یامین پور: تناسبی ندارد هزینه ای که دادم با این دل پر دردم

امام در بیداری با ما، در خواب با شما

دل نوشتی درباره این روزها، سه شنبه، یک صفحه کامل وطن امروز:

صد رحمت به “شتر” که در خواب بیند پنبه دانه. اینجا اما یک “نفر” هست که واحد شمارش شتر نیست ولی امام را فقط در خواب می بیند. زرشک! این چگونه با امام بودنی است که فقط خلاصه شده در عکس و خواب. مگر امام را در همین خواب ببینید. امام دیگر در بیداری، به دیدار شما نمی آید. خوابت را خود امام بگذار تعبیر کند آقای راس فتنه. امام می گفت: همین مردمی که می گویند “درود بر خمینی”، اگر “مرگ بر خمینی” هم بگویند، ذره ای در اراده من خللی وارد نمی آید. خوابت چپ بود. رئیس مجلس خبرگان رهبری، یعنی آن کسی که رهبر تعیین می کند در این کشور، قنوت مادران شهید داده است. تا “بابای ماست خامنه ای”، شما بروید خواب امام را ببینید. امام در بیداری با ما، در خواب با شما … این نوشته آماده است اما به حرمت زحمتی که برای این گفت و گو کشیده ام، و برای فاصله نیافتادن میان این مصاحبه و متن جدید من و یامین پور، دل نوشت فوق، دوشنبه شب در همین وبلاگ و سه شنبه در روزنامه وطن امروز کار خواهد شد.

از قاصدک، پیامک می خواهم

این روزها وقت و بی وقت برایم “اس ام اس” می آید که دولت علیه مجلس چه گفته، مجلس چی جواب داده. فلانی چی گفته. بهمانی چی گفته. مشایی مجلس را چطور نواخته، باهنر با چه جمله ای جوابش را داده. خسته شدم! اگر ممکن است یکی از دل “آقا” برایم نه “اس ام اس” که پیامی بفرستد. به یک “پیامک” از یک “قاصدک” هم راضی ام. الهی بشکند دست مسئولینی که دل ماه ما ستاره ها را خون می کنند. اوقاتش را تلخ می کنند. دست همه شان بشکند الهی.

این تصویر، دقیقا مربوط به گفت گوی اختصاصی قطعه ۲۶ با وحید یامین پور است

قطعه ۲۶ ردیف عشق مقدس

طرحی از انتظار زیباست

کاری از میلاد پسندیده

هنوز ساعاتی از قرار دوم مصاحبه نگذشته بود، که پیامک داد: “لطفا یک نکته را در تنظیم مصاحبه در نظر داشته باشید. هر جای حرف هایم بوی تکبر و خودستایی می دهد، حذفش کنید”. جواب ندادم پیامکش را، چون بوی تکبر و خودستایی نمی داد حرف هایش. درد داشت در دلش، با این حال بغض را در گلو تقیه کرده بود و اشک را در چشم. این جوان به دل آدم می نشیند. مشکل از صدا و سیماست که یک ارگان است، نه یک آدم، اگر “دیروز، امروز، فردا” ی “وحید یامین پور” دلش را زده. “دیروز، امروز، فردا” چه پس فردایی داشته باشد، چه نداشته باشد، فردا و فرداها از آن نسل وحید است. “۹ دی” نسل توحید است. تبر ابراهیم دست ماست. ذوالفقار علی دست سیدعلی. ما یک خدا داریم و یک رهبر. این تمام حرف نسل ماست. ناخدای کشتی انقلاب، هیچ کس مثل او باخدا نیست. جای این حرفها اتفاقا در اشاره مصاحبه با وحید یامین پور است. من و وحید هر ۲ از یک نسلیم. در یک سن و سال. من و وحید، هر ۲ دیر به دنیا آمدیم. دشمن ما “بعثی ها” نیستند، “بعضی ها” هستند. دشمن ما از ما ایرانی تر است. دست به او بزنی، می شود برادرکشی! حرف به او بزنی، در “دیروز، امروز، فردا” از گل نازکتر صدا کنی خار را، آلبوم عکس هایش را با “حضرت گل” در فرودگاه مارشال دوگل، می کوباند فرق سرت. سر درد گرفته وحید این روزها. برنامه ریخته بود و برنامه ساخته بود تا در رسانه ملی، علی تنها نماند اما باورش نبود که ستاره هم باشی، خفاشی هست که به نام ماه، تو را بزند. وحید چون در طول مصاحبه، خودستایی نکرد، بگذار من او را در اشاره مصاحبه بستایم. چه بسیار که در لیالی ارک، او را به هم نشان دادیم که؛ “نگاه کن، مجری صدا و سیما هم آمده حاج منصور”. مجری صدا و سیما حاج منصور نمی آید. می رود پارتی شبانه و “۹۰″ درجه، حال می دهد به کمرش. بلوتوثش هست. مجری صدا و سیما، دفتر دارد در رسانه ملی. کارت می زند. فیش حقوقی دارد. مزایا دارد اما وحید یامین پور مجری صدا و سیما نیست. صدا و سیما، کارمند جمهوری اسلامی می خواهد اما یامین پور، فرزند انقلاب اسلامی است. فرزند انقلاب اسلامی از صندلی جمهوری اسلامی بزرگتر است. وحید یامین پور، مجری صدا و سیما نیست. نماد نسلی است که در رسانه ملی، بهتر است و به مصلحت است، این نسل، نماد نداشته باشد. فیش حقوقی را کسان دیگری می گیرند و نیشش را وحید می شنود. یامین پور ناز هم که بلد نیست بکند. برای که ناز کند؟ برنامه اش در حال احتضار است و خودش به امید، زنده. امیدش به جمهوری اسلامی است که در آن آزادی برای همه هست الا حزب اللهی ها. امید دارد و یقین دارد به این حرف آوینی. “دیروز، امروز، فردا”، آدامسی بود که مسئولین، در ایام فتنه به دهان انداختند و حالا که فتنه، تمام شده، حالا که سران فتنه محاکمه شده اند، حالا که خبری از خواب و نامه و ناله و بیانیه نیست، حالا که قاتلین شهدای بسیجی، همگی اعدام شده اند، حالا که فصل وحدت است، باید در بصیرت دکترا گرفت و این آدامس را از دهان درآورد و انداخت سطل خاک. کم هم نمی آوریم؛ مایه می گذاریم از شمع تا پروانه را بکوبیم و از ماه تا ستاره را و از خامنه ای، تا بکوبیم برنامه “دیروز، امروز، فردا” را. اگر به اسم خمینی، به همت و باکری، روزی می گفتند منافق، چرا امروز به اسم رهبر، بسیجیان را نزنند؟ حق ات است یامین پور. حالا حالاها باید بخوری. اصلا چه کسی گفته تو بسیجی هستی؟ بسیجی واقعی، همت بود و باکری. تقصیر خودت است؛ دیر به دنیا آمدی. زود به دنیا آمده بودی، تو هم می توانستی، هر روز در صدا و سیما، به ما یاد بدهی، چگونه می توان قرمه سبزی پخت و یا از تخم شتر مرغ، در خیابان اغتشاش، چیزبرگر تهیه کرد. آقا وحید! به این می گویند؛ دیگرستایی، نه خودستایی. تو را به اندازه کافی دارند می زنند. بگذار من یکی تیشه نباشم. من ریشه را با تیشه، چون دسته اش از همان چوب درخت است، برادر نمی دانم. بعضی ها به نظر من از بعثی ها بدترند. دوربین صدا و سیما جلوی قلم من نیست. بگذار راحت باشم؛ کو آن سنگ غیرتی که بشکند این بصیرت شیشه ای را؟ جذب حداکثری به معنای دفن عمار نیست. همه اینجا فرزند یعقوب شده اند، جز یوسف. در راز بقا، جذب حداکثری شامل حال گرگ هم شده اما گور بابای “دیروز، امروز، فردا”. تو باید حق بدهی به مدیران رسانه ملی. “راز بقا”، فقط یک برنامه از هزاران برنامه صدا و سیما نیست؛ همه به بقا فکر می کنند. برنامه تو داشت عده ای را رو به فنا می داد. زیادی سرخ بود زبانت. تا تو باشی دیگر حاج سعید قاسمی را به رسانه ملی دعوت نکنی. فتنه بعدی، کمبوجیه را دعوت کن، تا برایت از کورش بگوید. اسکندر مقدونی هم راستش آدم خوبی بود. چنگیز هم. ابوموسی اشعری اما کلا عادت داشت به جا به جا کردن انگشتر. مالک اشتر، بی بصیرت بود و جلوتر از علی، خودش را رساند به خیمه معاویه که چه بشود؟ تو هم بی بصیرت بودی وحید که از وحید جلیلی دعوت کردی بیاید رسانه ملی. با آن موهای شانه نکرده اش، گند زد به سیماچوب. به تو رو می دادند لابد طلبه سیرجانی را هم دعوت می کردی. اینجا پسر خوب، صدا و سیماست، نه هفته نامه یالثارات الحسین. حسین شریعتمداری، خودش کیهان دارد. تو باید حسین کرد را دعوت می کردی تا برایت قصه بگوید.
***
مصاحبه اختصاصی قطعه ۲۶ با وحید یامین پور ۲ شقه شد. جلسه اول، هنوز نیم ساعتی از گفت و گو نگذشته بود، که یک تلفن مهم، یامین پور را روانه کیهان کرد. بگذریم که ترافیک تهران رحم نمی کند به قول و قراری. من هم یک ساعتی دیر به قرار رسیدم و الا یامین پور آدمی نبود که نیمه کاره رها کند مصاحبه را. با یامین پور هر ۲ بار در پارکی نزدیک محل کارش گفت و گو کردم. جایی خلوت و دنج که آواز می خواندند گنجشککان. پارک نزدیک محل کار یامین پور اما پارک ملت نبود که محل کار یامین پور اصلا صدا و سیما نیست. بار اول که یامین پور بلند شد و رفت، پیرمردی آمد و به من گفت: این یارو(!) وحید یامین پور نبود؟ گفتم: وحید یامین پور بود اما “یارو” نبود. گفت: چه جور آدمی است؟ گفتم: یاروها دارند جارویش می کنند. گفت: اتفاقا مرا هم یاروها جارو کردند. گفتم: عصا گرفتی دستت برای چه؟ گفت: آخر عصای دستم، در جنگ شهید شد. گفتم: اجازه می دهی ضبط را روشن کنم. گفت: ضبط کن فقط در دل ات. گفتم: بگو. گفت: من خودم هم با محمد رفته بودم جنوب … اینها را جایی که نقل نمی کنی؟ … نری پس فردا بنویسی در روزنامه. دیگر حوصله سر و کله زدن با یاروها را ندارم.
***
قرار دوم مان با وحید افتاد دیروز. به او گفتم ماجرا را. گفت: حتما در مصاحبه بیاور. این بار اما بعد از اتمام گفت و گو، من هم خیلی زود با وحید از پارک رفتم. بیداد می کند سوژه ها، این روزها، در این کوچه ها. دل من چقدر صدای درد، ضبط می توان کرد؟ … این مصاحبه پر از صدای درد است. درد یک مرد. مردی از نسل ۹ دی. نسلی که آلامش، از آمالش مقدس تر است. نسلی که اگر چشم را از او دریغ نکنند، اشک دارد و اگر حنجره را از او نگیرند، فریاد. خار در اشک و استخوان در بغض.
***

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید
وحید یامین پور: بار اول که دیدمت کاپشن ات را انداخته بودی روی شانه هایت و با تردید سلام کردی؛ من مشغول کل کل کردن با حاج حسین بودم، نزدیکی های همان کوچه کثیف که تو خیلی فلافل هایش را دوست داری … شب بیست و هشتم … بار اول بود که می دیدمت، فی الفور شناختم ات. مجری های تلویزیون را از قیافه شان می شناسند، برای شناختن تو که در جرگه ی قلم به دستان بی مزد و منتی، یحتمل باید لای انگشتانت را لمس می کردم. ولی قطعه ۲۶ برای تو هم مثل من آبرویی نگذاشته، انگشت نمایت کرده.
دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید. «ارک» بیشتر از یک مسجد است. آدم های آنجا یاد می گیرند طور دیگری باشند. از جمله بندی شان گرفته تا گریه کردنشان، از سیاسی بودنشان تا فلافل خوردنشان …، مجری مسجد ارکی صیغه ی خنده داری می شود. بالاخره باید همه چیزمان به همه چیزمان بیاید دیگر.
خوبی ما این است که زود جو گیر می شویم، بعد دل را می زنیم به دریا، بعد هم که می دانی مسجد ارکی برگشت توی کارش نیست، مثل همان «یارو» که میدان آزادی زمین می خورد بعد مجبور می شود تا تجریش را سینه خیز برود! کار کردن ما توی تلویزیون هم از همین قسم است.
شب اول توی حیاط، بیانی و مختاری برایم جا گرفته بودند روی نیمچه سکوی شبستان جنوبی. تازه نشسته بودم که حاج حسن گروسی زنگ زد و گفت آمارت را داده اند به حاجی، می خواهد ببیندت. فکرش را بکن. بعد از ۱۷ سال حاجی شنیدن حالا می خواهی بروی حاجی دیدن. شبستان غربی مسجد همانجایی بود که خاص الخواص رفت و آمد می کردند. راهمان دادند که برویم. گل از گلم شکفت تا حاجی را دیدم. دستم را گرفت و صورتم را بوسید و بعد در گوشم گفت «دیروز امروز فردا … فردا یعنی قیامت؛ حواست که هست»! بعد هم ده دقیقه ای خوش و بش و نصیحت. تلویزیون هیچی که برایم نداشته باشد این یکی را داشت که حاج آقا منصور شبستان غربی رو هم ببینم.
شب بیست و هشتم اش هم تو را برایم داشت. که درجا قول مصاحبه بگیری و امروز یقه ام کنی و از دهان ام حرفهای نگفته بیرون بکشی.
اینجا – قطعه ۲۶- غالباً خاطر خواه های مجازی تو رفت و آمد می کنند. مراقبم حرفی نزنم که ناراحتشان کنم. تو خوب بلدی اشک آدم را در بیاوری، یا طوری حرف بزنی که آدم بگوید دمت گرم، حرف دل ما را زدی. ولی اینبار زیاده روی کردی در توصیف ات. یکبار هم وسط مصاحبه گفتم که مبالغه می کنی. اگر از من بپرسی بزرگترین دلمشغولی ات چیست می شنوی که ظاهر بهتر از باطن داشتن. ترس دارد آدم بهتر از آن چه که هست توصیف شود.
بخواهم حالت را بگیرم می گویم هم خودت هم نوشته هایت بوی شهادت می دهد. بوی همان قطعه ۲۶ سرت را مراقب باش. تو الان خوب می فهمی که منظورم تیر و ترکش و اینجور حرفها نیست. منظورم در این وانفسا لگدکوب شدن همان هایی است که تو صدایشان می کنی: «بعضی ها»!
تحویلت می گیرند، بخاطرت تقدیرنامه می گیرند، بعد به حراست احضارت می کنند، بعد سرت را می برند بدون اینکه آب از آب تکان بخورد … حالا تو چون مسجد ارکی هستی برگشتی توی کارت نیست. باید تا تجریش را سینه خیز بروی!
در همان کوران جریان فتنه، یک شب بعد از برنامه، مادرم زنگ زد و با بغض لرزانی گفت که مراقب خودم باشم. گفت این جنبشی ها حالیشان نیست، داغ اند، یکروز صبح بیدار می شوی می بینی سرت را بریده اند گذاشته اند روی سینه ات! من هم خندیدم و گفتم یادتان نرود در تشییع جنازه شعار بدهید: «برادر جنبشی، چرا برادر کشی»!
برادران جنبشی مدتی است رفته اند تعطیلات، دوبی، آنتالیا، زیباکنار،… چه می دانم. تو بهتر آدرس کلمات را بلدی، حالا بجای بخش اول شعار بگرد یک کلمه ای بگذار: «برادر …، چرا برادر کشی».
دست آخر …
آدم نوشته های تو را که می بیند، حرف زدنش می گیرد. حالا فکرش را بکن تو آمده ای با دو تا ریکوردر روشن جلویت، قلمت را برداشته ای، زل می زنی توی چشمهایم و سوال پیچم می کنی. همین را بگویم که اگر بخاطر این مصاحبه، حج امسالم را بقول حاج سعید خرمال کنند، پوست ات را می کنم می دهم از سر در صدا و سیما آویزان کنند
.

***

مصاحبه اختصاصی قطعه ۲۶ با وحید یامین پور

*ابتدا و بنا بر قولی که به بچه های قطعه ۲۶ داده بودم، اول برویم سر وقت پرسش های این دوستان.
من در خدمت شما و این دوستان هستم.
*وقتی می روی، مسجد محل پدر خانم، چرا با بچه های مسجد گرم نمی گیری؟
مسجد خودمان هم هست. خانه خودمان همان جاست. نه، من جواب سر بالا به کسی نمی دهم. اغلب هم خودشان متوجه می شوم که از دور مرا به همدیگر نشان می دهند و جلو نمی آیند. اتفاقا با تعدادی از بچه های مسجد رفیقم. کسی اگر ادعایی دارد که من مثلا تحویلش نگرفته ام، بیاید خودش را معرفی کند.
*دلیل قطع برنامه؟
دلیل اصلی اش “مگو” است.
*راست است که می گویند شما می خواهید “۹۰ سیاسی” درست کنید؟
خوشم نمی آید از این تعبیر. اسم کار ما را نباید در نسبت با اسمی دیگر سنجید که من حس خوبی به آن ندارم.
*آیا شما اسیر این صحنه آرایی خطرناک می شوید؟
جانباز می شوم؛ البته امیدوارم نفله نشوم!
*آیا لابی آقای مشایی در تعطیلی برنامه “دیروز، امروز، فردا” هم ماشاالله هزار ماشاءالله فعال بوده؟
من خبر ندارم.
*این یکی البته سئوال خودم است؛ ماشاالله هزار شمس الواعظین چی؟
آن را هم خبر ندارم.
*پرسیده اند از شما که سختی های پشت صحنه کار چه بوده؟
برای اولین بار قرار است در یک برنامه تلوزیونی، معتبرترین آدم های یک سیستم حکومتی، لااقل از حیث ظاهر را به چالش بکشی. کار بسیار دشواری است. من تعجب می کنم که گاهی عده ای این برنامه را با برنامه های ورزشی و سینمایی مقایسه می کنند. آدم ها و جریانات سیاسی شوخی بردار نیستند ولی رویکرد ما چالش با ایشان بود. کسی که سیاست را بشناسد، سختی جلوی صحنه و پشت صحنه و بعد صحنه و ۲ ماه بعد صحنه را درک می کند.
* بهترین خاطره شما در این رابطه؟
ارتباط قلبی و عاطفی مردم و به خصوص متدینین با برنامه. گاهی که مقداری خسته و دلسرد می شدم، مادر شهیدی، رزمنده دفاع مقدسی، روحانی اهل دلی وقتی مثلا می گفت؛ نذر کرده برای روی پا ماندن برنامه و یا رفته و یک دعای مفصلی برای خود من خوانده، من تازه می فهمیدم که این قصه، قصه شخص من نیست و من فقط مجرایی برای این اتفاق مبارک و این ارتباط میمون هستم و دوباره برمی گشتم سر خط.
*و یک خاطره پشت صحنه ای؟ مثلا چیزی از این جنس که در فاصله برنامه، به شما تذکری داده شود که …
یادم نمی آید در این فاصله ای که شما گفتی، تذکری به من داده شود که منجر به عوض کردن روند بحث گردد اما در یکی از برنامه ها مهمان برنامه آنقدر از سئوالات من کلافه شده بود که مدام می گفت: کی برنامه تمام می شود، من دیگر کم آوردم. البته این “کم آوردم” را رسما نمی گفت. می گفت: کی برنامه تمام می شود.
*آن وقت این مهمان محترم چه کسی بودند؟
اسم که نمی توانم ببرم.
*حالا.
شاید درست نباشد اسم ببرم.
*اما تا نگویی، نمی روم سراغ سئوال بعدی. من به پرسش های خودم حساس نباشم، به سئوالات بچه های قطعه حساسم. بگو و خلاص.
حالا یکی!
*از شما اهالی قطعه ۲۶ پرسیده اند؛ مهمترین مهمانی که به برنامه دعوت کردید و نیامد، چه کسی بود؟
رحیم پور ازغدی.
*چرا قبول نکرد؟
استدلال خودش را داشت. می گفت: من زیاد روی آنتن هستم و اینکه در یک برنامه گفت و گو محور هم بیایم، شاید اجحاف در حق دیگران باشد. این دلیل را به من گفتند. شاید دلایل دیگری هم داشتند که به من نگفتند.
*چند درصد کسانی که دعوت کردید، نیامدند؟
۳۵ درصد.
*بیشتر از کدام جناح بودند؟
اغلب دوم خردادی بودند.
*سخت ترین برنامه تان در “دیروز، امروز، فردا”.
مناظره زاکانی و اطاعت.
*این مال برنامه “رو به فردا” بود.
“دیروز، امروز، فردا” سخت ترین برنامه ام، حاج سعید قاسمی بود.

*احساس می کنم در آن برنامه، آنقدر غرق صحبت های حاج سعید شده بودی که انگار جز گوش دادن به سخنان ناب حاج سعید، وظیفه دیگری نداشتی؟
وقتی حاج سعید به برنامه آمد، راستش دست پاچه شده بودم.
*یعنی از شر عواقب حضور حاج سعید در برنامه، دوست داشتی دعوتت را قبول نکند؟ نکند دعوت کردن تو از حاج سعید، تعارف شاه عبدالعظیمی بود که زد و گرفت؟
نه، من که خیلی اصرار کردم بیاید ایشان اما این مثل کسی می ماند که می داند فقط یک ربع دیگر زنده است. چه کار می تواند بکند؟ من چنین حسی داشتم. در دلم می گفتم؛ حاج سعید فقط یک بار در چنین برنامه ای آفتابی می شود و من نباید بگذارم این یک بار برای همیشه باشد. از طرفی هم دوست نداشتم فرصت این حضور را از دست بدهم. واقعا مانده بودم، چه کنم. وقتی هم نبود. در یک ساعت اول برنامه اما من واقعا داشتم دیوانه می شدم؛ هر کاری می کردم حاج سعید حرفی نمی زد و از بحث فرار می کرد یا وارد بحث نمی شد. واقعا داشتم دیوانه می شدم. الان یادم نیست با چه سئوالی از طرف من و یا چه اتفاق ناخودآگاهی، یک دفعه قطار درد دل های حاج سعید افتاد روی ریل. به اینجا که رسید من ترجیج دادم ۲۵ دقیقه سکوت کنم. این سکوت طولانی توسط گرداننده یک برنامه، در تلوزیون بی سابقه است. خاطرم هست مدیر شبکه همان زمان زنگ زده بود به عوامل پشت صحنه، که به گوش من برسانند، همین طوری ساکت بمان. هیچی نگو! یعنی بگذار هر چه دوست دارد بگوید.
*راستش را بگو؛ در این سکوت، عمدی داشتی و یا واقعا غرق صحبت های حاج سعید شده بودی؟
به نوعی هیچ کدام. اصلا نمی دانستم چه کار باید بکنم. همه اش می ترسیدم یک حرف نا به جا و یا حتی به جا از طرف من، رشته کلام حاج سعید را که بد جوری گرم شده بود، پاره کند. این بود که از قامت شخص گفت و گو کننده، بیرون آمدم و ترجیح دادم یکی از سخنرانی های داغ حاج سعید را، نه در فلان دانشگاه، که در رسانه ملی گوش کنم.
*من می خواهم یک چیزی بگویم؛ خوب صحبت های حاج سعید در آن برنامه یادم هست. آن حرف ها را قبلا هم حاج سعید زیاد زده بود اما وجه تمایزش این بود که آن حرف ها داشت از تلوزیون و به صورت زنده پخش می شد.
قطعا همین طور است.
*این پرسش را بچه ها جور دیگری پرسیده بودند اما من چون آدم متواضعی هستم، به گونه دیگری مطرح می کنم؛ چرا از نسل خودت از نسل ۹ دی دعوت نکردی در برنامه؟ مثلا؛ مسئول بسیج دانشجویی فلان دانشگاه. بچه های هم سن و سال خودت که بار اصلی خواباندن فتنه روی دوش همین نسل بود.
این چند دلیل دارد. مهم ترینش اینکه من این احساس را داشتم که مخاطب، به خصوص مخاطب عام چنین انتظاری از ما ندارد. این مخاطب از من توقع داشت خواص را به برنامه دعوت کنم اما جنس نو، تازه و بکری از خواص. ما در “دیروز، امروز، فردا” یک پله مهم در این باره بالا آمدیم. یعنی خواص معروف را به برنامه نیاوردیم. طیف جدیدی از خواص را رونمایی کردیم که در عین خاص بودن و خواص بودن، حداقل در رسانه ملی غریب بودند. خواص خاصی که اتفاقا در فتنه ۸۸ بر خلاف دیگر خواص جامعه، عالی عمل کردند. حالا اگر من یک پله دیگر هم می خواستم جلو بیایم و نسل سومی های اهل بصیرت و خواص هم نسل خودم را به برنامه دعوت می کردم، به نظرم جایش در آن برنامه نبود و مثلا یک برنامه دانشجویی تری، جوانانه تری می طلبید. اگر بگذارند، به فکر چنین برنامه ای از همین حالا هستم.

*بچه های قطعه از شما پرسیده اند؛ ضرغامی، دارابی و یا دست های پشت پرده، کدام یک برنامه محبوب شان را به این حال و روز انداخته؟
گفتم که “مگو” است.
*حالا می شود بگویید.
فقط این را می گویم که این حال و روز، هیچ ربطی به بهانه تراشی های عده ای ندارد.
*می توانم این بهانه ها را حدس بزنم؛ اینکه مثلا از شعاع ماه مایه بگذارند برای کوبیدن شعار ستاره.
تعابیر زیبای شما همیشه حرف دل ما بوده است. بله؛ شایعه کرده اند برنامه برای این تعطیل شده که مورد نظر رهبر نبوده و یا از بیت رهبری تذکر داده اند. هرگز چنین نبوده و بر عکس، افتخار این برنامه این بوده که به قول شما؛ شعارش فقط در شعاع نور ماه بوده و از این صراط مستقیم بیرون نرفته.
*این اما جواب سئوال من نبودها؟
شما مگر چی پرسیدید؟
*من چیزی نپرسیدم. بچه های قطعه از شما پرسیدند؛ ضرغامی، دارابی و یا …
اجازه بدهید … شاید برنامه ادامه داشته باشد.
*اگر گفتن “مگو” هزینه اش تعطیلی کامل برنامه است، خب نگویید اما این را هم نگویید که برنامه می خواهد به یک شیر بی یال و دم و اشکم تبدیل شود.
زیر بار این که نمی روم قطعا.
*به نظر شما مشایی در رسانه ملی هم آدم دارد؟
اطلاع ندارم.
*خوشم می آید که سیاست داری! بچه ها پرسیده اند؛ آیا “آقا” نظری درباره برنامه داده؟ و آیا خودتان چیزی شنیده اید؟
در ابتدای کار نظراتی به ما منتقل می شد. البته به ما نمی گفتند که این نظر مستقیم “آقا”ست. با واسطه نزدیکان بیت و مدیران سازمان و در قالب مشاوره، نظراتی به گوش ما می رسید.
*خب این یعنی چی؟
یعنی هیچ وقت به من نمی گفتند “آقا” این نظر را درباره برنامه شما داده.
*دلیلی نمی بینم برای این کار.
با واسطه مدیران سازمان تذکراتی به من ابلاغ می شد.
*من نظر خود “آقا” را پرسیدم، نه تذکرات با واسطه این و آن را.
قطعا رهبر از کنار چنین برنامه ای، راحت عبور نمی کنند. منتهی به من نظر مستقیم “آقا” را ندادند، ولی از طرف نزدیکان، تذکراتی به من داده می شد با واسطه مدیران سازمان.
*چه تذکراتی؟
راجع به جهت گیری های کلی برنامه. راجع به موضوعات مورد بحث. کلیت کار را مورد قبول می دانستند و تذکرات جهت تکامل کار بود. این البته برای روزهای ابتدایی برنامه است. مال سال هشتاد و هشت.
*من نمی دانم اما این روزها زیاد با این جمله ام صفا می کنم؛ “عده ای به اسم شمع، پروانه را می زنند”. این را ول کنیم. از کسانی بگو که پشت پرده، اجازه ندادند برنامه ادامه پیدا کند.
سئوالت را چند بار می پرسی؟
*آنقدر که هم جواب بدهی و هم برنامه با قوت و اقتدار ادامه پیدا کند.
اول گفتند برنامه تعطیل است. بعد گفتند تا اطلاع ثانوی تعطیل است.
*این را که به رسانه ها هم گفته بودید. من می گویم چه کسانی این را گفتند و با چه دلیلی این را گفتند؟
اولی اش “مگو” است و دومی اش را فقط گفتند صبر کنید تا به یک ساختار جدید در ارائه این برنامه برسیم. شاید بخشی از این ساختار جدید تعویض من باشد. البته اطلاعی ندارم ولی حدس می زنم این اتفاق بیافتد. بعدها من جست و جو کردم که اصلا کار به چه دلیل به اینجا کشیده شد. یکی از مدیران سازمان، دلایلی را به من گفت که به واقعیت ماجرا نزدیک می نمود. آن دلایل فعلا قابل گفتن نیست. الان گفتن آن مفسده دارد. شاید روزی گفتم.
*و آوینی هم روزی گفت: “در جمهوری اسلامی همه آزادند الا بچه حزب الهی ها”. وحی منزل است این جمله. شک نکن وحید.

چه بگویم؟
*برنامه شما شخص محور بود. شما را بردارند، لطف اش را از دست می دهد. مردم به این برنامه با وحید یامین پور عادت کرده اند. شما را از این برنامه بردارند، کمک کردند به محبوبیت بیشتر شما ناشی از مظلومیت بیشتر شما در رسانه ملی.
این حرف شما نفس مرا حال می آورد ولی واقعا نمی دانم این گونه باشد یا نه چون خیلی ها هم که صاحب نفوذ هستند و تصمیم گیر، به کار من انتقاد دارند و دوست دارند من نباشم.
*من یک جمله معروفی دارم که کاربردش مال همین وقت هاست.

چه جمله ای؟

*به ایشان البته یک طوری که حمل بر بی ادبی نشود بگو؛ غلط کردید بیشمارید! … از شما پرسیده اند که چرا در این مدت، واکنش تان به تعطیلی برنامه، محافظه کارانه بوده است؟ آیا دوربین سیما، روی شجاعت و گستاخی مثبت تان تاثیر منفی داشته و یا نسبت به برنامه تان تعصبی ندارید؟
من روی این برنامه تعصب دارم. شاید هیچ کس اندازه من دلش برای “دیروز، امروز، فردا” نسوزد اما سئوالی که تو گفتی، چند دلیل دارد؛ ببینید! اینکه من خودم برای ادامه این برنامه چانه بزنم، شاید خیلی درست نباشد و پیام خوبی نداشته باشد؛ علی الظاهر انگار که من ذینفعم برنامه دوباره روی آنتن برود. لذا من سکوت می کنم. دیگر اینکه واکنش مردمی به تعطیلی این برنامه، نمی گویم کافی بوده اما بسیار چشمگیر است. این هم باز مرا مجاب می کند که خودم بیشتر سکوت بکنم. دلیل سوم و از همه مهمترش اما همان دلیل “مگو” است.
*کشتی تو هم ما را با این “مگو”. بگو ببینیم تا به حال در کوچه کثیف، فلافل خوردی؟ اینکه دیگر “مگو” نیست؟
در دوران نوجوانی، چرا. دهه ۷۰ چند باری گذر ما هم به کوچه کثیف افتاد.
*چرا می خندی؟
هیچی! این فلافل های کوچه کثیف یک طرف، کله پاچه های میدان راه آهن یک طرف.
*تو را به خدا حال ما را به هم نزن!
یادم است یک بار از مجلس دعای کمیل حضرت سیدالکریم برمی گشتیم. این مال ۱۵ سال پیش است. نزدیکای اذان صبح بود. رفتیم و یک کله پاچه خوردیم و چشم تان روز بد نبیند؛ ما را تا دم مرگ برد.
*کله پزی های میدان راه آهن را کاری ندارم اما تمام مزه فلافل کوچه کثیف، به همین کثافت کوچه کثیف برمی گردد.
آن کله پاچه اما یک چیزی آن طرفتر از کثافت بود، منتهی خواب مان می آمد، نفهمیدیم چی خوردیم.
*بچه های قطعه پرسیده اند؛ جای خالی “دیروز، امروز، فردا” را با چه برنامه ای پر کنیم؟
پر نکنند. خالی بگذارند، شاید برگشتیم.
*راز سعه صدر شما در برنامه در مواجهه با افرادی که با تفکر شما همسو نبودند، چه بود؟
من به ذکاوت مردم اعتقاد دارم. مردم ایران خیلی باهوش اند. خودشان از فحوای کلام، از حس چون منی در برنامه، همه چیز را درست برداشت می کنند. البته این چیزی که شما به آن می گویی “سعه صدر” برایم درد سر هم داشته. یک روز در نماز جمعه تهران، همین سعه صدر کار دست مان داد و دوستانی که یک مقدار آتشین مزاج بودند، چیزی نمانده بود به جانم بیافتند. می گفتند؛ تو اصلاح طلبی! من فرار کردم و الا کتک بدی خورده بودم.
*در این مملکت برای هر نفسی که می کشی باید به ۲۰۰ نفر جواب پس بدهی. بگذریم؛ شما وقتی حسین شریعتمداری را با سمنان پرست معروف، در یک برنامه جمع می کنی، عالم و می دانند که تفکر شما به سمت کدام یک از این دو، گرایش دارد. این علقه آیا به وظیفه حرفه ای شما لطمه نمی زد؟ و دیگر اینکه باعث نمی شد شما بی عدالتی کنید؟ به هر حال شما در چنین برنامه ای حتی اگر نتوانید بی طرف باشید، لااقل باید عدالت را رعایت کنید.
سئوال سختی است اما منصف هایی که در این باره دیدگاه سیاسی مرا نمی دانستند و البته نظرسنجی های مان، موید این است که من بی عدالتی نکردم. هفتاد درصد بینندگان برنامه معتقدند؛ من اصول حرفه ای را قربانی سلیقه سیاسی خودم نکرده ام. با این حال من کتمان نمی کنم که گرایش سیاسی خودم را دارم. در عین حال چون جوان هستم، حق هیجانی شدن هم برایم محفوظ است. گاهی پیش می آمد که از روی هیجانی شدن، حرفی را می زدم، که از نظر حرفه ای بهتر بود نمی زدم. با این همه وقتی آقای اطاعت، آخر برنامه روی مرا می بوسد که؛ شما عادلانه برخورد کردی، باعث می شود که …
*در نماز جمعه کتک بخوری!
بله، در نماز جمعه کتک بخورم.
*حسابی خندیدی ها!
قشنگ گفتی … این را هم بگویم؛ من کد آوردن از سخن امام و یا “آقا” را نه غیر حرفه ای می دانم و نه بی عدالتی. برخی رعایت عدالت را دست کشیدن ما از ولایت می دانند.
*من حتم کردم که صدا و سیمایی نیستی.
چرا؟
*به “آقا” نمی گویی؛ مقام معظم رهبری. می گویی؛ “آقا”.
البته در رسانه ملی هم …
*خواهش می کنم شما دیگر شعار نده. ما خودمان میزان خوب بودن اهالی رسانه ملی را از بریم. سئوال کرده اند؛ آیا شده بود که مهمانی را به برنامه دعوت کنید و متاثر از مباحث مطرح شده در برنامه و احیانا دعوا و مرافعه، برای شما بعدا درد سر درست کند؟
اذیت ملموس نه، ولی دو سه مورد شده بود که پیام های بدی ازشان دریافت کردم. یعنی حرف های تحقیرآمیزی درباره من زدند و رفتار نامناسبی از خود بروز دادند. این هم بوده که به بعضی ها گفته بودند که حال فلانی را فلان جا که دیدیش بگیر.
*اینهایی که می گویی، از کدام جناح بودند؟
متاسفانه از هر ۲ طرف بودند؛ هم اصلاح طلبان و هم اصول گرایان.
*مثل اینکه تا در نماز جمعه کتک نخوری، اصلاح نمی شوی! … یکی پرسیده؛ ما با رسانه ملی قهر بودیم. برنامه شما تقریبا ما را با رسانه ملی آشتی داد. حالا چه کنیم؟
قهر نکنند. اعتماد کنند. صبر کنند. کمک کنند. رسانه ملی گاهی بیشتر از این از دستش برنمی آید. این حرف من هم یک کنایه است و هم اشاره ای به معذورات خاص رسانه ملی.

*یکی از دوستان قطعه ۲۶ پرسیده؛ راستش را بگویید. قبلا هم حاج منصور می رفتید یا بعد از چهره شدن، پای تان به ارک باز شد؟
من از سال ۷۲ مسجد ارک می روم. آن موقع ولی با توجه به سن و سال کم من و زمان شروع مراسم مسجد ارک، طبعا زیاد اجازه نداشتم تا دیر وقت از خانه بیرون باشم. سال های دبیرستان که یک مقدار قد کشیده بودیم، اما به جز مسجد ارک، به صنف لباس فروش ها هم می رفتم؛ سه شنبه صبح ها و چه می چسبید صبحانه آنجا. نان سنگک و پنیر و چای در این استکان قدیمی ها. گاهی هم می رفتم شهرری. دعای کمیل. مجالس سعید هم از قبل اینکه حسینیه امام حسن را به این شکل درست کنند، می رفتم. آن ایام هم فرصتم بیشتر بود و هم حوصله ام.
*چند سال دارید؟
۳۰ سال.
*پس، از قبل زمینه های کوچه کثیف در وجود شما بود؟
اولین باری که رفتم حاج منصور یک چک از رفیقم خوردم.
*چرا؟
رفیقی داشتم که چند سال از خودم بزرگتر بود. خیلی مراقبم بود که به زعم خودش در زمینه مذهبی دچار انحراف و تندروی نشوم. همیشه می گفت: تو به شور نیازی نداری، به شعور نیاز داری. فقط برو مجالس شیخ حسین انصاریان در هیات محبین در میدان قیام. یک شب برگشتنی از محبین، رفتم ارک و رفیق مان هم به هر نحو که بود، فهمید و مرا نواخت. جالب اینکه بعدها خودش من را می برد حاج منصور.
*چه چیزی در صدای این پیرغلام حسین است که هوایی می کند آدم را؟
بعضی می گویند؛ عادت به نوعی مداحی است ولی ما هر چه اسمش را بگذاریم، من جای دیگری جز پای منبر حاجی، گریه ام نمی گیرد. این شاید یک ارتباط قلبی باشد. حاج منصور با صدای گرمش به خیلی ها مثل من حس تقرب می دهد.
*برخی از دوستان قطعه هم در این باره پرسش هایی مطرح کرده اند که طرح آن را زائد و حاشیه ای می دانم. بفرمایید اگر شما را ملت در جایی با عنوان “مجری صدا و سیما” نشان کنند، ناراحت نمی شوید؟
ناراحت می شوم واقعیتش.
*دوست دارید شما را چی صدا کنند؟
اگر قرار است مجری و این قبیل چیزها صدا کنند، صدا نکنند، بهتر است. من برای خودم اسم دارد؛ وحید یامین پور. هیچ کجای این اسم هم پسوند و پیشوند مجری گری در رسانه ملی نیامده.
*بچه ها از شما پرسیده اند؛ آیا وبلاگ ها را می بینید و اگر می بینید آیا قطعه ۲۶ را هم می بینید؟
حقیقتش خیلی وقت وبگردی ندارم اما قطعه ۲۶ را بعضا می بینم. آن اوایل تاسیس وبلاگ هم چند باری آمدم و مطالبی از تو را خواندم؛ من وقتی متوجه قطعه ۲۶ شدم که در یک مقطع می دیدم اغلب ورودی های وبلاگ خودم از جایی به اسم قطعه ۲۶ می آیند. کنجکاو شدم که این قطعه ۲۶ دیگر کجاست! رفتم و سر زدم و دیدم چقدر بازدید کننده دارد و بعضا چه مطالب خوبی. الان اما اگر هم روزی وقت کنم و وصل شوم به اینترنت، بیشتر نیم نگاهی می اندازم به برخی سایت های خبری، تا دیدن وبلاگ دیگر دوستان.
*شرایط جدیدی که برای تان پیش آمده، باعث نمی شود به وبلاگ تان؛ “کیستی ما” بیشتر برسید؟
همین الان برای دیدن کامنت های تازه، سر می زنم به وبلاگم اما فعلا مجال به روزرسانی ندارم.
*فکر نمی کنید  بهترین و در عین حال کم هزینه ترین جایی که مردم، بی واسطه می توانند با وحید یامین پور سخن بگویند، همین “کیستی ما”ست؟
بدون شک همین طور است و بیشتر برای “کیستی ما” باید وقت بگذارم.
*بچه های قطعه از شما درباره ارائه بسته کامل برنامه “رو به فردا” و “دیروز، امروز، فردا” پرسیده اند؟ آیا احتمال دارد که این ۲ برنامه، کتاب هم بشود برای ماندگاری مکتوب؟
من که خودم امکان سخت افزاری و استعداد مالی این کار را ندارم ولی دیدم مجموعه هایی دارند به صورت غیر انتفاعی این کار را می کنند؛ مثل موسسه فرهنگی آرمان مشهد که مجموعه کار دهه فجر سال ۸۸ را به صورت یک نرم افزار بیرون داده. گاهی هم عده ای بدون اطلاع ما بخشی از کار را برداشتند و در تیراژ چند ده هزار تایی منتشر کردند.  آخرین نمونه اش نمایشگاه قرآن بود که در بخش بصیرت قرآنی یک غرفه ای به اسم “دیروز، امروز، فردا” زده بودند که کل برنامه های ما را بدون استثناء داشت و گمانم با مبلغ ناچیزی می فروختند.
*شما را قبلا در جریان همچین غرفه ای گذاشته بودند؟
بله، من استقبال کردم. کمک شان هم کردم.
*گاهی که می بینی، بدون اجازه ات، کارهای تو را با سلیقه خود و احیانا نفع مالی منتشر می کنند، ناراحت نمی شوی؟
اتفاقا خوشحال می شوم که این برنامه برای مردم عزیز است.
*اما ناراحت هم می شوی لابد که می بینی با دست رنج تو، یک عده دیگر دنبال نفع مالی خودشان می گردند. اینکه دیگر به عزیز بودن برنامه نزد مردم بستگی ندارد.
اینجا را موضع تبلیغ می دانم نه موضوع کپی رایت. بحث تبلیغ حق است. هر کسی هر کاری از دستش برمی آید، انجام دهد. دستش هم درد نکند. پولی هم اگر احیانا به جیب زد، نوش جانش.
*شما هم از بس خوبی، شورش را درآورده ای! کتاب را نگفتی. قرار است این کارهای شما به صورت کتاب درآید؟
چند تایی از دانشجویان خودم در دانشگاه امام صادق، بدون هیچ چشمداشتی، دارند پیاده می کنند نوارها را و ویراستاری می کنند برای کتاب. نمی دانم کی تمام می شود اما کتاب خوبی قطعا خواهد شد.
*این نوارها گفت و گوست و پیاده کردن مصاحبه برای کتاب کار سختی است. خوب واردند این کار را؟ این کتاب هم باید مثل اصل کار، جذاب و خواندنی باشد و قلمی داشته باشد که خسته نکند خواننده را.
امیدوارم همین طور در بیاید. اینها از بهترین دانشجویان دانشگاه امام صادق در کار روزنامه نگاری و نویسندگی هستند.
تذکر مهم: قسمت “آبی” را الان به متن اضافه کردم. کل پرسش و پاسخ بخش بالا (هم سیاه و هم آبی) مربوط به سئوالات شما عزیزان از جناب یامین پور است. در ضمن، شناسنامه را ملاک بگیریم، امروز، روز تولد من است و الا کیست که نداند “۱۰ آذر” باید سورپرایزم کنید. نصف اینترنت را با پرسش های شما پر کردم؛ خسته نباشیدی، چیزی! راستی، یک کشف دیگر:”۹/ ۱۰″ اسم کتابم “نه ده” را بر عکس کنی، می شود “۱۰/ ۹″، تاریخ تولدم. عجب کشفی کردم ها!

***

یامین پور: بخشی از حرفهای تو دقیقا درد دل خودم است

*جناب یامین پور! شما در این مرکز پژوهشی چه کار می کنید؟ بمیرم الهی! صدا و سیما با آن وسعت و عظمت و سیماچوب، به شما دفتری، اتاقی، چیزی نداده؟
نه، نداد.
*عوضش من هم در “وطن امروز” حتی یک میز و صندلی ندارم. بفرمایید؛ اینجا چه کار می کنید؟
دکترای حقوق دارم من و اینجا کار حقوقی – پژوهشی می کنم.
*به علم این مدرک دکترای تان، به رشته حقوق، علاقه ای هم دارید، یا گشتید ببینید کجا منطبق با تحصیلات تان، جایی هست که بچپید آنجا و کارمند نظام مقدس جمهوری اسلامی شوید؟
بله، ساحت برتر وجودی من گرایشات هنری و رسانه ای من است ولی نسبت به آنچه که جوانی ام را برایش گذاشتم و وارد دانشگاه شدم، بی اعتنا هم نیستم. سالهاست دارم در زمینه مثلا جامعه شناسی انحرافات و یا جامعه شناسی جنایی پژوهش می کنم. من نمی گذارم این بخش از تلاشم هدر برود. من در این ساحت هم فکر می کنم می توانم برای خودم، استعدادم، مدرکی که گرفته ام و جامعه ام، مفید باشم.
*شما بیشتر خودت را کارمند جمهوری اسلامی می دانی، یا فرزند انقلاب اسلامی؟
قطعا فرزند انقلاب اسلامی، بعد هم کارمند ساعتی!
*در صدا و سیما که کارمند نبودید؟
چرا، تا سال ۸۶ کارمند رسانه ملی بودم. کارمند حق الزحمه ای. الان اما هیچ قراردادی با صدا و سیما ندارم. دفتر و دستکی هم برای خودم، چه در رسانه ملی و چه در همین جا، اگر داشتم، این مصاحبه در پارک صورت نمی گرفت. برای مناظره های داغ “رو به فردا” تا الان یک تومان هم پول نگرفته ام. در جریان باشید.
*چشم! … قبل از “دیروز، امروز، فردا” پرونده شما در صدا و سیما، حاوی چه صفحاتی است؟
من از ۸۱ در صدا و سیما بودم. از ۸۲ به طور متمرکز در رادیو جوان کار کردم. تا حالا صدها برنامه رادیویی تولید کردم؛ سردبیر، نویسنده و گوینده – مجری. کارشناس – مجری برتر شبکه جوان بودم. خیلی برای رادیو انرژی گذاشتم و رادیو خیلی چیزها را رسانه را هنر را به من یاد داد. رادیو برای کسانی که در رادیو کار می کنند، ناقل حس خاصی است که هرگز از ضمیر آدم بیرون نمی رود. مخاطبان من بیشتر مرا با “قرار شبانه” می شناسند. یک برنامه زنده رادیویی که به گفته رئیس وقت رادیو؛ آقای دکتر خجسته، یک اتفاق در برنامه های معارفی و اندیشه ای رادیو به حساب می آمد. قرار شبانه ۳ سال هر شب به طور زنده روی آنتن بود و مخاطبان زیادی داشت. از انبوه برنامه های رادیویی و تلوزیونی، هیچ کدام شان به شیرینی قرار عاشقانه در خاطرم نمانده، حتی “دیروز، امروز، فردا”. این برنامه قطعا جایگاه منحصربه فردی دارد ولی تلوزیون آفات زیادی هم دارد که مهمترینش شهرت است. شهرت که می آید تو خیلی باید تقوا و صلابت روح و سلامت نفس داشته باشی که برکنار بمانی از زوائد این بلا. یک جاهایی این بلا به من آسیب زده. شهرت، آسیب را به همراه خود دارد، حتی تو اگر نهایت خداترسی را هم داشته باشی. بالاخره جایی می آید و یقه تو را می گیرد اما در قرار شبانه خبری از این بلا نبود.
*یادت هست، آن شب که در مسجد ارک همدیگر را دیدیم، به تو چی گفتم؟
بله ولی آن تعبیر را زیاده روی می دانم.
*اما من هنوز هم معتقدم شما در صدا و سیما مبدل به نماد نسلی شده اید، که راحت تر و بی درد سرتر آن است که آن نسل در رسانه ملی نماد نداشته باشد. اولی را قبول کنم زیاده روی است، حاضرم روی سر دومی قسم بخورم.
فکر می کنم سوء تفاهم میان بچه حزب اللهی ها و صدا و سیما یک مقدار زیاد است.
*من هم فکر می کنم وحید یامین پور در حرف زدن، ادای مدیران نظام را درنیاورد بهتر باشد.
نخیر، اینطور ها هم نیست.
*بدتر از این است! می شود به من بگویی در رسانه ملی، چند بار اسم شهدای بسیج در فتنه ۸۸ برده شده و چند بار اسم مقصرین کهریزک؟ یا کشته های کهریزک؟ می شود به من بگویی، سهم خون شهید حسین غلام کبیری، سهم جان این شهید در رسانه ملی ما چقدر بوده است؟ آیا رسانه ملی اصلا شهید امیر ذوالعلی به گوشش خورده؟ چون سی و چند خواهر و برادر مومن و بسیجی ما را “بعضی ها” و نه “بعثی ها” به شهادت رساندند، رسانه ملی هم معتقد است؛ بسیجی واقعی، همت بود و باکری. جناب دکتر وحید یامین پور! ما در صدا و سیمای شما (دوست نداشتم بگویم؛ صدا و سیمای شما اما خودت مجبورم کردی) بارها مظلومی به نام آقای روح الامینی را دیدیم اما یک بار هم مظلومه ای به نام مادر شهید حسین غلام کبیری را ندیدیم. روز ۲۵ خرداد، مگر یک خواهر بسیجی و دختر خردسالش را جلوی پایگاه بسیج میدان آزادی، فقط به جرم چادر و حجاب، به شهادت نرساندند؟ چرا رسانه ملی، که از نظر من رسانه مملی هم نیست، چه رسد به ملی، تا به حال حتی یک بار اسمی از این ۲ شهیده مظلوم نبرده است؟ ۸ ماه دفاع مقدس نسل خود جنابعالی اگر نبود، از ۸ سال دفاع مقدس، مگر چیزی هم باقی می ماند؟ چرا رسانه ملی شما نشان نمی دهد که خون چمران و باقری و زین الدین و دستواره و صیاد، جوشش دوباره اش مدیون خون شهدای بسیجی فتنه ۸۸ است؟ آقای یامین پور! بچه های بسیج با اسلحه سرد، با باتوم و با نی ساندیس در برابر ۲۵۰۰ ماهواره جاسوسی دشمن ایستادند؟ کجا این را صدا و سیمای حضرت ضرغامی نشان داد؟ بچسب به مای بیبی و ایزی لایف، چون پول دارد. خون بچه بسیجی چقدر برای رسانه ملی پول دارد؟ هیچی! … اما نه. خون این شهیدها و شهیده های فتنه اخیر نبود، خیلی ببخشیدها، عذر می خواهم؛ همین رسانه ملی شما الان به کروبی باید می گفت: رهبر معظم انقلاب. من هم قبول دارم اینطوری ها نیست؛ بلکه بدتر از این است. این صدا و سیما هم شان خون غلام کبیری نیست. هم تراز کارمندان خودش است. در ضمن، ما در همین رابطه ها به برنامه خود شما هم نقد داریم.
من که نباید به این سئوالات جواب بدهم. بخشی از این چیزهایی که گفتی، حرف من هم هست.
*پس نگویید سوء تفاهم است.
من که نمی خواهم بگویم رسانه ملی بی گناه است اما بیش از آنچه حق است نباید نسبت به صدا و سیما بدبین بود. امکان رسانه ملی همین است. البته کم بودن این امکان، باز هم گردن خود صدا و سیماست اما قبول کنید کار خیلی دشوار است. تند بودن بخش کوچکی از حرف شما از این جهت است که برداری مثلا به وزارت ارشاد گیر بدهی که چرا رمان خوب چاپ نمی کند؛ رمان خوب، نویسنده خوب می خواهد؛ چند تا داریم؟ صدا و سیمای خوب، فیلم ساز متعهد و تهیه کننده ارزشی و کارگردان عالی و مستندساز خالص و متخصص می خواهد؛ چند تا داریم؟ هر چه که توپ هست، نباید که زمین صدا و سیما انداخت. من برای این می گویم سوء تفاهم، که از خود رسانه ملی برای احیای فضیلت هایی که گفتی، مانع سازمانی وجود ندارد. یعنی مدیران رسانه ملی اغلب همین دغدغه مقدس بچه حزب اللهی ها را دارند اما ساختار، اجازه عملیاتی کردن خیلی از این ایده ها را نمی دهد. راستی، گفتی؛ نقد داری به برنامه ما.
*برسیم جلوتر می گویم. فعلا نقد مدیران شما واجب تر است. مدیران رسانه ملی، شما نگاه کنید چقدر ناز فلان مجری و فلان برنامه را می خرند اما تا به حال انصافا چند تا برنامه مثل برنامه شما قربانی شده و آب هم از آب تکان نخورده؟ از روایت فتح بگیر بیا جلو.
حرفی ندارم بزنم؛ بخشی از حرفهای تو دقیقا درد دل خودم است.

