باجی می‌گوید:

    سلام علیکم
    میگم دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب ۲۴ میلیون ایرانی در مناظره عجب داغی بر دل عده ای ۴۷ کروموزمی گذاشته که بوی سوختنش بعد از گذشت تقریبا دوسال همچنان به مشام میرسد .
    میخواستم مخاطب قرارش بدم دیدم اصلا ارزششو نداره اما نزدیک به سال جدید دلم میخواد بهش یه هدیه بدم که حقا” و انصافا ” هیچ کس رو برازنده تر از ایشون ندیدم .
    در کمال سخاوتمندی تقدیم به علی مطهری

    بسم رب الشهدا و الصدیقین
    عکس شهدا را ببینیم و عکس شهدا عمل نکنیم….

    روزگاری شهر ما ویران نبود *** دین فروشی اینقدر ارزان نبود
    صحبت از موسیقی عر فان نبود *** هیچ صوتی بهتر از قرآن نبود
    دختران را بی حجابی ننگ بود *** رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود
    د ختر باحجب حیا قرتی نبود *** خانه فرهنگ کنسرتی نبود
    مرجعیت مظهر تکریم بود *** حکم او عالمی را تسلیم بود
    یک سخن بود و هزاران مشتری*** ان هم از لوث قرائت ها بری
    وای که در سالهای سیاه دوهزار *** کار فرهنگی شده پخش نوار
    ذهن صاف نوجوانان محل*** پر شده از فیلم های مبتذل
    پشت پا بر دین زدن آزادگیست *** حرف حق گفتن عقب افتادگیست
    آخر ای پرده نشین فاطمه*** تو برس بر داد دین فاطمه
    بی تو منکر ها همه معروف شد *** کینه توزی با ولی مکشوف شد
    در به روی رشوه گیران باز شد*** دشمنی با نایبش آغاز شد
    بی تو دلهامان به جان آمد بیا*** کاردها بر استخوان آمد بیا
    گوش کن اینک نوای جنگ را *** قصه ای از شهر بعد از جنگ را

    قصه ای پرسوزتاب و التهاب *** قصه ای تلخ و سراسر اضطراب
    قصه شهری که غرق درد بود *** آتش شهوت درونش سرد بود
    شهر ما شب های خیبر یاد داشت *** رمز یا زهرا و حیدر یاد داشت
    شهر ما همت درون سینه داشت *** با شهادت انس از دیرینه داشت
    شهر ما روح خدا در دست داشت *** صد هزاران عاشق سرمست داشت
    ناگها ن این شهر ما بی درد شد *** آتش غیرت درونش سرد شد
    حال رازها در شهر قصه چپ شده *** پوشش خاکی لباس رپ شده
    دیگر از جبهه در ین جا رنگ نیست *** دیگر آن حال و هوای جنگ نیست
    یا خمینی ای خلیل بت شکن *** خیز و بنگر فتنه های شهر من
    جبهه و یاران من گم گشته اند *** غرق در نسیان مردم گشته اند
    پس چه شد یاد پرستوهای جنگ؟*** یاد جبهه یاد آن خونین تفنگ
    شهر من حجب و حیایت پس چه شد *** ناله مهدی بیایت پس چه شد
    ای بسیجی کو صفای جبهه ها ؟ *** کفر نگویم کو خدای جبهه ها ؟
    ای جماعت ناله ام را بشنوید*** درد چندین ساله ام را بشنوید
    ای شما آن سوی آتش رفتگان*** ای شما آغوش لیلا خفته گان
    بنگرید این لکه های ننگ را*** فتنه های شهر بعد از جنگ را
    عده ای با نامتان نان می خورند*** ای شهیدان خونتان را می خورند
    جنگ رفت و شهر ما تاریک شد*** راه وصل عاشقان باریک شد

    و در این راه باریک عده ای با (((((ریا و داغ کردن پیشونیشون))))) همه کاره دولت شدن مثل…..

    همانانی که رنگ ریا می زنن *** و بر سینه سنگ خدا میزنند

    به یک چک رشوه خور میشوند *** به یک حکم مسئول کل میشوند
    همانانی که در بی حجابی تکند *** سزاوار یک قبضه نارنجکند
    به سنگ تحاجم محک می شوند *** و مثل عروسک بزک میشوند

    از اینها بپرسید که مهران کجاست *** شلمچه حلبچه فاو و مریوان کجاست؟
    از اینها بپرسید همت کیست ؟ *** از اینها بپرسید باکری که بود ؟
    از اینها بپرسید که بابایی که بود *** رجایی حسنپور اللهیاری که بود ؟
    کسی فکر گلهای این باغ نیست *** کسی مثل ان روزهای داغ نیست
    همه ناگهان عافیت خو شدند *** و یک شب از این رو به آن رو شدند
    کسی بر شهیدان سلامی نگفت *** رضای خدا را کلامی نگفت

    بیایید که تجدید پیمان کنیم*** نگاهی به قبر شهیدان کنیم

  87. مرسده می‌گوید:

    حاجىجان رمانت خیلىخوب،عالى،
    دلنشین وازاین قبیل حرفهابود.به جان کروبىاگربگویىغلط املایىدارددیگرنه من نه شما.دیگر لفظ قلم ترازاین میخواهىحاجىجون؟

  88. وائل می‌گوید:

    با نامت

    یا فارِسَ الْحِجازِ اَدْرِکْنی

    یا اَبا صالِحَ الْمَهْدی اَدْرِکْنی

    اَدْرِکْنی

    اَدْرِکْنی

    اَدْرِکْنی

    اَدْرِکْنی

  89. جواد می‌گوید:

    بعضی از این چملات شما با دل آدم بازی می کنه حاجی؛

    مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک،چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم…

    گلبرگ سرخ لاله ها در کوچه های شهر ما بوی شهادت می دهد…

    … به هر حال شهادت شاید غسل شهادت نخواهد اما طهارت شرط لازم شهادت است.

  90. حی علی الجهاد می‌گوید:

    این قطعه من ردیف ۲ یعنی یه ملت رسما سرکارند دیگه …
    اوووووووووووووووووووووووووووووووووووه تا نمایشگاه کتاب …
    ولی چون قشنگ بود منتظرش می مونیم.