*صدا و سیما، شما را تحمل نکرد یا برنامه تان را؟
صدا و سیما یک شخص یا یک کل ارگانیک نیست که همه چیزش به هم مرتبط باشد و مثلا هر کاری که می کند از یک راهبرد مشخص و یک استراتژی معین تبعیت کند. به خاطر وسعت و تورمی که خواسته و یا ناخواسته، رسانه ملی پیدا کرده، بعضا کارهای ضد و نقیضی از رسانه ملی سر می زند که من می مانم مثلا همین سئوال شما را چگونه جواب بدهم. چند روز پیش مطلع شدم مسئولی که به تلفن های روابط عمومی شبکه ۳ جواب می دهد، کاملا سر خود به کسانی که زنگ می زنند و اعتراض می کنند که چرا برنامه ما پخش نمی شود، می گوید؛ ما این برنامه را بر اساس نظر رهبری تعطیل کردیم. این را چند نفر از افرادی که روز جمعه آمده بودند، راهپیمایی به من گفتند. من تماس گرفتم روابط عمومی و دیدم؛ بله، ماجرا صحت دارد. برخی از اپراتورهای آنجا یک همچین پاسخی به مردم می دهند. خب این قطعا یک دستور سازمانی نیست. یک کج سلیقگی و یک خودسری از طرف کارمند صدا و سیماست. شبیه این چیزها در صدا و سیما زیاد پیدا می شود.
*اما برنامه شما را و یا خود شما را که فلان کارمند صدا و سیما نمی تواند حذف کند. اینکه دیگر کار او نیست.
بله خب اما نگاه کنید؛ اینکه بگوییم کل مدیران صدا و سیما با من مشکل دارند، صحیح نیست. من از جلسه شورای مدیران سازمان که در حضور رئیس سازمان تشکیل می شود خبر دارم که مدیر فلان شبکه با کل برنامه مشکل دارد. مدیر بهمان شبکه کاملا موافق است. آن یکی مدیر کلیت کار را قبول دارد اما نقد هم دارد. یکی دیگر برنامه را قبول دارد، اما نسبت به عوامل کار انتقاد دارد. لذا حرف من این است؛ شما در پرسش های خود، این را لحاظ کن که نباید تصور کرد از حنجره سازمان فقط یک فریاد واحد و از پنجره صدا و سیما تنها یک نور شنیده و دیده می شود. این هم البته شاید ذاتی رسانه ملی باشد و به خودی خود نه عیب باشد و نه حسن.
*من احساس می کنم رسانه ملی از یک سو بدش نمی آید تا به وسع خود روشنگری هایی کند اما حاضر نیست بهای این روشنگری را بپردازد. یعنی دنبال شر نمی گردد. مثلا اگر برنامه خود شما روشنگری داشته باشد ولی شر هم داشته باشد، آقایان ترجیح می دهند، دنبال شر نگردند ولو روشنگری هم چند صباحی نشود.
متاسفانه همین طور است و این فقط مختص مدیران صدا و سیما نیست. مدیران فرهنگی ما نوعا محتاط هستند و مثلا علاقه ای ندارند، دست به کاری بزنند که انجام آن مستلزم چالش با یک و یا چند جریان سیاسی و یا چند چهره بانفوذ است. “روشنگری کمتر – هزینه کمتر” برای مدیران ما عمدتا بهتر از روشنگری همراه با دلواپسی است. حتی نگاهی بدبینانه وجود دارد و آن اینکه بودن خود ما روی آنتن هم در پاسخ به تعدیل برخی فشارها بوده و نه دغدغه داشتن یک برنامه شفاف و بی پرده. به هر حال باید این موازنه ها صورت بگیرد و ما ببینیم فشار کدام دسته از نیروهای صاحب تصمیم، بر آن دیگری غلبه می کند.
*برآورد خودتان چیست؟
اگر مدیران سازمان، افکار عمومی را لحاظ کنند، ما حتما روی آنتن می مانیم ولی اگر متاثر از جریانات سیاسی، جهت حرکت خود را مشخص کنند و ما را در ترازوی احراب وزن کنند، زیاد نباید به ماندن امیدوار بود.
*بحث را عوض کنیم؛ سال هاست خود شما در رسانه هستی. فکر نمی کنی صدا و سیما روزهای اول فتنه، یعنی از روز بعد از انتخابات تا حدود دو سه ماه بعد، به نوعی گیج می زد؟ نه بحران را به نظر می رسید پیش بینی کرده بود و نه از پس مدیریت فتنه به ویژه در ماه های اول برآمد.
حرف شما را رد نمی کنم اما می خواهم بگویم؛ کدام نهاد در روزهای اول فتنه، دست پاچه نشد؟ اغلب نهادها رفتارهایی پیش بینی نشده و غیر حکیمانه از خود بروز دادند. رسانه ملی را هم در همین زنجیره باید دید. ضمن اینکه من در مجموع عملکرد صدا و سیما را بهتر از سازمان ها و نهادهای دیگر می بینم. صدا و سیما زود توانست خودش را جمع و جور کند و رفتار عاقلانه ای از خودش نشان دهد. من به صدا و سیما در جریان فتنه، نمره قبولی می دهم.

*من این حرف را با یک شرط قبول دارم؛ صدا و سیما چون جلوی دید عموم است، ناخودآگاه زودتر از دیگر جاها متوجه کمی و کسری خود می شود.

از جمله سختی های کار در رسانه ملی یکی، همین جلوی دید ملت بودن است. فلان وزارت خانه مثلا اجتماعی و یا فرهنگی، اشتباهش تا بخواهد به مردم منتقل شود، کلی وقت می گیرد اما رسانه ملی، لحظه لحظه در چشم آحاد ملت است و کوچک ترین اشتباهش با شلاق نقد ملتی به وسعت ملت حکیم ایران همراه است.

***

*حسین قدیانی: ما در رسانه ضعیفیم؛ چه با وضو، چه بی وضو

**وحید یامین پور: اما خیلی جلو آمده ایم؛ شاخ غول رسانه های غرب، الان شکسته

*اگر بخواهیم به کارنامه صدا و سیما در فتنه ۸۸ و در مقایسه با سایر نهادها نمره بهتری بدهیم، بخش مهمی از این نمره بهتر، بدون تعارف به برنامه خود شما برمی گردد. حالا من با این پرسش می خواهم وارد فاز دیگر این گفت و گو شوم؛ شما چقدر رسانه را می شناسید؟ چقدر خودتان را حرفه ای می دانید در شناخت رسانه؟
**من حرفه برنامه سازی در رادیو و تلوزیون را بلدم. ۸ سال از دوران جوانی من در اوج انرژی و استعداد، صرف رسانه شده. من زمانی در رادیو حس کردم که دیگر کمتر چیزی است که نیاموخته و حس نکرده باشم. حالا نمی خواهم بگویم استاد رسانه هستم به لحاظ عملی، اما رسانه و اقتضائات رسانه را می شناسم. این به آن معنا نیست که من در مقام عمل، خودم را بدون اشتباه بدانم و یا به همه آنچه که از رسانه می دانم و می شناسم در کار خود به همه آن دانش، عمل می کنم. رسانه ما یک رسانه خاص است و ادعای دینی و ایدئولوژیک برای خود دارد. ضمن اینکه حضور من در رسانه در عجیب ترین و حساس ترین دوره تاریخ این چند ده ساله ما رقم خورد …
*می خواهی ادامه بدهی؟
**شما پرسش ات را بپرس.
*این دینی بودن و ایدئولوژیک بودن رسانه ما و اینکه برای خود شانی متفاوت قائل است، از حیث حرفه ای به ضرر ماست یا به نفع ما؟ این مسئله آیا دست ما را خیلی جاها نمی بندد؟
**این خلاف ذات رسانه است. در دنیا جنس رسانه از “پروپاگاندا”ست. یعنی در رسانه بر پاشنه تبلیغات می چرخد. تبلیغات هم عمدتا یعنی دروغ. بزرگنمایی. کوچک نمایی. پس و پیش کردن مفاهیم. وارونه جلوه دادن واقعیت. خرافه خواندن حقیقت. در این دنیا، اصحاب رسانه از درک عنوان تقوای رسانه ای عاجزند. رسانه های این دنیا، مثل صاحبان شان ترسی از خدا ندارند. ما اما رسانه را نه هدف، نه پروپاگاندا، نه تبلیغات حاکم بر این دنیا، که ابزار گفتن حق می دانیم. ابزار تبلیغ. استفاده درست ما از این ابزار، یکی اش به من راننده رسانه یعنی دارنده رسانه برمی گردد که چقدر اخلاص و صداقت و تقوا دارم. این دغدغه مقدس را اما رسانه های غرب ندارند. مواجهه ما با رسانه، یک مواجهه منحصر به فرد است؛ فقط در ایران و نه در هیچ کجای دنیا اتفاق می افتد. مواجهه ما با رسانه مبتنی بر آموزه های دینی است. این نسبت در عین حال که بی سابقه است و شما را در یک میدان کشف نشده قرار می دهد، در عین حال یک مزیت هم هست. دوستان شهید آوینی از قول سید شهیدان اهل قلم می گویند؛ “شما وقتی با وضو رسانه را دست می گیری، این ابزار در جهت تکوین عالم به شما کمک می کند”. این دیدگاه، فقط برای ماست؛ توکل و نذر و باور به تاثیر مثبت معنویت در همه چیز ولو در کار رسانه که ذاتا با شیطنت و دروغ سازگارتر است. راز ماندگاری معنادار روایت فتح، بر خلاف ماندگاری هیجانی مثلا فلان فیلم غربی، در این است که آوینی، اعتقاد داشت وقتی با وضو پشت میز تدوین می نشینی، اثر کارت بسیار بیشتر می شود و به دم و بازدم رسانه تو، حضرت حق، روح مسیحایی می دمد.
*من که به همه این حرفها قطعا اعتقاد دارم اما ما در عالم رسانه ضعف های خاص خود را داریم که ربطی هم به وضویی که می گیریم، ندارد. این اعتقاد و این وضو، نقطه قوت ما در کار رسانه ای است ولی نقطه ضعف ما به نشناختن ما از رسانه برمی گردد. شما قطعا “سی. ان. ان” را رسانه ای مخالف با آرمان های نظام ما می دانید؟
**قطعا.
*من اما فکر می کنم بهترین رسانه ای که از نظر تصویری، حجم بی نظیر و استثنایی راهپیمایی ۹ دی سال ۸۸ ما را پوشش داد، همین “سی. ان. ان” بود. تصویری نشان می داد از بالای نقشه ای ماهواری که معطوف به همه محورهای منتهی به میدان انقلاب بود. جمعیت هم در این تصویر موج می زد. خبرنگار هم روی هر نقطه ای که از تصویر کلیک می کرد، آن نقطه به اصطلاح “بولد” می شد؛ در آن واحد هم کل حضور مردم را از بالا نشان می داد و هم جزء حضور را از پایین اما رسانه ملی ما و کلا رسانه ما، همان طوری که راهپیمایی ۲۲ بهمن سال ۸۸ را نشان می دهد که همین راهپیمایی را در سال ۵۷ نشان می داد. فقط آن خبرنگار روی زمین خیابان آزادی و آن خلبان روی هوای میدان آزادی عوض شده. همین. آقای یامین پور! ما چه با وضو و چه بی وضو، باید اول رسانه را بشناسیم. من این را زیاد این طرف و آن طرف گفتم اما به شما هم می گویم؛ ماهها پیش شخصی از منچستر انگلیس برایم کامنت گذاشته بود که انگلیس اگر می توانست ولو به زور اتوبوس و ساندیس، جمعیتی مثل ۹ دی شما را همچین جمعیت انبوهی را به خیابان های لندن بکشاند، خودش سه بار خدا را قسم داد که کل دنیا را ۳ روزه فتح می کرد. کل دنیا را همراه با آمریکا. ما اما همان شب ۹ دی، فتح تمام دنیا بخورد توی سرمان، داشتیم برای همدیگر قسم می خوردیم که ساندیس نخوردیم و با اتوبوس نیامدیم. همه مان هم با وضو بودیم. من که تازه روزه هم داشتم آن روز! حماسه را ما آفریدیم اما چون کار با رسانه را بلد نیستیم، داور بازی، دست حریف را برد بالا، به این جرم که به ما ساندیس داده بودند! این داور، رسانه های غربی بودند و اصلا به رسانه های ما مجال کمک داوری هم ندادند. این شد که من آن متن “چهارشنبه اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی …” را نوشتم و مجبور شدم که با گستاخی و پر رویی و به اندازه وسع خود، ورق این جنگ روانی را برگردانم و بگویم؛ “همان اتوبوسی بود که پدرم را برد جبهه” و اینکه “من افتخار می کنم و اعتراف می کنم حکومت به ما ساندیس داد”. ما تا جنگ روانی رسانه را نشناسیم، ۳۰ سال بعد هم راهپیمایی ۲۲ بهمن را مثل همان سال اول انقلاب پوشش می دهیم و بعد، داور هم می آید و دست خودش را به نشانه فرد پیروز بالا می برد. من دارم جای تو حرف می زنم ها!
**بله، این جمعیت سرمایه اجتماعی ماست و آن رسانه هم سرمایه غرب یا به قول تو سرمایه داور. شما چرا فقط راهپیمایی ۹ دی و ۲۲ بهمن را می گویی. چرا محرم و صفر را نمی گویی. چند تئوریسین روسی که روز عاشورا آمده بودند دسته های عزاداری را در چهارراه گلوبندک دیده بودند، با تعجب بعدها گفتند: “ما در بهت و حیرتیم که با این سرمایه اجتماعی چرا تا به حال ایران ابرقدرت نشده؟!” و یا به قول آن بنده خدا، چرا تا به حال دنیا را فتح نکرده. قبول دارم حرف تو را. در امکانات فنی و استفاده از امکانات فنی، ایران طبعا نسبت به آن رسانه هایی که تو نام بردی، عقب است ولی این هم بی انصافی است اگر بگوییم ما ۳۰ سال است که مثل همان سال اول داریم راهپیمایی ۲۲ بهمن را پوشش می دهیم. سال به سال دارد وضع ما بهتر می شود؛ هر چند این شتاب، مطلوب ما نیست. شما نگاه کن! من الان “پرس. تی. وی” را قابل مقایسه با برخی رسانه های غرب می دانم. اثرگذاری، گزارش های خبری و جنس این گزارش ها با غول های رسانه ای دنیا، اگر چه در جنگی نابرابر اما به هر شکل دارد رقابت و بعضا برابری می کند. اینها پیشرفت های ماست. این را هم ببینید. ما یک خورده باید در این قصه، کمتر غصه بخوریم و اعتماد به نفس پیدا کنیم. بچه های ما اعتماد به نفس ندارند. این پرسش را زیاد از من می کنند؛ تو چطور جرئت کردی، بروی در سازمان عریض و طویل صدا و سیما و با این جو موجود، همچین برنامه ای بسازی؟ شما خودت موظفی به بچه ها اعتماد به نفس بدهی. کسی که حرف انقلابی داشته باشد، هیچ وقت کم نمی آورد. جلوی هیچی هم کم نمی آورد. این اصل کار است. فروعات کار هم خیلی پیچیده نیست. قابل ادراک و قابل تجربه است.
*من هیچ مصداقی را برای این مباحث بهتر از ۹ دی نمی دانم. چه اتفاقی می افتد که بازی را در زمین بازی ما می بریم و بعد مثل شکست خورده ها برمی گردیم به خانه که؛ الان دوباره “بی. بی. سی” ساندیس و اتوبوس نشان می دهد؟ چرا اینقدر “آقا” مدام، با بهانه و بی بهانه، از ۹ دی یاد می کند؟ اینجا رهبر دارد جور کم کاری رسانه های ما را می کشد. هر جا “آقا” می گویند؛ ۲۲ بهمن، ۹ دی را هم می گوید. ۹ دی از نظر من، ۲۲ بهمن خامنه ای است. روز پیروزی خون دل بر شمشیر فتنه. روز پیروزی خامنه ای بر کسانی که زیاد با خیمنی عکس داشتند اما مثل ابن زیاد بر عکس حسین عصر حرکت کردند.
**آن جمله “۹ دی، ۲۲ بهمن خامنه ای است” را قشنگ گفتی. در ۹ دی، نظام جمهوری اسلامی دگر بار تثبیت شد و فرزندان انقلاب اسلامی، این بار به جای رژیم شاه، رژیم فتنه را سرنگون کردند و انقلاب اسلامی انگار یک بار دیگر به پیروزی رسید، این بار اما به رهبری خلف شایسته خمینی. اما تو این را هم نگاه کن. “آقا” زیاد می گوید؛ که ما نسبت به گذشته پیشرفت داشته ایم و دشمن نسبت به قبل، ضعیف تر شده. این واقعیت مهمی است که در نبرد رسانه ای هم، صادق است. رسانه های دشمن هم دیگر، آن برد و اثر اوایل انقلاب را ندارند اما همین رسانه های انقلاب اسلامی با همه کاستی های خود، امروز و فقط در یک قلم و به عنوان نمونه، شعار “مرگ بر آمریکا” را جهانی ترین شعار قرن کرده اند. به برکت رسانه های ما الان شعار ثابت هر آزاده ای در جهان که نسبت به هر آنچه بی عدالتی می داند و تبعیض می خواند، معترض است، همین مرگ بر آمریکاست. الان دیگر مردم سراسر دنیا، اخبار غول های رسانه ای دنیا را قبول ندارند. شاید اخبار اینها زیاد سر و صدا کند اما تاثیر گذشته را روی افکار عمومی و قلوب ملت ها ندارد. باور مردم نسبت به صحت اخبار رسانه هایی که با ما دشمن اند، در سراسر دنیا پایین آمده. این آمار خود “ان. بی. سی” است که زیر ۲۰ درصد مردم آمریکا، ۱۱ سپتامبر را کار اسلام و یا حتی کار القاعده می داند و این در حالی است که تمام رسانه های دنیای غرب دارند خلاف گزاره را تولید می کنند. کل اعتبار یک رسانه به باورپذیر بودن آن بستگی دارد. آنها حرفه ای هستند اما باورپذیر نیستند، جون اخبار درآمده از انحصارشان. هم حنجره حق زیاد شده، هم فریاد مقدس. الان “پرس. تی. وی” هست، قبلا نبود. الان “العالم” هست، قبلا نبود. “الکوثر” هست، قبلا نبود. حتی کشوری مثل هند هم برمی دارد و سیگنال “پرس. تی. وی” را می زند. این خیلی مهم است. بله، ما ناراحتیم که برد ما را شکست جلوه می دهند و اعصاب ما هم کمی خراب می شود اما همین هم بخشی از سنت الهی است. به این مسئله از این زاویه هم باید نگاه کرد. خداوند این بنا را ندارد که همیشه خودش با دست خودش حق را و همه حق را و پیروزی حق را جا بیاندازد. زمانی که حق و باطل، کامل شفاف شود، احتمالا فردای آن روز برای ظهور حضرت حجت وقت مناسبی است. من فکر می کنم حرکت ما به این سمت است. حالا این همه سئوال تو از من پرسیدی، من الان یک سئوال از تو می پرسم؛ اثبات اینکه آمریکا خیر خاور میانه را نمی خواهد، الان راحت تر است یا ۱۰ سال پیش؟ قطعا الان. پس دشمن نتوانسته همه پیروزی های ما را شکست نشان دهد. الان نفرت از آمریکا بیشتر است یا سال گذشته؟ یا ماه گذشته؟ روز به روز دشمن دارد منفورتر می شود. این یعنی نفرت ملت ها از رسانه های دشمن. معنای دیگری این ندارد. این یعنی ما هم در عرصه رسانه فتوحات بزرگی داشته ایم. این یعنی شفاف شدن حق و باطل و یعنی حرکت به سمت ظهور. شتاب این حرکت فقط باید بیشتر شود.
*اینها همه درست اما شما بیا و رسانه های دشمن را فقط غول های خبری دنیا نبین. در همین فتنه ای که گذشت، ضعف رسانه ای ما، ما به عنوان ما بچه بسیجی ها به عنوان نسل ۹ دی، زیاد بروز یافت. به ویژه آن اوایل فتنه.
**به این معنا و با این حرارت، حرفت را قبول ندارم، هرچند تو بخشی از حرف راست را می زنی و من بخش دیگری از حرف راست را. ما تازه داریم رسانه پیدا می کنیم. زمان اصلاحات، به خصوص آن اوایلش، تو خودت یادت هست. در اوج عصبانیت و در اوج اینکه مثلا باید حرف حقی می زدیم، چه کار می کردیم مثلا؟ می رفتیم هیئت و سینه می زدیم! غیر از اینکه نیست. روزنامه که نداشتیم. هفته نامه که نداشتیم. سایت و وبلاگ که نداشتیم. هیچی نداشتیم. حتی سواد هم نداشتیم که مثلا ۲ کلمه حرف حساب بزنیم. تمام دارایی ما یک چفیه بود. من یادم هست مثلا وقتی از وزارت فرهنگ، شاکی می شدیم با بچه های پایگاه بسیج می رفتیم و چفیه گردن مان می بستیم و جلوی فلان فرهنگسرا، از ورود مردم جلوگیری می کردیم. بعد هم نیروی انتظامی می آمد و ما را متفرق و احیانا جمع می کرد. این تمام کار و هنر و سواد ما بود. الان ما دهها استاد دانشگاه داریم که شما می توانی از آنها دعوت کنی تا در فضای آکادمیک، در باب همین رسانه، علمی ترین و حرفه ترین حرفها را بزنند. آن زمان یادم هست مثلا برای شهید آوینی، یکی دو دانشگاه در کشور، مراسم می گرفت، مراسم خوب. الان ۲۰ فروردین، فقط از خود من ۱۰ تا دانشگاه، دعوت می کنند برای سخنرانی. من از کدام نسلم؟ بچه هایی که مرا دعوت می کنند، از کدام نسل هستند؟ این استعداد نهفته ما الان رو شده. الان بچه حزب اللهی دارد روزنامه درمی آورد. هفته نامه در می آورد. رمان دارد می نویسد. سایت می زند. بهترین وبلاگ کشور را راه انداخته. الان ما به عنوان بچه بسیجی، در فضای سایبر، برابر نیستیم با طرف مقابل. خیلی جلوییم. من باور دارم به این حرف. هر کی را نگاه می کنی، الان یک وبلاگ دارد و یک وبلاگ اتفاقا خوب دارد. چه در سایتهای خبری، چه در وبلاگ و چه در بخش نرم افزاری، الان بچه حزب اللهی ها جلوترند. مهمترین نشانه این جلو بودن همین خشونتی است که جریان مقابل در فضای سایبر دارد علیه ما نشان می دهد. جریان لیبرال کی ناسزا می دهد؟ کی سنگ به دست می شود؟ وقتی که حرفهایش برای گفتن، تمام می شود. به خود تو، چقدر در کامنت های قطعه ۲۶ فحش می دهند؟ به خود من، چرا اینقدر فحش های بد می نویسند در ستون نظرات؟ چون دیگر، برای گفتن، حرف حساب ندارند اما ما تازه شروع کردیم به حرف زدن. تازه چند سال است که زبان مان باز شده. تازه بلد شدیم حرف بزنیم. تازه فهمیده ایم که تمام حرفهای جناح مخالف ما همان حرفهای ماکس وبر است که حسین بشیریه به خود فقط زحمت ترجمه اش را داده. البته من نمی خواهم بگویم جریان حزب الله حاکم شده بر افکار عمومی، اما تعیین کننده است الان این جریان. یک حرف گاهی در فلان وبلاگ یک بچه بسیجی، در کل کشور جریان سازی می کند و مسئولین را به واکنش می کشاند. کی و کجا حرف ما اینقدر برد داشته؟ کی اصلا بلد بودیم حرف بزنیم؟ شخصیت های جریان حزب الله الان با یک سخنرانی با یک مقاله جریان سازی می کنند. اینها را باید دید.
*می دانی دلیل این موفقیت چیست آقا وحید؟ چون توی بچه بسیجی، خودت را کارمند ساعتی جمهوری اسلامی نمی دانی، فرزند تمام وقت انقلاب اسلامی، می دانی و الا اگر تو هم نگاه کارمندی داشتی، نمی توانستی “دیروز، امروز، فردا” بسازی. این شهامت و گستاخی وقتی در امثال تو پیدا می شود که انگار از نظر نسل من و تو، هنوز هم بهمن ۵۷ است. من هیچ نسلی را مثل نسل ۹ دی، بهمن ۵۷ ی نمی دانم و نمی بینم. کارمند جمهوری اسلامی ۳۰ سال است که دارد برنامه گزارش هفتگی می سازد اما نمی تواند مثل تو برنامه بسازد و جریان سازی کند. چون او به صندلی جمهوری اسلامی چسبیده و تو الان مثل جوانان اول انقلاب، بی خانمانی و ما باید با یکدیگر در پارک، گفت و گو کنیم.
**رضا امیر خانی در این کتاب “سفر سیستان” جمله ای را مدام تکرار می کند.
*مومن در هیچ چهارچوبی نمی گنجد.
**من فکر می کنم جریان جزب الله چون فاقد ساختار بروکراتیک و مدرن است، این جریان هم نمی گنجد در هیچ چهارچوبی. مومن انقلابی یعنی مومن ساختار شکن و اصلا اگر هم بخواهد، نمی تواند رفتار کارمندی از خودش نشان بدهد. مومن انقلابی، یعنی ناقض شئون رسوب شده مدرنیته. بچه بسیجی به هیچ ساختاری پایبند نیست و این بزرگترین حسن اوست.
*حتی به ساختارهای حکومت جمهوری اسلامی.
**آفرین. اولین معترض فلان کج کاری و بهمان کم کاری نظام، می بینی که همان بچه بسیجی است که اتفاقا عاشق انقلاب اسلامی و فدایی ولایت فقیه است. ساختارهای نظام که وحی منزل نیست. اینها را هم یکی مثل من و شما، حالا با سواد کمتر و بیشتر برداشته نوشته. این ساختار، تجربه انقلابیون بوده که بعضی شان الان پشیمان اند البته! تجربه انقلابی سال ۵۷ را اعتراض بچه بسیجی سال ۸۸ پخته تر می کند و اصلاح می کند جایی از ساختار را که غلط بوده. پرچم این اصلاح دست بچه بسیجی معترض است نه جریان اصلاحات و نه جریان چپ و نه صد البته جریان راست. استادی حرف قشنگی می زد. می گفت: “انقلابیونی که سال ۶۰ ساختار نظام را چیدند، کجا درس خواندند، کجا تربیت شدند؟ پای کدام منبر نشسته بودند؟ چقدر برای خودسازی و کسب معرفت فرصت داشتند؟” اما بچه بسیجی امروز ۲۰ سال است که دست کم هفته ای ۲ ساعت، با یک عشق غیر قابل تعریف، می نشیند پای سخن رهبر خود. ما را خامنه ای بزرگ کرده. ۲۰ سال است که ما پرورش یافته مکتب خامنه ای هستیم. ما تربیت شده های “آقا”ییم و الا حماسه ۹ دی را نمی آفریدیم. بچه بسیجی، فرض کنیم که مطالعه آکادمیک و یا تحصیلات حوزوی و دانشگاهی نداشته باشد، دست کم این است که ۲۰ سال خامنه ای، این نائب بر حق امام زمان، رهبرش بوده. شکست دادن رژیم فتنه در سال هشتاد و اشک به قول تو، کم از پیروزی بر نظام طاغوت نداشت. من بسیجی امروز را بسیار کاراتر و کارآمدتر از انقلابیون دهه اول انقلاب می دانم. من به این حرف خود عمیقا باور دارم.
*ما از دیوار سفارت آمریکا بالا نرفتیم. کار مهمتری کردیم؛ از دیوار فتنه جاسوسان آمریکا بالا رفتیم که با جرج سوروس برای براندازی نظام مذاکره می کردند. این نمونه نادر از جانوران جاسوس البته آنقدرها هم با شمع و ماه عکسی نداشت ولی زبانش خیلی دراز است و با پررویی ما را دعوت می کند برای راهپیمایی روز قدس. خیال می کند ما فراموش کردیم جفتک خفاش را در فتنه ۸۸٫ این بحث به درازا کشیده شد. برگردیم به برنامه خودت. به “دیروز، امروز، فردا” خودت چه نمره ای می دهی؟ من البته واقفم به سختی کار تو. من اینجا اگر یک پرسشی را اشتباه بپرسم و مثلا یکی دو تا هم سوتی بدهم، شب که برگشتم خانه، گفت و گو را همچین تنظیم می کنم که دهان خواننده آب بیافتد ولی تو اشتباه که می کردی، وقتی برای اصلاح نداشتی و قبل از خودت، ما تپق تو را می دیدیم.

**نسبت به سایر برنامه های صدا و سیما و اصلا نمره و کارنامه فعلی رسانه ملی، “دیروز، امروز، فردا” نمره خوبی می گیرد اما نسبت به یک برنامه ممتاز انقلابی، نمره این برنامه از نظر من متوسط است.
*چه نقدی خودت از برنامه داری؟
**مهمترین نقدی که به برنامه دارم، خودمم.
*که …
**که تجربه قابل اعتنایی در ساخت و تدوین برنامه های گفت و گو محور نداشتم. من تقریبا به یک باره افتادم به این فضای خاص تلوزیونی. انتقاد مهم دیگری که ازش فرار نمی کنم و خیلی ها هم شاید فهمیده باشند این است که این برنامه خیلی از اوقات بر اساس یک طرح از پیش گفته شده، حرف نزد و همه چیز تقریبا و البته به خاطر نبود وقت کافی، فی البداهه بود. قطعا اگر برنامه یک طرح از پیش تعیین شده داشت، بهتر حرکت می کرد و بیشتر نتیجه می گرفت. برنامه، واکنشی سریع بود به اتفاقاتی که سریع تر از سرعت برنامه، یکی پس از دیگری داشت، رخ می داد. شاید بهتر بود برای جبران این وقت ناکافی، عده ای از دوستان بزرگوار به من کمک می کردند تا بر اساس یک پازل آینده پژوهانه، برنامه جلو می رفت. من که خودم روی آنتن بودم ولی متاسفانه صدا و سیما چنین عقبه ای را در اختیار من قرار نداد، تا برنامه این ضعف را الان نداشته باشد. من و رفقایم این برنامه را در یک ساز و کار کاملا هیئتی جلو بردیم. آنقدرها امکاناتی نبود.
*فکر نمی کنی اگر به جای “هیئتی” بگویی “جوششی”، راز محبوب بودن برنامه شما هم دقیقا به علت دوست داشتنی بودن مثلا شعار “خمینی ای امام” برمی گردد؟ اصلا اینکه شما می گویی، نقطه ضعف، شاید از منظری بهتر، نقطه قوت برنامه باشد. شاید شما اگر برای آن پازلی که گفتی، می رفتی و با آقای فلان و دکتر بهمان و مهندس کوفت و مدیر زهر مار مشورت می کردی، برنامه اینقدر به دل آدم …
**کوفت و زهر مار! … از این حرفت خیلی خوشم آمد. قبول دارم این را. این شاید نقطه قوت برنامه هم باشد. ما یک چیزی را خیلی ساده و صمیمی می فهمیدیم و همان را هم اجرا می کردیم.
*مثل “دیشب خواب بابا رو دیدم دوباره”. مثل روزنامه دیواری هایی که ایام دهه فجر درست می کردیم. آنها هم واکنشی سریع و جوششی اما صد در صد خالص به تحولات پرشتاب زمانه خودش بود و هنوز هم می بینی بر دل آدم می نشیند. این همه سرود این چند وقت و با رعایت همان پازلی که گفتی، ساخته شده اما کدامش “این بانگ آزادی، از هر کران خیزد” می شود؟ من معتقدم اگر می خواستی طبق روال این سالیان، برنامه را بر اساس پازل و طراحی از قبل پیش بینی شده، جلو می بردی، تا الان هم داشتی، با این و آن مشورت می کردی که مثلا برای مخاطب عام کار کنی یا برای مخاطب خاص و هنوز هم برنامه ای روی آنتن نرفته بود. هزار برابر بودجه برنامه شما، الان دارد صرف همین طراحی پازل می شود و آخرش هم یا اصلا طراحان پازل با هم دعوای شان می شود و برنامه ای درنمی آید و یا به هیچ وجه چیز جالبی نمی شود.
**روزی “آقا” یک حرفی می زد و ما نبض جامعه را بر اساس آن سخن رهبر می گرفتیم و غروب آن روز فکر می کردیم فلان حرف در برنامه باید زده شود و ۳ ساعت بعد هم آقای بهمان را که مناسب می دیدیم برای گفتن آن حرف، دعوت می کردیم برنامه و اتفاقا چیز خوبی هم بنا به اعتراف مردم و کارشناسان در می آمد، چرا که این برنامه را با زمان حال شان و از آن مهمتر با زبان حال شان جدا نمی دیدند. حالا زیاد فرقی نمی کند که من به این شکل کار، “هیئتی” بگویم و شما بگویی “جوششی”. مهم هیبت خالصانه، ساده، صادق و صمیمی کار است. شهید آوینی می گوید: “کلیشه و تکرار، مرگ فرهنگ است”، چون فرهنگ یعنی همین جوشش. فرهنگ انقلابی یعنی همین جوشش. منتهی من این جوشش را ناقض این نمی دانم که تو با یک عمق، با یک پختگی و با یک دوراندیشی، حرکت کنی. این کار به جوشش فرهنگی ما عمق و معنای بیشتری می دهد. البته به آن آفاتی هم که تو گفتی، نباید دچار شد. جمع کردن همه اینها با هم کار سختی است.
*نقد دیگرت به برنامه خودت چیست؟ اول خودت را نواختی و بعد کمی زمان را برای یک طراحی بهتر. اگر باز هم بخواهی نقد کنی، چه می گویی؟
**ما می توانستیم بهتر از این باشیم. برنامه احصای کاملی از نیروهای حزب اللهی رسانه ای نداشت. این هم طبیعی بود. ما می خواستیم کسانی را به برنامه بیاوریم که کمتر در رسانه ملی دیده شده بودند، تا بیایند حرف هایی بزنند که کمتر در رسانه ملی زده شده بود. ما اما حقیقتش دایره محدودی از این آدمها را می شناختیم. نهایت ۴۰ نفر ولی من دوست داشتم چنین چهره هایی را از سراسر کشور می شناختم و دعوت می کردم. شاید ما ۴۰۰ نفر مثل این ۴۰ نفر در کشور داشته باشیم که نه من آنها را می شناختم و نه یکی بود که بیاید و این چهره ها را به من معرفی کند. آنچنان هم وقتی برای تحقیق نبود اما تا جایی که زمان به ما مجال داد، باز کردم این دایره تنگ را. شعاع دایره آدم هایی که به برنامه آمدند اما کاش از این هم سراسری تر و کشوری تر و بیشتر می شد. شب سوم خرداد دوست عزیزی به من زنگ زد که چرا مرا دعوت نکردی تا در سوم خرداد حرف بزنم؟ به ایشان گفتم: دوست ندارم مردم بگویند یامین پور، آدم کم آورده و فقط دارد رفقایش را به برنامه دعوت می کند. بگذارید ما بگوییم دایره بچه حزب اللهی ها بسته نیست و منحصر به چند اسم خاص نمی شود. کما اینکه ما وقتی چهره های به نسبت گمنام را می آوردیم برنامه، این چهره ها خیلی زود به نوعی به چهره های ملی تبدیل می شدند. البته ملی بودند ولی دیده نمی شدند. می توانم چندین نفر را در این باره اسم ببرم که به محض تمام شدن برنامه زنگ می زدند که این را دیگر از کجا پیدا کردی؟ تا الان این کجا بود؟ من می خندیدم و می گفتم: این بود، منتهی تا الان گم بود. ما پیدایش کردیم و در جایی به وسعت رسانه ملی دعوتش کردیم. تریبون نداشتن و دیده نشدن، دلیل بر نداشتن و یا نبودن آدم به درد بخور نیست. ما زیاد داریم چهره هایی که چون تریبون ندارند هرگز “چهره” نشده و نمی شوند.
*مثلا؟
**مثلا آقای نبویان. خاطرت هست که؟
*آره.
**یا خود سعید قاسمی. حاج سعید را من و شما البته می شناسیم اما آیا این چهره عزیز را فقط من و شما باید بشناسیم؟ یا خانم فروز رجایی فر.
*وحید جلیلی.
**بله، همین وحید جلیلی. این چهره ها را ما البته می شناختیم اما مردم، آنچنان که باید نمی شناختند و این واقعیت تلخی است که مهمترین تریبون ما در جمهوری اسلامی، سال های سال خودش را محروم کرده بود از این محرم ترین های انقلاب.
*آن نقدی که اواسط مصاحبه گفتم، الان اجازه می دهی، طرحش کنم؟
**بفرمایید.

*** آخرین بخش مصاحبه اختصاصی قطعه ۲۶ با وحید یامین پور ***

**وحید یامین پور: من به صدا و سیما احتیاج دارم

*حسین قدیانی: رسانه ملی هم به تو احتیاج دارد

*ما در اواخر ۸ ماه دفاع مقدس، رسیدیم به مقطعی که سران فتنه خودشان را به در و دیوار هم می زدند، مردم وقعی به ایشان نمی دادند و اصلا اهمیت به نامه ها و بیانیه های ایشان نشان نمی دادند. مثلا شیخ بی سواد، زیاد حرف مفت می زد اما مردم پهن هم بار الاغ تراوا نکردند. در خاطرم هست روزی در دانشگاه زنجان که رفته بودم برای سخنرانی، دانشجویی که موهایش را دم اسبی بسته بود، آمد جلو و گفت: “من حتی اگر نظام را هم قبول نداشته باشم، تا وقتی سران فتنه، موسوی و عباشکلاتی و این نوه نازنین ننه جون است (این تعابیر، مال آن دانشجوست) یک قدم هم برای فرقه سبز برنخواهم داشت. بگذریم که بعد از صحبت های سعید قاسمی فهمیدم؛ اتفاقا اعتراض اصولی به بخش هایی از بدنه نظام را نه ما سبزها که بچه حزب اللهی ها دارند”. حالا نقد من به همین مقطعی است که تقریبا همه مردم، کمی تا قسمتی رسیده بودند به چیزی که این دانشجوی عزیز، رسیده بود. اینجا اما چند برنامه شما و به ویژه چند مهمان شما بدجوری روی مخ بود که باعث شد من در کتاب “نه ده”، برنامه خود شما را هم بی نصیب نگذارم. ماهها بعد از فتنه و پس از آن همه هزینه و پس از ریخته شدن خون ستاره ها و خون دل خوردن های ماه، شما باز هم با دعوت کردن از بعضی مهمان ها تازه برگشتی خانه اول، که؛ تقصیر احمدی نژاد بود که در مناظره، آن حرفها را زد! یکی از مهمانان شما مثلا بعد از خواباندن فتنه مربوط به انتخابات، هنوز داشت از رسانه ملی امتیاز می گرفت و پیشنهاد می داد که هم از این طرف، هم از آن طرف، بیایند و حرف خود را بزنند! در مثل مناقشه نیست اما شاید عمروعاص را هم الان بیاوری، هنوز حرف برای گفتن داشته باشد! ما که نباید به سران فتنه و کسانی که به دروغ، حرف از وحدت می زنند اما در مقام عمل، دم از سران فتنه می زنند، باج بدهیم. اینکه درست نیست؛ بعد از آنهمه آشوب گری و فتنه آفرینی، سمنان پرست معروف بیاید در سیما و در برنامه خود شما بگوید؛ هم این طرف مقصر بود، هم آن طرف! آیا به قول حاج حسین شریعتمداری در همان برنامه، گناه کسی که از چراغ قرمز برخی قوانین رد می شود، با کسی که در روز عاشورا خیمه عباس را آتش می زند، بانک آتش می زند، عکس امام را آتش می زند و شعار می دهد علیه اصل ولایت فقیه و غلام کبیری و امیر ذوالعلی را به شهادت می رساند و ۸ ماه کار و بار کشور را می خواباند، یکی است؟ من فکر کنم خود شما هم قبول داشتی این انتقاد را در ناخودآگاه خودتان. چرا که اصلاح کردید این رویه را.

**ببینید؛ برای ما ملاک حرکت، رهبری است. ایشان تا روز ۲۲ بهمن و یا به عبارتی تا روز ۱۴ خرداد از فتنه یاد می کردند. اینکه فتنه مربوط به انتخابات دقیقا کی تمام شد و آیا اصلا تمام شده یا نه، به حضور معترضین در خیابان ها بستگی ندارد. به نظر من و شما هم بستگی ندارد. شئونی از فتنه شاید تمام شده باشد اما کی و کجا، جای بحث است. رهبر حتی روز اول عید هم اگر یادتان باشد درباره فتنه صحبت کردند.
*الان هم شاید “آقا” به فراخور بحث، درباره فتنه سخن بگویند اما این فرق می کند با میدان دادن به افرادی که یکی به نعل می زنند و یکی به میخ.
**اما سخن رهبری باید تبیین شود.
*بله اما به وسیله کواکبیان؟
**شما باید نتیجه آن برنامه را ملاک قضاوت بدانی نه افراد مدعو را.
*۲۰۰ سال بعد هم از نظر این افراد هر ۲ طرف ماجرا مقصر هستند.
**آیا نظر مردم هم همین است؟
*نه خب.
**پس ملاک، خروجی برنامه ماست، نه شخص دعوت شده.
*اگر ملاک، خروجی برنامه است، پس سران فتنه را هم دعوت می کردید.
**ما از خط قرمزها عبور نمی کنیم اما در عین حال روشنگری با دیالوگ و گفت و گوی ۲ طرفه، بهتر از سخنرانی، حاصل می شود.
*روشنگری اشکالی ندارد اما مدیر مسئول روزنامه ای که به دروغ بر طبل تقلب کوبید، باید محاکمه شود، نه اینکه بیاید در رسانه ملی، ایده “لویی جرگه” بدهد.
**این محاکمه را دستگاه قضایی باید انجام دهد. البته برنامه ما، کم از محاکمه عوامل فتنه نداشت.
*این را قبول دارم اما شما به عنوان وحید یامین پور وقتی کسی را به برنامه ای مثل “دیروز، امروز، فردا” دعوت می کنی، به او مشروعیت می دهی، نزد مخاطبانت.
**این را قبول دارم و ندارم. ما به عنوان رسانه باید مراقب خوراکی که به ملت می دهیم باشیم اما شعور توده مردم حتی از اصحاب رسانه بیشتر است. مردم، زلف مشروعیت چهره های سیاسی را به رسانه، ولو به رسانه ملی، ولو به “دیروز، امروز، فردا” گره نمی زنند. از طرفی محصول نهایی کار، بیش از مدعوین برای مردم اهمیت دارد.
*ظاهرا در این باره تفاهم نداریم با هم.
**برنامه ما مدل خاصی از برنامه سازی بود که مدام رصد می کرد افکار عمومی را. ما تا مقطعی که فتنه انتخابات، وجود داشت و تا زمانی که این، دغدغه “آقا” بود، روشنگری کردیم. روشنگری اما با سخنرانی فرق می کند. اگر الان لااقل فتنه مربوط به انتخابات خوابیده، به خاطر این بود که مردم مثلا در همین برنامه ما صحبت های هر ۲ طرف ماجرا را شنیدند. این مشروعیت بخشیدن به اذهان عمومی است، نه به فلان مدعو و بهمان کسی که آمد برنامه. حرف من این است. من بر خلاف شما اصلا قبول ندارم که ما برگشتیم به همان خانه اول. ولو اینکه حالا مهمانی از برنامه حرفی زده باشد. ما اگر به خانه اول دعوا برگشته بودیم، آیا باز مردم اینقدر از برنامه استقبال می کردند؟ من وقتی عده ای را به برنامه دعوت کردم که اوج مباحث معطوف به فتنه مطرح بود و به هیچ وجه فتنه، نه در کف خیابان و نه در اذهان این و آن، به تمامه دفن نشده بود. حتی الان هم هنوز شاید برخی شائبه ها و شایعه ها وجود داشته باشد. کار ما در آن مقطع، مشروعیت بخشیدن به روشنگری بود، نه به این و آن. ما کدام حرف را زدیم که میان مردم کوچه و بازار رد و بدل نشده باشد؟ همه آن حرفها قبلا شنیده شده بود. منتهی تبیین نشده بود.
*مثل اینکه تا در نماز جمعه کتک نخوری، درست نمی شوی!!
**(خنده بلند یامین پور)
*شوخی کردم البته!
**نه، من قبول ندارم که در برنامه، حرف هایی طرح شده بود، که فروکش کرده بود در جامعه. اصلا این را قبول ندارم. اگر اینطور باشد به خیلی از بزرگان، همین نقدی که گفتی، وارد است که چرا دوباره بحث فتنه را مطرح می کردند. ما تازه وقتی این مباحث را مطرح کردیم که رهبر گفتند؛ “عده ای ظاهرا خودشان نمی خواهند در کشتی انقلاب باشند و می خواهند از این کشتی خارج شوند”. احساس کردیم ما ۹ دی رخ داده، نظام به یک آرامش رسیده و دیگر فضا، یک فضای هیجانی نیست. ما در چنین فضایی دست به روشنگری زدیم. فتنه اما بود ولی هیجان و گرد و غبار فتنه نبود. ما در چنین زمانی دست به تبیین حقایق زدیم و جز این هم چاره ای نبود که عده ای را هم از آن طرف دعوت می کردیم. ما در برنامه “ایران ۸۸″ هم، همان حرف های برنامه “رو به فردا” و “دیروز، امروز، فردا” را زدیم اما چون هیجانی بود آن مقطع فضا، تبیین حقیقت صورت نگرفت. حرف های ما تازه بعد از ۹ دی شنیده شد؛ چه حرف مای رسانه. چه حرف اصول گرایان و چه حرف اصلاح طلبان. آنجا بود که اذهان عمومی، مجال یافت تا جدای از گرد و غبار، سره را تشخیص بدهد از ناسره. محصول و خروجی برنامه ما با همان کیفیت و کمیت مدعوین، منجر به قوی تر شدن استدلال بچه جرب اللهی ها شد. پس من حق دارم و دلیل دارم با نظر شما مخالف باشم که با سوء استفاده از نام چند مهمان برنامه، می گویید؛ “در برهه ای، برنامه عقب گرد به فتنه داشت”. این حرف منطقی نیست. من تا وقتی رهبر داشتند تذکر می دادند به فتنه، من هم در برنامه دقیقا متذکر به همین معنا بودم. من بعد از ۱۴ خرداد، موضوعات برنامه را عوض کردم. آنجا بود که احساس کردم فتنه مربوط به انتخابات، دیگر از نظر ولی امر، تمام شده. بله، اگر من بعد از ۱۴ خرداد باز هم همان افراد قبلی را و با همان محمور مباحث، به برنامه دعوت می کردم، حق با شما بود. خودتان دیدید که من بعد از ۱۴ خرداد رفتم مثلا سمت “فارسی. وان” و یا نقد منافقین.
*من اما معتقدم شئون خیابانی و هیجانی فتنه، بعد از ۹ دی تمام شد و شئون سیاسی و آکادمیک فتنه، بعد از ۲۲ بهمن. از طرفی معنای روشنگری و تبیین، هنوز هم معتقدم این نیست که ما چون حسین شریعتمداری را به برنامه دعوت می کنیم، حتما باید یکی هم از جناح فتنه را دعوت کنیم. جناب یامین پور! من تقسیم بندی اصولگرا و اصلاح طلب را مدتهاست که منسوخ شده می دانم. ما یک جناح انقلابی ها داریم، یک جناح فتنه که ضد انقلاب اسلامی اند. والسلام.
**من حتی اگر این تقسیم بندی ای که تو گفتی، قبول داشته باشم اما تبیین و روشنگری برنامه را در آن مقطع کاملا درست می دانم. آن چیزی هم که اول حرفت گفتی، ببین؛ فتنه در ذهن های مردم، بهتر و کامل تر تمام شد تا در روزهای مردم. هنوز بعد از ۹ دی و حتی بعد از ۲۲ بهمن، چیزهایی از فتنه باقی مانده بود، که دفن و رفع آن نیاز به روشنگری داشت. من این را بر اساس گفته های “آقا” تا مقطع ۱۴ خرداد می گویم.
*اصلا یک سئوال. آیا خدا وکیلی، برای اینکه نه در نماز جمعه، که در فلان خیابان شمال شهر کتک نخوری، در دلت نگفتی؛ حالا که وحید جلیلی را دعوت می کنم، علی مطهری را هم دعوت کنم که نه سیخ بسوزد، نه کباب.
**خدایی نه. من یک نیت و داعیه خیلی ساده تر از این حرفها داشتم؛ می خواستم حرفهای کمتر شنیده شده در رسانه ملی، شفاف و بدون تعارفات مرسوم، به گوش مردم برسد. ما در برنامه، حرفهایی زدیم که مردم کمتر به این وضوح شنیده بودند. این شد که تبیین صورت گرفت. این تبیین هم لزوما در یک ساختار مناظره ای و در یک گفت و گوی ۲ یا ۳ طرفه شکل نمی گیرد. من که کارم خیلی پیچیده نبود؛ فضایی فراهم کردم برای حرف زدن این و آن و انتخاب را هم بر عهده خود مردم گذاشتم که خودشان به نتیجه برسند. خروجی کار ما می گوید؛ جواب داد این کار. بله، من هم خودم مقطعی احساس کردم ساختار مناظره، بیش از آنکه به کمک حق بیاید، برمی گرداند ما را به همان دعواهای روز اول. منتهی فرق من و تو در این است که تو می گویی؛ از ۹ دی باید این ساختار را عوض می کردی و من می گویم؛ از ۱۴ خرداد. ۹ دی اصول فتنه تمام شد اما دفن فروع فتنه و تبیین حق هنوز روشنگری می طلبید. این روشنگری را قبل از ما خود بزرگان و در راس ایشان “آقا” داشت انجام می داد. برنامه ما تفسیر روشنگری های رهبر معظم و تبیین نقطه نظرات ولی فقیه بود. پس کارش در آن زمان هم درست بود. این تبیین، آن زمان به دست نمی آمد الا با ساختار گفت و گو.  البته این را هم اضافه کنم؛ ما در دعوت از چهره های سیاسی مشکل عملیاتی هم داشتیم و خیلی ها بازی درآوردند که بماند.
*جمع کنیم این بحث نقد را و برویم سر وقت نقاط قوت برنامه شما و بعد هم درد دل ما با شما. از دید من، برنامه جنابعالی، طلب بچه حزب اللهی ها را، طلب فرزندان انقلاب اسلامی را، نه فقط از رسانه ملی، که از نظام جمهوری اسلامی گرفت؛ البته به وسع خود. حاج سعید قاسمی و دیگر عزیزان نشان دادند که بی گناه ترین افراد در کژی های گاه و بی گاه مسئولین، از هر تیره و طائفه ای که می خواهند باشند، همین بچه بسیجی ها هستند و اتفاقا اگر اعتراض لازم باشد و چیز خوبی باشد، هیچ کس اندازه ما حق اعتراض ندارد. به راستی، سهم یک بچه بسیجی جنوب شهری از نظام چیست که وقت خطر، فقط با یک باتوم و اغلب بدون هیچ دستور سازمانی حتی از بسیج، می آید و از نظام دفاع می کند؟ جمهوری اسلامی چه چیز قابل اعتنایی به این فرزند پای کار انقلاب اسلامی داده است؟ هر آنچه ویلا و کاخ و بنز و لباس ضد گلوله و مدرک هاوایی و کوفت و زهر مار است، مال همان قشری است که چون در نیاوران، ساندوچی وجود ندارد، می کوبد می آید تا چیزبرگر کوفت کند در خیابان اغتشاش و آنقدر هم پول دارد که به هر آشوبگری چیزی بماساند اما هر آنچه موتور قراضه و دود و خانه اجاره ۵۰ متری و پدر جانباز و خواهر دم بخت و بی پولی و وام و مسافرکشی است، جالب است؛ مال نسلی است که برای بقای این نظام می آید به خیابان، بی حتی یک کلاه ایمنی، بدون حتی باتوم، بله، بدون حتی باتوم و فقط با قفل فرمان پراید از دم قسطش و یا زنجیر چرخ موتورش می ایستد، تنها در یک قلم، برابر چندین و چند اسلحه هادی بادی. چقدر از منافقین در همین فتنه، اسلحه گرم کشف و ضبط شد. توی یامین پور، توی وحید یامین پور، توی دکتر وحید یامین پور، اگر می آیی ارک و گرم تو را تحویل می گیرند بچه ها، به خاطر همین است که لااقل مجالی فراهم کردی، از حنجره رسانه ملی نظام جمهوری اسلامی، یک بار هم فریاد ما بیرون بیاید. بچه بسیجی که همیشه بدهکار می داند خودش را به همه چیز این نظام اما اگر بنا بر مطالبه است، هیچ کس اندازه بچه حرب اللهی ها از همه چیز نظام طلب کار نیست. اگر نخواهیم بگوییم؛ خرمشهر را خدا آزاد کرد، که من هم این را بلدم، باید بانگ برداریم که فتنه ۸۸ را باتوم به دست ها خواباندند. من نمی دانم تو داری با من گفت و گو می کنی یا من با تو!
**بگو خب.
*در این گفت و گو زیاد از تو تعریف کرده ام اما انصافا در برنامه خودت چند بار اسم مقصرین کهریزک و یا کشته های کهریزک به میان آمد، چند بار اسم شهید حسین غلام کبیری؟ این نقد نیست ها. گفت و گو هم نیست؛ درد دل است.
**کهریزک را درست یادم نمی آید؛ یک بار و شاید ۲ بار. فوقش ۳ بار.
*اما من نام شهید حسین غلام کبیری را در برنامه شما نشنیدم.
**این را هم درست یادم نیست اما بارها بحث کلیت شهدای بسیجی فتنه ۸۸ مطرح شد؛ چه روزی که حاج سعید آمد و چه روزی که حسینیان. دیگران را الان یادم نمی آید. با این حال اگر یک بچه حرب اللهی یقه مرا بگیرد …
*در نماز جمعه خوب است این کار را بکند!
**(خنده یامین پور) بله، اگر یقه مرا گرفت، من مدعی نمی شوم که همه حرفهای او را زده ام اما به او حتما خواهم فهماند که در صدا و سیما، تا حد وسعم استفاده کردم از این امکان که درد دل این بچه ها را هم منعکس کنم. من خودم را هم البته از همین نسل و شکوفه ای از همین فصل زیباتر از بهار حسینی می دانم. ما، آری ما، نه چپی هستیم و نه راستی. بلکه از هر ۲ طرف طلبکاریم. لذا ما در برنامه، هر ۲ طرف را نقد می کردیم. من عمد داشتم که چهره های قدیمی تر جریان راست را بیاورم و مطالبه کنم طلب این نسل را از این جناح. روزی که دهنمکی آمد، گفت: تو مطمئنی می خواهی این حرفها را روی آنتن بزنی؟ گفتم: مطمئنم. گفت: بد نمی شود برای شما؟ تعطیل نمی کنند برنامه تان را؟ گفتم: این حرفها مطالبه توده ملت و شخص “آقا” از جریانات موجود است. حرف عجیبی نمی خواهیم بزنیم. شما یقه حاکمان چپ و راست، یقه حاکمیت را بگیر، متهی از موضع حق ولایت و طلب ملت. از موضع جریان بسیج و حزب الله. بارها در خیابان عامه مردم که مرا می دیدند، می گفتند؛ ما آخرش هم نفهمیدیم، تو راستی هستی یا چپی؟ هنوز هم می گویند. ما نظرسنجی داشتیم که ۷۰ درصد مردم گفته بودند، ما خط سیاسی یامین پور برای مان مشخص نیست. ما فضا را درآوردیم از آن حالت ۲ قطبی. جدای از چپ و ورای راست، قطب دیگری هم هست به نام صراط مستقیم. صراط مستقیم، یعنی ولایت فقیه. یعنی توده ملت. یعنی فرزندان انقلاب اسلامی. یعنی خانوداه شهید روستایی دور افتاده در سیستان و بلوچستان. یعنی آن بلیط فروش سر خیابان. یعنی دانشجویی که پدرش ندارد، برای دانشگاه آزاد او، شهریه بدهد و مجبور است وام بگیرد. آیا بانک دولت جمهوری اسلامی وام بدهد، آیا ندهد! این حرفها و این مطالبه را البته قبل از همه ما “آقا” در دهه ۷۰ و ۸۰ می گفت.
*اگر روزی از همین روزها وحید یامین پور مجبور شود از برنامه اش محکم تر دفاع کند، آیا محافظه کاری می کند یا مطالبه حق می کند؟ اهل مصلحتی یا حقیقیت؟
**اهل مصلحتی نیستم که ذبح شرعی کند به قول دکتر شریعتی، حقیقت را. دل پری دارم الان. گاهی هم وسوسه می شوم یک چیزهایی را بگویم، منتهی فکر می کنم اگر الان این کار را بکنم، هزینه ای پرداخت کرده ام که فعلا نیازی به پرداختش ندارم. نمی خواهم همه درها را به روی خودم ببندم. فکر می کنم من هنوز از آنتن، سهمی دارم. من به تلوزیون احتیاج دارم. این حرف را خوب گوش کنید. من به تلوزیون احتیاج دارم. ما به تلوزیون احتیاج داریم. چاره ای نداریم؛ بعضی از حرفها را نباید بزنیم. اگر زمانی احساس کنم حجت بر من تمام شده و سهم تلوزیون دارد از من و نسل من دریغ می شود، آن زمان، حرفهایم را خواهم زد.
*اولی که گفتی امتیاز دادی به رسانه ملی و شاید هم یک پیام. بالاخره بی پیام نیست این حرف که “من به تلوزیون احتیاج دارم” اما این دومی هم در عین حال تهدید بدی نبود اما راستش خوب بود آقایان هم همین مردانگی و حجب و حیای تو را داشتند و مثلا می گفتند؛ رسانه ملی هم به وحید یامین پور احتیاج دارد.
**هر طور دوست داری تعبیر کن.
*به هر حال هیچ کس دوست ندارد برنامه اش تعطیل شود.
**من ناراحتم. برخی به من می گویند؛ نشان نده این ناراحتی ات را. اما من ناراحتم و از این بیشتر ناراحتم که ما را دارند به بهانه ای می زنند که ما اصلا زنده بودیم به آن بهانه. ما را به اسم “آقا” دارند می زنند اما ما به اسم “آقا” زنده بودیم. ما را در حالی به اسم رهبر مورد نقد قرار دادند که اصلا برای “آقا” و به عشق ایشان برنامه را ساختیم. این هم زیرکی و رندی برخی از مسئولین ما را نشان می دهد.
*مطلب آخر وبلاگم را دیدی؟
**فرصت نکردم ببینم.
*نوشتم؛ “اینجا برای هر پروانه ای که گرد شمع می گردد، یک حرف در می آورند و به اسم محمد اگر روزی علی را می کوبیدند، الان به اسم علی، عمار را می زنند و به اسم ماه، ستاره را و به اسم شمع، پروانه را”.
**تو خصوصیتت همین است؛ خواندن ته حرف آدم و زدن آن حرف در اوج زیبایی. دمت گرم.
*چاکریم. تیترش این بود: “جنگ ما برادرکشی بود”. وزیر بی آبروی خاتمی، نه آن ۸ سال دفاع مقدس، که این ۸ ماه دفاع مقدس را باید برادرکشی می خواند! ما اینجا با “بعثی ها” طرف نبودیم؛ طرف حساب مان “بعضی ها” بودند که با امام در نجف و ترکیه و پاریس و هواپیما و پلکان و پله اول و پله دوم و پله سوم و پله چهارم و پله پنجم و پله ششم و پله هفتم و پله هشتم و درون بنز تشریفات و در پله برقی فرودگاه و پاویون و گروه سرود و بلیزر و درون بلیزر و روی بلیزر و صندوق عقب بلیزر و زیر بلیزر و موتور بلیزر و دیفرانسیل بلیزر و … (خنده یامین پور) … به چی داری می خندی؟ اینها خب با امام عکس داشتند. تو دیر به دنیا آمدی. این جرم توست. ما اینجا به هر خاری که نازک تر از گل گفتیم، رفت توی چشم خودمان.
**از این ناراحتم که غلظت نقد مسئولین را خود سیستم دارد بالا می برد.
*انگار دستی در کار است تا ستاره را دلسرد کند از آسمان. اینجا زیادند خفاشانی که می خواهند کنار ماه را از وجود ستاره ها خالی کنند.
**من جوان ۳۰ ساله از رسانه ملی چه انتفاعی دارم؟ جوانی که کل زندگی اش تحت الشعاع این اتفاق قرار گرفته. بیماری گرفته به خاطر استرس های این برنامه، روند عادی زندگی اش مختل شده، چه انتفاعی دارد؟ من نمی گویم صد در صد خالصم؛ ما هم نفسانیات داریم ولی جور نیست این هزینه ای که ما دادیم با دل پر دردمان الان. این موازنه برقرار نیست. من از این ناراحتم که با خون دل فضایی را فراهم کردم و مخاطبی را … ولش کن. من یک چیزی به شما بگویم؛ آن زمانی که برنامه روی آنتن بود، مردم که مرا می دیدند، اولین سئوال شان این بود؛ برنامه ادامه دارد؟ با تردید می پرسیدند! من در دلم می گفتم؛ عجیبه! مردم چرا اینقدر بدبین اند؟! خیلی ها شفاف به من می گفتند؛ هنوز تعطیل تان نکردند؟! برنامه هنوز روی آنتن بود، ملت، مفروض می گرفت، تعطیل شدنش را. الان هم اولین حرف مردم وقتی به من می رسند، این است؛ تعطیل شدید بالاخره! این خیلی برای من و برای همه ما بد است. می گویند؛ خودتان هم خودتان را قبول ندارید! خودتان هم خودتان را تحمل نمی کنید.
*حکایت آن یارو صاحب آژانس در “آژانس شیشه ای” حاتمی کیا؛ “شما که با هم نماز می خوانید اما خودتان هم خودتان را قبول ندارید. حرف همدیگر را نمی فهمید!”
**خب این خیلی بد است. من را کسانی دارند تعطیل می کنند که به همدیگر التماس دعا می گوییم. من نمی گویم بی نقصم اما نقص مرا به من بگویند، به من معایبم را تذکر بدهند، چرا برنامه را تعطیل می کنند؟ بگذارند لااقل با خداحافظی از روی آنتن بروم.
*اصلا آقا وحید! بحث نقد و این حرفها نیست؛ الان مسئولین رسانه ملی بخواهند پز بدهند که صدا و سیما در فتنه ۸۸ نمره خوبی گرفته، اولین برنامه ای که روی آن دست می گذارند همین چند برنامه شما بود. ما که در فضا زندگی نمی کنیم. بهترین حرف حساب را در این مملکت، آوینی زد؛ “در جمهوری اسلامی، آزادی برای همه هست الا حزب اللهی ها”. تو داری می گویی؛ من به تلوزیون احتیاج دارم و کسی هم منت تو را نمی کشد اما با فلان مجری و بهمان بازیگر هم همین برخورد را آیا می کنند؟ نه به قرآن. خودت که بهتر از من می دانی، چه خبر است!
**اینها از من انتظاراتی دارند که برآورده کردن آن انتظارات، یعنی من دیگر وحید یامین پور نباشم. یعنی بشوم کارمند ساعتی جمهوری اسلامی و نه فرزند تمام وقت انقلاب اسلامی.
*چه انتظاراتی از تو دارند؟
**از من می خواهند در عین مومن بودن، بگنجم در چهارچوب. از من یک وحید یامین پور کارمند می خواهند که بشود رفتار و گفتار و برنامه اش را هم، پیش بینی و هم کنترل کرد. جالب اینجاست که حتی این چهارچوب را هم به من درست نشان نمی دهند که من دقیقا بدانم تکلیفم چیست. مرا فقط می خواهند بگنجانند، در کدام چهارچوب و روی کدام صندلی سیماچوب، خدا عالم است! سر برنامه ات را بریدند، آتش ات زدند، بالاخره از رو رفتی، اینها تعابیر درستی نیست که ما داریم این روزها به طعنه و کنایه می شنویم. اینها برای نظام برای صدا و سیمای نظام خوب نیست. کسی چه می داند که من کارمند صدا و سیما نیستم. همه خیال می کنند زیر همین بلیطم. اول و آخرش می گویند؛ تو هم صدا و سیمایی هستی دیگر! این برای رسانه ملی بیشتر بد است تا برای خود من. من دارم به شان رسانه ملی فکر می کنم و الا خودم چه قدر و منزلتی می توانم داشته باشم. من نگران قضاوت عده ای از مردم نسبت به یک نهاد از یک نظام هستم. نظامی که عاشقانه دوستش می دارم. نمی خواهم تعبیر “سرافکندگی” را به کار ببرم. درست نیست اما این خیلی زشت است. برای همه ما زشت است. حتی گیرم ما اشتباهات بزرگی هم از نظر آقایان داشتیم. روشش این نبود. خیلی بد شد به این شکل و بیشتر هم برای آنجایی بد شد که با سعه صدر اجازه داده بود ما روی آنتن باشیم.
*آقای یامین پور! من بدون تعارف خودم را در کارم حرفه ای می دانم اما اصلا دوست ندارم این گفت و گو را طوری تنظیم و پیاده کنم که کمک کند به تعطیلی برنامه شما. حیفم می آید. ژورنالیسم به من می گوید؛ تیتر جنجالی بزن و شعله ور کن بیشتر این آتش را ولی من هم همچنان که تو می گویی به تلوزیون احتیاج داری، می خواهم بگویم؛ احتیاج دارم به صدا و سیمایی که در آن یامین پور و امثال یامین پور هم باشد. صدای وحید شنیده و سیمایش دیده شود. باور کن این را صادقانه می گویم. گفت و گو را می گذارم در وبلاگ، خوبی اش به نسبت روزنامه این است که هر جا دیدی دارد کمک می کند به تعطیلی برنامه، خرجش یک پیامک است یا یک کامنت. من از همین الان با اینکه تو حجب و حیا به خرج دادی و آنطور که مد نظر من بود، نتاختی به رسانه ملی، اما راستش از همین الان نگران نتیجه کارم! این را به عنوان یک گفت و گو کننده رسانه گفتم اما این را هم اضافه کنم به عنوان یک مخاطب هم نسل خودت؛ اگر برنامه می خواهد، بدون تو و یا با وحید یامین پوری گنجانده شده در چهارچوب، در بیاید، همان تعطیل شود، بهتر است. گفت: مرگ یک بار، شیون یک بار. از اینکه بالاتر نیست.
**زیر بار شیر بی یال و دم و اشکم نمی روم. من هم مثل توام. “دیروز، امروز، فردا” را مردم به تبیین، روشنگری، بصیرت دهی، شجاعت، شهامت و در عین حال به منطقی بودن می شناسند. این برنامه را فقط با همین خصوصیات در می آورم اما امسال قرار است در حج، علاوه بر زیارت خانه خدا، برای صدا و سیما هم البته اگر خدا بخواهد و دوستان هم اذیت نکنند، کاری انجام دهم. برای برنامه های گفت و گو محور اما از شروط خودم عدول نمی کنم و در عین حال مذاکره با مسئولین رسانه ملی برای ادامه برنامه “دیروز، امروز، فردا” منطبق بر همان خصوصیاتی که گفتم، عیب و یا سازش تلقی نمی کنم. با این همه من در این قضیه بدهکار نیستم. بستانکارم. طلب دارم از رسانه ملی. آن “مگو” یی که اول مصاحبه گفتم، بخش عمده اش شرح همین بستانکاری است. من نمی گویم صدا و سیما به من احتیاج دارد. حرفم این است؛ اگر با شخص فاسدی، برخورد نمی شود و یا از او تجلیل می شود، حداقل پای بچه حزب اللهی را به جاهای بدبد نکشانند. این سقف مطالبه من از صدا و سیماست. با بغض دارم الان این حرف را می زنم؛ تقدیر و سکه و پاداش و جایزه و به قول خودت کوفت و زهرمار برای از ما بهتران است و اما برای ما … ولش کن. یک بار از برنامه های من در مدت فتنه تجلیل نشد. شما شنیدی؟ دیدی؟
*من دیدم که از برنامه های مربوط به جام جهانی تجلیل شد؛ چی بود؟ آهان؛ “یک جام، یک جهان” یا بر عکسش، “یک جهان، یک جام”. چه بدانم؟
**حالا بماند سریال ها. بماند برنامه های دست چندم ترکیبی، چه مذهبی و چه غیر مذهبی. من می توانم یک مجری خوب و تو دل برو برای یک برنامه عرفانی – مذهبی باشم. بیاندازم صدایم را ته گلویم و از ملکوت حرف بزنم. ولی من این کار را نمی کنم؛ چون بغض گلویم، دردی که در سینه دارم، این اجازه را به من نمی دهد. حتی مخفیانه و در گوشی هم از برنامه های ما تجلیل نکردند. یعنی یک نامه ای به دست من از یک مسئول بلندپایه برسد که؛ دستت درد نکند. همین. انتظار ندارم این را در بوق و کرنا کنند. شاید تجلیل از چون منی آسیب برساند به وجهه فراجناحی فلان مسئول اما یواشکی که می شود قدردانی کرد. نمی شود؟
*آن جمله را که گفتی، این را هم بگو و خلاص؛ “من برای بالا رفتن روحیه ام، به تقدیر یواشکی مسئولین احتیاج دارم!”
** دلم از تبعیض خون است؛ بعضی ها حیثیت صدا و سیما را در برنامه زنده شان به بازی می گیرند و مثلا قبل از اتمام برنامه، می روند بیرون از برنامه! شو اجرا می کنند در برنامه های شان. ما با آن همه فشار وحشتناک و کمرشکن سیاسی، نجابت برنامه را حفظ کردیم. نقل “شقشقه هدرت” است اینها. من دارم کلی می گویم اینها را. جزئیاتش بماند به وقتش. حالا تو تهدید به حساب بیاور.
*قبول داری همه اینها که گفتی، فقط تقصیر خودمان است؟
**قطعا تقصیر خودمان است. این را من به وحید جلیلی می گفتم. کی؟ ۳ ماه قبل از اینکه تعطیل شود برنامه. به وحید گفتم: “وقتی که برنامه خوب دارد جلو می رود، همه تان ساکت اید. روزی به مسئولین این را نشان می دهید که برنامه وجودش برای شما مهم است که دیگر دیر شده ها! یک آدم دست چندم یک حرف دست پنجم می زند، کلی روی آن مانور می دهید! حالا من نمی گویم بیایید با من مصاحبه کنید اما قبل از اینکه دیر شود علاقه و عشق خود را به برنامه نشان مسئولین بدهید”. باز دم بچه های بسیج دانشجویی گرم که دم به ساعت بیانیه می نویسند و مطالبه می کنند.
*شکی در مرده پرست بودن ما نیست اما “قطعه ۲۶″ قبل از آنکه دست حضرت عزرائیل به طور کامل و شفاف، از آستین “بعضی ها” و اینجا هم باید بگویم نه “بعثی ها”، بخواهد بیرون بیاید، آمد و نشست پای حرف های وحید یامین پور. برنامه ات که فعلا رو به احتضار است اما ما با خودت قبل از افقی شدن، گفت و گو کردیم ها! … اما اینکه گفتم تقصیر خودمان است، می دانید چرا گفتم؟ توی سر نسل ۹ دی، توی سر امثال من و تو هم بزنند، باز هم رام همین دستگاهیم و چرا نزند شلاقش را مدیر جمهوری اسلامی بر بدن رنجور ما؟ از این در عجبم که محکم نمی زند؛ مرام را می بینی!
**همین طور است. فلان مجری که سر از کمپین هواداران موسوی و خاتمی درمی آورد، اگر ناز او را نخرند، می رود “بی. بی. سی” اما توی سر من هم بزنند، از صدا و سیما به لندن که نمی روم. مرا آنجا راه نمی دهند؛ مجبورم از رسانه ملی بروم کیهان کار کنم.
*و این مگر چقدر فرق دارد؟
**چه بگویم؟ ما ظاهرا زیادی داریم نجابت به خرج می دهیم که همه اش دارند از ما سوء استفاده … نه! این تعبیر که درست نیست. همان که تو گفتی؛ تقصیر خودمان است.
*بیا “قطعه ۲۶″ کار کن! … (خنده یامین پور) … جدی گفتم! … می خواهی غیر کلیشه ای ترین سئوال این گفت و گو را بپرسم از تو؟
**بپرس.
*بهشت زهرا بروی با کدام شهید درد دل می کنی؟
**بگذار نگویم.
*بگو.
**نمی شود حالا؟
*نه.
**مزه اش از بین می رود.
*نمی رود. مزه خیلی اشک ها، در روشنایی شمع است.
**ارادت عمیق معرفتی و عاطفی من به شهید آوینی قصه ها دارد برای خودش. به حدی که وقتی دلم می گیرد و درد انباشته می شود در سینه ام، چند خط از نوشته های “آ سد مرتضی” را می خوانم و آرام می شوم و تسکین می یابم.
*الان درد داری در دلت؟ … غلط نکنم؛ گفتی جایی از مصاحبه که ناراحتی؟
**دروغ نگفتم.
*پس آرام شو وحید … ” ای شهید! ای آنکه بر کرانه ابدی و ازلی وجود بر نشسته ای، دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش” … آرام شو وحید!
تذکر مهم:
۱- تا آخر امشب هم من و هم وحید یامین پور، هر کدام یادداشت دیگری برای این مصاحبه مطول خواهیم نوشت. این مصاحبه و برخی از بهترین کامنت های شما به انتخاب خود وحید یامین پور، به علاوه برخی بازتاب های مصاحبه، ان شاء الله به همت “مرکز اسناد انقلاب اسلامی” تبدیل به یک کتاب کوچک، مختصر و مفید و جمع و جور خواهد شد.
۲- این چند روز از همه شما بچه های خوب قطعه ۲۶ از خواهران محترمه گرفته تا برادران عالیقدر، بابت مهمان نوازی تان از یامین پور عزیز حسابی ممنون و متشکرم. نشان دادید به وحید عزیز که لااقل ما اهالی قطعه ۲۶ مرده پرست نیستیم. از “میلاد پسندیده” به خاطر طرح زیبایی که تقدیم یامین پور کرده، جداگانه تشکر می کنم.
۳- نزدیک ۱۷۰۰۰ کلمه شد این مصاحبه. این تعداد کلمه، می شود ۴ صفحه روزنامه. همین اما
عجب گفت و گویی شدها. “دیروز، امروز، فردا” همچین مصاحبه ای نداشت؛ چون هیچ کدام از مهمانان وحید، “دکتر یامین پور” و یا جوانی از نسل ۹ دی نبود! وحید یامین پور بیش از همه مهمانانش حرف برای گفتن داشت. کاش به حرمت دل این نسل عاشورایی، ارج بنهند زحمت وحید را و قطع نکنند برنامه اش را.

***

وحید یامین پور/ وبلاگ “کیستی ما”: چند روز پیش با حسین قدیانی چند ساعتی گپ زدیم. ما که مکان نداریم. رفته بودیم پارک خیابان ایرانشهر، پشت خانه ی هنرمندان. بعد از ماه ها پایم به پارک باز شد. البته آنهم با عینک دودی و البته در معیت حسین که ریش بلندش هر جنبنده ای را فراری می داد. از دست اظهارنظرهای تمام نشدنی مردم و البته سوال این روزهای شان که: “بالاخره تعطیل شد؟!” (انگار که مردم همه چیز را از پیش حدس می زنند) این هم نوعی تأمین امنیت است دیگر. چند وقتی است حرف زدنم نمی آید. نمی دانم حسین با چه پلتیکی اینقدر حرف از زیر زبانم کشید. حرفها را دوباره خواندم. از این جهت که سند بماند برای آینده بد نیست گفتن این حرفها؛ وگرنه موجودی مثل “دیروز، امروز، فردا” که دارد تاکسی درمی می شود و می رود برای همیشه به آرشیو ذهن من و تو. این هم یک واقعیت است که رسانه قدرت دارد؛ یا شهید می شوی یا نفله ات می کند و تو بعد از مراسم تدفین حالیت می شود که چه بودی و چه کردی .یکی از رفقا می گفت رسانه مثل اژدها می ماند؛ تو را می بلعد تا خودش زنده بماند … مگر چیزی از آن همه هیجان و سر و صدا، ذخیره ی قبر و قیامت مان مانده باشد، انشاءالله. به حسین گفتم من به تلویزیون احتیاج دارم وگرنه تلویزیون که من باشم یا نه، یا اصلا صدتا مثل من هم نباشند کک اش نمی گزد … به تلویزیون احتیاج دارم چون وسط کار بودم نه انتهایش، اینطوری جواب خیلی ها را باید بدهم، جوابهایم فعلا کفاف سوالات مردم را نمی کند. جمعه ی پیش بعد از نماز، ملت کشیش امریکایی را ول کرده بودند و مرا داشتند سوال پیچ می کردند که چه شد و کجا رفت و … عکس بالا را گذاشتم تا لا اقل به بهانه ی هفته ی دفاع مقدس با دیدنش دودستی قایم بکوبم توی سرم که سرباز ولایت بودن آن شکلی است نه شکل من که با دو تا پخ کردن از حرف زدن بیافتد یا دست آخر به مصاحبه و نوستالژی پناه ببرد. خاک بر سر سرباز بودن ما؛ چقدر خوشم می آید از این مصرع که : بعد از تو خاک بر سر هرچه که غیر توست …

*این نوشته قطعا غیر از یادداشتی است که یامین پور قول داد بعد از اتمام کل گفت و گو می نویسد.

این نوشته در صفحه اصلی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه

  1. خادم الشهدا می‌گوید:

    سلام حاجی
    اومده بودم بگم وقت نمازه،خادم رو فراموش نکنین که سخت محتاج دعاست.
    حالا با کله میریم و پست رو میخونیم.

  2. خادم الشهدا می‌گوید:

    حاجی ما شدیدا” منتظر این مصاحبه هستیم
    بی شک حرفهای زیادی برای شنیدن داره این مصاحبه.

  3. فردید می‌گوید:

    این تا ساعاتی دیگر یعنی تا ساعاتی دیگر؟

  4. فاران(نه وبلاگ فاران) می‌گوید:

    تا زدم نظر بذارم اپ شد….داشتم اول میشدم ها….

  5. وارث می‌گوید:

    سلام داداش حسین
    به نظر من سخت ترین برنامه «دیروز امروز فردا» برنامه حاج سعید نبوده بلکه شاید بگیم که جذابترینش حاج سعید بوده. من که نزدیک ۲ ساعت میخکوب شدم پای تلویزیون. یادم نمیره که آقای یامین پور چطور محو کلام حاج سعید شده بود. نشون به اون نشون که آخرای برنامه گفت که فقط ۵ دقیقه وقت داریم و نزدیک ۲۰ دقیقه محو کلام حاج سعید موند.
    راستی حاجی بهمون بگو چی کار میتونیم انجام بدیم تا این برنامه دوباره شروع به کار کنه؟ سعی میکنیم اینجا هم پای رکاب باشیم.

  6. خدا کند این مصاحبه حالا حالا ها تمام نشود ….

    زیباست ..

  7. سارا می‌گوید:

    خدا قوت داداش حسین بچه بسیجی ها
    دست مریزاد
    انصافا مصاحبه خیلی خوبی بود

  8. امید می‌گوید:

    السلام علی المهدی وعلی آبائه
    مجری صدا و سیما حاج منصور نمی آید. می رود پارتی شبانه و “۹۰″ درجه، حال می دهد به کمرش. بلوتوثش هست.

    کاش در مورد شایعه ریاست ایشان بر صدا و سیمای اصفهان هم، می پرسیدید؟

  9. یه بسیجی می‌گوید:

    سلام
    پیامی که میخوام بذارم تاریخ مصرف گذشته است اما باید بگم تو گلوم گیر کرده
    پیامی مربوط به عید فطر،تقریبا همه ی روزها به قطعه سر میزنم اما نشد که این حرفم را بزنم
    من افتخار میکنم که توی همه ی راهپیمایی های موجود در این ۲۱ سال عمرم شرکت کردم اما راستش تا حالا ساندیس حکومتی نخورده بودم،روز عید فطر از قبل به همه اعلام کردم میخوام برم ساندیس حکومتی بخورم
    من روز عید فطر برا اولین بار ساندیس حکومتی خوردم،خیلی حال داد فکر نمیکردم یه ساندیس بد مزه اینقدر به آدم بچسبه
    تازه نی ساندیس را هم نگه داشتم
    خیلی با حال بود

  10. فطرس ملک می‌گوید:

    سلام آقای قدیانی
    .
    ۸۵ روز تا عاشورا
    .
    لبیک یا حسین

  11. فاطیما می‌گوید:

    ای والله،ماشالله کی میگه داداش حسین به نظرات اهمیت نمیده؟
    میان اکبرمن واکبر مجمع!تفاوت اززمین تا آسمان است!
    ممنون که تیتر روعوض کردید

  12. جوجو می‌گوید:

    سلام دوباره کامنت ها تایید نشد که نظرات ۰ باشه و اول همه کامنت بذارن و بعد مطلب رو بخونن آره ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خیلی خوب پس ما رفتیم بخونیم!!!!! راستی منم نمی گم اول آیا؟؟

  13. فاطیما علوی می‌گوید:

    از شما حمایتی هم شد؟
    در جبهه مقابل، وقتی یک چوب کبریت هم تولید بشود، جبهه‌ای برای تبلیغ و در بوق کردن آن راه می‌افتد و همه حمایت می‌کنند. مثلاً نیک‌آهنگ کوثر یک کاریکاتور می‌کشید که اگرچه ضعیف هم باشد ولی در همه سایت‌ها از او حمایت می‌کنند.

    بالاترین، هر روز یکی از کارهای او را لینک می‌کند ولی مازیار بیژنی و عباس گودرزی، این همه طرح کشیده‌اند ولی هیچکس آنها را نمی‌شناسد. عباس گودرزی که سایت «تلخندک» را دارد، هر روز یک کاریکاتور جدید می‌کشد. آن وقت این هنرمند را با مبلغ ناچیزی در یکی از مؤسسات فرهنگی مشغول کرده‌اند تا برایشان طرح بزند. آن هم به خاطر اینکه در شرکتی کار می‌کرده که همه ضدانقلاب بوده‌اند و به خاطر کشیدن طرح‌های انقلابی او را اخراج کرده‌اند.

    کسی دنبال حق و حقوق بالا نیست، ولی برای هنرمند، دلگرمی لازم است. یکی از دوستان در کرج به همراه چند نفر دیگر یک تی‌شرت طراحی کرد، آن هم چهار سال پیش، آنقدر تحویلش گرفتند که ردش را در هر خبرگزاری و سایتی می‌شد گرفت، ولی به عباس گودرزی که اینگونه کار می‌کرد هیچ کس توجهی نکرد!

    ما دنبال معروف شدن هم نیستیم و با اینکه ناشناسیم، صفا می‌کنیم. اما توقعمان این است که به کارمان اهمیت بدهند. جرممان این است که موهایمان دم اسبی نیست. شش تیغ نیستیم و شلوار لی نمی‌پوشیم!

    قلم حسین قدیانی را باید طلا بگیرید که یکتنه دارد برای انقلاب می‌جنگد. چه کسی را داریم که اینگونه بنویسد؟ خودش هم می‌گوید از وقتی که در آشوب‌ها، سنگ به سرش خورد و یک هفته به کما رفت، حال و روزش عوض شد و قلمش چند برابر، روان و خواندنی شد. خودش هم می‌گوید که این قلم، مال من نیست.

    جالب اینکه یک روز که در حال مسافرکشی بوده، یک نفر را سوار می‌کند که از قضا معلوم می‌شود ضاربش بوده. حسین قدیانی، سنگی که به سرش خورده بود را روی داشبورد ماشینش گذاشته بود و همین باعث شد که همدیگر را بشناسند. اتفاقاً ضارب هم فرزند شهیدی بوده که اغفال شده و در آشوب‌ها شرکت کرده بود. این خودش یک سناریو برای یک فیلم است!

    بقیه مصاحبه دوئل را اینجا بخوانید
    http://www.bibaknews.com/fa/pages/?cid=249

  14. جوجو می‌گوید:

    منتظر ادامه…………………………..

  15. جوجو می‌گوید:

    راستی عالی بود . طیب الله انفسکم

  16. فطرس ملک می‌گوید:

    آقای قدیانی
    داشتم ادامه مصاحبه دیروز و میخوندم
    عزیز ازتون سوال کرده بود
    - سخت ترین لحظه وبلاگ؟
    اینکه ۵۸ نظر را بخوانی و تایید کنی و ۴۷ نظر هم مانده باشد و بعد یکی از دوستان بگوید؛ فلان نظر مرا که تایید کردی، می شود آن جمله اش را حذف کنی؟! یا می شود اسمم را برداری؟!
    .
    فکر کنم منظورتون من بودم
    ببخشید اگه یکی دوبار این اتفاق افتاد
    معذرت
    معذرت :و)

  17. چوب خدا می‌گوید:

    سلام
    عالی بود
    راست میگن آقای صفا
    کاشکی این مصاحبه حالا حالاها ادامه داشته باشه
    یه وقت نکنه از سوالتون درباره پشت پرده عقب بکشین ها!
    انقده بپرسین تا ببینیم آخرش چی میشه
    فقط مواظب باشین به قطع کامل برنامه و بسته شدن قطعه(زبونم لال) منتهی نشه یه وقت

  18. فطرس ملک می‌گوید:

    مصاحبه با وحید یامین پور عالی بود
    مخصوصا قسمت حاج سعید قاسمی

  19. عشقی می‌گوید:

    سلام!
    مصاحبه رسمی تان هم اشک آدم را درمی آورد…

  20. عارفه می‌گوید:

    سلام
    منتظر ادامه اش هستیم………..

  21. م.طاهری می‌گوید:

    بسیار بسیار ممنون
    چقدر خوب که حالا حالا ها ادامه دارد

  22. پیازچه می‌گوید:

    هییییییییییییییی.

  23. ☽ حضرت ماه می‌گوید:

    هدیه ای از وبلاگ ☽ حضرت ماه
    http://hazratekhamenei.blogfa.com/

    رسول خدا (ص) فرمود:
    چهار کس پاداش می گیرند: سؤال کننده، پاسخ دهنده، شنونده و دوستدار آنان

    ابن‌شعبه حرّانی؛ تحف‌العقول

    http://hazratekhamenei.blogfa.com/

  24. فطرس ملک می‌گوید:

    خسته نباشید
    خدا قوت
    .
    خوبه!!!!!

  25. فطرس ملک می‌گوید:

    نمیشه یه بار هم مصاحبه حضوری با بچه های قطعه داشته باشید تو همون پارکه!!!!!!
    .
    .

  26. ... می‌گوید:

    مصاحبه بسیار زیبایی بود…از صداقت کلامتان بسیار لذت بردم و دلم گرفت!…خدا …

  27. فطرس ملک می‌گوید:

    ما همیشه از شما تشکر میکنیم و خسته نباشید میگیم
    .
    این دفعه هم چند برابر خسته نباشید

  28. فردید می‌گوید:

    سخت ترین، برنامه فلاحیان بود که هی ….
    راستی من هم شناسنامه ای ۹/۱۰ هستم ولی اصلش ۹/۲۰

  29. سلمان می‌گوید:

    سلام داداش حسین
    .
    خیلی دوست دارم یه روز از نزدیک ببینمت. گاهی اوقات از بچه هایی که دور و برت هستن احوالتو می پرسم. علی فلاح و …
    .
    به وحید عزیز بگو حلالش نمیکنیم اگر ذره ای از تلاش برای برپایی دوباره برنامه کوتاهی کنه. برنامه هاش رو اکثرا ضبط کردم. گاهی اوقات که دلم میگیره و عرصه برام تنگ میشه اون بیست و پنج دقیقه معروف حاج سعید قاسمی رو میذارم میبینم و دلم باز میشه و البته خنک. ما دلمون به رویش های انقلاب بعد از فتنه ناکثین و مارقین ۸۸ خوشه. یکی این سایته، یکی برنامه وحیده، یکی دکتر عباسیه. بهش بگو ما و دل مارو تنها نذاره
    .
    بنفسی انت یا امام خامنه ای
    .
    یاعلی

  30. حمید می‌گوید:

    خدا کند این مصاحبه کش پیدا کند. دلمان برای داداش وحیدمان تنگ شده بود. ادبش آدم را میکشد. تا از نزدیک نبینی اش، این حرفم را متوجه نمی شوی.
    چون روحیات نفسانی ما “تشتک محور” است باید اعتراف کنم نفس ام تشتک زد وقتی دیدم سؤال اول از داداش وحید، سؤال من است. حالا یادم نیست آنوقت با چه اسمی این سؤال را برایتان نوشته بودم. مسجد محل، وحید را ببینم حتماً حقش را ادا می کنم. یعنی در یک جمله بگویم میشود گفت: “هلو”. داداش حسین، اگر خواستی این هلو را ……. کن ولی باشد، کیفش بیشتر است.

  31. حمید می‌گوید:

    آخ. ببخش داداش حسین. یادم رفت تولد شناسنامه ای ات را تبریک بگویم. بخدا نمی دانم چرا تا آمدم تبریک بگویم دلم یک آن رفت پیش بابا اکبر. خدا از شفاعتشان بهره مندمان کند إن شاءالله.
    راستی ۵روز پیش تولد ما هم بود. بگذریم که توی این همه رفیق و دوست و آشنا، فقط یکی از دوستان، نصفه شبی پیامک زده بود و تبریک گفته بود.
    ۱۱آذر هم یادمان می ماند. کادو اش محفوظ.

  32. پریسا می‌گوید:

    سلام اقای قدیانی.مصاحبه بسیار عالیه ومنتظر ادامه ش هم هستیم.اما من هم یه مطلب تاریخ مصرف گذشته دارم که میخوام بگم.وقت نشد زودتر بیام.یه متن ویژه تشکر از شماست بابت مصاحبه اختصاصی قطعه ۲۶ با برادر قدیانی:
    بسم رب الشهدا والصدیقین
    قطعه۲۶ قطعه ای ست از بهشت.ستاره ها جمع شده اند اینجاتا دور ماه بگردند.
    ما ستاره ها از برادر قدیانی یاد گرفتیم یه آینه بذاریم تو جیبمون در مواقع لازم بگیریم جلوی بعضی ها.ما با برادر قدیانی نسل فتنه هرکسی رو که بخواد فتنه جدید راه بندازه با تیشه و از ریشه قطع میکنیم.ما دعا میکنیم برای چشمان مادر برادرمان که این چشمها همانست که میگفت:”ما رایت الا جمیلا”
    داداش حسین حلال کنید ما را بابت هر نفسی که میکشید.هر نفسی که دانستیم آهی ست از جدایی.از جدایی بابا اکبر.بابا اکبری که نه توی خواب که توی بیداری میبینیدش.
    این بار به بابا اکبرتون بگید:ما عجله داریم.آنقدرها وقت نداریم برای کوباندن پرچم اسلام در افق.بگید:بابا اکبر ستاره ها رو دعا کنید.بگید:این جنگ آوینی وآهنگران نداره.ما بعد از جنگ برمیگردیم سر زمینهامون.بی تراکتور ولی نمیذاریم یه مو از سر ماه پاره مون کم بشه.پس دعا کنید ستاره ها رو.
    راستی آقای قدیانی باADSL وصل میشید یا وایمکس؟آهان هیچ کدام”دایال آپ”
    بی خیال مشکلات مالی.مگه نمیدونیدخدا فقر را برای دوستان خود رقم میزند؟رسول(ص)فرمود به اباذر:آماده فقر باش زیرا که فقر به سوی دوستان ما شتابان است.بچسبسم به همون دغدغه عاقبت به خیری:اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.
    در نهایت امیدوارم خدا همه ما را همه ما ستاره ها را عاقبت، شهید راه ماه کند. حیف است خورشید عمرمان جز به رنگ خون، غروب کند. والسلام.
    ادامه داشت ولی دیدم سرتون شلوغه خلاصه ش کردم:این هم “خسته نباشیدی چیزی”
    راستی ما نفهمیدیم امروز تولدتونه یا ۱۱آذر؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  33. علیکمال می‌گوید:

    سلام داداش حسین
    خدا شما و یامین پور عزیز رو برای ما حفظ کنه
    زت زیاد

  34. بلاگردان ماه می‌گوید:

    خسته نباشید دستتان درد نکند و توفیقاتتان روزافزون
    راستی ما دربدر دنبال این هستیم که چگونه میتوان به آقای یامین پور جهت تداوم برنامه آنهم با اجرای عالیشان کمک کرد خواهش میکنم اگر میشود اعلان عمومی، فراخوان، نظر سنجی ، چیزی ازاین قبیل راه بیاندازید.
    مردم ایران سهم عمده ای از بصیرتشان و روسفیدی در فتنه اخیر را مدیون برنامه ایشان هستند.
    با تشکر

  35. 313 می‌گوید:

    سلام
    خسته نباشید
    عالی بود عالی بود عالی بود

  36. پیام فضلی می‌گوید:

    مستندات منافق بودن خاتمی
    »» شماره۳)
    محمد خاتمی، ۷۶/۲/۳، روزنامه سلام:
    «توسعه به‌طور‌‌ی که امروز مورد نظر است، امری غربی است و دارای مفهومی است که مردمان آن سامان از این کلمه اراده می‌کنند و اگر مراد از توسعه، همین باشد، چاره‌ای نیست جز اینکه خواستاران آن به تمدن جدید متمدن شوند یعنی توسعه به معنای امروزش، میوه یا شاخ و برگ درخت تمدن جدید است. اگر آن تمدن آمده، توسعه هم خواهد آمد و به این معنا سخن کسانی که می‌گویند ابتدا باید «خرد» غربی را پذیرفت تا توسعه بیاید، سخن بیراهی نیست و این سخن را کامل کنم که علاوه بر خرد و بینش غربی، باید منش غربی متناسب با این بینش را نیز پذیرفت».

  37. پیام فضلی می‌گوید:

    مستندات منافق بودن خاتمی
    »» شماره۴)
    محمد خاتمی، جهان اسلام، ۷۷/۶/۱۵:
    «جناب آقای “مهاجرانی” از ارزنده‌ ترین چهره‌های انقلاب و کشور، خدمتگزار آزاده و اندیشمند آیین و مردمند».

  38. فرص الخیر می‌گوید:

    سلام
    از الان تا همیشه خدا قوت
    نشد که الان بخونم مصاحبه رو
    فقط خط آخرو دیدم گفتم عرض ارادتی بکنم
    بهترینهای دو عالم در این سالی که پیش روی شماست نصیبتون
    دعام کنید اگه میشه

  39. پیام فضلی می‌گوید:

    وقتی آقای هاشمی، خوراک “کریستین امانپور” را آماده می کند!
    http://sms88sms.persianblog.ir/post/776/

  40. 313 می‌گوید:

    در ضمن خیالتان راحت امانت دار خوبی هستم.

  41. خیلی ممنون
    کتابهاتون چی شد؟
    کی میاد بیرون؟

  42. فوووووووت …..

    فووووووووت ….
    فوووووووت …..
    فووووووووت …
    فوووووووت ….
    بیا شعما رو فوت کن !!!

    کدامین هدیه را به قلب مهربانت تقدیم کنیم که خود گنجینه ی زیبایی های عالمی؟
    ای شیرینی لطیف ترین سرود طبیعت، چگونه خدا را برای چنین بخشش رنگینی شکر گوییم؟

    امروز با شکوهترین روز است روزی که آفریدگار تو را به جهان هدیه داد
    و من میترسم به تو تبریکی بگویم که شایسته تو نباشد
    به زمین خوش آمدی فرشته ی مهر و عشق
    تولدت مبارک

    عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشق است حسین قدیــــــــــــــــــــــــــــانی
    عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشق است حسین قدیــــــــــــــــــــــــــــانی
    عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشق است حسین قدیــــــــــــــــــــــــــــانی
    عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشق است حسین قدیــــــــــــــــــــــــــــانی
    عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشق است حسین قدیــــــــــــــــــــــــــــانی
    عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشق است حسین قدیــــــــــــــــــــــــــــانی
    عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشق است حسین قدیــــــــــــــــــــــــــــانی
    عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشق است حسین قدیــــــــــــــــــــــــــــانی
    عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشق است حسین قدیــــــــــــــــــــــــــــانی
    عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشق است حسین قدیــــــــــــــــــــــــــــانی

    ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــول
    بفرست صلوات قشنگه رو

    اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط بهی علمک

    داداش فدایی داشتندی هزاران هزار
    اوکی ؟

  43. سلام اخوی
    من جلال مآب یکی از بچه های بسیج شریفم
    می خواهیم یخ محاکمه سران فتنه رو آب کنیم
    برنامه به این قراره که وبلاگی به اسم دادخواست راه انداخیم و قصد داریم هر چند روز یه بار از یه چهره مطرح بخواهیم برامون بنویسه محاکمه فلانی آری یا خیر و دادخواستی به زبان خودش برای قوه قضاییه تنظیم کنه
    هنوز سراغ چهره ها نرفتیم
    گفتم اول با یه سری از بچه های با تجربه مشورت کنم
    نظری داره ؟
    daadkhast.mihanblog.com

  44. سحر می‌گوید:

    از مصاحبه ی عالیتون ممنون وبه امید پخش هر چه زودتر برنامه ی اقای یامین پور. واقعا متاسفیم که زور مسئولین فقط به برنامه هایی مفید و به درد بخور از قبیل “دیروز امروز فردا” و یا “راز” میرسه واین برنامه ها باید قربانی فوتبال و اراجیف دیگر شوند.

  45. جوجو می‌گوید:

    (“خسته نباشیدی، چیزی ………………………………….”)

  46. مریم نوری می‌گوید:

    سلام و واقعا خسته نباشید از اینکه جواب تمام سوالات را با صبر و حوصله دادید ممنونم ایشالاه که خدا بهترین را برای شما و خانواده تان رقم بزند افتخار می کنم که عضو کوچکی از این قطعه مقدس باشم

  47. amir می‌گوید:

    سلام داداش
    خسته نباشیدی، چیزی!

  48. ترحم می‌گوید:

    حسین قدیانی واقعا مستحق ترحمی

  49. یالثارات الحسین می‌گوید:

    سلام
    از مصاحبه بسیار خوبی بود اما با جمله شهید آوینی (در جمهوری اسلامی همه آزادند جز بچه حزب الهی ها) دلم گرفت و جلوی بغضم رو نتونستم بگیرم .واقعا در د دل ماست اما با آقا و به انتظار مهدی (عج)بودن دلم رو تسکین میده….

  50. 313 می‌گوید:

    حقا که تو از سلاله ی فاطمه ای
    با خنده ی خود به درد ما خاتمه ای
    زیباتر از این نام ندیدم به جهان
    سید علی حسینی خامنه ای…

  51. سیداحمد می‌گوید:

    سلام بر داداش حسین بسیجیها.

    بابا کولاک کردی!
    احسنت؛
    عجب مصاحبه ای شده داداش؛
    خیلی عالیه؛
    خیلی زیبا کار کردی؛
    آخرش که معرکست؛خیلی خوب گفتی؛
    این دقیقا حرف دل همه ما بود؛
    باید بوسید دستتو که اینقدر کارت درسته.

    با تمام وجود
    داداش حسین بسیجیها فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدائی داری.

  52. داریوش می‌گوید:

    درود بر یامین پور متواضع/ مرگ بر قدیانی عشق شهرت. مردی تعاییدش کن.

  53. رضا می‌گوید:

    ما بر خلاف یامین پور بخشی از حرفای داداش حسین، درد دلمون نیس. همه حرفای داداش حسین درد دلمونه.

  54. جوجو می‌گوید:

    این که ادامه ی کامنتم حذف شد یعنی دیگه در موردش نمینویسید و منم دیگه حرفش رو نزنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  55. سیداحمد می‌گوید:

    یه پیام “بی زر گانی” برم؟ :)

    ساعت ۱۳:۳۳
    تعداد افراد آنلاین ۲۸ نفر.

    داداش حسین بسیجیها فــــــــــــــــــــــــــــــــــدائی داری.

  56. مسعودساس می‌گوید:

    سلام داداش
    خداییش خسته نباشی
    شادی روح امام(ره) و شهدا و سلامتی حضرت آقا صلوات

  57. سیداحمد می‌گوید:

    ببخشید اینم برای
    داریوش!

    انشالله پیش مرگ حسین قدیانی بشی.
    حال کردی تائیدش کرد؟حالا مثلا چه اتفاقی افتاد؟

    لعنت بر شیطان!

  58. ناشناس می‌گوید:

    سلام،”یاس”هستم
    متاسفانه دیگه نمیتونم زیاد اینجا سر بزنمو خیلی وقتم هست که نیومدم(از۲۶ام)شاید هفته ای ۱بار!خیییییییلی دلم برا قطعه تنگ شده :-( :-( :-( :( الانم فرصت ندارم همه متنای نخونده رو بخونم :-( :-( :-(خیلی ام زیادن الحمدلله … :-)
    فقط اگه امکانش هست یکی آدرس مزار غلام حسین کبیری و امیر ذوالعلی رو بگه لطفا
    (درسته نمیتونم بیام ولی دلم پر میزنه برا قطعه،قلم قطعه و جوهرش که خون بابااکبره برا ستاره های حضرت ماه،برا مدح حضرت ماه و…
    التماس دعا)

  59. یالثارات الحسین می‌گوید:

    آقای قدیانی من یالثارت الحسین هستم جرا کسی دیگر به جای من نظر میذاره و نظر من برای ۳۱۳ نوشته میشه یعنی چی من این نظرات رو نمیذارم ؟

  60. ناشناس می‌گوید:

    فقط خواهش میکنم امروز آدرس مزار دو تا شهیدو بزارین(۹۹ درصد احتمال میدم تا ۱ هفته دیگه ام کسی نزاره… :) ولی امروز بزارین….)

  61. مسعودساس می‌گوید:

    ((در جمهوری اسلامی همه آزادند الا بچه حزب الهی ها”. وحی منزل است این جمله. شک نکن وحید))
    نمک ریختید رو زخممون
    شادی روح امام(ره) و شهدا و سلامتی حضرت آقا صلوات

  62. مسعودساس می‌گوید:

    سلام سید احمد عزیز
    اینو خیلی خوب اومدی:
    ببخشید اینم برای
    داریوش!