  91. یا منجی(عج) می‌گوید:

    منظورتان از نمایشگاه کتاب سال آینده، نمایشگاه کتاب سال ۹۰ است دیگر؟ (ببخشید درست متوجه نشدم)
    قطعه ۲۶: خیلی واضح است!

  92. کوثر کریمی می‌گوید:

    سلام ، زیبا بود . ترمیم جراحت کردم ترکش هایی که دیروز در دانشگاه خوردم .روزگار غریبیست .غم سنگینی نشسته در دلم که به این راحتی ها بیرون نمیره .
    “الیس الله بکاف عبده”

  93. یا منجی(عج) می‌گوید:

    یعنی درست متوجه شدم! خب، الحمدلله…

  94. سجاد می‌گوید:

    سلام
    راستی داداش من که کتاب رو گرفتم -بیارمش- پشت جلدش برام امضا می زنی؟(البته با نوشته برای یادگاری!)

    یا علی مدد
    حسین قدیانی: من باید از شما امضا بگیرم عزیزم.

  95. حسین مادرندارد می‌گوید:

    نمی دونسم تو اون شلوغی چیکار میکرد.به زحمت پایین رفتم وسپرش شدم.گفتم کوچولو اینجاچیکار میکنی؟
    چشمشو دوخت توچشمام وگفت:بابام وقتی می رفت گفت” نکنه ماه رو تنها بذاری .”
    دستش دنبال چیزی میگشت.دستش موند زیر پای یکی.ازته دل خندید.به زحمت دستشو کشید.شمشیر پلاستیکیشو صاف کرد.ازکنارم راه باز کرد و….. پرید.

  96. سیداحمد می‌گوید:

    یه پیام “بی زرگانی” برم؟

    ساعت ۱۲:۴۱ بامداد
    تعداد افراد آنلاین: ۹۵ نفر!

    ماشالله…
    داداش حسین بسیجیها فــــــــــــــــــــــــدائی داری…

  97. سجاد می‌گوید:

    سلام
    شکسته نفسی میکنید همراه با شرمنده سازی شبانگاهی!
    من که تا ازتون امضا رو نگیرم ول کن نیستم داداش!!!!

    یا علی مدد

  98. عماد می‌گوید:

    تجمع
    “سکوت خواص در بزنگاه های تاریخ”
    اصفهان چها راه شکرشکن حسینیه جوادالائمه(ع) از اذان مغرب و عشاء
    یکشنبه ۱۵اسفند حجةالاسلام طائب
    دوشنبه ۱۶اسفند دکتر کوچک زاده

    لطفا به دوستان خبر دهید.

  99. سیداحمد می‌گوید:

    چند نکته ضروری:

    یک: از سویی می بینی که با هر بار رفرش حدود ۱۰ نظر تازه به پدر و مادر و خواهر و برادر تو فحش ناموس می دهند و از دیگر سو عده ای که خود را همرزمت می دانند، می بینی که علم ادب بر سرت چماق کرده اند. این بار اول نیست که فحش می شنوم از بالاترین، اما وقتی فرزند شهید باشی، هر چقدر هم پوستت کلفت باشد، دلت می شکند که می بینی نه به خون که حتی به سنگ مزار پدرت هم رحم نمی کنند. کاش می شد نمایش داد گوشه ای از این همه فحش و ناسزا را. کاش.

    دو: هیچ وبلاگی اندازه قطعه مقدس، محبوب و مظلوم ۲۶ از دشمن فحش نشنیده. این باعث افتخار همه اهالی خوب و نازنین قطعه است. این سند افتخار قطعه است و من اولین مدافع قطعه ۲۶ هستم؛ با افتخار. قطعه ۲۶ خوب دارد راه خودش را می رود که این همه دشمن از دست او عصبانی است. آنقدر که به جای دلیل، ناسزا اقامه می کند.

    سه: در این چند روز تعدادی از عزیزان خواستند ادب، متانت و شعور به امثال من بیاموزند. القصه احساس کردم برادر خوب و بزرگترم سعید تاجیک به بهانه انتشار یک فیلم، در موضع مظلومیت قرار گرفته و بنا بر رسالت خود دفاع کردم از این دوست. هر جا بسیجی را مظلوم و بی دفاع ببینم از او دفاع خواهم کرد، به ویژه که طرف مقابلش آقازاده آقای هاشمی باشد. فتنه پیچیده و اصل کاری برای عده ای انگار انگشت در بینی کردن فلان بسیجی است که اینچنین وحشیانه اما مودب(!) به مصاف آمده اند. بالاترینی باشم، شرف دارد که مثل این دوستان، بسیجی باشم. این چگونه بسیجی است که ابن ملجم را بالای فرق علی، و آمریکا و اسرائیل را بالای سر این نظام مظلوم رها کرده و فقط و فقط دوست را ولو حالا به خاطر یک کار غلط می نوازد؟! آیا شما علیه سران فتنه هم به همین شکل متحد و بابرنامه و پرشور و پشت هم لشکر می کشید؟! یا آنجا پای مصلحت را به میان می کشید؟! اگر بسیج این است، و اگر این همه علیه خطای فرضی همسنگر السابقون خود بی رحم است، زنده باد بالاترین که هوای فیس بوک را دارد و زنده باد گوگل که پشت توئیتر مثل کوه، محکم ایستاده است.

    چهار: از اخلاق و شرعیات اینقدرش را می دانم که حد شرعی چیست. اگر قرار بر اجرای حد شرعی درباره سعید تاجیک است، سئوال اساسی از جناب آملی لاریجانی این است: این چه حد شرعی ای است که بر گردن بسیجی باید زده شود، اما خاندان هاشمی از اجرای آن مصون اند؟! انصاف دهید؛ اگر حد شرعی لازم الاجراست، خانم ها عفت هاشمی و فائزه هاشمی که در همین ایران هستند و فراری نیستند، حدشان چیست؟! عدالت یا مصلحت؟! حد شرعی نامه سرگشاده چیست؟! اگر اجرای حد شرعی خوب است و اگر این حد درباره خاندان هاشمی تا به حال اجرا می شد، قطعا الان عده ای از این خاندان در قید حیات نبودند که حالا سعید تاجیک بخواهد از گل نازکتر بارشان کند. آیا حد شرعی درباره خروج علیه جانشین معصوم چیزی جز اعدام است؟! جناب آقای آملی! شما در اوج دعوای مسبوق، مرا به دلیل جمله “قانون برای من وصیت نامه شهداست” با بنی صدر مقایسه و دیکتاتور خطاب کردید. از شما سئوال می کنم: “حد شرعی تهمت و افترا چیست؟” بدتر از این جمله را قبل از من حضرات ماه خمینی و خامنه ای گفته بودند. ملتفت هستید که؟!

    پنج: بحث شرع شد. از این پس خواندن حتی یک کلمه از مطالب این وبلاگ را “شرعا” بر همه کسانی که این روزها سعید تاجیک عزیز را مورد بی مهری قرار دادند و خواستند به امثال ایشان ادب و اخلاق و شعور و شرع آموزش دهند، حرام می کنم. با وجود این دستگاه قضا که ما مدت هاست از آن التماس دعا داریم، این حد شرعی حتما در یوم العیار توسط حضرت داور اجرا خواهد شد. به موجب فتوای مراجع عظام در این موضع حق دارم که خواندن مطالب قطعه ۲۶ را بر آنان که گفتم حرام کنم. لطفا به شرع و حد و حدود آن احترام بگذارید.

    ############################################

    به همه دوستان پیشنهاد میکنم با دقت این بخش از مطلب داداش حسین را بخوانند، با دقت لطفا!
    ممنونم داداش.

  100. عشقی می‌گوید:

    سلام!
    تقدیم به قطعه ای که بر اصل “سرخ” بودن بنا شده است.مولایش ، سرور مسلمین جهان”سید علی خامنه ای ” است. “سردار” جوانمردش حسین قدیانی است. تغذیه ی یارانش “ساندویچ” کوچه کثیف است. دلش به پیام بازرگانی های “ساعتی” مبصر بزرگوار قطعه “سید احمد” خوش است.تقدیم به قطعه ای که برای مورچه ها به جای زیر گرفتنشان ” سمفونی” می گیرد.
    تقدیم به قطعه ۲۶
    http://uploadtak.com/images/bqsjempgebr7n23nvdrj.jpg
    حسین قدیانی: از لطف و ذوق شما ممنون. این طرح ساده و قشنگ به وجدم آورد.

  101. mariam می‌گوید:

    اقای قدیانی عزیز
    سلام.وقتی این طور به پروپایت می پیچند یعنی خوب به حدف زدی.پاینده باشید

  102. هوشنگ از امریکا می‌گوید:

    بیخود قدما نسرودند که : هر که در این درگه مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند

    تعبیر شخصی من از این وضعیت شما این است که ناسزاهایی که میشنوی حکم بر تن نشستن تیر هائی دارد که به سوی سبد الشهدا ( ع ) رها شده بود .

    خوش بحالت حاج حسین لطفا ما را در لذت خود شریک بدانید

    اما در مورد کسانی که به اسم بسیجی توصیه و نصیحت بیجا میکنند و در واقع بی بصیرتی خودشان را به نمایش میگذارند فقط میتوان گفت که باید خون دل خورد و صبر کرد .

    اجرکم عندالله

  103. د.دانش می‌گوید:

    اندر باب “چند نکته ضروری:” عرض می کنم.مادرم همیشه این جور مواقع از مرحوم کافی نقل میکنه که می گفته (نقل به مضمون) که ایشون می گفتند خانم وقتی آخوند می بینه رو می گیره ولی وقتی حتی می خواد آشغال ببره دم در برای رفته گر ، آرایش می کنه . مگه آخونده دل نداره؟(البته همه اینجا انشاالله مرحوم کافی رو می شناسن و با ادبیات ایشون آشنا هستند و می دونن منظورشون چی بوده!) بحث آقای تاجیک هم همینه! اونها هزارتا فحش و ناسزا به ما و ایران و اسلام و رهبر و امام زمان و خدا بدن اشکال نداره انوقت یکی به این … (فیلتر توسط خودم) چیزی بگه به قول نانماینده آقای مطهری باید براش دق کنیم! (البته تشبیه با اون زن یهودی بحث انگیز هست! اما بعیده این آقا عقلش به اونجا قد داده باشه!)

  104. هر جا بسیجی را مظلوم و بی دفاع ببینم از او دفاع خواهم کرد، به ویژه که طرف مقابلش آقازاده آقای هاشمی باشد.
    الوعده وفا:
    http://eslami1414.persiangig.com/Tajik.jpg
    ببخشید، دستم خالی بود، عکس دیگری نداشتم.

  105. مهدی می‌گوید:

    دعا می کنم پا رکاب ارباب شهید بشیم ایشالله

  106. سردار شهیدزاده می‌گوید:

    انشاء (گفت و شنود)

    گفت: سایت وزارت خارجه اسرائیل از اینکه تماس های موسوی و کروبی قطع شده به شدت ابراز نگرانی کرده است.
    گفتم: حالا چرا اسرائیل نگران شده است؟!
    گفت: برای اینکه دیگر نمی توانند به جای موسوی و کروبی بیانیه صادر کنند!
    گفتم:ولی مطابق یک خبر موثق، بیانیه های موسوی را بهاءالله مهاجرانی در انگلیس می نوشته و به نام او صادر می کرده است، تماس های بهاءالله و کدیور افندی که با اسرائیل قطع نشده و باز هم می توانند بدون نیاز به تماس با موسوی و کروبی از قول آنها بیانیه صادر کنند.
    گفت: ای عوام! حالا دیگر نمی توانند بیانیه ها را به موسوی و کروبی نسبت بدهند، چون حالا که ارتباط آنها قطع است، همه می فهمند بیانیه های قبلی را هم بهاءالله می نوشته است.
    گفتم: دانش آموزی انشاء خود را خواند و معلم با عصبانیت به او گفت؛ این چه انشائی است که نوشته ای؟ آخه کدوم احمق بی شعوری همچین انشائی می نویسه؟! و دانش آموز با ناراحتی گفت؛ آقا اجازه! چرا به بابام فحش میدی؟!