    انشالله پیش مرگ حسین قدیانی بشی.
    حال کردی تائیدش کرد؟حالا مثلا چه اتفاقی افتاد؟

    لعنت بر شیطان!
    شادی روح امام(ره) و شهدا و سلامتی حضرت آقا صلوات

  63. پیام فضلی می‌گوید:

    »» شهید امیرحسام ذوالعلی: قطعه۲۷/ ردیف۸۴/ شماره۱۴

    »» شهیدغلام کبیری: قطعه۵۵/ ردیف۲۴/ شماره۲

    »» شهید اکبر قدیانی: قطعه۲۶/ ردیف۶۳/ شماره۴۴

  64. ناشناس می‌گوید:

    یه دنیا ممنون:)
    خدا خیرتون بده…
    متاسفانه باید برم

  65. nedayehagh می‌گوید:

    سلااااااااااااااااااام
    دلم برا قطعه تنگ شده بود…رفته بودم پابوس سلطان…دعاتون کردم…
    وای …حالا با اینهمه متن نخونده چیکار کنم؟

  66. amir می‌گوید:

    سلام بر داداش حسین
    و بقیه رفقا

  67. ناشناس ولی آشناس می‌گوید:

    یه شعر براتون گفتم بریم حالشو ببریم:
    ما ز نسل خیر یعقوبیم چاه تاریک دیده در راهیم
    ما ز یوسف عماریم ما ز باذر ز سلمانیم
    جبرئیل راستگو آمد مژدمان ز تاج داری داد
    آن زمان که بسته بود دستان ، شهوت زلیخایی (“ی” ی نکره)
    شاه ما در آن ظلمت خواب روشنی را دید
    ما بسیجیان امروز معنی همان خوابیم؛

  68. افق می‌گوید:

    سلام
    واقعا دست شما درد نکنه..جدا اگه شما نبودین چی میشد؟!! خدا قوت

  69. سیداحمد می‌گوید:

    خواهش میکنم آقا مسعود؛
    قابلی نداشت!

    اینجا کسی به داداش توهین کنه با یه دعای اساسی ازش پذیرائی میکنم!
    دوستان هم یه آمین تو دلشون به دعای ما بگن.

  70. ناشناس ولی آشناس می‌گوید:

    آقا من آخرین حرف یه مصرعو ننوشتم:
    آن زمان که بسته بود دستان ، شهوت زلیخاییم؛ (“ی”ی نکره)

  71. عشقی می‌گوید:

    سلام!
    آقای یامین پور آخر مصاحبه شهید نشدند؟…

  72. دیده ور می‌گوید:

    ایول
    بارک ا…
    خوب حرف دل مارو زدی!
    واقعاً این عملکرد صدا و سیما قابل قبول نیست!
    یه دیدگاه متفاوت :
    اگرچه برنامه هایی مثل شاخص یا دیروز ، امروز ، فردا بسیار روشنگرانه و خوب بودند اما انصافا چه زمانی برنامه شاخص پخش شد؟
    چی می شد اگه بخش مربوط به ححرمت شکنی عاشورا توسط منافقین رو در شب عاشورای ۸۸ پخش میکرد؟نه چی میشد؟ نه شما بگید چی میشد؟

  73. حیدری ام می‌گوید:

    ۹ دیماه، به نام روز “بصیرت و میثاق امت با ولایت” نام گذاری شد.

    این روز رو به همه بچه های وبلاگ مقدس قطعه۲۶ تبریک میگویم.

  74. فطرس ملک می‌گوید:

    چه جالب
    حرفهای شما و آقای یامین پور حرفهای ما هم هست
    .
    پس چرا کسی نمی شنوه؟
    شایدم می شنوه ولی اهمیت نمیده
    :-(

  75. فطرس ملک می‌گوید:

    وااااااااااااای بالاخره یاد گرفتم
    هورااااااااااااااااااا
    :-) :-) :-)

  76. تبریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک مضاعف بر حسین عزیز … سردار ۹ دی

    به دلیل اینکه روز ۹ دی در تقویم به عنوان روز بصیرت نامگذاری شد …

    مبارک است دادش

    ************
    واعظی در نشست خبری که به تغییرات تقویم سال ۱۳۹۰ اختصاص داشت، گفت: روز ۹ دی را به دلیل حماسه مردم ایران در برابر نفاق، روز بصیرت و میثاق امت با ولایت نام‌گذاری کردیم و در متن تقویم سال۱۳۹۰ این روز آورده خواهد شد.
    ****************

    و تبریکی دیگر به دلیل اینکه ۳۰ شهریور روز گفت‌وگوی تمدن‌ها، از تقویم حـــــــــــــــــــــذف شد !

    http://www.bornanews.ir/vdcbzzbs.rhbz0piuur.html

  77. مرادی می‌گوید:

    خسته نباشید حسین آقا
    تولدتان هم مبارک هم بر شما هم بر اهالی قطعه ۲۶

  78. از نسل 9 دی می‌گوید:

    نوشته شده توسط رضا،مورخ ۳۰ شهریور ۱۳۸۹ ساعت۱۳:۱۷
    درود بر یامین پور متواضع/مرگ بر قدیانی عشق شهرت،مردی تاییدش کن.

    نکته ی مهم : آخه یکی نیست به این بنده خدا بگه تو خودت اصلا یه جو مرام و مردونگی داری که اذ مرد بودن داش حسین ما اینقدر ناراحتی
    جالبه والا ! مثل اینکه نمیدونه ستاره ها انقدر لولوهای ترسناک تو این مدت دیدن که اگه وحشیانه ترین نعره هارو هم امثال این آقا بزنن اندک خللی تو هدفشون ایجاد نمیشه

    ببخش داش حسین! بی خردی این آدم یه ذره اعصابمو خط خطی کرد

  79. م.طاهری می‌گوید:

    واقعا خسته نباشید
    خدا قوت

  80. عشقی می‌گوید:

    سلام!
    حرف های شما درد دل همه هست…

  81. 1412 می‌گوید:

    مجری صدا و سیما حاج منصور نمی آید. می رود پارتی شبانه و “۹۰″ درجه، حال می دهد به کمرش. بلوتوثش هست.

  82. فطرس ملک می‌گوید:

    روز بصیرت بر ما و شما مبارک
    روز حذف گفتگوی تمدنها هم بر ما مبارک
    .
    :-)
    بیچاره خاتمی
    چقدر حالش گرفته شد

  83. سلام
    تقریبا تمامش را با چاشنی بغض واشک خواندیم …
    محشر بود، مظلومانه بود و دردناک و در عین حال قشنگ بود و لذت‌بخش و … بوی آوینی هم می‌داد ضمنا …
    خدا حفظ کند دکتر یامین‌پور و یامین‌پورهای مظلوم این انقلاب را …
    خدا حفظ کند شما را …
    منتظر ادامه‌اش هستیم به شدت …

  84. پیام فضلی می‌گوید:

    ندیدم آینه ای چون لباس خاکی ها…
    http://sms88sms.persianblog.ir/post/782/

  85. 1412 می‌گوید:

    چرا وقتی یه بار اسم جناب پرسه در مه رو تو صدا سیما میبرن زود میگه صدا و سیما یه طرفه عمل نکنه صدا و سیما زود کم میاره ونی تو اخبار۲۰:۳۰مخصوصا تو اون قسمت محض اطلاع راست و چپ دولت رو میشورن میذارن کنار… لعنت بر ها چی مغرض

  86. وارث می‌گوید:

    دوباره سلام داداش حسین
    تولدت مبارک
    ما که بهت دسترسی نداریم هدیه بدیم ولی میخوام یه خبر خوب بهت هدیه بدم:
    روز نه ده از این به بعد با نام روز «بصیرت و میثاق امت با ولایت» در تقویم قرار میگیره.
    خودم چند دقیقه پیش تو اخبار ساعت ۱۴ شنیدم.

  87. فرص الخیر می‌گوید:

    سلام
    مصاحبه عالی بود
    ای کاش یه ذره از پشت صحنه مصاحبه هم میگفتید

  88. علیرضا کیانی می‌گوید:

    سلام
    چه خوش بی مهربونی از دو سر بی
    ……………..
    کسی با حسین قدیانی قهر نیست، حتی شاگردی مثل علیرضا کیانی که در مکتب ادبیات رزم آوران دهه چهارم انقلاب دل خوشی اش ماه است و ستاره ها. گاهی ابرهای گرفتاری ستاره ها را از من می گیرند.
    یاحق

  89. حیدری ام می‌گوید:

    :-(

    :-)

    آیا شد؟!!…

  90. amir می‌گوید:

    هیچکس “همراه” نیست. ” تنهای اول “ دارنده بیشترین مشترک مدعی انتظار!!!

  91. وارث می‌گوید:

    وای ذوق مرگ شدم که سه سوته نظرم تایید شده.
    یعنی الآن داداش حسین جزء این ۵۱ نفر آنلاینه؟ مگه میشه؟
    حاجی خشاب تفنگتیم. فقط قول بده عوضمون نکنی ها.

  92. amir می‌گوید:

    کومله ها در کردستان سر می بریدند+عکس
    http://rajanews.com/detail.asp?id=62748
    ………………………
    گفت‌وگو با مادر چهار شهید دفاع مقدس
    http://rajanews.com/detail.asp?id=62749

  93. مرصاد می‌گوید:

    ایول دکتر یامین پور! خیلی مصاحبه ی جالبی بود داداش!!

    کاش یه بار هم با دکتر احمدی نژاد مصاحبه کنید.

  94. پیام فضلی می‌گوید:

    خون چمران و باقری و زین الدّین و دستواره و صیاد، جوشش دوباره اش مدیون خون شهدای بسیجی فتنه۸۸ است.

    فدایــــــــــی داری داش حسین.

  95. مصطفی بخشی می‌گوید:

    سلام… ضرغامی به جای بها دادن به امثال نوری زاد ها که پس از مدتی با خوردن نان بیت المال، پاچه انقلاب و نظام را می گیرند و به مردم خیانت می کنند، و یا به جای حذف چهره های ارزشی چون یامین پورها و برنامه‌های انقلابی محوری چون دیروز امروز فردا، بهتر است روی چهره های مومن و انقلابی سرمایه گذاری کند که محصول کار آنها مورد رضای خدا، مردم و مقام معظم رهبری است. آنگاه می توان امیدوارا بود که رسانه ملی در مقام مبارزه با شبیخون فرهنگی قادر به مقابله است.(قسمتی از مطلب وبلاگ شاهراه عدالت با عنوان: فیلمهای مستهجن، شبیخون فرهنگی، رسانه ملی! درخدمتیم. یاعلی)

  96. پیام فضلی می‌گوید:

    سردار شهید شوشتری:
    دیروز از هر چه بود گذشتیم، امروز از هر چه بودیم!
    آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز!
    دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم نام مان گم نشود!
    جبهه بوی ایمان میداد و اینجا ایمان مان بو میدهد!
    الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم،
    بصیرمان کن تا از مسیر برنگردیم و آزادمان کن تا اسیر نگردیم…

    شادی روح شهدای گمنام صلوات- اللهم صل علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم

  97. میلاد پ س 3 می‌گوید:

    ۱۰/۹ یوم البصیرة و المیثاق الامت بالولایة
    “بصیرت” ترجمه نداشت ولی می شد گفت: “روز بصیرت و پیمان مردم با رهبری” همین کارا رو می کنید می گن “جانم فدای ایران”

    راستی تولد شناسنامه ای! شما مبارک… هرچند نفهمیدم منظورتون چیه؟!!!

  98. محمد می‌گوید:

    از همون نوزادی برای نویسندگی عجله داشتین که شناسنامتون رو زود گرفتین تا زود برین مدرسه؟!

  99. اسلامی ایرانی می‌گوید:

    چی بهت بگم؟؟؟
    ۲ روز نبودم ، ۴۰۰ تا مطلب نوشتی
    خدایا گیر چه ملتی افتادیما.

  100. سلام
    یک ماهی هست که با ولاگتون آشنا شدم ، من خودم هم وبلاگ دارم ، ولی هرچی خواستم شما را لینک کنم نشد که نشد ، نمیدونید چرا ، البته من وبلاگم تو بلاگفاست
    احتمالا رمز و رازی تو کاره

  101. داداش بین خودمون باشه این آق وحید ما رو مظلوم گیر آووردی هاااا

    ترکوندیش بنده خدا رو …

    ماشالله به این هنرهای تو …
    خداییش آخر مصاحبه کننده ای . دمت گرم . خوب حرف می کشی از زیر زبونش

  102. یخ فروش جهنم ! می‌گوید:

    سلام
    با اینکه هر شب پاتوقم شده قطعه ۲۶ ولی برای اولین باری هست که دارم کامنت می زارم. به جرات می تونم بگم که از اون اول همیشه بودم.
    داداش حسین ببخشید هیچ وقت بهت دس مریضاد نگفتم.وقتی دیدم گفتی خسته نباشیدی! چیزی ! تازه فهمیدم چقدر بی معرفتم.
    راستی! تو نمایشگاه وقتی می خواستم کتاب نه ده رو بخرم دیدمت.کلی ذوق زده شدم. یه کت طوسی رنگ تنت بود و یه روزنامه هم لوله کرده بودی و دستات و گذاشته بودی پشتت و داشتی راه می رفتی.یه چیزی خیلی برام جالب بود. اونم اینکه مثل عکسی که بالای وبلاگ گذاشتی سرت رو به بالا بود.با خودم گفتم واقعا هم باید سر تو بالا بگیری . تو سال هشتاد و فتنه کسی نتونست مث تو این همه از ماه پاره قشنگ حرف بزنه .
    دشمنان بدانند اگر از سرهایمان کوه ها بسازند فرزندانمان هرگز در کتاب تاریخ خود نخواهند خواند که “خامنه ای ” تنها ماند. . .

  103. میلاد پ س 3 می‌گوید:

    معما گذاشتی داداش؟ خب بگو این ماجرای شناسنامه را!!!!!!!!!!!!
    نگفتی هم نگفتی… تقدیم به شما:
    http://s7.aks98.com/images/69092085126541436077.jpg

  104. ya zeinab می‌گوید:

    سلام! واقعا خسته نباشید این مصاحبه است؟! ماشاالله عجب سوال پیچ شدن ایشون! تولدتون هم پیشاپیش مبارک باشه!
    پس بیخود نیست که شما اینهمه مغرورید چون آذرماهی هستید! :)
    خداقوت منتظر ادامه هستیم حالا حالاها

  105. یامین پور می‌گوید:

    سلام
    سریع لطفا بخش مربوط به شمخانی رو بردار

  106. ارمیا ایرانی می‌گوید:

    سلام داداش حسین
    خیلی وقت بود توفیق حضور در قطعه ۲۶ رو نداشتم ولی امروز بچه خوبی بودم طلبید این مطلب را خواندم خیلی خوب بود خدا خیرتون بده
    و اما سخن همیشگی بنده حقیر : خدا قوت همسنگر عزیز!

  107. ya zeinab می‌گوید:

    آخه آدم چی بگه به این اداها! مردم رو خنگ فرض میکنند؟ الله اکبر از ریا!
    http://jahannews.com/vglaimn6a49nee1..44vhgwkhke45.,.html#0

  108. عشقی می‌گوید:

    سلام!
    یک پیشنهاد با آقای امیرخانی هم مصاحبه کنید. اتفاق آرای شما چیز قشنگی خواهد شد.

  109. gomnam124 می‌گوید:

    سلاااااااااام . عجب مصاحبه ای شده . محشره . دستتون درد نکنه
    تولد شناسنامه ای تون مبارررررک .
    آذری ها میدونید چقدر خوبن بچه ها :)

  110. میلاد پ س 3 می‌گوید:

    واقعا دستت درد نکنه… نه که فکر کنی واسه خودم می گم نه
    دستت درد نکنه واسه اینکه موجود می باشی… خیلی گلی داداش حسین
    خسته نباشی اساسی

  111. عاشق می‌گوید:

    مخلص داش حسین و آقا وحید. هرکاری که بتونیم برای پخش مججد برنامتون بکنیم انجام میدیم

  112. دیده ور می‌گوید:

    خوشبختم
    تولد من نه دی است .

  113. مهدی می‌گوید:

    سلام داداش
    ۱۵ شوال شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا ست
    کسی که مولاامیرالمؤمنین فرمودند:اگرمثل حمزه وجعفر داشتم حق خود را می گرفتم.

  114. بیچک می‌گوید:

    سلام
    ای کاش حالا حالا حالاها! ادامه داشته باشه …
    احساس میکنم دو همدرد دارن درد دل میکنن. البته یکیشون کم مونده اون یکیو ناک اوت کنه بنده خدا…

  115. بیچک می‌گوید:

    “چیزی” که نمیتونیم بگیم مبادا به جماعت خس و خاشاک بربخورد
    اما خسته نباشید واقعا
    هرچند که داداش حسین خستگی رو خسته کرده :ِ :ِ)

  116. سیداحمد می‌گوید:

    ارادتمندیم داداش جانم؛
    واقعا مصاحبه عالی ای شده.

    مخلصم.

  117. فرص الخیر می‌گوید:

    سلام
    این عبارت حالا حالا ها ادامه دارد خیلی نوید بخشه
    اگه آقای دکتر یامین پور این نظرات رو دنبال می کنن بهشون خسته نباشید میگم و امیدورام هر جا هستن موفق باشن و ماندگار
    دروباره برای شما در سال پیش رو بهترین ها رو آرزو میکنم

  118. زوروو می‌گوید:

    بازم میگم عالی بودعالی بودعااااااااااللللللللییییی بود حالا بازم می خوای ثبتش نکن ولی مادست بردارنیستیم …….

    تارهبر/علی /است همه ی کارهای ماحکومتیست حتی نظراتمان هم حکومتیست …

  119. حمید می‌گوید:

    متهم لندن نشین این بار پای “وطن امروز” را به دادگاه کشید.
    http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=53845

  120. حمید می‌گوید:

    فردا/ دیدار دانشجویان با رهبرانقلاب
    http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=53844

  121. م.طاهری می‌گوید:

    تبریک به خاطر ثبت روز ملی” بصیرت و تجدید میثاق مردم با ولایت “در روز نه ده
    بازم ممنون به خاطر مصاحبه ها

  122. آیه می‌گوید:

    آخ جووووووووون

    روز بصیرت بر شما مبارک
    روز حذف گفتگوی تمدنها مبارک

    ”۹/ ۱۰″ اسم کتابم “نه ده” را بر عکس کنی، می شود “۱۰/ ۹″، تاریخ تولدم. عجب کشفی کردم ها!

    ولی روز تولد داداش حسین بچه بسیجی ها:”نه ده”
    کاش تا اون روز زنده باشیم و ورژن جدید “نه ده” به دستمون برسه

  123. ن.خ می‌گوید:

    سلام
    خیلی وقته که اینجا کامنت نذاشتم ولی دلیل این نیست که نمیام قطعه.خوب که چی؟هیچی بابا فقط محض اطلاع و دلتنگی برای گذاشتن کامنت تو قطعه.عجیب دلم برای گذاشتن کامنت تو قطعه تنگ شده بود.
    میدونم که نباید کش بدم موضوع رو ولی نمیشه که نگم.دلم طاقت نمیاره.یه سوال:ببخشید ابجیتون شما رو اقای قدیانی صدا میکنه که حالا خواهرا شما رو اینطوری صدا کنند؟گفته باشم شما هرچی بگید برای من فقط داداش حسین هستید.به شما هم فقط میگم داداش حسین.البته قابل توجه همجنسان خودم:ابجیها حواسمون باشه با چه اسم و چه مضمونی نظر میذاریم.میدونم که رعایت میکنید ولی برای تذکر دوباره به خودم تاکید کردم.
    من بهتره همون روزانه کامنت بذارم تا اینکه کامنت طولانی بذارم.والا
    خلاصه اینکه کمتر مزاحمتون میشم که وقت بیشتری حتی به اندازه خوندن یه نظر برای کارهای مهمتر داشته باشید.
    تولد شناسنامه ایتون مبارک هر چند روز تولد واقعی چیز دیگه ایه.به زن داداشمون سلام برسونید و به ایشان بفرمایید خدا بهشون صبری عظیم عنایت کند که همسرشون این همه وقتش رو میذاره برای قطعه.با عرض شرمندگی مثل اینکه قطعه شده هووی ایشون.از اونجایی که میدونم خداوند نقطه چین را برای اینجور مواقع گذاشته عرض کردم.
    یا علی

  124. پیام فضلی می‌گوید:

    داش حسین، بابت زحمتی که در پیاده کردن مصاحبه می کشی ممنونیم.
    خدا خیرت بده.
    دست داش وحیدمونم دردنکنه که خیلی زیبا پاسخ دادند.

  125. چوب خدا می‌گوید:

    سلام
    مصاحبه تا اینجاش که عالی بوده
    آقای قدیانی من مطمئنم شما تواناییش رو دارید:
    یه مطلب مَشت درباره ی صدا و سیما بنویسید تا مجبور بشن دیروز امروز فردا رو دوباره پخش کنن
    از همون مطلبها که مثلا درباره بنیاد شهید نوشتین
    ملتفت هستین که…

  126. احمد می‌گوید:

    به افتخار داش حسین وداش وحید:
    روبرو آماده باش!
    راستی اینجا که روبرو نداره!
    پایینی آماده باش! پایینی آماده باش!
    داش حسین خجالتمون دادی بخصوص با اون شمخانییه!!

  127. فروتن می‌گوید:

    ماشاالله چشام از سو افتاد از بس این مصاحبه طولانی بود! کامل نخوندم تا اونجایی خوندم که از تولدتان گفته بودید. جالبه این مصاحبه حالا حالاها ادامه دارد! خدا به داد برسد.

  128. فروتن می‌گوید:

    راستی تولد شناسنامه ای مبارک. پارتی بازی کردند یک سال جلو بیوفتید!

  129. ☽ حضرت ماه می‌گوید:

    هدیه ای از وبلاگ ☽ حضرت ماه
    http://hazratekhamenei.blogfa.com/

    امام خامنه ای : تشکلها، گروهها و مجموعه‏ها، حق اثبات خود را دارند؛ اما حق نفى دیگران را ندارند

    http://hazratekhamenei.blogfa.com/
    ____________________________________________________
    سلام داداش حسین.
    اوه اوه اوه > تا این مصاحبه رو خوندم چشمم در اومد > ولی تا ماهها هم اگه این پست رو بروز کنی بازم کیف داره.
    خیلی لذت بردم.
    کارت درسته داداش.
    از آقا وحید هم ممنون و فقط بدونه که پنجاه هزار نفر آماده کرده این داداش حسین تو قطعه.
    ____________________________________________________

  130. مسعودساس می‌گوید:

    حالا حالاها ادامه دارد …
    ماشاالله داداش
    ماشالله آقا وحید
    ماشاالله حزب الله
    شادی روح امام(ره) و شهدا و سلامتی حضرت آقا صلوات

  131. صحابه ای از صدر اسلام می‌گوید:

    سلام جناب قدیانی
    (اینا رو در حالی مینویسم که خونم داره حلال میشه!!!
    همه منتظر من هستن و من اینجام!!!!
    شاید آخرین کامنتنم باشه ؛حلالم کنید!):)

    خب اینجا حق خونواده به گردن ما داره ؛
    پس تا رسیدیم باید کارت بزنیم “لااقل”(هر چند بودن و نبودن ما اینجا؛ تو این همه طرفدار اصلا به چشم نمیاد)

    مسیج به قطعه:
    ما از پابوس آقا برگشتیم.
    هر سحر به یادتون بودیم؛حتی با روزی ۱۰ ساعت کلاس مداوم!

    ایام بکام
    عزتتون مستدام
    (لـــــــــــــــــــــــطفا فقط خودتون بخونید)

  132. یکی از پروانه ها می‌گوید:

    فتبارک الله احسن الخالقین سلام داداش حسین بچه بسیجی ها خدا را به خاطر خلقی مانندشما سپاس گزاریم همچنین مصاحبه تان بسیار جذاب وجالب شده است به شما پیشنهاد می کنم ان را ضمیمه کتاب نه ده بکنید.
    اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم

  133. مهند حامد می‌گوید:

    سلام حسین

    یادش بخیر
    شب اول میخواستیم من و امیرحسین وحید یامین پور رو ببریم فلال :))

  134. مجنون می‌گوید:

    سلام
    هنوز کامل نخوندم ،ول یهمین حد که خوندم خیلی قشنگ بود.
    واقعا دست مریزاد
    از همین جا هم خدمت اقای یامین پور خسته نباشید جانانه عرض می کنیم انصافابرنامشون عالی بود.

  135. کوپه می‌گوید:

    حاج حسین عجب مصاحبه ای بود دمت گرم…

  136. مهاجر می‌گوید:

    سلام . پدر چشامون در اومد اساسی . چند وقته که فکر میکنم باید برم و عینکمو عوض کنم و والده همه رو تقصیر اینترنت می دانند ( و خداوند بی خود نبود که فرمود به مادر موسی وحی کردیم …)

  137. مهاجر می‌گوید:

    ضمنا ممنونیم از شما بابت زحمت دو تا مصاحبه ، اولی با خودتون و دومی با جناب یامین پور . یه جورایی یاد طرح تکریم ارباب رجوع افتادیم . والا

    ضمنا تولد شناسنامه ای تون هم مبارکه . ایشالا بعدی رو به وقتش .

  138. سرباز سیدعلی می‌گوید:

    بسم رب الخامنه ای
    چند صباحی بود به برنامه هایش عادت کرده بودیم ؛ جذاب ، پر مخاطب و تأثیر گذار . درست بعد از حوادث تلخ انتخابات ریاست جمهوری دهم بود که با رو به فردا سروکله اش پیدا شد و کلی سروصدا به پا کرد ، برنامه ای که با طراحی و نویسندگی خود وحید روی آنت می رفت . الحق والانصاف هم حرف دل مردم از عمق این برنامه شنیده می شد ، انگار مردم آن را از وجود خود می دانستند و قطعه گمشده ای که سالها در پی اش بودند تازه پیدا کرده بودند . کسی آمده بود که بازتاب حرف مردم را منعکس کند و به گوش جهانیان برساند . مناظره هایی که مردم را گاه تا نیمه های شب جلوی تلویزیون میخ کوب می کرد ، واقعیت آن چیزی بود که همه در پی اش بودند که رو به فردای یامین پور این امر را محقق شده بود ، درست همان کاری که ۲۰:۳۰ شبکه دوم سیما به آن جامه عمل پوشانده بود آن روزها رو به فردا افقی روشن رو به دیدگان ملت حق طلب گشوده بود.موشکافی فتنه آخرالزمان حجت الاسلام پناهیان ، حرفهای پرصلابت و دندان شکن سعید حدادیان همه و همه مشتی بود نشانه خروار که این برنامه وزین بر دوش می کشید . اما در این بین خیلی ها بودند که چشم دیدن رو به فردا را نداشتند ، درست همانگونه که چشم دیدن اقتدار انقلاب و ایران اسلامی را نداشتند ، رسانه های بیگانه هم این وسط کاسه داغ تر از آش شده بودند ، جالب تر اینجاست که طی یک نظر سنجی چهره منفور هفته به کسی تعلق نگرفت جز وحید یامین پور !!!!!!
    ولی یامین پور عزیز بیدی نبود که با این بادها لرزه بر اندامش بیفتد ، هر چند که مدت زمانی اندکی به خواسته اشان تحقق بخشیدند اما احسنت به همت مردانه یامین پور و همکاران غیورش . آنها رفتند اما با عزمی جزم تر و همتی راسخ تر پای به میدان مبارزه گذاشتند ، این بار دیروز ، امروز ، فردا سفره دلش را به روی مردم گشوده بود تا حرفهایی که مردم کمتر شنیده بودند با بیانی شفاف از زبان دلسوخته های انقلاب را بازگو کنند .
    اما بازهم دستهای پشت پرده برگ تازه ای را برای این برنامه رقم زد . برنامه ای که همه مردم از هر قشر و هر مذهبی دوستش داشتند فارغ از علایق و سلایق سیاسی اشان ؛ بازهم متوقف شد حال به چه دلیل و عذر و بهانه ای نمی دانم ، بر ما پوشیده است .
    آنهایی که کمر به توقیف این برنامه و حذف بسیاری از واقعیات موجود در جامعه بسته اند بدانند رو به فردا نشد ، دیروز امروز فردا، این برنامه نشد یکی دیگر ، یامین پور نشد کس دیگر ، کشتی انقلاب بی ناخدا نخواهد شد ، امروز سکاندار این برنامه یامین پور بود فردا یامین پور دیگر ، مهم آن بود که دست شما خائنین را رو کند که کرد . مهم حرفهای متفاوتی بود که زده شد ، و همین باعث اعتبار این برنامه در دید مردم شد که شما چشم دیدن آنرا نداشتید . برنامه ۹۰ با به چالش کشیدن شما این بار نه در مستطیل سبز و نه با عادل فردوسی پور بلکه در گود سیاست و با وحید یامین پور بازخواهد گشت و به کوری چشم شما قاطع تر و برنده تر از قبل سیلی حرف دل مردم را به صورت شما ناکثان خواهد نواخت .
    پس چشم به آینده بیندازید که آینده از آن حزب الله است .
    “فأنّ حِزب اللّه هم الغالبون “

  139. مهاجر می‌گوید:

    وا چه خبره . این داریوش کی بود دیگه ؟
    اینا واقعا هنوز نفهمیدن آقای قدیانی و یامین پور همه شون تو یه جبهه اند . آقا جان نمی دانی بدان . ما الان همه مون جبهه حزب اللهیم فقط شاید لشکر و گردان و تیپ و اینجور چیزامون فرق کنه .حالا هی شما خودکشی کن .

  140. مهاجر می‌گوید:

    الان ذهنم یه جرگه زد . فکر می کنم این داریوشه رو هیشکی تو نت تحویل نمی گیره خواسته جمله ای بنویسه بلکم تایید بشه نظرش . طفلی هلاک شد از عجب و ریا . نکن آقا جان این کارا رو عاقبت خوشی نداره . یه نیگا به عاقبت استاد شیطونت بکن . نگاه عبرت آمو زها .

  141. اگر قبول بفرمائید این طرح را تقدیم میکنم به وبلاگ زیبای شما
    http://s7.aks98.com/images/22975955518030452633.jpg

    از طرف خاکریز
    mohseni.webphoto.ir

  142. 1412 می‌گوید:

    روز بصیرت بر ما و شما مبارک
    روز حذف گفتگوی تمدنها هم بر ما مبارک
    مجری صدا و سیما حاج منصور نمی آید. می رود پارتی شبانه و “۹۰″ درجه، حال می دهد به کمرش. بلوتوثش هست.

  143. آبجی مطهر می‌گوید:

    اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ

    الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ

    الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّهِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ

    الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً

    عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ

    یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ

    اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ

    یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ

    الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ

    الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.

  144. بیچک می‌گوید:

    به سرم زد روز تولدتون لبخند بنشانم برلب ستارگان حضرت ماه. که به قول داداش امیرعلی چه کاری بالاتر از این؟

    اندر احوالات داداش حسین بچه بسیجی ها…

    ” آن شیرگیر بیشه ی وبلاگ نویسی، آن سابقه دار در عرصه ی روزنامه نویسی، شیخنا و مولانا حضرت شیخ داداش حسین بچه بسیجی ها (غفرالله عنه)
    نقل است به روزگار جوانی وبلاگی بنیان نهاد بنام مبارک قطعه ۲۶ که جمله مریدین و مریدات و ستارگین و ستارگات در آن گرد آمده بودند و جملگی مسحور قلم داداش حسین، و این از کراماتش بود. رحمت الله علیه
    آورده اند که شیخ داداش حسین روزی از کویی گذر می کرد. پس شوخی از جماعت جلبک به پیش دوید و گفت: یا شیخ! چیز است… مطلبی دارم.
    داداش حسین افاضه فرمود: ای بینوا! مگر تو ندانی که نارواست که مرا شیخ بخوانی؟ من خاک پای بچه بسیجی ها هستم.
    چون طفل این بشنید و این تواضع بدید نعره ای برکشید و سر به بیابان نهاد و به آغوش ملت بازگشت. و این از کراماتش بود
    گویند که داداش حسین هزار سال و یک روز به عزت بزیست و از جماعت جلبکین و جلبکات و ایزیلایفین و ایزیلایفات هیچ کم نیاورد. پس چون عزم رحیل کرد مریدی از مریدانش را بانگ فرمودی که ای سید احمد!
    و آن مرید سید احمد نام گفت: جانم داداشی جان! فــــــدایی داری هزار هزار!
    داداش حسین نظری از سر شفقت بر وی فکند و فرمود: شریعتمداری و صفار که نیستند، اما بعد از من کلید قطعه ۲۶ به دست توست. پیام بی زرگانی یادت نرواد.
    این بگفت و قالب تهی کرد…
    خدایش بیامرزاد”

  145. خادم الشهدا می‌گوید:

    سلام حاجی.
    جا داره یه تشکر جانانه ی توام با خسته نباشید بگم.
    هرچند که دوستان تا حالا با خسته نباشید گفتن هاشون بخشی از تلاش شما رو جبران کردن
    اما این مسئله هم بر ما پوشیده نیست
    که حاج حسین خستگی ناپذیره
    وگرنه هرکی دیگه بود،بعد از یه مدت شنیدن انتقادات و تلاش کردن همراه با کم لطفی مسئولین
    خیلی زودتر از اینا جا زده بود.
    اینجاست که از تعببر (آقا) باید استفاده کرد
    دلاور بمونین،افسر جوان عرصه سایبر.
    یا علی.

  146. یک بنده خدا می‌گوید:

    سلام
    لطفا بخش مربوط به شمخانی رو سریع بزارید…زود زود زود
    تهدید شدید داداش حسین؟
    مصاحبتون عالی شد و خب…پس یعنی مصاحبه ی شمام جزو “مگو” شد؟!

  147. توحید می‌گوید:

    سلام داداشی

    ازت ممنونم
    مصاحبه خوبی بود
    اما تو مصاحبه ها سوال زیر رو هم بپرس

    این خبرها رو میذارم
    ۱٫همزمان با فرارسیدن ایام بزرگداشت دفاع مقدس، سایت سید محمد خاتمی عکس‌های منتشر نشده‌ای از حضور رئیس‌جمهور سابق کشورمان در جبهه‌های جنگ را منتشر کرده است. به عکس‌های حضور سیدمحمد خاتمی در جبهه توجه فرمائید.فرا-رو

    ۲٫حذف روز”گفت‌وگوی تمدن‌ها”از تقویم کشور.جهان نیو ز

    حالا اگه مشایی هم بره عکس جبهه بیاره

    باید ما چه چیزی پیداکنیم به این دو نفر بگیم
    برا هرکدوم یه جواب بده

  148. ناشناس می‌گوید:

    سلام شما مسافرت نمی رین

  149. 000 می‌گوید:

    سلام….
    مثل همیشه گل کاشتید
    یه سوال بی ربط دارم…نظرتون درمورد آقای خسرو معتضد چیه؟برنامه شون ساعت ۹ شب از شبکه ۲ سیما پخش میشه…اصلا نظرتونو در مورد مطالعه تاریخ می خوام بدونم…لطفا بدور از شعار(مثل همیشه)بگید که چقدر تاریخ می خونید؟شخصیت های تاریخی رو چقدر می شناسید؟بعد از سال هشتاد واشک به این شناخت رسیدید؟ یا قبلا هم بوده؟خب من وقت ندارم که تاریخ بخونم ولی وقتی میبینم که شما چقدر زیبا و بجا نام و یاد شخصیت های تاریخی رو بکار می برید دلم میخواد آگاهیمو بالا ببرم ولی نمیدونم با مطالعه کتاب خاصی شروع کنم یا…؟خیلی دلم میخواد بنویسم…هرازچندگاهی هم یه دل نوشته ای واسه دل خوشی خودم می نویسم ولی همیشه دوست داشتم خدمتگزار نویسنگان وشاعران انقلابی مملکتم باشم وتاحالا هم سعی کردم یه جورایی کمک حال این قشر انسان ها باشم ولی هیچ وقت خودم لیاقت نویسندگی رو نیافتم…خیلی سبک نوشتن شمارو دوس دارم وبه دوستان نویسنده خودم هم پیشنهاد می کنم از سبک شما استفاده کنن.ولی نمی دونم کی میتونم خودم بنویسم…خودم حرف دلمو به همه بیان کنم…خیلی سخته که حرف آدم تو دلش بمونه…خوش بحالتون…لااقل جایی رو دارید که بنویسید دل نوشته هاتون رو و…
    علی علی

  150. فدایی امام علی خامنه ای علیه السلام می‌گوید:

    نه خسته یا اخی
    شکرا یا یامین پور وقدیانی

  151. دعای کمیل می‌گوید:

    سلام
    واقعا خسته نباشین هم شما هم آقای یامین پور.
    امیدواریم برنامه هرچه زودتر شروع بشه.
    اما جالبه اونایی که ادعا میکنن شما از آقا هزینه میکنین این روزا ساکت موندن و هیچ اعتراضی به آقایون رسانه ندارن که برای حفظ منافع بعضیا از حضرت آقا هزینه میکنن.
    راستی یه بنده خدای دیگه هم تو رسانه بود که معروف بود به خوش تیپ اصولگرا ،محمدحسین رنجبران،که خیلی وقته پیداش نیست،از اون عاشقای آقا…
    در ضمن آقای قدیانی ما منتظر مصاحبه تون با سعید تاجیک هم هستیم.
    با آرزوی بازگشت حاج احمد….انشاالله
    سایه ی حضرت ماه مستدام باد.

  152. پسر شهید می‌گوید:

    سلام خدا بر
    قدیانی
    ویامین پور
    وپناهیان
    وحسینیان
    وغلام کبیری………………….

  153. سید 65 می‌گوید:

    حسین آقا سلام حسته نباشی
    به پاس خدمات آقای وحید یامین پور بعد از فتنه ۸۸ باید چنین مصاحبه ای با ایشان میشد. امیدوارم با آقا نادر طالب زاده هم یک گفتگوی این چنینی داشته باشید
    ارادتمند شما بصیرت صادق

  154. آیدا می‌گوید:

    یاراحم العبرات….

    به تاریخ شناسنامه ی من هم امروز روز تولدم است…اما من همون ۱۴ آبانم وبیشتر دوست دارم.

  155. فاطیما می‌گوید:

    سلام داداش
    چرا تیترا تغییر میکنه؟!!!!!!
    دستور ازبالارسیده؟!!!!!!!!
    این مصاحبه تیتر اولیش بهتر بود خدایی

  156. آیدا می‌گوید:

    میلاد شناسنامه ای تون مبارک…راستی ممنون از مصاحبه ها

  157. فاطیما می‌گوید:

    تولدتون مبارک
    سایه تون مستدام
    دل ستاره ها شاد

  158. ناشناس می‌گوید:

    سلام
    عالی بود دست شما و آقای یامین پور درد نکنه
    خداوند پشت و پناهتون

  159. غریب می‌گوید:

    سلام حسین جون،دمت گرم، ای کاش وحید نمی گفت که :”نخیر اینطوری ها هم نیست” گفت و سوخت.
    ولی جواب شما هیچ دخلی به گفتن و یا نگفتن اون نداشت،شما در هر صورت کار خودتو میکنی.

    السلام علی الحسین……

  160. فدایی رهبر می‌گوید:

    یادو خاطره شهدای هشت سال دفاع مقدس گرامی باد
    پیشرفت های کشور از برکات حماسه دفاع مقدس است*** امام خامنه ای

    شادی روح شهدا – امام شهدا – شهدای هشت سال جنگ تحمیلی- شهدای هشت ماه جنگ داخلی علیه منافقین مزدور صلوات

  161. پریسا می‌گوید:

    سلام آقای یامین پور.کشتی شماهم مارو با این”مگو”.شما هم از بس خوبی شورش رو درآورده ای.من هم فکر میکنم(آقای)وحید یامین پور در حرف زدن ادای مدیران نظام رو درنیاره بهتر باشه.مثل اینکه تا در نماز جمعه کتک نخوری(د) اصلاح نمیشی(د)برنامه شما شخص محور بود. شما را بردارند، لطف اش را از دست می دهد. مردم به این برنامه با وحید یامین پور عادت کرده اند. شما را از این برنامه بردارند، کمک کردند به محبوبیت بیشتر شما ناشی از مظلومیت بیشتر شما در رسانه ملی.
    آوینی هم روزی گفت: “در جمهوری اسلامی همه آزادند الا بچه حزب الهی ها”. وحی منزل است این جمله. شک نکن(آقا)وحید(بخشهایی از مصاحبه آقای یامین پور با قطعه۲۶)
    *این پرسش را بچه ها جور دیگری پرسیده بودند اما من چون آدم متواضعی هستم، به گونه دیگری مطرح می کنم؛ چرا از نسل خودت از نسل ۹ دی دعوت نکردی در برنامه؟
    آقای یامین پور منظورش خودش بودا.گرفتین که؟چقدر گفتیم دعوتش کنید.آخرش ایشون پیش دستی کرد.امیدواریم این که گفتید:”به نظرم جایش در آن برنامه نبود و مثلا یک برنامه دانشجویی تری، جوانانه تری می طلبید.اگر بگذارند، به فکر چنین برنامه ای از همین حالا هستم.”به زودی زود محقق شه.منتظرتریم.یاعلی
    راستی چرا گفتین بخش مربوط به….رو حذف کنه؟اتفاقی افتاد؟

  162. ناهید اشرفی می‌گوید:

    قلم هایتان را از غلاف بیرون بیاورید و تیز کنید که بدون شک سالگرد ۸ سال دفاع مقدس بهترین ایام برای کوبیدن نویسنده ۸ ماه دفاع مقدس است ! تنها وجه شباهت این ایام با هتاکی به قدیانی همین ۸ سال و ۸ ماه است . البته قدیانی تقصیر خودش است اصلا بلد نیست …….
    داداش حسین یا طبق گفته خودتون آقای قدیانی این پستم رو واسه شما نوشتم فرصت کردید بخونید کامنت هم بذارید .

  163. فدایی رهبر می‌گوید:

    ما بسیجی با ولایت زنده ایم
    زنده ایم و تا ابد رزمنده ایم

    رهسپاریم با ولایت تا شــــــــهــــــادت

    لبیک یا سید علی خامنه ای

  164. 313 می‌گوید:

    سلام
    بابا شما دیگه کی هستید؟نظر خود آقای یامین پورم تأیید کردید؟؟؟؟!!!
    واقعا ممنونیم
    چه حسیه وقتی دو تا آدم اهل درد و اهل دل و یه جورایی خون دل خورده با هم صحبت میکنن و این صحبت در جمع قطعه ۲۶انجام میشه و جمع ستاره ها از این مصاحبه لذت می برند
    حق یارتون
    قلمتون حق
    یا حق

  165. کوثر به گوشم می‌گوید:

    بسم رب الشهدا

    سلام
    خداقوت
    مطلب آخر این وبلاگ کوتاه است ولی عباراتی را مدیون شماست…
    http://kosar-begusham.persianblog.ir/
    .
    .
    .
    .
    بچه ها فردا در اولین نگاهم به حضرت ماه دعاگویتان خواهم بود…
    حتما فردا متن سخنرانی حضرت ماه با ستاره های جهادی اش را بخوانید
    بی صبرانه در انتظار فردا صبح و طلوع ماهم..
    .
    .
    .
    .

  166. سحر می‌گوید:

    سلام
    جواب هاشون هم مثل چهره و حرف زدنشون میمونه…جالبه!…خیلی خوبه….منتظریم.
    .
    شما هم شهریوری هستید؟!..بهتون نمیاد ولی اگه هستید خیلی خیلی مبارک باشه.عمرتون با عزت.
    .
    …و از همه مهمتر تبریک به همه بچه ها و شما که قرار ۹ دی ثبت بشه.آخ که چه روزی بود.دلم تنگ شده برای یه همچین روزی.فریاد و بغضی که از زمان انتخابات داشت خفم میکرد ۹ دی خالی کردم.اونقدر فریاد زدم که اومدم خونه درست نمیتونستم حرف بزنم.برای اولین بار تا شب بیرون از خونه بودم و داشتم لذت میبردم. جمعیت رو با نگاهم میبلعیدم…ای خدا شکرت واسه ۹ دی.تبریک.

  167. اندیشه روشن می‌گوید:

    سلام علیکم
    شب بخیر
    اومدم یه بار دیگه بگم این مصاحبه بی نظیره

    و اومدم بگم دوست داشتند دوستان سر بزنند به وبلاگ ما، آپ شدیم:

    سید مرتضی کجایی که این جنگ راوی ندارد که دارد، راوی‌اش این بار نه با قلم که با خون می‌نویسد، اما خفاش‌ها را که خودت خوب می‌شناسی، طاقت نور ندارند …
    سید مرتضی کجایی که این جنگ راوی ندارد که دارد، اما نمی‌گذارند او را تالی تلو تو بخوانند که به نام شعاع ماه، در دوربینش را بستند تا روایت نکند هشته ما را … سید مرتضی! روایت دیروز تو هنوز هم دارد از جعبه جادویی ما را به خود می‌خواند، اما روایت امروز و فردای هشته ما را چون چشم‌هایشان تاب نیاورد، خاموش کردند نورش را که نکردند و نخواهند توانست … حالا شما غریبید یا بسیجیان خامنه‌ای، شما قریبید یا شهیدان هشته ما …؟!

    یاعلی

  168. ... می‌گوید:

    سلام اولا خیلی خوب بود چون خیلی دوست داشتم نظرات آقای یامین پور رو راجع به این مسائل بدونم
    دوم اینکه یه سوالی داشتم که اصلا ربطی به موضوع نداره ولی ذهن من واسه این جور چیزا کنجکاوه من شنیدم آقای یامین پور بچه دزفوله و یعنی انکه بزرگ شده اونجاس ولی توی متنا جوری به نظر می رسید که بزرگ شده تهرانه لطفا منو شیرفهم کنید راستی جریان تولد چیه ؟آخه نه ده رو برعکسش هم کنی باز به شهریور نمیرسه که بایستی تبریک گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  169. سحر می‌گوید:

    اِ…یه سحر دیگه هم هست مثل اینکه…یه پیشوندی پسوندی حرفی عددی اضافه کنن به اسمشون لطفا که قاطی نشیم یه وقت!

  170. یه منتظر می‌گوید:

    سلام اقای قدیانی!شاید این اخرین کامنت یه منتظر برای مدتی باشه البته میدونم خیلی نظر نمی ذاشتم ولی خیلی می خوندم اخه من دانش اموزم فکر نکنم دیگه وقت کنم بخونم نوشته های خیلی خوبتون رو.این خیلی سخته اما بدونید حتی اگر کامنت نذاشتم یا حتی نخوندم دعای خیرمن برای شما وبابا اکبرتون همیشه هست واشعار انتظاریمو {طیب الله انفسکم } همواره بدرقه ی راه قلمتون وخودتونه. (راستی تو رو خدا بی خیل کروبی شید حیفه یک درصد خدایی نکرده اون دنیا بهتون به خاطر کروبی گیر بدن نه واقعا نمی ارزه هر چند اگر قسمت شد و جایی دیدینش از طرف ما هم بزنیدش با همون باتوم معروفتون)
    اللهم عجل لولیک الفرج

  171. عاشق شیدا می‌گوید:

    بسم الله

    همش زیر سر اون شاه لعنتیه با دار ودسته اش

    مرگ بر شاه
    ….

  172. هما می‌گوید:

    من هنوزم هم متوجه نشدم …
    شما اون روز حرفای آقای تاجیک رو از کجا شنیدید!!
    شما که اول های سخنرانیشون نبودید.

  173. هما می‌گوید:

    به آقای تاجیک میگمااااااااااااااااااااااا.!!

  174. هما می‌گوید:

    ۱ _ ۲ _ ۳
    رفتم بگم.

  175. بیچک می‌گوید:

    غیبتتون داره طولانی میشه وا

  176. amir می‌گوید:

    قبرستان (گفت و شنود)

    گفت: مگر هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا نگفته بود تنها راه مقابله آمریکا با ایران، حمایت همه جانبه از اصلاح طلبان و سران فتنه است؟
    گفتم: بر منکرش لعنت! رادیو آمریکا و شبکه CNN و فاکس نیوز این گفته خانم کلینتون را منعکس کرده بودند.
    گفت: ولی دیروز، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا ادعا کرد که هیلاری کلینتون چنین اظهارنظری نکرده است!
    گفتم: خب! ظاهراً به خانم هیلاری کلینتون یادآوری کرده اند که سران فتنه مدتهاست مرده اند و خود آمریکایی ها نیز به آن اعتراف کرده بودند.
    گفت: چه عرض کنم؟!
    گفتم: یارو به دوستش که چند سال از او بی خبر بود رسید و ضمن احوالپرسی به او گفت؛ راستی! حال پدرت چطور است؟ دوستش با تعجب گفت؛ مگر یادت رفته که پدرم سال گذشته مرد و خودت هم در مراسم ختم او شرکت کرده بودی؟ و یارو وقتی فهمید خیط کاشته گفت؛ آره! منظورم این بود که مرحوم پدرت هنوز در همان قبرستان است؟!

  177. رضا می‌گوید:

    سلام جات خالی امشب (یعنی دیشب!) وداع با پیکر شهید نریمی وبعدش هم یه تشییع کوچولو ولی با حضور کلی شتاره داشتیم . برای تمام بچه های قطعه پیش شهید دعا کردم. جاتون خالی

  178. خادم الشهدا می‌گوید:

    حاجی وقته نمازه
    اومدم بگم خادم رو فراموش نکنین.
    التماس دعا
    یاحق.

  179. فطرس ملک می‌گوید:

    سلام آقای قدیانی
    صبح عالی متعالی
    :-)

  180. ادم می‌گوید:

    سلام

    داداش حسین عالی بود

    بی نظیر
    خیلی وقت گذاشتی ایشالا خیر ببینی

    اقا وحید یامین پور دوست داریم خیلی زیاددددددددددد

  181. ادم می‌گوید:

    راستی داداش برادر حاجی حسین بچه بسیجیها
    تولدت مبارکککککککککککککککککککککککککککککک

  182. داداش رسول می‌گوید:

    احساس میکنم اگر امروز یک اقدام عملی برای فشار به صدا و سیما انجام ندهیم
    در مقابل خون شهدا مسئولیم
    داداش حسین شما که اینجا رو دست کم نمیگیری
    پس یه نظر خواهی کنید و یه کاری رو انجام بدیم
    مثلا اینکه همه ربه ر زنگ بزنیم ه روابط عمومی
    یا تلفنای روابط عمومی میسوزه یا ..

  183. مسعود می‌گوید:

    اقا وحید خیلی مخلصتیم
    کاش یه شربت قند میدادی به اقا وحید بنده خدا چقد سوال جواب داده

  184. داداش رسول می‌گوید:

    فکر میکنم این تعطیلی ۱۰۰۰ تا بدی داشت
    یه حسن
    اونم این بود که قطعه ۲۶ شیا با آقا وحید دیدار کردن و حرف دلشون رو شنیدن
    اگر تعطیلی این برنامه رو به کتمون فرو کنن
    باید منتظر کارهای بعدی شون هم بایم

  185. * یه ستاره حضرت ماه * می‌گوید:

    طرح نوشت : از اغیار شنیده ام که هرکس از صاحب قطعه ۲۶ تعریفی کند، متهم به داشتن انگیزه برای بالابردن بازدید کننده وبگاهش میگردد… مزید اطلاع عرض کنم که میتوانید به سایت الکسا مراجعه و رنکینگ سایت دوئل را عنایتی کنید … خود گویای همه چیز خواهد بود … این سومین طرحی ست که برای حسین میزنم . نه به پاس دیرینه دوستی ام با او … تنها به پاسداشت قلم و قدم وی که هنوز در خط مقدم سایبری مشغول معاشقه و مجاهده است … منتظر طرح هایی در رثای عباس گودرزی، امید حسینی، مازیار بیژنی و مجاهدانی از این دست باشید … من عاشق زنده گان مجاهدم … حرفی هست؟

    هیچکس “همراه” نیست. ” تنهای اول “ دارنده بیشترین مشترک مدعی انتظار!!!

    http://www.duelfa.com/1389/06/30/%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%ae%d8%aa/#comments

    اقا میثم ترکونده
    بخدا داداش حسین از جونت مایه میذاری
    چند روز تو کما بودی با اون بلایی که دشمنای عاشورا سرت اوردن
    داداش حسین خدا اجرت بده
    داداش میثم خدا تو وحسین را برا ما حفظ کنه الهی بحق علی
    داداش وحید شماام که خیلی اقایی

  186. سلام
    امده بودم بگم دستت درد نکنه که مدتی متنها رو درشت میکنی و به فکر چشم و چار پیر و پاتال ها هم هستی که دیدم امیر علی پیام گذاشته تولد مبارک
    پس اینم از من
    پروانه ها همیشه منتظر تولد گل اند. تولدت مبارک گل سرخ محمدی. گل سرخ خامنه ای

  187. میلاد پ س 3 می‌گوید:

    یه انتقاد دارم
    شما فقط قبل از سوال خودت یه ستاره زدی* و گاهی من نفهمیدم جمله بعدی رو شما گفتی یا اوشون
    بد می گم بگو بد میگی!