  107. سجاد می‌گوید:

    سلام
    بله!- خاصیت این جماعت این است.
    ناسزای اهل آشوب را نمی بینند.توهین به مقتدای ما را نمی بینند.حرمت شکنی را نمی بینند.حمله به بسیجی را نمی بینند.نامه های سرگشاده را نمی بینند.جام زهر را نمی بینند.ولایت های عجیب و غریب را نمی بینند.توطئه را نمی بینند و فقط یک چیز می بینند که غیرت بسیجی اجازه بی حزمتی را نمی دهد و این غیرت را با بی ادبی برابر میدانند!!!!
    به قول یکی از دوستان که کامنت گذاشته بود- آقایان بدانند ما هنوز اینقدر باادب نشده ایم که امام و مقتدای مان تنها بماند.

  108. داداش مرتضی می‌گوید:

    خصوصی که امیدوارم عمومی نشه!
    خیلی مخلص داداش
    سایت الکسا هست: ALEXA

  109. رضا می‌گوید:

    خیلی قشنگ بود
    ممنون
    راستی از همه ستاره های حضرت ماه میخوام به سایت چهره ۸۹ برن و وبلاگ داش حسین رو به عنوان بهترین وبلاگ انتخاب کنند.
    http://www.chehre89.com

    لطفا اطلاع رسانی کنید.
    داش حسین یه دونه ای.

  110. محسن می‌گوید:

    نام و مشخصات شهدای فتنه رو می خواستم برای یه کار هنری. ممنون میشم

  111. میثم می‌گوید:

    من برادر شهید جاویدالاثر داداش مجتبی سرائی هستم که در اسفند ۶۳ در جزیره جنون و حوالی هورالعظیم به گونه ای شهید شد که حتی جسم پاکش هم برنگشت .
    اندر ره عشق با وضو باید رفت دیدار خدا غرق به خون باید رفت
    عاشق چه کند مزار و کفن و کافور با پیکر خونین به منا باید رفت
    تقدیم حضور دوست کردیم هدیه در هورالعظیم مجتبی کرد سجده
    تا بلکه شفیع افتد انشا الله در روز جزا میان ما و الله
    پدر شهید مجتبی سرائی ۶۴/۲/۱۹

  112. ظاهرا اشتباه شد
    این یکی نهایی شده:
    http://eslami1414.persiangig.com/Tajik2.jpg

  113. محسن می‌گوید:

    اگر عکس شهدای فتنه رو هم ایمیل کنید ممنون میشم

  114. پیرو سید علی می‌گوید:

    سلام
    فقط میشه گفت :
    ما شاا.. حزب الله
    خدا قوت

  115. محمد می‌گوید:

    سلام
    جناب آقای قدیانی واقعا عالی بود .

  116. محمد می‌گوید:

    سلام
    جناب آقای قدیانی ما قصد داریم در شهر حبیب آباد اصفهان نشریه ای را منتشر کنیم و خیلی دوست داشتیم یک مقاله ی زیبا و شیوا از جنابعالی به چاپ برسانیم . البته این جسارت مرا ببخشید . لطفا کمکمان کنید . جواب را به ایمیلم ارسال نمایید . با تشکر

  117. جواد می‌گوید:

    باسمه تعالی
    سلام بر برادر
    مطلب جالبی خواندم از فخرالاسلام و المسلمین و حبیب قلوب المشککین، استاذ الکل فی تحلیل الوقایع السیاسی، و مع الاسف ابن الشهید حضرت استاذ تحلیلگر سیاسی بسیار زیرک و معنی کامل المومن کیّس….که: در بعضی مسائل اگر دق کنیم جا دارد و اما بعض المسائل: توهین به فخرالملوک صاحب انفاس قدسیه ، و خورنده ساندویچ در اوج بحرانهای سیاسی در خیابان و خریدار البسه در میان آشوبها و چرخنده در شهر در ایام عاشورا البته در خارج از هیئتها.
    برادر گرامی مرا عجب است از آنروزی که ولی فقیه زمانه (که خود حضرت عالی دم از عشق و محبت به آن می زنی ،ما که مال این حرفها و ادعاها نیستیم) را مورد توهین و اتهام و فحش و ناسزا در ملا عام و در وسط خیابان قرار دادند کجا بودی؟ نکنه دق کردی و ما خبر نداشتیم و یا شاید مردی و ما خبر نداریم و این روح جنابعالی است که مشغول عریضه نویسی است.
    کجا بودید آن زمانی که قصد براندازی اصل ولایت را داشتند و نوک پیکان آنها به سمت خیابان جمهوری و مأمن مستضعفین بود.
    و کجا بودند آن مسئول مومن ولایتمدار که حکم حد را جاری سازند بر این یاغیان و باقیان و سردمدارانشان که حضور آنها در بازداشتگاه ها به ساعت هم نرسیده. و واقعا بیاید این فرد را به جرمش محکوم نمایید به شرط اینکه یک دهم قانون را نیز برای آن دیگران اجرا نمایید.

  118. خط انقلاب می‌گوید:

    این که عده ای به تو و شهید فحش می دهند نشانه تاثیر گذاری توست. پس فحاشی های آن ها را به راحتی حذف کن و به راحت ادامه بده. فحش ها در فضای سایبری مانند ترکشند و تو جانبازی.
    اما من یک پیشنهاد دارم ک تعداد فحش ها و توهین ها را هم بدهی تا ما بدانیم نوشته تو چقدر تاثیرگذار و به حق بوده است.
    در مورد حد: الفتنه اشد من القتل. حد فتنه گر شدید تر از قصاص است.

  119. محسن می‌گوید:

    من دقیقا دیروز همین رو به یک سایت اصولگرا فرستاده بودم که اگه قوه قضاییه تا حالا به وظیفش عمل کرده بود و ف.ه(نام مستعار،بدلیل آلوده نشدن قطعه ۲۶) رو اعدام کرده بود آیا امروز این اتفاق می افتاد؟ اینهایی که حرف از ادب و این حرفا می زنن بدونن تنها چیزی که این قطعه رو از قطعه های دیگه متمایز می کنه همون چیزیه که شما اون رو بی ادبی می دونید، این بی ادبی همون پاکترین حرف دل همه ی بچه حزب اللهی هاست. اف به من اگر من اصولگرا هستم و علی فریمانی هم اصولگراست، خاک بر سر من اگر با علی فریمانی در یک حزب و گروه قرار می گیرم.