  188. احسان می‌گوید:

    سلام
    داداشی ما حاضریم برای این برنامه هرکاری کنیم.
    لب تر کن.

  189. گلادیاتور می‌گوید:

    سلام
    خسته نباشی داداش حسین
    خوب ، به جا و کامل بود
    تولد شناسنامه ایت هم مبارک . به امید خدا واسه تولد واقعیت جبران می کنیم :-) به یادتیم همیشه ها
    (گلادیاتورهای مقیم تهران-شهرک غرب)

  190. حاج احمد می‌گوید:

    سلام اخوی

    یک پیشنهاد داشتم برای چاپ مجدد کتاب نه ده، اینم اینکه بالای هر نوشته تاریخ نگارش آن هم آورده شود.
    بنظرم جالب شود به این دلیل که شرایط و اتفاقات آن زمان در ذهنمان تجسم میشود.
    درنهایت هر چی شما بپسندید.

    یا علی

  191. آلما می‌گوید:

    سلام!
    دیروز خوندم و امروز اومدم ادامه را بخونم!ولی نبود گفتم نظری بدم و خسته نباشیدی عرض کنم!
    خسته نباشید!
    سوالای جالبی پرسیدین

  192. مهران موزونی می‌گوید:

    برادرم ، حسین قدیانی عزیز ،
    هیچگاه تو را پیش از آنکه ، خودت و قلمت و اندیشه ات را ، دارایی های بیشه ی ولایت بدانم دوست نداشته ام.
    هنوز زخم هزاران دشنام هواداران آن ربناخوان خائن در تیرماه ۸۸ ، بر تنِ قلمِ من خشک نشده بود که تو به کمک آمدی و تحمل بار عقده گشایی سبزهای سایت بالاترین را با من شریک شدی ، تا آنجا که بارها بر تنهایی شبانه ات ، در رصد دشنامنامه های زشت فتنه گران گریستم.
    حسین جان ،
    من اگر چون تو ، نَسَب از بابا اکبر نمی برم ، در عوض از تبار همه ی بابا اکبرهای این سرزمین اهورایی میدانم خود را .
    نشان به این نشان که از آن سالها که تو آرزو میکردی تا پاهایت هم سایز پوتین های پدر شود تا به امروز ، سوت ممتد انفجارهای بابااکبری را در گوش خود دارم و لحظه یی از آن جدا که نیستم هیچ ، در ایران هیچ طبیبی علاجش را نمیداند هیچ ، دست آخر هم کنار پرونده ی بابا اکبرت هیچ پرونده یی هم ندارم که ندارم.
    بی هیچ پرونده یی سینه ام هم همچون گوشهایم سوت میکشد و هنوز سرفه هایم که قطع نشده پس از اینهمه سال هیچ ، حتی درمانی هم برایش نداشته و ندارم.
    آری حسین جان ،
    روزی که نوشتی ، عباس ابن علی (ع) در بنیاد پرونده ندارد ، هیچ اندیشیده بودی که هستند کسانی چون من ، که برای مجروحیت روح و جسمشان ، هیچ کجای این دَرَن دشتِ جمهوری اسلامی هیچ سند مستندی غیر از خود مجروحیت شان ندارند؟
    روزی که تو در تهران ، در مدارس شاهد ، کلاس اول ابتدایی را با خانم معلم ات میگذراندی ، من در دبیرستانهای خوزستان روی صندلی خود ، یک گوشم به درس معلم بود و یک گوشم به سفیر اگزوز میراژهای فرانسوی که چگونه دیوار صوتی را بالای سر مان شکسته و موشکهای هوا به زمین را کمی آنسوتر به زمین می ریختند و چشمم به دهان ناظم که درب کلاس را سراسیمه باز کرده فریاد زد :
    (( بچه ها زخمی های کربلای پنج رو آوردن ، بیمارستان ها شدیدا به امدادگر نیاز دارن ، هر کی میاد بسم الله))
    نمیدانم دی ماه ۱۳۶۵ شما اول ابتدایی بودی و یا بیشتر؟ برای من امروز ، قلم به دست گرفتن در فضای فتنه ی امروز ، هیچ فرقی با در آغوش گرفتن دست بریده ی آن مهندس جهادگر قمی در کربلای پنچ ندارد و محال است که نهیب آن رزمنده ی دلیر را فراموش کنم که غم را در چهره ی من بخاطر دست بریده اش تشخیص داد و گفت : « برادر نگران چی هستی؟ فدای سر امام ، بلند بگو الله اکبر.»
    بگذریم حسین جان،
    گذشت آن چه گذشت ، تااکنون….
    حسین جان ،
    ۱۵ سال از استخدام من در صداوسیما میگذرد ، آن زمان با حقوق ۱۹ هزار تومان پا به این وادی مقدس گذاشتم و شکر خدا پس از گذر این همه سال عمر و خدمت صادقانه ، بیش از ۶۰۰ یا ۷۰۰ تومن در ماه دریافت نمیکنم.
    شش بار در این سالها پیشنهاد مدیریت های مختلف داشته ام ( مدیریت های غیر برنامه ساز ) و همه را باقاطعیت رد کرده ام.
    چرا؟
    من مدیر موفق را کسی میدانم که همزمان بتواند سه کس را راضی نگه دارد : مدیران بالادست ، کارمندان زیر دست و حضرت ارحم الراحمین.
    شما بگو برادر ، چنین چیزی ممکن است؟اگر ممکن باشد لااقل خیلی خیلی سخت و مشقت بار است.
    من در تمام این سالها که کارمند جمهور اسلامی بوده و هستم ، صبوری و تلاش را سرلوحه خویش قرار داده ام.
    مانند هرجای دیگر و هر نهاد دیگری در کشور ، در صداوسیما هم مدیران ضعیف و یا کمکار فراوان دیده ام ، همانگونه که مدیران نیک و لایق نیز بسیار سراغ دارم.
    جان برادر!
    در مصاحبه ات با وحید یامین پور – که دست بر قضا همشهری بنده نیز هست – عباراتی بکار برده یی که ( علیرغم نیت پاک ات ) کم لطفی و بی عدالتی در کلام را به دنبال دارد.
    به نمونه یی از این عبارات توجه کن :
    <<<>>>
    [1] (( … مجری صدا و سیما، دفتر دارد در رسانه ملی. کارت می زند. فیش حقوقی دارد. مزایا دارد اما وحید یامین پور مجری صدا و سیما نیست. صدا و سیما، کارمند جمهوری اسلامی می خواهد اما یامین پور، فرزند انقلاب اسلامی است. فرزند انقلاب اسلامی از صندلی جمهوری اسلامی بزرگتر است. وحید یامین پور، مجری صدا و سیما نیست. نماد نسلی است که در رسانه ملی، بهتر است و به مصلحت است، این نسل، نماد نداشته باشد. فیش حقوقی را کسان دیگری می گیرند و نیشش را وحید می شنود. ..))
    [۲] (( – من حتم کردم که صدا و سیمایی نیستی.
    - چرا؟
    - به “آقا” نمی گویی؛ مقام معظم رهبری. می گویی؛ “آقا”.
    - البته در رسانه ملی هم …
    - خواهش می کنم شما دیگر شعار نده. ما خودمان میزان خوب بودن اهالی رسانه ملی را از بریم.))
    [۳] (( – اما من هنوز هم معتقدم شما در صدا و سیما مبدل به نماد نسلی شده اید، که راحت تر و بی درد سرتر آن است که آن نسل در رسانه ملی نماد نداشته باشد. اولی را قبول کنم زیاده روی است، حاضرم روی سر دومی قسم بخورم.
    - فکر می کنم سوء تفاهم میان بچه حزب اللهی ها و صدا و سیما یک مقدار زیاد است.
    - من هم فکر می کنم وحید یامین پور در حرف زدن، ادای مدیران نظام را درنیاورد بهتر باشد
    - نخیر اینطورام نیست
    - بدتر از این است! می شود به من بگویی در رسانه ملی، چند بار اسم شهدای بسیج در فتنه ۸۸ برده شده و چند بار اسم مقصرین کهریزک؟ یا کشته های کهریزک؟ می شود به من بگویی، ……….. (بقیه ی متن ) ما در همین رابطه ها به برنامه خود شما هم نقد داریم.
    - من که نباید به این سئوالات جواب بدهم. بخشی از این چیزهایی که گفتی، حرف من هم هست.))
    و یا پاسخ نهایی وحید : حرفی ندارم بزنم؛ بخشی از حرفهای تو دقیقا درد دل خودم است
    <<<>>>
    آقازاده ی شهید اکبر قدیانی ،
    در سازمان معظم صداوسیما ، دهها هزار پرسنل در سراسر کشور مشغول بکارند که هم نماز میخوانند ، هم روزه میگیرند ، هم حلال و حرام قائلند ، هم فیش حقوقی میگیرند ، هم مزایا دارند و هم هر سه ماه یکبار بن خواربار سی چهل تومنی میگیرند تا گوشتی و برنجی به سفره زن و فرزند برسانند.
    کارمند صداوسیما درختان صداوسیما را آب میدهد.
    برق و روشنایی اتاق ها را روشن نگه میدارد.
    دم درب ورودی سازمان ، به نیابت از حسین قدیانی ها ، مراقب است تا دشمن وارد حریم مقدس سازمان صداوسیما نشود ، میگویم «مقدس» چون تمام قامت اعتقاد به قداست این رسانه دارم و با همه ی کمکاری ها و قصورهایی که – درست یا غلط – دیگران برایش قائلند ، همچنان تنها رسانه یی است که در تمام کره خاکی نام علی و فاطمه را جار میزند.
    حسین جان اگر نشنیده ای بشنو که ، حضرت آقا فرمودند : «ماییم و یک صدا و سیما»
    اگر این سخن را به حساب تایید کارکرد رسانه ملی نگذاریم ، لااقل به این معنا می توانیم تعبیر کنیم که بین ۲۵۰۰ ماهواره ی دشمن ، ما همین یک رسانه را داریم و باید بجای سنگ زدن به آن ، سعی در ارتقایش داشته باشیم.
    کجا بودم؟…آهان!
    کارمند صداوسیما در سیماچوب دکور و صندلی میسازد.
    در ترابری ، امور حمل و نقل افراد و وسائل را بر عهده دارد.
    پشت دوربین فیلم میگیرد.
    صدا برداری میکند.
    در سرما و گرما از دکل ۲۲۰ متری دوساعته بالا میرود و چراغ های قرمز خطر را روشن نگه میدارد تا هلی کوپتر جمهوری اسلامی با آن تصادم نکند.
    کارمند صداوسیما در کوههای پر برف و صعب العبور و در فرستنده های دور دست ، نیمی از ماه را زیر نور ماه و به عشق حضرت ماه و جمهوری اسلامی و یک لقمه نان حلال برای زن و فرزند ، شیفت میدهد تا صدای سخن حضرت ماه را رله و تقویت کند و همه بشنوند ، تا فریاد بچه های ۹ دی را به گوش فلک برسانند.
    کارمند صداوسیما در همان سالهای سیاه جفتک چارکش های دولت خاتمی که علی الظاهر جنگ تمام شده محسوب میشد و ایام ایام صلح محسوب میشد ، شب تا به صبح برای انجام شیفت کارمندی ، جایی بین مشهد شهدای چذابه و مشهد چمران ( دهلاویه ) زیر بالش شبانه اش برای دفاع در برابرحملات احتمالی منافقین به محل کارش ، سلاح سرد میگذاشت .
    کارمندان اینترنت ، امور اینترنتی سازمان را با کمترین بودجه و امکانات سامان میدهد .
    در آموزش سازمان ، نیرو تربیت میکند ( به لحاظ علوم تجربی )
    درحراست ، سازمان را به نیابت از شما ملت ، پاسبانی میکند شبانه روز.
    و خلاصه در شهر قصه ی صداوسیما ، هر کسی به کار خودش مشغول است.
    فرقی که دارد شهر قصه صداوسیما با شهر قصه یی که در کتابها خوانده ای ، آنجا اهالی شهر قصه ی شما همه خواهان خاله سوسکه هستند ، اما در شهر قصه ی صداوسیما ، خاله سوسکه ی جذاب ما که همانا « آنتن » باشد ، مدیران و برنامه ریزان و سیاستگزاران خاص خودش را دارد. و چند ده هزار اهالی شهر قصه ی رسانه ملی ، اصولا کاری به آنتن نداشته و در شرح وظایفشان تعریفی از دخالت در تولیدات سازمان دیده نشده که درستش هم همین است.
    بالاخره در هر سازمانی ، هر کسی وظایفی دارد و مطمئن باش که پسر خاله ی فرضی شما ، اگر کارمند سد معبر شهرداری منطقه ی ۲۰ تهران باشد ، هیچ دخالتی در تصمیمات کلان قالیباف ندارد.
    لذا از انصاف و عدالت به دور است که یک حسین دوست داشتنی ، آنهم از مدل قدیانی اش ، بیاید و صاف بنشیند چشم در چشم مخاطبان خویش ، بگوید :
    کارمندان شهرداری به آقا نمیگویند « آقا » .
    چرا؟
    چون فلان مسئول شهرداری را ، فلان مدیری شهرداری را ، فلان رئیس دایره ی فلان شهرداری را دیده که اینگونه نمیگویند.
    غافل از اینکه فلان رفتگر شهرداری که سرکوچه ی خانه قدیانی های ایران را می روبد ، نیمی از موارد به حضرت ماه میگوید : « آقا » و نیم دیگر موارد با ذوق وشوق میگوید : « حضرت آقا»
    آنوقت حسین قدیانی در رسانه ی کوچک اما بنی هاشمی اش می نشیند و به کارمندان صداوسیما ( بدون آنکه خواسته باشد ) پس گردنی میزند و همه ی آنها را به همان چوبی می راند که فتنه گران در سال ۸۸ راندند ، منتهی به زبانی دیگر.
    جان برادر ، این انصاف نیست که بیرون از گود ایستاده اید و از کارمندان نجیب و سربزیری که هیچ دخلی به تصمیمات کلان سازمانشان ندارند بگویید : «لنگش کن».
    حسین عزیز ،
    از برادرت بپذیر و پاسخ این سوال را برا ی خودت هم که شده پیدا کن :
    تصور میکنی که تمام کارکنان پاستور ، با تمام تصمیمات هر رئیس جمهوری که وارد آن ساختمان می شود موافقند؟
    نمی خواستم این را بگویم ، اما میگویم تا شاید افقی تازه برایت روشن شود ،
    روزی یکی از رفقای ولایی خارج ازسازمان ، اشتباها در بنده سوادی یافت و پرسشی از سازوکارهای درون سازمان صداوسیما از من پرسید.
    پاسخ دادم : تو که سهل است ، اگر دکتر احمدی نژاد هم که افتخار دوبار رای دادن به او را دارم و پنج سال پیش در گوشش نجوا کردم که «مثل شیر پشت سرت هستیم» ، این سوال را از من بپرسد ، آنهم به عنوان ریاست جمهوری اسلامی ایران ، عذرخواهی میکنم و پاسخ سوال را تنها و تنها منوط به اجازه ضرغامی به ایشان خواهم داد.
    حسین عزیز ،
    گمان مکن که بنده ، عقد اخوت با ضرغامی دارم و یا از جنابش ترسی به دل……نه !
    بلکه به عنوان یک « کارمند جمهوری اسلامی » وظیفه دارم تا فقط به دو نفر پاسخگوی عملکرد و اسرار اداری خویش باشم ، یکی نماینده ی ولایت ( ضرغامی) و دیگری خود ولایت.
    این اطاعت پذیری به خاطر گل روی رئیس صداوسیما نیست داداش ، بلکه راه وروش درست یک « فرزند انقلاب» است که در کسوت یک « کارمند جمهوری اسلامی » تمام قامت ایستاده است.
    و این همه در حالی است که : من کارمند صداوسیما نقد بسیار به عملکرد مدیران رسانه داشته و دارم.
    و جالب اینکه وقتی رئیس رسانه ام در پی تمدید ریاستش ، همگان را به نقد بیرحمانه در خصوص مدیریت کلان رسانه فرا میخواند ، تکلیف خود میدانم که نقد رییس رسانه به آنان که بیرون از رسانه نشسته اند واگذارم.
    چرا؟
    چون صداوسیما را قبل از آنکه میز ریاست کسی بدانم ، ذوالفقار ولایتش محسوب میکنم.
    و وظیفه ی ما کارمندان فقط وفقط تیز کردن لبه ی این ذوالفقار است.
    و مگر علی نبود و یک ذوالفقار؟
    اکنون نیز سید علی است و یک صداوسیما و ۲۵۰۰ ماهواره دشمنان قرآنسوز.
    اما اگر ربناخوان ناسپاسی که آبروی حنجره اش ، مدیون آنتن همین صداوسیماست ، روی آنتن بی بی سی گربه رقصانی کند ، وظیفه خود میدانم برای دفاع از ذوالفقار ولایت ( که تعبیری بسیار بالاتر از رسانه ملی میدانمش ) با سیمینُف کلام ، وسط پیشانی نیتش را هدف قرار دهم ، نه به نیت دفاع از ضرغامی ها ، بلکه به عنوان یک فرزندانقلاب که در کسوت کارمند جمهوری اسلامی که توان کتک خوری اش برای دفاع از ذوالفقار ولایت مَلَس است ، درست مثل خودت.
    و تکرار میکنم ، اینها همه علیرغم همه ی انتقادات و نظراتی است که روی تولیدات سازمان داشته و دارم.
    سال گذشته ، در گذر فتنه ، کارمندان متعهد و «آقایی» سازمان ( کسانی که رهبری را «آقا» خطاب میکنند) بی آنکه کسی صدایشان کند و امرشان دهد ، همه کارکردند حسین جان! جز خالی کردن آب حوض .
    کار روتین و روزمره و تعریف شده ی خود را انجام میدادند.
    اضافه کاری های بدون محاسبه انجام دادند ، فقط برای آنکه حس میکردند نباید سازمان را خالی بگذارند.
    در سایبر وبلاگ و مطلب نوشتند.
    شبهای متمادی ، پا به پای بسیج سازمان آماده باش خوردند ، آنهم آماده باش های خودجوش و دلسوزانه.
    در مجامع ولایتی و نه دی و ۲۲ بهمن حضور قاطعانه داشتند.
    در مجتمع های محل زندگی خود ، عربده های « یاحسین ، میرحسین های» جلبک ها را تحمل کردند.
    کارمندی را می شناسم از صداوسیما ، که پنج شنبه یی از سازمان تا بهشت زهرا ، با موتور خود راند تا از چهره ی ماه بابااکبرت عکسی بگیرد و در وبلاگت قرار دهد .
    چرا؟
    چون با شم رسانه یی خویش تشخیص داده بود که گردان ستاره های قطعه ۲۶ ، نیاز عاطفی دارند تا چهره بابا اکبر را ببینند و احتمال داده بود که فروتنی حسین قدیانی مانع اینکار است.
    دوربین برد ، قبر بابااکبر را شست و حالی کرد بااشکهای خودش و عکسهایش را گرفت و مسیر ۳۰ کیلومتری را برگشت و روح بابا اکبر را برای بار دوم آپلود کرد ، منتهی این بار در فضای سایبر ، نه ملکوت اعلی.
    میدانم شق القمر نکرده حسین جان.
    اما جان برادر ،
    قصد آن داشتم تا بدانی که در صداوسیما خیلی ها هستند که به آقا «آقا» که هیچ ، بلکه «حضرت آقا» میگویند.
    هستند در صداوسیما کسانی که حسین قدیانی را ، قلمش را و اندیشه اش را دارایی «آقا» میدانند .
    دغدغه دارند که خوب بنویسد ، گاف ندهد ، تند ننویسد ، یواش ننگارد ، به اندازه صابون فحش را به تن سران ملعون فتنه بمالد نه بیشتر و نه کمتر ودر تشخیص این اندازه موفق باشد.
    آری برادر ، کارمند صداوسیما این است.
    کاری هم به کار مدیرانی که برای ساخت محتوا موفق یا نا موفق عمل میکنند ندارد. دلش و قدمش با « آقاست ».
    از سازمان به خانه که میرود ، شام میخورد و به هیئت میرود و سینه اش را میزند ، در ۹ دی مرخصی ساعتی میگیرد و خودش را به جماعت میرساند ، جلوی دوربین هم نمیرود مثل اقای دوربینی و همان لابلای جمعیت خود را به موج ولایت میسپارد.
    فردا صبح نیز با توکل به خدا و عشق مردم ، به اتاق کارش در رسانه باز میگردد و نوشته های حسین قدیانی را همراه صبحانه ی نان و پنیرش میکند تا بجای مغز گردو ، کلمات تو را چاشنی پنیرش کرده و نوش جان میکند و روزش را با اخبار ولایت و فرموده های آقا آغاز میکند.
    باور کن حسین جان ، در رسانه ملی چنین کسانی بسیارند.
    و باز تکرار میکنم :
    بسیاری از کسانی که مدنظر تو و باقی رفقایند و در رسانه کارشان را به درستی انجام نمیدهند ، اصولا فیش حقوقی و مقدس صداوسیما را ندارند.
    که این خود باز همان از «مگو» های یامین پور است.
    اما بعد….
    بگذار من هم گلایه ای از تو و دیگر دوستانی که از کم کاری در رسانه می نالند داشته باشم :
    جان برادر ،
    اگر نمی دانی بدان ، خواست حضرت آقا این نیست که عزیزانی که خارج از رسانه نشسته اند ، فقط و فقط چوب نقد و گله وانتقاد به تن و بدن مجروح این ذوالفقار قرن چهاردهم شمسی بزنند ، انصاف هم نیست.
    بلکه مشکلات و دردهای صداوسیما را باید از منظر منتقدین خارج از گود نشسته ، در سه گام نگاه کرد :
    ۱- تشخیص درد
    ۲- تصمیم به چگونگی درمان
    ۳- اقدام به درمان
    حال گمان نمیکنی که حجم بسیاری از نقد ها و گلایه های تو و دیگر دوستان دلسوز ، در همان گام اول متوقف شده است؟
    آیا نباید پس از اینهمه «تشخیص» درد و مشکل که شما عزیزان – به زعم خودتان – زحمت رصد داده اید ، حال تصمیم بگیرید که جلو بیایید؟
    بالاخره وقتی چوب بی لیاقتی – درست یا غلط – به مدیران و کارمندان رسانه میزنید ، معنی اش این است که تشخیصی داده اید و میخواهید برای سازمان تصمیم سازی کنید.
    قبول ، حرفی نیست.
    بسم الله!
    فضا بسته است؟
    شما را راه نمی دهند؟
    سماجت کنید ، پوست کلفتی به خرج دهید.
    شما که هم فکر دارید هم قلم و هم مدعا ( نه ادعا ).
    جدی عرض میکنم.
    بجای زیر سوال بردن رسانه و هتک ناخواسته حیثیت ولایی هزاران آدمی که نجیبانه در رسانه کارشان را میکنند ، زور بزنید و از سد مدیران سرسخت رسانه – اگر به وجودشان معتقدید- عبور کنید و سازمان را به نفع ولایت فتح کنید.( اگر و اگر و باز هم اگر….صداوسیما را ذوالفقار ولایت بدانید)
    و بدانید که خواست ولایت همین است ، که جوانان ولایی و دلسوز ، بجای سنگ زدن به رسانه ، با دادن طرح ها و مطالبات صحیح و نقد منصفانه ، خود را به پشت میز تصمیم گیری در رسانه برسانند و برای درمان دردها « اقدام کنند».
    سبزها که رسانه را ملی نمی دانند.( صرفنظر از درست و غلط بودن این اندیشه )
    شما هم که رسانه را «آقایی» نمیدانید. .( صرفنظر از درست و غلط بودن این اندیشه )
    خودت را به جای کارمندانی که دلشان برای دیدن حضرت آقا غنج میزند و بعد از ۱۵ سال کاردر رسانه هنوز یکبار هم سهم بوسیدن دستش را ندارند بگذارید.
    حسین عزیز ،
    وحید راست میگوید : ما ، کارمندان ولایی صداوسیما ، قربانی یک سوتفاهم بزرگ از سوی شما ولایی های خارج از سازمانیم.
    نمی توانم ادامه دهم حسین جان ، میترسم مثنوی هفتاد من کاغذ شود.

    مهران موزونی – والعاقبه للمتقین

  193. رفیق شفیق می‌گوید:

    آقا یه سوال؟!
    چرا این داداش وحید انقدر گله؟ خوب آدم بهش حسودیش میشه.
    خدا شما دوتا داداش گل واسمون نگه داره.همه بلند بگین آممممممین!

  194. رفیق شفیق می‌گوید:

    بابا کشف؛ اکتشاف.من مرده ی این اکتشافاتتم!!!
    هر دوتا تولدت مبارک! چه باحاله که شما دوبار متولد شدی!!!اصلا به نظر من باید امثال شما صدبار متولد بشن!(مثل دکی یامین پور هم!)
    مثل همیشه خدا قوت.

  195. محمد می‌گوید:

    سلام
    اگه لازمه یه برنامه ای بزارید تا بریم در صدا و سیما شیشه هاش رو بیاریم پایین تا اجازه بدن برنامه رو آنتن بره!!!

  196. رفیق شفیق می‌گوید:

    راستی اینم یه دفعه یادم اومد!
    (با عصبانیت بخونید) چه معنی داره به نماینده ی محبوب سمنانی ها توهین می کنین،آدم به این دکتری!به این با بصیرتی!بعد شما درموردش اینجوری صحبت می کنی؟دیگه نشنوم کسی پشت دکتر عزیز!!!!!!دکتر کواکبیان اینجوری بگه هااااااااااااااااا!
    تازه این آقای شریعتمداریتون همش باهاش شوخی هم میکرد؛ تیریپ عصبانیتم ورمی داشت.اما دکتر چی فقط می خندید(فقط یه ده بیست باری داغ کرد که اونم دکی وحید به داد آقای شریعتمداری رسید و تنها کاری که برای کنترل داش مصی می تونست انجام بده رو انجام داد!!!).
    ولی خودمانیما این قسمت مناظره از همه باحالتر بود:
    مستر شریعتمداری:من این جمله رو” شوخی” به آقای کواکبیان عرض میکنم…..
    دکی مصی با لهجه غلیظ سمنانی رو به آقای شریعتمداری:چندتا با من شوخی می کنییییییییییییییی!
    ما انقدر اون شب خندیدیم که خدا میدونه.باحالترین برنامه “دیروز امروز فردا”همین بود.
    شما که به آقای شریعتمداری دسترسی دارین از طرف من بهشون بگین کلا خیلی کواکبیان رو جدی نگیرن، اون مدل ضعیفتری از کروبیه !!!به جون خودم!

  197. حمید می‌گوید:

    آقا بیزحمت این نظر ما رو هم تایید کن. من تا حالا ۱۰ بار اول بودم. شما تایید نکردی. باندبازیه؟ ما هم دوست داریم ها. فقط سید احمد دوست نداره که…

  198. سربازةٌ می‌گوید:

    سلام/خسته نباشیدواقعا.
    ۱-کاری از میلاد پسندیده/ بچه حزب اللهی را نوشته بچه حزب الهی(امیدوارم تصحیح بشه..باکمال تشکر از آقای میلاد.
    ۲-”جذب حداکثری به معنای دفن عمار نیست. همه اینجا فرزند یعقوب شده اند، جز یوسف.” چه قشنگ بود… دست خود آدم نیست گویی،وقتی می خوانی،خودش چشمک می زند انگار بعضی جمله ها ومی گوید باتو که من بابقیه فرق دارم.
    ۳-”من هم خیلی زود با وحید از پارک رفتم. بیداد می کند سوژه ها، این روزها، در این کوچه ها. دل من چقدر صدای درد، ضبط می توان کرد؟ …”اینم یکی دیگش.
    ۴-کامنتی از یامین پور دیدم،فکر کردم کسی دیگر است وشما از قصد آنرا تایید کردی ومی خواهی به مابفهمانی که از این کامنت های سرکاری هم داری،اما نمی دانم حذف نام شمخانی بااین کامنت در ارتباط بود یانه وشماازکجامطمئن شدی که این یامین پور همان یامین پور است؟ البته،آیا؟!
    ۵-”سخت ترین برنامه تان در “دیروز، امروز، فردا”.مناظره زاکانی و اطاعت./این مال برنامه “رو به فردا” بود.” واقعا که… اینجا دیگه دقت شما ایول داره.
    ۶-[به “آقا” نمی گویی؛ مقام معظم رهبری. می گویی؛ “آقا”.البته در رسانه ملی هم …/خواهش می کنم شما دیگر شعار نده. ما خودمان میزان خوب بودن اهالی رسانه ملی را از بریم.] چرا اینقدر اذین می کنی این بابارو!ولی انصافا ایشون که می گفت آقا دل من یه جورایی می شد،به قول شما بعضی از حرفهارو آدم با اینکه از قبل شنیده ولی اگر از تو رسانه ملی-لطفا نخوانید مملی!- بشنوه یه صفای دیگه ای داره.(داخل پرانتز عارضم که دلیل این همه مخالفت شما با رسانه ملی رانمی دانم،ضعفهایش سر جایش،اما من فکر نمی کنم آش آنقدر ها هم شور باشد که آدرس صداوسیما را نخواهیم بلدباشیم! فکر می کنم دراین زمینه یامین پور حرفهای جالبی زد(قال الوحید الیامین پور:فکر می کنم سوء تفاهم میان بچه حزب اللهی ها و صدا و سیما یک مقدار زیاد است(جادارد در داخل پرانتز پرانتزی باز کنم واز همین جا از شیخ سوالی رابپرسم! آیا یامین پور نیاز به الف لام دارد یانه،من که نمی دانم،خواهشمندم بنده را راهنمایی فرمایید!!))
    ۷-[اما ناراحت هم می شوی لابد که می بینی با دست رنج تو، یک عده دیگر دنبال نفع مالی خودشان می گردند. اینکه دیگر به عزیز بودن برنامه نزد مردم بستگی ندارد.اینجا را موضع تبلیغ می دانم نه موضوع کپی رایت. بحث تبلیغ حق است. هر کسی هر کاری از دستش برمی آید، انجام دهد. دستش هم درد نکند. پولی هم اگر احیانا به جیب زد، نوش جانش./شما هم از بس خوبی، شورش را درآورده ای!] آقای قدیانی!اینجا احساس کردم یذره حرصت در آمد،وآنجا که می گفتی اما ناراحت هم می شوی احساس کردم داری تحمیل می کنی که حتماناراحت شده.(از دست من ناراحت نشوید،ان شاالله)
    ۸-”من هم فکر می کنم وحید یامین پور در حرف زدن، ادای ()مدیران نظام را درنیاورد بهتر باشد.” در آن پرانتزی که وسط جمله باز کردم،کلمه ی بعضی جا افتاده آیا؟

    -در رابطه با این مصاحبه،باز هم برخورد آقای یامین پور محافظه کارانه می نماید،این بار رابه او حق می دهیم.
    الآن ساعت ۱:۲۰قدیم است وشما از ۱۸:۵۵ دیروز(درست، کامنت بالایی من) تایید نکردی نظری را،نگرانم.جدی می گم.چون همیشه بامدادهم نظر داشتی.خسته نباشی.کماکان منتظر “حالاحالاها ادامه دارد…” می مانم.از طویل شدن نوشته به شدت عذر می خواهم.خسته نباشید.
    و در آخر…
    در جمهوری اسلامی همه آزادند الا بچه حزب اللهی ها!(روح شهید آوینی شاد)
    من هم می گویم بچه حزب اللهی ها در هیچ کجای این دنیاآزاد نیستند!غیر از اینه؟!

  199. یار حجت می‌گوید:

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام
    بسیار قشنگ بود و منتظر بقیه مصاحبه هستیم.
    التماس دعا
    یا حق

  200. 00 : 00 : 00 می‌گوید:

    بعد از سلام و درود …
    ماجرای ۱۵+ خطاط و دختر همسایه…
    یا یک…

  201. چوب خدا می‌گوید:

    سلام
    وقتی از آخرین نظراتی که تایید شدن اقده زمان میگذره فقط دو دلیل به ذهن آدم میرسه:
    با اهل و عیال رفتین مسافرت
    با رفقا رفتین مسافرت
    دارین روی مصاحبه ها کار می کنین
    دارین روی سمفونی مورچه ها کار می کنین
    حال تایید کردن ندارین
    شد چند تا؟

  202. جعفر احمدیان می‌گوید:

    در راهنمای نرم افزار آمده است:

    این نسخه را به شهید اکبر قدیانی تقدیم کردم که پسرش داداش حسین توی قطعه ۲۶ روی ضد انقلاب را کم کرده است.

    نسخه جدید نرم افزار تایپ ده انگشتی فارسی رایگان منتشر شد.

  203. جواد می‌گوید:

    سلام حسین جان، یه کار گرافیکی از حضرت ماه آماده کردم
    http://www.ParsiBlog.com/PhotoAlbum/bachemasjedi/11.jpg
    شعری از” آقا”که یک بیتش رو توی عکس گذاشتم:
    دل را زبی خودی سر از خود رمیدن است
    جان را هوا ی از قفس تن پریدن است

    از بیم مرگ نیست که سر داده ام فغان
    بانگ جرس ز شوق به منزل رسیده است

    دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
    باری علاج شکر گریبان دریدن است

    شامم سیه تراست ز گیسوی سرکشت
    خورشید من برآی که وقت دمیدن است

    سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی
    مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

    بگرفت آب و رنگ ز فیض حضور تو
    هر گل دراین چمن که سزاوار دیدن است

    با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
    تقدیر قصه ی دل من ناشنیدن است

    آن را که لب به دام هوس گشت آشنا
    روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است

  204. دیده ور می‌گوید:

    جنگ تحمیلی ، گام دوم انقلاب/به مناسبت هفته دفاع مقدس
    انقلاب اسلامی ما سرآغاز یک فرهنگ و تمدن جدید است ./چارچوب حاکم بر جنگ یک چارچوب کلاسیک نبود/چارچوب حاکم بر جنگ ، یک چارچوب انقلابی بود/ کشور ما برای اولین بار است که در طی دو قرن گذشته پیروز می شود/
    انقلاب ما به لطف خداوند سرآغاز یک تحول بزرگ در جهان است – همانطور که کشف ماشین بخار و سایر ابزارها سرآغاز یک تمدن جدید بود ، انقلاب اسلامی ما سرآغاز یک فرهنگ و تمدن جدید است .

    در این راستا جنگ گام دوم انقلاب بود – بنابراین چارچوب های حاکم بر جنگ ، چارچوب حاکم بر انقلاب بود و جنگ یعنی انقلاب . رزمندگان اسلام چیزی غیر از این در سر نداشتند . رزمندگان ما در میدان نبرد،آتش شلیک سلاح های خود را ، آتش جنگ انقلابی می دانستند و این قهر اانقلابی هدف دارد ، انگیزه دارد و این انگیزه در دنیا اثر دارد .

    چون جنگ گام دوم انقلاب بود ، چارچوب حاکم بر جنگ یک چارچوب کلاسیک نبود لذا ما با قواره های کلاسیک نجنگیدیدم. اگر قواعد کلاسیک را جمع بندی کنیم و بخواهیم آن را با نبرد خود مقایسه کنیم ، خواهیم دید که ابهامات جدی در این نبردها وجود دارد .

    هدف اصلی نبرد ما ، گرفتن یک عارضه جغرافیایی نبود و اگر عارضه ای تصرف می شد صرفاً یک هدف واسطه بود نه هدف اصلی .

    هدف اصلی در جنگ چه بود؟ انقلاب بود ، لذا این انقلاب منطقه نمی شناخت . ما عارضه ای را تصرف می کردیم ، از مرزها عبور می کردیم و نیروهای دشمن را منهدم می ساختیم اما همه این ها هدف واسطه بود و هدف اصلی ورای این ها بود ، مسئله انقلاب بود .

    اثبات این مطلب بود که در دنیا به جز راه سرمایه داری و راه مارکسیسم راه دیگری برای انسان ها وجود دارد . جنگ ما اثبات راه و ارزش های جدید بود.اثبات و صدور اعتقادات جدید بود . این راه جدید بود .

    بنابراین چارچوب حاکم بر جنگ ، یک چارچوب انقلابی بود و جنگ در تداوم انقلاب تاثیر بسیار مهمی داشت . و به قول امام(ره) ، جنگ ما انقلاب را صادر کرد ، صلابت اسلام را ثابت کرد ، ما برای اثبات صلابت اسلام می جنگیدیدم .

    این مسئله مهمی است که در تمدن جدید ، یک تمدنی با خط مشی جدید به اثبات برسد .

    این عین جمله حضرت امام است که ما برای اثبات صلابت جنگ می جنگیدیدم ، ما فولاد اسلامی را در مقابل فولادهای دیگر به محک گذاشتیم و فولاد ما الحمدلله از این امتحان موفق بیرون آمد .

    پس جنگ نقش مهمی در انقلاب و کشور داشت ، کشور ما برای اولین بار است که در طی دو قرن گذشته پیرو می شود . تا به حال هر جنگی که درگرفته بخشی از کشور ما جدا شده است و از دست رفته :

    در قریب یکصد سال پیش طی جنگ ایران و روس بیش از ۷ – ۸ استان از ما جدا شده (سمرقند،بخارا،بادگوبه،باکو،بخش اعظم افغانستان یعنی هرات که فارسی زبان هستند) .

    بسیار عجیب است ، قریب یکصد سال پیش به اندازه نصف فعلی کشور ما از ما جدا شده .

    اولین باری است که ملت ما در جنگی پیروز می شود : آزادی اسراء ، آزادی سرزمین های ما ، اعتراف دنیا به شکست خود و قبول قرارداد ۱۹۷۵ ، اعلام متجاوز بودن دشمن ، همه این ها پیروزی است .

    اما همه این پیروزی ها چطور بدست آمده ؟ لطف پروردگار ، رهبری امام و صبر و مقاومت ملت ما ، شجاعت و همت رزمندگان ما و عاشورایی جنگیدن .

  205. بسیجی نیستم می‌گوید:

    البته من ازت خوشم میاد واینکه بسیجی نیستم به خاطر بی لیاقتیه ولی یادم نرفته تیکه هاتو توی اول “نه ده” به” رو به فردا” و برا همین دارم از این دل و قلوه دادن الانت شاخ در میارم مگه اینکه بگی اون موقع غلط کردم(یعنی اشتباه کردم!!!!) هو

  206. پیام فضلی می‌گوید:

    #گعده خانواده های فتنه گران با هاشمی رفسنجانی+عکس#
    (سه‌ساعت و نیم اتهام‌زنی خانواده ی عوامل فتنه‌۸۸ علیه مسئولین در حضور هاشمی)
    http://sms88sms.persianblog.ir/post/813/

  207. علی می‌گوید:

    بعضی با تانک جنگیدند
    بعضی با تانک عکس می گیرند

  208. سالک مبارز می‌گوید:

    سلام داداش حسین
    ظهرتون بخیر
    نمی دونم چی باید بگم…
    یکی گفت علی ازدواج نکن وقت ۲۴ساعتت ۱۲ساعت میشه گفتم نه بابا دوبرابر هم میشه حالا می بینم کمتر از ۱۲ساعت شده
    بماند اقا همچنان ارادتمندیم….

  209. فطرس ملک می‌گوید:

    آخ یادم رفت
    .
    ۸۴ روز مانده تا عاشورا
    .
    لبیک یا حسین

  210. yar b yavar می‌گوید:

    سلام برادر …
    خسته نباشید با این متن پرشور …واقعا بی نظیر بود…

  211. عشقی می‌گوید:

    سلام!
    حسابی به هم ریخته بودم. آمدم بهشت…
    و هر نفسی در این قطعه از بهشت ممد حیات است و مفرح ذات…بر هر نفس اما هزاران شکر واجب است. زیرا که نفس کشیدن در اکسی‍ژن شهدا نعمتی است با شکری بسیار بیشتر از دو شکر.

  212. فطرس ملک می‌گوید:

    آقای قدیانی
    فکر کنم دارید ادامه مصاحبه رو تو قطعه میذارید
    درسته آیا؟؟؟؟؟

  213. فطرس ملک می‌گوید:

    حوصله ام سر رفت
    با اجازه سید احمد
    میریم که داشته باشیم……….
    .
    بازدید امروز: ۱۶۹۷
    بازدید دیروز: ۴۷۹۳
    افراد آنلاین: ۳۲
    بازدید کل: ۷۶۰۴۴۴

  214. عشقی می‌گوید:

    سلام!
    آوینی عزیز ! کجااااااااااااااااایی؟ میخواهم بیایم ۸ صبح سر اروند ببینمت. تا دوباره بگویی : در جمهوری اسلامی همه آزدادند الا بچه حزب اللهی ها…

  215. پیام فضلی می‌گوید:

    #سایت هاشمی، دست BBC را از پشت بست!#
    (سایت هاشمی، صبح امروز با مقایسه دکتر احمدی نژاد با بنی صدر فراری، تیتر زده است:
    “امام و رهبری: تهمتها راجبران کنید! روسای جمهور ۵۸ و ۸۸ : جبران نمی کنیم!”)
    http://sms88sms.persianblog.ir/post/814/

  216. 313 می‌گوید:

    هم خودت هم نوشته هایت بوی شهادت می دهید. بوی همان قطعه ی مقدس ۲۶ ، سرت را مراقب باش. این مصاحبه هم بوی شهادت میدهد هردوی شما مراقب سرتان باشید. بسیجیان حضرت ماه هنوز به شما و امثال شما نیاز دارند…

  217. پیام فضلی می‌گوید:

    مستندات منافق بودن خاتمی
    »» شماره۵)
    محمد خاتمی در دانشگاه تهران در سالگرد دوم خرداد:
    «اگر دین در برابر آزادی قرار بگیرد، این دین است که باید محدود شود، نه آزادی».

  218. پیام فضلی می‌گوید:

    مستندات منافق بودن خاتمی
    »» شماره۶)
    محمدرضا خاتمی در مشهد در تبلیغات دوره هشتم انتخابات:
    «هر کس پیام دوم خرداد را درک نکرده است، باید کنار برود. هر کس که با اصلاحات نیست، باید نابود شود».

  219. جوجو می‌گوید:

    حالا حالا هم ادامه داره؟ بگید کی تمم می شه ….
    خسته نباشید………….

  220. http://talaeyeh1388.blogfa.com/ می‌گوید:

    سلام لطفا اگه ممکنه مطالب جدید این قسمت رو با یه رنگ دیگه بنویسید
    ممنون از زحماتتون

  221. محمدشهباز(مسئول بسیج دانشجویی جهاد خوزستان) می‌گوید:

    سلام علیکم
    بنده مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه جهاددانشگاهی خوزستان هستم.
    سال گذشته ما پایگاه برتر استان خوزستان شدیم و در راستای عملکرد بسیار موفق برادران و خواهران به عنوان تنها پایگاه در استان قرار است دوره طرح ولایتی را از تاریخ ۴ مهرماه تا ۱۳ مهرماه برگزار کنیم.
    ما چند همایش را در این دوره خواهیم داشت که یکی از آنها تحت عنوان جنگ نرم و تبلیغات روانی خواهد بود .
    لذا دوستان متفق القول پیشنهاد کردند که در خدمت جنابعالی باشیم .
    کل یوم عاشورا:جمعه ۹ مهرماه-ساعت ۱۵
    کل ارض کربلا:قم-جمکران-مجتمع یاوران مهدی (عج)
    منتظر پاسختان هستم.
    (اگر گناه من زیاده-خدا به من حسین و داده)
    التماس دعا حاجی

  222. سروش می‌گوید:

    غزلی تقدیم به ساحت حضرت ام البنین از افشین علاء

    زن رشک حور بود تمنای خود نداشت
    چون آسمان نظر به بلندای خود نداشت
    *
    اسمی عظیم بود که چون راز سر به مهر
    در خانه علی سر افشای خود نداشت
    *
    ام البنین (س)کنایه از شرم عاشقی است
    کز حجب تاب نام دل آرام خود نداشت
    *
    در پیش روی چهارجگر گوشه بتول
    آیینه بود و چشم تماشای خود نداشت
    *
    زن؟ نه! همای عرش نشینی که آشیان
    جز کربلا به وسعت پرهای خود نداشت
    *
    در عشق،پاره های جگر داده بود ولیک
    بعداز حسین(ع) میل تسلای خود نداشت
    *
    عمری به شرم زیست که عباس (ع)وقت مرگ
    دستی برای یاری مولای خود نداشت

  223. http://talaeyeh1388.blogfa.com/ می‌گوید:

    اینجا قطعه ی مقدس ۲۶ است!
    لطفا با وضو وارد شوید…
    اینجا مزین به نام حضرت ماه
    بسیجیان حضرت ماه
    وشهید اکبر قدیانی و دیگر شهدای بزرگی است که با خون خود آبیاری کردند درخت انقلاب را…

  224. shaghaiegh255 می‌گوید:

    سلام
    بعد از ظهر امتحانمو دادم زود اومدم اینجا

    چقدر مطلب

    برای ما چشم نمیمونه از خوندن اینهمه مطلب شما چطوری مینویسی

    تایپ و ایناش هم به کنار عمق و قشنگی مطالب هم بیسته دست و پنچتون درد نکنه

    درد وبلای شما و مادر و خواهروخوانوادتون بخوره توی سر بالاترینیها ایشالا

  225. ماورا می‌گوید:

    چشـــــــــــــامون نیم سوز شد

    لامپ مهتابی شدم

    ماشاء الله

  226. shaghaiegh255 می‌گوید:

    خوشحالم که پیش بینیم درباره رکورد زدن بازدیدکننده ها در روز ۲۷ شهریور درست از آب در اومد و اینجا هم روی روز ۲ خرداد کم شد در مقابل مصاحبه ستاره ها با داداش حسین با ۱۰۷۲۲ بازدیدکننده

  227. من یک مسلمانم می‌گوید:

    سلام برادر مصاحبه خیلی عالی بود منتظر ادامه آن هسیم بازم از این کارا بکن ،یا علی ،فدایی سید علی

  228. یک بنده خدا می‌گوید:

    دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش اید…اری
    ایشاالله هردوتون با هم شهید شید.

  229. یک بنده خدا می‌گوید:

    چی همه اسم جدید….

  230. چوب خدا می‌گوید:

    آقای قدیانی اینکه اون کامنت بلند بالای آقای موزونی رو تایید کردین معنیش اینه که همشو خوندین؟
    خدا کنه خونده باشین

  231. فرشته می‌گوید:

    شنیده بودم اسمت رو ولی تازه اومدم
    نمیدونم ازت خوشم میاد یانه
    ولی حالا میخونم ببینم چی میگی
    متنهات طولانی
    اگه خوشم اومد میام ویه آفرین داری یکم سخت پسندم

  232. سالک مبارز می‌گوید:

    داداشی تــــــــــــــــــووولــــــــــــــــــدددتـــــــــــــــــ مبــــــــــــــــــــــارکــــــــــــ!!!!

  233. ساندیس خور می‌گوید:

    دست آقا امیر درد نکنه که داره هر روز کاره ما رو انجام میده . . .
    منظورم گفتو شنوده . . .
    عشق است داداش . .. . . . . .. .

  234. شکلاتی می‌گوید:

    با سلام به اهالی قطعه ۲۶
    وبلاگ گروهی آنتی بالاترین
    با مطالب سیاسی ، ولایی بروز میباشد

  235. لاله ی ارغوانی می‌گوید:

    این قسمت جدیدش برام خیلی جالب تر بود
    هم دست شما درد نکنه هم آقای یامین پور بخاطر مصاحبه ی توپتون
    فقط امیدوارم این برنامه ادامه داشته باشه یا اگه نشد یه جور دیگه جبران بشه

  236. سربازةٌ می‌گوید:

    خصوصی
    “داور بازی، دست حریف را بدر بالا، ”
    بدر را به برد تغییر دهید.ممنون

  237. شکلاتی می‌گوید:

    آنتی بالاترین fv,c hsj
    agha bebakhshid moshkal as sistem mast

  238. هما می‌گوید:

    من هنوزم هم متوجه نشدم …
    شما اون روز حرفای آقای تاجیک رو از کجا شنیدید!!
    شما که اول های سخنرانیشون نبودید..

  239. سربازةٌ می‌گوید:

    خصوصی
    من معذرت!
    “من هیچ نسلی را مثل نسل ۹ دی، بهمین ۵۷ ی نمی دانم ”
    بهمین را به بهمن تغییر بده.
    اگه این غلطها براتون مهم نیست،حتما بگید که خوندن کامنت،زحمتش نیفته گردنتون.بازم ممنون.

  240. شکلاتی می‌گوید:

    تیپ سایبری ضد اختشاشات بالاترین سوتی
    ————————–
    سپاه سایبری قطعه۲۶ در منطقه بهشت
    _______________________
    فرماندهی کل قوا سایبری خامنه ای . آی آر
    _______________________

    ما با توانی مضاعف
    در سال همت مضاعف و کار مضاعف
    با محموله انفجاری جدیدبروزیم

  241. سیداحمد می‌گوید:

    ۹ دی از نظر من، ۲۲ بهمن خامنه ای است. روز پیروزی خون دل بر شمشیر فتنه. روز پیروزی خامنه ای بر کسانی که زیاد با خیمنی عکس داشتند اما مثل ابن زیاد بر عکس حسین عصر حرکت کردند

    عالیه؛از اون جمله های داداش حسینیه؛
    کیف کردم.

    خیلی عالی از دکتر وحید سوالاتونو پرسیدین و یا بهتر بگم خیلی عالی باهاش گفتگو کردید.

    ما تربیت شده های “آقا”ییم و الا حماسه ۹ دی را نمی آفریدیم.

    این جمله دکتر وحید زیبا بود و کلا این بخش جدیدی که اضافه کردید خیلی جذابه.
    احسنت به شما داداش.
    خیلی کارت درسته.

  242. سربازةٌ می‌گوید:

    خصوصی
    “وقتی برای اصلاح نداشتی و قبل از خودت، ما تپق تو را می دیدم.”
    یامارا به من،یا می دیدم را به می دیدیم تغییر دهید.
    امیدوارم سوهان اعصابتان نشده باشم.

  243. رامین می‌گوید:

    با سلام

    من یه نقد به صحبت های آقای یامین پور دارم و یه سوال که اگر زحمتش را بکشید:

    نقد: آنجایی که گفتند “بسیجی های الآن، ۲۰ سال است پای حرف [امام] خامنه ای هستند و انقلابیون قبل از انقلاب چه میکردند…”، به نظرم اونها هم پای حرف های امام خمینی بودند. اون ها هم رشد یافتند و تربیت شدند…
    و اینکه بعضی از بچه ها هستند که به یکی دو بار دیدن امام خامنه ای و شنیدن سخنانشون عاشق ایشون شدند و از بچه بسیجی ها بیشتر برای انقلاب اسلامی زحمت کشیدند… در همین سال ۸۸! (یعنی نیازی به ۲۰ سال پاکسازی ِ نفس نیست…!)

    سوال: من به عنوان ِ یه تازه بسیجی شده، و یا بهتره بگیم یه تازه مومن شده، دوست دارم و حال میکنم به “آقا” بگم امام. بگم امام خامنه ای. آیا این کار ِ من ایراد دارد یا خیر. البته بگید آقای یامین پور توضیح هم بدهند ها!