  120. مصطفی واحدی می‌گوید:

    سلام حسین آقا
    نوشته هاتون بهم روحیه عجیبی می ده
    آقا اگه می تونید شماره تلفنتون رو برام میل کنید کاریتون دارم
    یا حق

  121. سید مرتضی می‌گوید:

    فیلم سعید را دیدم، تازه خیلی از چیزهایی باید میگفت رو نگفته، دمش گرم جنمش از قوه قضائیه بشتره.

  122. خان باجی می‌گوید:

    سلام
    فکر کنم دیگه وقتشه بریم جلوی قوه قضاییه و اذان بی وقت بگیم .
    یاعلی

  123. مصطفی واحدی می‌گوید:

    حاجی شمارتو می خوام

  124. زینب می‌گوید:

    سلام
    ممنون که نظر قبلی من را تایید نکردید،این یکی هم تایید نشود خیلی مهم نیست.فقط لازم دیدم این را بگویم:
    هنوز هم حرف من همان است، کسی که فحاشی می کند محکوم است حتی اگر حرف حق بزند.
    اما در مورد فرمایش شما که: این چه حد شرعی ای است که بر گردن بسیجی باید زده شود، اما خاندان هاشمی از اجرای آن مصون اند؟!
    من هم قبول دارم اما بازهم دلیل نمی شود. ما اگر قرار باشد خودمان را با خاندان هاشمی مقایسه کنیم که واویلا است. من به ایشان انتقاد دارم چون یک موی ایشان را به امثال هاشمی ترجیح می دهم و دلم می سوزد اگر از ایشان اشتباهی سر بزند.
    آقای قدیانی چرا طوری حرف می زنید که انگار بسیجی فقط کسی است که همه چیز و همه کس را سفید و سیاه ببیند. این تعریف شما از بسیجی است اما تعریف من نیست. تعریف من از بیجی کسی است که به مولایش علی اقتدا می کند که در جنگ صفین کسی را که به معاویه ناسزا می گفت را منع کرد.من مثل شما نیستم! نمی گویم بگویم اگر کسی این کار را کرد بسیجی نیست همه ما اشتباه می کنیم اما اصرار بر اشتباه و توجیه آن کار درستی نیست، هست؟

  125. سعید می‌گوید:

    لعنت به میر حسین که بود فتنه در وطن/لعنت به خاتمی که بود یار اهرمن/لعنت به آن شیخ حرامخوار بی سواد/کروبی خرفت نفهم لجن نهاد/لعنت به ان کسی که نشسته چو ساکتین/گاهی به نعل ان زند و گه به میخ این/از ما بترس طائفه ای پاکزاده ایم/چون کوه پشت خامنه ای ایستاده ایم……..

  126. ترگل شیعه می‌گوید:

    یه چند روزه که آنفولانزا گرفتم

    امیدوارم طرف شما ها نیاد این ویروسه

    هنوزم حالم بده اما دلتنگی برای اینجا مگه میذاره آدم استراحت کنه

  127. میلاد پسندیده می‌گوید:

    این چند روز که کامنت ندادم، خودم دلم برای خودم تنگ شده!
    علاوه بر زیبایی مطالبی که از صبح دارم می خوانم، این بخش دوم همین مطلبتان هم بسیار زیبا بود… مخصوصاً بند چهار و پنج که حرف دل بود هنگام منفجر شدن بعد از شنیدن آن سخنان حضرت قاضی القضات… البته حیف که ایشان از رئسای قوای نظام ماه است.

  128. ترگل شیعه می‌گوید:

    خلاصه آمار سایت
    بازدید امروز: ۲۳۹۸
    بازدید دیروز: ۶۰۳۷
    افراد آنلاین: ۵۹

    کهکشان درست کردین اینجا

  129. ترگل شیعه می‌گوید:

    این جا یه جوریه

    وقتی میام تا یه مدت آدم بهتری هستم یا سعی می کنم بهتر باشم

    شاید چون آدمو بیش تر یاد خدا میندازه

  130. ن.ع بعد از سلام می‌گوید:

    من به آقای رئیس محترم قضا میخوام بگم که
    آقای آملی لاریجانی که به واسطه مسئولیتتون تو کشور برای ما محترمید اگه قوه قصاییه به وظیفه خود عمل میکرد و با خانم هاشمی هم مثل همه اغتشاشگرها رفتار میکردآیا دیگه دل امثال سعید تاجیک اینقدر به درد میومد که اینطوری به این خانم اعتراض کنه؟

    عدالتی که به سعید تاجیک حد میزنه نباید اجازه بده بواسطه تلفن پدرجان این خانم آزاد بشه نباید نخیر این عدالت نیست

    همونطور اگه همون موقع که کروبی هبه میگرفت و پسر هاشمی به واسطه اینکه پدرش رئیس جمهوره رشوه های کلان نفتی میگرفت قانون درموردشون اجرا میشد دیگه خبری از این فتنه ها بود؟

    مصلحت مصلحت مصلحت چیه این مصلحت که همیشه به ضررمون میشه

  131. برادر حسین

    آنچه شما از هتاکی ها و پردره دری های منافقین و سلطنت طلبها می شنوی کفاره گناهان نداشته ات .

    برای شما همان بس “عماری ” !

    خوشا به سعادتت و التماس دعا

    دبیر کل جامعه اسلامی دانش آموختگان سیاسی کشور

  132. ترگل شیعه می‌گوید:

    زور و قدرت که زیاد باشه ف.ه که هیچ قاتل زنجیره ای هم در میاد
    بعضی ها از عقرب سیاه بدترند اما هیچ اعتراضی نیست

  133. ترگل شیعه می‌گوید:

    بعضی ها می خواهند از خدا هم مودب تر شوند دیدین که چقدر نایسن!

  134. تقدیم به رمان «باتوم خوبی و قشنگی داشتیم»
    طهارت شرط لازم شهادت است:
    http://static1.cloob.com//public/user_data/album_photo/1309/3924893-b.jpg
    صلوات های این طرح ها رو می فرستی یا نه؟

  135. صلوات های این طرح ها رو می فرستی یا نه؟
    http://static1.cloob.com//public/user_data/album_photo/1309/3924893-b.jpg
    طهارت شرط لازم شهادت است
    تقدیم به رمان «باتوم خوبی و قشنگی داشتیم»

  136. سلاله 9 دی می‌گوید:

    سلام بر قطعه مقدس ،معزز و تا ابد سرافراز ۲۶
    {هیچ وبلاگی اندازه قطعه مقدس، محبوب و مظلوم ۲۶ از دشمن فحش نشنیده. این باعث افتخار همه اهالی خوب و نازنین قطعه است. این سند افتخار قطعه است}
    و البته هیچ وبلاگی هم اندازه قطعه مقدس ۲۶ از دوست تعریف نشنیده و این هم یقینا باعث افتخار است.
    بیچاره آنانی که برایشان جای این دو عوض شده است دشمن مدح شان می کند و دوست سرزنششان.

  137. نظر لطف شماست حسین آقا
    من نه خودم را هنرمند می دانم
    نه کارت بسیج دارم
    البته دوستی شما افتخار من است.

  138. سیداحمد می‌گوید:

    یه ” پیام بی زرگانی”

    ساعت ۱۲:۴۷
    تعداد افراد آنلاین: ۶۰ نفر

    ماشالله…
    داداش حسین عزیز بسیجیها فــــــــــــــــــــــــــــدائی داری…

  139. سید محمود می‌گوید:

    سلام و خدا قوت بر حاج حسین دلاور و سید احمد عزیز

  140. محسن می‌گوید:

    فردا، جمعه خشم شیعیان عربستان است-

    خبرگزاری فارس: شیعیان شهرهای مختلف عربستان فردا در اعتراض به اقدام مقامات سعودی در بازداشت روحانی برجسته این کشور پس از اقامه نماز جمعه تظاهرات می‌کنند.

    به گزارش فارس، به نقل از شبکه خبری “راصد “، یک گروه از جوانان استان الاحساء از مردم خواستند در تجمع صلح‌آمیزی که فردا جمعه در اعتراض به اقدام مقامات سعودی در بازداشت شیخ “توفیق العامر ” روحانی برجسته شیعه عربستان برگزار می‌شود، شرکت کنند.

    مقامات سعودی یک‎شنبه گذشته شیخ العامر را به دلیل دعوت به تشکیل نظام مشروطه و رفع تبعیض نژادی در عربستان در خطبه‌های نماز جمعه مسجد شهر هفوف استان الاحساء بازداشت کردند.

    این گروه گفتند که درصدد برگزاری تحصن صلح‌آمیز پس از نماز جمعه فردا در برابر مسجد ائمه بقیع در کنار نزدیک قبرستان هفوف هستند که شیخ العامر امام جماعت این مسجد است.

    این گروه در حمایت از شیخ العامر صفحه‌ای را در شبکه اجتماعی فیس‌بوک با عنوان “روز خشم جوانان الاحساء برای آزادی شیخ توفیق العامر ” باز کردند که در آن تاکنون بیش از ۲۰۰ نفر شرکت کردند.

    این در حالی است که مردم شهرک العوامیه در استان القطیف عربستان نیز قرار است فردا در حمایت از شیخ العامر راهپیمایی مسالمت‌آمیز داشته باشند و خواستار آزادی وی شوند.

    گروه‌هایی که مردم را دعوت به برگزاری این تظاهرات کردند، گفتند که: این تکلیف شرعی و اخلاقی ما است که از شیخ العامر دفاع کنیم.

    شهرهای القطیف، العوامیه و صفوی در روزهای گذشته شاهد تظاهرات مردمی بودند که خواستار آزادی زندانیانی شدند که سال‌ها است بدون محاکمه در حبس به سر می‌برند.
    ترجمه عربی:
    غدا ، الجمعة ، السعودیة الشیعة غاضبون

    وقدم الشیعة غدا احتجاج فی مدن مختلفة من مسؤولی المملکة العربیة السعودیة للعمل فی رجل الدین البارزین فی البلاد الذین اعتقلوا بعد احتجاجات صلاة الجمعة : وکالة أنباء فارس.

    وفقا لوکالة فارس للانباء عن “الصحراویة” ، أراد مجموعة من الشباب محافظة الاحساء ‘فی مسیرة سلمیة للاحتجاج على العمل غدا الجمعة على السلطات السعودیة اعتقلت الشیخ” نجاح العمرو “رجل دین شیعی بارز عقدت المملکة العربیة السعودیة للمشارکة .

    مسؤول سعودی ، الشیخ العمرو السبت الماضی بسبب النظام الدستوری والدعوة إلى تشکیل التمییز العنصری فی المدینة السعودیة خطب المساجد صلاة الجمعة مقاطعة Hfvf بالأحساء ‘اعتقلوا.

    وقالت الجماعة انهم یعتزمون عقد اعتصام سلمی غدا فی المسجد بعد صلاة الجمعة أئمة بالقرب من مقبرة بجانب Hfvf Bqy العمرو والشیخ إمام المسجد والمصلین.

    المجموعة فی دعم ورقة العمرو الشیخ فی الشبکة الاجتماعیة فیس بوک بعنوان “یوم غضب من أجل الحریة الشباب بالأحساء نجاح’ العمرو الشیخ “شارک منذ افتتاحه فی أکثر من ۲۰۰ شخص.

    وفی الوقت نفسه ، الناس فی بلدة Alvamyh ومقاطعة Alqtyf السعودی غدا فی دعم مظاهرة سلمیة العمرو الشیخ تدعو لاطلاق سراحه یجب أن تکون.

    المجموعات التی دعی الناس لعقد الاحتجاجات ، قائلا : هذا هو واجبنا الأخلاقی والدینی ، وهو ما دافع الشیخ العمرو.

    وکانت المدن Alqtyf ، وAlvamyh الصفوی فی الایام القلیلة الماضیة شهدت احتجاجات ودعا لحریة الناس الذین کانوا سجناء فی السجن بدون محاکمة لسنوات ولا تزال.

  141. محسن می‌گوید:

    ماشاالله… ۱۰۳نفرآنلاین!!!!

  142. چای پولکی می‌گوید:

    خب معلومه که حدّ بی ادبی های ناچیزی مثل نامه سرگشاده و دعوت به اغتشاش و . . . چیه؟
    مجازات های بی رحمانه ای چون: سرعت پایین اینترنت، مزاحمت پنج دقیقه ای موقع خرید، چک کردن با دقت پاسپورت موقع خروج از کشور، بلند نشدن تمام قد جلوی پای فتنه گران باادب و . . .