  244. سربازةٌ می‌گوید:

    سلام/خسته نباشید
    تازه فیلم داره اکشن میشه!/ این قسمت با تیتر سبز فسفری خیلی جالبتر شده./صحبتها مکمل همه.
    تازه داره مصاحبتون جون می گیره.دستتون درد نکنه،معلومه خیلی هم خسته اید وشاید تند تند می نویسید که چند دفعه خصوصی!مزاحمتون شدم.
    آقای قدیانی،با این حرف آقای یامین پور موافقید،واقعا؟ ایشون از قول استادی گفتند کسانی که ساختار هارو می چیدن در دهه ی ۶۰پای منبر کی بودن؟ الآن بچه حزب اللهی ها پای منبر کی هستن-آقا- و پای صحبتهای چه کسی بزرگ شدند؟! در رابطه با نسل الآن بچه حزب اللهی ها خداراشکر منبری زیادداریم وانصافا این ستاره ها هستند که نورشان ار از ماه می گیرند وچه خوب است که جوانی هست وفصل سرزندگی،اما در رابطه با ساختار چینان دهه ۶۰ این را قبول ندارم که مقایسه کنیم،در ضمن پس منبر امام چی شد این وسط؟یعنی شما می خواهید همه رو یه جمع بندی کلی بزنید؟(البته ایشون قبلش بسیار زیبا گفتند،که:تجربه انقلابی سال ۵۷ را اعتراض بچه بسیجی سال ۸۸ پخته تر می کند و اصلاح می کند جایی از ساختار را که غلط بوده. پرچم این اصلاح دست بچه بسیجی معترض است نه جریان اصلاحات و نه جریان چپ و نه صد البته جریان راست.) این صحبتهای یامین پور راکه در پرانتز پیست کردم،واقعا به جا وآموزنده است.
    کماکان منتظر ادامه می مانیم/خسته نباشید،البته گفتم که گفته باشم که بنا به رؤیت”جریان جزب الله “تکرار می کنم”جزب الله”می خواستم خصوصی مزاحم شم،انصافا ایندفعه روم نشد!عجب گیری دادمها!!!

  245. اندیشه روشن می‌گوید:

    سلام علیکم

    دست مریزاد هم به شما هم به دکتر یامین پور

    به یاد ندارم در پستی از پستهای این قطعه مقدس این قدر کامنت گذاشته باشم!!!
    اما این مصاحبه اینقدر جذاب و هیجان انگیز است که نمیتوان سکوت کرد …

    “عجب گفت و گویی شدها. “دیروز، امروز، فردا” همچین مصاحبه ای نداشت؛ چون هیچ کدام از مهمانان وحید، “دکتر یامین پور” و یا جوانی از نسل ۹ دی نبود! وحید یامین پور بیش از همه مهمانانش حرف برای گفتن داشت. کاش به حرمت دل این نسل عاشورایی، ارج بنهند زحمت وحید را و قطع نکنند برنامه اش را …”
    الهی آمین

  246. پریسا می‌گوید:

    وااااااااااااااااااای.توروخدا بقیه اش رو زودتر بذارید.خیلی قشنگه/خیلی/خیلی.خودمونیم ها انگار خودتون بیشتر از همه کیف کردین وذوق زده این از این مصاحبه.بایدهم باشید.

  247. سیداحمد می‌گوید:

    مخلصیم داداش

  248. فاران(نه وبلاگ فاران) می‌گوید:

    جانا سخن از زبان ما میگویی…….

  249. ☽ حضرت ماه می‌گوید:

    http://hazratekhamenei.blogfa.com
    هدیه ای از وبلاگ ☽ حضرت ماه

    امام خامنه ای : ما اعلام مى‏کنیم که حتى یک روز و یک ساعت با دولت غاصب و غیرقانونى و خبیث اسرائیل دوستى و محبت و کوچکترین رابطه نداشته و نخواهیم داشت

  250. پیام فضلی می‌گوید:

    #”لری کینگ” هم به سخنان هاشمی استناد کرد/ پاسخ احمدی‌نژاد به هاشمی#
    (پس از استناد خبرنگار شبکهABC آمریکا، این بار “لری کینگ” مجری معروف شبکهCNNسؤال کرد و گفت: نظرات هاشمی و بوش درباره تأثیرگذاری تحریم‌ها آمریکا یکسان است نظر شما در این‌باره چیست؟)
    http://sms88sms.persianblog.ir/post/815/

  251. اندیشه روشن می‌گوید:

    دوباره سلام
    مثل این‌که تا این پست هست باید تعداد نظرات ما هم رکورد بزند …
    این تکه از مصاحبه را الان خواندم … دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید!!!!!!!!!!! …
    این‌جا مدت‌هاست بوی مناجات‌های عرشی حاج منصور ارضی را می‌دهد … با آمدن دکتر یامین‌پور هم که سال‌هاست مسجد ارکی است، چنان عطری از فضای مسجد در این فضا پراکنده شد که انگار همه اهالی قطعه حداقل برای یک بار پا به این ساحت ملکوتی گذارده‌اند و حتی کسانی که از اهالی این مسجد نورانی نیستند اهالی این صدای آسمانی به حساب می‌آیند …
    کیست که نوای عرشی این مداح ارضی، روحش را ملکوتی نکرده باشد که به حق نفس گرمش مسجد ارک و اهالی‌اش را عجیب گرما بخشیده … به قدری که حتی سرمای وجود برخی، گویی در آن هرم رنگ باخته و اصلا احساس نمی‌شود …
    اما یقین دارم حتی این نفس‌های گرم را یارای ذوب جمود و نفاق برخی نیست … که اگر بود لوح زیبا و سپید رمضان را به سیاهی گناهی فاش نمی‌آلودند …

  252. 1412 می‌گوید:

    انگلیس اگر می توانست ولو به زور اتوبوس و ساندیس، جمعیتی مثل ۹ دی شما را همچین جمعیت انبوهی را به خیابان های لندن بکشاند، خودش سه بار خدا را قسم داد که کل دنیا را ۳ روزه فتح می کرد.

  253. 1412 می‌گوید:

    بازدید امروز: ۳۲۳۶بار غلط کردید بیشمارید
    بازدید دیروز: ۴۷۹۳بارغلط کردید بیشمارید
    افراد آنلاین: ۲۷بارغلط کردید بیشمارید
    بازدید کل: ۷۶۱۹۸۳ بارغلط کردید بیشمارید

  254. یک بنده خدا می‌گوید:

    زیبا بود.
    داداش اونجایی که داداش وحید گفته یود اولین باری که دیدمت….اولین بار کی بود؟
    اون تیکه ای که گفتید هنوز میخوای حرف بزنی ؟ کلی منو خندوند.میتونم تصور کنم چقدر دوتاییتون با هم خندیدید و البته گریه کردید.
    فدای هر دوی شما.
    یا حق

  255. یار دبستانی می‌گوید:

    سلام حسین عزیز
    منم رفیق ؛ شهامت ، یاسر شهامت همون بچه طلبه ای که متذکرفرمایش شما درمورد “سید الاوباش” محمد خاتمی شد .
    این بار اما آمدم تا یک تشکر عمیق و یک پیشنهاد مهم بدهم .
    تشکر عمیق خودم رو نمیتونم از تواضعت نسبت به حق و حقیقت پنهان کنم، اگر چه به لطف فرمایش آقای صفارهرندی که از دوستان عزیز است این نکته به سرمنزل مقصود رسید .
    پیشنهاد مهم من در مورد نوشتن بیشتر در رابطه با دو شخص به طور ویژه و یک گروه به طور خاص هست .
    دوباره می گویم من خاتمی و موسوی و کروبی و …را نه فقط خائن و مجرم می دانم که اگر دستم به آنها برسد همان تهمت ناروای کروبی به نظام را به نحوی بر سرشان در می آورم (همراه کمی شوخی )ولکن سر منشأ همه فتنه ها را تحت لوای خیانت بزرگ شیخ مجمع میدانم و روشنگری ظریف و البته مالوف به بصیرت و ادب را در مورد وی یک وظیفه شرعی می دانم ( در رابطه با اوج اهمیت روشنگری در مورد وی در مجالی واسع ناگفته هایی هست که اگر عمری باقی بود خواهم گفت )
    شخص دوم مشائی احمق و البته مجرم است .او احمق است چون ولایت را هنوز مانند عده ای بی سواد بدون پسوند” فقیه” استعمال می کند و معتقدم سرمنشأ تمامی انحرافات فکری دکتر که در بیانات او خصوصا در ۶ ماهه اخیر نمود بیشتری یافته همین مشائی احمق است .برای من مهم نیست دکتر محبوب تر می شود یا نه برای من این مهم است که این مردک چگونه به خود جرأت داده تا همان بلائی که کشمیری قاتل بر سر شهید رجائی آورد بر سر دکتر محمود بیاورد ؟ قتل همیشه قتل نفس نیست مهم تر از آن قتل و غارت گفتمان خدمت بی منت و پاکدستی است ، قتل گفتمان پیروی محض و بی چون و چرای از ولایت أمر است و مهمترین قتل گوساله شدن است . گوساله سامری شدن و موسای زمانه را به غضب واداشتن . آنچه مرا برآن داشته تا تو عزیز را تحریک به تمرکز بیشتر بر این … کرده این است که یقین دارم او آرام نمی نشیند و یقین دارم آقاجان ما از این آدم دل خوشی ندارد .
    اما گروه خاص مورد نظر من باند فکری اطراف دکترمحمود است .(مفصلا و اسناد قابل ارائه قابل اثبات است ) کسانی که به خود جرأت دادند در مقابل فرمایش صریح و مکررآقا در مورد رسیدگی سریع و بازگرداندن آبروی نظام در مورد حادثه کهریزک و کوی دانشگاه تهران باز هم به فرموده آقا اهمال و کم کاری کردند و متاسفانه این پروژه ننگین آنان با اعطای تصنعی کاغذ پاره ای به عنوان خانواده “شهید ” دل هزاران خانواده داغدیده وشهید داده را شکستند و با کمال راحتی به جای سخن گفتن از شجاعت و نسخه بی بدیل زندگانی چمران و دستواره و کاوه و ردانی پور در حضور سفیر منحوس دولت روباه پیر بر گردن کوروش چفیه ی مقدس ( که خدا میداند این چفیه چقدر تقدس دارد ) انداختند و با وجود عمق اشتباه و سخافت کلامشان در مقابل فرمایش صریح علمای دین و عموم حوزویان ایستادند (که بنده معتقدم یکی از اهداف شوم این جریام پیگیری همین تفرقه و تشتت میان فرزند ملت و روحانیت و دین است ) و بعد هم علی رغم تذکرات مکرر آقا در همین یک ماهه اخیر مبنی بر علنی نشدن اختلافات مسوولین نظام، پروژه جدید اختلاف افکنی بین مسوولین و علنی کردن جدال های بی حاصل را کلید زده اندکه البته در همین رابطه و نیات شوم ایشان برای آینده کشور گفتنی های زیادی هست که مجال خود را می طلبد .
    حاشا که بسیجی میدان را خالی کند ….

  256. 313 می‌گوید:

    ما را خامنه ای بزرگ کرده. ۲۰ سال است که ما پرورش یافته مکتب خامنه ای هستیم. ما تربیت شده های “آقا”ییم و الا حماسه ۹ دی را نمی آفریدیم.

    انصافا
    عجب گفت و گویی شدها. “دیروز، امروز، فردا” همچین مصاحبه ای نداشت؛ چون هیچ کدام از مهمانان وحید، “دکتر یامین پور” و یا جوانی از نسل ۹ دی نبود! وحید یامین پور بیش از همه مهمانانش حرف برای گفتن داشت. کاش به حرمت دل این نسل عاشورایی، ارج بنهند زحمت وحید را و قطع نکنند برنامه اش را.

    میشه هر ستاره ۱۰۰تا صلوات نذر کنه که برنامه (آقای یامین پور و همچنین مطالب زیبای آقای قدیانی)ادامه پیدا کنه وهمچنین برای سلامتی و عاقبت به خیری این دو بزرگوار و همه ی ستاره ها و انقلابیون ۹دی ۸۸هم ۱۰۰ تا صلوات بفرستید دیگه.
    فکر کنم کمترین کاریه که میشه کرد ولی صلوات خیلی کار سازه…

  257. 313 می‌گوید:

    بی صبرانه منتظریم که ادامه ی حالا حالاها ادامه دارد رو بخونیم
    یا حق

  258. 313 می‌گوید:

    بازم سلام
    این نظر ربطی به این پست نداره ولی داشتم پستهای قبلی رو مرور میکردم مفهوم این پست رو تازه فهمیدم
    چه توصیف جالب و زیبایی بود. اون موقع ، یعنی اولش که نوشته بودید نفهیدم یعنی چی ولی الان که خوندم دیدم بازم حرفتون حقه
    پیدا کنید پرتقال فروش را
    فقط یک عدد از شماره تلفن شخص مورد نظرت را اشتباه بگیری و یا همه اعداد را، نتیجه یکی است. کدام عدد غلط، علیرغم آن همه عدد درست، شماره تلفن خدمت به ملت را مسدود کرده است؟

    یا حق
    حق یارتون

  259. محمد مهدی می‌گوید:

    حاج حسین
    چرا دکتر محمود جیگرشو نداره به خبرنگار امریکاییه بگه بله ما تو دینمون سنگسار داریم
    چو ن ما غیرت داریم ما ناموس داریم
    تا کی می خوایم خجالت بکشیم و از دینمون دفاع نکنیم

  260. سحر می‌گوید:

    سلام
    وای خدا چه مصاحبه ای شدههههههه….محشره…بیست.خیلی واسم از قسمت اول شیرین تر و جذاب تره .
    نمیدونید چه کیفی میکنم از این مصاحبه چونکه این حرفهارو تو خونه ما خودمون میگیم و خودمون تحلیل میکنیم و از اونجایی که اطرافیانمون در این حد نیستن و پایه ای ترین چیزهارم قبول ندارن غیر از خودمون کسی رو نمیبینم این دغدغه هارو داشته باشه.به خاطر همین اگه برنامه هایی مثل راز و یا تو نت از این تیپ حرفها گفته بشه عینهو کنه میچسبم اونجا…عقده ای شدم!

  261. سحر می‌گوید:

    “۹ دی، ۲۲ بهمن خامنه ای است”.چقدر قشنگ…شما این تعبیرارو از کجا میاری؟
    “۹ دی، ۲۲ بهمن خامنه ای است”
    ولی نمیدونم تا آخر مصاحبه معلوم میشه که ؛ “چه اتفاقی می افتد که بازی را در زمین بازی ما می بریم و بعد مثل شکست خورده ها برمی گردیم به خانه که؛ الان دوباره “بی. بی. سی” ساندیس و اتوبوس نشان می دهد؟ ”
    میرم دوباره بخونم.

  262. میلاد پ س 3 می‌گوید:

    دستت درد نکنه واسه ستاره ها
    حالا بهتر شد

  263. امین می‌گوید:

    سلام داش حسین
    شرمنده یه کم میخام بهت فحش بدم ، راستش امروز حالم خراب بود به کارام نرسیدم نشستم یه بند سه چارتا از سخنرانیهای سعید قاسمی را دیدم بعدش حالم گرفت که این مصاحبه شما را خواندم اون اولاش خیلی بهم فشار آورد یکی از دوستان هم تلفنی یه چند تا قضیه روبهم گفت که یه کم قاطی کردم و نقدا نصف شبی کسی جز شما را برای فحش دادن پیدا نکردم بقیه حالا خوابن وبلاگ هم ندارن تا برایشان فحش بنویسم به قول یکی از عزیزان دل که به احتمال ۹۰ درصد عزیز دل شما هم هست اگر فحش نبود آدم سکته میکرد واما بعد:
    شما مگه تخم کفتر خورده اید که اینقدر حرف میزنید خب فکر چشم ما هم باشید
    ضمنا اینها را مینویسی که چه بشود؟ کلا به ما چه ؟
    نقدا چون حال ندارم از آخر به اول بروم از همان اولی شروع میکنم البته با فاکتور گرفتن اجداد طاهرینش
    ببین خدا وکیلی این امام هم خیلی بیکار بوده،انصافا اگه انقلاب نکرده بود هم کلی بیشتر از حالا کتاب نوشته بود
    هم آیت الله عظمی تر بود هم بابا اکبر شما زنده بود هم ما راحت زندگیمان را میکردیم
    خدائیش شاید الان بجای اینکه بری تو قبر بابا اکبرت با مورچه ها حرف بزنی وهی ما را یاد وظیفه مظیفهامون بندازی
    با هم میرفتین گردش کیش تازه شاید همین تهران خودمان از کیش که هیچ از هزارتا لاس وگاس هم بهتر شده بود … والا
    انصاف داشته باش الان شده یه شهری که نه اون وریها خیلی توش راحتن نه ما
    تازه الان خود مم رضا یا شاید هم ربع پهلوی کشور مارا چپانده بودن توی دروازه تمدن واز این حرفا…تازه با آمریکا هم مشکل نداشتیم ( نظام اون گور به گوری محسنات زیادی داشت که حال نوشتنش را ندارم)
    اما حالا چی دهنمون صاف شده هم تروریستیم هم عقب مونده
    همین خودت بجای اینکه بری فلافل کثیف بخوری میومدی شمال شهر بشقاب غذای دریائی میخوردی شامل میگو . ماهی
    لابستر ( اسمش اینطوریه که حلال بشه والا اگه بخام بگم هشت پا که حرومه هرچند که اگر الان اعلی حضرت همایونی بودند کلا از شر حلال و حرام هم راحت بودیم ) و یه کم جلبک سبز….
    تازه با این قلمی هم که داری مینشستی داستان بفروش مینوشتی تا مستأجر نباشی ( شرمنده در آن نظام دیگه کاخ اعلی حضرت نمیتوانست خانه تو هم باشد بالاخره شاهی گفتن رعیتی گفتن )
    تازه این نسل بد بخت ما شانس هم ندارد روح الله که رفت پیش خدا این سیدعلی اومد جاش ، آخه اینم شد رهبر ؟ حتی بلد نیست حرف بزنه ( دروغ میگم بگو دروغ میگی ) یه حرف میزنه حداقلش مال بیست سال بعده اونم تو کشوری که اکثر مسئولینش معملا یه ده بیست سالی عقبن … تازه آخوند خوبی هم نیست نه عرضه داره برای ملت کلاس بذاره اینائی هم که دستشو میبوسن
    یه مشت خلن که دوستش دارن وبراش میمیرن والا کلاسی نداره که بخاطر اون کلاس دستشو ببوسن
    حالا رفتارش به پیغمبر اینا شبیه تر از بقیس به ما چه میخواست نباشه ،
    آخ چی میشد جای سید علی شیخ اکبر رهبر میشد ؟ اون وقت چه کشور باحالی داشتیم ! جمهوری اسلامی هلو
    نه با کسی دشمن بودیم نه کسی با ما دشمن بود خصوصا ملت شهیدپرور آمریکا
    کلا مثل اینکه این سیدا به راحت زندگی کردن مشکل دارن این از اجدادشون به ارث بردن ( البته بعضیشونم اینطوری نیستن وخیلی باحالن مثل ممدشکلاتی…البته دلیل این تفاوت رو من نمیدونم )
    همین سید حسن رو ببینین ( این سید حسن نه اون سید حسن ) عروس خاورمیانه رو کرده میدون جنگ ، آخه یکی نیست بهش بگه آخه جیگر طلا بیروت به این قشنگی با اون ساحل با حالش جای جنگ واز این حرفاس
    خلاصش از دست شما خسته شدیم . کی میخواهید دست از سر ما بردارید و بذارید ما زندگیمونو بکنیم حالا فوقش میشه زندگی حیوونی، خب به شما چه؟
    خلاصه جان خودتون الکی نه خودتونو به زحمت بندازین نه مارو ( خب شما هی الکی از این کارا میکننین فردا خدا از ما هم میپرسه خب چرا شما نکردین؟ )
    به بابا اکبرت سلام برسون
    وبگو هرچند که ما راحتیمونو مدیون خون اون امثال اون هستیم ولی خب ما که نگفتیم برن شهید بشن ، ملت مالیات داده بودن تا ارتش بره بجنگه نه اونا . حالا خلاصش بهش بگو مارو از شر تو وامثال تو نجات بدن وشما رو ببرن همون بهشت پیش خودشون ، فلذا داش حسین بی تعارف میگم : مرده شورتو ببرن البته بعد از اینکه شهید شدی وما از شرت راحت شدیم
    ضمنا به بابات بگو بابت این سختیهای که بخاطر اون وتو و روش زندگیتون کشیدیم باید اون دنیا ما رو شفاعت کنه
    ضمنا بهش بگو سلام این خمینی رو هم برسونه وبهش بگه تو روحت صلوات دنیا رو ریختی بهم ورفتی لااقل این سید علیو …
    نه فعلا خدا کنه باشه لااقل چند سال دیگه طعم داشتن کشور ورهبر عزیز ومقتدرو بچشیم فقط دعا کنه این سیدعلی برامون شر درست نکنه ( والا خدائیش همین داش حسین خودمون خوشگل تره یا برد پیت ؟ حالا حسابشو بکننین یه لشکر خوشکل آمریکائی بیان کشورمونو بگیرن ، خسته شدیم بسکه ریشو دیدیم حتی توی آینه هم این ریشوها ولمان نمیکنند !!!! )
    داش حسین فعلا بسته
    خدا کنه زود شهید شی ما از دست خودتو وبلاگت راحت بشیم

  264. amir می‌گوید:

    سلام بر داداش حسین

  265. amir می‌گوید:

    اخلاص! (گفت و شنود)

    گفت: کروبی به خاطر این که ماموران امنیتی از حضور همسر دو تن از شهدای دفاع مقدس در خانه وی جلوگیری نکرده اند به شدت عصبانی است و آن را اهانت به خود دانسته است!
    گفتم: چرا؟! آنها که برای دست مریزاد! به کروبی و حمایت از وی به خاطر همکاری با دشمنان امام و انقلاب به خانه کروبی رفته و با استقبال شیخ اصلاحات هم روبرو شده بودند.
    گفت: کروبی می گوید وقتی از ملاقات آنها با موسوی ممانعت می شود ولی از ملاقات آنان با وی جلوگیری نمی شود، معنایش این است که من برای مسئولان امنیتی اهمیتی ندارم! وگرنه باید از ملاقات آنها با من هم جلوگیری می کردند!
    گفتم: تواضع شیخ اصلاحات را ببین!
    گفت: چند ماه پیش هم که عده ای به دیوار خانه کروبی رنگ پاشیده بودند، موسوی به شدت عصبانی شده و به اطرافیان خود گفته بود چرا به دیوار خانه ما رنگ نپاشیده اند! این کار نشان می دهد که مرا بی اهمیت تر از کروبی می دانند! و این کار را توطئه کروبی دانسته بود!
    گفتم: توی کوپه قطار یکی از مسافران پنجره را بست و گفت اگر پنجره باز باشد از سرما می میرم، یکی دیگر از مسافران با عصبانیت پنجره را باز کرد و گفت اگر بسته باشد از گرما می میرم و کارشان به دعوا کشید، رئیس قطار وارد ماجرا شد و گفت؛ نیم ساعت پنجره باز باشد تا این یکی از سرما بمیرد، نیم ساعت هم بسته باشد تا آن یکی از گرما بمیرد و بعد خود مسافران هر جور دلشان خواست عمل کنند!

  266. یک بنده خدا می‌گوید:

    به به! کم کم دارید برادر دکتر یامین پور رو هم شبیه خودتون میکنید…

  267. پیام فضلی می‌گوید:

    #”لری کینگ” هم به سخنان هاشمی استناد کرد/ پاسخ احمدی نژاد به هاشمی”
    (پس از استناد خبرنگار شبکهABC آمریکا، این بار “لری کینگ” مجری معروف شبکهCNN سؤال کرد و گفت: نظرات هاشمی و بوش درباره تأثیرگذاری تحریم‌ها یکسان است نظر شما در این‌باره چیست؟)
    http://sms88sms.persianblog.ir/post/815/

  268. ناشناس می‌گوید:

    سلام بسیار عالی بود استفاده کردیم فقط اگر امکان تقسیم بندی مصاحبه رو داشتی عالی تر میشد ؟خیلی طولانی بود

  269. امید می‌گوید:

    السلام علی المهدی و علی آبائه

    الحق که جای حسرت خوردن دارد
    http://www.jahannews.com/vdcfttdy1w6dmta.igiw.html

    عکس: هر که دارد هوس کرببلا بسم الله
    http://rajanews.com/detail.asp?id=62919

  270. amir می‌گوید:

    اما بچه بسیجی امروز ۲۰ سال است که دست کم هفته ای ۲ ساعت، با یک عشق غیر قابل تعریف، می نشیند پای سخن رهبر خود. ما را خامنه ای بزرگ کرده. ۲۰ سال است که ما پرورش یافته مکتب خامنه ای هستیم. ما تربیت شده های “آقا”ییم و الا حماسه ۹ دی را نمی آفریدیم

  271. یک بنده خدا می‌گوید:

    ببوسم خاک پاک جمکران را
    تجلی خانه ی پیغمبران را
    شاید این جمعه بیاید… شاید.
    اما اقا جان ای به فدای خاک جمکران تو عنکبوت صبر تارش پاره شده …اقا…کی می ایی اقا جان

  272. آذرخش می‌گوید:

    فوق العاده اس
    دست مریزاد

  273. سحر می‌گوید:

    دقیقا…من اون برنامه رو یادم میاد.کلا اوشون خیلی سرخوش بودن.همه حرفاشون کلا یه جورایی بود.

  274. amir می‌گوید:

    چند روز پیش با حسین قدیانی چند ساعتی گپ زدیم. ما که مکان نداریم. رفته بودیم پارک خیابان ایرانشهر، پشت خانه ی هنرمندان. بعد از ماه ها پایم به پارک باز شد. البته آنهم با عینک دودی و البته در معیت حسین که ریش بلندش هر جنبنده ای رو فراری می داد. از دست اظهارنظرهای تمام نشدنی مردم و البته سوال این روزهایشان که : “بالاخره تعطیل شد؟!”(انگار که مردم همه چیز را از پیش حدس می زنند) این هم نوعی تأمین امنیت است دیگر.

    چند وقتی است حرف زدنم نمی آید. نمی دانم حسین با چه پلتیکی اینقدر حرف از زیر زبانم کشید. حرفها را دوباره خواندم. از این جهت که سند بماند برای آینده بد نیست گفتن این حرفها؛ وگرنه موجودی مثل “دیروز، امروز، فردا” که دارد تاکسی درمی می شود و میرود برای همیشه به آرشیو ذهن من و تو. این هم یک واقعیت است که رسانه قدرت دارد، یا شهید می شوی یا نفله ات می کند و تو بعد از مراسم تدفین حالیت می شود که چه بودی و چه کردی. یکی از رفقا می گفت رسانه مثل اژدها می ماند، تو را می بلعد تا خودش زنده بماند… مگر چیزی از آن همه هیجان و سر و صدا، ذخیره ی قبر و قیامتمان مانده باشد، انشاءالله.

    به حسین گفتم من به تلویزیون احتیاج دارم وگرنه تلویزیون که من باشم یا نه، یا اصلا صدتا مثل من هم نباشند کک اش نمی گزد… به تلویزیون احتیاج دارم چون وسط کار بودم نه انتهایش، اینطوری جواب خیلی ها را باید بدهم، جوابهایم فعلا کفاف سوالات مردم را نمی کند. جمعه ی پیش بعد از نماز، ملت کشیش امریکایی را ول کرده بودند و مرا داشتند سوال پیچ می کردند که چه شد و کجا رفت و…

    عکس بالا را گذاشتم تا لا اقل به بهانه ی هفته ی دفاع مقدس با دیدنش دودستی قایم بکوبم توی سرم که سرباز ولایت بودن آن شکلی است نه شکل من که با دو تا پخ کردن از حرف زدن بیافتد یا دست آخر به مصاحبه و نوستالژی پناه ببرد. خاک بر سر سرباز بودن ما؛ چقدر خوشم می آید از این مصرع که :

    بعد از تو خاک بر سر هرچه که غیر توست

    http://kistiema.blogfa.com/
    وحید یامین پور

  275. خادم الشهدا می‌گوید:

    سلام حاج حسین.
    انشاالله که خوبین.
    اومده بودم یه سلام نیمه شبی کنم.
    یاعلی

  276. سیداحمد می‌گوید:

    وای من اینجا تنهام!
    آنلاین سیداحمد!

  277. خادم الشهدا می‌گوید:

    حاجی خسته نباشی اساسی.
    خوشم میاد با هرکی مصاحبه میکنی،براش کم نمیاری،و اگه خواست جواب نده خودت جوابشو میدی.
    انشاالله همیشه موفق باشین.

  278. ف.ب می‌گوید:

    بسم رب الحسین…

    شاید خیلی وقتا شده که گوشه کنار خیابون و پارکها و حتی دانشگاهها ، یه صحنه هایی رو دیده باشی که حتی نتونی نهی از منکر کنی ، یه صحنه هایی که با دیدنشون شک می کنی آیا واقعا توی جامعه اسلامی داری زندگی می کنی یا نه !!!
    .
    .
    .
    با طرح “عکس شهدا را می بینیم، عکس شهدا عمل می کنیم” به روزم
    ______________________
    التماس دعای فرج

  279. خادم الشهدا می‌گوید:

    حاجی وقته نمازه.
    اومدم بگم واسه خادمم دعا کنین.
    یاعلی.

  280. چوب خدا می‌گوید:

    میشه یه لطف بــــــــــــــتزرگ در حق همه بکنید؟
    خواهش می کنم ادامه مصاحبه رو تو یه پست جدید بنویسین

  281. فرص الخیر می‌گوید:

    سلام احوال شریف؟
    دیروز فرصت نکردم خیلی سر بزنم
    یه چیزی بگم؟ انقدر کلمات شما دو بزرگوار شبیه همه من گاهی نمیفهمم کدوم حرف رو کی گفته. ای کاش لا اقل این ستاره های کنار اسمها رو دو رنگ میذاشتین.
    آدم موقع خوندن سوا و جواب ها به این فکر میکنه که چقدر به شمما دونفر خوش گذشته.
    ساندیسم خوردین آیا؟

  282. الفبا می‌گوید:

    الهی بشکند دست مسئولینی که دل ماه ما ستاره ها را خون می کنند.
    اوقاتش را تلخ می کنند.
    دست همه شان بشکند الهی.

  283. amir می‌گوید:

    ارادت عمیق معرفتی و عاطفی من به شهید آوینی قصه ها دارد برای خودش
    تقصیر خودمان است.
    تقصیر خودمان است.
    تقصیر خودمان است.
    واقعا تقصیر خودمان است.
    این را باید قبول کرد که “در جمهوری اسلامی، آزادی برای همه هست الا حزب اللهی ها”.
    امیدوارم که برنامه ادامه پیدا کنه

  284. الفبا می‌گوید:

    خصوصی
    ۱۷خطا بالاتر از (خنده بلند یامین پور)
    اصلاح: سباسی
    ۹خط بالای( اهل مصلحتی نیستم که ذبح شرعی کند)
    اصلاح:ورای راست

  285. amir می‌گوید:

    الهی بشکند دست مسئولینی که دل ماه ما ستاره ها را خون می کنند. اوقاتش را تلخ می کنند. دست همه شان بشکند الهی.
    حرف دل ما را زدی

  286. الفبا می‌گوید:

    واقعا عالی بود
    خدا خیر دهدبه مصاحیه شونده ومصاحبه کننده

  287. عزیز می‌گوید:

    از فطرس ملک: نمیشه یه بار هم مصاحبه حضوری با بچه های قطعه داشته باشید تو همون پارکه!!!!!!
    از خودم : چه پیشنهاد خوبی .مصاحابه در پارک تو پاییز ، آقای قدیانی حتماً ساندیس هم بدهید
    سلام به آقای قدیانی و همه بچه های قطعه ۲۶ و خسته نباشید به همه تان
    راستی آقای یامین پور نگفتند که بچه ها در وبلاگ ایشان چندبار برایشان پیغام گذاشتیم تا با شما مصاحبه کنند؟ انگار اینطور مقدر شده بود که شما با ایشان مصاحبه کنید.
    .

  288. amir می‌گوید:

    سردار پاکپور خبر داد؛
    هلاکت “خدابخش شه بخش ” سرکرده یکی از گروه‌های جنایتکار در سیستان و بلوچستان
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8907010078

  289. ناشناس می‌گوید:

    با سلام و خسته نباشید
    آقای یامین پور اینقدر ناراحت نباش تمام تلاشتو بکن و نتیجه رو بسپار به خدا حتما حکمتی پشت این ماجرا هست من که خیلی امیدوارم به ادامه برنامه یامین پور
    دستتون درد نکنه آقای قدیانی مصاحبتون محشره با اینکه طولانی بود تا تهش با لذت خوندم

  290. سیدجلال می‌گوید:

    رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه خاطرنشان کردند: ملت، بدون اعتنا به ریزشهایی که ممکن است در آینده هم تکرار شود به حرکت پررویش و پرنشاط خود ادامه داده و خواهد داد.
    فکر کنم دیگه وقته رفتنه خاندانه هاشمی رسیده!!!

  291. صحابه ای از صدر اسلام می‌گوید:

    باز هم اول مهر آمده بود
    و معلم آرام
    اسم ها را می خواند:
    اصغر پورحسین
    پاسخ امد حاضر
    قاسم هاشمیان!
    پاسخ آمد حاضر
    اکبر لیلازاد!!!
    پاسخش را کسی از جمع نداد
    همه ساکت بودیم
    جای او اینجا بود
    اینک اما تنها
    یک سبد لاله ی سرخ
    در کنار ما بود
    لحظه ای بعد معلم سبد گل را دید
    شانه هایش لرزید
    ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کردیم
    غنچه ای در دل ما می جوشید
    گل فریاد شگفت
    همه پاسخ دادیم
    حاضر

    ما همه اکبر لیلا زادیم!!!

  292. معما می‌گوید:

    سلام حسین آقا!
    دست مریزاد. فوق العاده بود! بعضی ها با مصاحبه مجله های زرد با هنربیشه ها حال می کنند و ما با مصاحبه تو با وحید ریسه می ریم! البته بعضی جاهاش هم تا ریشه با تیشه می ریم و چشمامون تر می شه!

  293. حاج حسین ایول الله

    ۱۷۰۰۰ بار دستت درست …. جدا خسته نباشی . خدا قوت .

    خیلی خدا قوت هااااا

  294. رها می‌گوید:

    سلام خدا قوت واقعا عالی بود مخصوصا اونجایی که گفتید ما دیر به دنیا اومدیم ـدشمن ما بعضی ها هستند نه بعثی ها.من هر پنج شنبه می رم بهشت زهرا قطعه شهدا به خصوص شهدای کمنام و برای دیر به این دنیا اومدن کلی گریه میکنم اونا خوب از پس بعثی ها بر اومدن ولی به خدا ما نتونستیم از پس این بعضی ها بر بیاییم اگه تونسته بودیم الان غصه تعطیلی برنامه دکتر رو نداشتیم .

  295. مجری توانمند “دیروز ، امروز ، فردا” هیچ جایی اینگونه به صراحت حرف نزده بود . نکته های بسیار زیادی در این مصاحبه هست . احسنت بر حسین قدیانی و هوش و ذکاوتش …
    انصافا قطعه ی ۲۶ رسانه ای بی نظیر است و چیزی بسیار فراتر از یک روزنامه ؛
    کجا می توان مصاحبه کرد و بعد به صورت همزمان از نظرات جامعه در خصوص مصاحبه آگاه شد …

    دمت گرم داداش .. احسنت

  296. مهر"از سرزمین علویان" می‌گوید:

    سلام به ستاره های همیشه فروزان ماه
    مصاحبه خواندنی بود مثل برنامه” رو به فردا “و” دیروز امروز فردا”
    از قول یامین پور عزیز . مهربان به همه ی کسانی که به تعطیلی برنامه اش کمک کردند می گویم:
    زخم آنچنان بزن که به رستم شغاد زد
    زخمی که حیله بر جگر اعتماد زد
    گاهی نمیتوان به خدا گفت حرف درد را !!!
    با خود نگاه داشت و روز معاد زد…
    هرگز بخاطر مصاحبه ای اینقدر دلم به درد نیامده بو د نه به خاطرآقای یامین پور فقط به خاطر مظلومیت این نظام مقدس
    که نونش را چه کسانی خوردند و خون به دل شدنش شد سهم …..
    آقای حاج حسین قدیانی آسمان دلمان را به شدت بارانی کردید….
    سایه مقام معظم رهبری مستدام باد

  297. amin می‌گوید:

    ممنون
    معجزه ۵دلاری
    منتظرم

  298. وجدانی می‌گوید:

    آقای قدیانی و آقای یامین پور

    اهل صبر را بشارت
    **********
    مرغ دل پر می زند تا زین قفس بیرون شود

  299. سیداحمد می‌گوید:

    سلام بر داداش حسین عزیزتر از جانم.
    ارادتمندیم حاجی.

  300. اندیشه روشن2 می‌گوید:

    سلام علیکم
    باز هم اندیشه روشن …
    تقصیر ما نیست به خدا تقصیر این مهمان عالیقدر و محجوب و مظلوم و ماخوذ به حیای شماست که کلمه کلمه حرف‌هایش بغض را به اشک می‌نشاند … خصوصا آن‌جا که می‌بینی تمام دارایی‌ات، تمام زندگی‌ات و تمام دل و دینت را تازه پیدا که نه تازه عینیت بیرونی بخشیده است و گویی تازه پیدا شده‌ای تو و نسلت برای کسانی که جلو آمده شکم‌های‌شان و جلوی پای خود را حتی نمی‌بینند چه رسد به تو… خوشحال می‌شوی و از این خوشحالی به خود می‌بالی و به وجد می‌آیی و گویی وجود چنین انسان‌هایی را فقط در رویاهایت تصور کرده باشی، هنوز باورت نمی‌شود موجودیت بیرونی هم داشته باشند این شاگردان مکتب سید مرتضا … که ما نسل سومی ها را با سید شهیدان اهل قلم پیوندی است که بوی خون می‌دهد … عجیب این‌جاست که بعضی‌ شاگردان ممتاز این کلاس عشق‌بازی، به بوی خون قناعت نکرده‌اند و کم کم دارند رنگ خون نیز می‌گیرند و انگار دارند این دنیای هزاررنگ را تحمل می‌کنند فقط به عشق انجام تکلیف و وظیفه وعجیب نیست که همین روزها سه‌طلاقه‌اش کنند … البته امیدوارم این روزها طولانی شوند و دکتر بعد از ۱۲۰ سال به سید لبخند بزند … و شک ندارم که می‌زند … که خوش می‌نشیند این لباس بر قامت مردان الله
    و باز هم عجیب نیست که این رنگ و بو برای من و مای نسل سومی تازگی داشته باشد که طنین روزهای عشق و خون به روایت‌گری آوینی‌های ثانی، چون حاج سعید قاسمی و شما و ایشان به گوشمان رسیده است …
    دکتر یامین‌پور برای من عینیت بخشیدن به تصویری از مردان مخلص خداست که این سال‌های اخیر داشت از ذهنم پاک می‌شد … داشتم یه فراموشی می‌سپردم حضور این دنیایی مردان پاک خدا را … اما الان امیدوارم که دکتر بماند و باز هم برای‌مان روشنگری کند … قبلا هم گفته‌ام صداوسیمای ضرغامی حیثیت‌اش را مدیون دیروز خمینی و امروز خامنه‌ای و فردای مهدوی است و این سربازان گمنام خامنه‌ای اند که هنوز هم به فتح قدس می‌اندیشند و ایران را انقلابی می‌خواهند و نه جمهوری و فردا را همین جوانان عاشورایی نه ده به فتح قله ظهور پیوند خواهند زد که دشمن به قول حضرت ماه سال‌هاست منحنی‌اش رو به ضعف و زبونی گذاسته است .. .و این‌ روزگار نه نوبت امتحان دشمن که روزگارغربال مومنین از خلّصین است و آری مومنین هم گاهی …
    فکر می‌کنم جز معدود دخترانی هستم که همیشه از دختر بودن خودم راضی بوده‌ام و هیچ‌گاه محدودیت‌هایی که برای خانم‌ها در عرصه‌های مختلف وجود داشته، باعث نشده بود آرزوی پسر بودن به سرم بزند … اما این بار …

  301. افق می‌گوید:

    سلام
    توی سر نسل ۹ دی، توی سر امثال من و تو هم بزنند، باز هم رام همین دستگاهیم و چرا نزند شلاقش را مدیر جمهوری اسلامی بر بدن رنجور ما؟ از این در عجبم که محکم نمی زند؛ مرام را می بینی!
    **تو خصوصیتت همین است؛ خواندن ته حرف آدم و زدن آن حرف در اوج زیبایی. دمت گرم.
    انصافا دم شما گرم.
    خدا قوت

  302. زینبی می‌گوید:

    سلام یعنی دل آ؟قا پر غم شده
    دارم دق میکنم
    نمیدونم چرا میگی منظورت روز نماز عید فطر اشک وبغض
    دل خون شدن ما

  303. رفیعی می‌گوید:

    سلام اخوی
    با کد خاطرات ماندگار (خاطرات شهدا) به صورت تصادفی در وبلاگ یا وب سایت شما بروز هستیم امیدوارم موفق و سلامت باشید
    التماس دعا یا علی

  304. سیداحمد می‌گوید:

    واقعا خسته نباشید؛هم شما و هم دکتر وحید.
    مصاحبه و گفتگوی بسیار زیبائی شده.
    دکتر وحید بدونن که دعای ما همیشه بدرقه راهشونه و همیشه دوسشون داریم چون در صدا و سیمائی که به نام ما بود ولی به کام دیگران برنامه ای رو ساختن که به دل ما مینشست.

    داداش حسین واقعا احسنت؛خیلی زیبا شده.
    این بخشی رو هم که امروز اضافه کردید واقعا عالیه.البته درد زیادی در سراسر مصاحبه وجود داره ولی چکار کنیم که:
    “در جمهوری اسلامی، آزادی برای همه هست الا حزب اللهی ها”

    ضمنا داداش جان یه تشکر ویژه بابت اینکه مصاحبه رو در چند روز برامون گذاشتید؛
    این قسمت بندی باعث شد تا با آرامش بیشتری هر بخش رو بخونیم و اگر کل این مصاحبه طولانی رو یه جا برامون میذاشتید خوندنش خیلی سخت میشد.احسنت به این هوش و شعور شما.

  305. مجنون می‌گوید:

    سلام
    یک روز در پارک مرکزی آمریکا، مردی متوجه حمله سگی به دختربچه‌ای شد. سگ را از پا درآورد و فردا روزنامه‌های نیویورک نوشتند: یک مرد نیویورکی جان دختربچه‌ای را نجات داد. مرد به روزنامه‌ها گفت که نیویورکی نیست. آنها نوشتند که یک آمریکایی دست به کار بزرگی زد و … اما او گفت که آمریکایی نیست و اهل ایران است. فردا روزنامه‌ها نوشتند: یک مسلمان افراطی، سگ بیگناهی را کشت !!!

  306. 313 می‌گوید:

    الهی بشکند دست مسئولینی که دل ماه ما ستاره ها را خون می کنند. اوقاتش را تلخ می کنند. دست همه شان بشکند الهی.

  307. حاج مرتضی می‌گوید:

    سلام.
    هدیه ای از وبلاگ ☽ حضرت ماه
    http://hazratekhamenei.blogfa.com

    امام خمینی : من خوف این را دارم که آنها برای خاطر ما و شنیدن حرف ما به بهشت بروند ، و ما برای خاطر این که خودمان مهذب نبودیم به جهنم .

    http://hazratekhamenei.blogfa.com
    _________________________________________________
    واقعا مصاحبه زیبایی بود.
    آقا وحید.خیلی حال دادی.
    آقا وحید.خیلی نوکریم.
    آقا وحید.خیلی مردی.
    آقا وحید.چقدر صبر داری.
    آقا وحید…..وحیییییییییییییییییید….
    _________________________________________________

  308. سحر می‌گوید:

    سلام
    الهی…چه دل پر خونی.چرا آخه؟؟؟؟!!.چرا باید اینطور باشه.اگه بخوام زیاد حرف نزنم اینجا باید دوباره همون جمله رو گفت که چرا اونا تو باطل خودشون اصرار دارن و محکم و با سماجت پافشاری میکنن ولی ما تو حق خودمون سستی و کاهلی . چرا واقعا؟. از ماست که بر ماست.

  309. سحر می‌گوید:

    راستی قسمت آخر خیلی عاشقانه بود! آدم غبطه میخوره.

    پس آرام شو وحید … ” ای شهید! ای آنکه بر کرانه ابدی و ازلی وجود بر نشسته ای، دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش” … آرام شو وحید!
    خیلی ناز.

  310. م.طاهری می‌گوید:

    پدر بیست و چهار ساله من شهید میشه و یه بن بست هم به نامش نیست اون وقت تصمیم می گیرند که خیابان به اسم محمد کامرانی بکنن
    حسین غلام کبیری ها شهید میشن همه جا حرف از کشته شدگان بی گناه! و محترم کهریزکه
    دیروز امروز فردا بهترین برنامه سیما در سال ۸۸ میشه- گزاف نگفتم اگر بگم بهترین برنامه سیاسی و گفت و گو محور تاریخ سیمای ما- ولی از یک جام یک جهان تقدیر میشه
    اون پیرمرد خرفت به نظام مقدس اسلامی بدترین توهین ها رو می کنه به حسین قدیانی میگن خارج از ادب می نویسی

    داستان این بازی که سر دیروز امروز فردا و شخص وحید یامین پور در میارن داستانی تکراری است که با کمی بالا و پایین میشه از هر ارادتمند به انقلاب و ارمان های امام وحضرت اقا شنیدش.منتها هر که بامش بیش برفش بیشتر…

  311. م.طاهری می‌گوید:

    مرغ پر سوخته را نیست نصیبی ز بهار/عرصه جولانگه زاغ است و نوای مگس است
    دادخواهم غم دل را به کجا عرضه کنم / که چو من دادستان است و چو فریاد رس است

    حضرت امام(ره)

  312. 313 می‌گوید:

    من همچنان منتظر نظرات و ایده ها و حتی مطالب شما هستم
    http://www.talaeyeh1388.blogfa.com/
    با تشکر

  313. 313 می‌گوید:

    ببخشید انقدر من پررو هستم ولی چیکار کنم نه مطلب خوب دارم نه قلم خوب!!!!!!!!!!!!!!
    http://www.talaeyeh1388.blogfa.com/

  314. 313 می‌گوید:

    واقعا به خاطر این گفت و گوی زیبا ممنونیم. به کیستی ما هم سر زدم و نظرم رو گذاشتم. گفتم که آقای یامین ور یکم خوشبینانه تر از شما به مسائل نگاه میکنند ولی بعضی وقتا خوش بینی آدما کار دستشون میده.
    ما ۱۰۰ تا …
    البته بیشتر از این حرفا صلوات نذر کردیم
    که مستدام باد قدمها و قلمهایی که در راه ولایت حرکت میکنند
    قلمتون حق
    یا حق

  315. بهار می‌گوید:

    سلام
    خدا قوت مصاحبه خوبی بود و حداقال اشک من یکی رو دراورد ماها عادت کردیم حتی تو رسانه مثلا ملی هم حرفهایی رو بزنیم که به مذاق بعضیها خوش بیاد دیگه کی حال کارکردن برای خدا و گفتن حقیقتو داره اون تعدادی هم که با دلشون میخوان قدمی بردارن واسه عدالت باید تو اتیش مصلحت همین بعضیها بسوزن.

  316. مرتضی می‌گوید:

    سلام.خیلی وقت بود نظر ندادم.ببخشید
    تو جمهوری اسلامی کی از ما محدود تر شده ؟ ببین اونطرف با همه وجود میاد تو میدون، فحش میده، خیلیاشون بی شرفیشون رو نشون میدن، دو ساعت میرن بازداشتگاه و آزاد.اما از حزب اللهی ها نقد میکنن به یه بی آبرو که مثلا فلان جا چند صد میلیون تومن اختلاس کرده، سریع چند جلسه دادگاه و حبس تعزیری و…
    یا مثلا به فلان مسئول نقد می کنن، شب عذرشو میخوان.ما این دردا رو به کی بگیم. یه برنامه بود که هر از چند گاهی یه حالی بهمون میداد همون رو هم از ما دریغ کردن.
    هنوز هم تهمت اونوری ها که همه چیز حکومت دست حزب اللهی ها هست و ما آزاد نیستیم.
    بذار بابا یه روز داد بزنیم، تا قبل ازدفاع های جانانه قطعه ۲۶از ولایت، خسته شده بودیم از دفاع سوسولی از آقا.یکی باید یه کاری میکرد.
    تا قبل از دیروز ، امروز، فردا خسته شده بودیم از بعضی برنامه های خنده دار دسته چندمی که بیشترش واسه پیر مردا بود.
    آخر هم اینکه بلند فریاد میزنم : ” غلط کردید بیشمارید، اگه لاتی واسه بچه محلاتی ، واسه ما شوکولاتی جوجه “

  317. روجا می‌گوید:

    سلام به آقای حسین قدیانی
    آقای قدیانی عزیز باز هم ممد خاتمی اظهار لحیه فرموده اند توجه بفرمایید.
    (محمد _چاخان_ خاتمی با بیان اینکه تا به حال یک ریال از کسی پول نگرفتم گفت:۲ کار نیمه تمام از دوران ریاست جمهوری دارم که باید آنرا تمام کنم.

    ۲ کار که خاتمی گفته است یکی راه اندازی یادمان بسیار وسیع در محوطه بزرگ با نمایندگان تمدن‌های مختلف و کشورهایی صاحب تمدن است و دیگری هم راه اندازی تلویزیون گفت‌وگوی تمدن‌ها است.)
    بنظر می رسد باز هم ” سوروس” برنامه جدیدی برای ممد خاتمی ملعون ارسال کرده است . ننگ بر مجری انقلاب مخملی در ایران ممد خاتمی نکبت..

  318. سربازةٌ می‌گوید:

    اما اینکه گفتم تقصیر خودمان است، می دانید چرا گفتم؟ توی سر نسل ۹ دی، توی سر امثال من و تو هم بزنند، باز هم رام همین دستگاهیم و چرا نزند شلاقش را مدیر جمهوری اسلامی بر بدن رنجور ما؟ از این در عجبم که محکم نمی زند؛ مرام را می بینی!
    **همین طور است. فلان مجری که سر از کمپین هواداران موسوی و خاتمی درمی آورد، اگر ناز او را نخرند، می رود “بی. بی. سی” اما توی سر من هم بزنند، از صدا و سیما به لندن که نمی روم. مرا آنجا راه نمی دهند؛ مجبورم از رسانه ملی بروم کیهان کار کنم.

    عجب چیزی گفتیدها!زدی تو خال.
    طیب الله انفاسکم/ آخرش هندی شد،اشک ما را هم درآورد!

  319. Ali می‌گوید:

    ببین آقای قدیانی والله ما هم حضرت ماه و این نظام را دوست داریم و جانمان در می رود برایشان و اصلا هم حاضر نیستیم که آهی، بغضی یا گله ای از ایشان ببینیم
    شاید به نظر امثال شما ما آدم های بی بصرت و کم بصیرتی باشیم اما چیزهایی هست، سوال هایی وجود دارد که نمی شود، نمی توانیم ازش بگذریم، مثلا کوچکترینش جریان کهریزک
    ببینیذ اینکه چرا از کسانی مثل غلامحسین کبیری یاد نمی شود، حتی نمی توانیم اسمشان را در رسانه ملی بیاوریم این یک مسئله است که بر می گردد به محافظه کاری و حتما کم کاری عده ای. کسانی که بنا به مصلحت از نظر خودشان این اسم ها مسکوت بماند بهتر است.
    اما نمی شود از اشتباه سیستم هم گذشت، آنزمان که آن بلا برسر روح الامینی در کهریزک آمد خیلی ها و البته خود من هم در بسیاری از چیزها شک داشتیم، یعنی سوال داشتیم، آنقدر سوال داشتیم و آنقدر جو پاسخگویی تیره و تار بود که اصل نمی شد حقیقت را تشخیص داد، اولین چیزی که آن روزها به ذهن هر کسی می رسید این بود که خودش برود توی خیابان و ببیند چه خبر است.
    امثال روح الامینی ها خیلی زیاد بودند،
    خودتان بهتر می دانید آن روزها خیلی ها، خیلی ها را که به کاندیدای مقابل رای داده بودند حالا به این سرو صدا ها به خیابان ها آمده بودند که ببینند چه شده، چه بر سر حق رای شان آمده و بعد هم البته فهمیدند که اشتباه کرده اند می گرفتند، کافی بود حتی ساکت باشی تا این سکوت را هم اعتراض معنی کنند
    حالا همه این حرفم این است که برای کسانی چون من حضور کواکبیان و مطهری نه عقب گشتی به جریان فتنه نبوده که رسیدن به خیلی از سوال ها بوده و باز هم حتی در این زمان حضور کسانی مثل محسن رضایی و خیلی های دیگر را روشن شدن سوالات خود می دانیم

  320. میلاد پ س 3 می‌گوید:

    این منم که باید از شما تشکر کنم بخاطر این مصاحبه دلچسب
    وسطهای بخش آخر یه حسی به من دست داد که باعث شد این طرح رو بزنم :-)
    http://s9.aks98.com/images/71992300869681779929.jpg
    البته شوخی بودا… امیدوارم شما و یامین پور عزیز ناراحت نشین

  321. ن.خ می‌گوید:

    سلام
    تقصیر خودمونه.تقصیر خودمون.
    خوب بلدیم حرف بزنیم ولی همین ماها؛با خودمم چی کار کردم که به گوش اقایون برسونم که یامین پور نماینده نسل من و اعتقادات و دغدغه های منه.رفقا مایی که اراده کنیم چند ساعته کامنتدونی اینجا رو منفجر میکنیم که به ایزی لایفها بگیم اگه بخوایم میتونیم.چی کار کردیم برای دیروز و امروز و فردا.روزی که به ارزومون رسیدیم و حاج سعید قاسمی رو تو قاب تلویزیون دیدیم.وقتی علاوه بر من و شمایی که سردار رو میشناخت,خیلیهای دیگه هم شناختنش.من همون شب تو جمعی بودم که هم فکر خودم توش نبود.وقتی سردار حرف میزد و میدیدم بقیه چشم از تلویزیون برنمیدارند خدا رو صد هزار مرتبه شکر کردم برای همچین برنامه ای و همچین همسنگری که مجریش بود.
    داداش حسین نمیدونم چه کاری علاوه بر دعا از دستم ساختست.اگر کسی پیشنهادی داره بده.

  322. کهیعص می‌گوید:

    سلام افسر جنگ نرم
    داش حسین مصاحبت وحشتناک عالی بود
    خدا خیلی خیلی حفظت کنه
    دعا گوتیم

  323. سربازةٌ می‌گوید:

    واقعا دست مریزاد/خسته نباشید
    یه چیزی بگم؟
    یک روزبا چشم خسته وگریان ودلی پر خون از بی وفایی های زمانه وغمگین از غم دل مولا،چشم باز کردیم بر جعبه ی جادویی! و در کمال حیرت دیدیم که چه عجب!…، دقت کردیم، دیدیم که جوانیست پر رمز وراز،چشمهایش می گفت که حر فها دارد،سلام کردوحرفش رااز سر گرفت،گوش کردیم به حرفهایش،خوشمان آمد،حرفهایش شنیدنی بود ولاجرم بر دل می نشست،بامهمان هایش که صحبت می کرد سخت نبود که بفهمی در دلش چه می گذرد،او هم مثل مابود،پر خروش،ولایتی،مثل کف دست بی هیچ شیله وپیله ای.به خواست او بستگی نداشت،چون آقا را”آقا”صداکرده بود،نماینده امان می دانستیمش در رسانه.حمله به او راحمله به خودمان وتقدیر از اوراتقدیر از خودمان می دانستیم والآن هم چه بخواهد وچه نخواهد،از اودفاع می کنیم ونمی کنیم!دفاع نمی کنیم به خاطر شخص یامین پوربلکه دفاع می کنیم به خاطر شخص یامین پورها! به خاطر هم خطی هایمان هم که شده داعیه ی دفاع از وحید یامین پورعزیزراداریم…
    اصلا درد ما این نیست که این برنامه ادامه پیداکند یانه،مشکل ما این نیست که یامین پور بماند یا نماند، غم دل ما،رنج ما،همه اش از غریبیست،غریبی ای که فقط به قلم شهیدآوینی عزیز اینگونه زیبا می توانست تفسیر شودکه”در جمهوری اسلامی همه آزادند،جز بچه حزب اللهی ها”! اما جوششی دارد در خونمان حس می شود وقتی می بینیم به دوستمان ظلم می کنند.دردی که یامین پورها در سینه دارند،کیست که نداند؛درد بی گوشی وبی هوشی است؟! آری بی هوشی وبی گوشی،گوشی که نیست بشنود وهوشی که نیست گیرم اگر گوش هم بشنود! کیست که نداند دلیل این” ولش کن…” های یامین پور را؟!کیست که نداند چرااومی گوید “من به صداوسیما احتیاج دارم”؟!کدام بسیجی است که نداند چرا او گفت” چاره ای جز این ندارم”؟! نقل شخص وحیدکه نیست، صحبت ازنسلی است که خواه یا ناخواه یامین پورهم یکی از آنان شد،صحبت ازیک عده بچه حزب اللهی ،بسیجی ومتعهداست که جز فکر به ولی،جز عشق به علی چیزی از دار دنیاندارند… اما کجایند آنان که بشنوند صدایمان را(که اگر قائله ی گوش ،یکی در،یکی دروازه را تمام نکنند خواهند دید که امواج لطیف سبز صدای ما به ناچار!به سرخی می گراید.)؟! کجایند آنان که ببینند شور در سرمان را، ببینند که کله مان بوی قرمه سبزی می دهد! آری،قرمه سبزی،اما نه برای حکومتمان برای لانه گزیدگان درآن وعشق صندلیها! همان جو فروشان گندم نما! وکجایند آنان که بدانند قصه،قصه ی یامین پور نیست،غصه ی یامین پور هاست!؟ بدانند،بدانند آنان که نمی خواهند تا ابد بدانند؛ یامین پور برای برنامه اش در سخت ترین شرایط جامعه،خون دل خورد،برای برنامه اش استرس داشت،زندگیش تحت الشعاع آن قرار گرفت و روش عادیش مختل شد،می پرسی چرا؟ چون می دید مردم بابصیرت جامعه اش را که سراپا گوش می شدند تا بشنوند ندای حق را ازباریکه راهی که برایشان باز شده بود،چون می دید اشکهای آن مادر شهید فتنه ی هشتادواشک را،چون تشنه ی تبسمی بر لب داغدار آن پدربود بلکن تسلایی بردل غمبارش باشد،اینها برای او دلایل کمی نبود تا دغدغه ی زندگیش برنامه اش باشد.با این وجود،هیچ کس از اوتقدیر نکرد،او ندید حتی مسئولی از خوبی برنامه اش در گوشی باکسی پچ پچ کند،آری گرچه صحبتهایش به جرأت می توان گفت مسئله ی جهانی بود،اما جامی در کارنبود! او دراوج بی مهری های عده ای، به قول خودش “هیئتی”وار تاخت،او صندلی ای نخواست که پایه ها یش هم چرخ دار باشد!او یک بلندگو خواست با یک دوربین تا بتواند حرف دل مردم رابزند.همین.او چیزی رانمی دید جز سیمای ولی تا بلکه تبسمی را بر رخش نظاره گر باشد…
    دشمنانمان بدانند-هر که می خواهند باشند-فقط بدانند که ما پشت همدیگر را خالی نمی کنیم.
    واما
    دلخوش آنیم که الله(جلّ جلاله)گفت به محمد(ص) که به ما بگوید”فانّ حزب الله هم الغالبون”.

    با تشکر از حسین قدیانی ووحید یامین پور،این نوشته ی پرناشیانه ام را تقدیم می دارم به هردوایشان،باشد که در ظهور حضرتش جانفشانی کنیم/واقعا خسته نباشید خصوصا آقای قدیانی با این همه حجم کاری،که برای بچه های قطعه ی مقدس ۲۶ این مصاحبه راترتیب داد.

  324. میثم می‌گوید:

    سلام ………………….
    فغان ز روزی که “بسیج سازندگی” به عاقبت “راهیان نور” دچار شود!!
    .

  325. دوست می‌گوید:

    سلام ، مصاحبه خیلی خوبی بود ممنون
    حالا که به علت معذورات و دلایلی که آقای یامین پور بعضا اعلام نکردند،نمی تونن به مسئولین صدا و سیما در مورد ادامه برنامه اصرار کنن، پیشنهاد می کنم دوستان یه نظر سنجی اینترنتی یا چیزهای مشابه راه اندازی کنن تا مردم نظراتشونو به گوش مسئولان برسونن.
    اگه برنامه ۹۰ می تونه با حمایتهای مردم ادامه پیدا قطعا دیروز و امروز و فردا می تونه جاودان بشه

  326. سامان می‌گوید:

    سلام
    در مورد سوء استفاده جریان فتنه از یک خانواده شهید و نامه ی شرم اورش به رئیس سپاه تنها شما خانواده ی شهدا می توانید جوابی بدهید،لطفا یکی از خانواده ی شهدا و یا همسر یک شهید جواب این همسر شهید را بدهد آن هم با کمال احترام تا شاید روزی برخی بفهمند که همت و باکری شهید درجه یک و دو نیستند و بقیه یا ان شهید گمنان شهید درجه ۳ ،اینکه ان روستایی که ۴ فرزند شهید دارد هم حرفهایی دارد و ولی بی بی سی ندارد،آقای قدیانی،شما به عنوان رسانه ما در برابر صدها رسانه ی جریان فتنه اعم از بی بی سی و وی ا ای و سایتهای بی شمار و روزنامه هایشان هستید،لطفا برای ما و از همه از حق شهیدان بگویید و از خون باکری..

  327. فرص الخیر می‌گوید:

    سلام حال شما؟
    با اجازه شما میخوام یه چیزی به آقای دکتر یامین پور بگم:
    شما گفتید تلویزیون به شما احتیاج نداره
    اما من میخوام بگم من به عنوان مخاطب این رسانه به وجود افرادی مثل شما احتیاج دارم اذت می برم از اینکه دربرنامه ای حرفایی رو میشنوم که در ذهن خودم هست
    اما میدونین چیه؟ من عادت کردم ببینم وقتی کسی بزرگ شد حذف بشه

    این هم بهاییه که فرزند انقلاب باید بپردازه چون کس دیگه ای پیدا نمیشه که حاضر باشه از خودش بگذره
    برنامه باشه یا نباشه تلاش شما محفوظه و مشکور
    موید به توفیق الهی باشید و به شدت التماس دعا

    من از مخاطبین ثابت کیستی ما هستم و کامنت هم میذارم البته با یه اسم دیگه و اون عکس آخری یه عالمه حرف داره برای گفتن

  328. حسین می‌گوید:

    مقتولین کهریزک را شهید می‌نامند، آن وقت شهدای ارتشی ما که توسط ضدانقلاب در رژۀ نظامی به شهادت می‌رسند، کشته می‌خوانند!
    ………………………………….

  329. مرتضی اکبریان می‌گوید:

    سلام خیلی طولانی بود. ولی بالاخره همت کردم و خوندمش. واقعا مصاحبه خوبی بود. راستی آخرش نفهمیدم مصاحبه تو با وحید بود یا مصاحبه وحید با تو؟ !!!

  330. amir می‌گوید:

    سلام داداش
    طرح میلاد خیلی جالب بود
    واقعا خسته نباشید وممنون

  331. مسافر... می‌گوید:

    این عکسو تقدیم میکنم به پدر شهید شما و قطعه ی ۲۶

    http://up.iranblog.com/Files/360aaeb81a344063b56e.jpg

  332. amir می‌گوید:

    داداش از هپلی خبر ندارید ؟
    اخرین مطلب وبلاگش را دیدید ؟
    اتفاقی افتاده ایا؟

  333. پریسا می‌گوید:

    سلام به آقای قدیانی.واقعا که دلمون خون شد.دلم سوخت از این همه غربت ومظلومبت.من بغض کردم وقتی یامین پور گفت:”ما را به اسم “آقا” دارند می زنند اما ما به اسم “آقا” زنده بودیم. ما را در حالی به اسم رهبر مورد نقد قرار دادند که اصلا برای “آقا” و به عشق ایشان برنامه را ساختیم.” شنیدم صدای بغضش رو وقتی گفت:”با بغض دارم الان این حرف را می زنم؛ تقدیر و سکه و پاداش و جایزه و به قول خودت کوفت و زهرمار برای از ما بهتران است و اما برای ما … ولش کن.”چرا نمیتونه حرف بزنه؟چون بچه حزب اللهیه وهیچکس نازشو نمیخره.چون میدونن حاشا که بچه بسیجی میدان را خالی کند.میدونن که وحید یامین پور به صداوسیما احتیاج داره.میدونن مثل فلان هنرمند حساس نیست که قهرکنه و بره جای دیگه.ولی آقای یامین پور این صداوسیما که نه این نظام با همه بسیجیها وحزب اللهی هاش به شما ویامین پورهای دیگه نیاز داره ما پشت شما هستیم.شما پشت “آقا” رو خالی نکنید.
    “فلان مجری که سر از کمپین هواداران موسوی و خاتمی درمی آورد، اگر ناز او را نخرند، می رود “بی. بی. سی” اما توی سر من هم بزنند، از صدا و سیما به لندن که نمی روم. مرا آنجا راه نمی دهند؛ مجبورم از رسانه ملی بروم کیهان کار کنم.”
    آره هربلایی سرما دربیارن پای جمهوری اسلامی و پای خون شهداش ایستادیم.نوبت ماهم میشه.به خدا نوبت ماهم میشه که البته اگه به ما باشه همون وقتش هم دل انتقام گرفتن از خیلی ها رو نداریم.ما اینطوری تا نمیکنیم.آره بابا جذب حداکثری رو بچسب.همه باید باشن.حزب اللهی ها البته نباشن بهتره ولی ما هرکار میکنیم اینا هستن جای دیگه نمیرن.کاش ایناهم یه کم حساس بودن تا با دوتا پخ کردن از حرف زدن بیافتن.
    دلمون خوشه به این که:”فان حزب الله هم الغالبون”این یعنی نوبت ما هم میشه.
    ۱۰۰ صلوات برای بازگشت پرشورتر دیروز امروز فردا.البته با اجرای خود دکتر یامین پور

  334. خادم الشهدا می‌گوید:

    سلام حاجی.
    واقعا باید این حرف شما رو قاب گرفت و زد سردر صداو سیما.
    این قطعه مرده پرست نیست.
    کاش زودتر از اینا مصاحبه دکتر یامین برای ملت دیده میشد،تا اون دسته از افراد کور دل اینقدر کنایه بهشون نمیزدند.
    انشاالله با دعای اهالی حزب الله،این برنامه تعطیل نمیشه.

  335. فروتن می‌گوید:

    سلام. بدون شوخی چشمام تار شد از بس طولانی بود این مصاحبه! دلیلش هم گیرایی آن بود که چشم و چالمان را در آوردیم تا به هر قیمتی که همه اش را بخوانیم. دست شما درد نکند آقای قدیانی و از آقای یامین پور هم باید تشکر کرد. فقط نمی دانم چرا مدام گله می کردید از نبود جا؟ تو پارک نشستید و صدای گنجشگکان هم که می آمد دیگه چی بهتر از این؟ زیر آسمان خدا بودن بهتر از سقف و سیما چوب نیست؟ بگذریم از این ها آقای یامین پور بسیار زیبا سخن گفتند. من شدیدا با ایشان موافقم که تازه نسل ما و حالا کمی بالاتر و کمی پایین تر، تازه دارد می فهمد چه کند. یک نگاه به آرشیو مطالب اکثر وب ها بیندازید همه چیز روشن می شود. جالب اینجاست به هر کدام از این وب ها که سر می زنید هر کدامشان با دید منحصر به فرد مسایل روز را موشکافی می کنند. بگذریم که گفتنی ها گفته شد. امان از دست بچه حزب اللهی ها! هر کدامشان هنر دارند به چه زیبایی. این عکس ها یا همان طرح های گرافیکی و فتوشاپی که بچه ها درست می کنند نمونه ی دیگری از خود شناسی و تقویت اعتماد به نفس در خود است که در این بهبوهه دارد خودش را نشان می دهد. اگر جهت دارتر شود و هدفمندتر بهتر می شود. واحد اعتراف گیری تان چقدر آشناست! شما همان ساندیس خور شکنجه گر معروف نیستید؟!

  336. ya zeinab می‌گوید:

    چه زیبا تموم شد مصاحبه! خداقوت!

  337. فروتن می‌گوید:

    از دست این بچه ها! واقعا هنری دارند. من خیلی از این عکس اعتراف گیریتان از یامین پور خوشم آمد. بهتونم میاد! گاهی اوقات در برخورد با آدم هایی که سرشناس شده اند طوری برخورد می کنیم که انگار از حیطه ی آدمی زادی خارج اند. لذا کمی متعجب شدم از خنده ی بلند آقای یامین پور! عجب!

  338. سلام علیکم
    دست مریزاد میگم به هر دو شما بزرگواران که حلقه ای از یاران حضرت ماه هستید و روشنی بخش این فضای سایبر

    هفته دفاع مقدس شروع شده و قطعه مقدس ۲۶ این‌بار شاید بهتر از همه محافل ادبی و هنری و دفاع مقدسی، یادواره دفاع گرفته، دفاع از مظلومیت حزب اللهی‌ها در ۸ ماه دفاع مقدس، دفاع از یکی از تنهاترین برنامه‌های پاتک‌زن به دشمن فتنه‌گر که این روزها تجهیزاتش را گرفته‌اند و گفته‌اند شاید وقتی دیگر … همین جا اعلام می‌کنم و می‌کنیم:”دیروز امروز فردا”ی پاستوریزه شده و برنامه‌ریزی شده که لحظه به لحظه بتوان کنترلش کرد به درد ما زبان سرخ‌های سرسبز نمی‌خورد، برنامه‌ی ما را به ما پس بدهید با دکتر یامین‌پور! و گرنه …!!!

    این تکه ای از مطلبم بود که به قطعه مقدس شما اختصاص داشت … یک بار دیگر تکرار میکنم و میکنیم :”دیروز امروز فردا”ی پاستوریزه شده و برنامه‌ریزی شده که لحظه به لحظه بتوان کنترلش کرد به درد ما زبان سرخ‌های سرسبز نمی‌خورد، برنامه‌ی ما را به ما پس بدهید با دکتر یامین‌پور! و گرنه …!!!

    به شدت دعا می‌کنم سلامت و پایدار و خط شکن بمانید و همیشه از این مصاحبه های زیبا اینجا بگذارید …
    ممنونیم از دکتر یامین پور که با شفافیت به سؤالات شما و اهالی این قطعه جواب دادند توفیق رفیق هر دوی شما باشد انشالله …
    یاحق

  339. خادم الشهدا می‌گوید:

    عجب شب جمعه ای شده امشب!
    حاجی میدونین دو تا از وبلاگ نویسای حزب الله.
    امشب رو سر در خونه شون زدن این خانه متروک است؟
    آخه چرا؟

    مگه آقا نگفتن که جوانان ولایی نباید عرصه سایبر رو خالی کنن!

    ای خداااااااا

  340. ثریا هستم ... می‌گوید:

    سلام داداش حسینم

    اومدم یه آدرسی بذارم بچه بسیجی ها یه سلیتی زدن واسه اعتراض به اهانت به قرآن کریم اگه می شه بذارین بچه بسیجی ها قطعه ۲۶ زیاد میان و میرن ، به این سایت هم برن و اعتراضشون اعلام کنن تو این دنیای مجازی بی در و پیکر !!!

    http://www.condemnworld.com/camp/

    ممنونم

  341. ریحانه می‌گوید:

    سلام خداقوت
    پست هپلی رو دیدین؟نمیدونین چی شده؟

  342. یک بنده خدا می‌گوید:

    الهی بمیرم برای این دکتر مظلوم و صبور…دکتر جون بخش مربوط به شمخانی رو برداشتی فدای سرت دیگه خیلی نامردی انقدر درد بکشی امیدوارم بالاخره روزی که بچه حزب الهی ها درش ازادند فرا برسه و بغض از گلوی شما و این داداش حسین ما و همه ی دردمندان انقلابی رفع بشه…التماس دعا دکتر .

  343. ریحانه می‌گوید:

    خداقوت به شما و دکتر یامین پور
    خداییش مصاحبه عالی شده بعضی جاهاشو نخونده الان خوندم
    اخرش خیلی قشنگ شده ها
    پس آرام شو وحید … ” ای شهید! ای آنکه بر کرانه ابدی و ازلی وجود بر نشسته ای، دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش
    سلامتی حضرت ماه و داداش حسین و قطعه ۲۶ی ها صلوات

  344. فرص الخیر می‌گوید:

    سلام خدا قوت
    فقظ خواستم خسته نباشیدی گفته باشم

  345. دیده ور می‌گوید:

    انصافاً فوق العاده بود .
    این گفتگو در دیده ور قرار گرفت .
    http://didevar.ir/?p=362
    خلاصه
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ایول
    .
    .
    .
    دیده ور

  346. 110 می‌گوید:

    تصویر مرقد مطهر خاتم الانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه و آله در داخل خانه حضرت – خانه ای که برای هیچ یک از زائران باز نگشته و ۹۹% مسلمین این تصویر را ندیده اند .

    http://salehat.ir/index.php?option=com_joomgallery&func=detail&id=22

  347. 313 می‌گوید:

    از طرح جالب و (نمی خواستم از این لغت استفاده کنم ولی…)*با حال * وبسیار بسیار زیبا و هیجانی جناب میلاد پسندیده واقعا لذت بردیم.دستشون و دستتون درد نکنه واقعا خیلی زیلد ممنونیم
    نمیشه دیگه چیکار کنم نمیشه درست و حسابی تشکر کرد
    شهادت نسیبتون
    یا حق

  348. فدایی همت می‌گوید:

    سلام-خسته نباشید-
    -۱هر چند کامنت نمی ذاریم ولی همیشه به وبلاگتون سر میزنیم- دلمون تنگ میشه اگه سر نزنیم
    خداییش قطعه ۲۶ توی این روزگار وانفسا شده برامون یه دلخوشی-
    ۲-از وقتی گفتین مشکل مالی دارین غصه ناک شدیم اساسی- آخه ما به شما فرزند شهیدها
    حالا حالا ها بدهکاریم –حداقل برا وبلاگ مقدستون به ما افتخار بدین همراهی کنیم-
    آشنا دارم اگه بخواین براتون”ای.دی.اس.ال” بگیرم صلواتی؟؟
    ۳-میشه مصاحبه با شما ادامه داشته باشه؟ آخه منم سوال دارم :
    -اگه یه روز امام زمان (عج) رو ملاقات کنید ازشون چی میخواین؟

  349. مصطفی نمازیان می‌گوید:

    بنام خدا. با مطلبی تحت عنوان« آقای هاشمی بخوابید شاید فرجی اصل شد» به روزم. بخوانید و نظر دهید.

  350. محمد حسین حیدری می‌گوید:

    در حفاظت ز امیرم علی خامنه ای
    می شوم میثم تمار به دارم بزنید
    اینم پیام!!!

  351. طاهره فتاحی می‌گوید:

    سلام علیکم.
    در کنار حرم با صفای رضوی دعاگوی شما و همه ی دوستان قطعه ۲۶ئی بودم…

  352. یاس سفید می‌گوید:

    سلام بزرگوار

    التمااااااااااااااااااااااااااس دعاااااااااااااااااااااااااااااا

    یازهرا(س) مددی بنمامادر

    باباحیدردست بکش سرمون

  353. آذرخش می‌گوید:

    سلام
    دست شما درد نکنه
    منم مثل سیداحمد از تقسیم بندی این مصاحبه کمال تشکر رو دارم.

    در ضمن یه بار به کروبی می گن خیلی آقایی می گه ما بیشتر.

  354. خان باجی می‌گوید:

    سلام علیکم
    بشکند دست یکایکشان انشاالله .
    .
    ماشاءالله چه مصاحبه بلند و بالایی !!!! میگم خودش یه کتاب شده ها. برم بخونمش .
    یاحق

  355. یکی از پروانه ها می‌گوید:

    سلام داداش حسین بچه بسیجی ها
    چه بسیار حرف های دل مردم که در این مصاحبه گفته شد وچه بسیار نکته هایی که در دل این مردم بود وشما وجناب یامین پور به ان ها اشاره کردید .
    از خداوند می خواهم که شیرینی این مصاحبه را به برکت اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم با پخش برنامه ای با حضور وحید یامین پورسابق و بلکه بهترهم که اسم شهید حسین غلام کبیری بیاورد( همین یامین پوری که کارمند ساعتی نباشد بلکه برای زدن حرف این نسل ودرد دل مردم در تلویزیون برنامه ای اتفاقا با یال واشکم داشته باشد.در ضمن مصاحبه ای زنده هم با داداش حسین بچه بسیجی ها داشته باشد. انشاءالله
    اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

  356. مرتضی می‌گوید:

    سلام داداش حسین
    مصاحبه عالی بود.عالی
    باید عرض کنم که آقا وحید خداقوت
    سختی کار مقدس شما بااینکه از قبل تا حدودی مشخص بود اما بااین مصاحبه بسیار عالی بیشترآشکار شد
    کاش میشد یک جوری صداسیما را قاپید از دست کارمندان جمهوری اسلامی و فرزندان انقلاب اسلامی تمام امورات این دانشگاه همگانی را به دست می گرفتندد.ومن الله توفیق
    یاعلی مدد

  357. هرچی می‌گوید:

    سلام .
    خسته نباشید.مصاحبه جالبی بود.
    از دکتر یامین پور هم متشکریم .امید وارم هرچه زودتر برنامشون راه بیفته..
    یا علی….

  358. بیچک می‌گوید:

    سلام
    خسته نباشید به خاطر این مصاحبه بلند بالا
    هم شما و هم آقای یامین پور
    از طرف بچه های قطعه ممنونم از هردوتون

  359. بیچک می‌گوید:

    به آقای یامین پور:

    آقای یامین پور الهی دستت بشکنه
    .
    .
    .
    گردن استکبار رو
    بلند صلوات بفرست

  360. gomnam124 می‌گوید:

    سلاااااااام به داداش حسین بچه بسیجیا .
    خسته نباشید اساسی :)

  361. بیچک می‌گوید:

    خداقوت داداش حسین بچه بسیجی ها

  362. سربازةٌ می‌گوید:

    قصه فرود نداره
    فراز قصه اینه
    گلوله آر پی جی
    هنوز روی زمینه

    هر کی میخواد خدافظ
    هر کی می خواد بمونه
    باید تموم عالم
    این حرفهارو بدونه

    باید اینو بدونه
    گردان هنوز روی پاست
    هنوزم که هنوزه
    قلب زمین مال ماست

    آهای آهای با شمام
    گردان هنوز روی پاست
    هنوزم که هنوزه
    قلب زمین مال ماست!

    مرحوم ابوالفضل-بهزاد- سپهر(روحش شاد)
    ————————————
    در این دل شب،در این حال وهوای مقدس کمیلی،تقدیم می دارم بر همه ی شهیدانی که تقدس این قطعه رامدیون آنانیم، وجز عطر نفسهاشان،استشمام نکردیم وبه حسین قدیانی که به بهانه ی او جزیی از قطعه شدیم.

  363. یادم نیست می‌گوید:

    برادر حسبن به دکتر بگو:
    گویند بهشت است همان راحت جاوید جایی که به داغی نتپد دل، چه مقام است .
    .
    .
    .
    راستی، کاش واسه امام زمان هم به اندازه شما کامنت میگذاشتیم

  364. بیچک می‌گوید:

    صالحات این تصویرو از کجا اورده؟
    بسیار زیبا…
    ممنون

  365. ریحانه می‌گوید:

    چه خبره؟چرا هپلی همچین کرد؟
    یادم رفت حواس نذاشتن که…سلام خداقوت

  366. حامد می‌گوید:

    سلام
    حاج حسین میبینم که داری دفتر فرماندهیتو روز به روز پیشرفته تر میکنی از لحاظ نیروی انسانی
    خودشم کی حاج وحید خودمون
    راستی حاج حسین ایکاش با شما یه مصاحبه ی تلویزیونی بکنن.ما خیلی دلمون میخواد که فرمانده جنگهای سایبری رو تو تلویزیون ببینیم.من فکر میکنم اگه شمارو بیارن تو یه برنامه ی تلویزیونی اونم از نوع زنده یکی از بهترین برنامه ها و بحثهای داغ خواهد شد
    امیدوارم هرچه زودتر به آرزوم برسم.تا حالا دعوت شدید؟
    التماس دعا

  367. بیچک می‌گوید:

    اگه مصاحبه خیلی کار داره حاضرم بیام کمکتون
    تف تو ریا ولی دستی در تنظیم مصاحبه داریما

  368. مدافع کلیپ می‌گوید:

    سلام عالی بود
    با کلیپ سخنرانی محمود احمدی نژاد در سازمان ملل به روزیم یا علی
    http://www.modafeclip.com

  369. خادم الشهدا می‌گوید:

    سلام حاجی.
    اودم یه سلام نیمه شبی کنم.

    حاجی یه سئوال:
    اگه این پست رو پرینت بگیریم تو دانشگاه پخش کنیم از نظر شما عیبی نداره؟

  370. خادم الشهدا می‌گوید:

    حاجی نزدیکه نمازه.
    خواستم بگم واسه خادم هم دعا کنین.
    خدا دعای فرشته های زمینیش رو بیجواب نمیزاره.
    یاعلی.

  371. داش سجاد می‌گوید:

    سلام بر داداش حسین و وحید یامین پور عزیز!
    دم شما گرم.

  372. رفیق شفیق می‌گوید:

    این جمله ی “تا آخر امشب” مثل اون جمله ی ” تا ساعتی دیگر” نه؟!!!

  373. 22 می‌گوید:

    ؟

  374. رهگذر می‌گوید:

    سلام
    خسته نباشی دلاور!
    فقط خواستم بگم این عکسی که گذاشته اید متعلق به قبر پیامبر نیست …. این عکس قبر مولانا است!
    اینو حتما ببین:
    http://bimarefat.parsiblog.com/1525432.htm

  375. زینب می‌گوید:

    آقای یامین پور تنها نماینده شایسته از نسل ما بودند که گاهی می توانستیم حرفهای دلمان را از زبان ایشان بشنویم که متاسفانه رسانه ملی این را تحمل نکرد

  376. ya zeinab می‌گوید:

    خصوصی! شرمنده اون تصویر مرقد نبی اکرم (ص) نیست عکس آرامگاه مولویه که متاسفانه یک از خدا بی خبر در محیط نت از طریق ایمیل منتشرش کرده! یاحق

  377. صالح می‌گوید:

    انتقاد من به وبلاگ حسین قدیانی : ۱عکس بزرگی از خودش زده !۲٫ خودش کت و شلوار پوشیده و انتظار دارد مسوولین جبهه رفته کت و شلوار نپوشند! ۳آقا می فرمایند جذب حداکثر ولی حسین دفع میکند!
    درسته ؟

  378. ya zeinab می‌گوید:

    خصوصی :این هم سندش آقای قدیانی!
    http://sites.google.com/site/hoo110darvish/mevlanatomb.jpg

  379. احسان می‌گوید:

    اون عکس مرقد پیامبر نیست و عکس مزار مولوی هستش
    برو تو سایت عماد ببین
    http://bimarefat.parsiblog.com/-1525432.htm

  380. فدایی همت می‌گوید:

    سلام-چرا کامنت داداشمو نذاشتین؟ اسمش برادر خواهر بود

  381. فاطیما علوی می‌گوید:

    هیچ چیز جز این دو قبر ملعون که پاین پای آقا رسول الله خاکند دل ادم را آتش نمیزنه و…لعن الله قوم ظالمین

  382. لاله ی ارغوانی می‌گوید:

    این طرحی از مسافر چرا آقا رو اینقدر پیر نشون میده دلمون گرفت…مال ۳۰ ۴۰ سال بعدِ…
    کار میلاد پسندیده هم واقعا پسندیده بود دستشون درد نکنه!

  383. محسن می‌گوید:

    سلام
    این مصاحبه را درروزنامه وطن امروز چاپ کنید جواب میده بدجور حالااگه مثلا می بینید که زیاده قسمت قسمت وسریالیش بکنید مثلا بااین تیتر مصاحبه اختصاصی قطعه ۲۶باوحید یامین پور(قسمت اول)
    دوباره درشماره ی بعدی مصاحبه اختصاصی قطعه ۲۶باوحید یامین پور(قسمت دوم)
    همین طور تاهرجایی که میشه تا طی روز بچه ها رو بااین مصاحبه آگاه ترمیکنی البتی مردم رو چون بچه ها که تاحدودی آگاهند
    باتشکر

  384. 313 می‌گوید:

    از نمی دونم خواهر یا برادر ۱۱۰واقعا ممنونیم با این تصویر حداقل یه کم از عقده ی دیدن و زیارت حرم رسول الله که مخصوصا خانم ها از زیارتش محروم هستند کم میشه.البته فقط یکم…
    شهادت نسیب همه ی ستاره ها

  385. ش.م.ش می‌گوید:

    سلام آقا حسین :
    آمدیم بگوییم عالی نه…فوق عالی بود… این مصاحبه پراز حرف های عمیق بود که دلتان بدجور پریشان است که خون بر دلتان کردند…آقا حسین ما هستیم با شما تا انتها ما هم اگر قبولمان کنند ستاره می شویم…التماس دعا

  386. سارا می‌گوید:

    سلام قولا من رب رحیم
    چقدر امروز دلم هوای بابا رو کرده بود و چه جایی بهتر از قطعه ۲۶ برای رفع این دل تنگی…
    خداوند درجات بابا اکبر رو عالی ست متعالی کناد
    خدا داداش حسین بچه بسیجی ها رو برای ستاره ها حفط کناد
    خدا دکتر یامین پورها رو برای نظام حفظ کناد
    خدا همه ستاره های حضرت ماه رو پر فروغ تر کناد
    خوش بدرخشید همه تون

  387. سکوت می‌گوید:

    سلام
    دستت درد نکنه حسین آقا دلمون حسابی تنگ شده بود برای آقا وحید… کاش می شد باز هم آقا وحید رو در تلویزیون ببینیم… از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون،‌ من بعضی وقتها وقتی برنامه دیروز امروز فردا یا رو به فردا رو می دیدم فقط دوست داشتم دوربین آقا وحید رو نشون بده و ایشون حرف بزنن نه مهمانها… یه حسی بهم میگه آقا وحید تو چهرشون خیلی حرفهای نگفته دارند… نمی دانم چطوری بگم ولی دیدن چهره ایشان حس عجیبی دارد و آرامشی عمیق به انسان منتقل می کند…

  388. حاج مرتضی می‌گوید:

    سلام.
    هدیه ای از وبلاگ ☽ حضرت ماه
    http://hazratekhamenei.blogfa.com

    امام خمینی : اگر ایمان به خدا و عمل برای خدا در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و سایر شؤون زندگی بشر وارد شود ، پیچیده ترین مشکلات امروزی جهان به آسانی حل می شود

    http://hazratekhamenei.blogfa.com

  389. مهدی می‌گوید:

    حاجی افشاگری درمورد شمخانی چی شد؟
    ومصاحبه با صفار،حسینیان؟
    کسی در میعاد؟
    سمفونی مورچه ها؟
    حاجی…….حاجی……………………………….«بمیرم ،حسینم وقت نداره»

  390. میلاد صفائی می‌گوید:

    سلام.

    وبلاگ گامی به سوی بصیرت با یادداشتی با عنوان «بروید ای نوادگان قاتلان حسین (ع)» به روز شد.

    موضوع این یادداشت ترک صندلی های سازمان ملل در زمان سخنرانی دکتر احمدی نژاد است.

    التماس دعای فرج

  391. دعای کمیل می‌گوید:

    گوش کن!
    بانگ الرحیل قافله کربلایی عشق فضا را پر کرده
    آنکس که با پای اختیار با این قافله همراه شود می داند که سر مبارک امام عشق بر بالای نی رمزی است بین خدا و عشاق
    یعنی این است بهای دیدار…
    سید شهیدان اهل قلم

  392. دعای کمیل می‌گوید:

    راه کاروان عشق از میان تاریخ می گذرد
    هر کس از هر کجا بدین صلا لبیک گوید
    جزءملازمان کاروان کربلاست.
    شهید سید مرتضی آوینی

  393. دعای کمیل می‌گوید:

    اگر مقصد پرواز است قفس ویران بهتر
    پرستویی که مقصد را در پرواز می بیند از ویرانی لانه اش نمی هراسد
    شهید سید مرتضی آوینی
    به امید بازگشت حاج احمد

  394. ایلیا می‌گوید:

    خیلی عالی بود داداحسین

  395. 11811 می‌گوید:

    این تصویر مقبره مولوی که اشتباها به مقبره پیامبر مشهور شده

  396. آبجی مطهر می‌گوید:

    خدا کند که مرا با خدا کنی آقا / زقید و بند معاصی جدا کنی آقا

    دعای ما به در بسته می خورد ای کاش / خودت برای ظهورت دعا کنی آقا . . .

  397. amir می‌گوید:

    من فکر کنم که تصویر بالا مقبره پیامبر نیست

  398. amir می‌گوید:

    تا آخر امشب هم من و هم وحید یامین پور، هر کدام یادداشت دیگری برای این مصاحبه مطول خواهیم نوشت
    این یادداشت را می گذارید ایا؟

  399. 313 می‌گوید:

    باز هم سلام
    هفته ی دفاع مقدس گرامی باد
    راستی دفاع مقدس ۸ سال طول کشید اون وقت فقط یک هفته گرامی میدارند این دفاع مقدس رو اونم نه مثل قبل(خیلی بی انصافیه)…
    واسه گرامی داشت این هفته ، به مدت یک هفته ساعت یک بامداد به بعد شاید یکم زودتر یا دیرتر فیلم های ارزشی دفاع مقدس از شبکه یک و دو همزمان با هم پخش میشود،(هر کس دید که دیده دیگه ! هر کس هم که خوابش برده بود و ندید هم که به صدا و سیما ربطی نداره دندش نرم میخواست بیدار بمونه ببینه!به صدا و سیما چه که شما کار و زندگی دارید؟ هرکس فقط تونست یکیشو ببینه هم از سرش زیاده…)
    دقت کردید فیلمای الان که برای دفاع مقدس می سازند دستشون درد نکنه ها!!! ولی همون بهتر که نسازن. فیلمهایی که قبلا ساختن و خیلی هم به واقعیت نزدیکتره هم که نصف شب پخش میشه… دیگه هیچی دیگه!!!
    راستی در مورد هشت سال دفاع مقدس و هشت ماه دفاع مقدس مطلب باز هم بنویسید که زیاد نوشته اید…
    قلمتون حق
    حق یارتون
    شهادت نسیب همه ی ستاره ها

  400. amir می‌گوید:

    این دل اگر کم است بگو سر بیاورم
    یا امر کن که یک دل دیگر بیاورم
    مولا خلاصه عرض کنم دوست دارمت
    دیگر نشد عبارت بهتر بیاورم
    اللهم عجل لولیک الفرج

  401. 313 می‌گوید:

    بسم رب الشهدا
    در دفترچه یادداشت یک شهید ۱۶ ساله که گناهان هر روزش را در آن یادداشت میکرد،کناهان یک روز او اینها بود:
    سجده ی نماز ظهر طولانی نبود…
    امروز زیاد خندیدم…
    هنگام فوتبال شوت خوبی زدم از خودم خوشم آمد…!!!!!!!!!!!

    .
    .
    وای از گناهان ما…

  402. محمدحسن می‌گوید:

    با طرح جدید برای دفاع مقدس و جنگ جدید منتظرتونم…. زیـــــــــــــــــــــــــــآد.. !
    http://grenade.pelakfa.com

  403. یک بنده خدا می‌گوید:

    تذکر،
    این عکس که گذاشته اید متعلق به محل دفن حضرت رسول اکرم (ص) نمی باشد بلکه متعلق به قبر مولوی در قونیه ترکیه است:
    http://www.alvadossadegh.com/fa/new-news/74-1388-12-05-17-45-54/3221-1389-04-05-07-28-15.html
    نمی دانم چه شیر پاک خورده ای (یا نخورده ای!!!) این شایعه را راه انداخته. لطفا اصلاح کنید.

  404. فرص الخیر می‌گوید:

    سلام
    طرح میلاد پسندیده هم عالی بود
    فقط کمی شبیه کار رسانه های غربی بود که از یک صحبت طولانی دو تا کلمه شو میگیرن و روش مانور میدن[شکلک نیشخند]
    دستشون درد نکنه و خدا قوت

  405. حاج مرتضی می‌گوید:

    سلام.
    هدیه ای از وبلاگ ☽ حضرت ماه
    http://hazratekhamenei.blogfa.com

    امام خمینی : بسیج شجره ی طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوات یقین و حدیث عشق می دهد.

    http://hazratekhamenei.blogfa.com

  406. حاج مرتضی می‌گوید:

    سلام.
    با یه متن جالب از امام خمینی درباره تلوزیون و رادیو به روزم.
    http://hazratekhamenei.blogfa.com
    البته یه چند تا کاریکاتور خیلی جالب هم دارم.دوست دارم بچه های قطعه ببینند.
    کاریکاتور
    کاریکاتور
    کاریکاتور

    http://hazratekhamenei.blogfa.com

  407. رفیق شفیق می‌گوید:

    سلام. خوبین همگی انشاالله؟
    یه سوال!هر کی جوابشو میدونه بگه. آدرس وبلاگ هپلی چیه؟پیشاپیش از پاسخ شما تشکر می کنم!
    داداش؛ خدا قووووت.

  408. سیداحمد می‌گوید:

    یا صاحب الزمان

    آقا تو را قسم به شهیدان ظهور کن……

  409. ya zeinab می‌گوید:

    چرا کلمه شهید در خبرگزاری فارس حذف شده؟
    http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8907010322
    من هر چه منتظر شدم تصحیح بشه خبری نشد! شما میتونیدبهشون اطلاع بدید؟ اجرتون با شهدا

  410. صبا می‌گوید:

    سلام من نمی دونم هر شکایتی دارم میام به سایت شما و می نویسم امیدوارم نظرا مو بخنید……………….

  411. رحیل می‌گوید:

    سلللللللللللللللللللللللللام . چقدر دلم براتون تنگ شده بود. باور کنید همش به یادتون بودم…..رفته بودیم مسافرت….من و هیئت گرافیک…راستی دیروز سر مزار بابا اکبر هم رفتیم ولی شما رو ندیدیم.
    اصلا به یاد ما بودید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هیییییییییییییییی

  412. سیداحمد می‌گوید:

    شعر علیرضا قزوه عزیز به مناسبت اول مهر!

    اوّل مهر رسید و من در همان ” اوّل آ ” بودم
    مثل گنجشک دلم می‌زد، مثل گنجشک رها بودم

    پای یک پنجره میزی بود، چه تقلّای عزیزی بود
    پنجره راه گریزی بود، خیره در پنجره ها بودم

    پشت هر پنجره دنیایی ست ، چشم وا کردم و بستم ، آه
    من کجایم؟ تو کجا؟ با خویش در همین چون و چرا بودم

    گفت : بابا دو هجا دارد… نام من چار هجایی بود
    نان یکی… آب یکی … باران… مثل باران دو هجا بودم

    گفت: هر حرف صدا دارد… در سکون حرف زدم با خود
    هم صدا بودم و هم ساکت ، نه سکوت و نه صدا بودم

    گفت: دلتنگ که ای؟ خندید… گریه کردم که پدر… خم شد
    آه بابا، بابا، بابا، سخت دلتنگ شما بودم

    جنگ شد، پنجره ها افتاد ، بچّه ها تشنه سفر کردند
    هشت نهر آینه جاری شد، تشنه در کرببلا بودم

    گفت: هی هی! تو کجایی؟ تو … راست می گفت، کجایم من؟
    تو نبودی… تو چهل سال است… من… اجازه؟… همه را بودم

    تو چهل سال همه غایب… تو چهل سال همه در خویش…
    من چهل سال، خدای من! من چهل سال کجا بودم؟

  413. حامد می‌گوید:

    سلام
    لئن شکرتم لازیدنکم

  414. لجمن می‌گوید:

    سلام داداش منتظر بودم مطلب را کامل بخونم بعد نظر بذارم .
    با این کلمات بهترین جمله ای که به ذهنم رسید را می گذارم :
    دیروز : هنوز مهدی نیامده بود
    امروز : سی سال هست که مهدی دارد می آید
    فردا : مهدی خواهد آمد
    ما منتظریم تا محرم گردد / هنگامه ی امتحان فراهم گردد / ماییم و تیغ و حلقوم شما / یک مو ز سر علی اگر کم گردد.

  415. لجمن می‌گوید:

    ببخشید داداش حسین یادم رفت بگم : لجمنتم !

  416. فرص الخیر می‌گوید:

    سلام
    ای داد!!!!!! پس کو اون تصویر بازجویی فنی تخصصی؟
    حالا ما گفتیم شبیه رسانه های غربیه شما چرا حذفش کردین آیا؟

  417. سلام
    حاج حسین دیگه دلتنگ ما رمضون نیستی
    چیکار میکنی
    خیلی چاکریم
    حسین جان این طرح رو زدم
    تازه کارم و غیر حرفه ای
    اگه لطف کنی برای پست یا تاپیک بعدی خودت بزار
    http://s9.aks98.com/images/56256322182803222781.jpg
    آقا جان هرچی از شهدا و بابا اکبر بگی ما خسته نمیشیم
    لطفا یکمی دوباره حال و هوای قطعه رو معنوی ترش کن
    اونم با عطر شهدا و علما
    این طرح رو تو نظرات تایید نکنش تا اولین بار تو قطعه ببیننش
    یا علی فرمانده ام سید علی
    راستی یادم رفت من از آنتی بالاترینم
    http://balatarinsooti.blogfa.com/
    یا علی

  418. رضا می‌گوید:

    سلام
    اولش می خواستم شروع کنم به یه سری انتقاد درباره نظراتت تو مصاحبه ، بعد دیدم وقت زیاد هست برای انتقاد و صافکاری خودمون … بعد گفتم بیام یه پیشنهادی برم درباره شروع یه جنبش مطالبه از صداوسیما توی وب ، که با حمایت از آقا وحید و برنامش شروع بشه دیدم ۴۰۰ تا کامنت داری ،گفتم لابد نصفشون یه همچین چیزایی هستن.
    وقتی خوندمشون دیدم همه یا گفتن به به چقدر خوب بود یا گفتن آخی دلم سوخت !
    تازه از اعماق وجود حس کردم یعنی چی !

    ولی پیشنهاد من سر جاشه . من که حتی وبلاگ هم ندارم اگه مناسب میدونی مطرحش کن.

  419. یک بنده خدا می‌گوید:

    اپ کنید دیگه!
    اصلا داداش من یه پیشنهاد توپ دارم چطوره این وبلاگ رو هم شما بچرخونی هم دکتر یامین پور یعنی یه وبلاگ دونفره ..یعنی یه وبلاگ که متعلق به دو انسان پاک و فهمیده و عزیز است اینجوری فضای اینجا با نشاط تر و زیباتر وهم پر جمعیت تر میشه …هم اینجوری میتونید هر روز توی دهن بالاترینی ها و منافقها و خلاصه کله پوک ها بزنیم …فکرشو بکن داداش یه فضایی که با رفاقت دو تا رفیق و دو ستاره پر نور برپا بشه چی میششششششششششششششششششششه؟؟؟!!!
    من که ارزوش رو دارم ….دوستان هم لطف کنند نظراتشون رو در این باره بگن لطفا(حتما!).
    اصلا میتونید اسمشم بزارید قطعه ۲۶ کیستی؟ ما…بالاخره با هم کنار بیاین اصلا می خواین یه شب اسمش باشه قطعه ۲۶ یه شب باشه کیستی ما(ببخشید شوخی کردم) ولی روش فکر کنید تروخدا حیف.
    یا حق.

  420. قاسم رحمانی می‌گوید:

    سلام حسین!سلام آقا وحید!

    آقا وحید تو هم مثل حسین قدیانی یک صدا وسیما درست کن در همان وبلاگت هل بچون خورن ( یک جمله دزفولی به معنی اینکه بده بچه ها بخورند{استفاده کنند}). به قول حجت الاسلام پناهیان اگر به امید نهادها و دستگاه ها باشیم دیگر بسیجی نیستیم. تلویزیون به زور می خواهد با فارسی وان رقابت کند ،خودش شده مبلغ آن با این سریال هایش که همه دارند دنبال شوهر می گردند.
    الان قطعه ۲۶ برد دارد یا شبکه سراسری؟
    حسین! لطفا این جمله آخر را حذف نکن سر جدت.نمی خواهم تملقت را بگویم با آن ریش هایت که شستنش اسراف در مصرف آب است…نخند با اون پیپت!

  421. پارسا می‌گوید:

    سلام
    واقعا تشکر به خاطر مصاحبه
    حرف نداشت
    این حرکت شما ستودنیه که هرجا می بینید مشکلی وجود داره دست به کار می شید و در حد توانتون یه کاری می کنید

  422. چوب خدا می‌گوید:

    سلام
    اگه شما عادت کردین به گفتن “تا ساعاتی دیگر” دلیل نمیشه ما هم به شنیدنش عادت کرده باشیم:(
    حداقل بفرمایین معنی درستش چیه:
    تا دو روز دیگر
    تا دو هفته دیگر
    تا دو ماه دیگر
    معلوم نیست تا کی
    هر وقت دلم خواست

    چی شد اون دو تا متن که گفتین؟
    مصاحبه آقای حسینی هم به هکذا…

  423. زهرا رمضانپور می‌گوید:

    شعر منتشر نشده ی مرحوم استاد شهریار در وصف حضرت آقا امام خامنه ای:

    رشگم آید که تو حیدر بابا
    بوسی آن دست که خود دست خداست

    راستان دست چپ از وی بوسند
    که خدا بوسد از او دست راست

    در امامت به نماز جمعه
    صد هزارش بخدا دست دعاست

    من بیان هنرم، یک دل و بس
    او عیان هنر از سر تا پاست

    او شب و روز برای اسلام
    پای پویا و زبان گویاست

    او چه بازوی قوی و محکم
    با امامی که ره و رهبر ماست

    شهریارا سری افراز به عرش
    کو نگاهش به (حیدربابا) ست

  424. تازه وارد می‌گوید:

    شبتون خوش
    من هم چنان منتظر نظرات شما هستم اگر امکان داره پیشنهاداتتون رو به نام همون”تازه وارد”یا هرچیزی که صلاح می دونستین تو قسمت نظرات همین مطلب بذارین و یا اگر شد میل کنین برام البته لطفا.
    نگید چه رویی داره دیر اومده ،زود می خواد بره
    باور کنید خیلی عجله دارم هماهنگی ها یکم طول میکشه ۱۷مهر هم تا چشم بهم بزنی رسیده
    برادری کنید در حق این خواهر کوچیکتون.
    التماس دعا.

  425. سربازةٌ می‌گوید:

    سلام/ خسته نباشید واقعاً.
    چقدر زحمت می کشید،خیلی تلاش کردید که تا آخر امشب-بخوانید دیشب- مطلب رو به ما برسونید،ممنون.
    درادبیات شما به کجای زمان میگن تاآخر امشب؟! لطفاً،آقای قدیانی!
    یاحق/مامنتظریم…کماکان.

  426. فاران(نه وبلاگ فاران) می‌گوید:

    جانا _کلا همیشه_سخن از زبان ما میگویی……….

  427. سلام داداش بزرگه ی ستاره ها………………..