  143. طاهره فتاحی می‌گوید:

    تمام فحش هایی که می دهند به خودشان…
    :(

  144. سید محمود می‌گوید:

    به امید روزی که خود خدا شر این استخوان های در گلوی ظام (خاندان هاشمی رفسنجانی) را از سر کشور و ملت کم کند.از ق ق که بخاری بلند نمیشه-اون مهدی هاشمی ملعون این همه خیانت و توطئه بر علیه نظام انجام داده اونوقل داره اون ور آب عشق و حال میکنه و به فکرهای خیانتهای جدیده-اون وقت ق ق فقط بلده برای خودی ها شاخ و شونه بکشه-اللهم عجل لولیک الفرج

  145. سیناس می‌گوید:

    ق ق محترم! اگر حکم فحاشی به یک مونث معلوم الحال حد است، حکم برهنه کردن یک محجبه مسلمان مومن در خیابان چیست؟ جز اعدام؟ از سال گذشته تاکنون چند نفر را اعدام کردید؟؟؟؟

  146. زوروو می‌گوید:

    قشنگ نبود
    رمان نبود
    جالب نبود
    .
    .
    /
    ../
    بی نظیربود
    شاهکاربود
    فوق العاده بود…..

  147. سید محمود می‌گوید:

    داداش حسین از بابت این فحش ها و ناسزاها غمت نباشه -اجر شما و پدر بزرگوارت پیش خدا محفوظه-تا حالا کسی نشنیده این جلبک های ضدانقلاب به ق ق و مجلس و آقای پرسه در مه و ولایت مترو و فریمانی ملعونو و احمد توکلیو و سید حسن مصطفوی و بقیه اسوه های بی بصیرتی فحش بدن-یا دارن به شما توهین می کنند یا حاج حسین شریعتمداری یا رئیس جمهور یا سپاه و بسیج-حاجی جون اگه این منافقها به شما ناسزا نگفتن باید به خودت شک کنی-همیشه درخت هایی که میوه دارن سنگ می خورن-حاجی جون خوب جایی رو هدف گرفتی-بزن حاجی!محکم تر بزن!خدا پدر شهید شما رو با اهل بیت محشور کنه ان شا الله-دست حق یارت

  148. حامد می‌گوید:

    اگه کسی گفت یه سینش کمه
    بگو: ساندیسش بود نه دی خوردیم
    تا کور شود هر آنکه نتواند دید
    درود بر حزب الله
    مرگ بر هاشمی

  149. محسن.ک می‌گوید:

    خاطره ای گویی سعید تاجیک اردوی جنوب دانشگاه امیرکبیر
    http://rapidshare.com/files/450758495/________________________________________84_________________.wav.html

  150. آنتی آینده می‌گوید:

    آخرین دروغهای آینده نیوز در:

    http://ayandehnews.blogfa.com

  151. حسن می‌گوید:

    سلام داداش منم حکم میخوام میخواممممممممممممممممممممممممم
    جونن ماااااااااااا
    تو رو خداااااااااااااااااااا
    خواهشاااااااااااااااااااااااااااااااا
    التماسسسسسسس
    در این دنیا افتخارم این است یه بار داداش حسین تو یکی از مطلباش اسمم رو آورد (البته خوب گفت ها )
    میشه آبدارچی وبلاگتون بشم ؟
    میشه نوکری بچه های این جا رو بکنم ؟
    داداش روم رو زمین ننداز
    بقض

  152. ستاره خرازی می‌گوید:

    خیلی قشنگ بود خیلی دلنشین بود
    ان شاالله به زودی یه انتشارات داشته باشیم به نام قطعه ۲۶
    تمام کتابهاتون به تمام زبانهای زنده ی دنیا چاپ شه
    از اونجا به تمام دنیا ارسال شه
    چی میشه فکرشو بکن

  153. ستاره خرازی می‌گوید:

    اتفاقا امروز داشتم به این فکر می کردم که کاش آقای قدیانی باسه نمایشگاه کتاب به بچه های قطعه، کتاب پیشنهاد میداد
    من این شیوه رو دوست دارم چون هر سال تو نمایشگاه خیلیها رو میبینم که فقط می چرخن هیچ کتابی رو نمی شناسن گاهی شده وایسادم کنار یه غرفه هایی مثل روایت فتح یا نیستان یا امیر کبیر تا جایی که از دستم براومده به بقیه کتاب معرفی کردم (فقط بدی این کار اینه که وقتی نمی خرن آدم دلش میسوزه البته برعکسشم پیش اومده) امسال تو هویزه کتاب حسین علم الهدی رو به چند نفر معرفی کردم رفتن خریدن خیلی خوشحال شدم
    تاخدا چی بخواد
    یا علی

  154. فدای رهبر می‌گوید:

    سلام داداش
    سئوال اساسی از جناب آملی لاریجانی این است: این چه حد شرعی ای است که بر گردن بسیجی باید زده شود، اما خاندان هاشمی از اجرای آن مصون اند؟!
    مثل همیشه گل کاشتی
    وقتی چند روز پیش جناب ق ق از رسانه ملی!به این مضمون میگفت:ما در فضای ملتهب فتنه خیلی خوب و با متانت عمل کردیم و بسیاری پرونده از فتنه داریم دوست داشتم داد بزنم جناب آملی کاش به جای متانت کمی عدالت را اجرا کنید.خیلی ها منتظرند
    جناب محمدرضا عارف نیا.سرکار خانم فاطمه مرتضوی از صمیم قلب بهتون تبریک می گم.انشا ا… از سربازان سپاه حضرت خورشید باشید.
    طرح سجاد عالی بود”حاج احمد زنده ترین ستاره حضرت ماه است”

  155. یاسین می‌گوید:

    انگار که دیوار دلم باز به یاد تو شکسته
    دنیا همه ی غربت ما را ز دو عالمش گرفته
    گوییا که تمام بدنم در شرف روح
    قرآن خدا را ز سر روح شکسته
    باور نتوان کرد که من باور روحم
    قلبم همه ی غربت من را به تو بسته
    مادر به ببابان دل ما به امیدی است
    شاید که خدا هم دل ما را به تو بسته
    گویند که در غربت دل ،دل غم آه است
    ماهم همه ی غربت من را به تو بسته
    بران گناهُ قصه ی ریزش باران
    تنها دل من غربت دل را به تو بسته
    با یار نه با یار در این راه
    راه دل من راز تو را باز نبسته
    گویا که جهان افسر کردار زمین است
    دنیا به تماشای دلی چون دل من راه نبسته؟
    باور نکنم راز دل زاری دل را
    دنیا همه ی غربت من را به تو بسته

  156. یاسین می‌گوید:

    سالهاست این دل من یاد خراسان کرده
    زهرا به علیُ حسنین را ه خدا را به دلم زمزمه کرده
    مولای سکوت در سر من گفت که مهدی
    قرآن خدا را به تماشای همه جلوه ی کردار تو کرده
    باور نتوان کرد که من در ره اویم
    دنیا چه غریب است در این وادی دل ،باز
    با این دل ویران من خسته چه کرده
    گویا که تمام سخنم در صدف دوست
    تنها هنرش ، جلوه ی او را به خدا هدیه نکرده؟
    سردار دلِ صورت رعنای حسینی،هستی همه ی حسرت ما را به تماشای تو کرده

  157. صفایی‌نژاد می‌گوید:

    سلام
    گفتی:
    هیچ وبلاگی اندازه قطعه مقدس، محبوب و مظلوم ۲۶ از دشمن فحش نشنیده.

    یه تعبیری حضرت ماه دارند راجع به حکومت حضرت علی (ع) و جمهوری اسلامی: مقتدر و مظلوم!
    بهتر نیست اینو به کار می‌بردی؟ جدا از محبوبیت وبلاگ قطعه ۲۶، مقتدر بودن اون هم جالبه.

    در مورد فحش سعید تاجیک! فحش یه کار غیرشرعی است که حد خودش را دارد و گناه دیگران هم حد خودش را. از گناه سران فتنه گرفته تا گناه کسانی که حد را (اگر خلاف دستور ولایت است) جاری نمیکنند. گناه دیگران، دلیل بر پاکی ما نمی‌شود. گناه سعید تاجیک جدای از اینکه فحش داده، اینه که ابزاری شد برای تبلیغات منفی علیه بسیج مقتدر و مظلوم! درسته؟
    قرآن فرمود به ائمه کفر دشنام ندهید که به ائمه شما دشنام ندهند…
    ظالم رو فقط در ظلمش میشه بازخواست کرد

  158. امین می‌گوید:

    این یه پیام برا خود داداش حسین هست منتظر جوابش هستم
    درود به داداش حسین
    و درود به همه بسیجی هایی که باتوم رو با افتخار به دست میگیرن و پز میدن که فتنه گرا بهشون چماق دار بگن
    متاسفانه نشد همون موقع این کامنت روبذارم این تاخیرو به خوبی خودت ببخش
    داداش حسین جون محض خاطر بابا اکبر یه لحضه فکرشو بکن … آخه این چه جوابیه که به این پیام دادی انصاف بده حق به دست خودته یا این رفیق ؟؟؟؟؟؟؟
    «(فاران (نه وبلاگ فاران) می‌گوید:
    ۱۱ اسفند ۱۳۸۹ در t ۰۶:۴۴
    خصوصی
    خصوصی
    خصوصی
    برادر قدیانی سلام علیکم من به شخصه آدرس سایت شما را به خیلی از نوجوانان دادم حالا نمیدونم درباره انچه “داروخانه” میفروشه چکار میکنن؟
    حسین قدیانی: عمومی/ این یک رمان است. لطفا به دوستان تان بگویید درکم کنند»

    اگه ستاره های حضرت ماه این طور توجیه کنن که « این یک رمان است»… دیگه چه انتظاری از بقیه میتونیم داشته باشیم که رمان بی مشکل داشته باشیم به نظر من هنر ستاره های حضرت ماه یکیش همینه که تو رمان نوشتن حواسش باشه نه این که بگه « این یک رمان است»
    جون هرکی دوست داری تو یکی رمان پاستوریزه بنویس
    منتظر جوابتم هستم ها…
    حسین قدیانی: برادرم! تا آنجا که مقدور باشد، به روی چشم. بابت تذکرت ممنون. آن کلمه را حذف کردم. با این همه وقتی داری رمان می خوانی، باید در نظر بگیری که داری رمان می خوانی. با این همه تر! آمدیم و من وقت نکردم جواب شما را بدهم؛ ۴ کلمه آخر کامنت شما خوب نبود.

  159. امین می‌گوید:

    درود به داداش حسین
    و درود به همه بسیجی هایی که باتوم رو با افتخار به دست میگیرن و پز میدن که فتنه گرا بهشون چماق دار بگن
    از توجت ممنونم داداش حسین
    اون۴ کلمه آخرو به بزرگی خودت ببخش

  160. S.B می‌گوید:

    من اولین باره سایت شمارو می خونم با عقاید شما اشنا نیستم ولی دوست دارم بدونم شما چطور فکر می کنید؟ و شاید نقاط مبهمی که تو ذهن من هست و با شما در تعارضه روشن بشه .

  161. odwn می‌گوید:

    یه مشت فتنه گر آشغال بی شرف این کثافتا رو باید سنگسار کرد تا اینقدر به دین ما عاشقا هتاکی نکنن نه یک بار بلکه صد بار تا وقتی که آقامون امام زمان حقشونو کف دستشون بذاره
    ایشالله خدا حفظتون کنه تا همیشه رو لبامون لبخند بمونه

  162. حمید می‌گوید:

    ما عشقمان این اسن که لباس شخصی و باتوم به دست برای ولایت هستیم.مخلصیم.التماس دعا

  163. مهدی می‌گوید:

    سلام کتاب باتوم خوب و قشنگی داشتیم کی منتشر میشه؟ تو نمایشگاه کتاب هم که نبود!

  164. مهدی می‌گوید:

    سلام داداش حسین
    کتاب باتوم خوب و قشنگی داشتیم پس کی میاد به بازار. جواب رو برام بفرست.
    حق نگهدارت . با شهدا مهشور شی
    یا علی

  165. ف می‌گوید:

    مرگ بر ضد ولایت فقیه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>