  428. یک بنده خدا می‌گوید:

    من واقعا سر کامنت اقای رحمانی نتونستم جلوی خنده ام را بگیرم…خب اپ کنید دیگر.

  429. یک بنده خدا می‌گوید:

    یک سال بعد…

  430. بیچک می‌گوید:

    سلام
    خداقوت
    هنوز آماده نشده اون یادداشت؟

  431. سیداحمد می‌گوید:

    مخلصیم داداش حسین بسیجیها.

  432. 313 می‌گوید:

    امروز رفته بودم گلزار شهدا قطعه ۲۶ هم رفتم ولی مزار بابا اکبر رو پیدا نکردم…
    اما ماشاالله پررونق این قطعه
    راستش دلم گرفت…دیروز غبارروبی مزار شهدا بود ولی امروز روی خیلی از مزارهای شهدا رو غبار گرفته بود.
    مزار دو تا شهید گمنام تو قطعه ۲۷ بود که واقعا آتیشم زد!سنگ قبرای شکسته و کثیف و …
    کاری از دستم بر نیومد هر چند اونا به این چیزا نیازی ندارند ولی من که انقدر ادعام میشد نتونستم حتی مزار اونها رو تمیز کنم.
    ولی از مزارشون عکس انداختم که هر وقت این عکسهارو دیدم یادم بیاد که چه خبره تو این دنیای پر مدعا
    خواهران و برادران، ستاره های حضرت ماه در حق فرزندان انقلاب خواهری و برادری کنید!! نگذارید مزارشان به دست فراموشی سپرده شود که گلزار شهدا بهشت ما ستاره هاست…
    یا حق
    شهادت نصیبتون

  433. 313 می‌گوید:

    کویر از فکر جنگل بی نصیب است
    جهان در دست قومی نانجیب است
    نه تنها شیعه مظلوم است ، آقا
    بیا که بی تو قرآن هم غریب است

    یا صاحب الزمان ادرکنی

  434. آزاد اندیشی می‌گوید:

    سلام
    داش حسین مطلب منو بخون شاید به درد دل خستت بخوره
    نیمه پر احمدی نژاد
    برخی رسانه‌ها و جراید با نادیده گرفتن این مسئله، نگاه محوری به آقای احمدی نژاد را از نگاه یک عنصر استکبارستیز، تبدیل به یک عامل در حال سقوط کرده‌اند. . . . دوستی از سفر سوریه تعریف می‌کرد که مردم وقتی به ما ایرانی‌ها برمی‌خوردند می‌گفتند احمدی‌نجاد بطل! بطل! . . .
    ادامه مطلب:
    http://azad-andishy.blogfa.com/post-29.aspx

  435. خادم الشهدا می‌گوید:

    سلام
    حاجی ما از دیشب تا حالا منتظر این ساعاتی دیگر هستیم.
    نمیدونم چرا این ساعات نمیرسن!
    احتمالا تا ساعاتی دیگه این ساعات شما برسن.
    انشاالله.
    چقدر ساعات ساعات شد.والا

  436. خادم الشهدا می‌گوید:

    الوووووووووووو
    صدای من شنیده میشه؟
    صابخونه نیستن؟

  437. میلاد پ س 3 می‌گوید:

    ما هنوز منتظریم

  438. ن.خ می‌گوید:

    جمعه ای دیگر گذشت…
    شاید این جمعه بیاید…شاید…
    االهم عجل لولیک الفرج

  439. هرچی می‌گوید:

    سلام.
    میگم:میشه بگید تا آخر امشب دقیقا کی میشه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    یا علی

  440. الفبا می‌گوید:

    خوب بودا چرا برداشتین؟؟

  441. سیداحمد می‌گوید:

    اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم.

    سلام بر داداش حسین عزیز تر از جان که این دل بسیار برایش تنگ است.

    داداش حسین بسیجیها فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدائی داری.

  442. خادم الشهدا می‌گوید:

    داداش ما یه کم پرتوقع شدیم
    البته خودتون ما رو پرتوقع کردینا!
    بس که اینقدر خوب آپ مکنید.
    حالا هم حاجی اگه میشه تا اون ساعات برسن،شما یه پست جدید بزارین.

  443. بیچک می‌گوید:

    وصیت نامه بر و بچز قطعه:

    از داداش حسین خواهش کنید درمورد عباراتی همچون :
    “تا ساعاتی دیگر” و “تا اخر امشب” و … برای نسل بعد از ما توضیحات کافی مبذول فرماید…

  444. بیچک می‌گوید:

    خب خدا رو شکر که حداقل نظرات تایید میشه و ما پشت در نمی مونیم

    اگر که لایق باشم فردا همراه با بر و بچز بسیچ خرمشهر دعاگوی همه خواهم بود…

  445. عشقی می‌گوید:

    سلام!
    آقای قدیانی تا از چشم های ما یک دل سیر اشک نگیرند راحت نمی شوند…دستتان درد نکند که نمی گذارید آسمان این چشم ها خشک شود و دلمان کویری…

  446. آذرخش می‌گوید:

    سلام بر جناب قدیانی بزرگ
    ایشالا درد و بلاتون دو لپی بخوره تو سر اوبامای بی خاصیت.
    ایشالا پیش مرگتون بشه.

  447. بیچک می‌گوید:

    آشفته کن ای غم، دل طوفانی ما را
    انکار کن ای کفر، مسلمانی ما را

    شوریده سران صف عشقیم مگر تیغ
    مرهم بنهد زخم پریشانی ما را

    بر قامت ما پیرهن زخم بدوزید
    تا پاک کند تهمت عریانی ما را

    ای زخم شکوفا بگشا در سحر وصل
    گلخانه‌ی دربسته‌ی پیشانی ما را

    زین پیش حرامتی صفتی در حرم دوست
    نشکست چنین حرمت مهمانی ما را

    از کرب و بلا با عطش زخم رسیدیم
    یارب! بپذیر اینهمه قربانی ما را

    “علیرضا قزوه”

  448. gomnam124 می‌گوید:

    سلام به داداش حسین و ستاره های عزیز .
    ما منتظر شما هستیماااا :)

  449. خادم الشهدا می‌گوید:

    چرا نظراتم تایید نشد؟(شکلک آدم بغض کرده)

    عیب نداره حاجی
    چهار دیواری،اختیاری.

    حاجی خداییش ما هنوز تو کف اون ساعاتی دیگر موندیم بخدا.

  450. سرباز اسلام می‌گوید:

    سلام حسین جان
    اینم یه طرح جدید والپیپر از حضرت ماه “زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست”
    خواهش می کنم تو وبت انعکاس بده
    http://sdi14.persiangig.com/image/13890424ImamKhamenei.SDi14.blogfa.bmp

    لینک کم حجمش : http://sdi14.persiangig.com/image/13890424ImamKhamenei.SDi14.blogfa.gif

    لینک دیگش : http://sdi14.persiangig.com/image/13890424ImamKhamenei.SDi14.blogfa.rar
    یا علی سید علی

  451. خادم الشهدا می‌گوید:

    حاجی میگم کامنتدونی این پست هنگ نکنه یه وقت بشه مثل سایت آیتده از آن حزب الله.

    پس تا هنگ نکرده یه پست جدید بزارین که اونجا کامنت بزاریم.والا

  452. amir می‌گوید:

    http://hapalie.persianblog.ir/
    این ادرس هپلی و این هم متن اخرین مطلب وبلاگش
    این خانه متروک است…

    داداش خبری از هپلی ندارید؟

  453. amir می‌گوید:

    زرشک! این چگونه با امام بودنی است که فقط خلاصه شده در عکس و خواب. مگر امام را در همین خواب ببینید. امام دیگر در بیداری، به دیدار شما نمی آید.
    دمت گرم داداش

  454. gomnam124 می‌گوید:

    ایوووووووووول . امام در بیداری با ما ، در خواب با شما :)
    نفر واحد شتره دیگه ! یاه یاه یاه .

  455. amir می‌گوید:

    داداش ادامه متن را می گذارید ایا؟
    چه کنیم ما ایا؟
    تا ساعاتی دیگر یا تا اخر اون شب یا ایا؟

  456. amir می‌گوید:

    کتاب (گفت و شنود)

    گفت: خاتمی ادعا کرده است که مرکز گفت وگوی تمدن ها غیرسیاسی است و برای راه اندازی آن از هیچکس کمک مالی نگرفته است تا این مرکز مستقل باشد!
    گفتم: ولی این مرکز از مجلس ششم بودجه هنگفتی دریافت کرد تا آنجا که وقتی دیدند این بودجه کلان می تواند سوال برانگیز باشد، اعلام کردند که مبلغی از آن را پس خواهند داد!
    گفت: مرکز به اصطلاح گفت وگوی تمدن ها در کارنامه خود دهها موضع سیاسی، آنهم در تقابل با مبانی انقلاب اسلامی و نظام داشته است و مخصوصا دفتر آن در ژنو محل ملاقات آقای خاتمی با برخی از عوامل نشان دار آمریکایی و اروپایی بوده است که به دشمنی با جمهوری اسلامی ایران زبانزد هستند.
    گفتم: یکی از نزدیکان او هم با ارائه اسناد اعتراف کرده است که در جریان فتنه ۸۸ از جانب خاتمی برای دریافت کمک های مالی نزد برخی از سران کشورهای عربی، از جمله ملک عبدالله سعودی و… رفته است.
    گفت: چه عرض کنم؟!
    گفتم: شخصی در خیابان گدایی می کرد و به عابران می گفت به من بیچاره کمک کنید که گدای معمولی نیستم، بلکه نویسنده ای هستم که دهها کتاب نوشته ام! عابری پرسید مثلاً چه کتابی؟ و یارو گفت؛ کتاب معروف «گدایی کن تا محتاج خلق نشوی»!

  457. خادم الشهدا می‌گوید:

    نه

    انگاری این کلک هم نگرفت.

    حاجی خوشتون میاد بچه های قطعه رو تو کف یه جواب بزارینا! آره؟

  458. amir می‌گوید:

    پای حرف های مادر شهیدان محمدرضا و حمیدرضا منشی زاده
    شهید گمنامی که برای مادرش پیغام فرستاد
    http://kayhannews.ir/890703/12.htm#other1201
    …………………………………….
    با نطق روشنگرانه و مستند
    احمدی نژاد از تریبون سازمان ملل قدرت های غربی را به محاکمه کشید
    http://kayhannews.ir/890703/3.htm#other301

  459. سیداحمد می‌گوید:

    امام در بیداری با ما، در خواب با شما

    احسنت؛کوتاه ولی عالی.
    ممنون داداش.کیف کردم.
    نمیدونم این عالیجناب راس فتنه چی راجع به خودش و مردم فکر کرده که چنین حرفی زده!!!! :)

    احسنت داداش حسینم؛کلا کارت درسته.

    اینو هم داشته باشید لطفا:

    داداش حسین بسیجیها فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدائی داری.
    خیلی مخلصم.

  460. آذرخش می‌گوید:

    کیف می کنم وقتی با چهارتا جمله یه استوانه رو منفجر می کنید.
    این کارو هیچ ریاضیدانی نتونسته انجام بده.
    ایول.

  461. رضا می‌گوید:

    دوشنبه شب در قطعه ۲۶/ حرم هاشمی خواب ندارد/ امان از دل اکبرشاه.
    داداش حسین و همه بچه ها بدونن: اکبر فقط بابااکبر/ گور بابای اکبر شاه. هر کی موافقه این شعارو بده. اکبر فقط بابااکبر/ مرگ بر این شاه اکبر

  462. ف.ب می‌گوید:

    بسم رب الحسین…

    گفنم: التماس دعا،دعام کنید…خیلی دوست دارم شهید شم!
    خندید و گفت : آخه نمیشه شما شهید شی!
    شما یه دختری،شاید اگه جنگ بود و بمباران…

    (فقط بغض کردم…و سکوت!)
    .
    .
    .
    با هدیه ای به شهدای زن مهاباد ،با عنوان”شهادت ،همین نزدیکی هاست…” به روزم
    _____________________
    التماس دعای فرج

  463. پرستو می‌گوید:

    جوابای یامین پور عاقلانه تر و استدلالی تر از پرسشای شما بود اما در کل مصاحبه خوبی بود. یامین پور نماد یک بسیجی عاقل است و شما نماد یک بسیجی تندرو. البته جفت شما، آدمای خوب و به دردبخوری هستین و دلسوز اما من با یامین پور و افکارش نزدیک ترم تا شما.

  464. مراد می‌گوید:

    اکبر فقط بابااکبر/ مرگ بر این شااکبر. عجب شعاریه ها!

  465. amir می‌گوید:

    ما کماکان منتظریم ……………………………………..

  466. خادم الشهدا می‌گوید:

    خییییییییییییییلی عالی
    تا حدی که با اولین جمله اش هم میشه تا آخرش رو خوند.
    این روزها نقل هر مجلسی شده این خواب
    که همه هم با تمسخر ازش یاد میکنن
    خیلی ها هم سواستفاده میکنن با تعبیرهای غلط.

    همچنان منتظر دوشنبه شب هستیم.احتمالا تا ساعاتی دیگر،دوشنبه شبه دیگه.

  467. حسین می‌گوید:

    سلام،
    حالا که این مطلب این قدر طولانی شده، می‌شه لینک این PDF رو هم بگذاری اون بالا که هر کی خواست بتونه دانلود کنه و بخونه؟ :-) اگه دوست داشتی روی سرور خودت آپلود کن.
    http://s9.aks98.com/images/62198553750243203267.pdf
    راستی چرا لینک سایت مسخره‌ای که شهیدان ما رو کشته خونده بود پاک کردی؟ بگذار همۀ خواننده‌ای وبلاگ بدونن که با کیا طرفن. منبع خبر: خبرگذاری ایسنا / بازنشر: سایت عصر ایران

  468. gomnam124 می‌گوید:

    اکبر فقط بابااکبر/ مرگ بر این شااکبر .
    خداحافظ همگی . التماس دعااااااا .
    اللهم عجل لولیک الفرج .

  469. خادم الشهدا می‌گوید:

    خوشم میاد قبل از اینکه مطالب تو روزنامه کار بشن اول میان اینجا و بچه های قطعه اونو خوب تجزیه تحلیل میکنن.

    ایول خیلی خوب میکنین داداش حسین که ما رو زود تر از بقیه از مطالبتون باخبر میکنین.
    باید فرقی بین اهالی این قطعه با بقیه باشه دیگه.

    خیلی مرسی.

  470. ya zeinab می‌گوید:

    “امام در بیداری با ما، در خواب با شما” … چه کوتاه . پرمفهوم! یک ضربه باتوم است بر فرق سر سران فتنه!

  471. عباس می‌گوید:

    سلام داداش حسین
    خیلی ممنون که خودت زحمت اطلاع رسانی مطالب جدیدت رو هم می کشی
    انشاله شهید بشی تا همه بیان مطلب های تورو بخونن و آگاه شن

  472. amir می‌گوید:

    فرمانده ارتش:هست و نیست دشمن متجاوز را به باد می‌دهیم
    http://www.javannewspaper.com/Nsite/FullStory/?Id=317612

  473. amir می‌گوید:

    باز هم اول مهر آمده بود

    و معلم آرام

    اسم ها را می خواند:

    - اصغر پور حسین!

    پاسخ آمد:

    - حاضر

    - قاسم هاشمیان!

    پاسخ آمد:

    - حاضر

    - اکبر لیلا زاد-

    پاسخش را کسی از جمع نداد

    بار دیگر هم خواند:

    - اکبر لیلا زاد

    پاسخش را کسی از جمع نداد

    همه ساکت بودیم

    جای او این جا بود

    اینک اما، تنها

    یک سبد لاله سرخ

    در کنار ما بود

    لحظه ای بعد، معلم سبد گل را دید

    شانه هایش لرزید

    همه ساکت بودیم

    ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کردیم

    غنچه ای در دل ما می جوشید

    گل فریاد شکفت

    همه پاسخ دادیم:

    - حاضر!

    ما همه اکبر لیلا زادیم!
    قیصر امین‌پور

  474. amir می‌گوید:

    محسن رضایی خبر داد:
    خاتمی و بهزاد نبوی ‌گفتند در جنگ شکست خوردیم، جشن نگیرید
    http://iusnews.ir/?pageid=115987&خاتمی و بهزاد نبوی ‌گفتند در جنگ شکست خوردیم، جشن نگیرید&1389-07-02

  475. سیداحمد می‌گوید:

    یه پیام “بی زر گانی” برم؟

    ساعت ۱:۴۴ نیمه شب.
    تعداد افراد آنلاین: ۱۵ نفر.

    داداش حسین عزیز بسیجیها خیلی مخلصیم.
    فدات شم داداش.

  476. خادم الشهدا می‌گوید:

    بابا تازه سرشبه.
    چرا دوستان دارن میرن؟

    حاجی هم که دارن تایید میکنن.
    پس مشکل کجاست؟

  477. amir می‌گوید:

    ما کماکان هستیم ومنتظزیم……………..

  478. خادم الشهدا می‌گوید:

    حاجی خداییش اگه یه جواب کوچولو بدین به کسی بر میخوره؟

    یه کوچولو….
    اگه شده درحد همین نقطه چین
    حاجی تو ذوق بچه نزنین دیگه
    فردا اگه گوشه گیر یا از راه به در شدم شما میمونی با عذاب وجدانتونا!
    از ما گفتن بود.
    هیییییییییییییییییی

  479. amir می‌گوید:

    شنیدم مادر می گفت : مفقود الاثر یعنی …

    و من هرگز نفهمیدم که تو رفتی سفر یعنی …

    کلاس اولم حالا پدر نان داد یعنی چه ؟

    اجازه! پرسشی دارم ببخشید این پدر یعنی …

    شهیدان زنده اند آری، ولی مفقودها شاید …

    می آید یا نمی آید ؟ برای یک نفر یعنی …

    تمام جمله های من و مادر یک ولی دارد

    تمام جمله های ما پر از اما، اگر، یعنی …

    تو فرزند شهیدی نه ؟ بله سخت است میدانم

    و من بابا ندارم، هیچ از آن سخت تر یعنی …

    http://www.lebase-khaki.blogfa.com/

  480. خادم الشهدا می‌گوید:

    ۸ نفر آنلاین چرا ساکتن؟یه حرفی یه چیزی.

    آخ که چقدر دلم هوس یه جلبک اینجا باشه که لهش کنم.هییییییییییییی

  481. خان باجی می‌گوید:

    سلام علیکم و رحمه الله
    نگران نباشید حاج آقا ، از قدیم ندیم میگن : خواب زن چپه .
    حالا که دیدن عکس گرفتن با امام در پلکانهای هواپیما- بلیزر و اینور اونور از مد افتاده یه موج جدید راه انداختن .. جالبه که اول و آخر خواب ، بادشون نمیاد اما وسط خواب که به نفعشونه یادشون مونده … کاش ایشون می گفتند که در خواب ، آبا امام سراغی از مهدی فراری نگرفت ؟ آیا نگفت دخترتو از کف خیابونا جمع کن ؟؟؟ آیا نپرسیدند این همه سفرهای خارجی اعضای خانواده ات به خاطر تیشه به ریشه انقلاب زدن ، اون هم از اون ور مرزها یعنی زیر پا گذاشتن خون ۳۰۰۰۰۰ شهید ؟؟؟؟؟
    دیروز گزارش آقای دلاوری در خبر ساعت ۲۱ رو دیدید ؟ ظاهرا” جناب راس فتنه تنها کسی نبودند که خواب دیدند . و کار به جایی کشیده که سیاسیون در تریبون های مختلف خواب هاشون رو تعریف میکنند . خدا به دادمون برسه واقعا” ..
    امیدوارم از خواب غفلت بیدارشن و اگر بیدار نمی شن امیدوارم خواب به خواب بشن انشاالله .
    یاحق

  482. هپلی می‌گوید:

    من اومدم

    سلام قطعه

    سلام حاج حسین

    توی تاریکی نشستم و دارم با گوشی این کامنت رو میذارم. رفتم وبلاگ خودم دیدم یه پست گذاشتم که “این خانه متروک است”
    کلی تعجب کردم. گفتم بیام ببینم اینجا کسی خبر نداره من کجام و چرا این جمله رو نوشتم؟
    هر کی خبر داره ما رو هم مطلع کنه

    راستی اگه به من بگن چی میتونه توی این لحظه خوشحالت کنه میگم اینکه ببینم یکی زیر این کامنت با فونت درشت یه چیزی نوشته!

  483. amir می‌گوید:

    سلام بر همه دوستان……………………….

  484. amir می‌گوید:

    دست شما درد نکنه داداش حسین…………………….

  485. amir می‌گوید:

    آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
    شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
    آقا بیا تا با ظهور چشم هایت
    این چشم های ما کمی تقوا بگیرد
    —–
    سلامتی و تعجیل در فرجش صلوات

  486. حسنی می‌گوید:

    گفت و گو، استحقاق کتاب شدن دارد. چیزی ورای یک مصاحبه مطبوعاتی و … است. سئوال ها حرفه ای و جواب ها هم حرفه ای. پرسش ها از روی محبت و پاسخ ها از روی عشق. به این تمیزی هیچ گفت و گویی ندیده بودم.

  487. مریم می‌گوید:

    همه باید بدانند که ما وحید یامین پور را روی آنتن می خواهیم بماند. ضرغامی یادت باشه/ یامین پور باید باشه. مصاحبه هم عالی بود. چه جوابای دلی وحید و چه سئوالای سیخکی داداش حسین. آخرای مصاحبه زیاد حرف حساب داشت و جان می دهد برای تعمق بیشتر. اتمام گفت و گو هم اشک ما در آمد؛ حالا آن راز عکس بالای آوینی بر ملا شد.

  488. سلام حسین آقا خسته نباشی
    با حضور شما، آقای یامین پور، میثم محمد حسنی، امید حسینی و … از ضعف بچه ارزشی ها در جنگ سایبری کلی کاسته شده به امید موفقیت همه عزیزانمان در جنگ سایبری
    لطف کنید یادی هم از شهدای فتنه ۸۸ کنید
    ومن الله توفیق “بصیرت صادق”

  489. عزیز می‌گوید:

    (پس آرام شو وحید … ” ای شهید! ای آنکه بر کرانه ابدی و ازلی وجود بر نشسته ای، دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش” … آرام شو وحید!)
    سلام آقای قدیانی
    مصاحبه تان خیلی عالی بود و طولانی . من که پرینت گرفتم پنجشنبه و جمعه خواندم . هرچه به آخر نزدیکتر می شد خیلی با معنی و پخته تر می شد. خدا یار و یاور شما و آقای یامین پور و همه ستاره ها

  490. عشقستان اسماعیل می‌گوید:

    سلام
    منم پیامک از قاصدم میخوام. اون عکس اخر هم دل ادم رو خون میکنه
    کاش نمیذاشتید

  491. کمال می‌گوید:

    وحید جان خدا قوتت بده برادر

    خدا خیرت بده

  492. کمال می‌گوید:

    هاشمی دوباره به وقف تاکید کرد

    وی در ادامه یادآور شد: ما این دانشگاه را طراحی کردیم و جاسبی هم زحمت آن را کشید. اما کار امام این مسیر را سهل کرد زیرا آن هنگام حتی مدارس غیرانتفاعی هم تحمل نمی‌شدند و مدارسی مانند نیکان و علوی را هم می‌خواستند دولتی کنند، اما در آن فضا امام مبلغ یک میلیون تومان به این دانشگاه کمک کردند که همین مبلغ و کمک‌های لفظی ایشان باعث شد تا کار تاسیس دانشگاه انجام شود.

    وی در پایان ابراز امیدواری کرد که دانشگاه آزاد به رشد توسعه کشور و آمادگی برای ظهور امام زمان عج کمک کند.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  493. کمال می‌گوید:

    هاشمی لعنتی فقط منتظر زمین خوردن رهبر را ببینه
    الهی که رعشه بگیری پیرمرد خبیث

    الهی بچه هات و اون زنت یکی یکی جلوت جون بدن

  494. زهرا رمضانپور می‌گوید:

    سلام.
    آقای قدیانی، کاش لااقل جواب هپلی طفلکی(!) رو می دادید که این روزا حسّابی دپرسه و دپرسیش مارو هم دپرس کرده:«راستی اگه به من بگن چی میتونه توی این لحظه خوشحالت کنه میگم اینکه ببینم یکی زیر این کامنت با فونت درشت یه چیزی نوشته!»

  495. sisi می‌گوید:

    «من اطلاع موثق دارم که این فرد (مشایی) در آنجا(آمریکا) با چه کسانی و چه گروه هایی دیدار داشته است و اهداف او چیست. دعا کنید رئیس جمهور به خودش بیاید و بفهمد که در اطرافش چه می گذرد».

    حاج منصور ارضی گفت: «من زمانی از احمدی نژاد حمایت می کردم که احساس می کردم و می دیدم که در خط ولایت و امام زمان(عج) است. برای ما شخص ملاک نیست؛ برای ما ولایت فقیه ملاک است».

    باشگاه خبرنگاران جوان- حاج منصور ارضی در بخشی از سخنان خود در مراسم زیارت عاشورای این هفته حسینیه صنف لباس فروشان تهران، با انتقاد از سخنان اخیر احمدی نژاد گفت: «ما که نفهمیدیم آن همه “اللهم عجل لولیک الفرج” گفتن چه شد؟ نمود عملی آن کجاست؟»

    این مداح اهل بیت(ع) افزود: «حضرت امام (ره) چند منشور مهم دارند؛ مقام معظم رهبری نیز چند منشور دارند؛ و بالاتر از همه وجود مبارک حضرت امیرالمومنین(ع) منشور بسیار مهم و جامعی (برای سعادت دنیا و آخرت ما) دارند؛ آن وقت رئیس جمهور می آید و دم از منشور کوروش می زند و آن را به عنوان سند افتخار و راهگشای ایرانیان معرفی می کند؛ در سندی که هیچ حرفی از امر به معروف و نهی از منکر نیست؛ سند کورش برای حمایت و دفاع از یهودیان بوده است ولی نمی دانم چرا اینها این چیزها را نمی فهمند؟»

    وی ادامه داد: «زمان قدیم را یادم هست که شاه ملعون می ایستاد روبه روی قبر کورش و هی می گفت: “کوروش آسوده بخواب که ما بیداریم” آن وقت متاسفانه می بینیم که الان اینها هم که ادعای پیروی از امام زمان(عج) دارند، همان حرف را به گونه ای دیگر مطرح می کنند».

    حاج منصور ارضی تصریح کرد: «این که می گویند “مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی” این نشانه انحراف فکری این آقایان است. کتاب سعادت بخش همه انسانها فقط “قرآن کریم” است».

    وی اظهار داشت: «من زمانی از احمدی نژاد حمایت می کردم که احساس می کردم و می دیدم که در خط ولایت و امام زمان(عج) است. برای ما شخص ملاک نیست؛ برای ما ولایت فقیه ملاک است و هر کس از آن فاصله بگیرد از او فاصله می گیریم».

    این مداح اهل بیت(ع) با بیان اینکه ما باید هوشیار و با بصیرت؛ گوش به فرمان ولی فقیه باشیم و فریب این جور چیزها را نخوریم، خاطرنشان کرد: «من اطلاع موثق دارم که این فرد (مشایی) در آنجا(آمریکا) با چه کسانی و چه گروه هایی دیدار داشته است و اهداف او چیست. دعا کنید رئیس جمهور به خودش بیاید و بفهمد که در اطرافش چه می گذرد».

  496. ایمان می‌گوید:

    بسم الله
    سلام داداش حسین
    ببخشید که چند روز نبودم وگر نه زود تر باید دست مریزاد می گفتم به این همه مصاحبه . حالا می فهمم وقتی گفتین این چند روز کار دارم یعنی چی ؟ خسته نباشید دستتنون هم درد نکنه .
    از الان منتظر دوشنبه شب هم هستیم تا دوباره یه متن طوفانی دیگه . یا علی

  497. فطرس ملک می‌گوید:

    سلام آقای قدیانی
    عالی بود
    عالی

  498. فطرس ملک می‌گوید:

    راستی
    ۸۱ روز مانده تا عاشورا
    .
    لبیک یا حسین
    .
    انگار همه یادشون رفته ها

  499. جواد می‌گوید:

    سلام بر حسین
    بابا یه پست جدید باز کن لااقل،از سمفونی هم اگه تونستی یه کوچولوموچولو مطلب بذار
    یاحق

  500. سارا می‌گوید:

    سلام بر نور چشم بابا اکبر – داداش حسین بچه بسیجی ها -
    خدا قوت . احسنت به این همت مضاعف
    چه خوب که الان این خوابو دیدن وگرنه داغ اون نامه نانوشته یا شاید بهتره بگم نامه نوشته و مهر شده به دلمون می موند. تعبیر خواب که دیگه اشکالی نداره ؟ پس منم می خوام تعبیر کنم این خواب رو:
    اگه امام گاهی خوشحال و گاه نگرانن به خاطر اینه که جنابعالی خیلی وقتها یه وری غش میکنید و می زنید کانال ۲٫ بنده خدا امام که باید از وقت عزیزشون بزنن و بهشت و مافیها رو رها کنن تا به شما کمک کنن . اگه بچه خوب و سر به راهی بودید که ایشون مجبور نبودن کمک کنن چه برسه به این که بیشتر کمک کنن . بمیرم برای حضرت ماه که برای کمک کردن به شما و کشیدنتون به داخل کشتی انقلاب از آبروشون گذاشتن و گذشتن …
    راستی شما در خوردن میراث امام بیشتر تلاش میکنید تا در حفاظت از آن با این حساب حتما امام به خاطر این همه لطف و میراث خواری شفعتتون خواهند کرد…منتظر باشید

  501. جوجو می‌گوید:

    سلام

    (بعد از تو خاک برسرهر چه که غیر توست )

  502. 313 می‌گوید:

    اینجا اما یک “نفر” هست که واحد شمارش شتر نیست ولی امام را فقط در خواب می بیند. زرشک!

  503. 313 می‌گوید:

    اینجا اما یک “نفر” هست که واحد شمارش شتر نیست ولی امام را فقط در خواب می بیند. زرشک!

    اینجا اما یک “نفر” هست که واحد شمارش شتر نیست ولی امام را فقط در خواب می بیند. زرشک!

    اینجا اما یک “نفر” هست که واحد شمارش شتر نیست ولی امام را فقط در خواب می بیند. زرشک!
    اینجا اما یک “نفر” هست که واحد شمارش شتر نیست ولی امام را فقط در خواب می بیند. زرشک!

    اینجا اما یک “نفر” هست که واحد شمارش شتر نیست ولی امام را فقط در خواب می بیند. زرشک!
    زرشک زرشک زرشک زرشک زرشک زرشک زرشک زرشک
    زرشک زرشک زرشک زرشک زرشک زرشک زرشک زرشک

  504. حاج مرتضی می‌گوید:

    سلام.
    هدیه ای از وبلاگ ☽ حضرت ماه
    http://hazratekhamenei.blogfa.com

    امام خمینی : بدان که شکر نعمتهای ظاهره و باطنه حق تعالی ، یکی از وظایف لازمه عبودیت و بندگی است که هر کسی به قدر مقدور باید قیام به آن نماید ، گرچه از عهده شکر حق تعالی ، احدی از مخلوقات برنمی آید .

    http://hazratekhamenei.blogfa.com
    ______________________________________
    .::(ورود برای بچه های قطعه آزاد است)::.
    http://hazratekhamenei.blogfa.com
    —————————————————-

  505. فطرس ملک می‌گوید:

    بچه ها پیشنهاد می کنم این سایتو ببینید
    خیلی جالب و حیرت انگیزه
    البته ممکنه خیلی ها دیده باشن ولی عالیه
    .
    مستند افشاگری – منجی بشیریت
    http://www.mankind-savior.blogfa.com

  506. ya zeinab می‌گوید:

    سلام… خواستم از شما و نیز خبرگزاری فارس تشکر کنم بابت تصحیح خبر! کلمه شهید اضافه شد:
    http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8907010322

  507. سیداحمد می‌گوید:

    سلام بر داداش حسین عزیزتر جان.
    آقا ما شدیدا ارادتمندیم.

  508. از دریا می‌گوید:

    تو روح بسیج و بسیجی

  509. اخراجی ها 3 می‌گوید:

    الهی نامه
    الهی!… رندان سینه چاک را از نقد این و آن ، باک نیست ، چشم حسودان را ، علاجی جز خاک نیست ، چشمی که شکوه ولایت تواند دید ، کور باد ، گوشی که جز تملق نتواند شنید ، از سروش رحمتت دور باد .

  510. 313 می‌گوید:

    سلام خدا قوت
    ستاره های حضرت ماه
    ببخشید همش میگم اینو ولی :
    اگه وقت کردید به وبلاگم سر بزنید و راهنماییم کنید!!!نظر نمی خوام راهنمایی میخوام
    http://talaeyeh1388.blogfa.com/

  511. بلاغت می‌گوید:

    سلام
    چند روزی نیست که از تولد ستاره وجودم در آسمان ماهمان می گذره
    خودم را وقتی ستاره دیدم که با پست (‌ به من هم می گویند سرباز؟) پا به دنیای سایبری گذاشتم … هنوز مانده قلمم قوت بگیره به همین خاطر از بعضی سایتها جون سایت شما و آقای یامین پور تلمذ می کنم می خواستم بگم لینکم کنید که …. آمار سایتتان را دیدم خجالت کشیدم آنلاینتان اونم سر ظهر بیشتر از بازدید هفته منه اما خوشحالم که لا اقل کامنتم را داشته باشید
    از خدا توفیقتان را می خواهم و ادامه همصحبتی تان را با دکتر یامین پور
    بگذریم که آرزویم بیشتر این بود که شما را در برنامه دکتر ببینم تا اینکه دکتر را در سایت شما !

  512. آیدا می‌گوید:

    یاراحم العبرات….
    داشتم امروز از خیابون رد میشدم…که یه دفعه دیدم عکس شهیدارو زدن وسط خیابون….از دور چهره هاشون مشخص بود اما اسماشون نه…..من اما همشونو میشناختم…اولین عکس شهید قدیانی…پدر شما بود…دومین عکس شهید کاظمی و….سومی….نمیدونم بگم شهید یانه….متوسلیان بود….کیف شناختن این شهیدان از دور واسم یه دنیا ارزش داشت…کاش اونا هم منو شناسایی کنن …حتی از دور…..

  513. amir می‌گوید:

    یک نفر ترازوی صدا و سیما را میزان کند
    http://rajanews.com/detail.asp?id=63235

  514. زهرا رمضانپور می‌گوید:

    سلام علیکم.
    ۱ـ به محض اینکه برگشتم اوّلین خبری که شنیدم این بود که روز ۹دی رو به اسم روز بصیرت و تجدید میثاق با رهبری نامگذاری کردن. بهتر نبود به اسم روز بزرگداشت نی ساندیس نامگذاری می کردن؟!
    ۲ـ یادش به خیر. پارسال یه خانوم کوچولوی نازنینی تو جمع بچّه های قطعه بود به اسم زهرا که ده سالش بود و شطّ رنج رو حفظ کرده بود! نمی دونم چرا این روزها یادش افتادم. به هر حال یادش به خیر!
    ۳ـ هشت سال تمام با شروع مهر، خاتمی خائن یه پرسشی رو مطرح می کرد پیرامون گفتگوی تمدّنها. اگه نبود هفتۀ دفاع مقدّس، شروع مهر برام بدترین خاطرات باقی می موند. همون موقعها هر وقت یادم میومد خاتمی(لعنت الله علیه) قراره باز اوّل مهر بیاد و ذرّت پرت کنه(!) غصّه م می گرفت. کاش مطلبی در رابطه با همین گفتگوی تمدّنهای ممّد تمدّن غیر متمدّن بنویسید.(خدا ذلیل ترش کنه.)
    ۴ـ در مورد مصاحبۀ فوق العاده تون با جناب آقای دکتر یامین پور: فکر کنم دو یا سه سال پیش بود که برنامه ای از شبکۀ ۳ سیما با اجرای … فرزاد حسنی پخش می شد به اسم فوق العاده. تو اون برهه در نوع خودش برنامۀ خوب و قابل توجّهی بود. اونقدر که حسابی سر و صدا کرد و مجلس یه نامه نوشت و از این برنامه تشکّر کرد. بعد از پخش هر سریال در پیت و مسخره ای هم عوامل اون سریال با جناب ضرغامی حتماً دیدار دارند و یه تشکّریازشون می شه. گذشت تا سال گذشته تو اوج حوادث و جریان فتنه، یه جوون خیلی بامعرفت و ولایی که اتّفاقا از اهالی صدا و سیما نبود، کار خطرناک و در عین حال مهمّی رو شروع کرد و اجرای برنامه ای رو به عهده گرفت که حقیقتاً خیلی عالی و تأثیرگذار بود. همون اوّلین برنامه فهمیدم این مثل بقیه نیست و کارش حرف نداره و به قول بچّه ها خیلی ایول داره! اطّلاعاتش بیست، سؤالاش معرکه و بعضاً سؤال ما. بارها شده بود تو ذهنم می گفتم کاش این سؤال رو بپرسه و اتّفاقاً همون موقع می پرسید. چون این جوون حزب اللهی از نسل جوونای نه دی و پیرو واقعی ولایته. نه کسی که فقط ادّعای این مسیر رو داشته باشه. بعد از یه مدّت دیدیم بعضیا حسابی در صدد گرفتن حال این رویش بعد از فتنه هستن و بعد با بی احترامی و توهین برنامه رو جمعش کردن و یه تشکّر خشک و خالی هم نکردن. انگار این برنامه از اون سریالای درپیت هم کمتر بوده باشه. به من یکی که راستش خیلی برخورد. زنگ زدم به شبکه و همینارو گفتم. بهم چه جوابی داده باشن خوبه؟ گفتن:«خانم، شما سر پیازی یا ته پیاز؟ شما چرا دایۀ مهربونتر از مادر می شی و …؟!!!»
    خلاصه که خدمت شما و جناب یامین پور عرض کنم شما نباید از همچین آدمایی همچین توقّعات زیادی(!) داشته باشید. ولی ما نسل ۹ دی بچّه های خوب و قدرشناسی هستیم و قدر امثال شمارو می دونیم و شما رو ارج می نهیم!
    آقای قدیانی، خسته نباشید و بابت این مصاحبۀ فوق العاده عالیتون متشکّریم.
    التماس دعا
    یاعلی

  515. غریبه می‌گوید:

    سلام هنوز نتونستم همشو بخونم ولی خیلی قشنگ بود سر دردامونو باز کرد
    یا علی

  516. دانشجوی گرافیک می‌گوید:

    سلام
    تابستون تو طرح ولایت ما رو بردن بهشت زهرا !
    اولین بار بود که میرفتم اوتجا !
    هیچ وقت اون روز به یاد موندنی رو فراموش نمی کنم!
    تو اون وقت کم به یه آدرس آشنا سرزدم !
    چند تا عکس هم گرفتم !
    عکس هایی آشنا!
    http://ups.night-skin.com/uploads/89-6/1340915950.jpg
    http://ups.night-skin.com/uploads/89-6/1301848519.jpg
    http://ups.night-skin.com/uploads/89-6/1324095747.jpg
    خوش به حال اونا !
    خوش به حال شما !

  517. میلاد پ س 3 می‌گوید:

    فدای سر انگشتانت
    شعری از شهریار و نمایی از ماه
    http://s9.aks98.com/images/11361331709005712639.jpg

  518. amir می‌گوید:

    سلام بر داداش حسین
    داداش کمی بتحویل ما را
    ادامه مطلب را کی می گذاری ایا؟
    مطلب جدید ؟
    کتاب سفرنامه؟
    سمفونی مورچه ها؟
    ……………………………………………………………………
    خیلی مخلصیم داداش حسین

  519. 313 می‌گوید:

    ببخشید یه سؤال !!!
    کی میدونه آخرین رکورد نظرات قطعه چنده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  520. س.ص می‌گوید:

    سلام

    آقا بچه بسیجیا

    تو رو خدا یه شب بیاید این نیاورونو جمع کنید به خدا اوضاع خیلی خرابه فساد از سرو روش می باره

    کمک کمک بابا مملکتمون به……..کشیده شده

    نیاورون خرابه شبا خونه فساد شده

    کمک کمک

  521. خان باجی می‌گوید:

    سلام علیکم
    میگم حاج آقا دیگه روز شمار عاشورا ندارید ؟

  522. سپهر سخنور می‌گوید:

    با
    “دوست داشتم رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام باشم!”
    به روزم خوشحال می‌شم یه سر بزنید

    http://arzian.pelakfa.com

  523. فرص الخیر می‌گوید:

    سلام به همه ستاره ها و لاغیر
    اومدم برای رفع دلتنگی
    لااقل تو دلتون جوابمو بدین دلم وا شه
    البته من فقط با ستاره هام و لا غیر

  524. خودم می‌گوید:

    خیلی عالی بود. مصاحبه خیلی خوبی بود.
    اما کاش این وسط یه دلنوشت بذارین. خیلی دلمون تنگ شده.

  525. شقایق می‌گوید:

    سلام حاجی اومدم برا اینکه دلم واشه و یگم خسته نباشی داداش حسین بچه بسیجی ها……..
    برا رفع خستگیت هم اللهم صل علی محمد و علی محمد و عجل فرجهم

  526. نادر بکائی می‌گوید:

    سلام حاج حسین. من میدونم تو مکه نرفتی و میدونم که کربلای ۵ رو هم ندیدی تا بهت بگم حاجی اما از برو بچه های کربلای پنجی و امثالهم کم ننوشتی و کم نگفتی. اصلآ معرکه تو الان تو این سنگره. بجنگ تا شهید بشی. زمون جنگ هم همه نمیتونستن برن جبهه . یا اصلآ لیاقت رفتنشو نداشتن یا عذری داشتن.الانم کسی مثل تو کمتر وسط این کارزار پیدا میشه . خدا قوت حاجی
    در ضمن با مطلب :( درخواست یک جوان ایرانی از ارتش اسراییل : شما را به خدا به ما تجاوز کنید) به روزم .

  527. حاج مرتضی می‌گوید:

    یا علی
    بچه های قطعه کلیک کنند…. http://hazratekhamenei.blogfa.com

  528. خادم الشهدا می‌گوید:

    سلام بر اهالی خوب قطعه
    و صد البته اول صابخونه

  529. محمد می‌گوید:

    “توسط از دریا مورخ ۳ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۱۵
    تو روح بسیج و بسیجی”
    سلام…………………….. وقتی این متن رو دیدم اعصابم ریخت بهم از صبوری داداش حسین. خدا ان شاء الله همه ما رو به راه راست هدایت کنه!

  530. خادم الشهدا می‌گوید:

    میبینم که
    همگی تو کف یه جواب موندین .
    یا شاید بهتره بگم موندیم.
    هیییییییی
    روزگاره دیگه

  531. یک بنده خدا می‌گوید:

    اگه اتفاقی افتاده به مام بگید…

  532. طاهره فتاحی می‌گوید:

    سلام علیکم.
    یه هفته نبودم,تمام اتفاق های جدیدی که امکان داشت بیفته,افتاد.
    عیبی نداره.
    قسمت ما هم این بوده دیگه…

  533. یک بنده خدا می‌گوید:

    فکر کنم برادر یامین پور بدقولی کرده…نه …مثل اینکه واقعا باید بره نماز جمعه

  534. مصباح می‌گوید:

    سلام علیکم
    بعد از هزار سال دوباره اومدم اینجا مطلب خیلی خیلی طولانی بود کاش وقت داشتم یه دفعه بخونم مجبورم خورد خورد بخونمش ولی حتما حتما قشنگه می دونم!

  535. یک بنده خدا می‌گوید:

    هیییییییییییییییی!!!!!

  536. سحر می‌گوید:

    سلام سلام
    “امام در بیداری با ما، در خواب با شما”. یه همچین وقاحتی مطلبهای شمارو میطلبه.از بغض زیاد زده به سرش.خدا شَفاش بده.شِفا نه ها همون شَفا!
    انشاالله که کاملش رو بخونیم.

  537. خادم الشهدا می‌گوید:

    ایول ایول
    خوشم میاد هنوز تو کفیم.
    بابا
    حاجی
    داداش
    جوابو نخواستیم.

    حاجی این جناب یامین هم خوب ما رو سرکار گذاشتا!
    حالا خوبه بیکار بودیم و گرنه دوشیفت کار کردنه سخت بود.والا

  538. بهشته فاطمی می‌گوید:

    سلام برادر!
    اگه میشه یه مصاحبه هم با سردارقاسمی تو هفته ی دفاع مقدس انجام بدین شما ایشون و احتمالا میبینین!! ولی ما چی؟!ما که تو تلویزیونمون !!فقط طرز تهیه ی انواع واقسام غذاها رو داریم!!!
    مصاحبتون با آقای یامین پور هم عالی بود.

  539. فرشید می‌گوید:

    سلام
    آقا حرف دل مارو زدی
    دستت درد نکنه

  540. ناصربهرامی راد می‌گوید:

    طیب الله انفاس و اقلام(قلم های) جفتتان . این آغوربخیر را بابت آن گفتم که یک «حاجی انا شریک»ی عرض کرده باشم . بالاخره ما هم طالبیم اسممان توی کتاب مصاحبه باشد ولو به عنوان پاتال بی خاصیت نسل دومی !

  541. زینب.م می‌گوید:

    دست مریزاد
    اجرکم عندالله… .
    التماس دعای فرج و دعای خیر

  542. ستاره خرازی می‌گوید:

    تلویزیون آوینی ، تلویزیون ضرغامی
    شاید تا به حال به این فکر کرده باشی اگر حادثه کربلا برعکس میشد امام حسین ع چقدر یاور داشت و با کمکشون چه کارها که نمی شد کرد
    لشکری که به جرات می شه گفت هیچ کدوم از امامامون نداشتن
    مطمئنا ادب و فضل عباس کشور گشایی میکرد و چهره پیامبر گونه علی اکبر بر دلها حکومت و سجاد حماسه حسینی درس
    میداد وعلی اصغرمعلم جهاد بود و قاسم و عبدالله و……….
    ولی خواست خدا چیز دیگه بود در مقیاسی کوچکتر فرض کن فرزندان روح الله در جهاد به شهادت نرسیده بودند و این ۳۰۰ هزار شهید ، سازندگان انقلاب بودند : چمران وزیر جنگ نبود که وزیر فرهنگ بود و همت وزیر آموزش و پرورش ،متوسلیان وزیر امور خارجه ، خرازی وزیر دفاع ، کاوه وزیر اطلاعات ، آوینی رییس صدا و سیما و باکری شهردار تهران ،زین الدین ، ردانی پور، هاشمی ، خندان ، دقایقی ، کریمی ، کاظمی ، وزوایی ، موحد دانش ، جهان آرا ، کلاهدوز، صیاد ……… چه کشوری چه گلستانی چه کانون غبطه ای وچه قبله آمالی برای همه مسلمانان
    اگر آوینی رئیس صدا و سیما بود مطمئنا از تو بهترین قدردانیها رو می کرد و تو رو رویش و سرمایه ای برای
    صدا و سیما و حتی انقلاب می دونست
    اگر آوینی بود تلویزیون چی بود و حالا که نیست تلویزیون هیچی نیست
    فقط در دو ماراتن برای بردن از ماهواره یامین پورها رو زیر پا میذاره
    اگه اشتباهه ، اگه نیست بگو
    مگه استقبال ما ملاک نیست ، ما هیچ وقت از سریالا تشکر نکردیم ولی از برنامه تو تشکر کردیم
    هر چند که ما دوست داشتیم تو تا آخر بری و به هدفت برسی ولی همه میدونیم چرا نمیشه
    مطمئن باش شهدا تک تکشون از زحماتت قدردانی میکنن و یه روز سیمرغ بلورین رو به عنوان یکی از بهترین ستاره های حضرت ماه از دست حضرت خورشید میگیری ان شاالله

  543. ناشناس می‌گوید:

    چی شد اون یادداشتها؟

  544. زینب می‌گوید:

    دیر بازی نگذشته در شروع روز جمل صدای مولایم در گوش صحرا و آسمان پیچید:
    «آگاه باشید شیطان حزب خود را جمع کرده است و سواره ها و پیاده های لشکر خود را فراخوانده است»
    سنگریزه های بصره هم شنیدند اما گوشهای شنوای کوفیان کر بود.فریب قرآن های سرنیزه را خوردند. چشم فتنه درآمد. اما چشمه فتنه درنیامد تا تبدیل به جام زهری شد که امام مجتبی آن را سرکشید و پیمان صلحی را امضا کرد که از ابتدا زیر دوپای معاویه بود. تا به تیر سه شعبه ای تبدیل شد که چشمان نازنین عموعباس را به خون نشاند تا …
    امروز چیزی که زیاد است قرآن سرنیزه. شیطان به نفرنفر جنود خود قرآنی داده تا سرنیزه کنند. لباس, سابقه, سیادت, حتی بهشتی, همت و باکری هم امروز شده اند قرآن سرنیزه. بعضی عکس با امام را سرنیزه می کنند بعضی تفسیر عکس سخنان آفا را.
    ناراحت نشو آقای یامین پور. تومگر برای خدا کار نکرده ای؟ خوب مزدت را برو از همان خدا بگیر. ما اینجا به کسانی مزد می دهیم که فقط به فکر جیب خودشان باشند. البته خانه داشتن در لندن و لاس وگاس, سفر دوردنیا و ماشین ضد گلوله و هزار کوفت و زهرمار دیگر هم جزء شرایط قبولی است که تو هیچکدامشان را نداری. تو خواستی عمار باشی برای سید علی اما ما اینجا فقط به اشعث بن غیث نیاز داریم. عمروعاص هم گاهی سری بزند بد نیست.معاویه هم که از بزرگان است. اما تو این وسط زیادی هستی. ما به تو نیازی نداریم.ما اینجا به شتر سرخ مو نیاز داریم که فضولاتش به عوام شفا می دهد و کوهانش به خواص سواری. برنامه ای که نه بشود در آن تبلیغ زرماکارون کرد, نه فردوسی پور باشد که بین واعظ و قلعه نویی دعوا بیندازد همان تعطیل شود بهتر است. ناراحت نشوی ها اما تو باآن قیافه حزب الهی همان به درد کیهان می خوری. رسانه ملی جای زیرابرو برداشته ها و موتیغ تیغی هاست نه تو.
    به گمانم هنوز روز جمل به آخر نرسیده. صدایی می شنوم که آشناست. صدای مولایم علی است:
    «امروز ما و شما بر سر دوراهی حق و باطل قرارداریم. آن کس که به وجود آب اطمینان دارد تشنه نمی ماند»

  545. sepid می‌گوید:

    پس حرف آفا که در جمع دانشجویان که گفتند “جای مناظره های این چنینی در صداو سیما نیست چه؟؟ آخر ما نمیدانیم اگر دیروز امروز فردا دوباره شروع شود مخالفت با این حرف آقا نیست؟یا اینکه این صحبت های آقا مصداق های دیگری دارد؟؟

  546. amin می‌گوید:

    دنیای امروزما:

    دنیای آگهی ونیازمندیهاست

    دنیای نیازهایی که از جنس اتومبیل است و آجرو عروسک و وام و تجمل و …

    دنیای صفحه های حوادث

    قتل ،کلاهبرداری، دزدی، دوری و…

  547. 4سوق می‌گوید:

    “ملت، بدون اعتنا به ریزش هایی که ممکن است در آینده هم تکرار شود به حرکت پر رویش و پرنشاط خود ادامه داده و خواهد داد.”
    “ملت، بدون اعتنا به ریزش هایی که ممکن است در آینده هم تکرار شود به حرکت پر رویش و پرنشاط خود ادامه داده و خواهد داد.”
    این بخشی از صحبت های رهبر انقلاب در دیدار با جوانان بسیج شازندگی در روز ۳۱شهریور امسال بود
    آقا حسین و آقا وحید هنوز زود خسته بشین
    به مقصد نرسیم هنوز!
    یه کم بانشاط تر و با روحیه تر! بسیجی که خسته نمیشه!
    خداقوت

  548. یاس می‌گوید:

    سلام

    کیف کردم از این سرباز آقا…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>